قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

اتابک بیرامی خنده تو

خنده و فواید آن

خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.   خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.   خنده فشار خون را تعدیل می‌کند.   خنده سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.   خنده زبان مشترک همه جهانیان است.   خنده هیچ هزینه‌ای ندارد.   خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.   خنده ، خنده می‌آورد و مسری است.   خنده در هیچ حیوانی دیده نمی‌شود و مختص آدمی است. منبع: beytoote.com

خنده

 خنده در تامین شادی خودكفاستموجب خشنودی هــر مبتلاستخنده یك ورزش همانند شناستچون كه بر افسردگی فرمانرواستخنده خوشحالی بی چون و چراستطالبش هم شاه است و هم گداستخنده های عاقلانه كم صداستچون بهین سنّت ز رسم انبیاستخنده چون آبی گوارا تشنه راستنیك نوشی ضدّ امراض و بلاستخنده ی آرام از شرم و حیاستخنده ی جاهل همیشه پرصداستخنده از روی رضا شكر خداستبلكه پایان تمـــام غصّه هاستخنده داروی امراض شماستحرف دشمن همچنان باد هواستخنده رویی شیوه ای از اولیاستپس جواب خنده رو صد مرحباستخنده در هنگامه ی مرگ هم بجاستسنّت جـمعی شــهید كـربلاست  

خنده هایی غیرعاقلانه

دختره نکبت نشسته روی تختش هندز فری هم توی گوشش مثلا فیلم خنده دار می بینه بعد هی هر یک دقیقه یک بار  یا چهل ثانیه یک بار هر هر هر می زنه زیر خندهمن فقط نگاش می کنمرفتارش مثل دیوونه هاست هیچ تفاوتی با یک دیوونه ندارهمن شک ندارم چیزی که می بینه اونقدرها هم خنده دار نیست که با صدای بلند صدای خنده اش در بیاد اونم خنده ای که از ته دل نیست خنده هایی سطحی محض جلب توجه هم اتاقیاش 

بودن و نبودن

ساعت 11 بود بالاخره تالبو منحوست از جلو چشمم عبور کرد. با اون کت اسپرت آبی که خیلی بهت میاد. تو زیباترین مردی هستی که تا حالا دیدم. خدا حسابی روت وقت گذاشته. یه قامت بلند و استایل فوق العاده. مگه میشه آدم اینهمه بی ایراد باشه؟! همین روزا عکست رو می ذارم پروفایل وبلاگم. کی به کیه. مگه تو می بینی.سه سالی که نبودی روزهای سختی برای من بود. درست مثل 5 سالی که بودی! درست مثل الان. اصلا موضوع بودن و نبودن تو نیست. کلا سخت می گذره. وقتی می بینمت که از ترس روبرو شدن با من با وحشت از مقابل من فرار می کنی عذاب می کشم. وقتی نیستی اونقدر دلتنگت میشم که انگار یه ماده مخدری بهم نرسیده. پر پر می زنم حامد. می فهمی یعنی چی؟!نه بابا تو چی می فهمی. فقط فکر خودتی. شنیدم که چه جور آدمی هستی. میگن زنت رو دق دادی. از بس خودخواهی. باور نمی کنم کسی بتونه تو رو دوست نداشته باشه. مگه میشه چشم از اینهمه زیبایی برداشت؟ آدمها چطور می تونن عاشق تو نشن؟ می دونی چیه؟ آرزوی من داشتن تو نیست حامد جان. چون این چیزی نیست که تو بخوای. آرزوی من این بود که اتابک من زنده بود. کاش اون بود و مقابل چشم من قد می کشید و مثل تومی شد. هزار بار بهت گفتم . اگه اتابک زنده بود می هیچوقت جای خالی اون رو با تو پر نمی کردم و این زجر دائمی رو برای خودم نمی خریدم.

خنده

امروز یه جوک خنده داری دیدم خیلی خندیدمیه لحظه به خودم اومدم دیدم واقعا خیلیوقته از ته دل نخندیدم انگار این خنده ها برامناآشنا بود.راستی چیشد خنده های واقعی و ازته دل اززندگی من رفتاصلا نمیدونم کی بود که برایآخرین بار واقعا از شوق خندیدم.هیچی یادم نمیاد.

خنده های تو

جهان منهای خنده های تو چه معنایی داردوقتی امید شکوفه ها در ساقه گل یخ میرندجهان منهای خنده های تو چه معنایی داردوقتی رنگ ها در بوم نقاشی حس غربت دارندجهان منهای خنده های تو چه معنایی داردوقتی باران در گلوی ابرها حبس می شودجهان منهای خنده های تو چه معنایی داردوقتی کبوترها از پنجره می هراسندجهان منهای خنده های تو چه معنایی داردوقتی کافه ها طعم قهوه ات را گم کرده اندمهدی شهریاری

خنده کن .

شبی در کنج میخانه نشستم  رو به سوی آن خدابگفتم : ای تمام دین و ایمانم روح و جانم مهر و آرام و قرارمبگفتا : جانمبگفتم : ندارم خنده ی بر لب ، ندارم دلخوشی یا رببگفتا : خنده کنبگفتم : در دلم غوغای مجنون سر دمیده ، روحم خسته و جانم بر لب رسیدهبگفتا : خنده کن بگفتم : خنده را ز سر مستی معنا کنم ، که نه مستم ز یار، سزاوارم سزاوار بگفتا : خنده کن بگفتم : گر همه خنده کنم آرام میگیرم ولی گرهمه خنده کنم دلشاد میگردم ولی . گر همه خنده کنم می گرید غم  می رود اندوهم ولی .بگفتا : پس خنده کن :)بگفتم : خنده کردم . خبـــــــ  آخرش چه؟بگفتا : دهم شادی ، دهم لبخند بی پایان ، دهم دنیا ، دهم روحی چنان آرام بگفتم : پس گریه چه؟بگفتا : گیرم از تو گریه را ، غم را و اندوه سر بسته را ، گیرم از تو دل پر غصه را ، آشوبی و نگاه پر کینه را بگفتا او بگفتم من : پـــــــــــــــــس خنـــــــــــــــده کـــــــــــــــــن :)                                    

خنده‌های خیالی

به نام خالق بی‌همتا صدای خنده‌هاش فضای تنهایی‌هاش رو پر کرده بود انگاری می‌خندید تا هیولای تنهایی و خستگی‌هاش جرئت حمله به قلبش رو پیدا نکنه و تو همون پستوی انتهایی چشماش دوران اسارتش رو بگذرونه. از خنده‌هاش یه نقاب رنگی ساخته بود تا یادش نره تنها سلاحی که براش مونده تا با اون هیولاها بجگنه همین خنده‌های بی‌صدای جسم و روحیه که دلش تاب باختنشون رو نداره. آخه اگه یه روزی همین رو هم از دست می‌داد باید مثل یه کویر، همیشه تشنه دیدن حتی یه سراب از رویای خنده‌هاش باشه. همین خنده‌ها بودن که اجازه نمی‌‌دادن، مغلوب مرز میون دشت امید و دره ناامیدی بشه. 

با عشق تو از مردم این شهر بریدم.

1. گفتم معلم جدید اوردن؟ خیلی باحال می خنده :)) ری ری minute رو گفت مینیت و کم مونده بود برم برا خانومه چایی نبات بیارم خنده ش بند بیاد :| بعد اصن به همه چی می خندید. بعد من از خنده های اون خنده م گرفته بود، اون میگفت چرا میخندی؟ گفتم از خنده شما خنده م میگیره.  اونم گفت منم از خنده تو خنده م میگیره.  منم گفتم منم از اینکه شما از خنده من خندتون میگیره خندم میگیره. اونم گفت منم از اینکه تو بخاطر اینکه از خنده من که بخاطر خنده توعه خنده ت گرفته، خندم گرفته.  هیچی اقا رگ به رگ شدیم اصن :)))))))) یاد یه دوست دارم که دوست داره با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشه افتاده بودم :/   ری ری که سوال حل میکرد و تند تند جواب میداد خانومه عاشقانه نگاهش می کرد. به ری ری گفتم میخواد برا پسرش بگیرتتا. ری ری هم گفت نخیرم من میخوام تو رو بگیرم :))))  جوابش مشت محکمی بود بر دهان همه پسر معلم فیزیکا که از خنده من خندشون میگیره :))))   2. امتحان زبان با بچه ها برنامه ریختیم طبق معمول :)) یکی vocab رو گرفت بزنه به بقیه بگه یکی گرامر و فلان و بهمان. هیشکی reading برنداشت من دیدم reading نشسته یه گوشه داره غصه میخوره :( رفتم بغلش کردم بعدم به بچه ها گفتم reading با من :)  یه سوالش یه جای خالی داشت، سه تا گزینه داشت که باید یکیشو میزدیم (a,b,c) منم بلد نبودمش گفتم شانسی میزنم، زدم d :] زیبا نیست؟        

جوک های خنده دار جدید

جوک های خنده دار جدید   یه روز سه تا بنده خدا نشسته بودن جایی، یکیشون یه عدد میگفت بعد همه شون هرهر میخندیدن و ریسه می رفتن.یه نفر می رسه میگه آقا قضیه ی این عددا چیه؟میگن ما حال نداریم جوکها رو کامل تعریف کنیم واسه ی هر جوک یه عدد گذاشتیم. وقتی یکیمون اون عدد رو میگه ما یاد اون شماره جوک میفتیم و میخندیمبهش میگن حالا تو یه عدد بگو. یارو میگه 37یهو هرسه تا میزنن زیر خنده از شدت خنده اشکشون در میاد میگن ای ول دمت گرم این یکیو تاحالا نشنیده بودیم

خندیدن واقعی در مدرسه

 ما یك خنده ذاتی یا خنده درونی داریم و یك خنده مصنوعی یا اكتسابی. خنده درونی مربوط به كودك درون ما می شود. ما زمانی كه عمیقاً نسبت به یك مسئله ای شاد شویم، شروع می كنیم به خندیدن. كما این كه عكس این قضیه نیز صادق است. وقتی كه ما غمگین می شویم، شروع به گریستن می كنیم. پس این هیجانات به واقع مكمل شخصیت ما هستند. خنده درونی (خنده واقعی)، بخشی از عملكرد شادی كودك درون ماست. مگر این كه ما بخواهیم لبخند اكتسابی بزنیم. لبخند اكتسابی لبخندی است كه مثلاً من در عین ناراحتی با ورود یك شخص تازه وارد به محیط، لبخند می زنم و سعی می كنم خودم را شاد نشان دهم كه از آمدن او خوشحال شده ام. ولی اگر بخواهید خنده واقعی را ببینید، باید به سراغ كودكان بروید ، بازی ها و ارتباط هایی كه با هم دارند و خنده هایی كه از ته دل سر می دهند. در حقیقت خندیدن ، نوعی ابراز هیجان و شادمانی است. حالا چگونه میتوانیم بفهمیم که خنده ای که ما در مدرسه داریم از روی شادی است و از روی افسردگی نیست؟ 

376 + 980

بسم الله   آذر هم آمد. پاییز واقعا دارد تمام می‌شود. اما، چه لحظه‌های عجیبی که نارنجی‌طور در آن ثبت شدند. از این‌طرفِ ولیعصر تا آن‌طرفش. انقلاب و دستفروش‌هایش. مترو و له شدن و خنده‌هایمان. تئاترشهر و چراغ قرمز‌های روی اعصابت و خنده‌های من. عکس علی فروغی که همین دیشب خاطره‌اش را ثبت کردیم. چه دوندگی‌ای. چه خنده‌هایی. چه سرمایی. چه سوزی. چه نگاه‌هایی. چه لب‌خندی. برایت نوشتم آخرین ماهِ پاییزت به خیر و خوشی. واقعا برای همه‌مان خیر و خوشی طلب می‌کنم از خداوند. خوشی‌های خنده‌دار. خوشی‌های نارنجی‌طور. حتی بزرگترینش؛ فیروزه‌ای.  

خنده و تایید نابجا

مراقب خنده هات باش ، ممکنه بعضی وقتا با خنده ای که می کنی مُهر تاییدی بزنی بر رفتار اشتباه دیگری ، رفتار اشتباهی که با خنده ی تو بیشتر تکرار بشه و به هر نحوی دل کسی برنجه ، قُبحی شکسته بشه و گناهی صورت بگیره ! روز حسابرسیِ اعمال که می شه یهو می بینی توی پرونده اعمالت ، مواردی هست که هیچ جوره نمی تونی درکش کنی ، همش می گی خدایا من که این کارا رو نکردم و بعد هم جواب می شنوی که درسته که این کار رو نکردی ولی خنده ی تو ، لایک تو ، انتشار مجدد تو باعث شد که تو هم توی این کار اشتباه شریک بشی !! امام جواد علیه السلام هم فرمودن آنکه گناهی را تحسین و تایید کند ، در آن گناه شریک است . خیلی مراقب باش !!

روزگارم لحظه ای بی خنده های تو مباد

روزگارم لحظه ای بی خنده های تو مباد گرچه از گل خنده هایت عشوه می ریزد زیاد  بوسه هایت توت شیراز و لبت سوهان قمشربت این عشق را باید چگونه شرح داد ؟ خنده هایت تک نوازی سه تار ذوالفنون هرم چشمانت چو تصنیف بنان همواره شاد  نقش اندامت که نقاشی بهزاد از بهار خط نستعلیق لبهایت که خط میر عماد  ناوک مژگان تو شور غزل های همه ای تو مضمون تمام قصه های شهرزاد  در پریشان حالی موهات احساسی قشنگ پنجه می اندازد از شوریدگی در دست باد  با نگاهت نقل می پاشی به روز لحظه ها با تبسم می کند هر لحظه دنیا از تو یاد  شور دلچسبی نشسته در نگاه خسته ات روزگارت در پناه اعتبار " وان یکاد "  زندگی بی خنده هایت در سراشیبی مرگ روزگارم لحظه ای بی خنده های تو مباد  امیر نقدی لنگرودی

احساس خنده

چند روز پیش برای اولین بار به فکر فرو رفتم که آخرین باری که خندیدم کی بوده. البته لبخند که زدم. اما خنده را یادم نمی آمد. همین الان دراز کشیده بودم و داشتم توییتر فارسی میخاندم و ناگهان خندیدم. چنان خندم گرفت که سرمو کردم تو بالش. بعد در حین خنده پوست لبمو روی دندونام حس کردم. عضله های گونه م رو روی بالش حس کردم. بعد صربان قلبم و حس کردم. بعد نفس هامو. و همچنان داشتم میخندیدم. خنده ی خودمو بعد از مدت ها احساس کردم. بغضم گرفت. منقبض شدم.

کمک به تقیت حافظه،راهکار تقویت حافظه

خنده فراموش نشودخنده تمایل به یادگیری و یادسپاری را بر می انگیزد،خلاقیت و خودنظم دهی را افزایش می دهد.خنده موجب حالت مثبت قدرتمند ذهن می شود.خنده نقش حمایتی و تقویتی را بر روی مغز و بدن ایفا می کند.از آنجا که اشتغال ذهنی و اضطراباز موانع یادگیری به شمار می روداز این رو خندیدن در ابتدایمطالعه باعث ایجاد ارامش فکری می شود و فرایند یادگیری را آسان می کند.از این رو،تمرین خنده به فواصل زمانی در روز باعث می شود اکسیژن بیشتری به مغز برسدو با آزاد شدنهورمون های انرژی زا در بدن، فرد احساس آرامش بیشتری می کند.بدن ما به طور طبیعی مجهز به مواد شیمیایی ضد دردی است که در صورت وم برای تخفیف درد از مغز آزاد می شود وآندروفین نام دارد.خندیدنباعث افزایش ترشح این مواد می شود.

دانلود آهنگ خوش خنده من از سینا درخشنده

دیدمت عشق میان قلب مندامن گرفت آسمانم از سر خشنودی باریدن گرفت چشم هایت غصه را از زندگی من گرفترفت از همه عالم دلم تصمیم دل کندن گرفت دلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوام بمون همیشه تو دلم نازتو دائم میخرم بخند تا از غصه درآم آهنگ شاد ارکستری تالار برای عروس و دامادترکی فارسی کردی عربی شمالی لری لکی

دلبر من

دلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوامبمون همیشه تو دلم نازتو دائم میخرم بخند تا از غصه درآمدلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوامبمون همیشه تو دلم نازتو دائم میخرم بخند تا از غصه درآمباش تا مرگم سرت باشد به روی شانه ام عطر تو دائم پیچیده در فضای خانه امخوب میدانی که من یک عاشق دیوانه ام خوب میدانی که من یک عاشق دیوانه امدلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوامبمون همیشه تو دلم نازتو دائم میخرم بخند تا از غصه درآمدلبر خوش خنده ی من حرفاتو با خنده بزن لحن قشنگتو میخوامبمون همیشه تو دلم نازتو دائم میخرم بخند تا از غصه درآم 

خنده چگونه به وجود می آید و فواید خنده چیست؟

چگونگی به وجود آمدن خنده خنده، یک انفجار سیستم لذت در مغز است . خندیدن، یک پدیده پیچیده است که از سه لایه عصب شناختی، زبان شناختی و جامعه شناختی قابل بررسی است. در زمان خندیدن ، ۴۴ واحد حرکتی فعال می شوند و تفاوت خنده با لبخند، این است که در خنده، عضلات به صورت فعالانه منقبض می شوند، درصورتی که در لبخند ، عضلات منقبض نمی شوند.بخش پیش پیشانی مغز نقش اساسی در خندیدن دارد، چون این بخش در یادگیری انسان نیز حائز اهمیت است ، لذا نتیجه می گیریم که تولید خنده، یاد گرفتنی است و همه ما شرایط و توانایی ، تولید آن را داریم. منبع:beytoote.com  پرسش مهر 20

تاریخ ابهر _ (ابهر از لابلای کتاب های قدیمی)

ذکریا قزوینی می نویسد: گردش شهر باغستانی بسیار زیبا که به وسیله بهاء الدین حیدر از نسل اتابک شیرگیر سلجوقی در قرن ششم بنا شده است چون این حصار پناهگاه سرکشان بود به وسیله حاکم ویران شد و مدت ها متروکه ماند در آنجا چشمه ایست که هر که تیر در بدنش مانده باشد و از آب آن چشمه بیاشامد تیر جدا شده بیرون آید.مردم ابهر خوشرو و زیبا هستند و به فضل و ادب مشهورند و وحدت کلمه و اتحاد آنان موجب شده که هیچ حاکم ستمگری نتوانسته است خلافی مرتکب شود.

جک های خنده دار

جک های خنده دار   توی رستوران، لیوان رو بر عکس گذاشته بودند روی میز حیف نون می ره می نشینه سر میز، میگه:این چه لیوانیه که سر نداره؟!”بر عکسش می کنه، می گه:چه جالب! ته هم نداره!”  

هجده

بچگیام با تمام وجود می‌خندیدم قدیما با چشمام یه بازه‌ای که خیلی هم دور نیست، با لبم و الآن، با دلم! یه وقتاییش چشممم توش دخیل میشه اما نه همیشه اصلا یه جاهایی هست که ظاهرم تغییر نمی‌کنه اما دارم می‌خندم!   خنده‌ی الآنم نادر و عمیقه خنده‌ی قدیمام قشنگ بود خنده‌ی بچگیم پر از زندگی و من گاهی دل‌تنگ انواع دیگه‌ی لبخندم میشم :)

انتهای رابطه

 وقتی می خندید چشمانش را می بست و دندانهای مرتب و سفیدش را با خنده ای از ته دل به معرض نمایش می گذاشت و آن خنده زیبا تا چندین ثانیه ادامه داشت و من نظاره گر بی ریاترین خنده های دنیا بودم و هیچ وقت دوست نداشتم که خنده هایش تمام شوند . وقتی سرش را بر روی شانه ام می گذاشت ، طُره موهایش صورتم را نوازش می کرد و من غرق می شدم در آن موهای بلند و هیچ وقت دوست نداشتم که موهایش را کوتاه کند .عاشق که شد من مهمترین موجود دنیا بودم برایش و مهربانترین موجودی بود که دیده بودم و من چقدر خوشحال بودم و هیچ وقت دوست نداشتم که دستانش را رها کنم .وقتی که رفت نمی خندید ، موهایش کوتاه کرده بود و از من به شدت متنفر .

سیدنوید سیدعلی اکبر

"سیدنوید سید علی اکبر" نوییسنده ی خوبی است. سیدنوید سیدعلی اکبر نویسنده ی خیلی خوبی است. اول او را در مجله ی "عروسک سخنگو" شناختم. گفتم مگر کیست که عروسک این قدر تعریف اش را می کند. چند شب پیش با علی کلاس چهارمی مان کتاب "آموزش های داستانی مامان پیچ برای هیچ" او را خواندیم. توی اتاق می خواندیم و می خندیدیم. صدا توی خانه می پیچید. یک هو دیدم صدای خنده ی بقیه ی اعضای خانه هم بلنداست. کتاب، آموزش داستان نویسی است ولی بسیار خنده دار و دوست داشتنی. با خنده خنده زیر و بم داستان نویسی را آموزش می دهد. دیروز هم سر کلاسی در مدرسه کتاب " کره الاغ و دو تا موز قایمکی" او را خواندیم و هم زمان نمایش اش را با دانش آموزان بازی کردیم. داستانِ کتاب، نمایشی و جذاب بود. از خنده روده برشدیم. یک طنز خوب و پاکیزه و عمیق. آفرین به نوید.

بخند با تمام وجودت

سلام دنیام شاد و خندان باش، تا من نیز چنین باشم. با تمام وجود و از ته دل بخند، زندگی‌ مقدس است. خنده ای از ته دل و با تمام وجود، چقد زیباست این حس قشنگت. کاش نقاش بودم تا این حس قشنگتو نقاشی میکردم، وقتی میخندی بگذار تمام سلول ‌های بدنت به همراه تو بخندند. بگذار خنده از فرق سر تا نوک پایت گسترش یابد. بگذار به ژرف‌ ترین و درونی‌ ترین نقاط وجودت برسد. تا من خنده را در ژرفای چشمانت بیابم. 

زندگی درک همین اکنون است.

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست؛شاید آن خنده که امروز،دریغش کردیم،آخرین فرصت خندیدن ماستهرکجا خندیدیم،زندگی هم آنجاستزندگی شوق رسیدن بخداستخنده کن بی پرواخنده هایت زیباست.

:)))

بعضی حرفا اینقدر وحشتناک و غیر قابل باورن که آدم فقط میتونه بهشون بخنده.خنده ها.خنده ی شدید.از اونا که بعدش میگی مگه میشه مگه داریم.فیلم هندیه مگه.بعد این همه مدت به همین راحتی بیان بگن.چه کشکی چه دوغی چه دوست داشتنی.چه قلبی.اشتباست برو خونتون.!!

فرق بین زن و مرد چیه؟ طنز خنده دار

فرق بین زن و مرد چیه؟ طنز خنده دار  وقتی کوچولوها سوالای جنسی داشته باشن باید جوابشون رو داد وگرنه وضعیت وخیم میشه مثل ماجرای زیر که یک خاطره هست:   من مشغول تماشای سریال ، دخترم بدو بدو اومد و پرسید .دخترم : مامان تو زنی یا مردی ؟من : زنم دیگه پس چی ام ؟دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟من : نه مامانی بابا مرد .دخترم : راست میگی مامان ؟من : اره چطور مگه ؟

474

"کیف گربه ای " میخواد او رو تور کنه ! * یکی از دخترا با داداشش حرف میزد من از چیزی خنده ام گرفت ،بلند خندیدم  . داداشش گفت فکر میکنم چند تا دختر که همه اش پی خنده و خوشی ان تو اتاق جمع شدین :|||* اتاق ما چهار نفره ولی پاتوق همه گروه ها و اکیپاست .:دی  

خنده داره

وضعیت های بد اگه زیاد طول بکشن از یه جایی به بعد دیگه خنده دار میشن. تا یه جایی تحمل می کنی، تحمل می کنی ، تحمل می کنی بعد میبینی دیگه ادامه پیدا کردن یا نکردن وضعیت هیچ تفاوتی تو حس و حالت نداره و همین تا حدودی خنده داره.این چند روز بی اینترنتی نشون داد وضعیت کشور به کجا کشیده شده.از اینجا به بعد باید خندید وخندید. تا زمانی که بطور کامل تموم شد.ثبت شود به سوم آذر ۹۸. چند ساعت بعد از قطعی چند روزه اینترنت.

عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام

عکس های خنده دار   عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام  در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید. حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟ البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم! هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی داریم اما در واقعیت… هیچی بدتر از یه سوسک بالدارنیست مـن چشمان خویشتن دیدم کـه جان و تخم دو زرده ام میرود… آخرش ستایش خوشبخت شد شـما رو یه جایی دیدما ولی هرچی فکر می‌کنم یادم نمیاد کجا بود… داداش بزن گوشی رو بشکن اما نذار بیوفته دست زنم بعداز مدت ها بدل استاد محمدرضا شجریان هم رونمایی شد! داری چـه غلطی می‌کنی؟  آخرین سلاح و دست آویز مادر ها ! حداقل بعد از تعزیه لباساتون رو عوض کنید سوژه نشید ولم کن برم بـه بدبختیام برسم؟ روایته راننده کامیون ها اینجوری متولد میشن عییییییین واقعیت رو بیان می کنه این عکس! همه تصوراتم راجب جغد بهم خورد! ورژن جدید سریال پیکی بلایندرز هم اومد بیرون، البته برای رده سنی کودکان هست… همـه پاییز دو نفره دارن، اونوقت مـن باید با آب دماغ و دستمال کاغذی سلفی بگیرم حداقل… عین واقعیته یه روز مامانا نباشن همه چی میریزه بهم برید پست هایاینستاگرام تون رو بخونید و بعد…. بنظر خیلیا شاید خنده دار باشه اما یک حقیقته، سلامتی هـمه مادرهای مهربون…… عکس طنز و خنده دار عکس طنز و خنده دار جدید عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام اینستاگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرامماه مطلب - مطالب گوناگون

عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام

عکس های خنده دار   عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام  در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید. حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟ البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم! هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی داریم اما در واقعیت… هیچی بدتر از یه سوسک بالدارنیست مـن چشمان خویشتن دیدم کـه جان و تخم دو زرده ام میرود… آخرش ستایش خوشبخت شد شـما رو یه جایی دیدما ولی هرچی فکر می‌کنم یادم نمیاد کجا بود… داداش بزن گوشی رو بشکن اما نذار بیوفته دست زنم بعداز مدت ها بدل استاد محمدرضا شجریان هم رونمایی شد! داری چـه غلطی می‌کنی؟  آخرین سلاح و دست آویز مادر ها ! حداقل بعد از تعزیه لباساتون رو عوض کنید سوژه نشید ولم کن برم بـه بدبختیام برسم؟ روایته راننده کامیون ها اینجوری متولد میشن عییییییین واقعیت رو بیان می کنه این عکس! همه تصوراتم راجب جغد بهم خورد! ورژن جدید سریال پیکی بلایندرز هم اومد بیرون، البته برای رده سنی کودکان هست… همـه پاییز دو نفره دارن، اونوقت مـن باید با آب دماغ و دستمال کاغذی سلفی بگیرم حداقل… عین واقعیته یه روز مامانا نباشن همه چی میریزه بهم برید پست هایاینستاگرام تون رو بخونید و بعد…. بنظر خیلیا شاید خنده دار باشه اما یک حقیقته، سلامتی هـمه مادرهای مهربون…… عکس طنز و خنده دار عکس طنز و خنده دار جدید عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام اینستاگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرامسایت تفریحی و سرگرمی

عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام

عکس های خنده دار   عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام  در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید. حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟ البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم! هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی داریم اما در واقعیت… هیچی بدتر از یه سوسک بالدارنیست مـن چشمان خویشتن دیدم کـه جان و تخم دو زرده ام میرود… آخرش ستایش خوشبخت شد شـما رو یه جایی دیدما ولی هرچی فکر می‌کنم یادم نمیاد کجا بود… داداش بزن گوشی رو بشکن اما نذار بیوفته دست زنم بعداز مدت ها بدل استاد محمدرضا شجریان هم رونمایی شد! داری چـه غلطی می‌کنی؟  آخرین سلاح و دست آویز مادر ها ! حداقل بعد از تعزیه لباساتون رو عوض کنید سوژه نشید ولم کن برم بـه بدبختیام برسم؟ روایته راننده کامیون ها اینجوری متولد میشن عییییییین واقعیت رو بیان می کنه این عکس! همه تصوراتم راجب جغد بهم خورد! ورژن جدید سریال پیکی بلایندرز هم اومد بیرون، البته برای رده سنی کودکان هست… همـه پاییز دو نفره دارن، اونوقت مـن باید با آب دماغ و دستمال کاغذی سلفی بگیرم حداقل… عین واقعیته یه روز مامانا نباشن همه چی میریزه بهم برید پست هایاینستاگرام تون رو بخونید و بعد…. بنظر خیلیا شاید خنده دار باشه اما یک حقیقته، سلامتی هـمه مادرهای مهربون…… عکس طنز و خنده دار عکس طنز و خنده دار جدید عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام اینستاگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرامسایت تفریحی و سرگرمی

عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام

عکس های خنده دار   عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام  در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید. حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟ البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم! هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی داریم اما در واقعیت… هیچی بدتر از یه سوسک بالدارنیست مـن چشمان خویشتن دیدم کـه جان و تخم دو زرده ام میرود… آخرش ستایش خوشبخت شد شـما رو یه جایی دیدما ولی هرچی فکر می‌کنم یادم نمیاد کجا بود… داداش بزن گوشی رو بشکن اما نذار بیوفته دست زنم بعداز مدت ها بدل استاد محمدرضا شجریان هم رونمایی شد! داری چـه غلطی می‌کنی؟  آخرین سلاح و دست آویز مادر ها ! حداقل بعد از تعزیه لباساتون رو عوض کنید سوژه نشید ولم کن برم بـه بدبختیام برسم؟ روایته راننده کامیون ها اینجوری متولد میشن عییییییین واقعیت رو بیان می کنه این عکس! همه تصوراتم راجب جغد بهم خورد! ورژن جدید سریال پیکی بلایندرز هم اومد بیرون، البته برای رده سنی کودکان هست… همـه پاییز دو نفره دارن، اونوقت مـن باید با آب دماغ و دستمال کاغذی سلفی بگیرم حداقل… عین واقعیته یه روز مامانا نباشن همه چی میریزه بهم برید پست هایاینستاگرام تون رو بخونید و بعد…. بنظر خیلیا شاید خنده دار باشه اما یک حقیقته، سلامتی هـمه مادرهای مهربون…… عکس طنز و خنده دار عکس طنز و خنده دار جدید عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام اینستاگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرامناب مطلب - سایت تفریحی

تمام دنیا

خنده‌ ات، زیباترین هدیه‌ی خدا بود. وقتی به چشم‌های من نگاه‌ می‌کنی و لبخند میزنی با خودم می‌گویم تو که برای من می‌خندی انگار تمام دنیا همین‌جاست کنار‌ همین خنده‌ها. سپهر آهنگی

عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام

عکس های خنده دار   عکس خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرام  در اینبخش مجموعه ای از عکس طنز جدید برای تلگرام و اینستاگرام را برایتان در سایت روبکا جمع آوری کرده ایم. شـما می‌توانید از این عکسهای طنز برای پست ها، عکسهای پروفایل و استوری های خود استفاده کنید و بخندید. حتما یادتون میاد بابا مامانا با چـه کلک هایی مـا رو می بردن آمپول مون بزنن؟ البته میتونیم شوهر خاله ها و شوهر عمه ها رو اضافه کنیم! هـمـه مـا درون مون یه اژدهای ترسناک و عصبانی داریم اما در واقعیت… هیچی بدتر از یه سوسک بالدارنیست مـن چشمان خویشتن دیدم کـه جان و تخم دو زرده ام میرود… آخرش ستایش خوشبخت شد شـما رو یه جایی دیدما ولی هرچی فکر می‌کنم یادم نمیاد کجا بود… داداش بزن گوشی رو بشکن اما نذار بیوفته دست زنم بعداز مدت ها بدل استاد محمدرضا شجریان هم رونمایی شد! داری چـه غلطی می‌کنی؟  آخرین سلاح و دست آویز مادر ها ! حداقل بعد از تعزیه لباساتون رو عوض کنید سوژه نشید ولم کن برم بـه بدبختیام برسم؟ روایته راننده کامیون ها اینجوری متولد میشن عییییییین واقعیت رو بیان می کنه این عکس! همه تصوراتم راجب جغد بهم خورد! ورژن جدید سریال پیکی بلایندرز هم اومد بیرون، البته برای رده سنی کودکان هست… همـه پاییز دو نفره دارن، اونوقت مـن باید با آب دماغ و دستمال کاغذی سلفی بگیرم حداقل… عین واقعیته یه روز مامانا نباشن همه چی میریزه بهم برید پست هایاینستاگرام تون رو بخونید و بعد…. بنظر خیلیا شاید خنده دار باشه اما یک حقیقته، سلامتی هـمه مادرهای مهربون…… عکس طنز و خنده دار عکس طنز و خنده دار جدید عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام اینستاگرام عکس طنز و خنده دار جدید برای تلگرام و اینستاگرامسایت تفریحی و سرگرمی پارس نازی ها

خنده در تاریکی» رونمایی می شود

  مراسم رونمایی از فیلم «خنده در تاریکی» به کارگردانی مژگان خالقی در موزه سینما برگزار می‌شود.   به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، مراسم رونمایی از فیلم «خنده در تاریکی» در گروه «هنر و تجربه» با حضور مژگان خالقی پژوهشگر و کارگردان و عوامل این فیلم برگزار می‌شود.    طراحی گرافیک رضاگراف

باران

توفان که می‌شود اگر باران ببارد هوای دوستی صاف می‌شود و دلپذیر. گوئی برق چشمان است که ابر دلتنگی را می‌تاراند با درخششی از سر مهر. هوای دوستی اگر تیره و تار شد، مگریز، خود را نهان مکن. بمان و کاری کن از سنگ سینه برقی بجهد، خنده‌ای بزند، غرش رعد و آنگاه باران ببارد و بشوید غبار تیرگی را از میان. شراره‌ی خنده‌هایت را، از دوست دریغ مکن که هوای زندگی تاریک می‌شود و طعم نگاه‌ها تلخ و خوابهایش سراسر پریشانی. زیبائی گل از خنده‌ی غنچه است، بهانه‌ی هزارآوا برای سرودن، ورنه خاموش در کنجی خزیده بوم نالانی را می‌ماند، سنگ دشنام را درخور.امروز چه بارانی بارید بر دلم . 

شکلات تلخ

به نام خداوند سبحان استاد حبوبات خیلی خوش اخلاقه و با بعضی بچه ها خیلی راحت.پس همیشه این درسسوتی ها و خنده های خودشو دارهجلسه قبل که همین یکشنبه بود.طبق معمول باقری شروع کرد به شوخی کردن و .استاد با خنده گفت دنبال یه چیزیم که بهت بگم.ولی حیف نمیشهبعد رو به بچه ها میگه.امروز تو ورودی ساختمون دانشکده بهش میگم چی میخوریمیگه شکلات تلخ.بعد به خاتمی میگه.خاتمی بهش بده.  تقریبا تا اخر کلاس ساکت بود صحبتایی هم از پروژه های کارشناسی ورودی های ۹۵شدکه همه میخواستن با این استاد بردارن.استاد با خنده میگفت ۱۶ نفرید۱۳ استاد.میخواین نصف کنیم!!!!نمیشه که.

پیشنهاد من به شما

بهتون پیشنهاد میکنم حتما کتاب (آبنبات هل دار ) رو بخونید طنزه خیلی خنده داره خیلی من که فقط دارم میخندم یه کوچولوش هم میرسه به جنگ دفاع مقدس و دوباره خنده دار میشه حتما بخونید

پیشنهاد من به شما

بهتون پیشنهاد میکنم حتما کتاب (آبنبات هل دار ) رو بخونید طنزه خیلی خنده داره خیلی من که فقط دارم میخندم یه کوچولوش هم میرسه به جنگ دفاع مقدس و دوباره خنده دار میشه حتما بخونید

قصه از اینجا شروع شد

یه روز دیگه شروع شدساعت 7 ونیم صبح اینجا بودی. غرق در گوشی آخرین مدلت. بی اعتنا به عاشق زارت که سه روز در انتظارت ساعتها و ثانیه ها رو شمرده. می خوام قصه رو از اول شروع کنم تا همه بدونن چطور اسیرت شدم. ولی اصلا حسش نیست. می دونی که یه بار این کارو کردم. همه شو نوشتم ولی مجبور شدم وبلاگ رو برای همیشه نابود کنم. آرشیو کامل این قصه رو نابود کنم. ولی میگم. کم کم.سال 90 بود. دوم بهمن. از یک مصیبت گذشته بودم و زندگی عادی رو شروع کرده بودم. مثلا. ظاهرا. نمی دونم آرامش قبل از طوفان بود یا بعد از طوفان. قبل و بعدش هر دو طوفان بود. طوفناهای ویرانگر زندگی من. تو و اتابک. اون که رفت من باید به زندگی بر می گشتم. و برگشتم. درب و داغون یه روز کاری رو شروع کردم. ارباب رجوع پشت ارباب رجوع. یهو یه سایه سیاهی جلوم قد علم کرد

فرار

میخواهم فرار کنم. از محیط تنگ این حصار. حصاری که مرا نگه میدارد. از دویدن در دشت عشق. از پریدن و شیرچه زدن در دریای زلال ماجرا‌ها با تو. از یخ زدن در سرمای زمستان در کوه‌های پر برف. از شنیدن خنده‌هایت. آخ که شنیدن خنده‌های تو زیبا است. آخ که دلم میسوزه و اشک و خون دلم هیزمش می‌شود و میسوزد و میسوزد. آخ از زمان. آخ از رویای کودکی. آخ از فکر فرصت هایی که در دلم خواهند آمد ولی در حقیقت نه.

bts funny moment

شدیییییییییییییدا خنده داره بروبچ توصیه میکنم دستمال کاغذی بذارین پیشتون نه برای گریه بلکه برای اشک های سرازیر شده از شدت خنده.منکه مردم و ترکیدم ینی.بااینکه یکم قدیمیه ولی خدایی خیلی فانهارزش دیدن داره نماشا.کلیک بنما^^

ماجرای امتحان کلیه

خواهرم دانشجوی پزشکیه.  اون روز داشت با خنده تعریف می‌کرد که: یه پسره هست توی کلاسمون، بعد از اینکه نمرات امتحان کلیه اعلام شد، اومده بود پیش ما و خنده میگفت کلیه رو افتادم.  ما هم پرسیدیم مگه نمره‌ات چند شد؟ با همون خنده گفت: دو و نیم! یعنی همه‌امون از خنده ترکیدیم! بعد این پسره با دوستاش رفته پیش استاد. یکی از دوستای پسره گفته: استاد شما اینو انداختید. حداقل با نه و نیم بندازیدش، نه دو و نیم! استاد هم عصبانی شده گفته: برید ببینم! همین دو نمره رو هم من بهش دادم وگرنه نمره‌ی خودش که نیم بود!» وقتی خواهرم این قسمت رو تعریف کرد، کلی خندیدم. آخه خیلی خوب ادای عصبانیت استادشون رو درآورد. بعد ادامه داد: خود همین پسره اونروز سر یه امتحان دیگه که دوباره بحث نمره‌ی امتحان کلیه‌اش پیش اومده بود، مدادش رو برداشت و گرفت بالا. با ابرو اشاره‌ای به مداد کرد و گفت: این مداد رو میبینید؟ اگه همین مداد رو به جای من سر امتحان کلیه می‌نشوندید، فقط نیم نمره از من کمتر میشد!  دیگه همه از خنده پوکیدن!  جالبیش اینجا بود که دوستِ اون پسره میگفت من کل امتحان رو از روی برگه‌ی تو زدم. اونوقت چطوری من ۸ شدم اما تو نیم شدی!؟  پسره هم با خنده میگفت: نمیدونم والا. خودم هم توش موندم! » خلاصه که این دانشجوهای پزشکی رو دوست دارم. مخصوصا اونایی که اینقدر بیخیالن رو D:    

شعر تدریس خنده در مدرسه

کاش می شد خنده را تدریس کرد                           کارگاه خوشدلی تاسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد                            ناامیدان را امید وبیم دادشاد بود و شادمانی را ستود                                  با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر برید                           دوستی را مثل شربت سرکشیدباصفا ویکدل و آزاده بود                                           مثل شبنم بی ریا وساده بودکاش می شد ساده و آزاده زیست                                     درجهانی خرم و آزاد زیست   ابزارک تصویر

چشم و گوش بسته

وقتی میخوای زیاد بخندی و کسی بت نگه دیونه بلیط ی فیلم خنده دار میگیریمیری سینما و وسط خنده های دیگرانقه قهه میزنی :))))))))))))بیشتر ب خنده ی زنِ خندیدم تا فیلم ★  فحش  جدیدم یاد گرفتم  

اسب چوبی تروا هستم

 همه اش خنده ام می گرفت. به حرکت پرده در باد می خندیدم، به ناخن های دو پوست شده ام، به غذای ریخته روی فرش، به مردی که توی تلویزیون سبیل نوک سیخی داشت. خلاصه به همه چیز خنده ام می گرفت. و نمی توانستم جلوی خنده ام را بگیرم. خودم هم از این خنده ها عاصی شده بودم. این دیگر چه کوفتی بود! مریض بودم؟ شاید.  دلم می خواست بدوم توی خیابان و به تک تک آدم هایی که می بینم فارغ از جنسیت و سن بگویم دوستت دارم. بعضی هاشان را بغل کنم و ببوسم و بگویم زندگی قشنگه!  شک ندارم مریض بودم!  این حس فقط یک روز پایید. صبح امروز که از خواب بیدار شدم، دوباره دنیایم را غبار خاکستری نه چندان غلیظی گرفته بود که احساساتم را هم مسموم کرده بود. دیگر خنده ام نیم گرفت در عوض بی تفاوت ترین آدم دنیا شده بودم. خودم فکر می کنم تقصیر هورمون های لعنتی لاابالی است که هر کار دلشان می خواهد با من می کنند. همین ها دشمن اصلی من هستند. همین ها آخرش مرا خواهند کشت به همان شیوه ای که خودشان دلشان می کشد.    از اینکه اینقدر بدنم در اختیار یک عده هورمون ناشناخته و مرموز باشد متنفرم. احساس می کنم شکل اسب چوبی تروا هستم که فقط پوسته ای هستم با موجودات درون تنم که هدایتم می کنند.     

خنده از نگاه هانری برگسون henri-bergson

خنده از نگاه هانری برگسون ھانرى برگسون فیلسوف فرانسوى (١٩۴١-١٨۵٩ (یکى از فیلسوفـانى است که به مبحث خنـده به طور جـدى پرداخته و با نگاھى فیلسوفانه به آن توجه کرده است. او در رساله اش با نام خنده سرچشمه ھاى ذھنى، روانى و عاطفى خنده را مورد بحث و بررسى قرار داده و نیروھاى برانگیزاننده خنـده و ماھیت انرژى آزاد شـده در اثر خندیـدن را مطالعه کرده است.  برگسون در سال ١٩١٠ این کتـاب جـذاب خود را تألیف کرد یعنى درست در آن زمان که مى خواست براى رفع خسـتگى از کار و کوشـش چنـد ساله، ذھن را به چیزى مشـغول کند تا از مطالعات فلسـفى فراغتى داشـته باشد. آنچه در این کتاب در باب علت موضوع و معنى خنـده بیان شده بسـیار عمیق، دقیق و متکى بر مطالعات نظریات فلاسـفه و روانشـناس ھاى دیگر، از قدیم و معاصر است. بسـیارى از فلاسـفه، ھمواره در پى آن بودنـد که راز خنده را بدانند.  ادامه مطلب

در نبودت غصه با خود خنده ها را برده است

در نبودت غصه با خود خنده ها را برده استسر کنارِ زانو ام با حال شیدا برده استمثل معتادی که هر شب در پِیِ جنسش رَوَداین دلم با خاطرت ما را کجا ها برده استشدت اندوه بی پایان عشق و عاشقیبا دلی پر غصه ما را هم به صحرا برده استعشق بازی مثل یک دریای مواج است توناخدایی کن که دل کشتی به دریا برده استدر جوابِ این سوالم هر که کردهِ عاشقیمانده ام کهِ لذتی از عشق آیا برده است؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده

در نبودت غصه با خود خنده ها را برده است

در نبودت غصه با خود خنده ها را برده استسر کنارِ زانو ام با حال شیدا برده استمثل معتادی که هر شب در پِیِ جنسش رَوَداین دلم با خاطرت ما را کجا ها برده استشدت اندوه بی پایان عشق و عاشقیبا دلی پر غصه ما را هم به صحرا برده استعشق بازی مثل یک دریای مواج است توناخدایی کن که دل کشتی به دریا برده استدر جوابِ این سوالم هر که کردهِ عاشقیمانده ام کهِ لذتی از عشق آیا برده است؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده

از حضرت حافظ

یاد باد آن که نهانت نظری با ما بودرقم مهر تو بر چهره ما پیدا بودیاد باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشتمعجز عیسویت در لب شکرخا بودیاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انسجز من و یار نبودیم و خدا با ما بودیاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروختوین دل سوخته پروانه ناپروا بودیاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادبآن که او خنده مستانه زدی صهبا بودیاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدیدر میان من و لعل تو حکایت‌ها بودیاد باد آن که نگارم چو کمر بربستیدر رکابش مه نو پیک جهان پیما بودیاد باد آن که خرابات نشین بودم و مستوآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بودیاد باد آن که به اصلاح شما می‌شد راستنظم هر گوهر ناسفته که حافظ را بود

. یازده .

منم یه روز عاشق میشم منم فراموش میکنم نبین که بی صدا شدم منم پر خنده میشم   امروز تو امروزم میشه امروز من امروزت میشه بازی دنیا همینه غم و خنده میاد و نمیمونه   ولی مثل تو نمیشم خواهر شدی عشقم من مثل تو هنرپیشه نمیشم عاشق بشم عاشق میشم

عادت کنیم

بیست و نهم مرداد. آقای ب- رلیفم کرد جنرال. همان شب. آقای ب-: پس‌فردا هم من کشیکم.همان شب. من: اوه اوههمان شب. آقای ب- خنده‌ و تهدید.سی و یکم مرداد. بعد از آمار پنج مریض و پونزده تخت خالی. آقای ب-: خوش‌کشیک کی بودی تو؟همین شب. من: خنده و تعریف ماجرای آخرین شیفت پارسیان که خالیِ خالی گذشت. 

آمده ای

همچو شب باده تو از باده شب آمد ه ای، ساغر لاله به کف بزم طرب آمده ای. از کویری، که همه تشنه دیدار تو بود،  ز سراب نظری دشت عرب آمدی،  خنده شید شده دشمن هر شبنم گل، جان به لب آمد و تو خنده به لب آمده ای. کُشته ای غمزدگان را همه با غمزه و ناز، از غزای غرض خود به غضب آمده ای. روی خود تابی ز من، این دل من تاب نداشت، تب طبخاله به لب حال عجب آمده ای. همچو شب باده تو از بادیه شب آمده ای، که برون از حد معیار ادب آمده ای.

کاست صد و چهارم

A : هرجایی بری باز تنهایی آخه خنده های تو برای من بود :) لعنتی دلم واقعا برات تنگ میشه. دلم برای نگاهت تنگ میشه. خنده ت میاد اون روزی که عکست از تو چشام میریزه هاه میاد اون روزی که همو چندساله ندیدیم نمیدونم ببینمت چی میگم اصلا تو چیزی میگی؟ خانومیخانومیخانومیخانومی :)B : قربونت بشم؟ :) آخ خدا ببخش منو.

من خنده من جرررر

یه رای گیری تو کلاسمون برگزار شد کل کلاس موافقش بودن بعد من و ف دیشب واسه خنده و از سر بیکاری رفتیم رای مخالف دادیم میخواستیم امشبم پسش بگیریما بعد الان نماینده مون که خیلیم باهاش رو دروایسی داریم اومده باهامون مذاکره که رای مونو پس بگیریم و موافق شیم چون اجرا شدنش به امضای تک تک بچه ها نیاز داره الان ما هم مجبوریم الکی ادای مخالفایی که به احترام نماینده موافق شدن در بیاریم‍♀️‍♀️‍♀️

کاش می شد خنده را تدریس کرد

  کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد. " ؟؟؟ "

راهکارهای ایجاد برنامه شاد

۱-معرفی الگوهای مناسب علمی، ورزشی، فرهنگی به دانش آموزان۲-توجه به بهداشت روانی و جسمی دانش آموزان۳-برگزاری جنگ خنده در مراسم صبحگاهی یا اعیاد که با گفتن لطیفه های مناسب و اخلاقی باعث ایجاد شور و نشاط و تخلیه هیجانی می شود.۴-ایجاد تابلوی اعلانات تحت عنوان ایستگاه خنده که شامل شعرهای شادی آفرین و لطیفه های مناسب می باشد.

سوتي خنده دار خانم مجري

ارو کایوک وود هنگامی که متوجه شد گردنبندش درست وسط پخش زنده اخبار هواشناسی از لباسش آویزان شده است بعد از مدتی خودداری ناگهان خندید.این گزارشگر 51 ساله گوینده خبر هواشناسی در شبکه بی بی سی است که زمان پخش اخبار هواشناسی صبح دیروز گردنبندش پاره شد و این باعث شد برنامه زنده که روی آنتن بود نیمه کاره به دلیل خندیدن مجری اش برای مدت کوتاهی رها شود.زمانیکه هنوز ثانیه هایی از شروع خبر نگذشته بود ناگهان گردنبد وی پاره شد اما وی همچنان با خونسردی به اخبار ادامه داد تا اینکه 30 ثانیه بعد گردنبند از لباس وی آویزان شد. او هنوز هم سعی داشت تا خونسردی اش را حفظ کند اما ناگهان کنترلش را از دست داد و با صدای بلند خندید.او داشت روی نقشه پشت سرش ابرهای باران زایی که از اسکاتلند وارد خاک انگلستان میشدند را نشان میداد که ناگهان گفت : وای خدای من گردنبند من همین الان افتاد. او جلوی خنده اش را گرفت و با دستش سعی در پنهان کردن خنده اش داشت و با صدایی که از شدت خنده فرو خورده میلرزید به اخبار ادامه داد و ناگهان در آخر بخش خبری با صدای بلند شروع به خندیدن کرد.

14راهکار جذاب در اجرای محیط شاد در مدارس

۱-معرفی الگوهای مناسب علمی، ورزشی، فرهنگی به دانش آموزان۲-توجه به بهداشت روانی و جسمی دانش آموزان۳-برگزاری جنگ خنده در مراسم صبحگاهی یا اعیاد که با گفتن لطیفه های مناسب و اخلاقی باعث ایجاد شور و نشاط و تخلیه هیجانی می شود.۴-ایجاد تابلوی اعلانات تحت عنوان ایستگاه خنده که شامل شعرهای شادی آفرین و لطیفه های مناسب می باشد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد." ؟؟؟ "

کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد .

 کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد                     کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر برید دوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بودمثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد 

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

عاشق کیست؟

ما گنهکاریم،آری، جرم ما هم عاشقی استآری اما آنکه آدم هست وعاشق نیست، کیست؟زندگی بی عشق، اگر باشد،همان جان کندن استدم به دم جان کندن ای دلکار دشواری است، نیست؟زندگی بی عشق، اگر باشد،لبی بی‌خنده استبر لب بی خنده بایدجای خندیدن گریستزندگی بی عشق اگر باشد،هبوطی دائم استآنکه عاشق نیستهم اینجا هم آنجا دوزخی استعشق عین آب ماهی یا هوای آدم استمیتوان ای دوست بی‌ آب و هوا یک عمر زیست؟   قیصر امین پور

آب بازی و خنده ی بچه ها .خانه ی عمه

روی کاناپه روبروی تلویزیون دراز کشیده ام .از حیاط خانه ی عمه صدای آب بازی و خنده ی بچه ها می آید . زنگ میزنم به حمید .میگوید خانه ی عمه ام در میشیگان هستم و سلام پیرساند .از گرما میپرسد و اینکه کی برمیگردیم . میگویم هوا خنک است .باد می آید برگ درخت ها میرقصد تو ی باد و از رودخانه صدای جوش و خروش آب می آید . احتمالا غروب برمیگردیم راستش را بخواهی . اینجا همه چیز خیلی مطلوب است . خنکی هوا.درخاتن بلند .رودخانه .یک آسمان پاک آبی. صدای خنده ی بچه ها که در حیاط خانه ی عمه بازی میکنند .حتی فاطمه که دارد هلیا را دعوا میکند حتی بک لیوان دمنوش عناب که روی میز است .این ها همه از لذت بخش ترین های زندگی اند  اما هیچکس نمیداند من چقدر نگرانی هر روز با خودم حمل میکنم .نگران حمیدم .نگران یک آینده ی مبهم .نگران چند روز دیگر .نگران خیلی چیز ها . هیچکس نمیداند چقدر نگران آینده ام .اوضاع خوبی نیست . باید بروم نماز بخوانم .

چون کار به اختیار ما نیست

در یک کشور جدید هستم. در سومین کشور جدید در واقع. روز آخر سفر است و من ساعت‌های پایانی را در کافه پنج نقطه هستم. یک قهوه پرطعم مطلوب سفارش دادم. موسیقی اینجا را متوجه نمی‌شوم. خوشبختانه که موسیقی زبان مشخصی ندارد. مثل خنده. خنده بین‌المللی‌ست؟ نمی‌دانم‌. حقیقتش کشف کرده‌ام که من می‌توانم از روی صدای خنده آدم‌ها با تقریب خوبی، نژادشان را حدس بزنم. به نظرم می‌رسد خنده آدم‌ها لحن دارد. خنده فارسی با خنده عربی، و هر دو با خنده داچ‌ها تفاوت دارد. خنده‌ آسیای شرقی با خنده ترک متفاوت است. بله خانم جزایری دوما، خنده بین‌المللی است اما در نظر من خندیدن بدون لهجه نداریم. خنده‌ها لهجه دارند. خنده سعید را من با چشمان بسته از بین چهارصد نفر هم تشخیص می‌دهم. تناوب بیرون دادن نفس‌ها بین خندیدن سعید را بلدم من. صدای خندیدن تو آرام است‌. یک خط افقی‌ست. یک موج نرم است که دست آدم را می‌گیرد و می‌برد به زیبایی‌ها، به صدای خوش، به خنده ناخودآگاه روی لب. خنده‌ها لهجه دارند. توی شهر غریبی تنها توی کافه‌ی پنج نقطه نشسته‌ام. آدم‌های اطرافم، صداها، موسیقی، سفارش‌ها و همه‌چیز متفاوت است. رهاست. آزاد است. توی اتریش اگر به نخ وصل هستم، اینجا همان نخ هم وجود ندارد. گوشی مجهز به اینترنت و کارت بانکی آدم را توانا می‌کند. تکنولوژی شگفت‌انگیز است. تجربه جدید است. تجربه سفر در یک سرزمین جدید، زبان جدید، واحد پولی جدید، محله‌های جدید، رهایی جدید. تصمیم خوبی بود. سفر بهتری. چیزی کم نداشت اما تا مغز استخوان دلتنگ تو هستم. توی هر لحظه، هر طعم، هر خاطره، هر عطر به کیفیت خیلی بالاتری که با حضور تو می‌توانستم تجربه کنم فکر می‌کنم. تو اگر بودی، هتل گرم‌تر بود، سوپ شیر خوش‌طعم‌تر، قهوه‌ها معطرتر، خیابان‌ها شگفت‌انگیزتر و من، زیباتر. همه‌چیز اینجا سرجای خودش است. آب از آب تکان نخورده است. شهرها در تدارک کریسمس هستند و آدم‌ها سرخوش. من در میانه همین میدان. توی دلم اما آن نشاط عرف نیست. غمی همه‌جا با من هست. پس از یک هفته اخیر، بیشتر به من چسبیده. ماتم دارم همه‌جا. بله آقای موراکامی عزیز، ما کافکا در ساحل شما را در سی و سه سالگی درک کردیم. رفته‌ام توی یک طوفانی که حتی پس از تمام شدنش هم چیزهایی درونم تغییر کرده که نمی‌توانم نادیده بگیرمشان. به نظرم می‌رسد برگشتن و دوباره از عطرها و قهوه‌ها و کتاب‌ها و فضاها حرف زدن خیلی رنگ مسخره‌ای دارد وقتی که آن هفته را از سرگذرانده‌ایم. درخت زیبای من را خوانده‌اید‌؟ کسی اینجا هست اصلا؟ با خودم صحبت می‌کنم شاید. اما جایی در درخت زیبای من، زه‌زه که توی قلبش پرنده خوش‌آهنگی داشت، پس از حادثه‌ای، پرنده را از دست می‌دهد. صدایش را نمی‌شنود دیگر. پرنده توی قلبش دست از آواز خواندن می‌کشد، زه‌زه بزرگ می‌شود. هشت روز قبلی را گذرانده‌ام. با آن وضعیت. من بزرگ شدم. پرنده‌ای توی قلبم، نیست. ولی این بزرگ شدن را نمی‌خواستم من، آمد خودش را چسباند به من. پرنده‌ام را پراند.

شیطنت

امشب رفتم موسسهوسایلم رو جمع کردموبردمشون پایینبا مدیریت هم صحبت کردمبا خنده گفتن: سلام خانوم شاکیخندیدم و گفتم‌ منتقد!انتقاد کردم و حرف زدم و حرف زدیم!یجا گفتن: حتی شیطنت نگاهتو دوست داشتم!و خنده هات روناراحت‌ بودم و سعی داشتم منطقی برخورد کنمسعی کردن رفع ‌کدورت بشهو سعی کردم بگم‌ چیا ناراحتم کرده بود در حین همکاریانتقاد کردم و انتقاد کردیم.خوببدبا ‌تمام تلخی هاو‌ سختی کار ‌بخاطر روند بخصوصو‌ تجارب شیرینهمه گذشت.  

تکرار خوب.

روزهای رفته از این زندگی،عشق را باهم مصمّم داشتیممی نوشتیم روی برگ زندگیخاطراتی راکه باهم داشتیمیاد دارم دست در دستان هموصلتی باعشق محکم داشتیمخنده هایت خنده هایم بود ونیزیک دلِ بیگانه باغم داشتیملحظه های دوربودن سخت بودگه که هم را پیش هم کم داشتیمباز باهم می شدیم وقتی که ما،شور وشادی را مسلّم داشتیمبود این تکرار خوب زندگیسرخوشی هرلحظه،هردم داشتیمشعر:پورحبیبکانال ما درتلگرام Hadis_O_Ravayat@

آشنایی خیلی سریع با sqlmap

برای یکی از دستور کارهای یکی از دروس این ترم می‌بایست یکی از ابزارهای (متاسفانه و با شرم خجالت) توزیع کالی مثل: متاسپولیت، کرک رمز و . رو تحویل می‌دادیم. من برای این دستور کار ابزار sqlmap رو انتخاب کردم که برای تست خطای SQL به‌کار می‌ره. نکته: هرگونه استفادهٔ غیرقانونی از این ابزار برعهدهٔ خود شماست اول باید این مطلب رو بگم که، اگر تنها فقط به خوندن این مطلب اکتفا کنید شما متاسفانه اسکریپ کیدی» خواهید شد! ولی اگر میخواید اساسا مشکلاتی که از طریق خطای پایگاه‌داده به‌وجود میاد رو یاد بگیرید، می‌بایست با انواع پایگاه‌داده‌ها و نحوهٔ کدنویسی آن آشنا باشید. خیلی سریع با مهم‌ترین commandهای sqlmap آشنا بشیم  ادامه مطلب

کاش می شد خنده را تدریس کرد .

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

بد نیستم

یکی از اون روزاییه که دوباره حس خاصی به چیزی ندارم ولی خیلی ام حالم بد نیست و امیدوارم تاثیر این حس نه چندان بدم بمونه. دلم میخاد آذر ماه خوبی باشه برامپر از هیجانات و شادی و خنده و حسای عمیق. ولی نه سخت.مثه خنده ی ی بچه چند ماهه بدون اینکه چیزی رو بدونه و با پاکی تمام بخندمکی اون روز میرسه که دیگه نگران هیچی نباشم ؟

اس ام اس های خنده دار را از دست ندهید

اس ام اس جدید خنده دار را در سایت تظاهر براتون جمع کردم امیدوارم خوشتون بیاد   یه توصیه ی علمی به دختر خانما؛????موقعی که خواستگار میادبه مادر داماد بگین من فکر کردم شما خواهر بزرگترشین! ☺️یعنی تأثیری که این جمله در نتیجه خواستگاری داره، کتاب های قلمچی و گاج و ماهان در قبولی کنکور نداره.!   من: با یارانه ای که امشب واریز میشه کدومشو بدم؟؟????قسطمو بدم؟????اجاره رو بدم؟????خرجمو بدم؟????قرضمو بدم؟????قبضمو بدم؟????کدومو بدم؟؟????????????مسئولین: همممممشو بده???????????? وضعیت دخل و خرج جوری شده که هنوز خرج نکرده دخلت اومده سایت تفریحی|تظاهر|اس ام اس|فیلم|سریال|خنده

کسی که

ادم باید کسیو واسه زندگی انتخاب کنه که.وقتی دیدش دلش بلرزه.کسی که با دیدنش قدم نتونه بر داره.کسی که خنده هاش بشه دنیاتکسی که بخوای دنیارو بدی واسه اینکه صدای خنده هاش بشنوی.کسی که هرجا هم بری باز به یاد اونی.کسی که تو سختیا فکر اون نیرو بشه واسه ادامه دادن و جنگیدن.کسی که اولین هاتو گذاشته باشی تا فقط با اون تجربه کنی.کسی که برا دوس داشتنش دنبال دلیل نمیگردی چون دوست داشتنش شده یه مفهموم واست یه چیزی که انگار باید همیشه باشه.کسی که.بیا وقتی دقیقا همچین کسایی واسه هم بودیم همو انتخاب کنیم

غافل

روی پروفایلش نوشته "از یاد خدا غافل نشویم"با خود می گویم"یعنی او چند درصد به شعار روی پروفایلش عمل کرده و چند درصد غافل شده است?جواب سوالم را در مورد خود نمی دانم چه برسد به او که یک غریبه است.وقتی خندیده ام فوری قهقهه خنده ام را فرو خورده ام که از قدیم بزرگان فامیل گفته اند که خنده زیاد غم می اورد.وقت غم هم به خواب و موسیقی پناه برده ام که اندوه یادم برود پس کجا دل غفلت زده ام به یادش بوده خدا می داند?درصد غفلت و ایمان در سختی طوفان نمود پیدا می کند.در حالت عادی که همه بلدند سکان را نگه دارند.

من صورتم به صورتِ شعرم شبیه نیست

نمی‌دونم داشتم چی می‌گفتم شاید هم داشتم گوش می‌دادم، دست‌هام رو حلقه کردم دور لیوان چای، گرم شدم؛نگاهم افتاد به دستهام، ناخن‌هام زشت بودن! بی لاک و بلند؛بیش از حد بلند و بدقواره. شبیه دستهای من نبود. دور شدم از زمان و مکان. انگار منِ ده سال پیش روبرو شده بود با منِ ده سال بعد!چند ساله بودم؟کجا بودم؟چی می‌گفت؟پیر بودم،عمیقا احساسش کردم. خنده‌داره که از ناخن‌های زشتت به پیری برسی اما رسیدم، همین‌قدر خنده‌دار همین‌قدر غم‌انگیز. پ‌ن: عنوان مصرعی از محمدعلی بهمنی

درس خنده

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

مدرسه شاد و سالم بسازید

1-معرفی الگوهای مناسب علمی،ورزشی فرهنگی به دانش آموزان2- توجه به بهداشت روانی و جسمی دانش آموزان3- برگزاری جنگ خنده در مراسم صبحگاهی یا اعیاد 4- ایجاد تابلوی اعلانات تحت عنوان ایستگاه خنده که شامل شعرهای شادی آفرین و لطیفه های مناسب می باشد.5- استفاده از پیام های بهداشتی شاد در تابلوی اعلانات و. 

یاد آن شبهای یلدایی بخیر

یاد آن شبهای یلدایی بخیر مهربانی های رویایی بخیر کرسی و مادربزرگ و خنده ها یاد آن دلهای دریایی بخیر فال حافظ خوانده می شد ابتدا لحظه های شور و شیدایی بخیر هندوانه و انار و پسته ها خوردنی های تماشایی بخیر بازیهای کودکانه در حیاط خانه های سمت بالایی بخیر شاد بودیم خنده بر لب هایمان روزگار آن دل آرایی بخیر باز هم دلتنگ آن یلدا شدم یاد مادر ، یاد بابایی بخیر عشق بود و مهربانی بود و دل یاد آن یار اهورایی بخیر . ______________________________ عکس مربوط به یلدای 96 خونه پدرم »    

تعدادی جوک مدرسه ای

    دیشب که من رفته بودم مهمونی/معاون مدرسمونو دیدم    از ترس اینکه گیر و غر شروع شه/نگاهمو از تو چشاش دز دیدم     یواشکی از گوشه ی چشم اون/تا گوشه راست اتاق خزیدم    خیال میکردم که منو ندیده/هول شدمو میزو جلوم ندیدم     پا زدمو خوراکی ها رو ریختم/با خجالت لبامو زود گزیدم    یهو همه نگاها،برگشت سمت بنده/کاشکی میشد آب بشم یا بشم پرنده     ناظممونو دیدم برگ توتون میکشه/میون اون هیاهو خط ونشون میکشه    نمره انظباطو 3 نمره کم میکنم/بزار بیای مدرسه پاتو قلم میکنم     ناظممون رقیه60-70 سالی داره/جورابای گندشو هر جا میره میاره    اومد تا با جوراباش زهر چشی بگیره/اما نفهمید که پاش پشت یه چیزی گیره     یه میز دیگه افتاد مهمونا هو کشیدند/برای حل مشکل مارو جلو کشیدن    صابخونه ما دو تا رو از خونه بیرون انداخت/من موندمو رقیه با 4تا چشم حیرون   جوک مدرسه ای   شادی ها و تفریحات سالم ما تو کلاس اینه که با یه میخ صندلی استاد رو سوراخ سوراخ میکنیمسپس یه سرنگ ترجیحن بزرگ را از آب(در صورت موجود آب سالم) پر کرده و به اسفنج داخل صندلی تزریق میکنیمپس از نشستن شخص مربوطه رو صندلی دل بچه ها شاد و پای استاد خنک میشودتبصره:برای شادی بیشتر مجوز استفاده از سس قرمز به جای آب نیز داده میشود   جوک مدرسه ای   امتحان وسیله ست، نمره دست استادهالکی خودتو از اینترنت نندازی بشینی درس بخونی هاااا   جوک مدرسه ای   ﺳﺮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻫﺎ ﺳﻮﺍﻻﺗ ﻣﺪﻥ ﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﻧﺪﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ !ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﻫﺎ ﺩﺍﺩﻡ ﻪ ﺍﻭﻧﺎ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﺷﻮﻥ ﻧﺪﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ   جوک مدرسه ای   حالت چشــــــــــــمهنگام درس دادن استاد سر کلاس :(-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-)وقتی استاد خبر امتحان رو میده :(o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O)موقع امتحان:(←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→)وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری:(↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓)وقتی که نمره ها رو میزنن :(͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)   جوک مدرسه ای   یکی‌ از سرگرمیام اینه سر امتحان الکی‌ هی‌ کفه دستمو نگا کنم مراقب احساس زرنگی کنه بیاد خفتم کنه ببین هیچی‌ کفه دستم نیست بعد بش بگم ضایع شدی خخخخخخخخ !!! اصن به عشق همین حرکت میرم مدرسه !!!!   جوک مدرسه ای   غیر ممکنه توی مدرسه های ایران درس خونده باشی و این جمله رو نشنیده باشی:ببینید همه تون 0 بشین، یه دوزاری از حقوق من کم نمی کننهمه تونم 20 بشین یه دوزاری به حقوق من اضافه نمی کنن

بیاین امضا بدم بهتون!

وارد دفتر شدم. به محض نشستن روی صندلی‌ام و جاگیر شدن در پشت میزم، همکاری که پشتش به من است، صندلی‌اش را چرخاند سمتم و گفت:اینجا چه کار می‌کنی؟ بعد رومه امروز را گرفت جلویم و زد زیر خنده. عکسم روی صفحه اول رومه بود. خنده‌ام گرفت. جفتمان می‌خندیدیم. از فیلتر شدن گوگل همین خیرش به من رسید که چون نمی‌توانیم عکسی مرتبط سرچ کنیم تا بچسبانیم به مطلب‌مان، باید عکس خود نویسنده را به زور بچپانیم به مطلب! حالا می‌توانم قیافه بگیرم و بگویم بلاخره عکسم روی صفحه اول رومه آمد. عکسی کوچکتر از عکس 3 در 4!

کاش میشد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد.

در آستانه پیری

نهنه لغت نه نوشتن نه خواندن،هیچکدام دیگر دوای منی که در اینجا ایستاده‌ام نیستند.من مریضم،مریض دوره و زمان، مریض زندگی، مریض هوا، مریض نفس؛هوایی که برای زنده ماندن و زندگی تنفس می‌کنم بوی خون می‌دهد، بوی کثافت.و هرچه دست و پا می‌زنم بیشتر در مردابش فرو میروم!این گل و لای نشسته بر تنم، این سنگینی نشسته بر حجم مادی وجودم، انگار با هیچ نیروی ماورائی کم رنگ نمی‌شود، تنها هر روز بر لایه‌هاش اضافه می‌شود.دیگر خنده‌هایم خنده نیست؛ انگار با طعم اشک است با بوی درد با رنگ زخم و منمنِ تنهای ناتوانمن افتاده در لجن‌زارِ دورانمنِ غریبِ ماتم گرفته جهاندیگر دارم پیر می‌شوم.

نیلوقر . آرش

 نه تنها در دل من جای داری که در عمق وجودم ریشه داری   یکی عشقی که ناب بی ریایی   که در مهرو وفا افسانه داری لب نوشت بسان خنده گل که در هر خنده ات صد غمزه داری      ولی در برق ان چشم سیاهت     خدا داند که صدها فتنه داری                          فریبایی و رعنایی و یکرنگ که در حسن جمال اوازه داری رهین منت عشق تو هستم که در عقشت مرا دیوانه داری تو خود نیلوقری خوشروی و زیبا که در قلبم تا به اخر خانه داری  آرش 

شهرآشوب.

اصفهان دوباره امشب احتمال شرارت (آشوب/اغتشاش) داردچرا دست بر نمی دارن ؟البته خوب دلیلش معلوم است (عده ای نمی خواهند کشور آرام باشد نمی دونم شاید هم با وصل شدن اینترنت مخالف اند)

مصادیق شادی

خنده، شوخی و شادمانی ویژگی شایسته انسانهاست که از مزرعه زرین احساسات آنان، دستچین می شود؛ نشان از نشاط روحی داشته و فهرستی از طراوت باطنی، بردباری و شکیبایی به همراه دارد. آنان که با این صفات به سر می برند، فرسودگی خاطر و پژمردگی درونی از گلبرگهای وجودشان دور مانده و چون با لبی لبریز از لبخند با حوادث زندگی روبه رو می شوند، دشواری کمتر و کامیابی بیشتری نصیبشان می شود، با تأمل و بصیرت تصمیم گیری می کنند و بیش از دیگران موفق می شوند.اندیشمندان روانشناس و جامعه شناس، بین خنده و سلامت سایر اعضای بدن ارتباطی نزدیک دیده و خوش رویی، سرور و شادمانی را بهترین راه ایجاد ارتباط با دیگران بویژه کودکان، نوجوانان و جوانان ارزیابی می کنند. برخی از آنان روان درمانی خود را با خنده انجام می دهند و سلامت جسمانی را در افق نشاط روحی و شادابی روانی جستجو می کنند.

نمیدانم بی نهایت کجاست فقط میدانم تا آنجا دوستت دارم

 تنهائیم بی تو چه تنهاست           وقتی که وارد میشوی بر من                                                                 تنهائیم را بی نهایت دوست  دارمدر میزنی برکوبه ام     یعنی که مهمان آمده  ،                                               این کوبه و این در زدنرابی نهایت دوست دارم تومینشینی دربرم   من غرق شادی استکانی عشق میریزم   میخندی وآتش بجانم میزنی                                   ای مونس جان خنده ات را بی نهایت دوست دارم آغوش خود وا می کنی       غم را تو حاشا می کنی       میبوسیم میبوسیم                                                    بوسیدنت رابی نهایت دوست دارم وان خنده ات مستی فزاست   واین بوسه ات هستی فزاست                                     آن خنده و این بوسه را بی نهایت دوست دارم با هم کنار پنجره.   فردا چه خواهد شد خدایا؟   گویی: خدای ما بزرگ است                       ای عشق من این روح پاکت  را بی نهایت دوست دارم

قبل رفتن بنشین خاطره ای تازه کنیم

کامنتهای این پست کم کم رفت به سمت خاطرات خنده دار من و گندم و دختر معمولی از اصفهان و شیراز. گندم پیشنهاد داد یک پست بگذارم و از شما ملت همیشه در صحنه دعوت کنم که خاطرات خنده دار خودتان از سفر به استانها و شهرهای دیگر را کامنت کنید و من اضافه می کنم که اگر خاطره خنده داری از حضور مردم سایر استانها و حتی کشورها در شهر خودتان دارید هم بنویسید. فقط لطفا لطفا لطفا بیایید حواسمان را جمع کنیم و در بیان خاطراتمان هیچ گونه توهین و تحقیری نسبت به قومیتها و شهرها نداشته باشیم و یادمان باشد در هر شهر و استان و قومیت و نژاد و کشوری همه جور آدمی پیدا می شود. وقتی ما چیزی در مورد برخورد مردم یک شهر می نویسیم که خوشایندمان نبوده، به این معنی نیست که آن ویژگی را به کل مردم آن نسبت می دهیم. بانی خیر: گندم بانو +شاعر عنوان: سید تقی سیدی

قبل رفتن بنشین خاطره ای تازه کنیم

کامنتهای این پست کم کم رفت به سمت خاطرات خنده دار من و گندم و دختر معمولی از اصفهان و شیراز. گندم پیشنهاد داد یک پست بگذارم و از شما ملت همیشه در صحنه دعوت کنم که خاطرات خنده دار خودتان از سفر به استانها و شهرهای دیگر را کامنت کنید و من اضافه می کنم که اگر خاطره خنده داری از حضور مردم سایر استانها و حتی کشورها در شهر خودتان دارید هم بنویسید. فقط لطفا لطفا لطفا بیایید حواسمان را جمع کنیم و در بیان خاطراتمان هیچ گونه توهین و تحقیری نسبت به قومیتها و شهرها نداشته باشیم و یادمان باشد در هر شهر و استان و قومیت و نژاد و کشوری همه جور آدمی پیدا می شود. وقتی ما چیزی در مورد برخورد مردم یک شهر می نویسیم که خوشایندمان نبوده، به این معنی نیست که آن ویژگی را به کل مردم آن نسبت می دهیم. بانی خیر: گندم بانو +شاعر عنوان: سید تقی سیدی

سایه و خنده

ناگهان خورشید دریک صبح زود  شعر شادی را برای دشت خواند  یک نفر چوپان شبیه شاعری   شعر گل را موقع برگشت خواند  با ترنم های صبح و زندگی  دشت پر شد از گل و نور و امید  ابر کوچک از دل این آسمان   بر زمین با سایه نقاشی کشید  بره ها با سایه ها بازی کنان  می روند این سو و آن سو بی صدا  خنده دل بر بچه های روستا  شکر می گویند بر کار خدا 

خنده دارترین ویژه برنامه رادیو گند آباد به مناسبت شب یلدا - قسمت سوم

    خنده دارترین ویژه برنامه رادیو گند آباد به مناسبت شب یلدا - قسمت سوم   موضوع #شب_یلدا #آجیل #مشکلات #طنز_ترکی #خنده_دار #ی #اقتصادی #کلیپ_خنده_دار #کلیپ_ترکی #یلدا #چله #شب_چله

در ستایش کشیش خنده رو

با خنده به مامان می‌گویم اگر آقای اوستین مسلمان شود، من پشت سرش نماز می‌خوانم. از بس با او توکل را فهمیدم. حسن ظن به خدا را چشیدم و در شبهای بی‌خوابی و کلافگی به دادم رسید. اصلا شاید یک روز رفتم و از نزدیک گفتم که چقدر به من کمک کرده. چقدر قدردان انرژی کلماتش هستم که در تاریک‌ترین لحظه‌ها، با ساده‌ترین مثالها، با دم دستی‌ترین کلمه‌ها یادم آورد خدا حواسش به من هست، این روزها می‌گذرد و بشارتم داد که چیزی پیش خدا گم نمی‌شود. چقدر با کلماتش، چراغ آیه‌های قرآن در من روشن می‌شد. +حکمت گمشده است، اگر مومن باشیم از زبان هر کس دریافتش می‌کنیم.  +المستغاث بک یا صاحب امان 

من و او .

من؛ روسری‌هایم رنگی‌تر شده، خنده‌هایم پررنگ‌تر، حرفهای نزده‌ام تلنبارتراو؛ روسری‌اش عقبتر رفته، خنده‌اش محوتر، صدایش بلندتر.گمان می‌کردم دوستیمان، تفاوت عقیده‌مان را کمرنگ می‌کند؛که انگار نکرده است. او هرروز طلبکارتر و من هرروز بدهکارتر.‌‌ گرانی، بالارفتن دلار، کارنداشتن پسرهایشان، صاحب خانه نشدن. همه تقصیر من و تفکر من و امثال من است. وگرنه رئیس‌جمهور انتخابی‌اش هیچ نقشی نداشته‌است.انگار لبخند دیگر جواب نمی‌دهد. می‌ترسم کمی پیش برویم بهشت و جهنمش را هم از من طلبکار شود. 

کاش میشد خنده را تدریس کرد.

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کردکاش می شد عشق را تعلیم داد ناامیدان را امید و بیم دادشاد بود و شادمانی را ستود با نشاط دیگران ، دلشاد بودکاش می شد دشمنی را سر بریددوستی را مثل شربت سر کشیددشمن بی رحمی و اجحاف بود دوستدار نیکی و انصاف بودکاش می شد پشت پا زد بر غروردور شد از خود پسندی، دور دوربا صفا و یکدل و آزاده بود مثل شبنم بی ریا و ساده بوداز دو رنگی و ریا پرهیز کردکینه را در سینه حلق آویز کردکاش می شد ساده و آزاد زیستدر جهانی خرم و آباد زیستاعتیاد و فقر را نابود کرددودمان بی کسی را دود کرد. " ؟؟؟ "

دور هم باشيم

دل تنگمبرای جیک جیکای مادر دختریبرای سر به سر گذاشتنای پدر دختریبرای شوخی و خنده های خواهر برادریبرای همه ی قهقهه های از ته دل تو خونه پدریبرای صبحونه های دیروقت و طولانی روزای تعطیلبرای تعریفای سر میز برای خنده های دور هم سر شام و ناهاربرای نگاه های خندون مامان و بابا به هم از دست ماهابرای همه روزای کنار هم بودن دل تنگمبرای اینکه لوسم کنننازم کننو من هی بپرم بغلشون ماچ ماچیشون کنم پ.ن. بعد از پست یکی از دوستان دلم بدجوری تنگ شد برای کنار هم بودنچقد دلم میخواس که نزدیک هم زندگی کنیمچقد دلم یه چای عصرونه دور هم خواس یهو 

یک عدد کنکوری دو صفری

اینکه کنکور من با آغاز قرن جدید شروع میشه هم خفنه ، هم خنده دار ، هم ناراحت کننده . خفن از اینکه تو آغاز قرن جدید مدرسه تموم میشه و دانشگاه شروع میشه. خنده دار از اینکه وقتی یکی بهم میگه کنکورت چه سالیه ؟ باید بگم کنکور دو صفر :دی و ناراحت کننده از این طرف که تو اون سال استرس زیادی و ممکنه بکشم ( البته فک نکنم ولی حالا :دی) به کدومش بیشتر بها بدم واقعا ؟ :دی  

راهکار هایی برای شادسازی مدارس۳

پیشنهاد به مشاوران، مربیان پرورشی۱-معرفی الگوهای مناسب علمی، ورزشی، فرهنگی به دانش آموزان۲-توجه به بهداشت روانی و جسمی دانش آموزان۳-برگزاری جنگ خنده در مراسم صبحگاهی یا اعیاد که با گفتن لطیفه های مناسب و اخلاقی باعث ایجاد شور و نشاط و تخلیه هیجانی می شود.۴-ایجاد تابلوی اعلانات تحت عنوان ایستگاه خنده که شامل شعرهای شادی آفرین و لطیفه های مناسب می باشد.۵- استفاده از پیام های بهداشتی شاد در تابلوی اعلاناتمنبع:پرسمان

طنز : انیمه ی دراگون بال

وقتی یک احمق ازت بهتره   احمق و بامعرفت به کسی میگن که قویترینو منفی ترین دشمنشو در حد مرگ بزنه  بعد برای اینکه دشمنش زنده بمونه تا حریف قدری داشته باشه اونو با یک داروی جادویی زنده و خوب کنه   آیا میدانستید گوکو از بچگی شر و منفور بوده؟ ولی به دلایلی تبدیل به پاک ترین بچه ی دنیا میشه   زرنگ به این میگن از حماقت یکی استفاده کنی برای چسبیدن به ان فرد و عروس شدن یاد بگیرید خانم ها   توی انیمه ی دراگون بال حتی به کامی ساماشونم رحم نمیکنن (کامی ساما به معنیه خداست) دراگون بال - گوکوی دوست داشتنی

شب نویسی

همیشه برای محیا کردن یه اتفاقِ خاصِ لذت بخش ، مثل یک جشن کلی زحمت می کشیم و از آخر با خودمون می گیم ، نُچ ! به زحمتش نمی ارزید . + جدیدا رقیه خانم وقتی باهش حرف می زنی لبخند می زنه و می خنده ! [قلب قلبی !] داره کم کم وارد یک دوره رقابت جدید میشه با برادرش !! خدایا تا امروز که محمد حسین به همین نیم نگاهی که به خواهرش می کردیم حسادت می کرد . از حالا به بعدشو خودت یه کاریش بکن دیگه ، نمیشه از خنده های رقیه گذشت . ++ الحمد لله خانم روشنا حالشون خوبه و بچه ها هم بهترن [لبخند]

keyboard_arrow_up