قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

داستان شکست عشقی مهراب خسته صدا

اهنگ جدید مهراب علیرضا زنگی قلب من

دانلود آهنگ جدید مهراب به نام قلب من
دانلود آهنگ قلب من مهراب – دانلود آهنگ مهراب قلب من
آهنگ جدید مهراب به نام قلب من – آهنگ قلب من مهرابسایت اصلی رادیو جوان در ایران . . .

یه دوستی داشتم که میگفت اکثر شاعران نامی اولش شکست عشقي میخورن بعد اون احساس بد و حس ناراحتی که از همین شکست عشقي به وجود اومده رو در قالب شعر بیان کردن و تبدیل به یه شاعر متبهر شدن. به نظرتون این حرف درسته؟؟ . . .

شکست

شکست شکست شکست
شکست میخورن آدما
ی عده این وسط
میان بازم بهشون انرژی منفی میدن
شمایی که نمیتونین انرژی مثبت بدین
حداقل نرین طرفو از همه امیداش ناامید کنید
شاید یکی این وسط عین من اولین شکستش
تو عمرش باشه ولی بخاطر شما
این شکست ادامه دار بشه
پس حداقل اینه تو اون لحظه هیچی نگی به آدم 
دوست محترم. . . .

داستان چهار (تکمیل شونده)

این داستان یک قهرمان نیست
داستان یک انسان عادی هم نیست
داستان کسی است که در بیشتر کارهای زندگی شکست میخورد، فرصت و توان بلند شدن پیدا نمیکند و مانند همه ی ما غرق میشود
ولی او ضد قهرمان هم نیست
یک انسان خوب با تصمیمات و اقبالی بد
درست مثل بعضی از کسانی که هر روزه در کنارمان زندگی میکنند.
ادامه مطلب . . .

فال قهوه

 فال قهوه هر زمان زنجیر هجران را شکستبخت سنگین سر رسید از راه و فنجان را شکست رو به سویم کرد و با یک عشوه از من دل ربوداینچنین بر روی زخم ما نمکدان را شکست می شکست از فرط مستی اولش پیمانه راتا که مجنون دید ما را رفت پیمان را شکست عاشق آنروزی انیس درد و داغ و هجر شدکز فراز نیک و بد تقدیس ایمان را شکست می زند آتش پر پروانه را زانروی شمعکو سکوت و حرمت خلوت نشینان را شکست وه بنازم آن خسی را که ز ناچیزی خویششد روان بر رود هستی، جبر طغیان را شکست یا . . .

آواز عاشقانه.

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکستحق با سکوت بود،صدا درگلو شکستدیگر دلم هوای سرودن نمی کندتنها بهانه ی دل ما در گلو شکستسر بسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکستای داد،کس به داغ دل باغ دل ندادای وای ،های های عزا در گلو شکستآن روزهای خوب که دیدیم ،خواب بودخوابم پرید و خاطره ها در گلو شکستبادا مباد گشت و مبادا به باد رفتآیا زیاد رفت و چرا در گلو شکست فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند نفرین و آفرین و دعا در گلو شکستتا آمدم که ب . . .

خسته که باشی

خسته که باشی دلت بکار نمی رود، خسته که باشی خیلی دلت نمی خواهد که کار پیش برود، خسته که باشی فقط می خواهی زمان بگذرد و تو هر چه زودتر از این وضعیت که گرفتارش هستی به وضعیت دیگری منتقل شوی.خسته که باشی همه چیز حول همان محور خستگی می چرخد و همین است که کیفیت هم پائین می آید، کاری نمی شود که دلت می خواسته بشود، و خستگی خیلی بیشتر توی تنت می ماند. خستگی درد عجیبی است، دردی است که گاهی حتی با استراحت هم درمان نمی شود. وقتی خوب به صدایش گوش می دهی می بی . . .

خسته .

خسته ام از آنچه نامش زندگیستپس قشنگیهای دنیا مال کیستخسته ام دلگیر ازین آشفته حالازتمام بودنم این شکل و حالخسته ام از آنچه نامش سرنوشتکاش میشد زندگی از سر نوشتخسته ام از بخت و اقبال سیاهروزگار این عمر من کرده تباهخسته ام از هرچه که دلدادگیستبی غرض از هرچه روی سادگیستخسته ام بی طاقت از این بودنمخسته ام حتی از این سرودنمخسته ام سنگ صبورم کیست کیست؟مهلت زنده بگورم نیست نیست . . .

ق ل ب ش شکستمگه تو قلب هم داری؟؟؟

یک شبی قلبش شکست و اینچنین آهی کشیدکیست اینجا یکدمی از عاشقی جولان دهد.این سخن بشنید و خنده برلب رومن نشستگفت آری هرکه قلبی را شکست قلبش شکستهرکه جامی خورد خوردند جام اوهر که بختی بست بستند بخت اواین نه دست من نه دست دیگریستدست مردان نجیب غایب است(رجال الغیب)  . . .

Never look back

یه عزیزی نوشته بود کاش برگردیم به دورانی که نهایت غممون شکست عشقي بود.بعد سوالی که برام پیش اومد اینه که مگه شکست عشقي آسونه؟ من سر شکست عشقيم رسما متلاشی شدمیعنی برای من اینجوری بود که انگار زنده زنده داشتم جون میدادم حالا نمیدونم شایدم من خیلی لطیف و حساسم به هر حال.طول کشید تا تیکه تیکه هامو جمع کنم و خودمو پیدا کنم.ولی انقدر اون روزها تلخن که حتی نمیخوام یادم بیاد.البته دروغ چرا.وقتی مرور میکنم که چه روزایی رو از سر گذروندم و بالاخر . . .

آخر خط

دیگه دلیلی واسه زندگی کردن ندارم
دیگه آرزویی ندارم
فقط از خودم بیزارم
تنها مشکلم خودمم.
همونطور که روزی هزار با همه چیز عوض میکنم ک شبیه من نباشه
دلم میخواد دنیا رو هم از خودم پاک کنم
همونجور ک میخوام هیچی از من جایی نباشه حتی اسمم
دلم میخواد خودمم دیگه نباشم
نه عاشقم
نه شکست عشقي
نه مشکلات خانوادگی
نه مشکل خاص
هیچی 
من فقط از خودم خسته ام
از خودم بدم میاد 
از زندگی کردن خسته ام. . . .

شکست.

 
دیوار مست و پنجره مست و اطاق مست!
این چندمین شب است که خوابم نبرده است
رویای تو » مقابل من » گیج و خط خطی
در جیغ جیغ گردش خفاشه ای پـست
 
رویای من » مقابل تو » تو که نیستی!
[ دکتر بلند شد.و مرا روی تخت بست ]
دارم یواش واش.که از هوش می رَ.رَ.
پیچیده توی جمجمه ام هی صدای دست
 
هی دست، دست می کنی و من که مرده ام
مردی که نیست خسته شده از هرآنچه هست!
یا علم یا که عقل.و یا یک خدای خوب.
باید چه کار کرد تو را هیچ چی پرست؟! »
 
من از.کمک!.همیشه.کمک . . .

شاید.

گاهی وقتا.احساس ادما ته میکشه.شاید بزرگتر میشن.شایدعاقل تر میشن شاید هم خستهخسته ترگاهی وقت هااا آنقدر خسته میشوی ک نای حرف زدن ندارینه حوصله بحثفقط دلت سکوت میخواهدمیشود گفت صبور تر شده ایب گمانم آدمها با غصه های شان کنار می آیند.عادت میکنند.ولی فارغ از تمام دنیاتو میدانی ک چقدر خسته ایخسته نرسیدن ها.خسته نفهمیدن هاخسته احساس هایت. . . .

موارد مهم برای تبدیل شدن به یک فرد موفق در نظر بگیرید1. بزرگ فکر کنید"بیشتر خطر ما بیشتر این است که هدف ما خیلی زیاد نباشد و کوتاه بیفتد بلکه هدف ما خیلی پایین باشد و به هدف خود برسیم."این مسئله در مورد اهداف شما بزرگ نیست. همه چیز مربوط به کاری است که شما برای دستیابی به آنها انجام می دهید. هر کاری را انجام دهید ، با از دست دادن ارزش های خود کار نکنید زیرا آنها به همان اندازه برای دستیابی به موفقیت شما مهم هستند.بی احترامی به ارزش های شما به شما ا . . .

وات د هل ایز دیس

باو تف در تمام دوران مدرسه کنم :/منی ک عخش مدرسه ام دارم اینو میگمناموسا چتونه وحشیای کلاغ :///مدرسه نیس ک خونه پیرس ک حرف دهن آدم میذارنب خدا از صب سرم درد میکنه تا الانحیف ک نمیخوام تو وبلاگ فحش درخور بدم زشتهولی تف توتون :///حاجی پشمام آخه چرا انقد انیمه "بنانافیش" قشنگهآخ قلبممممچطور میتونید با بچم اینکارا رو کنید اخهههBananafishحالا انیمه دوس ندارید ک هیچ ولی واقعا داستان قوی، گرافیک بالا، شخصیت پردازی قویش و عمق داستان خیلی خاصهدیگ چی .حا . . .

یادمون نره روز ناامید امروزمون رو

امشب هفت آذر نود و هشت ما یعنی من و تو غمگین تربن و خسته ترین و ناامید ترین زوج روی زمین بودیم.خسته از بی پولیخسته از بی مهریخسته از بیکاریخسته از نرسیدن خسته از خانواده ها امروز ده روز از تولدم گذشته و من امروز باز هم مصمم شدم برای نخریدن انگشتر حتی برای نگرفتن تولد. حال این روزهای من و تو هیچ سنخیتی با کادو و تولد ندارد عزیزم. بگذار دنیا به کام ما زهر بگذرد.  . . .

کاش می‌فهمیدی.

خسته ام مثل درختی که همین نزدیکیتبری بی احساسپای پرواز دلش را به خدا قطع نکردخواست فریاد کند هستم منچشم وحشی تبردار چرا درک نکرد؟خسته ام مثل همان مادر پیرکه همان عاشق دلداده رهایش کرده!کنج نسیانکده ی شهر که امیدی نیست.خسته ام خسته تر از دولت تکرار دروغ!خسته تر از نفس کوه دماوندم منخسته کردی تو مرا بی احساسهیچ میفهمی تو؟هیچ میخوانی تو؟دل من ملعبه ی اوج غرور تو نبود.عشق را معنی کنو همان فاصله اش با نفرتکاش میفهمیدی.کاش میفهمیدی. . . .

داستان همیشگی

اگر با هم زندگی کنید تا سر حد مرگ یکدیگر را خسته خواهید کرد و اگر از هم جدا شویداشکهایتان دو چندان میشود.دوباره به هم نزدیک میشوید و باز بدتر میشود.موجودات بی شعور!همیشه دعوا ،بداخمی ،حسادت ،برای لحظه ای آشتی آن هم برایآنکه با شدت بیشتری دوباره با هم بجنگند.این است عاقبت عشق و دلبستگیشان! داستان همیشگیایوان گنچاروف . . .

او میگوید .

"دوست داشتن و دوست داشته شدن بلایی سر ادم می آره اون سرش ناپیدا :( این قدر از این جمله دوست داشتن وهم برانگیزه که نهایت نداره "   میگوید هولناک است و آن سرش ناپیدا.دوست داشتن را میگوید.قصه دوست داشته شدن را هول انگیز و ناتمام توصیف میکند. من میگویم: مگر داستان های دیگر زندگی انتهایش معلوم است؟ ترس اخر تو را کجا خواهد برد؟ کینه کدام راه را برایت آشکار خواهد کرد؟میدانی پنهان کردن افکار و احساست چه شکست هایی را به بار خواهند آورد؟آه ای عزیز آیا . . .

9-7 دلخوشی دادن سام سیندخت را - بخش دوم

برای شنیدن خوانش دکتر کزازی، روی این خط کلیک کنید.پریروىْ سیندخت، بر پیش ِ سام،زبان کرد گویا و دل شادکام.‏ سه بُتْ‌روى با او به یک جا بُدند؛سمنْ‌پیکر و سرو بالا بُدند. گرفته یکى جام هر یک، ز زر،پر از سرخْ یاقوت و درٌ و گهر.‏ به پیش ِ سپهبَد، فروریختند؛همه یک به دیگر بر آمیختند. چو با پهلوان کار برساختند،ز بیگانه خانه بپرداختند، چنین گفت سیندخت با پهلوان،که: با راى تو، پیر گردد جوان. بزرگان ز تو دانش آموختند؛به تو، تیره گیتی بیفروختند.  . . .

اری خسته ام

ازاین زندگی از این همه تکرا خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خسته امدلگیرم ازستاره و آزورده ام از ماهامشب دگر ز هر که و هر کار خسته امدل خسته سوی خانه تن خسته میکشماوخ.گزین حصار دل آزار خسته امبیزارم از خموشی تقویم روی میزوز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته اماز او که گفت یار تو هستم ولی نبوداز خود که بی شکیبم و بی یار خسته امتنها و دل گرفته بیزار و بی امیداز حال من مپرس که بسیار خسته امدلم گرفته از روزهای تکراری و بی امید از عشقهای بی وفای زود گذر خست . . .

ما هر گز خسته نخواهیم ماند

▪️▪️ به یادم هست ،روزی مصرّانه ، به تو می گفتم: " ما هرگز خسته نخواهیم شد.هرگز"اما مدتی است ،پی فرصتی میگردم شیرینم ،تا به تو بگویم ، ما نیز ،خسته میشویم.و خسته شدن ، حق ماست ؛این که خسته می شویم و از نفَس می افتیمو در زانوهایمان،دردی حس میکنیم ، مسأله ای نیستمسأله این است که بتوانیم زیر درختی ، کنار جوی آبی، روی تخته سنگی ، "در کنار هم" بنشینیمو خستگی از تن و روح، بتکانیمخسته نشدن ، خلافِ طبیعت استهمچنان که، خسته ماندندیگر نمی گویم که ما تا . . .

صبر

بهترین چیزایی که نوشتم داستان های آدم های کنار گذاشته شده است.آدمایی که توی دوست داشته شدن، توی تقسیمات خانوادگی، توی زندگی کردن یا توی هر جای دیگه‌ایی راه‌شون ندادن.امروز دلم میخواست من و توی قلبش راه بده،برعكس داستان هام. ب وقت پل طبیعت تاریخ ۳ ابان ماه ۹۸ حدیثم چند وقته نبودم و درگیر کار و درس و. بالخره رسیدن ب تو خستگی زیادی داره مهم نبس ولی امان از صبر خسته شدم واقعا دلم میخاد تو شهرس ک هستم و تورو ببینم نه اینکه بگم منو دوس نداره . . .

خرابه ی شام

خسته از حالِ این روزهای شهر
خسته از مقاومت
خسته از صبوری
خسته از بغض های بی امان 
خسته از دوری و فراق
کاش همین نزدیکی ها سراغی بگیری از ما
هوایِ ماندن درمیانِ یک مشت جامانده 
خیلی خراب است
خراب تر از آنکه بشود شرحش داد.
کاش روزی در آغوشت جان دهم
ماندن بدونِ تو عینِ مردن است.
دلم یک دنیا خرابه ی شام است آقا.
با سربیا که ببینمت به چشم.
هوایِ جنون دارم
جنون. . . .

مقدمه

روزها میگذرد وشب جای آن را میگیرد .وآدم ها از عشق ومحبت دور شده اند .هوس جای عشق را گرفته وآدم های گذرا جای عشق واقعی .شاید برسد از جایی که هیچ وقت بهش فکر هم نکردی .عشقي که قلب سنگی را آب میکند .وتورا این قدر درگیر خود میکند که به جای عقل قلبت بهت دستور میدهد.وتورا به هدف خود نزدیک میکند این مسیر شاید عمری طول بکشد وگاهی یک نگاه ولی درآخر تورا درگیر میکند .عشق زندگی تورا میگیرد ولی زندگی جدیدی به تو میدهد .عاشق حاضر است به خاطره عشق از خو . . .

خسته شدم.

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم.بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد.خسته شدم بس که تنها دویدم.اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن.می خواهم با تو گریه کنم .خسته شدم بس که.تنها گریه کردم.می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم.خسته شدم بس که تنها ایستادم . . .

این عشق را پایان نیست!

خسته؛ ولی خوشحال، مثل وقتی که تو بچگی از پارک برمیگشتیم خونه.خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدون‌هات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری. خسته؛ ولی آروم، مثل نفس‌نفس زدن‌های بعد از پایان مسابقه.خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرین مورد از لیست‌کارهای روزانه در ساعت صفر.خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آینه بعد از یه روز شلوغ.خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظه‌ی پایانِ سالِ سومِ پزشکی. به همین سادگی، به همین سرعت، به ه . . .

چه دلنوااااز اووومدم :))

یه هفته ای میشه که وبلاگ قبلیمو حذف کردم. این مدت خیلی تو بلاگفا چرخیدم. و به این نتیجه رسید که چققدر دخترهای تنهایی که دچار عشق یک طرفه شدن زیااااده. چقدر آه و ناله و گریه و زاااری پره تو بلاگفا :)متنففففرم ازینکه بخوام وانمود کنم که من عاشق بودم و اون طرف منو تنها گذاشت. یا بخوام ژست شکست عشقي بگیرم و بگم من داغونم چون پس زده شدم.هرچند چشیدن طعم پس زده شدن به خودیه خود تلخ هست. اما داستان من یه کوچولو فرق داره. اونم اینه که من از اول میدونستم عشق . . .

بي خبر

مدتی هست شده ام بی خبر از حال خودمباید امشب بروم آه به دنبال خودمدیگر افکار غم انگیز رهایم بکنیددوست دارم بشوم غرق در امیال خودمامشب از هرشب دیگر دل من تنگ تر استخسته ام ازخود و از لنگه امثال خودمخسته از دانه ی عشقي که به دل کاشته اممیوه اش هم شده این ما حصل کال خودمدر خودم گیجم و سر درگم و پیچیده به هممدتی هست شده ام بی خبر از حال خودم . . .

آقایون عشوه ممنوع

فاز این آقویونی که تریپ شکست عشقي بر میدارنو نمیدونم چیهدختره بعد از هشت سال پسره رو ول کرده رفته.پسره هم ناله ناله ک شکست عشقي خوردم.خب چرا قبل از اینکه یکی دیگه بره بگیرتش،تو نرفتی که بگیریش؟؟؟.باید چند سال دیگه منتظرت میموند ک جناب العالی پاشی بری خواستگاری عقدش کنی؟؟تازه خیلی دختر بساز و خوبی بوده که هشت سال صبر کردهمن سر یک سال ببینم  از طرف بخاری بلند نمیشه ول میکنم میرم.یه عقد ساده محضری که انقد نازو عشوه ندارهدختری که دوستت داش . . .

تمام کن نجاتم ده

دراین خم هی مپیچماین من،عاشق پریشم در این تنگنا ، در این بحراندر این دوره‌ ی نامردان بی وجدان خسته ام، داغان‌نمیدانم سرم را کجا کنم‌ درمان به هر سو کنم من روهزاران تیغ در چشمان و در ابرو سر هر چشمه‌ای رفتم پر از زهر بودبه دنبال هر طبیبی گشتم،نهایت در دلم درد بود چقدر ساده میزنیم تیریقلب هم را چون نمیبینیم تیری از بی مهریاز ژرفای بی عشقي نهایت چه خواهد بودکجا خواهم شوم خاک و کود نمیبینید که چه کردید؟بهر هیچ مهر خود را ز سنگ کردید. خسته . . .

یادم میره .

میدونی مثلا آدمو درک نمیکنن من عاشقش نبودم اون حس دوست داشتن زیاد و نسبت بهش نداشتم ولی دوست داشتم باشه . دوست داشتم مدت طولانی باشه . گند نزنه به همه چی . حس خوب باهاش تجربه کنم نه حس بد . دوست داشتم چیزای جدید و باحال باهاش تجربه کنم .ولی اون خراب کرد همه چیو خراب کرد . ناراحتم کرد و ناراحتی من از خراب شدن همه چیه از این طرز فکر نفهمانه فاطی که گفت چرا مثه آدمای شکست عشقي خورده برخورد میکنی خیلی ناراحت شدم من احساس و غرورم شکست وگرنه عا . . .

دانلود رایگان کتاب کفش باز اثر فیل نایت بنیانگذار برند نایک

 
کتاب کفش‌باز» شامل خاطرات فیل نایت»، بنیان‌گذار نایکی و ترجمه‌ی شورش بشیری» است. کتاب حاضر بهترین کتاب مدیریتی سال ۲۰۱۶ به انتخاب آمازون و بهترین کتاب ۲۰۱۶ به انتخاب بیل گیتس و وارن بافت است. در توضیحات پشت جلد آمده است: فارغ از اینکه چه کسب‌وکاری داشته باشید یا اینکه در چه رشته‌ای درس خوانده باشید، این کتاب داستان رسیدن به خواسته‌ها و آرزوهاست، راهنمای از هیچ به همه چیز رسیدن، راهنمای گوش‌دادن به صدای قلب و دویدن دنبال آرزوهاست . . .

347. خواب و بیداری

تو یه کتاب که الان اسمشو خاطرم نیس خوندم برای تغییر دادن یه شرایطی باید به طور کامل از اون شرایط خسته شی. من الان از سبک زندگیم خسته شدم. از اینکه شبا دیر بخوابم خسته شدم. و از اینکه برای اهداف اصلیم کمتر تلاش میکنم خسته شدم. از اینکه دیگه ذوق ندارم خسته شدم. از امشب باید یه پیچو سفت کنم. و اونم پیچ خواب و بیداریمه. دیگه شبا زود میخوابم و صبحا زود بیدار میشم!تامام  . . .

9-10 دلخوشی دادن سام سیندخت را - بخش پایانی

برای شنیدن خوانش دکتر کزازی، روی این خط کلیک کنید.لبِ سام، سیندخت پر خنده دید؛همه بیخ ِکین از دلش کنده دید. نوندى دلاور، به کَردار ِباد،برافگند و مهراب را مژده داد؛ که: از اندیشۀ بد، مکن یاد هیچ؛دلت شاد کن؛ کار ِمهمان پسیچ.‏ من اینک، پس ِنامه اندر، دمانبیایم؛ نجویم، به ره بر زمان.»‏ دوم روز چون چشمۀ آفتاببجنبید و بیدار شد سر ز خواب،‏ گرانمایه سیندخت بنهاد روى،به درگاهِ سالار ِدیهیمْ‌جوى.‏ رُوارَو بر آمد، ز درگاهِ سام؛مِهِ بانوان خوا . . .

Metals Fatigue

س ن : هیچ کسی آن آدم سابق نیست.  . صبح با یک کابوس از خواب پریدم.دیشب با تو که حرف میزدم همزمان گریه میکردم.و انگار رقصنده ای که روی تمام خورده شیشه های کف خیابان می گرید و می رقصد (1)مثل یک خواب می مونه زندگی، مثل یک فیلم، مثل یک روئیا.صبح از خواب بیدار میشی میری جلو آینه، خودتو می بینی و میفهمی چقدر پیر شدی موهات سفید شده. ریشهات دست میکشی روی صورتت چین و چروک روی پیشونیت میگه افتادی روی نیمه دومه زندگی.ولی هنوز درونت قلبی داری که . . .

ترس.

ترس دارم از زندگی.ترس از چیزهایی كه پیش بینی نكردم،ترس از آینده بچه م.سمیر بعد از عمل برج 10 پارسال دوباره مشكل پیدا كرده و دوباره باید بریم نمونه برداری.و دوباره بریم پیش دكتر تا بگه چه بكنیم و بدخیم است یا خوش خیم.و دوباره عمل جراحی و شروع داستان.منم كه تمام بدنم مشكل داره ،از كمر و پا و تیرویید تا قلب كه اوضاع قلبم خوب نیست.آینده دخترم چی میشه؟ نمیدونم.همش استرس و ترس و فشار.امونم رو بریدهصبح ها نمیتونم بیدار بشم و عملا" نایی ندارم واسه . . .

جنجال در رختکن استقلال

آبی پوشان که از هفته چهارم به بعد شکستی متحمل نشده بودند، در هفته شانزدهم لیگ برتر مقابل ماشین سازی تن به شکست دادند تا رسول خطیبی اولین مربی باشد که در این فصل دو بار استقلال را شکست داده است. 
ادامه مطلب . . .

انگار باید

انگار باید بد شد
تنها بذاری ادمارو.رها به حال خودشون.
دورشی از همه.خستم از خوبی کردن و بد دیدن
خسته از رفتارای تکراری
خسته از بدی دیدنو خوبی کردن
خسته از بودن اجباری
خسته از ادمای اجباری
خسته از ترس بد شدن خوبا
خسته از همه چی
دلم تنهایی میخواد
یه جای دور از ادما
دور از دردای بچگانه 
دور از خواسته های کوچیک
جاییکه که کسی کوچیک فک نکنه
جاییکه هیچکی سرش تو کار بقیه نباشه
دور از ادمای بیکار و بی یار
اوناییکه که تموم دغدشون پیدا کردن یاره تا بعدش هم . . .

درس هایی از بازی

افرادی زیادی وجود دارند که خواسته های متفاوتی دارند اما آنقدر هایی که باید پیرامون خواسته هایشان فکر نکرده اند، در حقیقت آن ها درگیر چالشی شده اند و فریاد می کشند: دیگه خسته شدم، نمی تووونم!ما هم برای توضیح بیشتر این موضوع، این داستان را با یک بازی کامپیوتری مقایسه می کنیم، تا ابعاد مختلفی از ماجرا آشکار شود.در طراحی بازی های کامپیوتری قواعد خاصی وجود دارد:قاعده اول می گوید: بازی متناسب با رده سنی و سطح( level ) بازیکن طراحی شده است.یعنی در تک ت . . .

امروز دلم تنگ است،تنگ برای نبودن یک کسی دل تنگی ام را خلاص کند.امروز وظیفه آمدم و میل سخن گفتن با هیچ کس نیست، خسته ام، خسته از وضعیت، خسته از نبود آدمای خوب.دلم می خواهد سیر بگریم، سیر خواب کنم.بودن کسی در این لحظه ها دوا است.  . . .

این داستان ادامه دارد

کم کم داریم به آخر بازی نزدیک میشیم و من خسته ام خسته تر از همیشه به اهدافی که میخواستم به این ترم برسم نرسیدم ولی راضیم جون تلاشمو کردم و الان خستم فکر میکنید خستگی چند ماهه با یه روز استراحت از بین میره؟
راضیم ولی یه چیزی درونم میگه خسته نباش ما مجبوریم زندگی کنیم، مجبوریم هر روز بجنگیم، دست خودمون نیست باید برای بقامون بجنگیم وگرنه نابودی در انتظارمونه. باید یه گزارش بنویسم ولی اصلا حوصلشو ندارم. تصمیم گرفتم حوزه کاریمو عوض کنم. میخوام بر . . .

جرم‌شناسی

چی باعث میشه وقتی یکی به رحمت خدا می‌ره شخصی میاد پاره‌ای یا آخرین‌ چت‌هاش با اون فرد رو منتشر می‌کنه؟ یعنی نسبت دادن خود با فرد از دنیا رفته چه اتفاق روحی‌ایه؟ شاید هم نوعی سوگواریه. در یک مقاله انگلیسی می‌خوندم که انتشار اسکرین چت متوفی جرم تلقی می‌شه. 
اولین بار چند سال پیش بود توی اینستاگرام دیدم شخصی این‌کار رو کرده، متعجب شدم و خودم رو جای مُرده گذاشتم دیدم واقعا ناراحت می‌شدم اگه بعد از مرگم کسی بیاد حتی مکالمات هیچ و روزمره‌ . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)