قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

دکتر فرهاد صبری تلفن

وضعیت مصدومان جام جهانی 2019

سعید معروف :دکتر سیامک افروزیپس از پنجمین دیدار ایران در جام جهانی 2019 برابر برزیل، درباره وضعیت سعید معروف گفت: زمانی که بازیکنان در حال گرم کردن خود پیش از مصاف با استرالیا بودند، سعید معروف در ناحیه پا احساس اسپاسم کرد ولی مشکلی برای بازی کردن نداشت. با این‌حال هرچه زمان گذشت، علائم اسپاسم او قوی‌تر شد. به شکلی که عضله دوقلوی پای او دچار اسپاسم شدید شد. به همین دلیل مقابل برزیل به او اجازه بازی کردن داده نشد.وی در پایان افزود: مورد اسپاسم عضله سعید معروف، ابتدا طبیعی به نظر می‌رسید ولی با گذشت زمان، این اسپاسم شدیدتر شد و نیاز به درمان جدی‌تر وجود داشت. در حال حاضر کاپیتان تیم ملی در حال درمان است و فکر می‌کنم سه الی چهار روز دیگر، بتواند به تیم کمک کند.فرهاد قائمی :دکتر سیامک افروزیدرباره آخرین وضعیت فرهاد قائمی پس از مصدومیت در جام جهانی 2019 والیبال گفت: پس گرفتن MRI مشخص شد که این بازیکن دچار پارگی عضله دو قلوی پا شده است و چهار تا شش هفته دور از میادین خواهد بود. به این ترتیب، فرهاد قائمی ادامه رقابت‌های جام جهانی را از دست داد.امیدوارم که هر چه زودتر کاپیتان جان و فرهاد جان قائمی مشکلشون رفع بشه و سلامت باشن 

برشی از زندگی

میرسم خونه میخوام دوش بگیرم اما مدیر برنامه هام (فرهاد کوچولو) میگه نه دیگه نشد اول به من رسیدگی کنبعد به محمدرضا میگم پس تو برو و فرهاد رو هم ببر حموم من بعد شما برم انقدر هم که عشق حموم داره اگر من قبلش برم همه ش پشت در میخواد گریه کنهخلاصه تا محمد رضا حموم بود بهش کیک دادم و بعدم باهاش رفت حمومحاضر میشیم میایم پیش مادرشوهر در نگاه اول میفرمایند ننه!!!چرا لاغر شدی؟خطاب به نوه جانمنم پشتمو میکنم بهشون و میرم اشپزخونه به همسر میگم تیکه رو داشتی؟میگه وااااا؟ اینکه فرهاد لاغر شده تیکه سمیرم تو افق و هیچی نمیگممحمدرضا میخوابهفرهاد خوابش میاد میخوابهمن میمونم و مامان و باباش و در مورد ترافیک مهر ماه گپ میزنیممادرشوهر تو آشپزخونه برای فرهاد فرنی درست میکنهاقایون حواستونو یه ذره بیشتر جمع کنید

0033

وقتی فرهاد زنده بود جلوی کارش را گرفتند و خانه‌نشینش کردند. وقتی فرهاد زنده بود حق نداشت اثری بسازد یا کنسرت بدهد. وقتی فرهاد زنده بود و در ایران مانده بود با او مثل کسی رفتار کردند که انگار نیست و نباید باشد و بود و نبودش اهمیتی ندارد. حالا که مرده است آثارش را از صدا و سیما پخش می‌کنند و در فیلم‌ها به کار می‌برند تا نشان دهند مرده‌پرستی یعنی چه.

از قیصر امین پور

دل داده ام بر باد ، بر هر چه بادابادمجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد ای عشق از آتش اصل و نسب داری از تیره ی دودی ، از دودمان باد آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستراز بوی تو آتش ، در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاداز خاک ما در باد ، بوی تو می آید تنها تو می مانی ، ما می رویم از یاد

فرهاد شاهمرادیان، آتشفشان شعر کُردی جنوبی / کامران محمدرحیمی

راقم سطور، بی مدح و مداهنه، فرهاد را آتشفشان شعر کردی جنوبی می‌داند شاعری با شعری مطنطن و خیال‌انگیز و اسطوره گونه که از اعماق تاریخ ایلام کهن پس از قرن‌ها تراویده و مخاطب را ذوب، مستحیل و متحیر، چند بعدی هنر خود می‌سازد.

کلمات(2)

امروزم را این کلمات تشکیل دادند صبح با پیانوی پیمان یزدانیان، تار لطفی، صدای سهیل نفیسی و یاسمین لوی ترجمه متن عجیب و دوست‌نداشتنی آشپزی دمنوش به‌لیمو و گل‌گاوزبان سیگار بهاریه احمدرضا صمد بهرنگی رادیو دیو رادیو مرز دکتر و داروخانه و قرص کمی سیگار قهوه ترجمه جدید آشپزی درس‌خواندن جعفر پناهی شگفت‌انگیز کرشمه آرش بابایی درد جان‌سوز قرآن و انجیل درس خواندن عکس‌های مایکل ولف دکتر ح پاره کردن نامه گریه و تنفر صدای فرهاد مهراد  زخم و خون‌ریزی دوباره بی‌خوابی تا سحر     

نان ودندان

روزی ا زروزهای تابستان از روستایی در دامنه های اشتر ان کوه می گذشتم .در کنار جوی اب که به نرمی می گذشت .نشستم .دست در اب بردم سرد بود.کودکی ان طرف جوی اب نشسته بود .چوبی را در آب فروکرده بود.نگاهش کردم .اوهم نگاه هم کرد .گفتم چکار می کنی .اهسته وشرم گین گفت :بازئ گفتم :اسمت چیه ؟  باهمان حالت گفت :فرهاد.پرسیدم می دونی فرهاد کی بود؟فکری کرد وزیر لب گفت:نهگفتم نهار خوردی ؟ گفت:خوردم.گفتم چی خوردی؟گفت :نانگفتم نان باچی؟گفت :با دندون 

فرهاد

این روزها بدجور آهنگهای فرهاد مهراد تو مغزم هست .مرتب گوششون میکنم :جمعه، آینه، کودکانه، مردتنها  و آوار، آوار، آوار! صدبار فکرکنم گوشش کردم.عجیبه  شعرش! انگار شهیار قنبری شرایط منو داشته وقتی برای این کار شعرشو سروده! داره فرهاد از زبون من حرف میزنه: توهم با من نبودی!حالم خوش نیست. به هر دری میزنم بیفایده ست. انگاری منو جادو کردند. بسراغ هرکسی که میروم مرا پس میزند .بلافاصله عین کسیکه اعصابش خرد بشه وبره سراغ سیگار،منهم سراغ موسیقی میرم. خدایا تا کی؟ دیگه خسته شدم+ مدتیه به عبارت درپناه خدا آلرژی پیدا کرده ام .احساس میکنم طرفم میگه برو گمشو. اگرم  بگه فی امان الله بازهم بدتره برام. خدایا پوکیدم از پس پوک شدم. 

جمعه ی کوفتی

به وقت ساعت ۱۹و۳۴ دقیقه روی مبل لم داده م فرهاد با لباس بیرون خواب و محمدرضا هم خوابدیروز رو تا شب کلا سرکار بودهامروز از ۵تا۱۱ کوه بعد غذا خورده و منو رسونده تولد اونم با عجله و خوابیدهمن و فرهاد با  مینا و شوهرش اومدیمساعت نزدیک ۸ شبه و هنوز خوابه تو این غروب جمعه کوفتیو من غربت زده ام تو شهرم تو خونه م حس میکنم غریبترین جای این کره خاکیمخدایا مثل همیشه کمکم کنخدایا خودت میدونی چی میگم 

تعامل با مافوق-غیرمستقیم گرفتاری هایت را به گوشش برسان

از طریق جواب دادن تلفن در کنار همکار و مثلا پیگیری مسائل پزشکی خانواده، به صورت غیر مستقیم داری همکارت را در جریان گرفتاری هایت قرار می دهی مثل زمانی که برای آزمایش ها، دکتر و داروی حسنا هم با خانومت، هم با آزمایشگاه هم با مطب دکتر در اتاق صحبت می کردی.

تلفن !؟

برق تلفن مستقل از برق شهر بوده و ربطی به آن ندارد. برای همین است که در زمان خاموشی تلفن کار می کند. برق تلفن از نوع مستقیم بوده اما برق شهر از نوع متناوب است. برق شهر 220 ولت و در مصارف خانگی 16تا 32 آمپر می باشد.  

مناظره فرهاد و خسرو

نخستین بار گفتش کز کجایی؟بگفت از دار ملک آشنایی بگفت آنجا به صنعت در چه کوشند؟ بگفت انده خرند و جان فروشند بگفتا جان فروشی در ادب نیست بگفت از عشق بازان این عجب نیست بگفت از دل شدی عاشق بدین سان؟بگفت از دل تو می‌گویی، من از جان بگفتا عشق شیرین بر تو چون است؟بگفت از جان شیرینم فزون است بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟ بگفت آری، چو خواب آید، کجا خواب؟ بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟ بگفت آن گه که باشم خفته در خاک بگفتا گر خرامی‌ در سرایشبگفت اندازم این سر زیر پایش بگفتا گر کند چشم تو را ریش؟ بگفت این شم دیگر دارمش پیش بگفتا گر نیابی سوی او راه؟ بگفت از دور شاید دید در ماه بگفتا دوری از مه نیست در خور بگفت آشفته از مه دور بهتر بگفتا گر بخواهد هر چه داری؟ بگفت این از خدا خواهم به زاری بگفتا گر به سر یا بیش خشنود؟ بگفت از گردن این وام افکنم زود بگفتا دوستیش از طبع بگذار بگفت از دوستان ناید چنین کار بگفت آسوده شو، کاین کار خام استبگفت آسودگی بر من حرام است بگفتا رو صبوری کن در این درد بگفت از جان صبوری چون توان کرد بگفت از صبر کردن کس خجل نیست بگفت این، دل تواند کرد، دل نیست بگفت از عشق سخت کارت زار استبگفت از عاشقی خوش تر چه کاراست؟        بگفتا جان مده بس دل که با اوست بگفتا دشمن اند این هردو بی دوست بگفت از دل جدا کن عشق شیرین بگفتا چون زیم بی جان شیرین بگفت او آن من شد زو مکن یاد بگفت این،کی کند بیچاره فرهاد بگفت از من کنم در وی نگاهی؟ بگفت آفاق را سوزم به آهی چو عاجز گشت خسرو در جوابش نیامد بیش پرسیدن صوابش به یاران گفت کز خاکی و آبیندیدم کس بدین حاضر جوابی   (این شعر مربوط به مناظره فرهاد و خسرو است. مصراع اول هربیت سوال خسرو و مصرع دوم بیت جواب فرهاد کوه‌کن است)وحشی بافقی  

بعد تو با هیچ طریقی دل من شاد نشد .

بعد تو با هیچ طریقی دل من شاد نشد قلب گرفتار من از بند غم آزاد نشد   گفت بسوز تا که از ذهن فراموش شوم سوخته ام به حد خاکستر در باد نشد .   غنچه ی نشکفته که پرپر شده احوال من است خواستم این بغض رسد بر سر فریاد نشد   جلوه ای از خاطره داده نم باران به فضا زمزمه کردم که تو را می برم از یاد نشد   گفت به شاگرد بگو بشنوم از عشق که چیست مسئله را خواست که حلش کند استاد نشد   تیشه ی کوه کن در آخر سر فرهاد شکافت سر ، سر دل رفت و کسی عاشق فرهاد نشد   شاعر غمگین قلم از عشق کسی زد که نبود تا شود آزاد هزار بار جان داد نشد    مردم از آن وقت که دست تو مرا لمس نکرد آه بدون باغبان باغ هم آباد نشد   رفتنت آغاز فروپاشی من بود که بود بعد تو با هیچ طریقی دل من شاد نشد .   #الهام_ملک_محمدی

ویرآنه‌های آباد

دردی که پینه بسته ایوب گشته فرهاد صبری که ماند و آه از عمری که رفت بر باد   هر آدمی که آمد لبخند روی لب داشت حاشا بر این جماعت ویرانه‌های آباد   مرغی که آسمانیست در دام لانه کرده صید از فرار خسته دیوانه گشته صیاد   کس یاد کس نباشد الا در این دو جنبه یا چهره حور باشد یا روح گردد آزاد   زین دردها که گفتیم موجی ز غم برآمد سهراب قایقت کو؟ در شهر مُرده فریاد   |فاضل نادرپیشه|

فقط غرغر

به نام خدا یک تلفن کوتاه داشتم که به غرغرها و دردودل های درسی رسید و طول کشید. نمیدانم چقدر. نیم ساعت مثلا. تلفن که تمام شد پیامکی داشتم از شماره ای ناشناس که خانم دکتر فلانی ام از دانشگاه با شما تماس گرفتم و تلفن تمام مدت مشغول بود. چشم هایم گرد شد. آنقدر که در ادامه جمله اش دنبال علامت تعجب گشتم و نبود. خشمم را خوردم و پیامک زدم در خدمتم. زنگ زد که منابع امتحان بچه های فلان رشته را کمتر کنید و این حرف ها. یک ساعت گذشته ولی دیدم همچنان عصبانی ام. از بی فکری آدم ها در حرف هایشان، از فضولی هایشان، از صراحت های نچسب شان. تلفن اورژانس نبوده که نباید اشغال باشد. شماره شخصی است شاید داشتم با شوهرم دعوا می کردم، شاید داشتم م دردودل می کردم. به شما چه که مشغول بود. پیام بدهید در اسرع وقت باهتان تماس بگیرم. آخ از این آدم ها. 

بخش فوق تخصصی ارتوپدی

نام پزشک زمان حضور جناب آقای دکتر فوق تخصص جراحی دست، متخصص ارتوپدی،یکشنبه و دوشنبه از ساعت 16-14جناب آقای دکتر مردانی فوق تخصصی جراحی زانو، متخصص ارتوپدی،سه شنبه ها از ساعت17-15جناب آقای دکتر جلیلیمتخصص و جراح ارتوپدی شنبه ها از ساعت 11-9تلفن تماس جهت نوبت دهی:021-56479250-3 

فرهاد اؤلوب گلمیر کولونگون سسی 

  فرهاد اؤلوب گلمیر کولونگون سسی سن نه گؤزله ییرسن آی شیرین-شیرینعاغلیما گلمه ین، باشیما گلدیالف قدیم اولدو، یای شیرین-شیرین پریشان تئل کیمین، داراغیندایامیوسف تک زلیخا، فراغیندایامعاریف انسانلارین سوراغیندایامپاپانمیرام سنه تای شیرین-شیرین خان کرم دیلیمده، اصلی ازبریمعباس پری دئییر، ملک منظریمبیر آدین گؤلگزدی منیم دیلبریمجار سالدیم دؤنیایا، های شیرین-شیرین مجنون کؤنوللویم، داغدا گزه رملیلی سیز عالمده نئجه دؤزرمائل اوغلو آیازام بئله یازارامائیله دین عؤمرومو زای شیرین-شیرینائل اوغلو   

شروع کلاس پایگاه داده دکتر کیوانپور - پاییز 98

 دوشنبه 4 آذرماه 1398 - خ بهشتی - روبه رو مترو میرزای شیرازی - دانشکده اقتصاد علامه شروع کلاس پایگاه داده ویژه آزمون کارشناسی ارشد 99 - پاییز 98مدرس : دکتر کیوانپورتلفن : 02506فنی مهندسی ماهان

من و فرهاد از یک طایفه هستیم

نمیدانم که میدانی،ولی بد جور دلتنگمبرای دیدنت با هر چه مانع هست می جنگم به خوردم می دهد هر لحظه دوریّ تو حسرت رامنی که خسته از این جاده فرسنگ فرسنگممن و فرهاد از یک طایفه هستیم؛ نگذارم که تا جان در بدن دارم تو را گیرند از چنگمتو میخوانی و دنیا می شود رقاصه ات،برعکسشبیهت نیستم حتی، غم انگیزم، بد آهنگمخدا لعنت کند این بی تو بودن را که دق کردمنمیدانم که میدانی،  ولی بد جور دلتنگم 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد!در دام مانده باشد ،صیاد رفته باشدآه از دمی که تنها با داغ او چو لالهدر خون نشسته باشم ، چون باد رفته باشدامشب صدای تیشه از بیستون نیامدشاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشدخونش به تیغ حسرت یا رب حلال باداصیدی که از کمندت آزاد رفته باشداز آه دردناکی سازم خبر دلت راوقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشدرحم است بر اسیری کز گِرد دام زلفتبا صد امیدواری ناشاد رفته باشدشادم که از رقیبان دامنکشان گذشتیگو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشدپرشور از حزین است امروز کوه و صحرامجنون گذشته باشد ، فرهاد رفته باشد   غزلیات حزین لاهیجی

۹۵ درصد تلفن‌های همراه در بازار وارداتی است.

ابراهیم درستی رئیس اتحادیه فروشندگان تلفن همراه، با بیان اینکه هم اکنون بازار تلفن همراه، راکد است، گفت: دلایل مختلفی وجود دارد که بازار تلفن همراه راکد باشد چرا که این کالا در انواع مختلف در بازار یافت می شود.

سلامي دوباره.

سلام.سلام. امروز داشتیم ناهار میخوردیم یهو تلفن زنگ خورد. ته تغاری میگه برو بردار تلفن رو،من میگم برو دیگه. رفت شماره رو میخونه میگه این کیه؟تلفن رو برمیداره و میگه عه تلفن وصله. منم گوشی پدر رو که روی سفره بود قاپیدم. نتمون هم وصل شده بود.از خوشحالی دوست داشتم چرخ بزنم مثل گردباد برم توی آسمون. آخ وبم.خیلی دوستت دارم.دوستای گلم خیلی دوستتون دارم. ##میناجون تولدت مبارک.

معرفی چند تا از بهترین سریال های ترکی 2020

سریال: فرهاد و شیرین Adını Feriha Koydum ژانر: درامسال انتشار: 2019کشور: ترکیه زمان پخش: جمعه ها ساعت 20:30زیرنویسشبکه پخش: Fox tvخلاصه داستان: داستان یک عشق غیرممکن. الهام گرفته از داستان ایرانی ” شیرین و فرهاد”فرهاد ، شیرین و بانو : آنها آگاه نیستند که به گرداب کشیده میشوند و معجزه عشق و ناکامی را تجربه خواهند کرد. داستانی از عشق غیرممکن بانو بزرگترین مانع بین فرهاد و شیرین خواهد بود.    سریال İçerde ایچرده ( نفوذی ) ژانر : درام ، جنایی , هیجان انگیزبازیگران: Çağatay Ulusoy, Aras Bulut İynemli, Çetin Tekindor, Bensu Soral, Damla Colbay, …زبان اصلی با زیرنویس فارسی چسبیدهتعداد قسمتها 39 ( هر روز 1 قسمت قرار میگیرد ) جزو سریالهای پرطرفدار در ایراناین سریال عاشقانه نیست ولی واقعا فوق العاده است  خلاصه داستان : سارپ و مرت که در آکادمی پلیس با هم درس میخونن بدون اینکه بدونن با هم داداشن رقیب همدیگه میشنسارپ به وسیله ی یوسف که مدیر بخش جرایم عمد و قاچاقه یک هفته مونده به فارغ التحصیلی از آکادمی پلسی اخراج میشهدرست در روز فارغ التحصیلی سارپ اسلحه شو به سمت یوسف میگیره و با این کارش قدم به یک زندگی جدید که تا حالا تجربه نکرده بود میذارهدر این دنیای جدید و تاریک بزرگترین دشمن سارپ،یکی از محبوب ترین افراد آکادمی یعنی مرت خواهد بود … 

روزی پر از داستان

ساعت ۲۲و۶ دقیقه فرهاد رو پام خوابه و به نرگس مسیج دادم یه عکس از مامانم و پارسا بفرسته که مثل اینکه بیرونن و دارن میرن بچه ها رو ببرن دریامن عمو میخوامامروز صبح که محمدرضا داشت میرفت سرکار کلیدشو روی در انبار جا گذاشت محمدی برداشت در خونه رو زد اما من داشتم با مارال حرف میزدم فک کردم صدا از بالاست نگو این بدبخت بوده برده خونه شون و محمدرضا وقتی اومد ازش گرفتبعدازظهر رفتیم باغ کتاب داشتم با زنش تایپ میکردم بعد دیدم زنگ زد ترسیدم گفت کلیدتونو جا گذاشتید رو در خلاصه کلی خندیدیم اما این دفعه تقصیر من بودتو باغ کتاب ازین واکرا دیدیم فرهاد خودشو هلاک کرد اخر مجبور شدیم بخریم البته که چیز خوبیه برای اینکه راه بیفتهوگرنه با لج صاحب هیچی نمیشه

چگونه می توان ضمن استفاده از تلفن همراه از مضراتش کاست :

1.    مدت زمان مکالمه‌تان را کاهش دهید2.    کودکان فقط در مواقع ضروری از تلفن همراهتان استفاده کنند3.    تلفن همراه را در جیب شلوارتان و یا روی کمر بندتان قرار ندهید4.    اول بگذارید ارتباط برقرار شود5.    تلفن همراه‌تان را داخل پوشش‌های فی و محفظه‌های دربسته فی قرار ندهید6.    تلفن همراهی با میزان SAR پایین‌تر (تلفن همراهی با جذب پایین اشعه برای بدن) بخرید7.    از هدست استفاده کنید8.    از هندزفری‌های بلوتوث‌دار استفاده کنید9.    از هندست (هندزفری)‌ هایی استفاده کنید که درونشان یک لوله تو خالی به کار رفته است10.    از اسپیکر یا پخش صدا استفاده کنید11.    از آنتی‌اکسیدان‌ها استفاده کنید12.    جلوی آنتن موبایلتان را نپوشانید 

متنی آموزنده

تلفن همراه پیرمردی که در اتوبوس کنارم نشسته بود زنگ خورد. به زحمت، تلفن را با دستهای لرزان از جیبش در آورد هرچه تلفن را در مقابل صورتش، عقب و جلو برد، نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند. رو به من کرد و گفت: ببخشید ، چی نوشته؟ . گفتم:  همه چیزم  پیرمرد با وجدی کودکانه گفت: الو سلام عزیزم … دستش را جلوی تلفن گرفت و با صدای آرام و شادی مضاعف به من گفت: همسرم است… عاشق شدن آسان است آنقدر که همه انسانها توان تجربه کردن آن را دارند. مهم عاشق ماندن است… بی انتها، بی زوال، تاابد، بی منت…

تلفن روميزي پاناسونيک

با وجود ورود تلفن بیسیم پاناسونیک به بازار تلفن ایران و افزایش مخاطبین آن کماکان تلفن رومیزی پاناسونیک جایگاه خود را در منزل و محل کارمان حفظ کرده است.تلفن رومیزی پاناسونیک محدودیت طول سیم تلفن را دارد اما از نظر پاسخگویی یک مزیت دارد.مزیت آن این است که نیاز به برق شهری ندارد و در صورت قطع شدن برق منزل میتوانید به مکالماتتان بپردازید. در صورتی که قصد خرید تلفن رومیزی پاناسونیک دارید و یا برای اطلاع از قیمت و مشخصات به لینک زیر مراجعه کنید: فروشگاه پاناسونیک

مروری بر مهم ترین چهره های تاریخ مستند سازی ایران - فرهاد ورهرام

در این شماره مروری کوتاه خواهیم داشت بر زندگی و کارنامه فرهاد ورهرام از مهم‌ترین مستندسازان ایرانی که شاید کمتر از ایشان سخن گفته شده است.حدود یک دهه است که فیلم‌های مستند در ایران بیشتر از قبل جدی گرفته می‌شوند و اخیرا معرفی مستند در جستجوی فریده» به عنوان نماینده کشورمان در اسکار، باعث شد توجه‌ها به آثار مستند حسابی جلب شود. با این حال، مستندسازی در ایران سابقه زیادی دارد و در دهه‌های گذشته هم مستندسازان، با کمترین بودجه و درآمد ممکن و بدون این‌که حتی شهرت و اقبال عمومی فیلمسازان داستانی را همراه خود ببینند، خالصانه مشغول تلاش برای بازنمایی واقعیت در قاب تصویر بوده‌اند. ادامه مطلب

پاورپوينت هديه هاي آسمان پنجم، درس دو نامه

دانلود پاورپوینت درس هشتم هدیه های آسمان پایه پنجم دبستان «دونامه » فرمت فایل: پاورپوینت تعداد اسلاید: 14 دو نامه امین با دقت به حر فهای آقا معلم گوش می داد. فرهاد از انتهای کلاس با خشم به او زل زده بود و زیر لب غُرغُر میکرد : حالا دوچرخ هی مرا می اندازی ! حسابت را می رسم ! درس تمام شد. فرهاد برگه ای از دفترش کند و روی آن نوشت : « فکر نمی کردم این قدر حسود و کینه ای باشی و چشم دیدن دوچرخه ام را نداشته باشی . »  .  دریافت فایل

سرخوردگی

حتما سریال شهرزاد رو دیدید! توی سریال شهرزاد وقتی کودتای بیست و هشت مرداد انجام میشه، فرهاد داستان دچار یک سرخوردگی ی و اجتماعی میشه! نه تنها فرهاد بلکه اونایی که حداقل نون رو به نرخ روز نخوردن و دغدغه خیلی چیزارو داشتن حس عجیبی داشتن! توی فیلم بعد کودتا دیگه هیچی مثل قبلش نبود. فرهاد شعر نمیگفت. شهرزاد شوهر کرد. رفقای تیاتری( عشق کردم بنویسم تیاتر) فرهاد مردن و خلاصه هیچکس حالش مثل گذشته نشد!فک نکنید اوضاع تغییری کرده. نه همون نسل فرهاد و شهرزادیم که اومدیم و رسیدیم به این گلوگاه تاریخی. هنوزم بی عدالتی و هزار کوفت و زهر مار دیگه هست توی این مملکت و ما هم . قضایای بنزین به ظاهر تموم شد ولی نسل سرخورده ما توی دلش اتیش بغض رو روشن نگه داشته. اتیش فریاد! نمیخوام بحث رو ی کنم چون به اندازه کافی مورد عنایت قرار گرفتیم من باب مباحث ی.چند وقت پیش دوست عزیزی گله کرد که چرا مطلب نمیذاری و . مونده بودم چه جوابی بهش بدم که خداروشکر اینترنت قطع شد و با شروع عصر کره شمالی منم دلیل محکمه پسندی داشتم برای ننوشتن! و الانم که از عصر کره شمالی نجات پیدا کردیم و به عصر ایران(فیلترینگ) رسیدیم داغ گرونی بنزین (شما بخونید داغ عدالت اجتماعی ووووو) نفسم رو بند اورده و دل و دماغی واسه نوشتن نیست!برای ادمی که زندگیش با چهارتا کتاب و یه باغ و یه ماشین جیپ مدل 69 و چند نخ سیگار میگذره گرونی بنزین نباید قضیه مهمی باشه.اما. خیلی دوس داشتم بعد از نجات از عصر کره شمالی بیام تو وبلاگ و شعر معروف اخوان رو بذارم که میگه:نفس کز گرمگاه سینه می اید برون، ابری شود تاریکچو دیوار ایستد در پیش چشمانت ، نفس کاین است پس دیگر چه داری چشمز چشم دوستان دور یا نزدیک منم من میهمان هر شبت، لولی وش مغموممنم من، سنگ تیپا خورده ی رنجور. منم دشنام پست افرینش، نغمه ناجور.هوا بس ناجوانمردانه سرد است!!!! پ.ن: از بس حرفامون رو قورت دادیم و نصفه و نیمه گفتیم که غمباد گرفتیم!

شعر شب

بگو شعر شب را بخواند به عشقبگو تا که تب رابراند به عشقبگو در فراغتچه سودا کنمکه من بی قرارمبه آغوش عشقبگو شور شیرینکه دارد به سرکه مانند فرهادبکوبد به عشقدر این وادی آخرچو جان میدهیمخوشا باشد این جانبه قربان عشق

تلفن همراه توسط چه کسی اختراع شد.

تلفن همراه توسط چه کسی و در کجا اختراع  شد؟ در روز سوم آوریل ۱۹۷۳ میلادی مردم مردی را در حالی که از خیابان رد میشود و دستگاه کوچکی را در دستش می فشارد، دیدند: کسی که بعد ها تاریخ بشریت را برای همیشه متحول کرد. او کسی نبود جز پدر تلفن همراه مارتین کوپر.مارتین کوپر (martin cooper)‌ در تاریخ ۲۶ دسامبر سال ۱۹۲۸ میلادی در شیگاگو در ایالات متحده‌ی آمریکا چشم به جهان گشود. وی به عنوان مخترع تلفن های همراه شناخته میشود.  ساخت اولین تلفن همراه جهان دکتر مارتین کوپر ایده ساخت گوشی همراه را از یک مجموعه تلویزونی علمی-تخیلی به نام ″ پیشتازان فضا ″ الهام گرفت که در آن شخصیت اصلی سریال با گوشی بی سیم حرف می زند و تصمیم گرفت روی عملی کردن این قضیه کار کند و به این ترتیب گوشئ daynatac8000x  اولین گوشی تلفن همراهی شد که برای اولین بار از سال ۱۹۸۳ و با قیمت جالب توجه سه هزار و ۹۹۵ دلار به صورت تجاری در سراسر جهان به فروش رسید. مارتین کوپر در ابتدا  در سال ۱۹۵۲ به عنوان مهندس الکترونیک در شرکت موتورولا کار می کرد که اولین گوشی قابل حمل را ساخت و اولین کسی هم بود که با گوشی تلفن همراه یک کیلوگرمی اختراعی خودش در ۳ آوریل ۱۹۷۳ صحبت کرد. این دستگاه نخستین تلفن دستی جهان بود و آقای کویر گروهی خبرنگار را برای تماشای اولین تماس عمومی با تلفن همراه» دعوت کرده بود. در آن زمان چنین ادعایی حتی برای نیویورکی ها هم عجیب و غریب بود.تلفن جدید نه تنها سیم داشت بلکه کوچک و سبک هم بود، ۱۰ اینچ (‌۲۵.۴ سانتی متر)‌ طولش بود و ۲.۵ پوند (‌یک کیلو ۱۳۴ گرم) وزنش، او در اولین تماس با تلفن همراه خود با رقیبش در آزمایشگاه بل، یعنی جو انگل صحبت کرد. مارتین کوپر موسس شرکت اری کوم است که در ″دره سیلی″ قطب  فن آوری جهان، قرار دارد و مدیریت  موسسه  را نیز خود بر عهده دارد. این شرکت در زمینه فناوری آنتن های هوشمند و بهبود کیفیت شبکه های بی سیم فعالیت می کنند. مارتین کوپر معتقد است: دنیای بی سیم دنیای آزادی است، دنیای رها شدن از قید وبند تلفن ها ثابت و داشتن قابلیت بودن هر جایی که می خواهی، تلفن همراه زندگی مردم را بهتر می کند و راحتی بیشتری به مردم می دهد. 

:||

داشتم مقاله‌ی آقای نون رو می‌خوندم که برم ارائه بدم.(والا نمی‌دونم این دانشجو دکتراها چی کار می‌کنن که مقاله‌هاشون رو هم ما باید بریم ارائه بریم:|) مشغول پرسیدن یکی دو تا اشکال از خود آقای نون بودم که دکتر میم رسید. سوال‌هام تموم شد و برگشتم سر میز خودم. دکتر میم خطاب به آقای نون: یه جوری فرمول‌ها رو پشت هم ردیف کردی که هر کی می‌خواد این مقاله رو بخونه به کلی مشکل می‌خوره. آقای نون: ولی نتیجه خیلی بامزه شد. دکتر میم: همون موقع هم بهت گفتم این مقاله‌ت چرته! من: دکتر به من گفتید اینو بخون ارائه بده‌ها! دکتر میم: نه، شما گوش نکن. شما مقاله‌ت رو بخون!

پاورپوینت درس دو نامه - هدیه های آسمان پنجم

دانلود پاورپوینت درس هشتم هدیه های آسمان پایه پنجم دبستان «دونامه » فرمت فایل: پاورپوینت تعداد اسلاید: 14 دو نامه امین با دقت به حر فهای آقا معلم گوش می داد. فرهاد از انتهای کلاس با خشم به او زل زده بود و زیر لب غُرغُر میکرد : حالا دوچرخ هی مرا می اندازی ! حسابت را می رسم ! درس تمام شد. فرهاد برگه ای از دفترش کند و روی آن نوشت : « فکر نمی کردم این قدر حسود و کینه ای باشی و چشم دیدن دوچرخه ام را نداشته باشی . »  .   دریافت فایل سایت لذت دانایــی

چند پیشنهاد برای کاهش خطرات تلفن همراه:

اگر چه ضررهای تلفن های همراه به عموم مردم گوشزد می شود، اما واقعا نمی توان از آن استفاده نکرد. بنابراین می توانید با رعایت نکات زیر ضررهای آن را به حداقل برسانید:1-    حتی المقدور از ارسال پیامک به جای صحبت کردن با گوشی تلفن همراه استفاده کنید، زیرا اشعه های کمتری تولید کرده و کمتر آسیب می رساند.2-    در صورتی که می خواهید از تلفن همراه استفاده کنید، از دستگاههای هندزفری استفاده کنید و از چسباندن مستقیم گوشی موبایل با سرخود خودداری کنید.3-    گوشی موبایل خود را در فاصله دوری از بدن خود قرار دهید تا از تشعشات آن در امان باشید.4-    دانشمندان می گویند که تشعشعات حاصل از تلفن همراه بر ن باردار اثر کرده و ممکن است منجر به سقط جنین و یا نواقص جنینی در آنها شود.5-    از طرف دیگر به آقایان توصیه می شود که تلفن همراه خود را روی کمربندشان که در نزدیکی سیستم تولیدمثل آنها می باشد قرار ندهند، زیرا اثرات سوء تلفن همراه بر اسپرم‌ها مشخص شده است.6-    همچنین تلفن همراه می تواند منجر به بروز مشکلات رفتاری در کودکان شود.7-    برخی از دانشمندان نیز ارتباط مستقیم بین استفاده بیش از حد از تلفن همراه را با سرطان مغز کشف کرده اند. 

.!

با آتنا و سپیده و سارا رفتم تو آسانسور دانشکده. تو آسانسور قیافه‌ی آشنای دکتر جابری‌پور رو دیدم و گفتم :سلام استاد!» عادتمه. نمیگمسلام» یا سلام دکتر» یا . همیشه میگم :سلام استاد»  دکتر میم هم چند ثانیه بعد، وارد شد و سلام و علیکی با دکتر جابری‌پور کردن.  آسانسور حرکت کرد و دکتر جابری‌پور خیلی غیرمنتظره گفت:ببینم! تو چرا به من گفتی استاد؟!» کلا بعد از جواب سلام انتظار هیچ حرف دیگه‌ای نداشتم، هول شدم! آروم گفتم:من با شما کامپایلر داشتم.» گفت:کی؟» گفتم:سال ۹۴-۹۵ فکر می‌کنم.» گفت:آها. همون پس، خیلی وقت پیش بوده.الان در چه حالی؟» گفتم:الان ارشدم» رسیدیم طبقه‌ی ۴. گفتم:با اجازه‌تون» و با بچه‌ها، پشت سر دکتر میم از آسانسور پیاده شدم. سپیده گفت:چه خشن برخورد کرد!» آتنا گفت:تا تو باشی دیگه به کسی سلام نکنی!» دکتر میم گفت:راست میگه!» + اگه استاد شدید، از این مدل استادها باشید. مدل دکتر میم:)) + دکتر جابری‌پور از استادای خیلی خفن و قدیمی کامپیوتره که فکر می‌کنم حتی بهش پدر سخت‌افزار ایران» هم میگن. اما عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتیه و فقط برا همین درس کامپایلر میاد دانشگاه ما.

بی حوصلگی پاییزی

ساعت ۱۹و۱۷ دقیقه خونه ی مامان محمدرضا فرهاد کنارم خواب محمدرضا سرکاربرقای خونه عغیر از اشپزخونه که روبروی منه خاموشفک کنم بیرون تک تک بارون میادفرهاد یه بار بیدار شد ولی خوابوندمشمادرشوهرم اومد گفت برای چایی بیارم یا میوه گفتم هیچی میل ندارم و اون بنده خدا هم رفت تو اتاق دوبارههمه شمالن چرا من باید اینجا باشم؟مامانمو میخوامکاش محمدرضا زودتر بیاد من دلم براش تنگ شدهامروز یه مشتری اومد تو شعبه با این شناسنامه جدیدا گفت کارتمد ATMخورد بهم بدید ماهم گفتیم فقط با کارت ملی کلللللی دعوا و غر که من اصلا کارت ملی ندارم اخرم رفت بانک رفاه با شناسنامه ش کارت جدید گرفت و اومد پیشمون گفت دلم نیومد کارتمو بهتون نشون ندم حااااالا قبلش میگفت پام درد میکنه علیلم خلاصهههههه فقط اومد کارتشو نشونمون داد رفتبابا خب کارت ملی بیارین بانک تورو خدا

تلفن همراه

نگاه در تاریکی به تلفن همرابه گزارش سلامت نیوز به نقل از تسنیم؛ پزشکان در تحقیقات جدید خود به این نتیجه رسیده‌اند که خیره شدن به تلفن همراه در تاریکی باعث ه شدن خون در چشم می‌شود؛ در صورت عدم درمان در اسرع وقت، منجر به کاهش شدید بینایی و نابینایی می‌شود.منبع https://www.khabarazma.com/9024219/%D8%AE%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF!

خراب باده ی اندام یاری

پشت بر منچشمه ی خورشید اندامت دلم را بردزبانم نه! که حتی چشمهایم قاصر از این قاب رویایی.گلی در بین دریایا میان یک غروب گرم ، دریایی.خدا را!!لحظه ای،صبری، درنگی!تا بنوشم با دو چشممجام شورانگیز آن یار تماشایی.  خدا را!!لحظه ای،صبری، درنگی!. 

دکتر علی شریعتی

نه مرگ آنقدر ترسناک استو نه زندگی آنقدر شیرین که آدمیپای بر شرافت خود بگذارد.   دکتر علی شریعتی   ⬛️ 2 آذر زادروز دکتر علی شریعتی نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌‌شناس، فیلسوف و پژوهشگر دینی ایرانی، روحش شاد و یادش جاودان

دماوند دوازدهم مرداد 98

ضمن تشکر مجدد از حمایتهای مجموعه مدیریت دانشگاه کاشان، نام اعضای شرکت کننده در این برنامه عبارتند از: اساتید: آقایان دکتر پور وقار،  دکتر شریف مرادی، دکتر نیکوفرد، دکتر شجری،  دکتر صادق پور و اینجانب حلواییهمکاران گرامی کارمند: آقایان شکرریز ، عباسیان، معین زاده ، رئیسی و همسرشان خانم دکتر رافضی، و سرکار خانم جلالیبازنشستگان عزیز دانشگاه: اقایان حاج حسین گلشن، مهدی ناظم پور، محمد لطفیهمکاران دیگر دانشگاهی: حاج آقا الماسی از ستاد توسعه دانشگاه کاشان و آقای مهندس فخریه سایر همراهان گروه: مهندس اکبری و آقای سقایی از گروه کوهنوردی دومیر

تاریخچه تلفن همراه در ایران و جهان

از دهه1960 فکر آزادکردن تلفن از حالت ثابت و به‌کارگیری آن در مکان‌های مختلف در کشورهای اسکاندیناوی پا گرفت. کشورهای سوئد، دانمارک و فنلاند از پیشگامان تلفن‌های اتومبیل در جهان بودند که در اواخر دهه1960 به بازار جهانی عرضه شد و در پی این موفقیت کشورهای اسکاندیناوی درصدد برآمدند این سیستم را تکمیل کنند.در اوایل سال 1985گروهی متشکل از 17کشور اروپایی به نام GMS به‌وجود آمد تا به‌صورت هماهنگ طرح تلفن سیار دیجیتال را اجرا کنند. هرچند طبق انتظاراتی که از آنان می‌رفت موفق نشدند اما در‌نهایت موفق به ابداع سیستمی شدند که در نوع و زمان خود بی‌عیب و نقص بود. در ابتدا قصد بر این بود که این سیستم جدید در اختیار کشورهای دیگر قرار نگیرد اما هزینه‌های سنگین این طرح آنان را واداشت که برای جلب رضایت مشتری تلاش کنند تا از این طریق هزینه‌ها سرشکن شود.به‌دلیل نیازمندی سایر کشورها به فناوری جدید و بسیار کارآمد، ازتلفن همراه در دنیا استقبال شد و در ظرف مدت کوتاهی این فناوری در سراسر جهان مورد بهره‌برداری قرار گرفت.دکتر مارتین کوپر، در سه آوریل 1973نخستین کسی بود که با گوشی یک‌کیلوگرمی‌‌اش صحبت کرد. این مهندس الکترونیک در شرکت موتورولا نخستین گوشی قابل حمل را ساخت.تاریخچه تلفن همراه در ایرانیک دهه پس از ظهور پدیده تلفن سیار در جهان، ایران نیز در سال1354 در‌صدد استفاده از این سیستم بر‌آمد و با بررسی‌هایی که از سوی شرکت مخابرات ایران و کارشناسان خارجی صورت گرفت این نتیجه حاصل شد که ایران سالانه کشش جذب چهار تا پنج‌هزار مشترک را دارد و اجرای طرح با 1000شماره پیش‌بینی شد اما این تلاش در آن زمان ناکام ماند.در سال1367 وزارت پست و تلگراف اقدام به طراحی تلفن سیار کرد و با یک تجدید نظر در این طرح، در سال1372 تجهیزات آن خریداری شد و در 19مرداد‌ماه 1373 فاز اول این طرح با ظرفیت 10هزار شماره‌ آغاز به‌کار کرد. اکنون سه اپراتور تلفن همراه در ایران فعال هستند و چند اپراتور منطقه‌ای نیز فعالیت می‌کنند و تعداد سیم‌کارت‌های واگذار شده به بیش از 70میلیون رسیده است.

نشست ادبی دو پنجره با حضور نویسنده مطرح کودک و نوجوان فرهاد حسن زاده

به مناسبت روز ملی ادبیات کودک و همزمان با برگزاری نشست ادبی دو پنجره جشن بزرگی در مرکز شماره یک یاسوج برگزار شد.در این برنامه که با حضورمدیرکل،معاون،کارشناس مسئول،کارشناسان ادبی و فرهنگی،وبا دعوت از فرهاد حسن زاده نویسنده بین المللی برگزارشد،اعضا به اجرای برنامه هایی چون شعرخوانی،نواختن موسیقی،نمایش خلاق،معرفی شخصیت فرهاد حسن زاده،ونقدکتاب زیبا صدایم کن پرداختند.درادامه از مربیان ادبی و اعضای فعال کارگاه های ادبی تقدیر شد.اولین انجمن ادبی کودک ونوجوان با عنوان  سایه ی خیال در این مرکز افتتاح شد.روز تیرماه به مناسبت بزرگداشت مهدی آذر یزدی به عنوان روز ادبیات کودک و نوجوان نامگزاری شده است.          

نخستین کارگاه راه‌اندازی شهرهای خلاق فرهنگ و هنر فارس

یکی از مشخص‌های شهر خلاق تعریف جشنواره بر اساس طببیعت و خلاقیت‌های بومی آن شهر است که یکی از متغیرهای آن میزان اشتغال و درآمدزایی بر اساس آن می‌باشد. انتشار: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس - رومه افسانه شماره 4007 مورخ 20 آبان 1398 صفحه 9 - رومه تماشا شماره 1953 مورخ 20 آبان 1398 صفحه 2 - رومه شیرازنوین شماره 845 مورخ 21 آبان 1398 صفحه 5 - هنرآنلاین - ادامه مطلب

keyboard_arrow_up