قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

رپ ایگه داداش

وباز هم بهارنارنج و روزنوشت

 
1دختر خاله سه سالم نشسته بودلب پله بالاخونه و پاشو گذاشته بود روشکم پسر خاله بزرگم که اون پایین خوابیده بود. پسرخالم گفته بود حاج خانم پات اینجا چیکار میکنه؟
یه مکث کرد گفت:این پا رومیبینی!؟دفعه بعد به من بگی حاج خانم میاد تو صورتت
 
2
وقتایی میخوام دم ظهر داداش برسونم یه چادر پوشیده دارم کلا پوشیده است ازین خیلی حجابیا میپوشمش  میگیرم جلو  که افتابم نسوزونه صورتمو. عینک آفتابیم میزنمو چون قدم کوتاهه صندلیم میکشم جلو
اونوقت داداش به مامان . . .

قصه های یک پدر برای فرزندش.

یکی بود یکی نبود
زیر گنبد کبود
غیر از خدای مهربون
هیچکی نبود.
توی یه جنگل سبز.
پشت یک کوه بلند.
توی یک مزرعه سبز و قشنگ.
که یک رودخونه زلال و پر آب، خیلی آروم از کنارش رد میشد
 
 
فرزندم :
این شروع تمام قصه هایی بود که هر شب برایت میگفتم. تا تصویری از بهشت را در دلت بیندازم و تو را نسبت به آن متمایل کنم.
و در بیش از نود درصد قصه هایم اگر برادری محور قصه بود اسم شخصیت ها حسن و حسین بود. یا حسین و عباس بود.
مثلا میگفتم:
"حسین همینطور که بازی می . . .

اگه در ابتدای آشنایی، دختر و نپسندیدم، چطور رابطه رو تموم کنم؟

سلام
من یک پسر هستم. من پسری بصری هستم و اول از قیافه و هیکل طرف خوشم میاد (معمولا) و بعد جذبش میشم و درباره باطنش و سایر مشخصاتش بررسی میکنم. 
حالا اگر بر اساس همین ظاهر رفتم جلو و بعدش همون اوایل فهمیدم که به درد هم نمیخوریم، و البته دلیل خیلی منطقی هم نداشتیم، مثلا از صدای طرف خوش مون نیومد! یا از لحن حرف زدنش! یا فهمیدیم 5 تا داداش داره!! و خلاصه یه دلیلی که خیلی نمیشه بهش استناد کرد. مثلا نمیشه خیلی راحت گفت خانوم شما فرضا نماز نمیخونی و من میخ . . .

آخری - یک

عزیز میگفت دلم برای اون روزا تنگ شده، برای آقاجون خدابیامرز، که وسط چله تابستون با یه هندونه گنده زیر بغلش عصری میومد خونه، مینداخت گل حوض و خاک تنش رو میتد، امیرعباس رو صدا میکرد که بره از سر کوچه دو تا نون سنگک و یه قالب پنیر بگیره، که عصرونه نون و پنیر و هندونه داریم. چشامو بستم و اون روزها رو به خاطر آوردم، اون وقتا که من و محمود و آبجی فهیمه تو حیاط بازی میکردیم و داداش عباس تو اتاق گوشه حیاط واسه امتحان نهایی درس میخوند. بعد از عباس ع . . .

ساق پا

توی ایران
یه خواستگار داشتم
که قیافه ش دقیقا شبیه قاتل های زنجیره ای بود
 
استخدام دولت بود
 
مثلا مدیر بخش بازرگانی کوفت و زهرمار فلان شرکت ملی.
 
جدا شبیه قاتلا بود.
 
جشماش خیلی ورقلمبیده بود و خونی
 
واقعا میترسیدی ازش.
 
داداش پای خانمش رو از اون قسمت ساق شکسته بود یه بار از بس کتکش زده بود.
 
تهرانی بودن.
 
خانمش شهرستانی بود.
 
برای همین بابای من مخالف صد در صد دادن دختر به یه تهرانی بود.
 
همیشه میگفت بری دیگه برای همیشه رفتی. ساده ای، هر ب . . .

من هم باید کمی حال اونها را درک کنم!

 
باز هم مثل شب های قبل، نیمه شب که از خواب بیدار شدم، دوباره دیدم که ابراهیم روی زمین خوابیده! با اینکه رختخواب برایش پهن کرده بودیم اما آخر شب وقتی از مسجد آمد دوباره روی فرش خوابید.
صداییش کردم و گفتم: داداش جون، هوا سرده یخ می کنی، چرا توی رختخواب نمی خوابی؟ گفت: خوبه احتیاجی نیست. وقتی دوباره اصرار کردم گفت: رفقای من الان توی جبهه گیلان رغب، توی سرما و سختی هستند، من هم باید کمی حال اونها را درک کنم.
 
 سلام بر ابراهیم 2 ص 227 . . .

"شادی" را از هر طرف بخوانی شادی نیست!!

یه جای این زندگی باگ داره! یه باگ گنده!و گرنه دلیلی نداره بعد از زنجان یه سال و نیم پیش، دیگه مزه هیچ مسافرتی زیر زبونم نمونده باشه! ماریا علی رغم میلش رفته بود زنجان و من تمام مدت سفرش داشتم از حال خوب اونجا می‌گفتم. حال خوبی که اون درکش نمی‌کرد چون همه مسافرت‌ها براش طعم زندگی داره. یه مسافرت عادی شبیه همه مسافرت‌های همه مردم، پر از شادی.
سوال من اینه برای شما شادی دقیقا چه معنایی داره که میتونین توی عروسی یا مسافرت خلاصه‌ش کنین؟
یه روزی ب . . .

پلانـتین

سلام
پاییز چهار
 
نخست:
دختر.خواهر.نوه.خواهرزن.خاله.خواهرشوهر.دخترعمه.دخترعمو.دختردایی
کمتر از انگشتان دست!
می‌توانست ادامه داشته باشد:
 همسر.عروس.زن‌داداشجاری.زن‌عمو.زن‌دایی.مادر و مادرشوهر. مادرزن.مادربزرگ
نشستم نقشهایی که دارم و ندارم را لیست می‌کنم . الها! بر داده و نداده‌ات شکر 
 
بعد:

به نظرتان این دو! یکی هستند؟
ادامه مطلب . . .

مرکز تولید ظروف فیروزه کوبی کجاست؟

مرکز ساخت ظروف فیروزه کوب
هنر فیروزه کوبی سابقه چندان زیادی ندارد و طبق گفته برخی از صاحب نظران از حدود 70 سال پیش به دست شخصی به نام یوسف حکیمیان در مشهد انجام می‌شده است. این هنر 20 سال بعد توسط حاج داداش به اصفهان آورده شده و در حال حاضر بیشتر در اصفهان انجام می‌شود.فیروزه کوبی در ابتدا بر روی زیورآلات انجام می‌شده است مانند دستبند، گوشواره، گردنبند و غیره. اما امروزه با گذشت زمان و پیشرفت صنعت این هنر بر روی ظروف مسی انجام می‌شود و ظروف ز . . .

لجبازی عمو

باورتون میشه عموم با من سرلج داره 
یعنی حداقل اینطور نشون میده که از لج من رفتن زن داداش سابقمو گرفتن
و کلی حرف بد پشت سرم زدن امروز ، چرا ؟چون من با بنی نامزدی کردم و به اونا جواب رد دادم البته اونوقتا مامان خدابیامرزممم باهام قهر کرد دو روز با اینکه خیلی مریض احوال بود و آخرین روزای عمرش بود ولی خداروشکر جوگیر نشدم و بعد فوت مامانم عموم تا روز مرگ پدرم که یکسال بعدش میشد نیومد خونه مون با اینکه من اون یکسال رو رسما عذاب کشیدم و حتی بعد از مر . . .

پوریای ولی معاصر

 
 مسابقات قهرمانی 74 کیلو باشگاه ها بود. ابراهیم همه حریفان را یکی پس از دیگری شکست داد و به نیمه نهایی رسید.آن سال ابراهیم خیلی خوب تمرین کرده بود. اکثر حریف ها را با اقتدار شکست داد
 
در نیمه نهایی حریف ابراهیم شدم، اما یکی از پاهایم شدیداً آسیب دید به ابراهیم که تا آن موقع نمی شناختمش گفتم: رفیق این پای من آسیب دیده، هوای ما رو داشته باش. ابراهیم هم گفت: باشه داداش، چشم. بازی های او را دیده بودم، توی کشتی استاد بود. با اینکه شگرد ابراهیم فن . . .

رمان های مضخرفی که مانع میشن:/

اولین رمان از این پی دی افی های اینترنتی عاشقانمو وقتی که کلاس هشتم بودم تو عید خوندم و بعد اون دیگه رسما شروع کردم به خوندن اون رمانا تاااا کلاس دهم یازدهم و فرصت خوندن کلی رمان های نوجوان رو از دست دادم ( خیلی کمتر کردم رمان های نوجوان رو درصورتیکه تا قبلش همش تو کتابخونه بودم در حال قرض گرفتن ) خب الان که نگاه میکنم میبینم درسته که میتونم الان بخونم ولی اون موقع حال و هواش به جور دیگه بود اگر میخوندم.
خلاصه که وقتتونو نذارید پای اینجور رمانا . . .

کار

هر چی فکر می‌کنم نمیتونم خودم رو آروم کنم تنهایی.
مادر
سلام.
من باز اومدم اینجا. 
مصاحبه که تموم شد ته دلم گفتم کاش قبولم نکنن.
از بس که دودلم. کاش حداقل اونها منو نمی پذیرفتن تا از این فکر کردن ها راحت می شدم.
مادر، هنوز نمیدونم میخوام واقعا که کار کنم؟ اونم کارِ کارمندی؟
کاری که همیشه نقدش کردم و به آسیب هاش برای یه #خانم فکر کردم. 
بغض دارم، نمیدونم چرا.
به شدت دلتنگم.
تو مصاحبه دوم وقتی شرایط رو بیشتر و بهتر توضیح داد فهمیدم این کار چیزی نیس . . .

معده ایز بک

معده! هوی معده با توام
امشب داری پدر منو سر هیچ و پوچ درمیاری یه برگر و چار تا جمله ناراحت کننده که انقد هوچی بازی نداره بچه
دو تا پنتوپرازول ناقابل بهت هدیه نکردم که اینجوری دهنمو سرویس کنی که
احمق
خب بیخیال این کار خودشو میکنه
سلام و عرض ادب 
حالم بهتره! معده با تو نبودم! بقیه حالتامو گفتم
بله حالم بهتره و احساساتم تحت کنترله 
روز سخت و جانکاهی در پیش دارم و تا الان که ساعت سه و سی و هفت دقیقه ی صبحه چشم رو هم نذاشتم
گفتم کمی اینجا بنویسم تا از . . .

قيمت ِ قيمت

«قیمت» آمد در تلویزیوندر آگهی بازرگانیدرشت نوشته بود «دلپذیر»بچه‌ها ناهار می‌خوردندقیمت هم صحبت می‌كرددرباره غذایی با نام كشك ِ بادنجان ِ دلپذیر- بچه‌هامی‌دونید اگر از قیمت بپرسیماین‌كه خودش را سبك كردهارزشش را پایین آوردهبا دروغ‌هایی كه می‌گویدچه پاسخی می‌دهد؟همو كه در دورهمی بوداین‌جا دروغ می‌گفتدرباره یك محصول غذایی:«بهترین غذا»«همه عاشق آن هستند»«خوشمزه‌ترین»و خیلی دروغ&zwnj . . .

سالروز شهادت رفیق شهیدم

این بحثا را ول کنید امروز روز شهادت رسوله سی ام هم بهشت زهرا مراسم ها پست درباره اش میذارم
 
﷽ قسمتی از کتاب #دلتنگ_نباش به مناسبت شهادت شهید رسول خلیلی : بیست‌و‌هفتم آبان‌ماه روح‌الله مانند روزهای دیگر به دانشکده رفته بود. از صبح کارهایش را بر طبق روال همیشه انجام داد و ظهر همراه مهران به سالن غذاخوری رفتند. وقتی وارد سالن شدند، گرم صحبت بودند که عکسی روی دیوار نظر روح‌‌الله را به خود جلب کرد. وسط حرفش پرید و گفت: مهران یه لحظه صبر کن!» ـ . . .

کاريکاتور/برنامه احسان عليخاني اورجيناله يا برنامه سايمون؟!

مجموعه: کاریکاتور و تصاویر طنز برنامه احسان علیخانی اورجیناله یا برنامه سایمون؟! شیرین‌کاری جدید خبرنگاران صداوسیما در اروپا! توصیه کی‌روش به ویلموتس برای انتخاب بازیکنان تیم‌ملی! این یکی رو دیگه اشتباه زدی داداش! : تغییراتی در قیمت بنزین ایجاد خواهیم کرد! وضعیت عجیب شاخ‌های اینستاگرامی بعد از حذف لایک‌ها! کاریکاتور عدم کاندیداتوری علی لاریجانی پرویز پرستویی این همه مدت کجا بود؟ کارتون /دوگا . . .

عنوان؟؟وِلِلِش

هو الرئوف
از منِ زخم خورده به شما نصیحت اگر بچه هاتونو دوست دارید اگر آینده دنیا و آخرتشون براتون مهمه بچه رو ناز پروده و تنبل بار نیارید.بچه رو آماده خور و تو پر قو بزرگ نکنید.
اگه از روی محبت اینچنین کنید در واقع به اون طفل معصوم خیانت کردید
میدونید اون طفلک باید چه جونی بکنه تا این صفاتی که از تربیت نادرست بهش رسیده رو از بین ببره؟؟
چقدر باید خوذش رو به آب و آتیش و سختی بکشونه تا آدم بشه؟؟
پدر و مادر عزیز من خیلی اهل تلاش اند اصلا تنبل و علا . . .

خدایا ممنونم :)

خیلی ممنونم ازت بهترینم . به خاطر همه چی :)
به خاطر زندگی که به من دادی و به خاطر اینکه میذاری من شاد بمونم :)
امروز خبر خوب کم نشنیدم . هفته دیگه کلا تعطیل کردیم :دی
کلاس من و چند نفر دیگه رو میخواستن عوض کنن تایم اون کلاسه هم واقعا بد . 22 نفر جدید آورده بودن ، میخواستن از کلاس ما 10 نفر بردارن ببرن اون کلاس که شرط اینکه کلاس برگزار بشه ( حداقل 25 نفر) داشته باشن . خلاصه اون معاونی که میخواست این کار رو انجام بده اومد کلاسمون گفت که کسی داوطلب هست بره ا . . .

همیشه هرگز هستی!

دلم نمیخواد بخوابم و همین باعث شد فکر کنم دلم میخواد بنویسم حتما.احتمالا بعدش خوابم ببره
فکر میکردم دانشگاه ک تموم شه سرم حسابی خلوت میشه ولی بجرات میتونم بگم این اخر هفته برام شبیه اخر هفته های سال سومه ک چندتا امتحان داشتم و علی الخصوص امتحانای همیشه شنبه حکیمانه!
از طرفی ب فاطمه قول دادم درصورتی کادوی پرخرجشو قبول میکنم ک اجازه بده آنالیزشو من انجام بدم و این درحالیه ک پایان نامه خودمم دچار چالش شده و یه اصلاح و بازنویسی تپل میخواد برای . . .

20 سالش شد

سخته بعد 15 سال یهو دیگه نداشته باشیش. سخته توی 20 سالگی چیزیو که از خودت برات عزیزتره از دست بدی. واسه چی؟؟ بخاطر یه ماست؟؟
چند ساله هیچکدوممون ماست نمیخوریم
سخته مامانت وقتی ماست ببینه بزنه زیر گریه و خودتم حالت بد بشه ولی با این حال سعی کنی حال مادرتو خوب کنی.
سخته نتونی حقتو بگیری و یکی راست راست بچرخه تو شهر (با خودم میگم شاید عذاب وجدان داره، تو از کجا میدونی؟؟) با این افکار آروم میگیرم.
امشب نشسته بودم رو به روی کیک که دو تا شمع روش بود( . . .

چرا ساز را در تلویزیون نشان نمی‌دهند؟

وبلاگ موسیقی :چرا ساز را در تلویزیون نشان نمی‌دهند؟
سیاه کردنِ کاغذ است نوشتن گزارشی برای بررسی عملکرد تلویزیون در زمینه موسیقی؟ تکرار مکررات است گفتن اینکه چرا ساز را در این سازمان نشان نمی دهند؟ سوال بیهوده ای است اینکه مگر خطر نشان دادن آلات موسیقی از نشان دادن اسباب اعتیاد و اسلحه خطرناک تر است؟ اضافه کاری است گفتن این مطلب که 40 سال است که ساز را نشان نداده اید و ثمرش افزایش رغبتی مردم شد به موسیقی های آن طرفی، فراموش شدن اصالت های موسی . . .

نامه ای به گذشته (یک نامه خیییییلی طولانی!)

این نامه، جهت شرکت در یک چالش جذاب است! =)
سلام.
من شارمین هستم. درست مثل خودت. در واقع باید بگویم من خود تو هستم که دارم آینده ات را زندگی می کنم و مخاطب این نامه، همه ی شما من»هایی هستید که گذشته ی مرا زندگی کرده اید!

به عنوان شروع، می خواهم از اولین کروموزوم باشعورم که چشم بست روی هر چه Y و با یک X مثل خودش ترکیب شد، کمال تشکر را داشته باشم! درست است که آن سالها، همه منتظر تولد یک مسعود کوچولوی دوست داشتنی بودند و دو تا آبجیها، به خاطر تبدیل شدن . . .

مکانیک هایی با ناخن های فرنچ شده | ویدئوی حرف های کیانا و نیلوفر را ببینید

همشهری - لیلی خرسند - نامه منظره: شاید بوسیله فکر کردن خلوتی حکم است که غصه کیانا و هم نیلوفر چند دقیقه ای جلوی آینه وقت گذاشته اند و به خودشان روان اند. نیلوفر روسری کیانا را روی سرش درست می بطی ء و از علی آقا اذن می گیرند تا چند دقیقه ای مصاحبه کنند. علی سید صاحبکار آنهاست؛ صاحبکار کیانا یار و نیلوفر فرهمند، شاگردان مکانیکی. تا هفته پیش چنانچه بوسیله کسی می گفتی یک تعمیرگاه مکانیکی درون تهران ۲ شاگرد بکر دارد، به جز نیشخند چیزی تحویلت ن . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)