قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

عباس مفتاح من از روز ازل بختم کج افتاد

احادیث نماز

حدیث (2) رسول اكرم صلى الله علیه و آله: الدّعاء مفتاح الرّحمة و الوضوء مفتاح الصّلاة و الصّلاة مفتاح الجنّة دعا كلید رحمت و وضو كلید نماز و نماز کلید بهشت است.نهج الفصاحه ص 485 ،ح1588 

عطر گل یاس

گذر عطر گل یاس به دریا افتادچشم کفار در آن لحظه به سقا افتاد مشک پر کرده رود سمت حرمناگهان واهِمِه در لشگر اعدا افتادعلقمه ریخت به هم غوغا شدمادرش گفت بُنَیَّ پسر اما افتاد تا مدال ولدی حضرت عباس گرفتچشم خونبار علمدار به زهرا افتاد صورت مادر ارباب چرا نیلی هستدئدی یاندیم ننه زهرا همانجا افتاد کرم عمه سکینه است همین طبع روانکوکب حضرت زهرا ست که اینجا افتاد

با آل علی هر که درافتاد ورافتاد

 دیشب به سرم باز هوای دگر افتاددر خواب مرا سوی خراسان گذر افتادچشمم به ضریح شه والا گهر افتاداین شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد :با آل علی هر که در افتاد، ور افتاداین قبر غریبُ الغُرَبا ، خسرو طوس استاین قبر مُعین الضعفا ، شمس شموس استخاک در او مَلجإ ارواح و نفوس استباید ز ره صدق بر این خاک در افتادبا آل علی هر که در افتاد، ور افتاد حوران بهشتی زده اندر حرمش صفخیل مَلَک از نور طبقها همه بر کف شاهان به ادب در حرمش گشته مُشَرّفاینجاست که تاج از سر هر تاجوَر افتاد با آل علی هر که درافتاد، ور افتاداولاد علی شافع یوم عَرَصاتنددارای مقامات رفیعُ الدرجاتنددر روز قیامت همه اسباب نجاتندای وای بر آن کس که به  این آل در افتادبا آل علی هر که در افتاد، ور افتاد کام و دهن از نام علی یافت حلاوتگل در چمن از نام علی یافت طراوتهر کس که به این سلسله بنمود عداوتدر روز جزا جایگهش در سقر افتادبا آل علی هر که در افتاد ور افتاد هر کس که به این سلسله ی  پاک جفا کردبد کرد و نفهمید وغلط کرد وخطا کرددیدی که یزید از ستم و کینه چه ها کردآخر به درک رفت و به روحش شرر افتادبا آل علی هر که در افتاد ور افتاد ای قبله ی هفتم که توئی مظهر یاهوای حجت هشتم که توئی ضامن آهو ما جمله نمودیم به سوی حَرَمَت رواز عشق تو در قلب و دل ما شَرَر افتاد با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد شعر از : سید اشرف الدین (نسیم شمال)

حکایت شاه عباس و ها

حکایت شاه عباس و ها    یك شب شاه عباس با لباس مبدل در كوچه های شهر می گشت كه به سه  برخورد كرد كه قصد ی داشتند. شاه عباس وانمود كرد كه او هم است و از آنان خواست كه او را وارد دار و دسته خود كنند. ان گفتند: ما سه نفر هر یك خصلتی داریم كه به وقت ضرورت به كار می آید. شاه عباس پرسید: چه خصلتی؟مهر لینک

چقدر روی لبت ردِّ خیزران افتاد!!

               همین که نامِ بلندت به هر زبان افتاد                                              چه شور و وِلوِله ای در دل جهان افتاد                   برایِ ذکرِ مصیبت دلم گرفت آتش                                             و سیلِ گریه و ماتم به عمقِ جان افتاد                   به وقتِ غارت و حمله چه بر سرت آمد؟                                             که شمر خسته شد و خولی از توان افتاد!                   به روی نیزه و در جمع این حرامی ها                                            رقیه(س) دید تو را و نفس ن، افتاد                 یزید بیشرف اما میانِ بزمِ شراب                                            به جانِ زخمِ سر و صورت و دهان افتاد                  به رویِ طشت طلا و به پیشِ چشم همه                                            چقدر روی لبت ردِّ خیزران افتاد!! 

شهادت امام حسن عسگري(ع)

شهادت امام حسن عسگری(ع):مَردِ كریمِ سامرا از نَفَس افتادآن سوّمین ابنُ الرّضا از نَفَس افتادای وایِ من كه حَسنِ دوّمِ زهرا .با شررِ زَهرِ جفا ، از نَفَس افتادبر دامنِ گُل پسرَش با لبِ تشنه .با روضه هایِ كربلا ! از نَفَس افتاداو مادری بود و به یادِ مادرِ خود .با روضه هایِ مجتبی ! از نَفَس افتاداو با مُرورِ روضه ی غربتِ حیدر .با یادِ آن مُغیره ها ! از نَفَس افتاددلهُره ی ناموس را نداشت امّا .با یادِ چشمِ بی حیا ! از نَفَس افتادلحظه ی آخر یادِ آن سه ساله ای بود .كه در میانِ دست و پا از نَفَس افتاد !

دانلود آهنگ جدید عباس رضا قلی بنام ۳۰ سالگی

دانلود آهنگ جدید عباس رضا قلی بنام ۳۰ سالگی با بالاترین کیفیت Download New Music Abbas Rezagholi – 30 Salegi ترانه: عباس رضاقلی , موزیک: عباس افشار تنظیم: آرش خدامی , میکس و مستر: امیر حیدری ۩۞۩ نارسیس سرزمین دانلود ۩۞۩

چرا شیعه حاجتش را از غیر خدا می خواهد؟

چرا شیعه حاجتش را از غیر خدا می خواهد؟سوالمی خواهم از وضعیت حضرت عباسع پسر علی ابن ابی طالبع سؤال کنم. او باب الحوائج است، چرا خیلی از شیعیان مستقیما برای برآورده شدن خواسته خود از حضرت عباسع استفاده می کنند؟ خصوصا مردم هند و پاکستان؟ آنها مشابه پرچمی که حضرت عباسع در نبرد کربلا داشته است می بوسند و دائما از مشابه علم می خواهند که حاجتشان را برآورده کند. آیا این کمک ها فقط توسط خداوند برآورده نمی شود؟ آیا این بدان معناست که درخواست کمک از خداوند را متوقف کنیم و به جای آن از حضرت عباس جلب کمک کنیم؟پاسخ:.

عباس (ع)

پیش تومن از عشقچه گویمای رد شده از خودبه تولیعشق استدلاور یل طاهاعباس علی (ع)نور معلیسقای حرمساقی طفلانسلطان ادبفاتح دل هاحاجت به دلم بوددهانم نگشودمدریای کرمداد به منحاجت دل را

توصیه شهید دانشگر

با خودم می‌گفتم: می‌شود عباس را در خواب ببینم و از او بپرسم که تو چطور به این مقام رسیدی؟» این فکر از زمانی که عباس شهید شده بود در سرم می‌پیچید. مدتی گذشت تا بالاخره او را در خواب دیدم. خوشحال بود و مثل همیشه خندان. از عباس پرسیدم: من باید چه کنم تا رحمت و لطف خدا شامل حالم بشود؟» سه بار گفت: کار کنید، کار کنید، کار کنید!» و بعد گفت: اگر می‌خواهید لذت معنوی کارکردن را تجربه کنید، نماز شب بخوانید!» ابوالفضل موقر-همرزم شهید

جاگو عباس میرے یار وفادار اٹھو(نوحہ)

نوحہ جاگو عباس میرے یارِ وفا دار اٹھو مجھ کو تنہا نہ کرو میرے علمدار اٹھو آدمیت کے شرف عزم کے مینار اٹھو میرے عباس اے دلدار اے کرار اٹھو آدمیت کے شرف عزم کےمینار اٹھو تیرے آنے کی لگائے ہوئے امید و آس ادامه مطلب

یا رضا نام تو بردم

یا رضا (ع) نام تو بردم به دلم شور افتاد هوس عرش سلیمان به سر مور افتاد   بالمکین است شرف ، در همه جا بهر مکان طوس مأوا شده آقا ، ز نظر طور افتاد   دل نوشته های دلپر= روح الله رستمی  

متن آهنگ عباس جهان عشق

متن آهنگ عباس جهان عشق آهنگ جدید عباس جهان در ادامه مطلب - عشقِ واسه آدم و روز و شب نمیذارهعشقِ از روی شونت غمها رو بر میدارهعشقِ که خوب و بده آدم و نمی شمارهعشقِ چاره کار قلب یه بیچاره ادامه مطلب

دریازادگی

تقدیم به پیشگاه والای آقا ابوالفضل العباس(ع)  ایستاده بر فراز قله‌ی آزادگی بی‌سر و بی‌دست یعنی آخر دلدادگی رفته بالا تا دل معراج با افتادگی از وجودش می‌تراود بوی دریازادگی    نه. نباید گفت آب آور به او دریا بگو کاشف‌الکرب دل تفتیده‌ی زهرا بگو    کوه خم شد زیر بار ظلمت و نشکست او رفت پای عهدهایش با سر و با دست او مشک بر دندان گرفت از پا ولی ننشست او یکه‌تازی آمد و گفتند عباس است او   بازویش را حرز بسته عشق، با نادعلی سست‌عهدی نیست در قاموس اولاد علی   پرده‌داری حرم عباس می‌خواهد فقط بار سنگین علم عباس می‌خواهد فقط دادن دست قلم عباس می‌خواهد فقط سوز شعر محتشم عباس می‌خواهد فقط   آنکه پیش پای او هفت هسمان زانو زده‌ست آنکه نامش بر تمام انبیا پهلو زده‌ست   خون به رگ‌های شجاعت می‌دواند این سوار هفت پشت نیزه‌ها را می‌خماند این سوار گام طوفان را به رعشه می‌کشاند این سوار عربده‌ها را سر جا می‌نشاند این سوار   مردی اینجا نیست تا با او بیاید در مصاف هیچ شمشیری ندارد جرات ترک غلاف   ذوالفقارش لرزه‌ای بر بندبند دشمن است او که کوه شانه‌هایش کودکان را مامن است آن طرف یک لشکر و این سوی میدان یک تن است خون‌بهای سینه چاکی‌هاش بازو دادن است   دست رد بر سینه‌ی دریا و ساحل می‌زند او که قلبش روی دست مشک دل دل می‌زند    بسته قامت با صدای آخرین تکبیر، تیر می‌کند کابوس‌های کهنه را تعبیر، تیر می‌شود سرفصل داغی تلخ و عالمگیر، تیر می‌خورد یک‌راست بر پیشانی تقدیر، تیر   تیر آمد پاره شد ناگاه تسبیح حسین بر زمین افتاد پای شط مفاتیح حسین   #حسنا_محمدزاده

عباس کے مرنے سے کمر ٹوٹ گئی ہے(نوحہ)

- نوحہ ہر آس مری نورِ نظر ٹوٹ گئی ہے عباس کے مرنے سے کمر ٹوٹ گئی ہے آتا ہی نہیں کچھ بھی نظر تم ہی صدا دو آواز اے ہم شکلِ نبی اپنی سنا دو پھر صورتِ محبوبِ خدا ہم کو دکھا دو ہم ڈھونڈتے ہیں  تم کو نشاں اپنا بتا دو اب قوت تنویرِ بصر ٹوٹ گئی ہے ادامه مطلب

دانلود فیلم نیمه شب اتفاق افتاد

دانلود کامل فیلم نیمه شب اتفاق افتاد, دانلود مستقیم نیمه شب اتفاق افتاد, دانلود رایگان فیلم نیمه شب اتفاق افتاد با کیفیت 1080p, سینمایی نیمه شب اتفاق افتادنارون دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد.

طنز جبهه

اردوگاه پر شده بود از خبرنگاران خارجی بچه ها مجبور بودند در حضور افسران عراقی محاصبه کنند .میکروفن را گرفتند جلوی یکی از رزمنده ها افسر عراقی پرسید : پسر جان اسمت چیه ؟عباس اسم پدرت چیه ؟مش عباس اهل کجایی ؟ بندر عباس کجا اسیر شدی ؟ دشت عباس افسر عراقی فهمید پسر او را دست انداخته با لگد به ساق پایش کوبید داد زد : دروغ میگی اسر جوان در حالی که خندش گرفته بود گفت : نه به حضرت عباس .  

روز نهم محرم: پیشنهاد امان نامه به حضرت عباس

از مشهورترین وقایع روز نهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری، دیدار شمربن ذی الجوشن با حضرت عباس و دیگر فرزندان ام البنبن بود.در این روز شمر خود را به خیام امام (ع) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس(ع) و دیگر فرزندان ام البنین، می‌گوید: برای شما از عبیدالله امان نامه گرفتم.» امام حسین (ع) توسط حضرت عباس (ع) از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می‌گیرد.  

دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد

در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد با آل علی هر که درافتاد، ور افتاد» هر کس که به این سلسله پاک جفا کرد بد کرد و نفهمید و غلط کرد و خطا کرد دیدی که یزید از ستم و کینه چه ها کرد آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد با آل علی هر که درافتاد ور افتاد » https://www.instagram.com/p/B3wWLOABiwC/?igshid=12q1vnxsv28v5 https://www.hoorsa.com/p/NjIxMjM3MA%3D%3D https://rubika.ir/post/BYcLRcGUCT [عکس 640×640] مشاهده مطلب در کانال

واکاوی یک الگو.

ولایتمداریِ عباس را شاید بتوان "مهمترین خروجی" شخصیت والای او دانست. فی الواقع، شخصیت او جمیع حسنات را در بالاترین مراتبش، در خود نهفته داشت که نهایتاً در نمود اجتماعی و ی آنٰ، "ٰولایتمداری"، ناب و خالص از عباس ساخته بود.براستی اگر چنین خصیصه ای در عباس نبود،.  ادامه مطلب

دانلود اهنگ دیدمت ای وای عقل از سرم افتاد از امیرحسین گلاب همراه با متن

دانلود اهنگ دیدمت ای وای عقل از سرم افتاد  دانلود اهنگ امیرحسین گلاب دیدمت ای وای عقل از سرم افتاد دانلود ترانه جدید امیرحسین گلاب به صورت کامل با نام وقتی دیدمت ای وای عقل از سرم افتاد با کیفیت عالی و لینک مستقیم همراه با متن و شعر در وبلاگ دی ال موزیک متن اهنگ وقتی دیدمت ای وای عقل از سرم افتاد ادامه مطلب

در مسیر پاییز

سرش پایین بود، در هجوم تنهایی، گاهی صدای برگی که از درخت می افتاد شنیده میشد، در امتداد پاییز افکار آزاردهنده اش مرور میشد، خاطرات غم، خاطراتی که بر روی روحش حک شده بودند. با هر صدای برگی به خود می آمد و یاد تنهاییش می افتاد. یاد الان. کوله بارش سبک بود. خاطراتی داشت به وسعت غم اش و به سبکی آنچه خوب بود. اما سنگین بود نگاه سهمگینش در یادش. با صدای دیگری به این فکر افتاد که راه بیفتد. آری راه رفتنی را باید رفت. با کمر خم شده بلند شد و راه افتاد. در مسیر پاییز. در مسیر زوال آرزوهایش. آری تنها به راهش ادامه داد.

دانلود آهنگ جدید امیر عباس گلاب بنام بماند

دانلود آهنگ جدید امیر عباس گلاب بنام بماند با بالاترین کیفیت Download New Music Amir Abbas Golab – Bemanad ترانه: علی بحرینی , موزیک: امیر عباس گلاب , تنظیم: مهیار رضوان برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید … دانلود آهنگ جدید

عباس‌علمدار

 عباس‌علمدارنوشته اند :آن روزِ کماندارِان‌, راهزن-شب زده -گردن کشیده گوش تا گوشتیر هرزه به زه می نشاندندبنابراین :زیر رگبار تیرگیسقای تشنه لب .                                      _پیروز_ از نهر  ِ تب زده برمی گشتآنگاه :ابرهاستاره ستارهخود را به زمین گرم کربلامی رساندند_درباران ِ بوسه بر دست های علمدار _هنگام که :قطره‌،قطره‌، بااشک‌،امام خون از رخ‌‌‌‌زیبای‌برادرمی‌شست،‌ محمد یزدانی جندقی 94کلمات کلیدی  باس،حسین

خداروشکر داداش زیاد دارم همشونو خیلی دوست دارم ولی ازبین همه ی داداشای تنی و ناتنی عباس رو یه جور دیگه دوست دارم ،4سال ازخودم کوچیکتره ، مامانم سر بدنیا اومدن عباس از دنیا رفت ، نه مادر تونست بچشو ببینه نه بچه حتی یه لحظه آغوش مادر رو حس کنه ،  همه اومدنشو بد یمن میدونستن و تا سالها حتی وقتی عباس بزرگ شده بود بهش میگفتن نکبت .مامان بزرگم نابینا بود و با سختی زیاد بزرگش کرد.خیلی سختی کشید تا تونست خودشو جم وجور کنه و تشکیل زندگی بده و الان یه پسر بچه ی کوچلو داره ، خیلی دوستش دارم خیلی زیاد .دو شب پیش وقتی فهمیدم بیماری قلبی داره دنیا روی سرم خراب شد خیلی گریه کردم ،تمام لحظه های سخت زندگیش جلوی چشمه .خدایا خودت کمک کن .

دکتر عباس قربیان هم ثبت نام کرد

  دکتر عباس قربیان صبح امروز با حضور در وزارت کشور برای انتخابات مجلس یازدهم در حوزه انتخابیه شهرستان نطنز و بخش قمصر ثبت نام نمودوی دارای دکترای مدرک مدیریت دولتی گرایش تصمیم گیری و خط مشی گذاری عمومی می باشد .

"عباس برزگر "دستفروش شیرازی که میلیاردر شد + تصاویر

عباس برزگر مرد روستایی میلیاردر عباس برزگر جوان روستایی که روزگاری با دستفروشی و دوره گردی در شهر شیراز گذران زندگی می کرد، اینک نبوغ هنر و آوازه کارش پای خارجی ها را به روستای زادگاهش نیز کشانده است. با وجود این که خبر تازه نیست اما همچنان جذاب است و میان افراد مختلف دست به دست می چرخد. داستان دقیقا مانند فیلم هاست. از آن دست داستان هایی که در عرض یک شب وضع مالی یک نفر را تکان می دهد و او را به سوپرمیلیاردر کشور تبدیل می کند. عباس برزگر و روستایش که حالا با نام دهکده توریستی عباس بزرگر شناخته می شود، این روزها شهرت جهانی پیدا کرده و اکثر گردشگران خارجی در سفر به ایران تلاش می کنند تا به او سر بزنند. او در گفتگویی، فراز و نشیب زندگی اش را توضیح داده و از خاطراتی گفته کهس بب شد او به یکی از ثروتمندان تبدیل شود. کارآفرین میلیارد دلاری ایران کارش را از دستفروشی و درآمد روزانه ٣ هزار تومان شروع کرده است. او تنها ٣٨ سال دارد و درآمدزایی چشمگیرش با یک اتفاق معجزه آسا استارت خورده است. عباس برزگر» زاده و ساکن یک روستای بسیار کوچک به نام بزم» شهرستان بوانات در استان فارس است. روستایی که نه چندان حاصلخیز است و نه جاذبه خاصی دارد، اما با موقعیت شناسی درست این جوان روستایی توانسته در کتاب راهنمای گردشگری یونسکو، عنوان شگفت انگیزترین تجربه گردشگری ایران را از آن خود کند. ادامه مطلب

تنها تو را می توانم دید

شامگاهان است و تاریک نیست که تو نور چشم منیاز همین روست که چشمانم از خورشید درخشان ترندتو تمام پروانه های پاک باغ دل مرا عاشق نموده ایآنها عاشقانه چونان دیوانگان به سمت تو می پرندآنها عاشقانه چونان دیوانگانشش به عشق چشمانت جان می دهندهیچم نیاز به نماز و دعا نیست که خدا در آغوش من خفته استقبله سمتیست که تو هستی و بوی تو زان می رسد به هوشهر سو نظر کنم نماز من رواست ، پذیرفته استتنها تو را می توانم دید به هر سو نظر کنم ، تو رافریاد برداشته ام خدایی نیست به غیر از لیلابختم که یار است و یارم مرا یار و دنیا یار منعاشقانه تو را دیدن ، پرستیدن هر دم کار مندنیای من فقط یک کلام است و آن نام توستزیباترین نامی که جهان شنیده است و می تواند شنیدشادم که دست باغبان تو قلبم را عاشقانه چید

والنتاین برای بابا ، ولنتاین برای ما .

پریا ، انقدر شیطنت داشته توی این سال ها و انقدر برای بابا از خواسته های ِ مطابق با اقتضای سنش حرف زده که بابا مثل یه جوان ِ بیست ساله از تمام ِ مناسبت ها ، شبکه های اجتماعی و مسائل روز ِ جوان ها سردرآورده . چند سالی ست ولنتاین را به صورت ِ نوشتاری ِ "والنتاین" به ما تبریک می گوید و قربان صدقه مان می رود که نکند ما کمبودی از این نظرها داشته باشیم . امسال برای عباس هم پیام فرستاد . پیام هایش را با "عزیزم" برای عباس ، "نفسم" برای من و "گلپری" برای پریا شروع کرده بود و پشت بندش یک عالمه آرزوی خوب و احساسی برایمان تایپ کرده بود . عباس  جواب بابا را با " ممنونم از مهربونی هاتون" تمام کرده بود . پریا با مسخره بازی و من هم با آرزوی سلامتی و آرامش . شروع ِ پیام بابا با کلمه های احساسی و پایان ِ پیام ما با تشکر و آرزوهای خوب ، ولنتاین را برای ما ، و والنتاین را برای بابا ، قشنگ کرده بود . بابا مثل همیشه برای ما گل کاشته بود و من چقدر خوشحال بودم که امسال برای عباس هم یک گل در روز ولنتاین کاشته است . نه بخاطر ِ شخص ِ عباس ؛ برای مهربانی ِ زیاد بابا که همیشه همه جا پراکنده اش میکند . برای گل های زیادی که برای آدم ها کاشته است . برای اینکه عباس هم امسال در روز عشق دید که بابای من چقدر خوب گل میکارد . برای این حس ِ افتخاری که همیشه با اسم ِ بابا همه جا با خودم برده ام . برای این غرور ِ عجیب از اینکه با بابای من دنیا گلستان است و کاش همه مثل بابای من بودند . برای همه ی این ها امسال ولنتاین ، یکبار دیگر با پیام ِ پدرم خوشحال ترین دختر در روز ِ عشق بودم .سایه ش مستدام . قوی ِ قوی . سالم ِ سالم . عزیز ِ عزیز .

لغو تبلیغات در شبکه پویا و شاه عباس

نقل می کنند شاه عباس از وزیرش پرسید: اوضاع اقتصادی مردم چگونه است؟ وزیر پاسخ داد: الحمد لله خوب است. امسال همه پینه دوزان به حج رفته اند.  شاه عباس گفت: خاک برسرت. اگر وضع مردم خوب بود، باید کفاشها به حج می رفتند نه پینه دوزان.  چند روزی است که پخش تبلیغات از شبکه پویا لغو شده است و عده ای در حال گفتن تبریک هستند. اما کسی توجه نکرد که حذف تبلیغات از این شبکه نه به خاطر دغدغه فرهنگی، بلکه به خاطر اعتراض خانواده ها بوده است، آن هم در این گرانی و اوضاع بد اقتصادی و گرفتاری مالی والدین.  با توجه به اینکه افراد بسیاری از تبلیغات تلویزیونی سود می برند، احتمالا شاهد افزایش تبلیغات در سایر شبکه ها خواهیم بود. اگر اهل تلویزیون هستید و حال داشتید این موضوع را رصد کنید. 

زندگینامه عبد الباقى صوفى تبریزى، مؤلّف منهاج الولایه فی شرح نهج البلاغه(متوفی۱۰۳۹)

جمال السالکین عبد الباقى خطّاط صوفى، متخلّص به باقى» و ملقّب به دانشمند»، فاضل و عالم و محقّق و شاعر و ادیب تبریزى الاصل و ساکن در بغداد بود. وى معاصر با شاه عبّاس صفوى (سلطنت به سالهاى: ۹۶۶-  ۱۰۳۸) و وفات او پس از فوت شاه عبّاس و به سال ۱۰۳۹ ق. بوده است. ادامه مطلب

قصه های یک پدر برای فرزندش.

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدای مهربون هیچکی نبود. توی یه جنگل سبز. پشت یک کوه بلند. توی یک مزرعه سبز و قشنگ. که یک رودخونه زلال و پر آب، خیلی آروم از کنارش رد میشد     فرزندم : این شروع تمام قصه هایی بود که هر شب برایت میگفتم. تا تصویری از بهشت را در دلت بیندازم و تو را نسبت به آن متمایل کنم. و در بیش از نود درصد قصه هایم اگر برادری محور قصه بود اسم شخصیت ها حسن و حسین بود. یا حسین و عباس بود. مثلا میگفتم: "حسین همینطور که بازی میکرد افتاد توی یک چاله ی کوچولو. و پاش گیر کرد. و داد میزد یکی بیاد کمکم کنه. کسی نیست که کمکم کنه؟ بعد داداش کوچولوش عباس صداش رو شنید و بدو بدو بدو رفت پیش داداش حسینش گفت چی شده داداشی!!!. چی شده داداش حسینم!!!. الان کمکت میکنم." یا اگر بحث معلم و شاگرد بود اسم شخصیت های من محمد و علی بود. یا اگر بحث خواهر و برادری بود اسم شخصیت های حسین و زینب بود. یا عباس و زینب بود. اگر موضوع قصه ام پدر و فرزندی بود اسم شخصیت های من رضا و جواد بود. یا علی و زینب بود. اگر موضوع قصه های من دوری مادر و فرزندی بود اسم شخصیت های داستانم فاطمه و مهدی بود.   فرزندم من برایت قصه ای نگفتم که شخصیت های داستان چند انسان باشند و من نخواسته باشم به صورت غیر مستقیم حب اهل بیت را در دلت نهادینه کنم. و الان بعد از چندین ماه که برایت قصه میگویم تا شروع میکنم به: یکی بود یکی نبود. آنقدر ابتهاج در چهره ات نمایان میشود که انگار خواب از چشمانت میپرد. وقتی به ترسیم بهشت میپردازم: توی یک جنگل سبز. خودت هم با من تکرارش میکنی و حتی اگر نگویم این توصیف را انگار قصه ای برایت نگفتم. . . میگویند حق متعال انسان را با آرزوهایش امتحان میکند. از خدا میخواهم هیچ وقت اینطوری امتحان نشوم که فرزندانم در مسیری غیر از مسیر اهل بیت گام بردارند.

حکایتی پر مفهوم

دهقانی مقداری گندم در دامن لباس پیرمرد فقیری ریخت. پیرمرد شادمان گوشه های دامن را گره زده و میرفت و در راه با پرودرگار خود سخن میگفت : ای گشاینده گره های ناگشوده ، گره از گره های زندگی ما بگشای . . . در همین حال ناگهان گره ای از گره هایش باز شد و گندمها به زمین ریخت. او با ناراحتی گفت :من تو را کی گفتم ای یار عزیزکاین گره بگشای و گندم را بریز؟آن گره را چون نیارستی گشوداین گره بگشودنت دیگر چه بود؟و نشست تا گندمها را از زمین جمع کند که در کمال ناباوری دید ، دانه های گندم بر روی ظرفی از طلا ریخته است!ندا آمد که :تو مبین اندر درختی یا به چاهتو مرا بین که منم مفتاح راه . . .

هر دست عباس

تاجداهردست از عباس شد/نینوا آنجا پراز احساس شد/حضرت زهرا بیامداشکبار/کربلامملو زعطر یاس شد/ساقی عطشان کنارعلقمه است/حضرتش حجت برای ناس شد/از فتوت آب دریارانخورد/برولایت جان اوحساس شد/آن علمدار جانفشان/چشم شیعه ازغمش الماس شد/تانیامد آب سوی کودکان/بین رقیه برعمووسواس شد/تیربرچشم وبه مشک اورسید/آب مشکش سوی دیده پاس شد/حضرت مهدی شودیاریگرش/چون ظهورش دشمن خناس شد/

متن آهنگ خدای احساس از محمدعلیزاده

متن آهنگ خدای احساس محمد علیزادهLyrics Music Ehsas Mohamad Alizade ♫♫♫لطفت همیشه شامل حالمهاصلا تو خیلی فرق داری با همهاجازه دادی به تو دل ببندمتا فهمیدی به تو علاقه مندمخودت دلیل این علاقه بودیچه بد بودن روزایی که نبودینه آبرو داشتم نه عشق و میلیتو خیلی با محبتی تو خیلیباز اومدم آبروداری کنیبرای دردم تو یه کاری کنیبهت بگم از همه دل بریدم وتموم مردونگیاتو دیدم وباز اومدم تا که بگم دار و ندارمصبر و قرارمگره افتاده به کارم♫♫♫سلام آقاسلام آقا سلام خدای احساسدرمون درد من حضرت عباسصد دفعه گفتم و دوباره میگمآقای من آقای خوب دنیاستاون هنوزم فکر یه قطره آبهبه فکر اون بچه ایه که خوابهبه فکر اونیه که از تشنگیلباش ترک خورده حالش خرابهسلام آقا سلام خدای احساسدرمون درد من حضرت عباسصد دفعه گفتم و دوباره میگمآقای من آقای خوب دنیاستاون هنوزم فکر یه قطره آبهبه فکر اون بچه ایه که خوابهبه فکر اونیه که از تشنگیلباش ترک خورده حالش خرابهعموی بچه ها نجاتم بده یه قدری مهربونی یادم بده سایه تو از روی سرم برندارصدات که میزنم جوابم بدهخدای احساس نجاتم بده حضرت عباس جوابم بدهخدای احساس خدای احساسحضرت عباس حضرت عباسجوابم بده♫♫♫

دوستی

تو خوشحال ترین لحظه های عمرمون با هم بودیم کاش اون دنیا هم خوشحال باشه هیچ وقت فک نمیکردم تو زندگیم غم ببینم غم و غصه مرگ نزدیکان رو اما اتفاق افتاد انگار و چ بد اتفاق افتاد 

از کلیه برادرانی که این دستخط را می خوانند، خواهش می کنم که

  روزی محمد جواد نصیری پور که از تیم دو دسته بود، آمد پیش من و امیر عباس [رحیمی] که مثل همیشه کنار هم در چادر نشسته بودیم. دفترچه ای در دستش بود. چند برگه را ورق زد تا رسید به صفحه ای سفید و از من و امیر عباس خواست برایش یادگاری بنویسم. من و امیر عباس مشغول تعارف شدیم که تو بنویس و تو بنویس. به اصرار او، من که دو سال بزرگتر بودم، شروع کردم:   بسمه تعالی. با درود به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و امام امت . از کلیه برادرانی که این دستخط را می خوانند، خواهش می کنم که پیرو امام امت باشند و از جهاد با تمام سختی های آن کوتاهی نکنند نور حسین علیه السلام را در وجود خود خاموش نکنید. به امید پیروزی رزمندگان اسلام و طول عمر امام امت. 16/11/64. حمید رضا رمضانی».   دسته یک، ص 229

افتاد به تور ساحل آخر ماهی

می‌کرد دلش هوای دیگر گاهیمی‌دید ولی ندارد اصلاً  راهیاز "آن‌ور آب" و خوبی‌اش می‌گفتندافتاد به تور ساحل آخر، ماهی!#صدیقه_محمدجانیکارگاه رباعی شعر خلاقدر تلگرام: @kar471

کودکی امام علی(ع)

بسمه تعالیحضرت علی (ع) تا 3 سالگی نزد پدر و مادرش بسر برد و پیامبر اکرم (ص) وی را از بدو تولد تحت تربیت غیرمستقیم خود قرار داد. تا آن که خشکسالی عجیبی در مکه واقع شد و ابوطالب عموی پیامبر، با چند فرزندی که داشت با هزینه سنگین زندگی روبرو شد.رسول اکرم (ص) با م عموی خود عباس توافق کردند که هر یک از آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی در کار ابوطالب باشد. عباس، جعفر را و پیامبر (ص)، علی (ع) را به خانه خود بردند.

98.8.

دارمت یا ندارمت؟ سخت استبا دلی تکه پاره گریه کنمیا بمان یا برو. نمیخواهمبعد ازین نیمه کاره گریه کنمنگرانم برای بال و پرتزخم های تنم فدای سرتتو برو با خیال راحت تابا تنی پاره پاره گریه کنم"مرگ مارا جدا نخواهد کرد"نکند مرده ای. زبانم لانده شو من دلم نمیخواهدروی این سنگواره گریه کنمدوستم داری و نمی مانیدوستت دارم و نمیخواهیبروم یا بمانمت؟ نگذاربین این استخاره گریه کنمبا کسی که نمانده خوش بختمآن کسی را که رفته می خواهمچند قرن از تو بگذرد خوب است؟آه چندین هزاره گریه کنم؟بغض نشکسته.آه بی بارانآسمان گرفته ی تهرانغربتِ در وطن. رهایم کنغرق در استعاره گریه کنمدارمت یا ندارمت؟ تلخ استفکر کردن به این که فردا را.در خیابان میان مردم شهرخانه را تا اداره گریه کنمقبل رفتن فقط بگو که چراهرکسی را که زخممان بزندبیشتر عاشقانه میخواهیم؟بغلم کن دوباره گریه کنم.| اهورا فروزان |

مِثْلِ عبّٰاسْ كَسْي هَسْت دِلٰاوَرْ بٰاشَدْ

 مِثْلِ عبّٰاسْ كَسْی هَسْت دِلٰاوَرْ بٰاشَدْ  بٰاْ هَمِهْ تِشْنِگی اَشْ یٰادِ بَرٰادَرْ بٰاشَد   مِثْلِ عَبّٰاسْ كَسیْ هَسْت كِهْ سَقّٰا بٰاشَدْ  جِگَرِ سُوخْتِه اشْ حَسْرَتِ دَرْیٰا بٰاشَدْ   هیچْ كَسْ مِثْلِ اَباالْفَضْلِ وَفٰادٰارْ نَبُودْ لٰایِقِ تَشْنِگیُ و اِسْمِ عَلَمْدٰارْ نَبُودْ  هَرْ كَسْی خْوٰاسْت كِهْ فَرْدٰا بِه شَفٰاعَتْ بِرِسَدْ یٰا اَباالْفَضْلِ بِگُوییدْ بِه سَلٰامَتْ بِرِسَد

آزمون شاه عباس از مدیران و اطرافیان

مرده شوی تان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید. نقل است "شاه عباس صفوی" رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد، دستور داد تادرسرقلیان­ها بجای تنباکو، ازسرگین اسب استفاده نمایند. میهمان­ها مشغول کشیدنقلیان شدند! ودود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی‌ شاه-پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گوییدر عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده اند!         ادامه مطلب

مرحوم حاج عباس تسبحی ساوجی فرزند مرحوم حاج اسدالله

مرحوم حاج عباس تسبحی  ساوجی فرزند مرحوم حاج اسدالله مرحوم حاج عباس تسبحی وپدرش حاج اسدالله وهمه رفتگان از این خانواده قرین رحمت الهی قرار گیرد .مرحوم حاج عباس تسبحی  همانند مرحوم پدرش  کاسب متدین ؛ متعقد به اصول کسب حلال واشنایی به علوم قرانی ومسایل شرعی در خرید فروش داشته .داماد مرحوم حاج رمضان صدقی  دارای دو پسر ویک دختر . اقا علیرضا ازکارمند بانک ملی فرد متعد ومومن خوشنام  منظم با اخلاق ومردمی داماد آقای محمد قاسمی  وداماش آقای  مهندس پاکدامن از کارمندان مسول ادار برق شهرستان ساوه - زرند موفق ومردمی ومتعهد ومتخصص وخدمگذار وخوشنام بودازویژیگی مرحوم حاج عباس شغل کاسب خواربار فروشی در خیابان انقلاب مدتها مستاجر آقاسید حسین شیخ الاسلامی بوده پس ازتخلیه مغازه بدونه هیچ گونه اعای سرقفلی مغازه تحویل داده.حاج عباس بنابر گفته حضرت آیت الله آقا سید محمد صاح تهجدی  پرداخت وجوهات وهمچنین رد مظالم در اسفند 1397 اقدام نموده است.خانواده نسبی وسببی  تسبحی - کاکایی . صدقی .ناظرفخاری قاسمی پاکدامن .سبط .تهیه کننده / مهندس محمد شرافت خرداد 1398 http://sherafatsaveji.blogfa.com/http://ngo-save.blogfa.com/ 

عباس کشاورز؛ سرپرست بازنشسته ای که به خودکفایی اعتقاد ندارد!

با خبر انتصاب عباس کشاورز با سن بیش از 70 سال به عنوان سرپرست جدید وزارت جهاد کشاورزی بعد از استعفای مهندس حجتی ذکر چند نکته ضروری است!بر خلاف تاکیدات جدی رهبری بر وم رسیدن کشور به خودکافی کامل و با ثبات در تولید محصولات اساسی و راهبردی عباس کشاورز چنین نظری نداشته و بدون شناخت کافی از ظرفیتهای جدی منابع طبیعی کشور، امکان رسیدن به کودکفایی را منتفی می داند!متاسفانه ایشان بنابراطلاع موثق در جلسه ای اعلام کرده اند که به خودکفایی در تولید بذور (نهاده پایه ای و قابل تجارت کشاورزی) نیز اعتقادی ندارد. دلایل ایشان در محل دیگری جای بحث جدی دارد.لازم به ذکر است بدون رسیدن کشور به خودکفایی پایدار در تولید محصولات راهبردی، و ادامه وابستگی عملا کشور در معرض خطرات جدی تر قرار خواهد گرفت!

آخری - یک

عزیز میگفت دلم برای اون روزا تنگ شده، برای آقاجون خدابیامرز، که وسط چله تابستون با یه هندونه گنده زیر بغلش عصری میومد خونه، مینداخت گل حوض و خاک تنش رو میتد، امیرعباس رو صدا میکرد که بره از سر کوچه دو تا نون سنگک و یه قالب پنیر بگیره، که عصرونه نون و پنیر و هندونه داریم. چشامو بستم و اون روزها رو به خاطر آوردم، اون وقتا که من و محمود و آبجی فهیمه تو حیاط بازی میکردیم و داداش عباس تو اتاق گوشه حیاط واسه امتحان نهایی درس میخوند. بعد از عباس عزیز چند سالی طول کشید تا دوباره مادر بشه و فاصله سنی ما با عباس زیاد بود، اما عباس یه چیزهایی از عزیز و آقاجون دیده بود که ما هیچ وقت ندیدیم، جوونی و سرزندگی، آره، بعد از ما عزیز و آقاجون دیگه پیر شده بودن، درست وقتی که من به دنیا اومدم دیگه سنی ازشون گذشته بود و منو داداش عباس و آبجی فهیمه بزرگ کرده بودن، موقع درس و مدرسه هم همیشه ریاضی هامو از داداش عباس میپرسیدم و کاردستی هامو آبجی فهیمه درست میکرد، من آخری بودم، بچه ای که گاهی فکر میکنم نباید به دنیا میومد، چون از وقت بچه داری گذشته بود. اما بعد از فوت آقاجون عزیز میگفت اگه تو نبودی من خیلی تنها میشدم، ده سال بعد از آقاجون من همیشه پیش عزیز بودم و هیچ وقت نشد که با رفقا یه سفری برم و چند روزی خونه نباشم، نه که عزیز نذاره، نه، خودم دلم رضا نمیشد تنهاش بذارم، آخه بعد از آقاجون مرد خونه من بودم و احساس مسئولیت میکردم. روزی که آقاجون مرد خوب یادمه، صبحش میخواستم ببرمش دکتر، اما تو راه یهو حالش بد شد و تو درمانگاه سرکوچه هم از دست کسی کاری ساخته نبود، آقاجون تو بغل خودم رفت، چشماشو بست و انگار که دکمه رو زده باشی خاموش شد، برای همیشه خاموش شد. پ ن: قلم فرسایی های عصرانه. ادامه دارد

آخری - یک

عزیز میگفت دلم برای اون روزا تنگ شده، برای آقاجون خدابیامرز، که وسط چله تابستون با یه هندونه گنده زیر بغلش عصری میومد خونه، مینداخت گل حوض و خاک تنش رو میتد، امیرعباس رو صدا میکرد که بره از سر کوچه دو تا نون سنگک و یه قالب پنیر بگیره، که عصرونه نون و پنیر و هندونه داریم. چشامو بستم و اون روزها رو به خاطر آوردم، اون وقتا که من و محمود و آبجی فهیمه تو حیاط بازی میکردیم و داداش عباس تو اتاق گوشه حیاط واسه امتحان نهایی درس میخوند. بعد از عباس عزیز چند سالی طول کشید تا دوباره مادر بشه و فاصله سنی ما با عباس زیاد بود، اما عباس یه چیزهایی از عزیز و آقاجون دیده بود که ما هیچ وقت ندیدیم، جوونی و سرزندگی، آره، بعد از ما عزیز و آقاجون دیگه پیر شده بودن، درست وقتی که من به دنیا اومدم دیگه سنی ازشون گذشته بود و منو داداش عباس و آبجی فهیمه بزرگ کرده بودن، موقع درس و مدرسه هم همیشه ریاضی هامو از داداش عباس میپرسیدم و کاردستی هامو آبجی فهیمه درست میکرد، من آخری بودم، بچه ای که گاهی فکر میکنم نباید به دنیا میومد، چون از وقت بچه داری گذشته بود. اما بعد از فوت آقاجون عزیز میگفت اگه تو نبودی من خیلی تنها میشدم، ده سال بعد از آقاجون من همیشه پیش عزیز بودم و هیچ وقت نشد که با رفقا یه سفری برم و چند روزی خونه نباشم، نه که عزیز نذاره، نه، خودم دلم رضا نمیشد تنهاش بذارم، آخه بعد از آقاجون مرد خونه من بودم و احساس مسئولیت میکردم. روزی که آقاجون مرد خوب یادمه، صبحش میخواستم ببرمش دکتر، اما تو راه یهو حالش بد شد و تو درمانگاه سرکوچه هم از دست کسی کاری ساخته نبود، آقاجون تو بغل خودم رفت، چشماشو بست و انگار که دکمه رو زده باشی خاموش شد، برای همیشه خاموش شد. پ ن: قلم فرسایی های عصرانه. ادامه دارد

نوش دارو

نوش دارونوش دارویی و سهرابم ، چرا دیر آمدی .بی نفس بودم چرا یک آن ، نفس گیر آمدیتاکنون دردی چنین بی وقفه درگیرم نبودخود دوا بودی چرا چون درد واگیر آمدی !؟در همه حالات ممکن نیمه گمگشته ایپس چرا پیدا شدی وقتی به زنجیر آمدی سر به سوی آسمانت رو به بالا داشتمماه تابانم ، سرت همواره بر زیر آمدی.قسمتم ، بختم ، بهارم ، سرنوشتم نیستی !!چیستی ، آخِر چرا در دست تقدیر آمدیوضع ما چیزی کم از مجنونِ بی لیلی نداشتکاملش کردی که در پاییز دلگیر آمدی در هدف گیری قلبم چیره دست و ماهریخال قلبم را زدی چون تیر هفت تیر آمدی !!سال ها درگیر پیدا کردنت بودم گُلمجانِ جانم آمدی امّا به تأخیر آمدی سر به روی هیچ شاهی در جهانم خم نشدسجده ات کردم که چون شاه جهانگیر آمدیآمدی ثابت کنی خورشیدی و سوزنده ایسوختی جان را که اینگونه به تحقیر آمدیفرصتم کوتاه و حرف ناتمامم بی شمار ،نوش دارویی و سهرابم ، چرا دیر آمدی .خ.خ.خ 

فضایل مولی متقیان علی بن ابیطالب ( ع)

فضایل مولی متقیان علی بن ابیطالب ( ع) ✅ کجای قرآن از علی(علیه السلام) گفته است!!!♦روزی معاویه لعنة‌الله‌علیه» واردمکه شد، گروهی برمعاویه واردشدند وگفتند: آیامی دانی که ابن عباس تفسیرقرآن می کند؟♦معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عمه ی پیغمبر بوده، او ازهاشمیان است! اگر او نکندکه تفسیرکند؟!♦گفتند: آیات رابه نفع علی بن ابیطالب تفسیرمیکند وما ازاین  قضیه شاکی هستیم!♦معاویه گفت: خودم رسماوارد مجلس می شوم وجمع شان را برهم می زنم.♦معاویه واردمجلس تفسیر ابن عباس می شود،ابن عباس باچنان کیفیتی تفسیرآیات میکردکه معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید!بعد ازمجلس معاویه رو به ابن عباس کرد وگفت:♦ابن عباس تو تفسیر آیات می کنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو می کنی؟!???? ابن عباس گفت : معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سوال می کنم جواب می دهی؟"انَّما اَنتَ مُنذِرُ و َلِکُلِ قَومِ هاد" این آیه برای کیست معاویه؟معاویه گفت : رسول خدا فرمود ؛ منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است! ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟!???? ابن عباس گفت : "اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا" بگو این آیه برای کیست معاویه؟معاویه گفت : این هم قصه ی طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! ولی حتما باید این را بخوانی؟???? ابن عباس گفت : "اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ اَّکوةَ وَ هُم راکِعون" معاویه این آیه برای کیست؟معاویه گفت : زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم! ولی حتما این را باید بخوانی؟????ابن عباس گفت : "عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم" معاویه بگو این آیه در حق کیست؟معاویه گفت : رسول خدا فرمود ؛ خبر عظیم علی بن ابیطالب است که هم مردم ازش می پرسند و هم من از علی خواهم پرسید، ولی ابن عباس حتما باید این را بخوانی؟ابن عباس گفت : "وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا" بگو ببینم این آیه برای کیست؟معاویه گفت : پیغمبر فرمود ؛ حبل الله علی بن ابیطالب است دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید. ولی باید همین را تفسیر کنی؟????ابن عباس گفت : "کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم" این آیه برای چیست معاویه؟معاویه گفت : این قصه، قصه ی عِلم علی بن ابیطالب است که خدا همه ی عِلم جاری رو در سیره ی او تعریف میکند، ولی لازم است حتما این را بخوانی؟????ابن عباس گفت : "قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا و َأَبْنَاءَکُمْ و َنِسَاءَنَا و َنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ" بگو به من که این آیه برای کیست؟معاویه گفت : این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند، ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟????ابن عباس گفت : "ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع" این آیه برای چیست معاویه؟معاویه گفت : روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود ،  شخص رو به پیغمبر کرد و گفت ؛ به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم ! آیا باید فقط همین آیه را بخوانی؟????ابن عباس گفت : "یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک" این آیه دیگر برای چیست معاویه؟معاویه گفت : این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم! ولی این را حتما باید بازگو کنی؟????ابن عباس گفت : "اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم" معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟معاویه گفت : این آیه هم اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است ولی آیه ای دیگر بخوان نه این را !???? ابن عباس از جا بلند شد و گفت:معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟!معاویه گفت : اصلا ابن عباس بخوان "اِذا زُِلَتِ الارض زالها ابن عباس: این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است!معاویه گفت : علی در این آیه دگر چه می کند ابن عباس؟!????ابن عباس گفت : نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زله ای بر مدینه آمد که همه ی مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند و علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود: زمین ! ابوتراب بر تو امر می کند آرام گیر! معاویه که از غضب بر خود می پیچید گفت:ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود.????بحار الانوار ج ۴۴ ص ۱۲۵☀ به ما بپیوندید ????http://eitaa.com/joinchat/1582039040C6a7a30e470 

تبلور ايمان در کربلا

#آثار ایمان#تبلور ایمان در کربلا#همچو حسین#بیانات رهبر انقلاب  یکی از مهم ترین آثار عبادت آن است كه انسان را به خدا نزدیك می كند یعنی انسان در کنج روح خویش به این باور می رسد که عبادت بدون اینكه انسان را به خدا نزدیك كند عبادت نیست، یعنی باور نكنید كه انسان عبادت كند ولی به خدا نزدیك نشود  یکی ازجلوه های زیبای کربلا ،تبلور ایمان وعمل بود که ثمره اش سعادتمندی در دنیا وآخرت شد جوانان عزیز، ببینید نیاز لحظه چیست، هنر این است؛ هزاران نفر در عالم اسلام حسین بن علی را دوست داشتندو یزید را دشمن داشتند اما در فاجعه عاشورا هیچکدامشان حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین نشدند،در میان بنی هاشم کسانی عباس و علی اکبر نشدند،چرا؟!چون در لحظه نیاز حضور نداشتند؛وقتی دین به حضور من در لحظه نیاز احتیاج دارد و من در آن لحظه در میدان نیستم، چه فایده که خود را دیندار بدانم!??درباره اباألفضل العباس نه فقط درشب تاسوعا، بخدا سوگند جا دارد تمام عمر یک ملت به یاد شهامت و ایثار درس بیاموزد،عباس(ع) در کربلا یک جوان 34ساله اهل عبادت است، قربان این عبادتگر جوان، این عبادت عباس بود که او را چنان ساختکه شهامت و ایثار او را در عاشورا به ظهور رساندوحال چه زیباست انسان با ترکیب ایمان وعمل خود را به مقام تقرب وسعادت نهایی برساند.منبع:کتاب "جای خالی عباس" نگاهی نو به شخصیت حضرت عباس

آزمون شاه عباس از مدیران و اطرافیان

مرده شوی تان ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه کنید. نقل است "شاه عباس صفوی" رجال کشور را به ضیافت شاهانه میهمان کرد، دستور داد تادرسرقلیان­ها بجای تنباکو، ازسرگین اسب استفاده نمایند. میهمان­ها مشغول کشیدنقلیان شدند! ودود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی‌ شاه-پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند! گوییدر عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده اند!کاظم سعیدزاده

نامزدی

در دوران شیرین نامزدی به سر میبرمالبته سختی های خودشم داره این مدت خیییلی اتفاقا برام افتاد ولی نمیدونم چرا اصصصصلا یادم نبود وبلاگی هم دارم از بس ذهنم درگیر بود???? هیچی ننوشتم☹ ولی امشب ناگهانی یادم افتادازین ببعد دوباره مینویسم آروم بشم.☹☹

نوحه حضرت عباس

نوحه قدیمی حضرت ابوالفضل (ع)ازحاجب بروجردی سال 1326هجری شمسی____________________________چون ماه بنی هاشم در شط فرات آمدگفتی که مگر خضر است برآب حیات آمدبرداشت کمی زان آب تاآنکه بیاشامدجاری ز دوچشمش خون همچون قطرات آمدافتاد نظر بر آب چون آن شه خوبان راجاری ز الم بنمود اودیدۀ گریان رابرداشت کفی تاتر سازد لب عطشان راازدیده سحاب آسا همچون قطرات آمدیادآمدش  از کام عطشان شه خوباناز نالۀ جانسوز وازالعطش طفلانگفتا توخوری آب واطفال حسین عطشاناین خارج از انصاف ودوراز مُرُوات آمدافشاند زکف آب وشداز تَف عطشانششطی بمیان شط جاری زدوچشمانشپرکرد یکی مشک وبنمود سپر جانشآن صف شکن لشکر بیرون زفرات آمدمیگفت که ای عباس  لب تشن بود الیاسآبی برسان ازمهر برخسرو ومیر ناسشد چون فلک غرًان بِدرید صف خناسبیرون چوسِکندرآن شه ازظلمات آمدآن حیدرثانی زد خود رابصف لشکرافکند ازآن اعدا چون دست وسر ازپیکرازتیغ شرربارش شد روی زمین احمرزان زور خردواله حیران شدومات آمدازجور عدوآخرافتاد دو دست اویکباره فلک آورد درکار شکست اوگفتاخردش درگوش ازعهد الست اوسودای ترابرحق هنگام برات آمدازتیربلاجسمش کردند زکین صد چاکتیردگرش برمشک آبش همه شدبرخاکگردید ززین غلطان آن جسم ظریف پاکگفتا بخود ای عباس هنگام ممات آمناله اخاادرک ای شاه ملک دربانپانه بسرم ایندم درپای تودهم جانشاه شهدا آندم روکرد سوی میدانباناله چشمانش سیل عبرات آمدبالین برادر شدشاه شهدا باغمگفتا که زداغ خود کردی کمرم راخمحاجب بعزای توگردد بجهان توأمبردرگه جود تو بهر حسنات آمد 

فیلم مستند عباس کربلایی

عباس کربلایی یکی از برترین کار آفرین های استان مرکزی، مجموعه فعالیت هایی که در قالب خیریه و سرمایه گذاری در شهرستان محلات و شهر نیم ور انجام داده است را در فیلمی مستند که به تهیه کنندگی محلات تی وی» انجام شده است بازگو می کند. جهت دیدن این فیلم به سایت آپارات» یا  سایت نمایشگاه بین المللی سنگ ایران» مراجعه  یا روی دو کلمه سایت آپارات» و سایت  نمایشگاه بین المللی سنگ ایران» که به رنگ قرمز در  همین صفحه دیده می شود کلیک فرمائید.  

به تو ای دوست سلام ( هوشنگ بتهاج)

  به تو ای دوست سلام دل صافت نفس سرد مرا آتش زد،کام تو نوش و دلت، گلگون باد به تو از خویش بگویم که مرا بشناسی: روزگاریست که هم صحبت من تنهائی است، یار دیرینه ی من درد و غم رسوائی است، عقل و هوشم همه مدهوش وجودی نیت، ولی افسوس که روحم به تنم زندانی است، چه کنم با غم خویش؟ که گهی بغض دلم می ترکد، دل تنگم ز عطش می سوزد، شانه ای می خواهم که بگذارم سر خود بر رویش و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم، ولی افسوس که نسیت.کاش می شد که من از عشق حذر می کردم یا که این زندگی سوخته سر می کردم، ای که قلبم بشکستی و دلم بربودی ز چه رو این دل بشکسته به غم آلودی ؟ من غافل که به تو هیچ جفا ننمودم، بکن آگه که کدامین ره کج پیمودم؟ ای فلک ننگ به تو، خنجر از پشت زدی، به کدامین گنه آخر تو به من مشت زدی؟ کاش می شد که زمین جسم مرا می بلعید، کاش این دهر دورو بخت مرا برمی چید، آه ای دوست! که دیگر رمقی در من نیست،تو بگو داغ تر از آتش غم دیگر چیست؟ من که خاکسترم اکنون و نماندم آتش.دیگر ای باد صبا دست ز بختم بردار خبر از یار نیار دل من خاک شد و دوش به بادش دادم مگر این غم ز سرم دور شود ولی افسوس نشد، ولی افسوس نشد

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشایدز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دمجرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها #حافظ

شهادت شهید حاج قاسم سلیمانی

بسم رب الشهداء والصدیقین به آرزوی خود رسید،مردی که چون الماس بود مردی که نامش قاسم و در هیبت عباس بود قاسم سلیمانی نه یک فرد است، باشدملتی خون شریفش واقعاً مصداق حق الناس بود بودش نگهبان گل و گار،مثل باغبان تیغش به روی خاروخس برّنده همچون داس بود پایان داعش را فقط ما اعلام کرد بر روی این قول خودش تا پای جان حساس بود بغضم امانم را برید وقتی خبر آمد ،ولی گریه به حال خود کنم،او جایگاهش خاص بود مانند عباس علی دستش جدا شد از بدن این اقتدایی بر مرادش حضرت عباس بود قطعاً بگیرد انتقام سخت را از دشمنت باشدخدا خونخواه تو،که دشمن خناس بوداشعار ضیاءالدین زین الدینی

انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان برگزار می کند؛

بنویسید . نوشتن اعجاز می کند ،باور کنید.خداوند به قلم و هر آن چه می نویسد قسم خورده است.انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان برگزار می کند:❗️شعرانه پِرکِ اُمید❗️مدرس: آقای ناصر حسین پور شاعر و داستان نویسعلاقه مندان جهت ثبت نام روز چارشنبه همین هفته 29خردادماه 1398 ساعت 4 عصر در کتابخانه علامه دهخدای ناغان حضور یابند.کانال ارتباطی شعرانه پِرک اُمید در تلگرام: @perkeomidبرای شرکت کنندگان در پایان دوره گواهی صادر می شود.

انتخاب دکتر عباس ملاتقی به عنوان داور و عضو کمیته علمی .

انتخاب دکتر عباس ملاتقی به عنوان داور و عضو کمیته علمیششمین کنگره ملی تحقیقات راهبردی درشیمی و مهندسی شیمیبا تاکید بر فن آوریهای بومی ایران های رفع موانع تحریم در صنعت نفت،گاز و پتروشیمی  

اباذری: شهید دانشگر نسبت به مسائل روز بی اعتنا نبود

 بسیار پرحرارت و پرجوش و خروش و انقلابی بود. نمی‌توانست نسبت به مسائل روز بی‌اعتنا باشد؛ به ویژه از کنار مسائل مرتبط با انقلاب به سادگی عبور نمی‌کرد. نسبت به مطالبات رهبر انقلاب به شدت دغدغه‌مند بود. می‌شد تجلی حرف‌های حضرت آقا و نشانه‌های انقلابی بودن را در رفتار و حرف‌های عباس دید. ارزش‌های انقلابی را نه فقط در حرف، بلکه در رفتار و عملش هم نشان می‌داد. همین ویژگی‌ها باعث شد که عباس بدرخشد. شهادتش یک الگو را به ما هدیه کرد. حمید اباذری جانشین فرمانده دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)

میلاد با سعادت امام حسین (علیه السلام و ابوالفضل عباس(علیه السلام و امام سجاد(علیه السلام)

ولادت با سعادت سید الساجدین (ع) مبارک باداای سجاده نشین عرش، می آیی و ملایک به حضورت می بالند. همراه نسیم، تا خلوت گل های سجّاده می آیی تا در شب های نور، برترین زینت عبادت کنندگان جهان باشی. ولادت حضرت عباس (ع) و روز جانباز گرامی بادعباس آمد تا برادری را معنا کندوفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشدشجاعت را تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گرددمیلاد حضرت عباس ع مبارک باد میلاد خط سرخ عشق، سومین پرچم دار قله امامت و دیانت، آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام مبارک باد یا حسین! عاشقانت می دانند که تنها با شور است که می توان شیرینی ایمان را چشید.یا حسین! می آیی و در دیدار آفتابی تو، خلایق قد می کشند؛ اما بلندی مقام تو فراتر از پندار ماست.میلاد تو، آغاز صبحی است که در آن، آفتاب به اشتیاق تماشایت پلک می گشاید تا اولین زائر هر روز تو باشد.ولادت امام حسین(ع) بر شما مبارک 

رزومه

#بیوگرافى دکتر حاج عباس رئیسى بخش اول عباس رئیسى متولد روستاى سیله از شهرستان خانمیرزا  و اینک بیش از ٢٠ سال در تهران ساکن  مى باشند. ایشان فرزند حاج راه خدا رئیسى از طایفه میلاسى و از نوادگان رئیس حسین هستند.  وابستگی ایشان از سمت مادرى  به  طایفه بابادى  و همچنین  به  طایفه مامورى  و ابراهیم محمدی مى باشد . داراى مدارک تحصیلى : لیسانس الهیات ،فوق لیسانس اقتصاد ،  دکتری در رشته  اقتصاد  ؛ دانش اموخته در رشته مدیریت  و حقوق نیز می باشد . آخرین پست اجرایى :مدیر  اعتبار سنجى صندوق سرمایه گذارى وزارت صنعت و معدن و تجارتt.me/Hamiandrabbasraisi

راه اندازی فست فود عباس IRANHFC Fast Food Setup

راه اندازی فست فود عباس IRANHFC Fast Food Setuphttps://www.amoozeshfastfood.comhttps://www.fastfood.comhttps://www.roonfileh.comhttps://www.iranhfc.cohttps://www.iranhfc.nethttps://www.iranhfc.orghttps://www.iranhfc.tvhttps://www.fastfoodsetup.comhttps://www.hennypennyservice.comhttps://www.fastfoodstartup.comhttps://www.noyansteel.com 

راه اندازي فست فود عباس حسيني IRANHFC Fast Food Setup

راه اندازی فست فود عباس IRANHFC Fast Food Setuphttps://www.amoozeshfastfood.comhttps://www.fastfood.comhttps://www.roonfileh.comhttps://www.iranhfc.cohttps://www.iranhfc.nethttps://www.iranhfc.orghttps://www.iranhfc.tvhttps://www.fastfoodsetup.comhttps://www.hennypennyservice.comhttps://www.fastfoodstartup.comhttps://www.noyansteel.com

راه اندازی فست فود عباس IRANHFC Fast Food Setup

راه اندازی فست فود عباس IRANHFC Fast Food Setuphttps://www.amoozeshfastfood.comhttps://www.fastfood.comhttps://www.roonfileh.comhttps://www.iranhfc.cohttps://www.iranhfc.nethttps://www.iranhfc.orghttps://www.iranhfc.tvhttps://www.fastfoodsetup.comhttps://www.hennypennyservice.comhttps://www.fastfoodstartup.comhttps://www.noyansteel.com 

ای که نامت پناه علیین

وَ رَفَعَ ذِکْرَکَ فِی عِلِّیِّینَ.ای که نامت پناهِ عِلّیینپاشو از جا ِ عِلّیینپاشو ای ماه، جلوه ی شب باشپاشو از جا، کفیل زینب باشپاشو تا سایه ی سرم باشیتا نگهبانِ معجرم باشیخواهرت آمده نگاهش کنتکیه بر چادرِ سیاهش کنآه. ای کُشته ی امان نامهسر فرو بردی از چه در جامه؟!زانویت را چرا بغل کردی؟!تو که بر قول خود عمل کردیخاطرت جمع، مردِ با احساسهیچ کس باورش نشد، عباسپاشو دلگرمی دلِ همه باشقوّتِ قلب آل فاطمه باشماه من، بر رخت نقاب بزنحرز انداز زود، بر گردنکوفیان، چشمْ شور و نامردندتیرهای سه شعبه آوردندچشم هایت چقدر زیبایندبازوانت مرا تسلایندبوسه ی مرتضی بر آن خوردهچشم هایت دل خدا بردهمن همین گونه هم پریشانمتو نباشی دگر چه می دانم شاید از گریه غرقِ غم بشومشاید اصلا اسیر هم بشومشاید اصلا سرم شکسته شوددست من با طناب بسته شودشاید از روی تل نگاه کنمگریه، بالای قتلگاه کنمچه کنم گر حسین تنها شد؟!چه کنم قتلگاه غوغا شد؟!شاید اصلا مرا زمین بزنندکعب نی بر منِ حزین بزنندپاسبانِ نمازم، ای عباستو نباشی چه سازم، ای عباس؟!  محمد جواد شیرازی

وارث انبیاء

  بسم الله الرحمن الرحیم  بسم الله الکربلامقتل کربلاجایی که شقایق حبیب هادر نینوا میرقصند و خورشید کربلا فقط حی وموت را به تمسخر میکشدچه آشناست نواها میشنوی کهیعص یا فالق الابصار کجاست نوای کربلامن عصمت مریم را از قران شنیدماما آیا کسی گفته است که عیسی مریم و این بانو چشم شان به دنبال کدام خورشید هستان ها ستارگانی هستندکه به دور خورشید نینوا طواف میکنندآری آفتاب در حجاب زینب کبریهمان دخت حیدر فصیح وبلیغهمان دخت بانوی دو عالمهمان نفس حق که عاشورا را به جهان رساند تا همه بدانند که حسین تفسیر قران و روح قران هست .و تو بی تابی عشق را فقط در نگاه منتظر سجاد میخوانی نگاهی پر تاب که عاشورا را برایت روایت میکنداز همه میگوید.برای همه عین صبر است اما من میگویم نشان سجاد را از که بجویماز زینت خدا چه فهم کنم فقط جرعه اشک هست که مرا به مهمانی دعوت میکند پس مهمان های قمر محرم به سرزمین حسین خوش آمدیدبه دریای علی اکبر به ماه چه گویم از ماه مپرسیدعباس عباسشوق پرواز همانکه تمام جهان را به رویای ولایت تعبیر میکند من گویم فقط فاطمه وعلی میتوانندنور عباس را به بحر هستی هدیه کنندوای عمو جان چه قدر بی تابم دانی عمو جان بی تاب و بی قراری چیست من همان باران اشک نریخته ی مقتل تو امهمه عباس های عالم راعاشقانه میپرستماما عباس چهار ماهه خودمرویای صادق ومحبوب من هست عموجان رویای ام را حفظ کن مقتل ات را شروع نکرده تمام میکنم

لیست پادشاهان صفویه ، افشاریه ، زندیه (لیست پادشاهان عصر جدید تا ابتدای معاصر )، قاجاریان ، پهلوی(معاصر)

  نویسنده و محقق : اشکان ارشادی از کرمانشاه  پایه گذاران اولیه ۱. شیخ صفی الدین اسحق اردبیلی  ۱۳۳۴ تا  ۱۲۵۲  هجری قمری  ۲. شیخ صدرالدین که فرزند شیخ صفی بوده. ۳. شیخ ابراهیم یا شیخ شاه  ۱۴۴۷  تا  ۱۴۲۷ صاحب اردبیل و حومه بود. گویند با تیمور دیدار داشته. ۴. شیخ جنید صفوی  ۵. شیخ حیدر صفوی  ۱۴۸۸ کشته شد.  سپس شاهان اصلی  ۱. شاه اسماعیل اول ، فرزند کوچک شیخ حیدر ، تبریز را پایتخت کرد ، ۱۵۰۱  تا  ۱۵۳۴  ۲. شاه طهماسب اول ، در ده یا یازده سالگی پادشاه شد و طولانی ترین دوران پادشاهی بعداز اسلام ، ۱۵۲۴  تا  ۱۵۶۷  ۳. شاه اسماعیل دوم ، ۱۵۷۶  تا ۱۵۷۷  ۴. سلطان محمد معروف به خدابنده  ۱۵۷۷ تا ۱۵۸۷ ، فرزند ارشد طهماسب اول بود.  ۵. شاه عباس اول فرزند خدابنده ، از ۱۵۸۷ تا ۱۶۲۹  ۶. شاه صفی اول  از ۱۶۲۹ تا  ۱۶۴۱ نوه شاه عباس بوده  ۷. شاه عباس دوم ، فرزند شاه صفی اول ، ۱۶۴۲ تا  ۱۶۶۶  ۸. شاه سلیمان یا صفی دوم ، همان شاه قبلی که به علت ساعت نحس و. دوباره تاجگذاری کرد  ۱۶۶۶ تا ۱۶۹۴  ۹. شاه طهماسب دوم  ۱۰. عباس سوم  پس از ۲۳۱ سال حکومت صفوی منقرض شد.  عزل و انقزاض صفویه در دشت مغان.  حکومت صفوی در ۱۵۰۱ ظهور کرد و در ۱۷۲۲ به تسخیر اصفهان توسط افغانان انجامید.  میلادی ذکر شد  ادامه مطلب

امام زاگان کوه سفید

اسامی سی وشش تن ازفرزندان ونوادگان ائمه واقع در کوه سفید که روی زیارت نامه نوشته شده بود قاسم بن امیرالمومنین.محمدوابراهیم وجعفر وعبدالله وسیدشرف الدین امام زین العابدین.ومحمد وابراهیم ابن امام جعفرصادق.سلطان حاذق ابن امام محمد باقر.زکریا ابنامام موسی کاظم.سلطان شاه فضل ابن علی بن موسی.زکریا وحسین وعبدالله ونجم الدین ابن امام محمد تقی.عبداللع شعیب انباءعلی النقی  اسمعیل ومحمد وحسین انباءامام حسن عسگری.سید شرف الدین ابن علی.قاسم بن حسین وزید بن عباس (ع).سید عبدالله بن عباس.عبدالله بن جعفروشاه زاده حسین و زید بن عباس. سیدعبدالله.عبدالله بن جعفروشاهزاده حسین بن موسی،سلطان محمد بن اخضر وسید محمدوسید حیدر ابنان قاسم.محمد واسمعیل ابنان سلطان محمد.شاهزاده جنیدومحمد ابنان امامزاده حاذق.عبدالله وزین الدین ابنان عباس ع سلطان احضر بن قاسم                  مکان:کاشان، انتهای جاده تتماج       

دیگر ای باد صبا .

امروز شنبه است . صبح شنبه است و نمیشه باهات حرف بزنم . اونایی که تلگرام و واتس آپ رو میبندند و تعطیل می کنند نمی دونند یا نمی فهمند که دنیای کسانی را داغون می کنند؟  دیروز مهمون داشتم . از مامانم گله کردم . هرچند می دونم فایده نداره ولی خب گاهی دل آدم میگیره دیگه .  آدم از یه دقیقه یا یه روز دیگه ی خودش خبر نداره.  چه می دونستم ممکنه شرایطی پیش بیاد که هیچ جوره نتونی با کسانی در ارتباط باشی که ازت دورند؟ اون هفته صبح شنبه هرچی زنگ زدم و پیام دادم جواب ندادی.  نمی دونستی ممکنه هفته بعد نتونم بهت زنگ بزنم . شب هم که زنگ زدم خندیدی که خوبه هنوز نت دارید . همون وقت قطع شد و والسلام !  می خواستم ازت بپرسم حال و احوالت توی ترک چطوره؟ خوبی؟ راحتی؟ می خواستم هر بار ازت بپرسم چند روز شد؟ چند هفته؟ فکر کنم امروز ۲۱ روز میشه . گفتی روز ۲۱ ام سخته؟ حالا چیکار کنم؟ امروز به یادم باش . قوی باش .  دیگر ای باد صبا دست ز بختم بردار  خبر از یار نیار  دل من خاک شد و دوش به بادش دادم

ندای جان

شعر زیر رو برای عباس عزیز سرودم . شاید با خوندنش احساس "تعریف از خود " بهتون دست بده اما اینو جدی می گم : "طی دو روز گذشته بنده هر موقع یادی از این شهید عزیز کردم، غم و غصه فی الفور از فکرم بیرون رفته ." برای همین حالت عجیب واقعا به وجد اومدم و در غالب یک شعر اون رو در آوردم  به امید عنایت عباس:  ادامه مطلب

امام زادگان اویا الله وکعبه کوچک کوه سفید

اسامی سی وشش تن ازفرزندان ونوادگان ائمه واقع در کوه سفید که روی زیارت نامه نوشته شده بود قاسم بن امیرالمومنین.محمدوابراهیم وجعفر وعبدالله وسیدشرف الدین امام زین العابدین.ومحمد وابراهیم ابن امام جعفرصادق.سلطان حاذق ابن امام محمد باقر.زکریا ابنامام موسی کاظم.سلطان شاه فضل ابن علی بن موسی.زکریا وحسین وعبدالله ونجم الدین ابن امام محمد تقی.عبداللع شعیب انباءعلی النقی  اسمعیل ومحمد وحسین انباءامام حسن عسگری.سید شرف الدین ابن علی.قاسم بن حسین وزید بن عباس (ع).سید عبدالله بن عباس.عبدالله بن جعفروشاه زاده حسین و زید بن عباس. سیدعبدالله.عبدالله بن جعفروشاهزاده حسین بن موسی،سلطان محمد بن اخضر وسید محمدوسید حیدر ابنان قاسم.محمد واسمعیل ابنان سلطان محمد.شاهزاده جنیدومحمد ابنان امامزاده حاذق.عبدالله وزین الدین ابنان عباس ع سلطان احضر بن قاسم                  مکان:کاشان، انتهای جاده تتماج       

دست نوشته ها از فایل صوتی  استاد عباس منش   در باره سلامتی

دست نوشته ها از فایل صوتی  استاد عباس منش   در باره #سلامتی@abasimanesh"در مورد سلامتی من ترمز خاصی نزاشتم  نشانه اش این است از اون لحظه ای که خواستم سالم باشم سالم شدم. نشانه ای که شما کدهای مخرب (منظور باور مخرب) نداشتید در کدهایی که نوشتید (باورهایی که نوشتید) اینه که خواسته تون به راحتی اتفاق افتاد حالا هر چی که بود. در مورد سلامتی من اون اوایلی که اصلا فهمیدم خودمان زندگی خودمان را خلق می کنیم امدم این باور را درست کردم که  جسم من توانایی نامحدودی در بهبود خودش داره. من گلبول های سفید بسیار قدرتمندی دارم که هر اتفاقی بیفته اینها از پسش بر میان. هر مساله ای پیش بیاد اینها  قدرتمندترند و از پسش بر میان. و بدن من سالم کار می کنه و هیچ ربطی به فضای بیرون ندارد  بیرون هر چی باشه آلودگی هوا باشه . جسم من خیلی خیلی عالی توانایی در ترمیم خودش داره هر روز سلول های جدید داره در جسم من به دنیا میاد و یه سری سلول ها دارند از بین میرن و سلول های جدید که دارند به دنیا می آیند من می توانم از اول برنامه ریزی کنم اگر حال من خوب باشه اگر احساس خوبی داشته باشم سلول های جدید که به دنیا میان سلول های سالم ، قدرتمند و فوق العاده ای هستند یعنی باور داشتم همه چیز به من ربط دارد  اگر من کارم را خوب انجام بدهم  اتفاق میافته فارغ از اینکه بقیه کارشون را انجام بدهند یا نه  این اولین باوری است که باید داشته باشید تا همه چیز اتفاق بیفتد شور و شوق وقتی می رود بالا  خیلی راحت می شود باور اگر درست باشد شما یکسری کارها را انجام می دهید و یکسری نتایج هم به وجود می آید "@abasimaneshبر اساس آنچه استاد عباس منش می گوید همه ما قدرت شفادادن خودمان را داریم   به شرطی که باورهای خودمان را عوض کنیم من فایل صوتی ایشان را هر روز گوش می کنمدیگر نگوییم این بیماری لاعلاج است   علاج نزد خودتان است @jouybari   ????    ????   ????

صبور بلدم

جایت اوج است و از این فاصله کوتاه قدم و نگاهت به من افتاد که در جزر و مدم    هر که خوبست خدا دارد و بد شیطان را من ولی با که بسازم که نه خوب و نه بدم   از دل خویش صدای کمکی می شنوم که به فریاد خودم هم نرسیده مددم   مرده یا زنده اگر عشق نباشد یکی است سر سودا به تنم نیست در این جسم بدم   در سقوطش رود از پلک اگر از چشم افتاد بسته از جنس دل او شده سنگ لحدم   دو نفر می شوم آن دم که تو را می بینم گفته ام با دل بی تاب صبور بلدم   یک نگاهت بس و کافی ست که دیوانه شوم ساده چون بشکند از قدرت این سیل سدم   #الهام_ملک_محمدی

مشک آب

مشک آبی بهرشیعه بین روایت میکند/محض عباس دلاور او حکایت میکند/تشنگی کودکان و زینب ومولاحسین/حضرت سجاد را آنجا حمایت میکند/روی دوش یک علمداراست مشک عاشقی/علقمه دعوت عموراتا نهایت میکند/بهر فرمان امامش اوبه دریا میزند/با شهادت اودفاعی از ولایت میکند/چون رشادت کرده است بهرحسین ولشکرش/این شجاعت تاقیامت هم سرایت میکند/هردودست پاک مولا گشته تقدیم خدا/فاطمه از دشمن ایشان شکایت میکند/گریه کرده بهر اوآنجاحسین تشنه لب/تاقیامت بهر شیعه اوعنایت میکند/میرود صاحب زمان درمجلس عباس هم/اوعزادارعمویش راکفایت میکند/

همه ی کوچه ها را گشته ام .(عباس معروفی)

  همه ی کوچه ها را گشته امایستگاه ها، فرودگاه ها، پارک هاکافه های شلوغپاتوق های کوچکخیابان ها و میدان هاحالا منبه آسمان همنگاه نمی کنمزیرا در آنجا هم نیستیآب شده ای در چشم هامیک قطره ی پاک.خانه را هم گشته امبانوی من!می شود کمد لباس را باز کنمتو آنجا باشی و بخندی باز؟می شود؟((عباس معروفی))

خاطره ی اون پیرمرد عاشق.3

پیرمرد یکم که باهام احوال پرسی کرد و از کجا میای به کجا میری رو پرسید، تخم مرغ برام پخته بود و جلو رو میز گذاشت و گفت اینجوری خسته نمیذارم بری بالا توو خونه جا برات میندازم بری استراحت کنیگشنه بودم اما دست و دلم به غذا خوردن نمیرفت، چند لقمه ی کوچیک خوردم، پیر مرد نشسته بود روی یه صندلی چوبی که پوست خز دار گوسفند روش انداخته شده بوو، وقتی فهمید نگاهش میکنم گفت چشمات حرفها داره، نگو از کجایی، کجا میری، حداقل نمیتونی بگی، دروغ نگو بهم، اما کار میکنی؟ اینروزها کار خیلی دارم و کسی کمک دستم نیست . و بدون اینکه صبر کنه جواب بدم به سیگارش یه پک یواش زد و شروع کرد این آواز رو خوندن زمزمه ای با صدای گرفته اما رسا، شعری که از همون روزها شد سرلوحه ی کارهام، تلاش بیشترم، امید داد بهم و پیرمرد خوند:حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شوو اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کنوآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو رو سینه را چون سینه‌ها، هفت آب شو از کینه‌هاوآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو. باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شویگر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شدهآن گوش و عارض بایدت؟ دردانه شو دردانه شو چون جان تو شد در هوا، زافسانه شیرین مافانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو تو لیلة القبری برو تا لیلة القدری شویچون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشدز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های مامفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه راکمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر رادامی و مرغ از تو رمد رو لانه شو رو لانه شو گر چهره بنماید صنم، پر شو از او چون آینهور زلف بگشاید صنم، رو شانه شو رو شانه شو تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکیتا کی چو فرزین کژ روی فرزانه شو فرزانه شو شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌هاهِل مال را، خود را بده ، شکرانه شو شکرانه شو یک مدتی ارکان بُدی یک مدتی حیوان بُدییک مدتی چون جان شدی جانانه شو جانانه شو ای ناطقه بر بام و در، تا کی روی در خانه پرنطق زبان را تَرک کن، بی‌چانه شو بی‌چانه شو خوندنش که تموم شد اشاره کرد به تابلو روی سر من، یه قاب ساده ی چوبی، یه شیشه که انگار سالهاست داره هر روز دستمال کشیده میشه روی دیوار کاهلی پشت سر من، همین شعر نوشته شده بود، با خطی قشنگ، کاغذ رنگش زرد و کهنگی زیادی تووش دیده میشد، و این حاکی از این بود که ممکنه به اندازه عمر یه عاشق قدیمی باشه، من هیچی نمیدونستم، هر حرفی و هر چیزی که توو اون روزها اتفاق افتاد و هر ماجرایی که پیرمرد و همسرش تعریف کردند، هر روز که میگذشت بیشتر و بیشتر معنی پیدا میکرد،اون تابلو هر روز برام معنی تازه تری پیدا میکرد، پیش میومد بآرها و بارها پشت سر هم توو یه روز بخونمش و به معنیش فکر کنم، ساعتها خیرگی.نگاهمو که از تابلو برداشتم و رو به پیرمرد کردم، بلافاصله بهم گفت عاشقی.ئه‌وینداری ؟ خوه‌م پیت ئه‌زانم، تا به‌لی بزانم چونه حاله‌کاو، چیه؟ وا بو چی داخداری؟ دور که‌وتیته یا چی ئی تر هس؟(عاشقی؟ خودم میدونم، بگو ببینم حال و روزت چیه، چی شده؟ چرا اینطور داغ توو دلت هست؟ دور افتادی یا چیز دیگه اتفاق افتاده؟)و همینجور سوال پرسید و پرسید، این رو بعدش فهمیدم که عادت این مرد و زنش، حرف زدن با سوال بود، نه منظورشون از سوال جواب دادن تو باشه. 

دانلود آهنگ جدید عباس دشتی به نام گفتم بهت خواهش نرو

نام ترانه : گفتم بهت خواهش نرو با صدای هنرمند جوان عباس دشتی ترانه تنظیم و ملودی  : محمدطاها میکس و مسترینگ : حافظ رکورد تهیه کننده : صادق فرجادی برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید دانلود با کیفیت اورجینال

من برگشتم

سلاممممن برگشتماما خب تو این مدت حال و هوام خیلی عوض شدچیزایی اتفاق افتاد ک نباید می افتادعاشق شدم :)اما خب. مث همه داستانای عاشقانه. رفت :)مینویسم بازم. از اینکه رفت و چجوری دلمو شد :)دیگ همین دگ . :)

ارسال منابع به روش مبادله از شهرستانهای کلاردشت ،عباس آباد،نوشهر براي انبار مبادله استان

امروز مورخ 98/9/6 كتب قابل مبادله از اداره کتابخانه های عمومی شهرستانهای کلاردشت،عباس آباد،نوشهر باحضورخانم دکترفلاح معاونت امورکتابخانه هاوهمکاریها،کارشناس توسعه،معاون اداری مالی،همکاران پشتیبانی اداره کل ، به انبار مبادله كتاب استان ارسال وموردتفکیک ورسیدگی قرارگرفت.این منابع  شامل 500نسخه کتاب در رده های مختلف موضوعی بوده است.شایان ذكر است پس از احصاء كتب و بررسی نیازمندی با اولویت بندی مناسب به شهرستان میاندرودوبهشهرجهت تامین منابع دوباب کتابخانه تازه تاسیس توزیع وارسال گردید. 

یوتیوب

چند روز پیش ماشین لباسشویی از کار افتاد البته فقط پمپ تخلیه آب ماشین از کار افتاد و آن موقع ما هنوز نمی‌دانستیم مشکل از کجاست. با نمایندگی تماس گرفتیم و طبق معمول خانم اوپراتوری گوشی را برداشت و یک راهنمایی آبکی و دم‌دستی ارائه داد و گفت اگر درست نشد، مشکل جدیست و تماس بگیرید تا تعمیرکار بفرستیم و. ادامه مطلب

رويدادهاي 22 بهمن

در این روز به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم درآمد.[8] در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس‌آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.[9]

کلید موفقیت

 کلید موفقیت  به هر نعمتی که میخواهید برسید کلید رسیدن و راه رسیدن به آن صبر کردن در برابر مشکلاتی است که سر راه آن نعمت است . و کسی که تنبلی کند گویا قفلی بر در نعمتها زده است و هیچ زمانی به نعمت نمیرسد.منسوب به امام علی(ع): لِكُلِّ‏ نِعمَةٍ مِفتاحٌ‏ وَ مِغلاقٌ فَمِفتاحُهَا الصَّبرُ وَ مِغلاقُهَا الكَسَلُ؛ برای هر نعمتی کلید و قفلی است کلید آن صبر وقفل آن تنبلی است».[1]  [1] .شرح ابن ابی الحدید،ج20،ح692.

کتابخوان ماه فروردین سال 98: معرفی کتاب برادر من تویی

برادر من توییپدیدآور: داوود امیریانناشر: کتابستان معرفت / تعداد صفحات: ۲۱۰ در تمام تاریخ اسلام در کنار نام پاک اهل بیت علیهم السلام نام زیبایی به چشم می‌خورد که خود، دریای بی‌کرانی از عشق، معرفت و دلاوری است. قصه‌ای که شنیدنش هربار تازه است و هر زمان جلوه‌ای خاص دارد.او را پهلوان بنی‌هاشم می‌دانند. قمر بنی‌هاشم نیز از لقب‌های دیگر اوست. نامش به شجاعت و جوانمردی بر زبان‌ها جاری است و قصۀ دلاوری‌هایش از هر کجا به گوش می‌رسد.نام عباس که می‌آید اهل حرم دل شان قرص می‌شود. آخر عباس ستون خیمۀ پدر و پرچم‌دار حق است. نام او آن‌قدر بزرگ است که جهانی از مهربانی و فداکاری را در خود جای داده است."برادر من تویی"  زندگینامۀ داستانی حضرت عباس علیه السلام است که با قلمی روان و نثری دل‌چسب می‌کوشد تا زوایای گوناگونی از زندگی و زمانۀ این مرد بزرگ را از دوران کودکی تا شهادت روایت کند. از لحظاتی که هم‌پای امیرالمؤمنین علیه السلام کوچه‌های کوفه را برای کمک به یتیمان و نیازمندان می‌پیمود تا زمانی که در رکاب حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام  درس عشق و معرفت را به عالم می‌آموزد. نویسنده در این اثر تلاش می‌کند، تا در عین وفاداری به منابع تاریخی، زندگی‌نامۀ داستانی جذابی خلق کند که مطالعۀ آن را به سبب داشتن نثری روان و صمیمی به ویژه به مخاطبان نوجوان و جوان پیشنهاد می‌کنیم.

پست 122(اتفاق خوب)

می خواهم به اتفاقات خوب نیفتاده ،اعتماد کنم وایمان داشته باشم که یکی از همین روزها خواهند افتاددرست لابلای مشغله هایی که از سروکول روزمرگی هایم بالا می روند،در دل نگرانی هایی که حوالی باورهای من،جا خوش کرده اند،و در اعماق خستگی های مفرط و تکراری ام اتفاقات خوب،خواهند افتاد و من دوباره شبیه کودکی ام لبخند خواهم زد.

دانستنی هایی در مورد شخصیت حضرت ابوالفضل العباس (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم اللًّهُــمَ صَّــلِ عَـلَى مُحَمَّـدٍ وَ آلِ مُحَمَّــَد و عَجِّـلّ فَّرَجَهُــم     ضریح حضرت عباس(ع):آبی که مرقد حضرت ابوالفضل(ع) را احاطه کرده است همان آبی که فرزندان پیامبر در ظهر عاشورا 14 قرن پیش در حسرتش جان دادند. این آب ،به طور معجزهآسایی ، چشم های نابینا، و همچنین بیمار سرطانی را شفا داده و از 50 سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت باقی مانده و هرچه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می شود.شیخ عباس 74 ساله که 36 سال خادم حضرت عباس (ع) بود درمورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا گفت: قبلا دو چشمه ای در سراب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله کشی نبود این آب مرتب می جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می شد که مزه و طعم آن آب از یهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می کردند که در تابستان خنک و در زمستان گرم بود. اما یک فرد از خدا بی خبر آمد به بهانه اینکه یک ترکی در دیوار حرم پیدا شده گفت می خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می آید و بعد آن دو چشمه را کور کرد و هرچه تلاش کردند نتوانستند آن را احیا کنند. اما دو ماه بعد از آن دوباره آب بالا آمد و به سرداب رسید. درادامه می گوید : اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می شود اما این آب با وجود اینکه درب ورودی آن بسته شده مانند گلاب می ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است. این آب به ارتفاع 1 متر بالاتر ازقبر قرار دارد اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده.هم اکنون در بخش درب صاحب امان مرقد مطهر حضرت عباس(ع) ، پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می آید.التماس دعا

تدبیر شاه عباس کبیر در دستگیری و ت یک زن

تدبیر شاه عباس کبیر در دستگیری و ت یک زن   ادبیات ی ـ قضائی ما در حوزه اجرای عدالت، شامل داستانهایی است که در باره چندی از شاهان مشهور ایرانی رواج یافته و آموزه‌هایی برای چگونگی اجرای عدالت به جامعه ایرانی عرضه کرده است.    مهر لینک

مرکز تزریق بوتاکس در تهران

امروزه تزریق بوتاکس یکی از پرطرفدار ترین روش های جوانسازی، لیفت صورت و رفع چین و چروک های پوستی می باشد ولی نمی شود به هر مرکز تزریق بوتاکس اعتماد کرد! اگر بدنبال بهترین مرکز تزریق بوتاکس در تهران هستید پیشنهاد می کنم سری به مرکز زیبایی آوا بیوتی واقع در عباس آباد تهران بزنید. مطب بوتاکس عباس آباد یکی از شعبات آو بیوتی در سطح تهران می باشد که به دلیل مهارت بالای متخصصین این مرکز روزانه میزبان تعداد زیادی از مراجعیم محترم از سراسر تهران و شهرستان ها می باشد

اجاره سوئیت درعباس آباد تهران – ایران ماوا

  برای اجاره  سوئیت در عیاس آباد تهران  واحد مذکور با مساحت بالغ بر ۲۵ متر مربع می باشد که یکی از بهترین گزینه ها می باشد. این سوئیت مبله علی رغم اینکه متراژ کمی دارد اما با داشتن امکانات کامل یک واحد مسی امکان پذیرایی از میهمانان و مسافران را دارد. امکانات کامل پخت و پز از جمله وسایلی هست که برای هر مسافر و میهمانی که به دنبال اجاره  سوئیت در عباس آباد تهران هستند و در این مجموعه سکنی می گزیند لازم می باشد. از جمله این امکانات می توان به موارد زیر اشاره کرد: سرویس قابلمه کامل جهت پخت و پز داخل سوئیت که یکی از مزایای بسیار مهم این گونه واحدها می باشد چرا که ممکن بودن پخت و پز سبب کاهش هزینه های میهمانان و مسافران با توجه به هزینه های گزاف در شهر تهران می باشد. سرویس قاشق و چنگال مناسب برای تعداد نفرات مستقر در این واحد گاز روی میزی که در این سوئیت قرار دارد سبب بهره وری بیشتر در کنار جمع و جور بودن آن و استفاده بهتر ساکنین می باشد. یخچال پنج فوت واقع در این واحد عباس آباد امکان نگه داری مواد غذایی برای کوتاه مدت را فراهم می گرداند. علاوه بر موارد فوق وجود ال سی دی برای تماشای شبکه های تلویزیونی موجود می باشد.   instagram          facebook      linkedin    pinterest     قیمت اجاره آپارتمان مبله در عباس آباد تهران سوئیتی که برای معرفی آن مطالبی از نظر گذشت، می تواند جز مقرون به صرفه ترین موارد موجود باشد. شما با تنها هزینه  ۲۳۰ هزار تومان میتوانید برای اجاره برترین سوئیت در عباس آباد تهران اقدام فرمایید. موقعیت جغرافیایی منطقه عباس آباد سوئیت  در نزدیکی مصلی تهران واقع شده است که بواسطه برگزاری بسیاری از مراسمات ، جشنواره ها و نمایشگاه های فصلیش از مراکز پر تردد تهران به شمار می آید .علاوه بر مصلی وجود سینما و مراکز اداری متعدد و همچنین بیمارستان های بزرگ و معروف تهران بر اهمیت این منطقه می افزاید. این واحد همچنین دسترسی خوبی نسبت به میدان ولی عصر و عباس آباد و خیابان ولیعصر و میدان هفت تیر را دارد. از دیگر مزایای این سوئیت مبله دسترسی آسان تا مترو های عباس آباد و شهید بهشتی می باشد. برای رزرو اجاره سوئیت در تهران با ایران ماوا تماس حاصل بفرمایید.

وقتى از ثبات حرف ميزنيم در واقع از چه حرف ميزنيم؟

بعضى وقتا بعد خوندن سعدى از خودم میپرسم عشق واقعا چیه؟ امروز عشق یعنى چى و اگه روابط امروزى عشقه پس سعدى چى میگه و اگه سعدى عشق رو فهمیده پس چرا ما نمیفهمیم؟ چرا نمیتونم بى قید و شرط بخوام و وفا كنم و ملامت بكشم . چرا زهر از دهنش نوشدارو نیست؟به جز این گیریمم زهرا شد نوشدارو و ما شدیم عاشق میتونم انگشت نماى خلق بشم؟ این جسارت رو دارم كه بایستم پاى خواستنم؟چندوقت پیش خودم یقه خودم رو گرفتم كه هى الان كجاى زندگیتى؟ چكارا كردى و میخواى چكارا كنى و كجا برسى؟ اونى كه پیشته كجاى زندگیته؟ تو كجاى زندگیشى؟و این قطار سوالها و دو دوتا چهارتا كردنا منو برد سمت پرسیدن یه سوال كه ظاهر امر بود ولى خیلى چیزا پشتش بود.مثلا اینكه متوجه تغییرم شده و میفهمه منى كه عین ژله بى ثباتم چطور حالا دم از ثبات میزنم؟ اینكه من رو چقدر میشناسه؟و دلم گرفت وقتى به دهن بینى متهم شدم و غرورم شكست وقتى شنیدم میخواى تموم كنیم؟!!یادم افتاد خواسته بودم ماهى رو مواظبش باشه تا لیز نخوره و نذاره بره وحالا اینقدر راحت از تموم كردن میگه!امشب رو تاب وقتى اوج گرفتم از خودم پرسیدم تو را چه شده و گفتم هیچى و خواستم خوب باشم و به این فكر نكنم من گریزون از قفس چطور میخوام برم تو قفس ؟بدتر از همه اصرار بیجاییه كه دد داره و فكر میكنه طرف اومد خواستگارى زشته بهش نه بگیم و لگد نزنم به بختم!بخت كورشده خفتم نمیدونم چطور حالا یهو بیدار شده، حالا وقتش نیستمن درست وسط یه آشفته بازارم و نمیدونم چى درسته و كجام!!فقط میدونم تو رابطه ایم كه توش وابستگى نیست و میتونم هرلحظه اى كه بخوام ازش بزنم بیرون و میدونم توش دلبستگى هست.تو رابطه ایم كه تا هروقت كه من بخوام ادامه داره و این جمله منفعل ترین جمله تاریخه انگار هیچ خواستنى پشتش نیست و من تنها یكه سوار این میدونم!!بى انصافیه این حجم از خواستن.پاییز كه رخ نشون داد دز دیوونگى منم زد بالا حالا میترسم بگم مواظبم باش نكنه بشه قضیه ماهى.****چه سرنوشت غم انگیزى كه كرم ابریشمتمام عمر قفس میبافت ولى به فكر پریدن بودصالحى

نودوششمین جلسه انجمن شعر و ادب عباس ناغان در روستای حیدرآباد چهراز برگزار شد.

در تاریخ مرداد ماه 1398 ساعت17 با همکاری آقایان قباد بختیارپور ناصر حسین پور  و خانم گلبناز بختیارپور نودو ششمین جلسه انجمن شعر و ادب عبای ارشاد ناغان در روستای حیدرآباد چهراز برگزار شد.دراین جلسه آقای چنگیز گهرویی در خصوص اشعار حافظ صحبت کردند. این دومین حضور ایشان در نشست انجمن شعر و ادب عباس ارشاد می باشد.اولین حضور ایشان در 19 مردادماه 1398 در دفتر شورای اسلامی شهر ناغان بود که در خصوص کلیات زندگی حافظ صحبت کردند.شعر خوانی شرکت کنندگان از دیگر برنامه های این نشست بود.

مولف مصابیح الجنان و مفاتیح الجنان

وقت مغرب است و باید بروم نماز، ولی این مطلب را بنویسم در باب کتاب مصابیح الجنان و المخازن که مولفش مرحوم سید عباس کاشانی است. قم و کاشان واقعا گل کاشته اند. این از آن شیخ عباس قمی و این هم از این سید عباس کاشانی. یکی شیخ و یکی سید. هر دو عباس. یکی از کاشان و یکی از قم البته انتساب آیت الله کاشانی به کاشان احتمالا مال اجداد طاهرین و خیلی وقت پیش ها می باشد. چرا که ایشان به نجف و کربلا ظاهرا منتسب هستند و اجداد ایشان احتمالا به کاشان ارتباطی داشته انداما کتاب مصابیح که شبیه مفاتیح است و معرفی اش آسان تر است. فرق کتاب مصابیح و مفاتیح تا آنجا که من فهمیده ام در بیشتر بودن دعاهای مصابیح و مستندتر بودن کتاب مصابیح است. هر دو بزرگوار به زمانه ی خودشان، گل کاشته اند. اعلی الله مقامهما و هما الله فی جوار النبی و آله.اما کتاب مخازن، مطالب متنوعی دارد. هم حدیث، هم شعر، هم داستان، هم دستور اذکار و علوم و فنون مختلفی را داراست ولی هیچ کدام را کامل نکرده، فقط اشاره نموده است. واضح است که طالب علم، بقیه اش را خودش جستجو خواهد کرد مهم این است که این کتاب به اعتبار نویسنده گرامی شان، اعتبار دارد.این بنده ی حقیر و بینوا، رضا محمدی تبار، خاک آستان آل الله و سادات مکرم، و سلسله جلیله آیات عظام هستم و قصد دارم که در فرصتهایی بخشهایی از کتابهای آن مرحومین شریفین را برایتان بازگو کنم. به قصد نشر احکام اسلام و به قصد آشنایی هم کیشانم با معارف حقه و ناب تشیع. تقبل الله منا و منهما و من کل شیعة بحق محمد و آل محمد.اللهم عجل لولیک الفرج.

متن آهنگ عشق از عباس جهان

متن آهنگ عشق از عباس جهان   عشقِ واسه آدم و روز و شب نمیذاره عشقِ از روی شونت غمها رو بر میداره عشقِ که خوب و بده آدم و نمی شماره عشقِ چاره کار قلب یه بیچاره آدم عاشق که باشه غم دنیا تو صداشه میخواد از همه عالم به جز عشقش جدا شه آدم عاشق که باشه دلش هرجا بره باهاشه بیقراره و گریه و دیوونه خنده هاشه عشق بدون هیچ دلیلی پا به پاتهحتی اگه دلت نخواد باهاته عشق شبیه یه جاده ادامه داره عشق چه خاطراتی رو یادت میاره آدم عاشق که باشه غم دنیا تو صداشه میخواد از همه عالم به جز عشقش جدا شه آدم عاشق که باشه دلش هرجا بره باهاشه بیقراره و گریه و دیوونه خنده هاشهساتکست منبع متن آهنگ

ادم و حوا

 نامت چه بود؟ادمفرزندِ؟من را نه مادری و نه پدر،بنویس اول یتیم عالم خلقتنام محل تولد؟بهشت پاک ، اینک محل ست زمین خاکآن چیست بر گُرده نهاده ای؟امانت استقدت؟ روزی چُنان بلند که همسایه ی خدااینک به قدر سایه ی بختم به روی خاکاعضای خانواده؟حوایِ خوب و پاک ، قابیل خشمناک، هابیلِ زیرِ خاکروز تولدت؟در روز جمعه ای به گُمانم که روز عشقرَنگت؟اینک فقط سیاه زِشرمِ چُنان گناهچِشمت؟ رنگی به رنگ بارش باران که ببارد زِ آسمانوزنت؟نه آنچان سبک که پَرم در هوای دوست ، نه آنچنان وزین که نشینم بر این زمینجِنست؟نیمی مرا زِخاک ، نیم دِگر خداشغلت؟در کارِ کشت امیدم به روی خاکشاکی تو ، خدانام وکیل؟ آن هم فقط خداجُرمت؟یک سیب از درختِ وسوسهتنها همین ، همینحکمت؟تبعید در زمین ، همدستهِ در گناه حوایِ آشناترسیده ای؟ بلیزِ چه؟که شوم من اسیرِ خاکایا کسی به ملاقاتت آمده استبلی ، کهِ گاهی فقط خداداری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه ، ولی. . .ولی که چِهحُکمی چنین آن هم به یک گناهدل تنگ گشته ای ؟زیادبرای کِه ، تنها فقط خداآورده ای سند؟بلیچه؟دوقطره اشکداری تو ضامنی؟چِه کس؟تنها کَسم خدا . . .  

یاد داشتی بر فیلم بهارت»

کیفیت خوب رسید!با دیدن فیلم "بهارت" فکر کنید که نسخه دوم "Bajrangi Bhaijaan" را تماشا می‌کنید؛ احساسات‌تان لبریز شده و سرانجام مجبور به ریختن اشک می‌شوید! اشکی که مملو از احساسات و هیجان است.فیلم فوق یک هیت خالص است؛ چی در باکس آفیس، چی در کیفیت.بعد از این، "علی‌عباس ظفر" نیز هم‌چون "راج‌کمار هیرانی" باید نابغه یاد شود؛ اوست خالق سلطان و این بهارت!نمی‌شود که بازی، گریم‌ها، دیالوگ‌ها و. سلمان را دوست نداشت، او است که هیجان است، او است که سلطان است و او است که بهارت است!!!!! ❤در تیم که علی‌عباس کارگردان، سلمان و کترینا ستاره، جولیوس پیکام آهنگساز، رامشور پوگات تدوین‌گر باشد، لذت بردن از فیلم ۱۰۰ درصد است☺پ.ن: فیلم را با کیفیت ببینید و برای کیف کردن از موزیک‌ بگروند‌های فیلم از یک گوشکی خوب هم‌چون هیدفون با کیفیت استفاده کنید تا صدا را با تمام جزییات بشنوید.

جمع خوانی کتاب دختر شینا» در جمع بانوان عضو کتابخانه دکتر عباس حری

به منظور گرامیداشت هفته دفاع مقدس، به همت کتابخانه عمومی دکتر عباس حری جلسه جمع خوانی کتاب دختر شینا» با حضور جمعی از بانوان عضو کتابخانه برگزار گردید.کتاب دختر شینا  روایت خاطرات قدم‌خیر محمدی کنعان، همسر شهید ستار ابراهیمی از شهدای برجسته استان همدان است که در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید و به قلم بهناز ضرابی‎زاده (۱۳۴۷) نگاشته شده است. این کتاب، به عنوان کتاب سال شانزدهمین دوره جایزه کتاب سال دفاع مقدس برگزیده شده است.گفتنی است این جلسه با مشارکت پایگاه بسیج شهید بهشتی در روز چهارشنبه مورخ 98/7/3 در محل مسجد امام خمینی (ره) برگزار گردید.

دانلود آهنگ جدید امیر عباس گلاب به نام وداع

دانلود آهنگ قطعه ی جدید امیر عباس گلاب به نام وداع با بهترین کیفیت در سمفونی. قطعه ی ودا جدیدترین اثر هنرمند خوب کشورمان امیرعباس گلاب می باشد. تاریخ انتشار قطعه ی ودا 13 شهریور 1398 می باشد. آهنگسازی این اثر را اسحاق اسد بیگی و امیر عباس گلاب برعهده داشته و تنظیم آن را یاسین ترکی خواننده پاپ کشورمان ساخته است. برای دانلود آهنگ وداع که یک نوحه شنیدنی از خواننده خوب کشورمان امیرعباس گلاب است می توانید به بخش دانلود آهنگ رفته و این آهنگ بسیار جذاب را با دو کیفیت 128 و 320 دانلود کنید و همینطور می توانید برای مشاهده متن این نوحه خوب در سمفونی به پایین صفحه مراجعه کنید.  Download New Music By Amir Abbas Golab - Vedaa    دانلود آهنگ با کیفیت 320   دانلود آهنگ با کیفیت 128 ادامه مطلب

استاد دکتر عباس زمانی

 دکتر عباس زمانی  استاد و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد ساریسوابق تحصیلی​مقطعنوع دانشگاهدانشگاهرشتهگرایشتاریخ اخد مدرککارشناسیدولتیدانشگاه شهید بهشتیسایرسایر1372/04/05کارشناسی ارشددانشگاه آزاد اسلامیواحد ساریعلوم تربیتیمدیریت آموزشی1378/03/27دکتری     موضوع پایان نامه کارشناسی ارشدبررسی و مقایسه عزت نفس و سبک های رهبری مدیران دبیرستان های نظام جدید استان مازندرانموضوع پایان نامه دکتری

آلة تجفیف الطعام

آلة تجفیف الطعامتجفیف أنواع الفاکهة ، تجفیف الخضروات ، تجفیف القرطم ، تجفیف الأخشاب ، تجفیف الطحالب النباتیة ، تجفیف الأعشاب الطبیة ، تجفیف الفطر ، تجفیف البطیخالموقد: الغاز والدیزل والکهرباءمع مفتاح الطاقة ومقیاس الرطوبةالرقمیة والتلقائیة For more information, please call   Phone: +98 2634722902 Phone: +98 2634722903 Phone: +98 2634722904     Mobile Sales Manager (WhatsApp): +9891057498         (iran)          

کربلایی محمدجواد بوستانی روضه ی شب تاسوعا 1441 1398

به همراهان همیشگی تقدیم میکنم دو فایل رو که یکی مناجات با امام حسین(ع) هست و دیگری روضه ی حضرت عباس(ع) که توسط بنده در شب نهم محرّم 1441 1398 در مسجد امام سجاد(ع) یزد اجرا شده.دانلود مناجات با امام حسین(ع)دانلود با لینک مستقیمدانلود روضه ی حضرت عباس(ع)دانلود با لینک مستقیمو دانلود فایل تصویری روضه حضرت عباس(ع)دانلود با لینک مستقیم و حجم 43 مگابایتالتماس دعا از تمامی شما بزرگوارانم.یا علی(ع). 

گیاه مارچوبه از سریال هیولا بود که سر زبان‌ها افتاد

گیاه مارچوبه از سریال هیولا بود که سر زبان‌ها افتاد؛ تا جایی که کاربران ایرانی با سرچ این کلمه، مارچوبه را به رتبه های بالای موتور جست وجوگر گوگل فرستادند. خوراکی‌ای که در سریال هیولا نماد یک کالای لوکس برای تغییر طبقه در یک خانواده متوسط رو به پایین بود؛سالم شو

کفش های قرمز

دخترک طبق معمول هرروز،جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد ، بعد به بسته چسب زخمی که دردست داشت  خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد .- اگر تا پایان ماه هرروز بتوانی تمام چسب زخمهایت را بفروشی اخر ماه کفش های قرمز را برایت میخرم ))دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خودگفت یعنی من باید دعا کنم که هرروز دست و پا یا صورت 100 نفر زخم بشه تا .و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت : نه . خدا نکنه .اصلا کفش نمیخوام .

اثری .

          بخاطر میخی ، نعلی افتاد بخاطر نعلی ، اسبی افتاد بخاطر اسبی ، سواری افتاد بخاطر سواری ، جنگی شکست خورد بخاطر شکستی ، همه چیز نابود شد و همه اینها ؛ بخاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بودیادمان باشد که هر کار بد ما  حتی کوچک؛ اثری بزرگ دارد ! که شاید در همان لحظه ما نبینیم     

ختم جهت وسعت روزی و رفع گرفتاری و حصول مطلب

ختمی مجرب برای وسعت رزق و رفع گرفتاری مرحوم عبد المطلب می گوید : برای وسعت رزق و کثرت آن بعدد نام مبارک حضرت علی علیه السلام که عدد 110 است این شعر را بخواند :ای کرده ترا خدا ولی ادرکنی                      ای کرده ترا نبی وصی ادرکنی دستم تهی و لطف تو بی پایان است         یا حضرت مرتضی علی ادرکنی  -  و برای رفع گرفتاری و طلب حاجت خطاب به حضرت عباس علیه السلام روزی 100 مرتبه بخواند:عباس ای شهید گروه مخالفان            دانم یقین تویی پسر شاه انس و جانکن مطلبم روا  تو به حق برادرت          ای سرجدای  ماریه  سقای  تشنگان منبع : حاشیه کلیات مجمع الدعوات ص    225   و 226 

ترخیص کالا از گمرک بندرعباس

موقعیت جغرافیایی استان هرمزگان با مرکزیت بندر عباس، سبب شده است که این منطقه به یک موقعیت استراتژیک برای صادرات و واردات و معاملات بزرگ تبدیل گردد. به همین علت گمرکات مهم کشور اغلب در این استان قرار گرفته اند. این استان در جنوب کشور و در شمال تنگه هرمز واقع شده است و از نظر مساحت هشتمین استان بزرگ کشور به حساب می آید . می توان گفت تمامی کالاهایی که واردات و صادرات آنها از نظر قانونی ممنوعیتی نداشته باشد، می توان آنها را از طریق گمرک بندر عباس وارد کشور نمود . بیش ترین کالاهایی که در سال های اخیر از این گمرک ترخیص شده اند : - لوازم آرایشی و بهداشتی  - ترخیص دارو و مواد اولیه دارویی  - لوازم و تجهیزات پزشکی  - ترخیص لوازم خانگی  - ترخیص خوردو - ترخیص بعضی کالاهای نظامی  ترخیص کالای بندرعباس فرا تجارت هخامنش 

برن به درک ؟ / نیمه پنهان زندگی من

دو هفته اخیر اتفاقاتی افتاد . حالم غیر قابل توصیفه . کاملا خنثی شدم نه شادم و نه غمگین . فقط میخوام کسی با من کاری نداشته باشه توی عالم خودمم دکتر زنگ زد برو ملاقات مهرداد گفتم نه ! گفت خیلی بده وقتی میبینی کسی بهت احتیاج داره این جوری لجبازی میکنی ! گفتم یادت رفته دکتر ؟ چه اتفاقی افتاد ؟چیزی نداشت بگه . !  بزارن توی حال خودم باشم . لطفا . خیلی نامردیه وقتی بقیه اون روزا دلیل حال بدت بودن . کسی حرفی نزد ! همه سکوت کردن   اما حالا ! همه واسطه شدن ! خیلی جالبه ! همینی که هست ! 

keyboard_arrow_up