قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

عرق تو چهارلیتری

آئودی RS6 کیمی راین درون حراجی آنلاین فروخته می شود

آئودی نمونه جدید RS6 آوانت را راهی بازار کرده و همین باعث می شود قیمت میزان های قبلی این خودرو هرروز کاهش علنی کند. بااین حال، کاهش قیمت محتوی خودروهایی نمی شود که مالکان مشهوری داشته باشند. برای مثال، آئودی RS6 آوانت که داخل تصاویر می بینید، داخل فنلاند قرار دارد و قبلا متعلق بوسیله یکی از رانندگان نامی فرمول یک، کیمی راین بود که در حال حاضر، راننده ی تیم آلفارومئو در مسابقات فرمول یک است. این خودرو در حراجی آنلاین به ارج ۱۳۸ هزاره و ۸۵۰ دلار برای فروش گذاشته شده است. مقاله های مرتبط:آئودی RS6 آوانت میزان ۲۰۲۰ رونمایی شدآئودی RS6 با ۷۲۵ اسب تبخیر قدرت؛ تیونینگ استیشن به سبک ABTدوده قبلی آئودی RS6 آوانت از موتور هیبریدی V8 پیشرفته مثل معیار جدید استفاده نمی کند؛ اما همچنان خودرویی قدرتمند با مشخصات فنی درخورتوجه است. این مدل از پیشرانه ی چهارلیتری V8 تویین توربو بهره مند است که می تواند ۵۵۳ اسب دود قدرت و ۷۰۰ نیوتن متر گشتاور تولید کند. RS6 آوانت نسل قبل می توانست داخل ۳.۹ حین به سرعت ۱۰۰ کیلومتر پیاده شدن زمانه برسد و حداکثر سرعت آن ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت حیات. درون بخش انتقال نیروی این خودرو، از جعبه کنگره ی هشت دنده ی خودکار و سیستم چهارچرخ محرک عام آئودی به اشتهار کواترو استفاده شده است. مشخصاتی که خواندید، مربوط به نسخه ی مدل RS6 آوانت خاندان قبلی است؛ ولی خودرو کیمی راین خودرویی استحکام شده است؛ بوسیله طوری که قدرت اتومبیل آن به ۶۸۰ اسب بخار و گشتاورش به ۹۰۰ نیوتن متر رسیده است. این افزایش غلبه به کمک استفاده از چیپ تیونینگ BSR به دست آمده که امکان حذف کردن آن از روی خودرو بوسیله سادگی وجود دارد. به گفته ی فروشنده ی فعلی خودرو، کیمی راین این RS6 آوانت را در سال ۲۰۱۴ بوسیله مقدار ۲۵۳ هزار و ۲۴۵ دلار و صفرکیلومتر خریده است. داخل حال حاضر، این خودرو ۶۹ هزاره کیلومتر کار کرده است و ازنظر ظاهری نیز تو شرایطی بسیار نواخت قرار دارد. برگ اضافی این RS6 آوانت شامل لاستیک های تابستانی و زمستانی و سیستم تعلیق کوشا بادی و رینگ های اسپرت هستند.بیشتر بخوانید:آئودی A1 با تیونینگ ABT و قدرت ۴۰۰ اسب بخار رونمایی شدگرندپری فرمول یک مکزیک ۲۰۱۹؛ پیروزی همیلتونتعیین خط گرندپری مکزیک ۲۰۱۹؛ پول پوزیشن مکس وشتاپننتایج تیم رنو در گرندپری ژاپن ۲۰۱۹ مردود اعلام شدتویوتا از خودرو اسپرت و مفهومی e-Racer رونمایی کرد

رویاهایمان را باد با خود ببُرد!

۱.بابام میگفت من به رانندگی تو اعتماد دارم ولی ماشین دستت نمیدم.حالا دیگه‌تفسیر و توضیحش پا خودتون ولی چرا دست؟؟ مثلا چرا نمیگن ماشین پات نمیدیم یا ماشین به نشیمنگاهت نمیدیم؟؟واقعا این مرد فکر کرده من به امید ماشین کی گواهینامه گرفتم؟مرد مومن وابده دیگه.۲.باور کنید یا نکنید با وجود بیست و چهارسالو خردی که خیلی نزدیک  بیست و پنجه فکرمیکردم ماشین بابام با صدای آواز من و قربون صدقه رفتنم شارژ میشه که از دوشنبه ی اون هفته با وجود چراغ نارنجی بنزین هی به خودم تلقین میکردم این‌ماشین منو تا سه شنبه ی هفته ی بعد میرسونه،اون همه قربون صدقه رو نثار لاکپشت کرده بودم پاترول میشد برام.متاسفانه این ماشین تو لاین تندروی بلوار خاموش شد و خودمو جد آبادمو به فحش کشیدن،(اخه زن ،این مرد راضی شد ماشینِ عزیزشو بذاره پیش تو ،اونوقت یه ده تومن چی بود که حاضر نشدی ؟؟)از اونجایی که خدا همیشه بامن بوده ۱۰۰متر جلوترم تعمیرگاه و ۲۰۰متر جلوترش پمپ بنزین بود.آن مردِ تعمیرکار برام چهارلیتری بنزین آورد و هرچی خواهش کردم پولی ازم نگرفت.داشتم فکرمیکردم اگه بابام زمین پسته داشت میتونستم برای این‌مرد شریف پسته ی تازه بیارم و ازش تشکر کنم.ولی الان که نداریم پس مالید.عوضش با خودم عهد بستم اگه خدا ماشینی قسمتم کرد روغنشو پیش این مردِ تعمیرکار عوض کنم.همه باهم بگید خدا به من ماشین به بابام زمین پسته و به آن مرد خیر بدهد.۳.دیروز به پسر خاله ی چهارده سالم میگم میخوام خواننده شممیدونین چی میگه؟؟میگه "منم میخوام ملکه ی ایران شم"به اینکه یه فنچ مسخرم کرد کاری ندارم ولی به اینکه بیست و پنج سالمه و هنوز درحال گفتن" میخوام فلان چیز شم" هستم یه کم اذیتم میکنه و اصلا چرا تو این سن باید با پسرخاله ی چهارده سالم حرف بزنم؟؟۴.یه دفترچه که زمان تعویض فیلتر آب تسویه کن ، اخرین قسط و پول رفته بابت شهریه کلاس زبان وجلسه های حساب نشده ی کلاس نقاشی و اولین روز کوهنوردی رو توخودش داره تا فحش های رکیکی که دلم میخواست به یک سری از آدم ها بدم و به دلیل حیا و این صحبتا ندادم و تو این دفترخالی کردم محتویات ذهنم رو.مانتوی سبز خوشرنگی که مال خودم نیست ولی دوس داشتم‌مال خودم میبود.ولی نیست.یه کتاب که صاحبش معتقده از مسائل مالی تا رابطه ها و اتاق نامرتبم و جوش های صورتم رو سروسامون میدهنهار‌ظهرمو کیف مورد علاقمکلیات بیست و چهارسالگیم بودن.چیزهای قرضی.آایمر.نهارهای نچسب ،گند زدن به جیبم و جای خالی تو.5.بیست و دو ساله بودم که رفتم‌سرکار.هنوز دانشگاهم تموم نشده بود.افسارمو گرفتن و کشیدنم‌طرف کاری که هیچی‌ازش‌نمیدونستم.درگیرش شدم.خیلی سخت.عادت کردم بهش و انگار قراره شغلی که‌نمیدونم بهش علاقه دارم یا نه رو ادامه بدم تا تهش.ینی تا ته خودم.6.هنوز دانشگاه تموم نشده قرار‌گرفتن یه کار سرراهموارد دنیای جدید شدنتجربه های خوشایندمستقل شدنمزه ی خرج کردن‌پول خودمانجام‌دادن کارهایی که حسرت انجام ندادنشون از دلم برداشته شد.7.میدونید؟خیلی غم انگیزه مامان و بابام رفتن‌پیاده روی اربعینولی غم‌انگیز تر اینه که دارن‌برمیگیردن و دوباره باید به اتوبوس و تاکسی سلام کنم.کاش اینطوری بود که باید از کربلا تا مکه پیاده روی کنن بعد هم سوریه و یه سر هم‌مشهد،قم،جمکران،ری و شیراز هم بزنن تا ثواب آخر و دنیارو درو کنند و بعدبه آغوش گرم خونواده برگردن. پ.ن:نماد خود درگیری بود 6/5 پ.ن:به قولِ غزل:هرچه باشد از گیاه شکننده تر نیستیم.رویاهایمان را باد با خود ببرد اگر،رویاهای دیگری خواهیم ساخت.» پ.ن:این کاربر این روزا باخودش هی میگه"دختر توهمونی هستی که تمام دوران لیسانس رو با پالتوی صورتی رفتی دانشگاه ،یه ذره به خودت بیا،چرا ادای بدبختای همیشه افسرده رو در میاری؟" پ.ن:پاشم برم با سگ سیاه افسردگی و ماشینی که تا چند ساعت دیگه ازم گرفته میشه کارامونو بکنیم.

keyboard_arrow_up