قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

عشق لیدی باگ

ایا میدانید میراکلسی*~*

ایا میدانیدمن هرگز نمیخوام جا ادرین باشم؟:-/ چون اگه باشم برنامه ی هفتگیم اینطوری بود:شنبه: کتک خوردن توسط لیدی باگیکشنبه: فرار کردن از خانهدوشنبه: سیر کردن پلگسه شنبه: فرار کردن از خانهچهارشنبه: کتک خوردن از لیدی باگپنجشنبه: تکرار جمله ی مارینت فقط یه دوسته!جمعه: تکرار کردن جمله ی مارینت لیدی باگ نیست-_- (کپی ممنوع چون خودم نوشتم) بای بای

قسمت های 2 تا 4 فصل چهارم میراکلس

2. لیدی باگ و کت نوار و ریکو با شینزی مبارزه میکن (شینزی دختر عموی کاگلمیه که تبدیل به رقصنده میشه)3.لیدی و کت گاگوتورو به چالش میکشند گاگوتورو کسی که نقشه کشیده که همه ی میراکلس هارو از اونا بگیره به وسیله یه بازی خطرناک4. لایلا وقتی یه گل سینه رو پیدا میکنه و نورو ظاهر میشه و اونو تبدیل به فارفالا میکنه کسی که در نظر گرفته تا برای مشکلاتش  همه میراکلس هارو بگیره متاسفانه اولی رو نتونستم ترجمه کنم☺ کپی ممنوعهبای بای

lady bug and cat noir

در مورد این فیلم زیبا:این فیلم اکشن ها و موضوعات:ماجراجویانه،مقداری طنز،هیجانی و رمانتیک داره!کشور های سازنده ی این فیلم؛فرانسه،ژاپن و کره جنوبی هستند.شخصیت های اصلی این فیلم مرینت(لیدی باگ)و آدرین(کت نویر) هستند.توسعه دهنده این فیلم جرمی است که مارا نصفه جون گذاشته تا فصل بعدی بیاد!!!!.این فیلم حدود 8یا7 فصل دارد!در هر قسمت ابر شروری بنام ارباب شرارت از احساسات منفی افراد استفاده و انها را شرور میکند تا برایش معجزه گر های دختر کفشدوزکی و گربه سیاه را بیاورد،لیدی باگ:مرینت دوپنگچنگ و گربه سیاه آدرین آگراست است!

دانلود فیلم لیدی و ترمپ با دوبله فارسی Lady and the Tramp 2019 BluRay

دانلود فیلم لیدی و ترمپ Lady and the Tramp 2019، دانلود فیلم Lady and the Tramp 2019 با زیرنویس فارسی، دانلود فیلم بانو و سگ ولگرد 2019 با دوبله فارسیبتادانلود | دانلود فیلم دانلود سریال دانلود آهنگ

قسمت فیلیکس

فیلیکس رو دیدین؟ دوست دارم بکشمش  خیلی زشتهقسمتش هم چرت بود ولی من از جایی که لیدی مشت زد به فیلیپس خوشم اومد امیدوارم که قسمت بعدی که هزاران سال دیگه میاد بهتر باشه-_-

فیلیکس

های صبح به خیرمن آمدم که بگم از کجامیتونید فیلیکس رو نگاه کنید خب بزنید تو گوگل (دانلود مجموعه کامل لیدی باگ)یه سایتی به نام دانلود اسپید هس میری پایین ها تا اینکه به فصل ۳ قسمت ۲۴ برسی میتونی دانلود کنی و میتونی لینک مستقیم بزنی.بای

دانلود فیلم Lady and the Tramp 2019 دوبله فارسی

دانلود فیلم Lady and the Tramp 2019 دوبله فارسی فیلم لیدی و 2019؛ این فیلم درباره زندگی دو سگ با اسم لیدی و هست که اتفاقات جالبی در زندگی اونها می افته و .   دانلود با کیفیت Bluray 1080p  دانلود با کیفیت Bluray 720p  دانلود با کیفیت Bluray 480p 

معجزه گر های کوآمی ها!

ببر:دستبندلیدی باگ:گوشوارهکت نویر:انگشترطاووس:سنجاق سینهارباب شرارت:سنجاق سینهمیمون:تاجاژدها:گردنبندبز:گوشوارهمار:دستبندخروس:تاجزنبور:گیر مو یا شانه موخرگوش:ساعت جیبیروباه:گردنبندلاکپشت:دستبندموش:گردنبنداسب:عینگخوک:پابندگاومیش:پابند

میراکلس

میراکلس یک انیمیشن سریالی است { انیمه ی ۲ بعدی }داستان از این قرار است که یک دختر به نام مرینت دوپان چنگ است که دارای معجزه آسای کفشدوزک است و باعث میشود که با آن معجزه آسا { گوشواره } تبدیل به ابر قهرمانی به نام لیدی باگ میشود و از این طرف هم پسری با نام آدرین آگرست است که با معجزه آسای گربه { انگشتر } تبدیل به ابر قهرمانی به نام کت نوار میشودقهرمان های دیگری هم این انیمیشن دارد اما در بعضی از قسمت ها به نمایش می آینداین انیمیشن اکنون دارای ۳ فصل است و قرار است تا فصل ۴ یا ۵ یا ۶ ساخته بشود

♥چرا اینقدر خنگی ♥ قسمت اول

خب اینم پارت اول که با کمک یکی از دوستام یعنی بهترین دوست دنیا درسا جونم یا نیم وجبی جونم الان بی خیال بریم سراغ داستان انژلا : ادرین جون دلبندم چرا اینقدر خنگی؟ادرین:چرا ؟؟؟ منظورت چیه؟؟؟؟؟انژلا : یعنی نمیدونی ادرین : من که تمام درسام خوبه و نمره هام همه عالیه چرا خنگم???????انژلا : اینم از عوامل خنگیته دیگه خب بریم سر اصل مطلبانژلا : ادرین اگه مرینت لیدی باگ بود چی کار میکردیادرین :خب این امکان ندارهانژلا : اون وقت چرا؟؟؟؟؟ادرین : چون لیدی باگ عشق منهاما مرینت قفط ی دوستهدر ذهن انژلا : خیلی دوست دارم بخوابونم تو دهنت مستر اگرست اما احترامت رو میگیرم نمی‌زنم انژلا :چه ربطی داشت ؟؟؟؟ من نگفتم بگی کی رو دوست داری ⁦:-|⁩ادرین : خیلی هم ربط داشت انژلا :تا اومدم حرف بزنم که دیدم مرینت اومد سمتم و با خون سردی به من سلام کرد و تا ادرین رو دید قرمز و سفید شد و ادرین گفت:ادرین: سلام مرینتمرینت : امسلالم ببخشید یعنی.ام.سلامانژلا : داشتم زمین رو گاز میگرتم که مرینت ی چشم غره بهم رفت من خفه خون گرفتم وی لبخند شیطانی زدم و گفتمانژلا : ببخشید ادرین میشه بری من ی چند کلمه با مرینت گپ بزنم ادرین : البته خب پس فعلاًانژلا : خب خب مرینت خانوم چه خبر ​​​​​​مرینت : سلامتی چیزی شد انژلا : خب برم سر اصل مطلبمیگم مرینت اگه کت ادرین بود چی کار میکردی؟؟؟؟مرینت:پوز خندای زدم و گفتم امکان ندارهانژلا :اون وقت چرا ؟؟؟؟مرینت :تاخواستم حرف بزنم صدای جیق ی دختر رو شنیدم و. برای پارت بعد اصلن حوصله ندارم این پارتم با اصرال واندا نوشتم 

دیگه دوست ندارم ببخشید

خانومه ببین داستان ما شروع نشده تموم شدمیدونی دیگه حتی جات تو دلمم نیست شایدیه کنج کوچولو تو خاطراتم داشته باشی ولیدیگه نمیتونی پاتو تو قلبم بزاری .الان داری با همون صدایی که براش جونمومیدادم میخندی و میگی:((لابد اون مخاطب شعراتم گلای توی باغچن))میدونی چیه من شعرام و دلنوشته هامدوساله مخاطب نداره((شایدم همینطور باقی بمونه )) خلاصه که زیاد به خودتنگیر حرفامو .تو نهایتا کلمه ای باشیکه برا وزن قافیه شعرام بیای لیدی

تخم نطفه دار قرقاول زینتی و گوشتی

شرکت تاج جوجه یک پرورشگاه و فروشگاه فروش تخم نطفه دار  طیور از جمله تخم نطفه دار قرقاول میباشد  فروش تخم نطفه دارقرقاول زینتی  قرقاول گوستی و قرقاول تخمگذار  فروش تخم نطفه دار قرقاول آمریکایی فروش تخم نطفه دار قرقاول پاکستانی فروش تخم نطفه دار قرقاول زینتی شامل قرقاول بلژیکی لیدی لیمویی ریوز کالج سیلور تراگوپان  طاووسی آمازونی خونی تمام تخمها تازه جمع آوری ،سالم و دست چین شده میباشدکاملا تضمینی  ارسال به محض جمع آوری تخم نطفه دار قرقاول  به سراسر شهرهای کشور برای خرید و سفارش با شماره  مشاورین و مدیر عامل فروش تماس بگیرید 09913415391

طرز تهیه دسر تیرامیسو ایتالیایی

طرز تهیه دسر تیرامیسو طرز تهیه دسر تیرامیسو بسیار ساده اما زمانبر است و به جرات می توان گفت که تیرامیسو یک دسر لذیذ و پرطرفدار ایتالیایی است که در دل مردم جای باز کرده و در کشور ما نیز رواج زیادی پیدا کرده است تیرامیسو در معنای کلمه یعنی " مرا انتخاب کن " . تیرامیسو دسریست مدرن با طعم قهوه به شکل لایه لایه که بصورت سرد سرو میشود .  این روزها به ندرت کافه یا رستورانی پیدا می شود که تیرامیسو در لیست منوی دسرهایش نباشد ، دوستداران قهوه بدون شک از این دسر خوششان می آید زیرا برای تهیه تیرامیسو بیسکویت لیدی فینگر در قهوه سرد فرو می رود و طعم و عطر عالی قهوه را به خودش جذب می کند لایه دیگر دسر مخلوطی است که از خامه پنیر ماسکارپون تهیه می شود این پنیر عالی که بافتی شبیه به خامه دارد در کنار لیدی فینگر آغشته به قهوه فوق العاده است . این دسر به علت کالری بالایی که دارد از انتخاب های مناسب برای میان وعده شماست، می توانید آن را بعدازظهر و یا به عنوان عصرانه میل کنید و در واقع یک دسر بی موقع است .         تاریخچه دسر تیرامیسو ابداع این دسر پرطرفدار و محبوب به دهه 1960 در منطقه ونتو ایتالیا در شهر ترویز در رستوران لی بچری برمی گردد و نام این دسر خوشمزه برگرفته از نام دختر صاحب رستوران می باشد . مواد تشکیل دهنده دسر تیرامیسو مواد تیرامیسو زیر برای شش نفر کافی است . اگر تعداد بیشتری مهمان دارید می توانید مواد را دو برابر کنید . 4 عدد تخم مرغ ( 240 گرم ) 1 / 2 فنجان شکر ( 100 گرم ) 3 / 4 فنجان قهوه ( 0 میلی لیتر ) پودر کاکائو ( برای چشیدن ) 4 پیمانه پنیر ماسکارپون( 400 گرم ) 2 فنجان شکلات تیره رنده شده ( 200 گرم ) 1 بسته بزرگ بیسکویت لیدی فینگر( 200 گرم )     مراحل تهیه دسر تیرامیسو برای درست کردن تیرامیسو به قدری صبر نیاز دارید چون حدود یک ساعت طول می کشد. اما وقتی به نتیجه نهایی می رسید و آن را مزه مزه می کنید بسیار لذیذ و خوش مزه است و زمان تهیه آن چندان مهم نیست .   گام اول 1- 0 lمیلی لیتر قهوه را دم کنید و بگذارید سرد شود ؛ قهوه‌ ی شما می‌تواند با پودر قهوه‌ ی فوری (نسکافه) درست شود یا بسته به طبع شما ، قهوه فرانسه یا اسپرسو باشد . گام دوم 2- سفیده و زرده‌ی تخم‌مرغ ها را جدا کنید سپس زرده‌ ها را در ظرفی جداگانه ریخته و با 100 گرم شکر هم بزنید که بافت فوم‌ مانند پیدا کند . گام سوم 3- 400 گرم پنیر ماسکارپونه را به زرده‌ی تخم‌مرغ و شکر اضافه کنید و تا زمان یکنواخت‌ شدن هم بزنید . گام چهارم 4- یک لایه بیسکویت را با قهوه نم‌دار کنید و آن را در کف ظرف مستطیلی بچینید . گام پنجم 5- روی بیسکویت را با لایه‌ ای از پنیر ماسکارپون و تخم‌مرغ بپوشانید و سپس شکلات را روی آن رنده کنید . گام ششم 6- در لایه‌ ی بعدی دوباره بیسکویت را نم‌دار کنید و مرحله‌ ی قبل را برای همین لایه هم تکرار کنید . گام هفتم 7- به‌ تعداد دلخواه می‌توانید لایه‌ ها را به‌ همین روش اضافه کنید . گام هشتم 8- روی لایه‌ ی آخر را با پودر کاکائو تزئین کنید . گام نهم 9- دسر را به مدت یک شب در یخچال نگه دارید که استراحت کند و جا بیفتد و سپس میل نمایید .     پیشنهاد ما طبق مراحل ذکر شده می توانید این دسر را درست کنید در غیر اینصورت می توانید آماده ی آن را تهیه کنید . می توانید هم در عصرانه و هم  به عنوان یک میان وعده آن را میل کنید. این دسر لذیذ در بسته های میان وعده ی ایپک نیز هستند و شما می توانید براحتی آن را سفارش دهید . بسته پذیرایی ایپک باکس    

خاک کفش خارجی بود زمزمه محبتی

ایشون خانوم جان ریچاردز، عضو کمیته دائمی کتابخانه های عمومی ایفلا هستند که ازشون دعوت شده بود برای افتتاح کتابخانه مرکزی مشهد حضور یابند.اینکه ایفلا کیه و چیه مهم نیست." استاد گوگل کامل در اینباره توضیح میده."اما اینکه ندونی کجا با کفش بری و کجا بدون کفش خیلی مهمه. خانوم ریچاردز در سفرشون به ایران سری هم به کتاخانه های عمومی شیراز زدند. تصویری که ملاحظه میکنید مربوط به حضور ایشون در کتابخانه دستغیب شیراز است. اینکه خانوم "جون" (احتمالا عامیانه اسم کوچیکشون همین میشه) نمیدونن در اتاق مفروش نباید با کفش رفت یه مسئله ست، و اینکه مسئولین تذکری ندادن یه بحث؛خوب بود ایشون که به دلیل اجنبی بودن حتما با فرهنگ هستند، نگاهی به نوجوون های کنارشون می انداختند؛ یا یک نفر در لفافه ازشون سوال می کرد "خونه پدرت هم با کفش می ری لیدی جون؟"البته شایدم کسی انگلیسی بلد نبوده؛ ?why your shoes here yes.You here shoes no

i move so slow

 خب دارم شری شری لیدی گوش میدم!بعد از مدت ها لپ تاپ فقط به نیت نوشتن روشن کردم!بعد از شری شری لیدی شجریان پلی شد:)روزهام به بیکاری و خلوت با خودم میگذره!به طرز عجیب و مسخره ای روزم رو به شب و شبم رو گاهی به صبح و گاهی به ظهر گره میزنم!از کلینیک در اومدم در حالی که در هفته ی نهایی متوجه رابطه ی کثیف دکتر با منشیاش شدم!دکتری که زن داره و 4 تا بچه!با ریختن رو هم!هفته ی آخر انقدر   برای دکتر عشوه اومد که دلم میخواست رو جفتشون بالا بیارمخلاصه که عطای اونجا رو به لقاش بخشیدم!کار توی دفتر بیمه هم از چنگم در اومد!رفتم گفتن نیرو مون گرفتیم!منم تمام راه انگشت وسطم نشون شون دادماین هفته هم فهمیدم داره تنها کلاس موسسه م کنسل میشه!کلا میشه گفت 7 روزه که دارم هفته ی دلپذیری و پر از نشدنی رو پشت سر میذارمرسما بیکار شدم و دیروز یهو به خودم اومدم دیدم سه روزه پام از خونه بیرون نگذاشتمبیکاری چقدر رابطه ی جالبی با بیپولی داره!و من چقدر ذهنم درگیر این مسئله س.الان دلم چی میخواد؟استخر فردوسی رو بعد از یک کیلومتر شنا کردن وقتی که از خستگی برگردم به پشت گوشام بکنم توی آب، بدنم شل کنم و چشام بدوزم به چراغ های نارنجی سقف بلند و قشنگش!بعد که از استراحت خسته شدم شروع کنم به زیرآبی رفتن و تمرین نفس گیری.چند وقت گذشته از آخرین باری که در حد مرگ شنا کردم؟ انقد که فکر کردن به لباس پوشیدن و مو خشک کردن برام عذاب بشه!از وقتی که زیر دوش های عمومی استخر دوش گرفتم و نرجس وقت لباس عوض کردن اذیت کردم؟ روزهایی که بعضی چیزا برات فقط میشن آرزو و خاطره، بغض بدجوری تو گلوی آدم اسکی میره! دیشب دخترخاله گفت مهدی که توش کار میکنه نیاز به نیرو داره برا پیش یک. گفت میای؟شک دارم!از حجم کار زیاد، راه طولانیش و حقوق کمش!و بجاش روزهایی که قراره تا خودتابستون به بطالت بگذرن!منتظر یه اتفاق خوبم.یه حس خوب.یه ذلم میخواست اینجا نبودم!دلم میخواست.دلم استخر میخواد.که زیر آبی برم و هیچ صدایی نشنوم!عاشق لحظاتی ام که تا جایی که ریه ها اجازه میده میتونم توی سکوت زیر آب باشمیا آخر این هفته میرم استخریا میذارم وقتی رفتم مشهد خودم به وصال استخر دانشگاه میرسونم. ذهنم پر از کلماتندلم میخواد انقدر حرف بزنم تا خالی بشم از کلمات. بعدا نوشت: به فاطمه گفتم حواست باشه اومدم حتما سیگار بکشیم که چنتا قضیه س فقط سیگار لازمهگفت باشه حتما:)مرسی که هست.پ.ن 2: توانایی اینو دارم که تا آخر عمر نون پنیر بخورم و خسته نشمبه رسم یادگار چاوشی رو پشت سر هم  گوش کنم و سیر نشم:)))) 

بيلان سال٩٧

خب من این بار اومدم بیلان سال ٩٧ رو بدم      از عید شروع كنیم كه برای مسافرت با مامان اینا رفتیم استانبول و یه هفته اونجا بودیم و خوش گذشت و بعد هم اومدیم تبریز و مشغول كار و زندگی بودیم،اردیبهشت هم برا خونمون مبل طوسی ارو خریدیم و بعد تیر ماه برای پاری تولد یك سالگیشو با تم خرسی گرفتیم و همه فامیل رو دعوت كردیم و یه مهمونی بزرگ دوستانه تو تیر هم گرفتیم كه دی جی هم داشت.مرداد با دوست اقای شوه رفتیم بدروم بد نبود و هتل با وجود اینكه یه هتل ٥ستاره بود ولی امكانات و پذیراییش عالی نبود و خلاصه ما پول هتل ualk رو دادیم و استفاده ای نكردیم ولی كلا بهمون خوش گذشت.شهریور ماه هم كه از لاله دعوت نامه برای كانادا گرفتیم و برای ویزای كانادا از طریق استانبول اقدام كردیم ولی اواخر مهر جوابش اومد و ریژكت شدیم علتش هم ضعیف بودن تراول هیستوریمون بود و حدود ٢٠میلیون خرجمون شد٣٠شهریور استانبول بودیم و تولد انی رو هم همونجا جشن گرفتیم و یك روز رفتیم شهر بازی استانبول و شبش هم كیك و شمع داشتیم با عمش و پسر عمه جونش.راستی یادم رفت بگم خرداد لاله و مرداد ماه هم مهری اومده بود ایران هر دوتاشون دختر دارن كه یه ماه از پارسا بزرگترهاز مهر هم انی می ره مهد و فكر كنم مهر یا ابان بود ما بالاخره ماشین ظرفشویی خریدیم و تابستون هم كه تلویزیون رو عوض كرده بودیم و اون قدیمی رو بردیم گذاشتیم مطب.٤ابان هم افتتاحیه مطبمون بود و الان من تقریبا هر روز و اقای شوه از دوشنبه تا چهار شنبه می ریم مطب.ابان ماه یه مسافرت یه روزه به استارا داشتیم .اخر ابان من بالاخره طرحمو تموم كردم تسویه كردم ولی پروانه مطبم تا اخر بهمن نیومد.از اوایل بهمن ماه هم میام بیمارستان محلاتی،اون جور هم مه فكر می مردم نشده اوایل خیلی شلوغ بود وای الان مریض بهم كم می دنراستی یادم رفت بكم تولد انی رو با همكلاسیاش ٢٣ اذر با تم لیدی باك گرفتم كه انگار خیلی خوش گذشته بود به دوستاش.اینم بگم اواخر اذر پرستارمون قهر كرد و نیومد و مجبود شدم یكی دیگه رو بیارم كه این هم خدا رو شكر فعلا خوبه

ریحانا کتاب 500 صفحه ای "Autobiography Visual" منتشر می کند

برای ستارگان پاپ کمیاب است که به معنای واقعی کلمه ، چیزی کمتر از یک کتاب باز باشد. جاستین تیمبرلیک ، لیدی گاگا ، برادران جوناس و جنیفر لوپز تنها بخش کوچکی از موسیقی دان های مگا هستند که خاطرات خود را در مورد شغل خود ، زندگی های عاشقانه و همه چیز در بینشان ثبت کرده اند. اکنون ، یکی دیگر از افراد مشهور مشهور پیوستن به صفوف است. زندگینامه بصری ریحانا در 24 اکتبر توسط فائیدون منتشر می شود و قیمت سنگین آن 150 دلار است. ریحانا بیش از 1000 عکس از خواننده را در 500+ صفحه خود به نمایش می گذارد. این کتاب شامل عکس های خانوادگی از کودکی خواننده در باربادوس بومی خود ، عکس های تور کنسرت در سراسر جهان ، و پشت صحنه صحنه های لحظه به لحظه مد او را نشان می دهد. مانند هر کاری که ریحانا انجام می دهد ، از موسیقی تا ردیف های موفقیت آمیز آرایش و لباس ، کتابش از بیشتر تجملات است. نسخه استاندارد از کتاب است که برای 150 $ به فروش می رسد، و همچنین سه نسخه محدود است - ریحانا: فنتی ایکس Haidon ، که هزینه 175 $؛ Rihanna امضا شده : Luxury Supreme ، که 5500 دلار هزینه دارد. و Rihanna: Ultra Luxury Supreme ، که دارای یک پایه نمایش سنگ مرمر است و وزن آن نزدیک به دو هزار پوند است. این نسخه در حال حاضر فروخته شده است YouTubeدر حالی که قدرت ستاره ریحانا از زمان برخورد وی در صحنه موسیقی در 17 سالگی در سال 2005 تنها افزایش یافته است ، اما او اکثراً در سالهای اخیر از کانون توجه تبلو ناپدید شده است. در حالی که مطمئناً شایعات پیرامون زندگی دوستیابی ریحانا و بازگشت او به موسیقی پس از وقفه سه ساله به گوش می رسد ، اما او درباره زندگی شخصی و برنامه های شغلی خود بسیار کم تأیید کرده است. هواداران باید منتظر بمانند که آیا این کتاب ریحانا بینش بیشتری در مورد زندگی شخصی و افکار یکی از محبوب ترین ستاره های پاپ جهان دارد یا خیر .

دعا برای ربوده‌شدگان

از آن به بعد مادرم نتوانست ترانه‌های عاشقانه گوش کند. تا قبل از آن شب اون به مرغ آوازخوان می‌ماند. رادیو همیشه روشن بود و مادر با ترانه‌های  گابریل یا لویس میگوئل میچرخید و بدنش را تاب میداد و می‌رقصید و در همان حال خانه را تمیز می‌کرد، غذا میپخت و پیراهن‌های سفید پدر را اتو می‌کشید. بعد از آن رادیو برای همیشه خاموش شد. حتی به نظر می‌رسید دکمه‌ی شادی خودش را هم روی حالت خاموش گذاشته.  میگفت:ترانه‌های عاشقانه باعث میشن احساس حماقت کنم. _تو احمق نیستی ماما.  :اون آهنگ‌ها باعث میشن احساس کنم یه عالم آب‌نبات و کوکا و بستنی و کیک خوردم، انگار از یه مهمونی تولد برگشته‌ام. یکبار در خانه‌ی استفانی رادیو یک ترانه‌ی عاشقانه پخش کرد. اتاق پر شده بود از نوای موسیقی. مادرم دچار هراس شد و سراسیمه از اتاق بیرون رفت و زیر درخت کوچک پرتقالی استفراغ کرد. تمام تک‌نواها، همنوایی‌ها، والس‌ها  و ضرباهنگ‌های عشق را استفراغ کرد. صفرای خالص عشق روی زمین سبز.  دنبالش دویدم و موهایش را عقب کشیدم تا کثیف نشوند.  :پدرت موسیقی رو در من کشت. متنی که خوندین قسمتی از کتاب دعا برای ربوده‌شدگان نوشته‌ی جنیفر کلمنت بود که شاعر و نویسنده‌ی مکزیکی که اوج هنرش رو با بازگویی یه کمدی سیاه با جزئیات بی نظیر و قلم جذاب به نمایش میذاره.داستان در یک روستای دورافتاده مکزیک شروع میشه جایی که هیچ مردی نیست و ن و دختران تنها بازمانده‌ها هستند. البته به غیر از کارتل‌های مواد مخدر که هرزگاهی پیداشون میشه تا از بین دخترها برده‌ای جدید برای فروش پیدا کنند. جایی که دختر بودن خطرناکه و زیبا بودن یه بدشانسی. مادرها به دختراشون لباس پسرونه میپوشن و با ذغال چهره و دندون هاشون رو سیاه می‌کنند و وقتی ماشین‌های شاسی بلند پیدا میشن اونها رو توی سوراخ‌های کنده شده پنهان می‌کنند. ما با لیدی دی و دوستاش که از ساکنان این روستا هستن همراه میشیم، در مسیر گذر از کودکی و ورود به نوجوانی و جوانی و سرنوشت‌های متفاوت اونها. خوندن این کتاب برای من واقعا دلچسب بود. 

کفش مناسب اندام و قد من چه پاشنه اي داره؟

کفش مناسب با پاشنه مناسب برای قد و اندام شماراهنمای کفش مناسب برای اندام گوناگونکدام پاشنه کفش مناسب یک خانم بلندقد است؟اگر شما فرد قد بلندی هستید نیاز نیست که کفش پاشنه بلند بپوشید اما اگر به پوشیدن این کفش ها علاقه دارید تمامی فرم های مختلف آن را امتحان کنید اما فراموش نکنید که بلندی پاشنه نباید از 5 سانتی متربیشتر باشد.اگر شما قد بلند و لاغر اندام و ظریف هستید ، پاشنه های چهارگوش، یک سره و پاشنه پلتفرم مناسب شماست اما اگر قد بلندو اندام چاقی دارید از پاشنه های نازکی استفاه کنید که شما را ظریف تر نشان دهد.پاشنه ی مناسب برای خانم های قد بلندکدام پاشنه کفش مناسب یک خانم کوتاه قد است؟اگر قد شما کوتاه تر از 160 سانتی متر است ، می توانید هر نوع کفشی با هر پاشنه ای را بپوشید . هر نوع پاشنه کفشی از پاشنه های یک سره گرفته تا پاشنه های سوزنی برای شما مناسب است . هر چه پاشنه کفش شما بلندتر باشد اندامتان را کشیده تر و شما را بلند تر نشان می دهد به طوری که کوتاهی قد شما از چشم دیگران پنهان خواهد شد . توجه داشته باشید که اگر قد کوتاه و اندام چاقی دارید کفش هایی با پاشنه های دو یا سه سانتی نپوشید .سلبریتی هایی که قد کوتاه دارند (قد کمتر از 160 سانتی متر):آریانا گرانده ( Ariana Grande ) – 1 متر و 53 سانتی مترالن پیج ( Ellen Page ) – 1 متر و 55 سانتی مترلیدی گاگا ( Lady Gaga ) – 1 متر و 55 سانتی مترونسا هادجنز ( Vanessa Hudgens ) – 1 متر و 55 سانتی مترمیسی ویلیامز ( Maisie Williams ) – 1 متر و 55 سانتی مترالیزابت تیلور ( Elizabeth Taylor ) – 1 متر و 57 سانتی مترامیلیا کلارک ( Emilia Clarke ) – 1 متر و 57 سانتی مترسلما هایک ( Salma Hayek ) – 1 متر و 57 سانتی مترکریستینا آگیلرا ( Christina Aguilera ) – 1 متر و 57 سانتی مترآماندا سیفرید ( Amanda Seyfried ) – 1 متر و 59 سانتی متراین افراد ستارگانی هستند که قدشان تقریبا یک متر و پنجاه سانتی متر است اما به علت پوشیدن کفش های پاشنه بلند ، بلندتر از این اندازه به نظر می رسند.پاشنه ی مناسب کف برای خانم های قد کوتاهکدام پاشنه کفش مناسب یک خانم با اندام پسرانه است؟اگر اندام شما پسرانه است شما می توانید کفشی با پاشنه دوازده سانتی هم بپوشید اما اگر نمی خواهید که زیادی نه به نظر برسید، کفش هایی با پاشنه های یک سره و راحت که به شما کمی ظرافت نه می بخشد، کفش هایی با پاشنه های چهارگوش و کفش های باله پاشنه دار را به پا کنید اما هیچگاه کفش های پلتفرم و کفش هایی با پاشنه یک سره و زیادی پرحجم به پا نکنید.پاشنه ی کفش مناسب خانم ها با اندام پسرانهکدام پاشنه کفش مناسب یک خانم چاق است؟خانم هایی که اضافه وزن دارند و چاق هستند باید در انتخاب پاشنه کفش دقت کنند و کفشی را انتخاب نمایند که پاشنه بلند و سوزنی داشته باشد تا بتوانند چاقی برخی از اعضای اندام را پنهان سازند . به جز کفش با پاشنه سوزنی صندل های پاشنه بلند و کفش هایی با پاشنه های یک سره نیز برای این خانم ها مناسب است .پاشنه ی کفش مناسب خانم های چاقدقت داشته باشید شما باید با انتخاب کفش پاشنه بلند سبب گردید تا اندامتان زیباتر و ظریف تر جلوه کند پس هیچگاه کفش هایی با پاشنه های کوتاه را نپوشید ، در نظر داشته باشید پلت فرم ها نیز گزینه های مطلوبی برای شما نیست.منبع : نمناک

تولد وید وید

با سلام و عرض ادب خدمت دوستان بالاخره این سایت بلاگ درست شد تو اداره این سایت رو بسته بودن نمیدونم چرا. ولی با پیگیریهای مکرر و متعدد اینجانب بالاخره دوباره راه افتاد. امروز یکشنبه هست ما اینهفته 5 شنبه تولد ویدا بانو دعوتیم. لباس که خدارو شکر دارم. کیف و کفش ست هم همرنگ لباسم دارم. فقط میمونه برم آرایشگاه موهامو سشوار بکشم. نمیخوام شنیون کنم احتمالا فقط بگم سشوار بکشه و یه قسمتشو ببافه که تو چشمام نباشه و اذیتم نکنه. پسملی هم لباس داره. پس باید فقط بریم برای وید وید هدیه بخریم. راستی این گندی که تو موهای آدرین زدم رو چیکار کنم؟ امروز به میله گرد (همسر) گفتم زود بیاد بچه رو ببریم سلمونی ببینیم میتونیم این وحشی رو یه جوری آرومش کنیم موهاش درست بشه. ضایع شد قیافه ش. کاش دست نمیزدم به موهاش. حیف شد. پسملی خیلسی بانمک شده بود. ولی عیب نداره زود بلند میشه. امروز آقا آدی پیش مادرشوهرم هست. حدود یکساعت دیگه باید برم دنبالش. رفتیم خونه باید با هم بریم دوش بگیریم. مدتهای مدید هست پسره رو نبردم حموم صرفا از روی تنبلی. واقعا خسته م. اصلا و ابدا توان ندارم. از شما چه پنهون خودمم خیلی وقته نرفتم حمام. از چهارشنبه هفته قبل. بابا نمیرسم دیگه. این بچه یه لحظه به من وقت آزاد نمیده. حدود 15 ماهشه. هنوز حرف نمیزنه فقط ماما بابا دد میگه. قدیما آب هم میگفت که به سلامتی اینم دیگه نمیگه حدود دو ماهه که برای امتحان آیلتس کلاس میریم. استادش خیلی خوبه ولی خیلی ازمون کار میکشه اصلا مجال نمیده منم تو این هاواگیر فقط این یکی رو کم داشتم. قصدمون مهاجرت به کاناداست. حوصله این کش و قوسها رو ندارم. دوست دارم زودتر کارمون درست بشه بریم کانادا. امیدوارم اونجا هم من هم میله کار خوب گیرمون بیاد و زندگی خوبی داشته باشیم و پسملی هم خوشبخت باشه و بهمون افتخار کنه. امروز اگه توستم اپی لیدی کنم. دیگه موهای دست و پامو میتونم ببافم از بس بلند شدن. خلاصه اینکه خدمتتون عارضم بسیار هپلی ام. باید به خودم برسم. نمیدونم چرا هر چقدر برای خودم و آدی لباس میخرم باز حس میکنم کمه. لباس نداریم. صبح بارون می اومد الان هوا صاف شده و بسیار بسیار ملس. جون میده واسه پیاده روی و خرید کردن و آب انار خوردن. عاشق آب انار شانارم. راستی در مورد فرشته نگهبانتون چی می دونین؟ میدونستین آدمها میتونن با فرشته هاشون ارتباط برقرار کنن؟ نه هنوز نزده به سرم. این واقعیت داره یه نفر رو میشناسم که با فرشته ش ارتباط نزدیک داره و همه چی رو بهش میگه. خیلی باحاله. از فرشته هام خواستم با من ارتباط برقرار کنن. اصلا پ. ش. م حساب نکردن منو. فکر کنم باید این ادبیات رو عوض کنم. میگن باید فکر آرام داشته باشین و خودتونو از مادیات رها کنین تا بتونین صداشونو بشنوین. الان تو اداره م. تو اتاق تنهام برم بتمرکزم ببینم میتونم باهاشون صحبت کنم. فعلا بای. اسکیزوفرنی نیست دوستان . فکر کنم افسردگی فوق حاد بعد زایمانه.      

قيمت گن ساعت شني جليقه اي در بازار ايران

قیمت گن ساعت شنی جلیقه ای در بازار ایرانگن ساعت شنی با کیفیت و بادوام است که در کلمبیا تولید می شود. بلافاصله شکل منحنی زیبایی ایجاد می کند.لاتکس طبیعیگن ساعت شنی لاتکس طبیعی ساخته شده است و این لاتکس تصویب شده است که روی بدن شما استفاده می شود. هنگامی که این قطعه shapewear از بسته خارج می شود ، بوی کمی لاتکس دارد و ممکن است هنگام اولین بار نیز آن را بو کنید ، اما بو بعد از چند روز کاملاً از بین می رود. استخوان های قابل انعطاف به شما در اصلاح وضعیت بدن کمک می کند. لایه داخلی این گن ساعت شنی ارزان قیمت باعث جذب عرق شما می شود ، بنابراین پوشیدن آن در طول فعالیت های روزانه یا تمرینات شما مشکلی ندارد.اگر می خواهید اندازه گن ساعت شنی جلیقه ای اصل را تنظیم کنید ، به عنوان مثال اگر می خواهید فشار را افزایش دهید ، این مشکلی نیست ، Cincher کمر دارای دو ستون قلاب و چشم بسته است.قیمت گن ساعت شنی جلیقه ای لیدی باریک قادر است تا پنج اینچ را از کمر شما خارج کند و آن شکل زیبا و شیک ساعت شنی را ایجاد کند. همچنین وضعیت شما را اصلاح می کند و از ستون فقرات شما پشتیبانی می کند و باعث کاهش درد کمر می شود. همچنین می توان آن را تحت سبک های مختلف لباس پوشید ، بدون اینکه مربی کمر قابل رویت باشد.نظرات در مورد مرکز پخش گن ساعت شنی باریکنظرات مثبتمن عاشق این مربی کمر هستم. من 7 و این بهترین مارک است.این اولین خرید مربی من بود و من نمی توانستم شادتر باشم.به من یک ساعت شنی عالی می دهد و همه چیز را صاف می کند.قلاب ها احساس می کنند قوی هستند و بزرگ هستند. کار را راحت تر کردم همانطور که خودم را فشردم.نظرات منفیخیلی کوتاه بود ، من فکر نمی کنم که ساخته شده برای نیم تنه طولانی باشد.من برای خانم های کمر کوتاه توصیه نمی کنم ، اما کمر متوسط ??و بلند باید خوب باشد.مربی کمر لاتکس لیدیکس کلمبیا ، خانم باریک فاجاساگر به دنبال بهترین مارک گن ساعت شنی باکیفیت و بادوام از کلمبیا هستید ، مطمئناً خرید حضوری گن ساعت شنی کمر گزینه خوبی است. سینه بند کمر از لاتکس طبیعی ساخته شده است و بر روی پوست احساس راحتی می کند و بو بعد از دو روز پوشیدن این شامپوها بو از بین می رود. ما عاشق شکل منحنی آن تقریباً فوراً هستیم.تاثیر گن ساعت شنی با کیفیت و بادوام ، که در کلمبیا تولید می شود.قیمت گن ساعت شنی جلیقه ایقیمت گن ساعت شنی اصل کلمبیا که می توانید برای فعالیت های مختلفی از جمله پیاده روی ، کار کردن ، خرید ، کار کردن یا رفتن به مهمانی از آن استفاده کنید. شیشه های بدنه شما را صاف نگه داشته و وضعیت بدن را بهبود می بخشد.کرست آموزش دهنده کمر زیبا و زیباگن ساعت شنی اصل از 10? اسپندکس و 90? پلی استر ساخته شده است که باعث می شود پارچه تنفس و کشش شود. الگوی توری زیبا باعث می شود که کرست نه ساعت شنی و زیبا به نظر برسد. دارای 9 استخوان فولادی مارپیچ است که از دوام و انعطاف پذیری برخوردار هستند ، کرست مربی کمر به راحتی خم می شود. سه ردیف قلاب و بسته شدن چشم اطمینان حاصل می کند که مربی کمر در بدن شما محکم بماند.شکمبند ساعت شنی را می توان به راحتی در زیر لباس های خود پوشید ، بدون اینکه مردم متوجه شوند که شما آموزش کمر دارید. این می تواند در طول فعالیت های روزانه ، مانند کار ، یا حین تمرین در مرکز تناسب اندام یا دویدن در خارج از منزل استفاده شود. فشرده سازی وضعیت شما را بهبود می بخشد و کمردرد را تسکین می دهد.گن ساعت شنی تاپی و نه کمر است ، قطعاً یکی از زیباترین آنها. می توانید آن را به راحتی در زیر لباس خود بپوشید ، بدون اینکه مردم متوجه شوند که در آن لحظه آموزش کمر دارید. فشرده سازی سطح خوبی وجود دارد ، اما فشرده سازی به اندازه برخی دیگر از مربیان کمر که آزمایش کرده ایم نیست. اندازه به نظر می رسد بزرگ است.Trainer یک محکم فشرده سازی بالاست که کمر شما را تقریباً 3 تا 5 اینچ کاهش می دهد. همچنین یک محصول تمرینی کمر مناسب برای پوشیدن در هنگام انجام ورزش است.فشرده سازی زیادسینه بند کمر Dilanni از لاتکس و پنبه ساخته شده است ، در حالی که 9 فی استخوان مارپیچ استیل به راحتی خم می شوند ، اما هنوز هم سطح بالایی از فشرده سازی را به شما می دهند ، بنابراین به حفظ وضعیت مناسب کمک می کند و همچنین می تواند پشتیبانی خوبی در تسکین کمردرد مربی کمر دیلانی زیر بغل را به آرامی بلند می کند و وسایل بازرگانی توسط 3 ردیف قلاب چشم در محل نگهداری می شود. البته این قلاب ها و چشم ها همچنین امکان اندازه گیری انعطاف پذیر را فراهم می کنند.شما می توانید برای فعالیت های روزمره از این مربی کمر استفاده کنید ، آن را برای کار یا در خانه بپوشید ، اما همچنین یک پوشاک مناسب برای رفتن به مرکز تناسب اندام یا کلاس یوگا است. همچنین می تواند توسط مادران جدیدی که شکم پس از زایمان دارند استفاده شود.گن ساعت شنی تاپی برای مجالس مهمانی عالی است

لایف

از بچگی هیچی راضیم نکرده و از داشتن هیچی اونقدر خوشحال نشدم جز لپ تاپی که دارم. همیشه همه جا همراهم بوده. هیچی مثل موزیک زنده‌ام نکرده و هیچوقت تکراری نشده. مردم آهنگو برای ریتمش گوش میدن، بعضیا به خاطر متنش، برای بعضیام مهم نیست چی میگه و چی هست همینطوری گوش میدن. ولی آدمای کمی هستن یه آهنگو بفهمن، بارها سعی کردم بفهمونم به خیلی‌ها ولی کسی نفهمیده. موزیک یه چیز ساده نیست. هنوز برای من پیچیده ست و مرموز و همیشه می‌خوام کشفش کنم. چیزی که بقیه نمی‌فهمن و حتی شاید با خوندن اینا بگن کسخله ولی تا وقتی عقلشون کفاف نده نمی‌فهمن. هر کاری خواستم شروع کنم، هر کاری خواستم بکنم و هر کاری داشتم می‌کردم مدام سرزنش شدم. هیچکی بهم ایمان نداشته، هیچکی حمایتم نکرده و هیچکی انگیزه نداده. باعث شدن دانشگاهی که نمی‌خواستم برم، رشته‌ای که نمی‌خواستم، کاری رو بکنم که نمی‌خواستم. نه خونواده‌ام و نه همسرم. یکی به کارگری و کار توی کارخونه راضی بود، یکی می‌گفت بری رفتگر بشی بهتره. تحقیر شدم. از طرف همه نزدیکانم. چون هیچکس به من باور نداشت. شاید بزرگم کردن، کمکم کردن، هر وقت نیازی داشتم برطرف کردن حتی با قرض ولی می‌خواستم حامی داشته باشم. کسی که بهم باور داشته باشه. همیشه دشمنانم رفتار بهتری باهام داشتن تا نزدیکانم. خیلی دوست دارم صادق باشم باهاشون ولی درک نمی‌کنن و دروغ میگم که حالشون حداقل خوب باشه. برای خونواده و همسر من هر خط قرمزی باشه رد می‌کنم ولی این چیزیه که اونا نمی‌فهمن. شاید نادرست باشه ولی یکم رفتار بهتر حق منه کتابم تموم شد قراره بنویسم با حمایت‌های خونواده و همسر :)) ولی کسی جز خودم نمی‌دونه اینا جز تحقیر کاری نکردن. حتی لپ تاپمم به خاطر همینا ضرر خورد. با اینکه خیلی دوستش داشتم به خاطرش گفتم دست می‌کشم ازش. هیچوقت هیچکی فداکاریایی که کردم رو ندیده. عزیزترین کسم جواب هر کسی رو که بهش پیام بده سریع میده میگه واجبه ولی جواب یه خسته نباشید گرم رو نمیده. هیچوقت نشده اس بدم جواب گرمی یا سریعی بگیرم. همیشه مردم قدر بهترین چیزاشون رو نمی‌دونن، تا وقتی که از دستش بدن ولی جالب اینه که حتی اگه دوباره بدستشون بیارن اونم با کلی تلاش دوباره همین تکرار میشه. واسه همینه میگن خوبیِ زیاد خوب نیست اگه یه روزی موفق بشم، به خاطر هیچکی نبوده و باید عزیزانم بدونن که شکست خوردن توی متوقف کردن من. شاید خوشحال بشن، شاید افتخار کنن ولی هیچوقت گذشته رو یادشون نمیاد که همیشه جلوی منو گرفتن. من کسیم که آی‌کیوی بالایی دارم، همسرم واقعا نمی‌دونه چرا انتخابش کردم. نمی‌دونه بارها فهمیدم بهمون دروغ گفته یا گولم زده ولی به روش نیاوردم مگه اینکه مهم بوده باشه. اعتماد می‌کنم ولی دوست ندارم ازش سوءاستفاده بشه تعداد افرادی که شخصیت INFJ با ای‌کیویی بالای 140-150 داشته باشن کمه، خیلی کم. خیلی کمتر از یه درصد از آدمای دنیا فقط INFJ هستن و کمتر از یه درصد هم آی‌کیوشون در این حد. یه ضرب اگه بزنین رقمش رو می‌بینین چه کم میشه. نمی‌خوام از خودم تعریف کنم نه. فقط می‌خوام بگم که می‌تونن به قضاوت من اعتماد کنن، تصمیماتم شاید از نظرشون بد باشه ولی درسته. و برعکس انتظار همه INFJ یعنی شخص حامی :) همیشه ذهنم درگیره و تو فکرم. برام مهمه آنالیز و راحت قصد طرف رو می‌فهمم و خیلی بده اگه اینو بفهمن. مثلا مثالی می‌خوام بزنم که شاید برای خیلی ها عجیب باشه. لیدی گاگا برای مثال. یه INFJ هست. یه شخص حامیه. شخصیت باهوشیه ولی خیلی‌ها اونو یه جور دیگه می‌بینن. برای من ترکیبی از آی‌کیو بالا و INFJ و جامعه گریزیه. خودم فکر نمی‌کنم خیلی باهوشم و فلان و ولی می‌دونم که بهترم و اگه جایی نفهمم میگم نمی‌فهمم و خیلی سریع دنبالش رو می‌گیرم. نمی‌تونم نادان باشم قصد و غرضم از این‌ها این بود که من کسیم که باید حمایت کنن، نه اینکه این رفتارو با من داشته باشن

تاريخچه پيدايش بانکداري در ايران

شاید دانستن پیدایش اولین بانک ایرانی برایتان جالب باشد. در مطالب پیشین پیدایش بانکداری در جهان شرح داده شد. در این مقاله به پیدایش بانکداری در ایران می‌پردازیم.در روزگار قبل از هخامنشیان، مردم پول‌های خود را به معابد و شاهزادگان می‌سپردند. هخامنشیان با فتح کشور ثروتمند لیدی که مردمانش به ضرب سکه اشتغال داشتند و همچنین فتح بابل که در زمان حمورابی قوانین و مقررات خاص خود را برای اعطای وام و پذیرش سپرده‌ها داشت، اقتصاد ایران را وارد مرحله جدیدی کردند و موجب رونق اقصاد ایران و رواج پول مسکوک شدند.سرآغاز بانکداری در ایران را می‌توان تاسیس بانک‌هایی خصوصی نظیر" اگیبی و پسران " در زمان هخامنشان دانست. بنیانگذار این بانک فردی به نام یعقوب از مهاجران یهودی مقیم بابل بود و فعالیت‌های آن شباهت بسیاری به بانک‌های امروزی داشت. از جمله فعالیت‌های بانک اگیبی و پسران می‌توان به اعطای وام و قبول سپرده، ایجاد حساب بانکی برای مشتری و صدور چک اشاره کرد. در سال 1266 شمسی اولین بانک خارجی در ایران با نام " بانک جدید شرق " که مرکز آن در لندن و حوزه عملیاتش مناطق جنوبی آسیا بود بدون کسب مجوز از دولت شروع به فعالیت کرد و شش شعبه در سایر شهرهای ایران دایر نمود. این بانک برای نخستین بار در ایران حساب جاری که بهره به آن تعلق می‌گرفت، ارائه نمود. این بانک سه سال در ایران فعالیت و پس از تاسیس بانک شاهنشاهی کلیه اموال خود را به آن واگذار کرد. بانک شاهنشاهی ایران در سال 1267 هجری شمسی توسط فردی انگلیسی به نام بارون جولیوس دو رویترز که موسس خبرگزاری رویترز بود، تاسیس شد. رویترز که با اعطای وام به ناصرالدین شاه به امتیازات بسیاری دست یافته بود حق تاسیس بانک شاهی را به مدت شصت سال از ناصرالدین شاه گرفت و مهم‌تر از آن انحصار انتشار اسکناس نیز به رویترز انگلیسی واگذار شد. این بانک از سال 1269 فعالیت خود را آغاز کرد. سرمایه اولیه بانک یک میلیون لیره و تابع قوانین انگلستان بود در سال 1309 حق انحصاری نشر اسکناس از این بانک خریداری شد و به بانک ملی ایران واگذار گردید. استعلام بانکیپس از بانک شاهی همچنان امتیاز تاسیس بانک به اتباع خارجی سپرده می‌شد. این بار نیز امتیاز تاسیس بانک به مدت 75 سال به یکی از اتباع روسیه تزاری واگذار گردید این بانک " بانک استقراضی ایران " نام گرفت.  بانک استقراضی ایران در سال 1270 آغاز به فعالیت کرد. در سال 1301 برمبنای توافق بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی به دولت ایران واگذار شد و در سال1312 در بانک کشاورزی ادغام شد. در سال 1303 به منظور تسهیل مبادلات بازرگانی بین دو کشور ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق و انجام امور مالی موسسات بازرگانی وابسته به دولت شوروی در ایران " بانک ایران و روس " تاسیس شد. فعالیت‌های این بانک بر مبنای قوانین بانکی ایران صورت پذیرفت.در سال 1304 نخستین بانک ایرانی با سرمایه 3,883,950 ریال از محل موجودی صندوق بازنشستگی نظامیان تاسیس شد و در 24 اسفند همان سال اولین شعبه بانک سپه در شهر رشت افتتاح گردید و علاوه بر معاملات نظامیان به گشایش اعتبار برای بازرگانان و معاملات بازرگانی پرداخت. در سال 1305با استفاده از وجوه صندوق بازنشستگی کشور، " موسسه رهنی ایران " تاسیس شد. این موسسه در ابتدا تحت نظارت وزارت دارایی فعالیت می‌کرد و در مقابل اخذ وثیقه منقول، به اعطای وام به افراد با نرخ بهره پایین پرداخت. این موسسه پس از تاسیس بانک ملی ایران به بانک ملی واگذار شد و به " بانک کارگشایی " تغییر نام یافت. اکنون بانک سپه با حدود 1700 شعبه نقش بسیار مهمی را در تحقق اهداف اقتصادی کلان کشور ایفا می‌نماید. در سال 1306، قانون اجازه تاسیس بانک ملی توسط مجلس شورای ملی تصویب شد. در شهریور 1307 بانک ملی ایران در تهران فعالیت خود را آغاز کرد. اولین مدیر عامل بانک ملی " دکتر کورت لنیدن بلات " و معاون او " فوگل " از کشور آلمان به ایران آمدند. از مهم‌ترین اقدامات بانک ملی می‌توان به لغو امتیاز انتشار اسکناس توسط بانک شاهنشاهی اشاره کرد. از آغاز سال 1311 شمسی اسکناس‌های بانک ملی مورد استفاده قرار گرفت.نخستین بانک خصوصی ایران " بانک بازرگانی ایران " نام داشت که به شکل شرکت سهامی عام تاسیس شد. تا اواسط سال 1331 پنج بانک‌خصوصی دیگر به نام‌های عمران، صادرات، تهران، بیمه بازرگانی و پارس تاسیس شدند. بانک مرکزی ایران در سال 1339 یعنی هفتاد و سه سال پس از شروع فعالیت‌های بانکی در ایران تاسیس شد و فعالیت‌های غیرانتفاعی بانک ملی ایران مانند انتشار اسکناس، ضرب سکه، بانکداری دولت به بانک مرکزی واگذار گردید. بانک مرکزی مسئولیت اداره نظام پولی و اعتباری و کنترل سازمان بانکی کشور را به عهده گرفت.سرانجام دولت ایران، یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی (سال 1358)، به منظور حفظ حقوق سپرده‌گذاران و سرمایه‌های ملی و تضمین بازپرداخت سپرده‌های مردم، ‌بانک‌های ایران را ملی اعلام کرد. پس از ملی شدن بانک‌ها ادغام آن‌ها به منظور حفظ سرمایه صورت گرفت. به عنوان مثال بانک تجارت از ادغام یازده بانک و بانک ایران و روس به وجود آمد. بانک ملت نیز در اثر ادغام ده بانک ایجاد شد. در نهایت بانک‌ها پس از ادغام 37 بانک به 6 بانک تجاری شامل بانک رفاه، بانک ملی ایران، بانک صادرات ایران، بانک تجارت، بانک ملت و بانک سپه و 3 بانک تخصصی شامل بانک کشاورزی، بانک مسکن و بانک صنعت و معدن بخش‌بندی شدند.

تاريخچه پيدايش بانکداري در ايران

شاید دانستن پیدایش اولین بانک ایرانی برایتان جالب باشد. در مطالب پیشین پیدایش بانکداری در جهان شرح داده شد. در این مقاله به پیدایش بانکداری در ایران می‌پردازیم.در روزگار قبل از هخامنشیان، مردم پول‌های خود را به معابد و شاهزادگان می‌سپردند. هخامنشیان با فتح کشور ثروتمند لیدی که مردمانش به ضرب سکه اشتغال داشتند و همچنین فتح بابل که در زمان حمورابی قوانین و مقررات خاص خود را برای اعطای وام و پذیرش سپرده‌ها داشت، اقتصاد ایران را وارد مرحله جدیدی کردند و موجب رونق اقصاد ایران و رواج پول مسکوک شدند.سرآغاز بانکداری در ایران را می‌توان تاسیس بانک‌هایی خصوصی نظیر" اگیبی و پسران " در زمان هخامنشان دانست. بنیانگذار این بانک فردی به نام یعقوب از مهاجران یهودی مقیم بابل بود و فعالیت‌های آن شباهت بسیاری به بانک‌های امروزی داشت. از جمله فعالیت‌های بانک اگیبی و پسران می‌توان به اعطای وام و قبول سپرده، ایجاد حساب بانکی برای مشتری و صدور چک اشاره کرد.در سال 1266 شمسی اولین بانک خارجی در ایران با نام " بانک جدید شرق " که مرکز آن در لندن و حوزه عملیاتش مناطق جنوبی آسیا بود بدون کسب مجوز از دولت شروع به فعالیت کرد و شش شعبه در سایر شهرهای ایران دایر نمود. این بانک برای نخستین بار در ایران حساب جاری که بهره به آن تعلق می‌گرفت، ارائه نمود. این بانک سه سال در ایران فعالیت و پس از تاسیس بانک شاهنشاهی کلیه اموال خود را به آن واگذار کرد.بانک شاهنشاهی ایران در سال 1267 هجری شمسی توسط فردی انگلیسی به نام بارون جولیوس دو رویترز که موسس خبرگزاری رویترز بود، تاسیس شد. رویترز که با اعطای وام به ناصرالدین شاه به امتیازات بسیاری دست یافته بود حق تاسیس بانک شاهی را به مدت شصت سال از ناصرالدین شاه گرفت و مهم‌تر از آن انحصار انتشار اسکناس نیز به رویترز انگلیسی واگذار شد. این بانک از سال 1269 فعالیت خود را آغاز کرد. سرمایه اولیه بانک یک میلیون لیره و تابع قوانین انگلستان بود در سال 1309 حق انحصاری نشر اسکناس از این بانک خریداری شد و به بانک ملی ایران واگذار گردید.پس از بانک شاهی همچنان امتیاز تاسیس بانک به اتباع خارجی سپرده می‌شد. این بار نیز امتیاز تاسیس بانک به مدت 75 سال به یکی از اتباع روسیه تزاری واگذار گردید این بانک " بانک استقراضی ایران " نام گرفت.  بانک استقراضی ایران در سال 1270 آغاز به فعالیت کرد. در سال 1301 برمبنای توافق بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی به دولت ایران واگذار شد و در سال1312 در بانک کشاورزی ادغام شد.در سال 1303 به منظور تسهیل مبادلات بازرگانی بین دو کشور ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق و انجام امور مالی موسسات بازرگانی وابسته به دولت شوروی در ایران " بانک ایران و روس " تاسیس شد. فعالیت‌های این بانک بر مبنای قوانین بانکی ایران صورت پذیرفت.در سال 1304 نخستین بانک ایرانی با سرمایه 3,883,950 ریال از محل موجودی صندوق بازنشستگی نظامیان تاسیس شد و در 24 اسفند همان سال اولین شعبه بانک سپه در شهر رشت افتتاح گردید و علاوه بر معاملات نظامیان به گشایش اعتبار برای بازرگانان و معاملات بازرگانی پرداخت. در سال 1305با استفاده از وجوه صندوق بازنشستگی کشور، " موسسه رهنی ایران " تاسیس شد. این موسسه در ابتدا تحت نظارت وزارت دارایی فعالیت می‌کرد و در مقابل اخذ وثیقه منقول، به اعطای وام به افراد با نرخ بهره پایین پرداخت. این موسسه پس از تاسیس بانک ملی ایران به بانک ملی واگذار شد و به " بانک کارگشایی " تغییر نام یافت. اکنون بانک سپه با حدود 1700 شعبه نقش بسیار مهمی را در تحقق اهداف اقتصادی کلان کشور ایفا می‌نماید.در سال 1306، قانون اجازه تاسیس بانک ملی توسط مجلس شورای ملی تصویب شد. در شهریور 1307 بانک ملی ایران در تهران فعالیت خود را آغاز کرد. اولین مدیر عامل بانک ملی " دکتر کورت لنیدن بلات " و معاون او " فوگل " از کشور آلمان به ایران آمدند. از مهم‌ترین اقدامات بانک ملی می‌توان به لغو امتیاز انتشار اسکناس توسط بانک شاهنشاهی اشاره کرد. از آغاز سال 1311 شمسی اسکناس‌های بانک ملی مورد استفاده قرار گرفت.نخستین بانک خصوصی ایران " بانک بازرگانی ایران " نام داشت که به شکل شرکت سهامی عام تاسیس شد. تا اواسط سال 1331 پنج بانک‌خصوصی دیگر به نام‌های عمران، صادرات، تهران، بیمه بازرگانی و پارس تاسیس شدند.بانک مرکزی ایران در سال 1339 یعنی هفتاد و سه سال پس از شروع فعالیت‌های بانکی در ایران تاسیس شد و فعالیت‌های غیرانتفاعی بانک ملی ایران مانند انتشار اسکناس، ضرب سکه، بانکداری دولت به بانک مرکزی واگذار گردید. بانک مرکزی مسئولیت اداره نظام پولی و اعتباری و کنترل سازمان بانکی کشور را به عهده گرفت.سرانجام دولت ایران، یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی (سال 1358)، به منظور حفظ حقوق سپرده‌گذاران و سرمایه‌های ملی و تضمین بازپرداخت سپرده‌های مردم، ‌بانک‌های ایران را ملی اعلام کرد. پس از ملی شدن بانک‌ها ادغام آن‌ها به منظور حفظ سرمایه صورت گرفت. به عنوان مثال بانک تجارت از ادغام یازده بانک و بانک ایران و روس به وجود آمد. بانک ملت نیز در اثر ادغام ده بانک ایجاد شد. در نهایت بانک‌ها پس از ادغام 37 بانک به 6 بانک تجاری شامل بانک رفاه، بانک ملی ایران، بانک صادرات ایران، بانک تجارت، بانک ملت و بانک سپه و 3 بانک تخصصی شامل بانک کشاورزی، بانک مسکن و بانک صنعت و معدن بخش‌بندی شدند.امروزه بانکداری از حالت سنتی خود خارج شده و با پیشرفت تکنولوژی و فناوری آی تی بانکداری الکترونیکی پا به میدان رقابت گذاشته است و بانک‌های کشور روز به روز برای جا نماندن از این عرصه خدمات جدیدی را برای مشتریان خود ارائه می‌دهند. یکی از این سرویس‌ها، سرویس اعتبارسنجی اشخاص حقیقی بوده که در این سرویس رفتار مالی 8 سال گذشته هر ایرانی که در شبکه سراسری بانکی فعالیتی داشته است توسط یک شرکت مادر تخصصی جمع آوری و تحلیل شده و گزارش اعتباری هر ایرانی را تحت یک عدد به نام رتبه اعتباری ارائه می دهد. شرکت  هوش و دانش سپهر تحت برند " آیس " این امکان را برای شما فراهم آورده تا بتوانید با مراجعه به سایت www.icescoring.com کد ملی و شماره موبایل خود را وارد کرده و گزارش اعتباریتان خود را مشاهده نمائید.

تاریخچه پیدایش بانکداری در ایران

شاید دانستن پیدایش اولین بانک ایرانی برایتان جالب باشد. در مطالب پیشین پیدایش بانکداری در جهان شرح داده شد. در این مقاله به پیدایش بانکداری در ایران می‌پردازیم. در روزگار قبل از هخامنشیان، مردم پول‌های خود را به معابد و شاهزادگان می‌سپردند. هخامنشیان با فتح کشور ثروتمند لیدی که مردمانش به ضرب سکه اشتغال داشتند و همچنین فتح بابل که در زمان حمورابی قوانین و مقررات خاص خود را برای اعطای وام و پذیرش سپرده‌ها داشت، اقتصاد ایران را وارد مرحله جدیدی کردند و موجب رونق اقصاد ایران و رواج پول مسکوک شدند. سرآغاز بانکداری در ایران را می‌توان تاسیس بانک‌هایی خصوصی نظیر" اگیبی و پسران " در زمان هخامنشان دانست. بنیانگذار این بانک فردی به نام یعقوب از مهاجران یهودی مقیم بابل بود و فعالیت‌های آن شباهت بسیاری به بانک‌های امروزی داشت. از جمله فعالیت‌های بانک اگیبی و پسران می‌توان به اعطای وام و قبول سپرده، ایجاد حساب بانکی برای مشتری و صدور چک اشاره کرد. در سال 1266 شمسی اولین بانک خارجی در ایران با نام " بانک جدید شرق " که مرکز آن در لندن و حوزه عملیاتش مناطق جنوبی آسیا بود بدون کسب مجوز از دولت شروع به فعالیت کرد و شش شعبه در سایر شهرهای ایران دایر نمود. این بانک برای نخستین بار در ایران حساب جاری که بهره به آن تعلق می‌گرفت، ارائه نمود. این بانک سه سال در ایران فعالیت و پس از تاسیس بانک شاهنشاهی کلیه اموال خود را به آن واگذار کرد. بانک شاهنشاهی ایران در سال 1267 هجری شمسی توسط فردی انگلیسی به نام بارون جولیوس دو رویترز که موسس خبرگزاری رویترز بود، تاسیس شد. رویترز که با اعطای وام به ناصرالدین شاه به امتیازات بسیاری دست یافته بود حق تاسیس بانک شاهی را به مدت شصت سال از ناصرالدین شاه گرفت و مهم‌تر از آن انحصار انتشار اسکناس نیز به رویترز انگلیسی واگذار شد. این بانک از سال 1269 فعالیت خود را آغاز کرد. سرمایه اولیه بانک یک میلیون لیره و تابع قوانین انگلستان بود در سال 1309 حق انحصاری نشر اسکناس از این بانک خریداری شد و به بانک ملی ایران واگذار گردید. پس از بانک شاهی همچنان امتیاز تاسیس بانک به اتباع خارجی سپرده می‌شد. این بار نیز امتیاز تاسیس بانک به مدت 75 سال به یکی از اتباع روسیه تزاری واگذار گردید این بانک " بانک استقراضی ایران " نام گرفت.  بانک استقراضی ایران در سال 1270 آغاز به فعالیت کرد. در سال 1301 برمبنای توافق بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی به دولت ایران واگذار شد و در سال1312 در بانک کشاورزی ادغام شد. در سال 1303 به منظور تسهیل مبادلات بازرگانی بین دو کشور ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق و انجام امور مالی موسسات بازرگانی وابسته به دولت شوروی در ایران " بانک ایران و روس " تاسیس شد. فعالیت‌های این بانک بر مبنای قوانین بانکی ایران صورت پذیرفت. در سال 1304 نخستین بانک ایرانی با سرمایه 3,883,950 ریال از محل موجودی صندوق بازنشستگی نظامیان تاسیس شد و در 24 اسفند همان سال اولین شعبه بانک سپه در شهر رشت افتتاح گردید و علاوه بر معاملات نظامیان به گشایش اعتبار برای بازرگانان و معاملات بازرگانی پرداخت. در سال 1305با استفاده از وجوه صندوق بازنشستگی کشور، " موسسه رهنی ایران " تاسیس شد. این موسسه در ابتدا تحت نظارت وزارت دارایی فعالیت می‌کرد و در مقابل اخذ وثیقه منقول، به اعطای وام به افراد با نرخ بهره پایین پرداخت. این موسسه پس از تاسیس بانک ملی ایران به بانک ملی واگذار شد و به " بانک کارگشایی " تغییر نام یافت. اکنون بانک سپه با حدود 1700 شعبه نقش بسیار مهمی را در تحقق اهداف اقتصادی کلان کشور ایفا می‌نماید. در سال ۱۳۰۶، قانون اجازه تاسیس بانک ملی توسط مجلس شورای ملی تصویب شد. در شهریور ۱۳۰۷ بانک ملی ایران در تهران فعالیت خود را آغاز کرد. اولین مدیر عامل بانک ملی " دکتر کورت لنیدن بلات " و معاون او " فوگل " از کشور آلمان به ایران آمدند. از مهم‌ترین اقدامات بانک ملی می‌توان به لغو امتیاز انتشار اسکناس توسط بانک شاهنشاهی اشاره کرد. از آغاز سال ۱۳۱۱ شمسی اسکناس‌های بانک ملی مورد استفاده قرار گرفت. نخستین بانک خصوصی ایران " بانک بازرگانی ایران " نام داشت که به شکل شرکت سهامی عام تاسیس شد. تا اواسط سال 1331 پنج بانک‌خصوصی دیگر به نام‌های عمران، صادرات، تهران، بیمه بازرگانی و پارس تاسیس شدند. استعلام بانکی بانک مرکزی ایران در سال 1339 یعنی هفتاد و سه سال پس از شروع فعالیت‌های بانکی در ایران تاسیس شد و فعالیت‌های غیرانتفاعی بانک ملی ایران مانند انتشار اسکناس، ضرب سکه، بانکداری دولت به بانک مرکزی واگذار گردید. بانک مرکزی مسئولیت اداره نظام پولی و اعتباری و کنترل سازمان بانکی کشور را به عهده گرفت. سرانجام دولت ایران، یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی (سال 1358)، به منظور حفظ حقوق سپرده‌گذاران و سرمایه‌های ملی و تضمین بازپرداخت سپرده‌های مردم، ‌بانک‌های ایران را ملی اعلام کرد. پس از ملی شدن بانک‌ها ادغام آن‌ها به منظور حفظ سرمایه صورت گرفت. به عنوان مثال بانک تجارت از ادغام یازده بانک و بانک ایران و روس به وجود آمد. بانک ملت نیز در اثر ادغام ده بانک ایجاد شد. در نهایت بانک‌ها پس از ادغام 37 بانک به 6 بانک تجاری شامل بانک رفاه، بانک ملی ایران، بانک صادرات ایران، بانک تجارت، بانک ملت و بانک سپه و 3 بانک تخصصی شامل بانک کشاورزی، بانک مسکن و بانک صنعت و معدن بخش‌بندی شدند.خرید اینترنتی

دانلود رمان Thorns in a Realm of Roses: The Henry Queens توسط Th

رمان های داستانی تاریخی درباره هنری هشتم و همسران بسیار او همیشه چشم من را جلب می کند و من معمولاً از آنها لذت می برم. وقتی به این کتاب در Netgalley رسیدم ، از آن هیجان زده شدم و نمی توانم منتظر بمانم تا شروع کنم.دانلود کتاب های جدیدمتأسفانه ، این کتاب احساس ناامیدی و ناامید کننده ای از من به همراه داشت. هر احساسی که در ابتدا از خواندن این کتاب احساس کردم کم شد ، و یک هفته تمام طول کشید تا به علامت 60? رسیدم. من آن را کنار گذاشتم و کتاب دیگری را خواندم ، سعی کردم خودم را متقاعد کنم که به Thorns باز خواهم گشت و پس از اتمام کار با Wunderland ، آن را تمام کردم . در عوض ، من به خواندن پنج کتاب دیگر خاتمه دادم.سرانجام به خودم اعتراف كردم كه تمایل به خواندن این كتاب صفر ندارم و DNF"s 60? با آهستگی تسكین می دهم.چه چیزی باعث شد که از این کتاب خیلی بیزار باشم که از اتمام آن امتناع کردم؟گفتگوی وحشتناک.بیشتر گفت و گو بین شخصیت ها خواندن خسته شده ، بی معنی و ناامید کننده است. بیشتر اوقات ، معلوم نیست چه کسی چیزی می گوید ، زیرا هیچ علامتی درمورد اینکه چه کسی صحبت می کند ، نیست ، بنابراین پیروی از آن را بدون اینکه دچار سردرگمی شوید بسیار دشوار می کند.مثال 1:"بنابراین ، به من بگویید لیدی هال . ممکن است من شما را مریم صدا کنم؟" "این نام مسیحی من است ، آقا." "ازدواج کنید ، من شما را مریم صدا می کنم." اگر دوست دارید ، مبارک باشید. با شوخ طبعی ، مریم. من آن را در یک زن دوست دارم."آیا شما ، آقا؟ فکر می کردم اکثر مردان ما را بی روح ترجیح می دهند."من به شما اطمینان می دهم که فقط مردان بی خرد ، ن بی خرد را ترجیح می دهند." "شما سپس می گویید که استاد هال ، شوهر من ، بی خرد است." کرنر لبخند زد. خودش مقداری شراب ریخت و نوشید."من به شما اطمینان می دهم ، هیچ گونه تصور درستی درباره همسرتان نمی کنم." "اوه ، اما درست است ، آقا."مثال 2:مهم نیست اگر من یادداشت می کنم؟ "تا زمانی که براساس آن ضبط کنید." "من فقط مطابق آنچه شما می گویید خواهم نوشت." "سپس من مطابق با ضبط شما هستم."بندهای فوق از یک گفتگوی خسته کننده در فصل دو آمده است که برای پانزده صفحه ادامه دارد. احتمالاً باید آنجا خواندن را متوقف می کردم ، اما اطمینان داشتم که این داستان بهتر خواهد شد.داستان پردازی غیر خطی و تغییر دیدگاه ها.گوش کنید ، من مهم نیستم که داستان های داستانی چه در گذشته و چه در حال حاضر اتفاق می افتند. سکانس های فلاش بک (یا فصل ها) روشی مؤثر برای گفتن یک داستان و حفظ سطح معینی از تعلیق در همان زمان است. من همچنین داستان هایی با بیش از یک شخصیت دیگر را در ذهن ندارم. من بسیار خوب از هرکدام از موارد ذکر شده در هنگام اجرای خوب قدردانی می کنم. به نظر من ، در مورد این کتاب اینگونه نبود.سومین سوم کتاب به وقایع منتهی به اعدام کاترین هوارد می پردازد و باعث می شود فکر کنم تمرکز فقط روی این ملکه خاص هنری بوده است. این عنوان یادآوری است که هنری ظاهراً او را "گل رز بدون خار" خوانده است . بنابراین وقتی سایر همسرانش در کانون توجه قرار گرفتند ، بسیار ناراحت کننده بود.من ممکن است در اقلیت باشم اما فکر می کنم اگر به روشی خطی گفته می شد داستان خیلی بهتر می شد. شروع با همسر شماره 5 ، مجبور شدن از آنجا به جلو و عقب بروید و دیدگاه های تغییر از شخصیت به شخصیت دیگر برای من کمی پر آشفتگی احساس کرد.از لحاظ تاریخی نادرست است.ظاهرا نویسنده نتوانسته هنری خود را مستقیم نگه دارد. از هنری بولینگبروک به عنوان "هنری پنجم" یاد می شود ، اما او در واقع هنری چهارم بود . پسرش هنری پنجم بود که فرزند وی هنری ششم خواهد بود.وقتی پاراگراف کتاب را در مورد شاه قبلی هنریس خواندم ، به نوعی احساس خستگی داشت ، اما نمی توانم فهمیدم چرا در آن زمان. Kudos to review Maja - BibliophiliaDK ? که بررسی در مورد Goodreads به من فهمید که چرا احساس اشتباه می کند. با تشکر از شما برای حل رمز و راز!افکار نهاییخوشحالم که این کتاب را فرصتی دادم ، زیرا وارد شدن به سر هنری و دیدن اینکه او چگونه ممکن است نسبت به همسرانش احساس کند ، یک ایده خارق العاده بود. متأسفانه نتوانست تصورات مرا جلب کند و من در نهایت از آن کنار رفتم. در واقع ، من این کتاب را بر اساس عدم رضایت من از آن توصیه نمی کنم.یک نسخه خواندن از این کتاب را که از کتاب های Top Hat از طریق Netgalley ارائه می شود دریافت کردم . به Goodreads اضافه کنیدنویسنده: توماس کراکتعنوان: Thorns in a Realm of Roses:ژانر هنری کوئینز : ژانر داستان های تاریخیتاریخ انتشار: 26 آوریل 2019 توسط برترین کتاب هارتبه بندی: 1 ستارهدرباره کتابانگلیس ، 1541. پادشاه هنری نامه ای ناشناس دریافت می کند که نشان می دهد همسر پنجم او ، کاترین هوارد جوان ، که او گل رز را بدون خار خوانده بود ، ممکن است پیش از ازدواج زندگی ناآرام داشته باشد. در باغهای گل سرخ کاخ همپتون ، هنری احساس توهم جوانی و پوستی را از بین می برد. او با آینده ای نامشخص روبرو می شود. آیا او باید همسر دیگری را اعزام کند؟ آیا او قدیمی ، اضافه وزن و به طور فزاینده ای ضعیف است ، آیا می تواند عشق بیشتری پیدا کند و مجدداً برای تأمین امنیت خط تودور ازدواج کند؟ با اختراع ادبی نوشته شده ، Thorns in a Realm of Roses سالهای پایانی سلطنت هنری را سپری می کند. با لایه برداری از لایه های زندگی در دربار ، قلب و ذهن هانری ، ملکه های او اغلب نادرست ، دختر مری و دختران وفادار بسیاری که هرچند محتاط هستند را مورد بررسی قرار می دهد. معرفی کتاب Wunderland by Jennifer Cody Epsteintinyurlrebrandlybit.dobit.lyopizo.comgg.ggshorturl.atshorl.comv.htis.gd   b2n.irplink.ir

شکرخواری‌: دسته‌دسته شدنِ [پارادوکسیکال] ایرانیان به لحاظ فرهنگی

گلاب به رویتان، از بس که گذر دقیقه‌ها، ساعت‌ها و روزها کسل کننده و مبهم شده‌اند که فکر آدمی عین شیطونک‌های دوران خودش کودکی از اینور به آنور می‌روند. هر ثانیه فکری جدید،‌ دغدغه‌ای جدید، استرسی جدید و تکرار مکررات و تکرار و تکرار و تکرار. کتاب پشت کتاب، مقاله پشت مقاله و انگار نه انگار؛ کناف ابهام این روزهایمان پیچیده‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند و برایمان چاره‌ای نگذاشته‌اند که چه شکری» بخوریم؟». پس در این متن می‌خواهم به زبان ساده کمی شکر‌خواری» بکنم و نظرات شما عزیزان را در باره‌ی افکارم بدانم. پس قبل خواندن این مطالب، عنایت داشته باشید که همه‌ی این نوشته صرفا نظرات شخصی بنده بوده و با کلی فکر و مطالعه و تحقیق و م به این‌ها رسیدم و دوست دارم نظرات شما را نیز بدانم. می‌خواهم در این متن به این پرسش پاسخ دهم (یا شکرخواری کنم) که چرا افکار مردم ما با همدیگر جور نیست؟ چرا از جنوب شهر به بالای شهر افکار همه‌ی مردم در یک سیر ثابت تغییر می‌کند؟ می‌دانید که چه را می‌گویم؟ چرا افرادی که در کافی‌شاپ‌ها می‌بینیم شبیه همدیگر هستند (یا می‌شوند)؟ افراد مذهبی هم همین‌طور، چرا افراد کافی‌شاپی و مسجدی به هم شبیه نیستند و مهم‌تر از آن، چرا این دو طیف با هم نمی‌سازند؟ چه چیزی در ما هست که ما را دسته دسته کرده؟ اگر به گذشته‌های نه چندان دور (زمان قبل رضاخان،شاه یا هر چی.) نگاه کنیم، می‌بینیم که یک‌دستی مردم ما بیشتر بود. فردی که مسجد نمی‌رفت تقریبا نداشتیم. مدرسه‌های به سبک غربی هم نبود و مکتب‌خانه‌ها محل یادگیری تحصیل‌ (البته اگر بتوان اسمش را تحصیل گذاشت) بود. بعد رضاخان (،شاه یا اصلا هرچی که شما میگی.) و مدرنیته و پهلوی و کافه نادری و مدرسه‌های سبک فرانسوی و تئاتر شهر و تلویزیون و قمرالملوک وزیری و و بانو هایده و گوگوش و ویگن، چه شد که ما دسته‌دسته شدیم؟ چیزی که عیان است، این است که پول، ملاک این دسته‌دسته شدن نبود، چرا که ما از هر طیف پول‌دار و فقیر تا دلتان بخواهد داریم! اصلا یک پرسش مهم‌تر، چرا این ماجرا بعد انقلاب، برخلاف انتظار، تشدید شد؟ ما که بعد انقلاب (به آن صورت) گوگوش و . نداشتیم و یْ لیدیِ رسانه‌ی ما گیتی بود، رادیو که دائم نوحه و وصیّت‌نامه‌ی شهدا بود. مهران مدیری هم برای برنامه‌ای مانند ساعت خوش» به مدت 4 سال ممنوع‌الکار می‌شد. آقا به راستی ما را چه شد؟ گذر تدریجی ایرانیان از مکتب‌گرایی به نسبی‌گرایی (شکرخواری‌های بنده از این نقطه آغاز می‌شوند.) از نظر این جانب، ما پس از ورود رسانه و مدرنیته و گوگوش به ایران، همواره در حال گذری تدریجی بوده‌ایم. حتی اگر خود‌آگاه ما نسبت به این قضیه غافل باشد، در ناخودآگاهمان تغییرات بسیاری کرده‌ایم. حتی افرادی هم که خودشان را مذهبی می‌خوانند، همواره در این سیر بوده‌اند و افراد کافی‌شاپ‌نشین امروزی (که همان مسجدی‌های دیروز بوده‌اند) با شتاب بیشتری این مسیر را طی کرده‌اند. بیایید قبل از ورود به مطلب، کمی مقدمه بچینیم. مکتب‌گرایی: سنت‌ها، آئین‌ها، مذاهب و فرهنگ‌ها در رسته‌ی مکتب قرار می‌گیرند. اساس مکتب‌گرایی یعنی این‌که فلان چیز خوب است و فلان چیز بد، از قبل به ما دیکته شود و ملاک تصمیم‌گیری همین باشد. نسبی‌گرایی: این سبکْ نگاه کردن به زندگی (بر خلاف مکتب‌گرایی) هیچ فیلتر قطعی‌ای بر تشخیص خوب از بد وجود ندارد و همه‌چیز نسبی‌» است. نسبی‌گرایی از ارکان آزادی‌های لیبرال است. البته توجه داشته باشید که این تعاریف (برای جلوگیری از سنگینی مطلب) بسیار سطحی بیان شدند و ده ساعت برای بیان اهمیت این مطالب کافی نیست، چه برسد به این متن پنج دقیقه‌ای. چیزی که میخواهم به آن اشاره کنم ارتباط زیادی به این مطالب دارد. از نظر من اختلاف‌ها و تفاوت‌های این روزهای ما، ریشه در اختلاف سرعت در این گذر دارد. به نظر من ما در یک سیر تاریخی از مکتب‌گرایی به نسبی‌گرایی هستیم. این که ما سنن و رسومات گذشته را (که دلیل منطقی برای آن‌ها نداریم) را حذف می‌کنیم، بسیار اتفاق میمون و مبارکیست. توجه داشته باشید که در این متن، رسم و رسومات در رسته‌ی دیگری نسبت به هویت ملی و ملی‌گرایی و چیزهایی از این دست در نظر گرفته می‌شود. اما اتفاقی (که به نظر این حقیر) بد است، آن است که نمی‌دانیم چه چیزی را جایگزین چه چیزی می‌کنیم؛ به عبارت بهتر نمی‌دانیم که چه چیزی را به زندگی خود وارد می‌کنیم، تنها چیزی که می‌دانیم این است که داریم یک مشت چیز دِمُده را از زندگی روزمره خود حذف می‌کنیم، همین. نبود مطالعه، ناتوانی در برقرارکردن دیالوگ، همت مسئولین و کلی مانع دیگر نیز همانند نمکیست بر این زخم. اینجاست که می‌بینی این اختلافات فرهنگی ریشه در چه چیزهایی دارد. درست همین‌جاست که رفتارها و باورهای غیرعادی مردم توجیه می‌شوند. درست همین‌جاست که روزه‌گیرانِ عرق‌خوار، سینه‌ن دخترباز، روشن‌فکران دینی و. معنا می‌یابند. چرا که دیگر ما مرز مشخصی بین خوب و بد نداریم و همه چیز نسبیست؛ همه‌چیز. سلیقه معیار است و نه منطق و مطالعه. مرزهایی هم که در گذشته داشته‌ایم به مرور زمان در حال کمرنگ شدن و حذف شدنند. به مرور زمان و در فرایندی تدریجی. همه‌ی ما در این سیر قرار گرفته‌ایم، فقط سرعت‌هایمان با هم یکی نیست، همین. این را که آخر این قصه به کجا می‌رسیم کسی نمی‌داند. ولی چیزی که مشخص است، این است که ما هنوز در درک صورت مسئله مشکل داریم. البته شاید هم من اشتباه می‌کنم و مسئله‌ای نیست. نمی‌دانم. احساس می‌کنم تا همینجا کافی باشد. ببخشید اگر شکر زیادی خوردم، چون پژوهش جدی در این باره نداشته‌ام و مدرکی در این زمینه ندارم. ولی شما هم مرحمت کنید و حداقل این مورد را که دغدغه‌ی این چنینی دارم را به فال نیک بگیرید. شما چه فکر می‌کنید؟ با کمال میل مشتاق شنیدن نظرات شما عزیزان هستم. از وقتی که گذاشتید سپاس‌گذارم. یک نمونه‌ی رادیکال

تتو Tattoo

تتو Tattooزمینه تتو Tattoo طرحی است که بطور دائم با استفاده از سوزن و جوهر در پوست پیچیده می شود. کلمه تاتو از اصطلاح تاهیتیان "tatua" گرفته شده است که به معنای "علامت گذاری" است. تتو Tattoo ها قرن ها توسط مردم همه فرهنگ ها به نمایش در آمده است ، اما اخیراً آنها فقط در ایالات متحده پذیرش اجتماعی را بدست آورده اند.تاریخ افزودن تصاویر تزئینی به پوست از زمان های بسیار قدیم یک روش مرسوم بوده است. عروسک های خشت پیدا شده اند که نشان می دهد مصری ها از 4000 b.c. در طول قرن ها ، اشکال مختلف هنر تتو Tattoo توسط بسیاری از فرهنگ های مختلف جهان انجام شده است. به عنوان مثال ، در حدود 500 b.c. ، ژاپنی ها برای اهداف آرایشی و مذهبی شروع به تتو Tattoo کردن کردند. آنها حتی به عنوان بخشی از مجازات خود از خالکوبی برای برندسازی مجرمان شناخته شده استفاده کردند. روش ژاپنی شامل سوراخ کردن پوست با سوزن های فی ریز برای ایجاد طرح های چند رنگ است. قبایل اسکیموس تکنیک خاص خود را با استفاده از سوزنهای استخوانی ایجاد کردند تا نخ پوشیده از دوده را از طریق پوست بکشند. در دهه 1700 ، کاپیتان جیمز کوک به تاهیتا سفر کرد و پوست آداب و رسوم مارک پوست را مشاهده کرد. در کتاب خود The Voyage in H.M. کوک نوشت ، Bark Endeavour ، "آنها بدن خود را با تورفتگی لکه دار می کنند ، یا با ابزارهای کوچک ساخته شده از استخوان ، دندانهای کوتاه را بریده می کنند ، پوست را لکه دار می کنند ؛ که در صورت تورفتگی آنها را با مخلوطی به رنگ آبی تیره یا سیاه تهیه می کنند که از دود یک مهره روغنی تهیه شده است. این عمل که توسط بومیان "تاتوا" خوانده می شود ، علامت غیرقابل توصیفی بر روی پوست می گذارد. " در سالهای پس از سفرهای کوک ، ملوانان که به جزایر پولینزی سفر می کنند آیین تاهیتیان را در اطراف اقیانوس آرام گسترش می دهند. محبوبیت تتو Tattoo ها در طول 200 سال گذشته به رشد خود ادامه داد. در قرن نوزدهم ، تتو Tattoo ها در انگلستان در بین طبقه بالا محبوب شد. به عنوان مثال ، لیدی راندولف چرچیل ، مادر وینستون چرچیل ، یک مار تتو Tattoo کرده بود که در اطراف مچ دست خود تتو Tattoo می کرد. در ایالات متحده ، تتو Tattoo ها از لحاظ تاریخی با ملوانان ، موتورسواران و زندانیان زندان در ارتباط بوده اند زیرا مغازه های تتو Tattoo خطرناک و غیرقابل قبول اجتماعی تلقی می شدند. با این حال ، از دهه 1980 این طرز تفکر به طرز چشمگیری تغییر کرده و تتو Tattoo ها در بین ن و مردان در هر سنی به طور فزاینده ای محبوب می شوند.طرح طراحی تتو Tattoo "فلش" نام دارد و می تواند از هر نوع اثر هنری از نمادها یا حروف ساده گرفته تا طرح های دقیق یا کاریکاتور تشکیل شود. فلش را می توان از یک رنگ یا بسیاری تشکیل داد. مجالس تاتو مجموعه بزرگی از فلاش را بر روی دیواره های خود نشان می دهد که بزرگترها دارای 10،000،000 انتخاب هستند. علاوه بر این ، مشتری ها ممکن است طراحی خود را بسازند یا ممکن است با هنرمند همکاری کنند تا فلش های سفارشی را توسعه دهند. در هنگام انتخاب یک طرح ، برای تعیین اندازه و مکان مناسب برای تتو Tattoo ، م با هنرمند مهم است. این هنرمند همچنین می تواند در تصمیم گیری در مورد طرح های رنگی که قیمت هنر نهایی را تعیین می کنند ، کمک کند. همچنین باید در شناسایی سالن تتو Tattoo معتبر که پیروی از دستورالعمل های تعیین شده توسط انجمن Tattooists حرفه ای (APT) است ، توجه شود. مطابق گفته APT ، تتو Tattoo ها باید از این اقدامات پیشگیرانه پیروی کنند: لطفاً قبل از شروع عمل ، مشتری فرم های رضایت را پر کنید. دستان خود را بلافاصله قبل و بعد از کار روی مشتری بشویید و خشک کنید. در هر زمان دستکش لاتکس بپوشید. فقط از ابزارهایی استفاده کنید که در یک اتوکلاو استریل شده اند. تمام سطوح را با ماده ضد عفونی کننده یا ضد عفونی کننده بیولوژیکی تمیز کنید. و بافت های مورد استفاده و سایر مواد زاید را در یک ظرف مخصوص ضد نشت ، برای انتقال بیماری های منتقله از خون ، دور ریخته و از بین ببرید.مواد اولیه وتجهیزاتفلاش فلاش ، یا طراحی تاتو ، به سادگی یک طرح یا یک قطعه از هنر خط است که می تواند برای ایجاد یک تتو Tattoo استفاده شود. فلش ممکن است به صورت رنگی یا سیاه و سفید نشان داده شود و در سالن تاتو یا به صورت کتاب یا در امتداد دیوارها نمایش داده شود.شابلون استنسیل یک کپی از فلاش است که در دستگاه مخصوص کپی سازی ساخته شده است. استنسیل اجازه می دهد تا طرح کلی جوهر شده از طرح به پوست منتقل شود تا بتوان آن را توسط هنرمند ردیابی کرد.جوهر خانه های عرضه تاتو جوهر های مخصوصی را می فروشند که برای ایجاد تتو Tattoo استفاده می شود. آنها در رنگهای مختلفی موجود هستند و به طور معمول در بطری های فشرده شده پلاستیکی 4 اونس بسته بندی می شوند تا به راحتی پخش شوند. این جوهرها پراکندگی مایع از رنگدانه ها هستند که در ایالات متحده توسط سازمان غذا و دارو تأیید می شوند. جوهر از رنگهای مشتق شده از اجزای فی تشکیل شده است. به همین دلیل ، واکنش های آلرژیک به نوع جوهر مورد استفاده امکان پذیر است.دستگاه تاتو این دستگاه از یک اسلحه سوزنی نگهدارنده متصل به یک واحد قدرت تشکیل شده است که فشار را برای حرکت سوزن ها فراهم می کند. سوزن ها ممکن است از اندازه و شکل های مختلفی باشند و بسته به نیاز آثار هنری ، در یک نوار سوزنی به هم بسته می شوند. این واحد به یک منبع تغذیه متصل شده است که با فشار دادن پدال پا روی زمین در کنار ایستگاه کار فعال می شود. هنگامی که پدال افسرده می شود ، نوار سوزن تتو Tattoo خیلی سریع مانند سوزن بر روی یک چرخ خیاطی کوچک به بالا و پایین حرکت می کند ما به پوست نفوذ می کند تا رنگ 3000 بار در دقیقه را تزریق کند.لوازم دیگر در طی مراحل ممکن است هنرمند از تجهیزات اضافی دیگری از جمله ضد عفونی کننده های پوستی ، تیغ های یکبار مصرف ، بانداژها ، ژله های نفتی و مواد تمیز کننده بیوکشی استفاده کند.ساختروند     قبل از شروع روند ، هنرمند باید مشتری را امضا کند که نشان می دهد آنها بالای سال هستند ، می دانند که این روند دائمی است و می داند که باعث ایجاد زخم یا سایش باز می شود. پس از امضای چشم پوشی ، خالکوبی پوست را معاینه می کند تا از بریدگی و خراشیدن عاری شود. وی سپس پوست خود را با یک ماده ضد عفونی کننده اسپری می کند تا میکروب ها را از بین ببرد و احتمال عفونت را کاهش دهد. سپس هنرمند منطقه را تراشیده و بلافاصله بعد از آن تیغ ​​را دور می کند.    وقتی پوست آماده شد ، این هنرمند طرحی را تهیه می کند که بر روی پوست کپی شود. این کار با استفاده از دستگاه کپی انجام می شود تا یک کپی رنگی از فلاش که سایز مناسبی است باشد. دستگاه کپی از کاغذ مخصوص کربن استفاده می کند که باعث می شود طرح به پوست منتقل شود. مشتری ناحیه مورد نظر را در معرض دید خود قرار می دهد و هنرمند طرح را از روی کاغذ پشتی لایه برداری می کند و آن را در مکان مناسب اعمال می کند. این یک طرح جوهر از طرح روی پوست ایجاد می کند که برای راهنمایی هنرمند در ایجاد تتو Tattoo واقعی استفاده می شود. مشتری باید مراقب باشد تا طرح را لمس نکند و یا در غیر این صورت پوست را مختل نکند زیرا این استنسیل به طور تصادفی ممکن است آغشته شود. در این مرحله مشتری می تواند به طرح (در صورت وم در آینه) نگاه کند تا صحت آن را تأیید کند. اگر مشکلی در استنسیل وجود داشته باشد می توان آن را دوباره شستشو داد و دوباره به کار برد. پس از اتمام استنسیل ، تتو Tattoo یک لایه نازک از پماد مانند ژله نفتی را بر روی ناحیه پخش می کند تا تتو Tattoo شود.    این هنرمند مشتری را راهنمایی می کند تا در 3 موقعیتی قرار بگیرد که در صورت قرار گرفتن پوست ، تتو Tattoo شود. مشتری ممکن است در یک صندلی از نوع دندانپزشکی که می تواند صاف باشد برای کمک به در معرض کمر یا باسن قرار بگیرد. این موقعیت باید برای مشتری راحت باشد اما باید یک کار راحت برای هنرمندی که به طور معمول روی صندلی کنار صندلی مشتری قرار دارد ، فراهم کند.    در مرحله بعد ، هنرمند جوهرهای تتو Tattoo را روی پالت آماده می کند ، که یک سینی پلاستیکی با یک سری شاخه ها برای نگه داشتن جوهر است. این هنرمند چندین چاه را با جوهر پر می کند. از رنگ مشکی معمولاً برای رنگ رئوس استفاده می شود. وی سپس یک نوار سوزن را با سه تا پنج سوزن به دستگاه تتو Tattoo وصل می کند. سوزن ها به خوبی در جوهر فرو می شوند تا رنگ آن را مکش کنند و هنرمند سپس اسلحه سوزنی را با پدال پا فعال کرده و شروع به ردیابی استنسیل می کند. از آنجا که سوزن ها برای اولین بار در این مرحله باعث شکستن پوست می شوند ، روند بسیار دردناک است. سوزنها رنگ را در لایه دوم پوست قرار می دهند که در عمق (6 / 0-4 / 4 سانتی متر) 64 / 0-6 / 0 قرار دارد. این روند بسته به اندازه و پیچیدگی طراحی ممکن است پنج دقیقه تا یک ساعت طول بکشد. با کامل شدن زمان بندی ممکن است پوست کمی بی حس شود.    پس از ترسیم استنسیل ، هنرمند چاههای جوهر را با رنگهایی که برای تاتو کردن استفاده می شود ، پر می کند. وی سپس یک نوار سوزن سایه بان را به دستگاه تتو Tattoo وصل می کند. این نوار سایه بان ممکن است شامل پنج تا سیزده سوزن صاف یا پنج تا هفت سوزن گرد باشد. این طراحی شده است تا رنگ را در یک منطقه بزرگتر به کار گیرد تا طرح کلی آن پر شود. در تمام بخش های طرح کلی ، تتو Tattoo دستگاه تتو Tattoo را بر روی رنگ آمیزی پوست راهنمایی می کند. او اغلب سوزن را متوقف می کند تا خون و جوهر را از روی پوست پاک کند. میزان خونریزی ناشی از نفوذ سوزن و میزان درد ناشی از آن در افراد متفاوت است. بسته به پیچیدگی و اندازه طراحی ، سایه کاری ممکن است یک ساعت یا چند ساعت طول بکشد. سایه زمانی کامل است که کل سطح تتو Tattoo رنگی در آن ایجاد شود. کنترل کیفیت نکته اصلی برای اطمینان از یک تتو Tattoo موفق ، مراقبت صحیح از آن در چند ساعت و روز اول است. بلافاصله پس از اتمام تتو Tattoo ، منطقه با یک محلول صابون ملایم شسته شده و سپس با یک پماد آنتی بیوتیک و یک باند گازی پوشانده می شود. بعد از اینکه حدود دو ساعت منطقه را بهبود بخشید ، باید یک باند برداشته شود تا خون خشک شده شسته شود. برای هفته اول ، روزانه یک لوسیون ویتامین را در منطقه بمالید. پس از آن ، یک لوسیون معمولی و ملایم پوستی بمالید تا ناحیه تتو Tattoo شده مرطوب شود تا زمانی که زخم به پایان برسد. ناحیه آسیب دیده را باید از وانهای گرم ، استخرها و حمامهای گرم نگه دارید تا پوست به طور کامل بهبود یابد. غوطه وری در آب خیلی زود می تواند تتو Tattoo را خراب کند. به طور کلی ، مراقبت از تتو Tattoo مانند درمان سوختگی جزئی است. باید تمیز و مرطوب نگه داشته شود و همان نوع پوسته پوسته شدن و پوسته شدن را تجربه کند. روند بهبودی اولیه معمولاً حدود دو هفته طول می کشد.برداشتن تتو Tattoo برای کسی غیر معمولی نیست که بعد از یک دوره زمانی نظر خود را تغییر داده و بخواهد که تتو Tattoo خود را برطرف کند. برداشتن تاتو ممکن است اما روند کار دشوار ، گران و غیره است

آشنايي با جاهاي ديدني شيراز

جاذبه های گردشگری شیراز | اماکن و بناهای تاریخی شهرشیراز دیاری است که با عطر بهارنارنجش سرمستمان می کند و لذتی وصف ناپذیر را برایمان به ارمغان می آورد.شهری از جنس شعر و ادب به قدمت تاریخ که با تماشایش سراسر وجودمان سرشار از آرامش می شود. مقصدمان شیراز است، جایی که شکوه تخت جمشید را در خود جای داده و جایگاه ابدی شاعرانی همچون حافظ و سعدی است. در کوچه هایش با شعر همقدم می شوی و طعم آشتی با تاریخ را می چشی.پیش تر از این هم در سفرهایی به این دیار سری زدیم و بسیاری از دیدنی هایش را برایتان به تصویر کشیدیم. تاریخ این دیار را در باغ های زیبا و چشم نواز، آرامگاه های لبریز از هنر، موزه های پر از گنجینه های با ارزش و بناهای مذهبی آکنده از نشانه های ایمان و عشق، مرور کردیم و در مطالب زیر به معرفی آنها پرداختیم:این بار می خواهیم به سراغ بناهای تاریخی این شهر برویم که امروز با وجود چشیدن سرد و گرم روزگار در جای جای شهر شکوه و عظمت خود را به رخ بینندگان می کشند. بناهایی که رازهایی را در قلب خود پنهان کرده و مهر سکوت بر لبان خود زده اند.در این مقاله شما میتوانید با محاسبه قیمت تور شیراز و هزینه های دیگر یک برنامه ریزی درست برای تعطیلات خود انجام دهید.با همیشه سفر همراه شوید تا با هم نگاهی به بناهای تاریخی شیراز داشته باشیم.دروازه قرآناگر تور شیراز همیشه سفر همراه باشید و وارد شیراز شوید، در مدخل ورودی شهر، طاقی بزرگ وجود دارد که باید ماشین ها از زیر آن عبور کنند. این بنای جالب به دروازه قرآن مشهور است و علت این نام، قرآنی است که در محفظه ی بالای به دستور عضدالوله دیلمی قرار داده شده تا مسافرین و میهمانان شیراز به سلامت گذر کنند.شیراز در گذشته شش دروازه داشته که امروز تنها همین دروازه قرآن باقی مانده؛ این دروازه به دستور عضدالوله دیلمی در مدخل تنگ الله اکبر ساخته شد. با گذشت زمان این دروازه رو به ویرانی تهاد تا اینکه در دوره کریم خان زند، بازسازی شده و قرآنی نفیس به خط سلطان ابراهیم نوه شاهرخ تیموری در اطاقک بالای دروازه قرار دادند. این اثر تاریخی بار دیگر براساس بی درایتی شهردار شیراز در سال 1315 شمسی براثر انفجار دینامیت تخریب شد. یکی از بازرگانان شیراز در سال 1328شمسی دروازه قرآن رااز نو بنا کرد.قرآن دوره کریم خان مشهور به هفده من و قرآن دیگر در سال 1316 به موزه پارس شیراز منتقل شد.ارگ کریم خانییکی از جاذبه های تاریخی و جالب که در تور شیراز حتما از آن دیدن میکنیم، ارگ کریم خانی است که در دوره زندیه با بهترین مصالح و دست برترین معماران عصر ساخته شد. این بنا مهمترین و بزرگترین ساختمان زندیه می باشد که در زمینی به گستردگی 12800متر مربع بنا شده؛ چون محل زندگی کریم خان بود ه ارگ کریم خانی شهرت یافت. این ارگ ترکیبی از معماری مسی و نظامی است و در دوره قاجار محل زندگی فرمانروایان محلی بوده؛ اما در دوره پهلوی به زندان مبدل شد و این تغییر کاربری نادرست، سبب آسیب های جدی این بنا شد. در حال حاضر ارگ کریم خان، موزه ای از مجسمه های جالب و تماشایی است و زیر نظر سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران اداره می شود .در سال 1351 خورشیدی ارگ کریم خانی در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.بازار وکیلدرمیان تمام بناهای ساخته شده، مجموعه بی نظیر #بازار وکیل مانند گوهری می درخشید. شروع ساخت این مجموعه بزرگ حدودا از سال 1137 خورشیدی آغاز شد و تا سال 1156 توسعه و تکمیل آن به طول انجامید. در دوره های متفاوت تعمیرات و تغییرات اساسی در کالبد بازار صورت گرفته برای مثال در سال 1315 خورشیدی با احداث خیابان زند، ارتباط راسته شمالی با ادامه خود تا چهارسوق بزرگ بازار قطع شد و بخشی از راسته شمالی شامل 8 طاق و کاروانسرای قوامی و قسمتی از کاروانسرای روغنی به ناچار تخریب شد. چندی پیش نیز اسنادی تجاری که بیش از 100 سال قدمت داشتند در بازار وکیل کشف شد در این اسناد لیست قیمت ها، خریدها و فروش ها و مواردی مربوط به بازار و تجارت وجود داشت. بازار وکیل در 17ام تیر سال 1351 ثبت ملی شد.حمام وکیلیکی دیگر از بناهای دوره زندیه که در از آن دیدن میکنیم حمام وکیل می باشد که در کنار دیگر آثار این دوره مثل مسجد و بازار وکیل واقع شده است. این حمام به عنووام حمام عمومی شهر مورد استفاده بوده و بخشی را به عنوان شاه نشین (ویژه شاه) داشته، در دوره پهلوی قسمت هایی از آن را به حمام نمره تبدیل کردند و این تغییر وضعیت، سبب خارج شدن شکل معماری آن از حالت اصلی آن شده که اداره باستان شناسی در سال 1351 آن را مرمت کرد. پس از چند سال تبدیل به رستوران و سفره خانه و موزه فرش های دستباف (فروشگاه فرش های دستباف) شد و در نهایت، امروز حمام وکیل موزه ای با 30 مجسمه مومی در حالت های مختلف، می باشد.این بنا در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.خانه زینت الملوکدر خیابان لطفعلی خان زند شیراز در ضلع غربی نارنجستان قوام، بنایی زیبا و باشکوه قرار دارد که به پاس نیکی های مالکش، زینت الملک مشهور شده است. شروع ساخت این خانه قاجاری که در سال 1290 هجری قمری توسط علی محمد خان قوام الملک دوم و اتمام آن در سال 1302 هجری قمری توسط محمد رضا خان قوام الملک سوم صورت گرفت قرار دارد. ابتدا این خانه محل ست و زندگی (اندرونی) قوام ها و خانواده آن ها بوده که از طریق دری در زیرزمین به نارنجستان قوام راه می یابد. خانه زینت الملک بیش از بیست اتاق مزین به گچبری، نقاشی و آیینه کاری های بسیار نفیس و چشمگیر است. بنیاد فارس شناسی در سال 1373شمسی با همکاری میراث فرهنگی به بهسازی و مرمت این خانه تاریخی پرداخت و در سال بعد زیرزمین آن به نگارخانه ای برای نمایش آثار هنرمندان شیرازی و ایرانی تبدیل شد. سپس با همکاری سازمان ایرانگردی و جهانگردی پارس و بنیاد فارس شناسی از سال 1382شمسی به موزه گنجینه فارس تبدیل شد.گهواره دیدبرج دیده بانی و خبررسانی در سمت چپ تنگ الله اکبر واقع شده که در دوره دیلمیان برای فرستادن پیام های فوری در این بنا از آتش، تابش نور در آیینه، بوق و شیپور استفاده می کردند. در سال 1381 در کنار این بنا هشت شهید گمنام را به خاک سپرده و در آنجا صبح جمعه دعای ندبه می خوانند.بند امیریک پل تاریخی متعلق به قرن چهارم هجری ( دوره دیلمی ) بر روی رود کر قرار دارد. این پل به دستو.ر عضدالدوله در فاصله ی پل خان و دریاچه ی بختگان به طول 120 متر پنج متر عرض با لاشه سنگ ساخته شده است.این پل به منظور آبیاری دشت وسیع کربال علیا بنا شد که این منطقه را از مشکل بی آبی نجات داده و وسیله ای برای به راه انداختن آسیاب ها نیز بوده است.پاسارگادپاسارگاد یکی از شهرهای باقی مانده از دوران هخامنشی است. کوروش، پاسارگاد را به عنوان مرکز فرماندهی خود برگزیدو کاخ هایی در آن بنا نمود. مقبره کوروش بزرگ یکی از مهم ترین قسمت های پاسارگاد است که تقریبا سالم باقی مانده، به جز مقبره ، کاخ بار عام، مقبره کمبوجیه، تل تخت، کاخ بار اختصاصی، کاروانسرای مظفری، هم جزء آثار باستانی موجود در پاسارگاد به شمار می آیند. بر طبق گفته مورخان رومی این مکان به دستور کوروش بزرگ ساخته شده است. این را می توان از تشابه طراحی باغ ها و آرامگاه کوروش دریافت. پاسارگاد در سال 1383 در لیست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت.تخت جمشیدتخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که با نام های دیگری همچون پارسه، پرسپولیس، پرسه پلیس، هزارستون، صدستون و یا چهل منار نیز خوانده می شود و در سالیان دور برای مدتی طولانی به عنوان پایتخت باشکوه زمان امپراتوری هخامنشیان بوده است. در سال 5 پیش از میلاد بنای تخت جمشید به عنوان پایتخت جدید هخامنشیان آغاز شد و بنیانگذار آن داریوش بزرگ بود. سپس پسر وی، خشایارشا و نوه اش اردشیر یکم، به گسترش این مجموعه پرداختند. یکی از بناهای این شهر شکوهمند، کاخ تخت جمشید می باشد که در دوران داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا گردید و تا 200 سال مورد استفاده قرار گرفت.سنگ نوشته ها و فنوشته های موجود در این بنا و حکاکی هایی که بر روی دیواره ها و لوحه های آن دیده می شود یکی از منابع مهم کارشناسان برای شناخت این دوره ی تاریخی می باشند. نشانه های تاریخی حکایت از این دارد که یونانی، اسکندر مقدونی در سال 330 پیش از میلاد، طی حمله به ایران، تخت جمشید را به آتش کشید و این مجموعه ی بی نظیر را تخریب نمود که در جریان آن بسیاری از کتاب ها، فرهنگ و هنر هخامنشی از بین رفت. بقایای این شهر هنوز هم در شمال شهرستان مرودشت، شمال استان فارس (شمال شرقی شیراز) به چشم می خورند و بسیاری را به سوی خود می کشانند.اهمیت این مجموعه به حدی است که نام آن با شماره ی 20 از تاریخ 24 شهریور سال 1310 در فهرست آثار ملی ایران قرار دارد و از سال 1979 به عنوان یکی از آثار ثبت شده ی ایران در میراث جهانی یونسکو به شمار می رود.برای تماشای این مجموعه در اوج زیبایی و شکوه می توانید به هنگام اجرای برنامه ی نور و صدا در ساعت 20.30 به این مجموعه مراجعه کنید. اما لازم است یک ساعت پیش از شروع برنامه با پرداخت 30000 ریال برای گردشگران داخلی و 200000 ریال برای گردشگران خارجی، بلیط این برنامه را تهیه نمایید.عمارت دیوانخانه شیرازدر نزدیکی ارگ کریم خان، عمارتی وجود دارد که به دستور کریم خان در دوره ی حکومتش، ساخته شد. عمارت دیوانخانه، بنایی با پلان مستطیل و دو طبقه می باشد که به وسیله دو راه پله طبقات به هم مرتبط می شوند. این بنا، یک ایوان و دو تالار، شاه نشین دارد و مزین به کاسه سازی که نوعی مقرنس کاری است. مصالح آن آجر و سنگ می باشد که سنگ های مرمر آن را از تبریز و یزد به شیراز می آوردند.عمارت دیوانخانه، در سال 1354 با شماره ی 914 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. نقش رستم اگر شش و نیم کیلومتر از تخت جمشید فاصله بگیریم چشممان به محوطه ی باستانی دیگری خواهد افتاد که #نقش رستم نام دارد و از حدود سال 1200 پیش از میلاد تا 625 میلادی مورد توجه قرار داشته است. آرامگاه های شاهنشاهانی مانند داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم نیز در این محوطه به چشم می خورند. آرامگاه پنجمی هم در آن وجود دارد که احتمال می رود متعلق به داریوش سوم باشد. در کنار این آرامگاه ها، در این محوطه ی باستانی یادمان هایی از عیلامیان، هخامنشیان و ساسانیان نیز خودنمایی می کنند. این محوطه از تاریخ 24 شهریورماه سال 1310 با شماره ی 21 در فهرست آثار ملی ایران قرار دارد.کعبه زرتشت: یکی از بناهای مهم محوطه ی نقش رستم، کعبه زرتشت می باشد که با راز های سر به مهر خود درست روبه روی آرامگاه داریوش دوم قرار گرفته است. هنوز کسی راجع به کاربرد دقیق آن چیزی نمی داند اما دیدگاه ها و تفسیرهای متفاوتی درباره ی آن وجود دارد. برخی معتقدند که این بنا یک آتشگاه و آتشکده و مکان روشن کردن آتش مقدس و محلی برای عبادت بوده است. گروهی دیگر این بنا را به دلیل شباهتش به آرامگاه کورش بزرگ، آن را آرامگاه یکی از شاهان یا بزرگان هخامنشی تصور می کنند و در این میان برخی دیگر از ایران شناسان این اتاقک سنگی را محلی برای نگهداری اسناد و کتاب های مقدس می دانند. البته نظریات دیگری همچون معبدی برای ایزد آناهیتا و یا تقویم آفتابی هم شنیده شده است که کمتر مورد توجه هستند. نقش رجب از پادشاهان ساسانی نقش برجسته های بسیاری باقی مانده که اغلب آن ها در استان فارس قرار دارند. آن ها برای نمایش قدرت، بزرگداشت مراسمی چون غلبه بر دشمن، تاجگذاری و دستور نَقر ( کوبیدن و یا حک کردن ) این صحنه ها بر دل صخره ها را صادر می کردند تا همگان بدانند و ببیند قدرت و مرتبه ی شهریاران ساسانی را. این نقوش بیشتر در حوالی تخت جمشید به تصویر در می آمد چون شاهان ابتدایی ساسانی از فارس برخاستند و در تلاش بودند تا خود را دودمان هخامنشی منسوب کنند.یکی از مناطق حاوی این نقوش، نقش رجب در56 کیلومتری شمال شرقی شیراز و در 3 کیلومتری شمال تخت جمشید می باشد. این منطقه در مسیر تخت جمشید به استخر در سمت راست جاده قرار دارد؛ مسیری که در بیست و پنج قرن پیش شاهراه ارتباطی شوش به شهر سارد ( پایتخت لیدی ) بوده است.نقش رجب در دامنه شمالی کوه رحمت، دارای سه صحنه ی حجاری شده از دیهیم بخشی (تاج گذاری) به اردشیر بابکان، دیهیم بخشی به شاپور اول، شاپور اول و درباریان و یک نقش تک از کرتیر موبد ساسانی است.

خاستگاه آناهیتا

خاستگاه :‏امکان بابلی بودن آناهید به وسیله ی قراین گوناگونی تأیید می شود. از همدان و شوش سنگ نوشته هایی ‏از اردشیر هخامنشی به دست آمده است که در آنها برای نخستین بار از آناهید نام برده شده است. همچنین ‏پیکره هایی شبیه آناهید در شوش یافت شده است، بعلاوه واژه اوستایی آناهیتا ‏  (بی آلایش) نه با نام ‏آنائیتیس ‏ ‏ و نه با آناهید ‏ پهلوی که هر دو بر خلاف واژه اوستایی دارای مصوت کشیده ‏‎(I)‎‏ هستند ‏مطابقت نمی کند. به احتمال زیاد نام باستانی زن ایزد اردوی ‎ ‎‏ بوده و آناهیتا را بعداً به آن افزوده اند. ‏بدین ترتیب می توان به این نتیجه رسید که تاریخ یرایش آبان یشت پیش از سده ی چهارم بعد از میلاد ‏مسیح نمی تواند باشد و مشکل است که که کسی بتواند در کنار گسترش مزدا پرستی، پیشرفت وسیع آیین ‏آنائیتیس را توجیه کند. در هم آمیختگی مذاهب هِلنی آناهید با آرتمیس ‎ ‎‏ همانند گشته و این دو زن ایزد از ‏سده ی اول میلادی در کشور لیدی یکسان شناخته شده بودند. در ایالات مختلف آناهید ایزد، با ‏آفرودیت و ننی یکی شورده شده و با مراسم کامرانی های همگانی آسیای صغیر ارتباط پیدا کرده ‏است.علاوه بر این ها، اشارات مربوط به دسته گردانی ها که طی آن نگاره ی آناهید حمل می شد، نماز و ‏نیایشی که به هنگام جشنواره ساکایا در بابل به او تقدیم می شد خصوصیاتی هستند که همه از شخصیت ‏غیر مزدایی آناهید حکایت می کنند (بنونیسیت، 1350: 55 و 56).‏عده ای برای اثبات ایرانی نبودن آناهید، وجود معابد آن را دلیل می آورند. در واقع بین این روایت که ‏ایرانیان پرستشگاه نداشته اند و گفتار داریوش که مینازد                                                                                                                                                                                                                     ‏پرستشگاه هایی را گئوماتای مغ ویران کرده بود او دوباره ساخته است مغایرتی به چشم میخورد. لیکن ‏هرگاه این حقیقت را به یاد بیاوریم که میان گونه های سنتی و رسمی آیین و ستایش و گونه های میانه ی ‏آن فرقی بوده است، این مغایرت منتفی می شود. امروز می دانیم که در آیین هند و اروپایی نه پرستشگاه ‏وجود داشته است و نه تندیس و پیکره ی خدایان. باید در نظر داشت هرگاه داشتن پرستشگاه ها و پیکره  ‏ها در آیین سنتی روا نبود در برابر برافراشتن معابد و تندیس ها از دیرباز در مذهب عامه ی مردم ایران ‏پذیرفته و رایج شده بود ( بنونیسیت، 1350 : 39 و 40). اعتقاد نی برگ بر این است که اصلیت آناهیتا ‏ایرانی است.‏بر خلاف نظر بسیاری از ایران شناسان که درباره ی اصل سامی و انیرانی آناهیتا اصرار ورزیده اند ‏همچنانکه نی برگ باز نموده، آناهید زن ایزدی ایرانی است که اصل و چهر آریایی دارد و تنها در زمان ‏های بعدی و به هنگام هم آمیغی آیین ها در زمان بعد هخامنشی است که او را با دیگر زن ایزدان بین ‏النهرین و آسیای صغیر و یونان یکسان انگاشته و رسم های مذهبی آنان با یکدیگر درآمیخته اند ‏‏(بنونیسیت، 1350: 134 و 135).‏از مجموع منبع ها در پیوند با آیین زرتشت چنین بر می آید که باور به این ایزد را باید یکی از کهن ‏ترین و پر اهمیت ترین باورهای ایرانیان باستان به شمار آورد. هیچ ایزدی در اوستا و آیین زرتشت تا ‏اندازه ی آناهیتا با گرمی و دلبستگی یاد نمی شود، از این روی غیر ایرانی بودن این ایزد غیر ممکن ‏است. تاریخ هم گواه این است که ایرانیان هرگز به پدیده های غیر خودی مهر چندانی نداشته و هرگز از ‏آن پاسداری نکرده اند (رجبی، 1380: 345). به سبب نقش و اهمیت آب ایزدان آب و الهه های آب و ‏باروری از آن حوزه ی خاصی نیستند و قلمرویی تقریباً جهانی دارند .متن ها در هر قلمرویی اندام و ‏اخلاقی برابر با خواست آفریدگان خود دارند. با توجه به اینکه در ریگ ودا اشاره ای با آناهیتا نشده است ‏و با توجه به وجود انواع الهه ها و رب النوع های مربوط به آب در منطقه _ اگر هم بخش های تشکیل ‏دهنده ی نام آناهیتای ایرانی است_ خود این ایزد بانو را شخصیتی بومی و غیر آریایی و حاصل مستقیم ‏خلاقیت مذهبی و اندیشه ی ایرانی ندانسته است و نیاز به آب در فلات ایران و وجود ایشتر (خدای آب) ‏در گوشه ی جنوب غربی.‏همچنین مصنوعی (توصیفی) بودن نام آناهیتا به این احتمال قوت بخشیده است. به این گمان ها هنگامی ‏می توان اعتبار داد که مساله ی کوچ آریایی ها به ایران به اثبات می رسید. آگر هم تاکنون قدیم بودن ‏اریایی ها در ایران به اثبات نرسیده است، مساله کوچ انها نیز معلق است. درخشانی موفق به اثبات ‏حضور آریاییان تا نیمه های هزاره ی سوم قبل از میلاد در ایران شده است.توجه داشته باشیم که غیر ‏ایرانی بودن آناهیتا متفاوت است از هویت نژاد، و در اینجا ایراد ما به نژاد مردمی بود که احتمالاً آناهیتا ‏را از دیگران گرفته اند!‏نیبرگ ‏ آناهیتا را یکی از خدایان تورانی می داند که در جنگ های خود از او یاری می خواهند و با تکیه ‏به بند های 88، 90 و 132 از یشت 5 معتقد است که اناهیتا خدای ستارگان نیز پنداشته می شده است و ‏قطعاً در مقام کهکشان، یک  سیحون آسمانی بوده است. او یشت 5 را که ویژه آناهیتاست، سنکریتیسم ‏‏(تالیف و تقریب آراء) روشنی می داند ار افسانه ها و اساطیر حوزه های گوناگون و می گوید، بر خلاف ‏آنچه اغلب پنداشته می شود، همه ی نام های پهلوانانی که در آبان یشت آمده اند، متعلق به شرق ایران اند ‏و هیچ کدام از اینان با غرب ایران کاری ندارند. بیشتر افسانه ها در اطراف رود رها (سیحون) روی می ‏دهند. از این رو نیبرگ آناهیتا را الهه ی سیحون می خواند ‏. به گمان او ‏ احتمالاً مطرح شدن ‏پوروچیستا، دختر زرتشت، در یسنا 53 ‏ ‏ حکایت از نیاز به آفرینش یک ایزد بانوی باروری می کند، و ‏نشان می دهد که انجمن نو ایرانیان نشانی از مادر سالاری دارد. گَیگـِـر ‏ نیز اردویسور را، بی تردید، ‏همان سیحون، سیراب کننده ی خاستگاه آریاییان، می داند. لومل ‎ ‎معتقد به غیر زرتشتی بودن آناهیتا ‏است، اما درباره ی راه ورود این ایزد به آیین زرتشت، ناگزیر از گمانه زنی است: اگر آناهیتا بر گرفته ‏از باور های مردمی ایران باشد، چرا بر خلاف میترا هوما و اَپَم نپات که با آبشخوری هند و ایرانی وارد ‏آیین زرتشت شده اند و هریک همگن آریایی خاص خود را در دین ودایی دارند، در اینجا جای آناهیتا ‏خالی است. آیا آناهیتا از دین همسایه ای غیر آریایی برگرفته نشده است؟ آناهیتا علاوه بر همسانی با ‏آَرتمیس و آتِنِه، با آفرودیت و عشتار نیز همگن است. این همگونی با نام ناهید که به ونوس اطلاق می ‏شود، تأیید می شود. صفت هایی که امروزه از آناهیتا در دست داریم، نمی توانند برای یافتن مبدأ آناهیتا ‏تعیین کننده باشند. زیرا در گشت و گذار تاریخی آناهیتا، بسیاری از خِصال خدایان همگن به او داده شده ‏است. پیوند میان آنائیتیس یونانی با ایزد بانوی آب و باروری ایران، حاصل همین برخورد های فرهنگی ‏است ‎.‎‏ اگر وجود آناهیتا در میان خدایان مادی در غرب ایران، که گیرشمن ‏ مطرح می کند به اثبات ‏برسد، آنگاه به همان نسبتی که نظر نیبرگ مبنی بر تورانی بودن آناهیتا کم اعتبار می شود، احتمال ‏اصلیت بومی (غیر آریایی) بودن آناهیتا قوت بیشتری می گیرد، که در این صورت صفحات غربی و ‏جنوب غربی فلات ایران مورد نظر است. البته کشف پیکرک های گِلی آناهیتا در کوی کریکلان قلعه، ‏زارتپه، و رَخشا در بخارای غربی، تالی برزو، در 6 کیلومتری جنوب سمرقند ‏ جلب توجه می کند. در ‏این میان نظر تارن ‏ جالب توجه است. به نظر او در زمان اردشیر دوم هخامنشی، از آمیزش عناصر ‏الهه ی آب سیحون با عشتار رب النوع بابلی آب، ایزد بانوی ایرانی آناهیتا به وجود امده و در سراسر ‏قلمرو هخامنشیان تبلیغ شده است. همو جشن ویژه ی سکایه (صقایه) را نیز از آیین های مربوط به ‏آناهیتاست برگرفته از بابل می داند. با اینکه این نظر درباره ی آناهیتا قابل تأمل است، بابلی بودن جشن ‏سکایه، همهن طور که از نام این جشن بر می آید، به طور قطع نمی تواند درست باشد. وقتی ‏ایرانی کاپادوکیه موفق به نافرجام گذاشتن هجوم سکا ها به ارمنستان و آسیای صغیر شد، دستور دادف تا ‏محلی را خاکریز کنند و در انجا یک معبد آناهیتا بسازند. در این معبد هر سال جشنی به نام سکایا برگزار ‏می شده است. استرابون در کتاب 5 خود، بی ذکر منبع می نویسد، برخی می گویند، هنگامی که کوروش ‏سکا ها را شکست داد روز پیروزی اش را به الهه ی میهنش تخصیص داد؛ هر جا معبد آناهیتا وجود ‏دارد این جشن برگزار می شود.در این جشن مردان لباس سکایی به تن می کردند و پس از میگساری با ‏یکدیگر و ن همراهشان به زد خورد می پرداختند. این مراسم یادآور شکستی از سکا ها بوده است، که ‏در تمهید آن، سکا ها را به حیله مست کرده و آنها را در حال خواب و مستی و رقص از پا درآورده ‏بودند. ویندیشمن ‎ ‎‏ معتقد است که این آیین بایستی مربوط به زمانی پیش از روزگار کورش بوده باشد.‏اشپیگل ‎ ‎‏ در ایرانی بودن آیین سکائیه تردید دارد و با تکیه بر گزارش بروسوس که می گوید این جشن ‏در بابل نیز گرفته می شده است، احتمال می دهد که نام جشن از واژه صائبی شاقا ‏ برگرفته شده ‏است ‏. راپ ‏ می گوید با توجه به اینکه ایزد مونث در ایران باستان معمول نبوده است ‏. مغان همواره ‏خدایان را عاری از جنسیت می دانسته اند ، آناهیتا را از اصل نمی توان از خدایان ایرانی به شمار ‏آورد. او سپس دلیل دیگری بر غیر ایرانی بودن اصلیت آناهیتا آورد و آن نقش آناهیتا، در آغاز پیدایشش، ‏در فحشاء آیینی است. راپ که فحشا با منش و روحیه ایرانی سازگاری نداشته است. نیالوده و بی آلایش ‏که معنای آناهیتا است می تواند تأییدی بر نظر راپ باشد ‏. از سوی دیگر، چون خط میخی فارسی ‏باستان پیش از اردشیر دوم هخامنشی هم وجود داشته است، اشپیگل می نویسد، اگر آناهیتا با همه ی ‏ویژگی هایش پیش از اردشیر دوم نیز اردشیر دوم می بود، به هر تقدیر در دیگر سنگ نبشته های ‏هخامنشی پیش از اردشیر هم می بایست نامی از آناهیتا برده می شد. به ویژه اینکه هرودوت به آفرودیت ‏اورانیا در بابل اشاره می کند. سپس او با اشاره به نظر های ویندیشمن و راپ و با تکیه بر نوشته ی ‏هرودت ، آناهیتا را الهه ی سامی می داند، نه الهه ای که بعدأ به نظام آیین زرتشت پیوسته باشد، بلکه به ‏صورت ایزدی که از نظر شخصیت وجودی، به خودی خود و از ابتدا، جزء اندام آیین بوده است. ‏بنونیست ‏ هم معتقد به غیر اوستایی بودن آناهیتا است و می نویسد آناهیتا از زمان اردشیر هخامنشی در ‏جرگه ی ایزدان ایرانی در آمده و شاید در اصل الهه ای بابلی بوده است. او می نویسد به احتمال زیاد نام ‏باستانی این ایزد اَرِدوی بوده و آناهیتا بعداً به آن افزوده شده است ‏.‏راپ ‏ با تکیه بر گزارش های کلِـمِـنس و استرابون معتقد است که اناهیتا نخست به میانجی ارمنی ها به ‏غرب ایران و به میان ماد ها راه یافته و پس از این که مدتی در این قسمت ایرانف اندامی استوار یافته ‏است، در سده ی چهارم پیش از میلاد و با اردشیر دوم به قلمرو دین دولتی راه یافته است ‎.‎‏ در این ‏میان، مساله ی تفاوت میان تصویری که به کمک آبان یشت از آناهیتا داریم با شکل و پرداخت نگاره ها و ‏مجسمه هایی که از آناهیتا به دست آمده اند، در خور توجه است. در حالی که آناهیتا در تصویر ها و ‏مجسمه هایی که از آناهیتا اغلب است، در آبان یشت، پوشیده است و حتی جامه ای از پوست 300 ‏بَبَر در تن دارد. آناهیتای اوستا به فرهنگ شمالی- آریایی نزدیک تر است تا به برداشت بومیان جنوب ‏غربی فلات ایران و بابل ‎.‎بنابراین، با توجه به اَپَم نبات در اوستا و سَرِسوَتی، ایزد آب ها و دریاچه ها در ریگ ودا، می توان گمان ‏برد که باور های ذهنی- مذهبی ایرانیان از ایزد آب، به هنگام تجسم یافتن مادی در معبد ها، به شدت ‏تحت تاثیر برداشت های میزبانان بومی و دیگر ایزدان آب در منطقه، به ویژه در غرب ایران قرار گرفته ‏است. با این همه، همه ی شواهد گویای این حقیقت است که هسته ی بنیادی فرهنگ آناهیتایی، ایرانی- ‏آریایی بوده است ‎.‎نکته ی بسیار جالبی که درباره ی خاستگاه آناهیتا وجود دارد ارتباطی است که با اسطوره های دوره ی ‏پیش از ایرانی ها در آسیای میانه پیدا کرده اند.آیین سیاوش در حدود دو هزار سال پیش از آن، در ‏آسیای میانه وجود داشته است و در مدارک باستان شناسی ارتباط بسیار نزدیکی بین تمدن آسیای میانه و ‏تمدن بین النهرین پیدا کرده که مربوط به حدود چهار هزار تا سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد ‏مسیح است. به این ترتیب، حتی ارتباط عملی و عینی فرنگ آسیای میانه پیش از هند و اروپایی ها با ‏بین النهرین، از طریق باستان شناسی پیدا شده است. پس ما میتوانیم معتقد باشیم که وقتی هند و ایرانی ‏ها به آسیای میانه می رسند آیینی داشته اند که می تواند شبیه آیین های ودایی باشد اما در آنجا با یک ‏رشته آیین های بومی و محلی آشنا می شوند که آیین مادر آب» است و پسرش که خدای فراوانی و ‏غناست بعد ها ایرانی ها الهه ی خودشان را آناهیتا را که الهه ی رود جیحون است جانشین این الهه ی ‏سامی می کنند و در واقع آناهیتا جانشینایشتر یا سیبُـل میشود. هند و ایرانی ها وقتی به آسیای میانه می ‏آیند با یک تمدن بزرگتر از خودشان، با یک تمدن زراعی پیشرفته رو به رو می شوند و ایرانی ها که ‏قوم فاتح هستند نه فرهنگ فاتح مقدار هنگفتی از فرهنگ فایق بومی را با فرهنگ خودشان تلفیق می ‏کنند و به این ترتیب آیین سیاوش در دوره ای که اوستا در قرن ششم و هفتم پیش از مسیح شکل می ‏گیرد. دیگر در حدود هزار سال است که وارد آیین های ایرانی شده و واقعاً با آن تلفیق پیدا کرده است. ‏رشد بعدی آیین سیاوش را در آیین های ایرانی در ایران مهر می بینیم. آیین مهرپرستی بنا بر مدارکی ‏که ما از تمدن کوشانی و تمدن باختر و تمدن اشکانی و . در آسیای میانه داریم عبارت است از یک ‏الهه ی مادر، آناهیتا که الهه بی رود جیحون است، پسر که الهه ی باروری است و مهر است و پدر که ‏عبارت از اهورا مزداست (بهار، از ارسطو تا تاریخ، 1386 : 386 تا 388).‏ البته اگر بخواهیم توجیهی برای این تعویض پیدا کنیم می توانیم اخلاقی بودن ایرانی ها و آریایی ها را ‏مدِ نظر داشته باشیم، اما باید توجه داشت که اصلاً چه دلیلی دارد بخواهیم اسطوره هایی را با یکدیگر ‏مقایسه کنیم و از آنجا بگوییم که چنین باوری هایی در مورد هر دو ملت دارای اسطوره وجود داشته ‏است.‏

چرا ساز را در تلویزیون نشان نمی‌دهند؟

وبلاگ موسیقی :چرا ساز را در تلویزیون نشان نمی‌دهند؟ سیاه کردنِ کاغذ است نوشتن گزارشی برای بررسی عملکرد تلویزیون در زمینه موسیقی؟ تکرار مکررات است گفتن اینکه چرا ساز را در این سازمان نشان نمی دهند؟ سوال بیهوده ای است اینکه مگر خطر نشان دادن آلات موسیقی از نشان دادن اسباب اعتیاد و اسلحه خطرناک تر است؟ اضافه کاری است گفتن این مطلب که 40 سال است که ساز را نشان نداده اید و ثمرش افزایش رغبتی مردم شد به موسیقی های آن طرفی، فراموش شدن اصالت های موسیقایی و ستاره شدن لیدی گاگا و مدونا و آدل؟ همه اینها هست؛ اما مگر می شود نشست و دید از رنجی عظیم که جامعه بزرگ اهالی موسیقی می کشند و دم نزد؟ دم نزد که چه بشود؟ آن هم وقتی این مثنوی هفتاد من که قرار است اشک به چشم بیاورد، چنان شرایط پیچیده ای رقم زده است که گروتسک»ی مضحک رقم زده و خودِ صداوسیما هم منتقدِ عملکردش شده است. کنایه طعنه آمیز سریال کلاه قرمزی» در همین ایام عید را دیدید که آن عروسکِ موبلند که داداش گلم» صدایش می کردند، هر زمان که می خواست سازی بزند، رویش را به دیوار می کرد؟گفتگوی علیرضا عصار» را در ویژه نامه نوروزی یادتان می آید که رو به مجری کرد و گفت: این دعوت را به شرطی قبول کرده است که سازش را نشان دهند؟ و دادند. یا پیانونوازی سامان احتشامی» در برنامه ای دیگر را در روزهای دورتر، برنامه هفت» را یادتان هست و ادای نواختنی که اعضای گروه پالت زمان اجرای برنامه انجام دادند به کنایه؟ اصلا همین پنجشنبه ای که گذشت، مگر در یکی از معدود برنامه های موسیقایی صداوسیما دو میهمان برنامه، تندترین انتقادها را به ت های صداوسیما نکردند؟ همه اینها را می گوییم و می نویسیم و می خوانند و دوباره در بر همان پاشنه می چرخد. دوباره ساز را نشان نمی دهند. دوباره از اولین لحظه ای که برنامه های صداوسیما شروع می شود تا آخرین لحظه آن، از قطعات موسیقی استفاده می کنند، بی آنکه حق و حقوقی برای خالقان آن قائل باشند و حتی نامی از آنها ببرند. درِ» موسیقی انگار در این سرزمین همیشه به یک پاشنه خواهد چرخید. آن هم وقتی با نگاهی به برنامه های موسیقایی در ایام نوروز و مهمانانی که برنامه ها و شبکه های مختلف صداوسیما دعوت کرده بودند، تکلیف مان با این رسانه مشخص شد. تلویزیون حالا بیش از هر زمان دیگری حامی موسیقی پاپ است؛ آن هم سخیف ترین و نازل ترین شکل آن. در حالی که سال هاست چهره های اصیل و استادان بزرگ موسیقی ایران در این رسانه ممنوع التصویر هستند - از محمدرضا شجریان مگر استاد بزرگتری داریم - و بسیاری دیگر نیز با این رسانه قهر کرده اند؛ باید چهره هایی چون حمید هیراد و بهنام بانی و حامد همایون در آن چنین حضوری جدی داشته باشند و مجریان تازه سلبریتی شده تلویزیون با غرور از حضور آنان حرف بزنند و وعده غافلگیر شدن مخاطبان شان را بدهند. گفتیم در این سرزمین همیشه در موسیقی به یک پاشنه خواهد چرخید؟ حالِ ناخوشِ تلویزیون اما ماجرا را از زاویه ای دیگر هم می توان دید. همین خوانندگانی که نام بردیم مثل هیراد و بانی و حامد همایون؛ این روزها دیگر خیلی هم به صداوسیما وابسته نیستند. هر کدام شان یک کانال تلگرامی دارند - که گویا قرار است فیلتر شود و یک صفحه در اینستاگرام - که باوجود فضای مبتذل حاکم در آن گویا هیچ تهدیدی برای فیلتر شدن ندارد و در هر کدام شان صدها هزار نفر - گاهی تا چند میلیون نفر - بازدید کننده دارد؛ پس این اوضاع نابسامان صداوسیماست که دست به دامان ستاره های حبابی می شود. تلویزیونی که روزگاری بزرگترین چهره های موسیقی - شجریان و ناظری و لطفی- را به عنوان پشتوانه داشت و فیلمسازان بزرگ - تقوایی و کیمیایی و مهرجویی - با آن همکاری داشتند؛ حالا دستش خالی است. خالیِ خالی. راه را هم تا اینجا به اندازه ای اشتباه رفته که بزرگان دیگر حوصله اصلاح شرایط و آمدن به آن را ندارند. پس می ماند همین جوانان تازه از راه رسیده که مخاطبان میلیونی دارند و در این میان شاید تعدادی از مخاطبان شان ترجیح دهند که ستاره محبوب شان را برای چند دقیقه ای هم که شده از این رسانه مشاهده کنند. مسئولان صداوسیما راه ساده تر را انتخاب کرده اند؛ دست به دامان ستاره ها شدند تا اصلاح اموری که رسانه ملی» را به چنان وضعی انداخته که حتی همکاران سابقش نیز از آن به عنوان رسانه میلی» یاد می کنند، به دست گیرند بی آنکه به این مسئله توجه داشته باشد که این بازی، یک بازی دو سر باخت است؛ هم برای خودش و هم برای مردمانی که هیچ دلشان نمی خواهد رسانه شان این شکل و شمایل را داشته باشد. چرا ساز را در تلویزیون نشان نمی دهند؟ اینکه چه کسی بانی چنین امری است و چه کسی مانع از نشان دادن ساز در رسانه ملی می شود، کسی نمی داند. از همان سال های نخستین انقلاب بود که نمایش ساز در تلویزیون ممنوع شد؛ در حالی که حکمی شرعی در این باره داده نشده است. برای تایید این ماجرا کافی است که به صحبت های زنده یاد صادق طباطبایی» اشاره کنیم که به نظر امام خمینی (ره) اشاره داشتند و اینکه ایشان از ترانه ای که در سوگ شهید مطهری ساخته و اجرا شده، به عنوان موسیقی مجاز و سازنده روح انسانی نام بردند. ایشان در بخشی از یک گفتگوی خود می گوید: زمانی که از قول امام این فتوا در مورد موسیقی در یکی از رومه های آن زمان منتشر شد، من می دانستم که نظر امام خمینی درباره موسیقی به درستی بیان نشده است؛ زیرا همان زمان در برنامه های رادیو و تلویزیون موسیقی پخش می شد و مورد اعتراض امام هم قرار نمی گرفت. گرچه بودند مراجع و فقهایی که همان اندازه موسیقی را هم بر نمی تافتند و اصولا نسبت به کل موسیقی فتوای قاطع داشتند و انواع موسیقی را از هم تفکیک نمی کردند. در یکی از همان روزها شادروان مرتضی حنانه به دفتر کار من در نخست وزیری آمد و یک کاست از کارهای بدون کلام خود را برایم هدیه آورد. چند روز بعد آن کاست را نزد امام بردم و از ایشان خواستم آن را گوش دهند. ایشان بعد از شنیدن آن چند قطعه گفتند: این آثار اشکال شرعی ندارد. در همان سال های صدر انقلاب، روزی مسئولان اصناف از امام کسب تکلیف کردند که با فروشندگان آلات موسیقی چه باید کرد؟ امام در پاسخ قریب به این مضمون جواب دادند که سازها و ادوات موسیقی فی نفسه مشمول حکم حرمت قرار ندارند. نوع استفاده و موارد مصرف و شرایط جانبی است که تعیین کننده نوع حکم می شود. مانند تخته و مهره های شطرنج و بازی شطرنج که اگر به قصد قمار نباشد مشمول تحریم فقهی نمی گردد؛ بلکه هدف و نوع استعمال است که تعیین کننده است. حتی به یاد دارم که گروهی از نظامیان در حضور ایشان با ارگ به اجرای سرود پرداختند یا اینکه در روز افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی؛ ارکستر سمفونیک تهران در جایگاه هیأت رئیسه مجلس، قطعاتی را اجرا کرد؛ در حالی که برنامه به طور زنده از تلویزیون پخش می شد و فقهای سختگیر شورای نگهبان همگی در آن مجلس حضور داشتند و امام خمینی هم آن را مشاهده می کردند و آن را منع نکردند.» رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود؟ شاید باید همه چیز را به زمان موکول کرد. این ساده ترین و امیدوارکننده ترین مسئله است. مثلا امیدوار بود که بالاخره یک روز ن به استادیوم بروند. یک روز ساز را از تلویزیون نشان دهند و یک روز سعید مرتضوی» پیدا شود و برود حکم زندانش را بگذراند؛ سپردن به زمان اتفاق خوبی است. زمان حلالِ همه چیز است و خیلی چیزها را درمان می کند؛ به خصوص اینکه یادمان بیاید روزگاری خاویار و شطرنج هم ممنوع بود و حرام؛ هزاران سال از اولین سازی که به دست بشر ساخته شد می گذرد و می شود همین مدت زمان صبر کرد برای به نتیجه رسیدن این بحث اما اگر ماجرا برعکس شد چه اتفاقی رخ می دهد؟ مثلا محدودیت ها بیشتر شد؟ خب تا همین جا هم این اتفاق رخ داده است. سال هاست اجازه نمایش ساز در پوسترها و بیلبوردهای شهری وجود ندارد و فقط تصویر خوانندگان و نوازندگان - که البته معمولا عکس نوازنده ای در هیچ تبلیغ شهری نیست - منتشر می شود. مسئله اینجاست که انگار صداوسیما خودش می داند که بازنده اصلی این ماجراست؛ برای همین هم هست که مثلا در یکی از شبکه های تلویزیونی اش - شبکه ای با نام شما - یک گروه موسیقی را نشان می دهد که با سازهای شان مشغول نواختن هستند و در حالی که همه از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند و گمان می کنند که این آغاز راهی است که ممکن است صداوسیما آن را پی گرفته باشد؛ تهیه کننده اش در زودترین ساعتِ ممکنِ فردایش - برنامه صبح به خیر ایران - از این ماجرا عذرخواهی می کند و می گوید کسانی که به این مساله دامن زده اند، همسو با رسانه های دشمن هستند و این یک اتفاقِ سهوی بود. این در حالی است که تاکنون هیچ تهیه کننده ای از پخش این همه موسیقی های مبتذل عذرخواهی نکرده است. از عدم پرداخت دستمزد خالقان آثار هم عذرخواهی نکرده است و اصلا کسی این زحمت را به خود نداده تا یک بار برای همیشه به این پرسش پاسخ دهد که: چرا نمایش ساز در صداوسیما ممنوع است؟ » آیا ساز را وسیله لهوولعب می دانند؟ پس چرا موسیقی را پخش می کنند. مگر می شود ابزار یک چیز حرام باشد و خودِ آن حلال؟ اهالی موسیقی چه می گویند؟ برای روشن شدن بحث، اظهارنظر تعدادی از بزرگان موسیقی را در این باره مرور می کنیم و بار دیگر رجوع می کنیم به گفته های استاد محمدرضا شجریان» که خود از اولین معترضانِ به این امر بود و خیلی سال ها پیش از آنکه از این رسانه از کار ممنوعش کنند، خودخواسته نامه ای به صداوسیما نوشت و گفت آثارش را پخش نکنند که البته آنها کردند تا آن اتفاقات عجیب و غریب در آن سال عجیب تاریخ معاصر رخ داد و نه تنها دیگر آثارش که ربنایش را هم پخش نکردند؛ خسروی آوازِ ایران اما در سال 74 که اوضاع موسیقی در صداوسیما را جالب نمی دید، نامه ای به ریاست سازمان (علی لاریجانی) نوشت و از پخش آثار غیرفاخر و موسیقی های کافه لاله زاری انتقاد کرد و لازم دانست که تلویزیون برای پخش آثار موسیقی یک شورای نظارت حرفه ای را مأمور کند. اتفاقی که البته از آن سال تاکنون رخ نداده و شرایط هر روز از گذشته بدتر شده است. اما دیگر چهره های موسیقی هم در این باره اظهارنظرهایی دارند که همگی شبیه به هم است؛ مثلا همایون شجریان» می گوید: رسانه ملی که می تواند نقش بسیاری داشته باشد، ساز را نشان نمی دهد، ولی اگر نشان بدهد، موسیقی در این سرزمین دگرگون می شود. در برنامه دستان» هم که به موسیقی می پردازد، یک گلدان جلوی نوازنده می گذارند.» یا علیرضا قربانی» هم به این نکته اشاره کرده است که: تلویزیون سلاح سرد را نشان می دهد؛ آن هم نه به عنوان یک شیء قبیح، اما از نشان دادن ساز اکراه دارند. این بزرگترین توهین است. در شبکه جام جم ساز و مضراب نشان می دهند اما شبکه های سراسری نه. این به دلیل داشتن برد تبلیغاتی در خارج از کشور است؟ این بوی ریاکاری می دهد که یکی از آفت های جامعه ماست.» حمیدرضا نوربخش در این میان اما حمیدرضا نوربخش» - مدیر عامل خانه موسیقی به این مساله تاکید دارد که هیچ دلیل موجهی برای نشان ندادن تصویر ساز یا تصویر یک نوازنده به همراه نواختن سازش وجود ندارد. او می گوید: هیچ حکم فقهی در این باره نیست. 40 سال است که جوانان این سرزمین را از دیدن سازهای ملی و اصیل شان محروم کرده اند و همین باعث شد تا سازهای غربی در کشور رواج پیدا کند. البته در این میان خودِ اهالی موسیقی نیز کم کاری کردند و تنها کسی که به این مساله واکنش نشان داد، استاد شجریان» بودند که در نامه ای به صداوسیما خواستار آن شدند که تا شرایط به همین منوال است، آثارشان از این رسانه پخش نشود؛ در حالی که دوستانِ دیگر هیچ اعتراضی نکردند و حتی از ایشان حمایتی هم انجام ندادند. آنها حتی حاضر شدند به صداوسیما بروند و بخوانند و بنوازند بی آنکه سازهایشان نشان داده شود. برخی از دوستان حتی حاضر شدند به صورت پلی یک» برنامه اجرا کنند و در نتیجه صداوسیما هیچ خطری احساس نکرد و هرطور که خواست با موسیقی ایران و موسیقیدان برخورد کرد؛ بی آنکه هزینه ای پرداخت کند.» او می گوید که این تنها ضربه ای نیست که صداوسیما به هنرمندان موسیقی می زند؛ درحالی که رادیو و تلویزیون مدام آثار هنرمندان را پخش می کنند، کوچکترین هزینه ای برای هنرمندان نمی کنند: نتیجه تمامی این بحث ها این شده است که امروز موسیقی بدون هویت گسترش بسیار زیادی پیدا کرده است و هنرمندان بسیاری مجبور به عزلت نشینی شده اند.» کیوان ساکت کیوان ساکت، آهنگساز و نوازنده سه تار، هم تنها نتیجه این اتفاق را رواج موسیقی های غربی می داند: در حالی که رسانه ملی ما از نشان دادن ساز ابا دارد، صدها شبکه ماهواره ای هستند که در حال رواج موسیقی و سازهای خودشان هستند و از آنجا که هر چیزی که چشم بیند، دل آن را طلب می کند، مشاهده می کنیم که هم اکنون بسیاری از جوانانی که تار و سه تار را نمی شناسند، موسیقی های غربی را به خوبی گوش می کنند و می شناسند و تاثیرش را نیز در زندگی شان می توان مشاهده کرد.» همچنین میلاد کیایی» - آهنگساز و نوازنده سنتور- هم در این باره می گوید: میلاد کیایی این مساله سال هاست که بیشترین ضربه را به پیکره موسیقی ایران زده است؛ مساله ای که هیچ اتفاق بزرگی نیست و تنها نیاز به اندکی شهامت و جسارت دارد که برای همیشه برطرف شود. ضمن اینکه نشان ندادن ساز خودش تبعات دیگری هم دارد و آن خواننده سالاری است که ما امروز در موسیقی خودمان شاهد آن هستیم. مخاطبی که نه اسمی از آهنگساز می شنود و نه نامی از نوازندگان و تنها خواننده را می بیند، حق دارد که تصور کند این تنها خواننده است که خالق یک قطعه موسیقایی است؛ در حالی که خواننده تنها یک اجراکننده است.» اما شاهین فرهت» - آهنگساز - نگاهِ دیگری به این ماجرا دارد و این سوال را مطرح می کند شاهین فرهت که مشخص نیست چرا این مساله تا این اندازه ابعاد گسترده ای پیدا کرده است: کشور ما تنها کشوری در جهان است که ساز را در تلویزیون آن نشان نمی دهند. این اتفاق شگفت انگیز است؛ در حالی که در تمام دنیا این اتفاق در حال رخ دادن است و هیچ مشکلی هم به وجود نیامده است. خوب است مسئولان صداوسیما با خودشان فکر کنند که این اتفاق چه ثمراتی دارد؟ در حالی که امروزه همه به خصوص جوانان به مدد تکنولوژی و فضای جدید ارتباطی می توانند به همه چیز دسترسی داشته باشند، چرا باید ساز از تلویزیون نشان داده نشود؟ اصلا این چه معنایی می تواند داشته باشد؟ جز اینکه موسیقی بومی ما به فراموشی سپرده شود؟» برای ثبت آگهی رایگان به سایت شهر24 مراجه کنید سایت شهر24 مرجع آگهی های رایگان.با سایت شهر24 دیده شوید

جاذبه هاي طبيعي شيراز

جاذبه های گردشگری شیرازشیراز شهر زیبایی ها است و می توان لذت وصف ناپذیر و حس عطر خوشایند بهارنارنج ها را بزرگترین ارمغان این شهر دانست.این شهر هم به لحاظ فرهنگ و تمدن، آب و هوا و جاذبه های طبیعی سر آمد شهر های ایران است.مسافران می توانند انگیزه های متفاوتی برای سفر داشته باشند ولی خالی از لطف نیست که مهمترین و جذاب ترین جاذبه های این شهر را بشناسید و آنها را از نزدیک ببینید. تمام سعی ما بر آن است که در این مقاله این مراکز را گنجانده و توضیحی مفید و کوتاه داشته باشیم.قیمت تور شیرازقیمت تور شیراز به عواملی همچون هتل، نوع سفر هوایی و زمینی، گشت شهری و نوع خدمات تور وابسته است.شرکت خدمات مسافرتی همیشه سفر به عنوان مجری تخصصی تورهای شیراز با بهترین خدمات و در بهترین هتل ها همراه با گشت های شهری متنوع در خدمت مسافرین محترم می باشد.1. آرامگاه های مشاهیر( مهد شعر و ادب پارسی)- حافظیهدر شمال شهر شیراز آرامگاهی وجود دارد که نامش برای همه ساکنان این سرزمین کهن آشناست. هر که به شیراز قدم می گذارد راهی آرامگاه حافظ می شود و در آن ساعات خوشی را می گذراند. این مجموعه با نام حافظیه شناخته می شود و همان طور که از نامش پیداست، محل دفن حضرت حافظ، یکی از شعرای ایران زمین است. بسیاری معتقدند که وی در یکی از اشعارش این مساله را که مرقدش پس از او زیارتگاه خواهد شد، پیش بینی کرده و چنین گفته است:گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس زین چمن سایه آن سرو روان ما را بسبر سر تربت ما چون گذری، همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود- سعدیهسعدیه ، یا مزار سعدی شیرازی به عنوان یکی از جاذبه های شهر شیراز در طول تاریخ مورد توجه هنر دوستان و اهالی ادب بوده. این محل که در حال حاضر مزار سعدیِ در گذشته خانقاه و محل عبادت های او و یارانش بوده و این رو میشه از قبرهای متعددی که در کنار مزار او وجود داره ثابت کرد.این بنای زیبا که تافیقی است از هنر معماری قدیم و جدید به زیبایی هرچه تمام تر در میان باغی باصفا میزبان مسافران وگردشگرانیِ که با دیدن این همه زیبایی و آرامش ساعتی در این مکان توقف می کنن. یکی از جاذبه های این محل حوض ماهیِ که نزدیک مزار شیخ قرار داره و آب آن از چشمه ای تامین می شه که از زیر بنا می جوشه.ساختمان به سبک ایرانی با 8 ستون از سنگ های قهوه ای رنگ بر روی آرامگاه گنبدی شکل از کاشی های فیروزه ای رنگ و سنگ سفید تزیین شده که در جلوی مقبره قرار دارند و اصل بنا با سنگ سفید و کاشی کاری مزینه. بنای مقبره در داخل هشت ضلعیه که در هفت گوشه ساختمان، هفت کتیبه خطی قرار داره که بر روی دیواره ها ابیاتی از گلستان، بوستان، قصاید، بدایع و طیبات شیخ اجل سعدی انتخاب و گلچین شده و به قلم و خط «ابراهیم بوذری» نوشته شده.- آرامگاه کوروش کبیرکوروش کبیر، اولین پادشاه و موسس حکومت هخامنشیان، یکی از مشهورترین و البته محبوب‌ترین پادشاهان ایران‌زمین است که در زمان سلطنت خود، به پادشاهی عدالت‌محور با حکومتی مردم‌دوست شهرت داشته است.کوروش کبیر، اولین پادشاه و موسس حکومت هخامنشیان، یکی از مشهورترین و البته محبوب‌ترین پادشاهان ایران‌زمین است که در زمان سلطنت خود، به پادشاهی عدالت‌محور با حکومتی مردم‌دوست شهرت داشته است.- آرامگاه شاه شجاعجلال‌الدین شاه شجاع ملقب به ابوالفوارس از سلاطین آل مظفر و مشهورترین فرد این خاندان است. پدرش، امیر مبارزالدین محمد مظفر، پایه‌گذار سلسله‌ی آل مظفر است و مادرش ترکان مخدوم‌شاه، دختر شاه جهان قراختایی از سلاطین قراختای کرمان است. قراختاییان از سلسله‌های ملوک‌الطوایفی ایران هستند که در حدود 83 سال بر کرمان حکومت کردند.- آرامگاه خواجوی کرمانیخواجوی کرمانی در سال 679 هجری به دنیا آمد و در واقع بزرگترین شاعر شهر کرمانی است، ولی زادگاهش را ترک گفت و به سیر و سیاحت پرداخت و در اواخر عمر در پناه ابواسحاق اینجو به سر می‌برده است و با بسیاری از بزرگانی چون عبید زاکانی، سلمان ساوجی، عماد فقیه کرمانی، خواجه حافظ شیرازی و صوفی مشهور شیخ امین‌الدین بلیانی مراودات و نزدیکی داشته است.2. باغ های تاریخی و به غایت زیبا- باغ ارممی‌روید خیابان ارم شیراز و می‌رسید به باغ ارم، یکی از دل‌انگیزترین باغ‌های شیراز. وارد باغ که بشوید باید از بین دارو درخت‌های زیادی بگذرید تا برسید به جلوی حوض و عمارت حیرت‌انگیز باغ که میخکوبتان می‌کند. جای تعجب هم ندارد، چون در یکی از تماشایی‌ترین باغ‌های ایران هستید که همراه هشت باغ دیگر در فهرست آثار جهانی به ثبت رسیده.- خانه زینت الملوکدر خیابان لطفعلی خان زند شیراز در ضلع غربی نارنجستان قوام، بنایی زیبا و باشکوه قرار دارد که به پاس نیکی های مالکش، زینت الملک مشهور شده است. شروع ساخت این خانه قاجاری که در سال 1290 هجری قمری توسط علی محمد خان قوام الملک دوم و اتمام آن در سال 1302 هجری قمری توسط محمد رضا خان قوام الملک سوم صورت گرفت قرار دارد. ابتدا این خانه محل ست و زندگی (اندرونی) قوام ها و خانواده آن ها بوده که از طریق دری در زیرزمین به نارنجستان قوام راه می یابد. خانه زینت الملک بیش از بیست اتاق مزین به گچبری، نقاشی و آیینه کاری های بسیار نفیس و چشمگیر است. بنیاد فارس شناسی در سال 1373شمسی با همکاری میراث فرهنگی به بهسازی و مرمت این خانه تاریخی پرداخت و در سال بعد زیرزمین آن به نگارخانه ای برای نمایش آثار هنرمندان شیرازی و ایرانی تبدیل شد. سپس با همکاری سازمان ایرانگردی و جهانگردی پارس و بنیاد فارس شناسی از سال 1382شمسی به موزه گنجینه فارس تبدیل شد.- باغ عفیف آبادتاریخ احداث امارت این باغ به سال 1284 برمی گردد، دورانی که میرزا محمد علی خان قوام آن را بنا نمود. امروزه اداره آن در اختیار ارتش جمهوری اسلامی ایران است و آن را به یک موزه سلاح زیبا تبدیل کرده اند تا بازدید کنندگان ضمن لذت بردن از محیط زیبا و سرسبز باغ، از این موزه تماشایی و متفاوت نیز بازدید کنند. باغ این مجموعه در دوران صفویه خلق شده است و احتمالاً پادشاهان برای گشت و گزار و تفریح از آن استفاده می کردند، اما پس از آن و در زمان قاجار این باغ توسط قوام خریداری شد و یک عمارت زیبا درون آن ساخته شده است.- باغ نارنجستان قواماین باغ که به لحاظ وسعت کوچکترین ولی به لحاظ زیبایی کمی از بزرگترین باغ های شیراز ندارد محل اقامت قوام الملک شیرازی بوده و در حدود سال 1300 ه.ق به وسیله محمدرضا خان قوام الملک –از متمولین زمان قاجار- ساخته شد و چون درختان نارنج زیادی در آن می رویید به «نارنجستان» معروف شد.وسط حیاط آب نمایی قرار دارد که دو باغچه مملو از درختان نخل و نارنج آن را احاطه کرده است. در جلوی عمارت نیز حوض بسیار بزرگی با لبه های سنگی قرار دارد که نمای عمارت در آن منعکس شده و هنر معماری زیرکانه چهل ستون اصفهان را تداعی می کند.- باغ دلگشاباغ دلگشا یکی از باغ های تاریخی شهر شیراز محسوب شده که در شمال شرقی این شهر و در نزدیکی آرامگاه سعدی قرار گرفته است. به طور دقیق تر می توان گفت که این باغ در سمت جنوب تنگ آب خان و در دامنه کوهستان قرار دارد.گفته می شود باغ دلگشا که یکی از زیباترین باغ های تاریخی شهر شیراز بوده، مربوط به سه دوره ساسانیان، صفویان و قاجاریان می باشد. این باغ در همجواری قلعه کهندژ مستقر بوده و در زمان صفویه یکی از باغ های مهم و یکی از مکان های تفریحی شهر شیراز به حساب می آمده ، به طوری که در عکس ها و تصاویری که توسط گردشگران اروپایی جمع آوری شده به این باغ اشاره های فراوانی شده است.- باغ جهان نماباغ جهان‌نمای شیراز بهشت کوچک زمینی این شهر دیدنی است که شکوه و زیبایی‌ آن جلوه‌ای دیگر از باغ‌های سرسبز و پر گل شیراز را برای ‌بازدیدکنند‌گان به نمایش می‌گذارد. ویژگی‌های منحصر به فرد جهان‌نما هر بیننده‌ای را شگفت‌زده می‌کند.3. اماکن تاریخی و مذهبی- پاسارگادپاسارگاد یکی از شهرهای باقی مانده از دوران هخامنشی است. کوروش، پاسارگاد را به عنوان مرکز فرماندهی خود برگزیدو کاخ هایی در آن بنا نمود. مقبره کوروش بزرگ یکی از مهم ترین قسمت های پاسارگاد است که تقریبا سالم باقی مانده، به جز مقبره ، کاخ بار عام، مقبره کمبوجیه، تل تخت، کاخ بار اختصاصی، کاروانسرای مظفری، هم جزء آثار باستانی موجود در پاسارگاد به شمار می آیند. بر طبق گفته مورخان رومی این مکان به دستور کوروش بزرگ ساخته شده است. این را می توان از تشابه طراحی باغ ها و آرامگاه کوروش دریافت. پاسارگاد در سال 1383 در لیست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت- تخت جمشیدتخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که با نام های دیگری همچون پارسه، پرسپولیس، پرسه‌پلیس، هزارستون، صدستون و یا چهل‌منار نیز خوانده می شود و در سالیان دور برای مدتی طولانی به عنوان پایتخت باشکوه زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌ است. در سال 5 پیش از میلاد بنای تخت جمشید به عنوان پایتخت جدید هخامنشیان آغاز شد و بنیانگذار آن داریوش بزرگ بود. سپس پسر وی، خشایارشا و نوه‌اش اردشیر یکم، به گسترش این مجموعه پرداختند. یکی از بناهای این شهر شکوهمند، کاخ تخت جمشید می باشد که در دشیر اول بنا گردید و تا 200 سال مورد استفاده قرار گرفت. سنگ‌ نوشته‌ها و فنوشته‌های موجود در این بنا و حکاکی هادوران داریوش بزرگ، خشایارشا و اریی که بر روی دیواره‌ها و لوحه‌های آن دیده می شود یکی از منابع مهم کارشناسان برای شناخت این دوره ی تاریخی می باشند. نشانه های تاریخی حکایت از این دارد که یونانی، اسکندر مقدونی در سال 330 پیش از میلاد، طی حمله به ایران، تخت جمشید را به آتش کشید و این مجموعه ی بی نظیر را تخریب نمود که در جریان آن بسیاری از کتاب‌ها، فرهنگ و هنر هخامنشی از بین رفت. بقایای این شهر هنوز هم در شمال شهرستان مرودشت، شمال استان فارس (شمال شرقی شیراز) به چشم می خورند و بسیاری را به سوی خود می کشانند. اهمیت این مجموعه به حدی است که نام آن با شماره ی 20 از تاریخ 24 شهریور سال 1310 در فهرست آثار ملی ایران قرار دارد و از سال 1979 به عنوان یکی از آثار ثبت شده ی ایران در میراث جهانی یونسکو به شمار می رود.- دروازه قرآن شیرازاگر از سمت اصفهان وارد شیراز شوید، در مدخل ورودی شهر، طاقی بزرگ وجود دارد که باید ماشین ها از زیر آن عبور کنند. این بنای جالب به دروازه قرآن مشهور است و علت این نام، قرآنی است که در محفظه ی بالای به دستور عضدالوله دیلمی قرار داده شده تا مسافرین و میهمانان شیراز به سلامت گذر کنند. شیراز در گذشته شش دروازه داشته که امروز تنها همین "دروازه قرآن" باقی مانده؛ این دروازه به دستور عضدالوله دیلمی در مدخل تنگ الله اکبر ساخته شد. با گذشت زمان این دروازه رو به ویرانی تهاد تا اینکه در دوره کریم خان زند، بازسازی شده و قرآنی نفیس به خط سلطان ابراهیم نوه شاهرخ تیموری در اطاقک بالای دروازه قرار دادند. این اثر تاریخی بار دیگر براساس بی درایتی شهردار شیراز در سال 1315 شمسی براثر انفجار دینامیت تخریب شد. یکی از بازرگانان شیراز در سال 1328شمسی دروازه قرآن رااز نو بنا کرد. قرآن دوره کریم خان مشهور به "هفده من" و قرآن دیگر در سال 1316 به موزه پارس شیراز منتقل شد.- گهواره دیدبرج دیده بانی و خبررسانی در سمت چپ تنگ الله اکبر واقع شده که در دوره دیلمیان برای فرستادن پیام های فوری در این بنا از آتش، تابش نور در آیینه، بوق و شیپور استفاده می کردند. در سال 1381 در کنار این بنا هشت شهید گمنام را به خاک سپرده و در آنجا صبح جمعه دعای ندبه می خوانند.- عمارت دیوانخانه شیرازدر نزدیکی ارگ کریم خان، عمارتی وجود دارد که به دستور کریم خان در دوره ی حکومتش، ساخته شد. عمارت دیوانخانه، بنایی با پلان مستطیل و دو طبقه می باشد که به وسیله دو راه پله طبقات به هم مرتبط می شوند. این بنا، یک ایوان و دو تالار، شاه نشین دارد و مزین به کاسه سازی که نوعی مقرنس کاری است. مصالح آن آجر و سنگ می باشد که سنگ های مرمر آن را از تبریز و یزد به شیراز می آوردند.عمارت دیوانخانه، در سال 1354 با شماره ی 914 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.- ارگ کریم خانییکی از جاذبه های تاریخی و جالب شیراز، ارگ کریم خانی است که در دوره زندیه با بهترین مصالح و دست برترین معماران عصر ساخته شد. این بنا مهمترین و بزرگترین ساختمان زندیه می باشد که در زمینی به گستردگی 12800متر مربع بنا شده؛ چون محل زندگی کریم خان بود ه ارگ کریم خانی شهرت یافت. این ارگ ترکیبی از معماری مسی و نظامی است و در دوره قاجار محل زندگی فرمانروایان محلی بوده؛ اما در دوره پهلوی به زندان مبدل شد و این تغییر کاربری نادرست، سبب آسیب های جدی این بنا شد. در حال حاضر ارگ کریم خان، موزه ای از مجسمه های جالب و تماشایی است و زیر نظر سازمان میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود . در سال 1351 خورشیدی ارگ کریم خانی در فهرست آثار ملی به ثبت رسید.- حمام و بازار وکیلیکی دیگر از بناهای دوره زندیه در شیراز حمام وکیل می باشد که در کنار دیگر آثار این دوره مثل مسجد و بازار وکیل واقع شده است. این حمام به عنووام حمام عمومی شهر مورد استفاده بوده و بخشی را به عنوان شاه نشین (ویژه شاه) داشته، در دوره پهلوی قسمت هایی از آن را به حمام نمره تبدیل کردند و این تغییر وضعیت، سبب خارج شدن شکل معماری آن از حالت اصلی آن شده که اداره باستان شناسی در سال 1351 آن را مرمت کرد. پس از چند سال تبدیل به رستوران و سفره‌ خانه و موزه فرش‌ های دستباف (فروشگاه فرش‌های دستباف) شد و در نهایت، امروز حمام وکیل موزه ای با 30 مجسمه مومی در حالت های مختلف، می باشد. درمیان تمام بناهای ساخته شده، مجموعه بی نظیر بازار وکیل مانند گوهری می درخشید. شروع ساخت این مجموعه بزرگ حدودا از سال 1137 خورشیدی آغاز شد و تا سال 1156 توسعه و تکمیل آن به طول انجامید. در دوره های متفاوت تعمیرات و تغییرات اساسی در کالبد بازار صورت گرفته برای مثال در سال 1315 خورشیدی با احداث خیابان زند، ارتباط راسته شمالی با ادامه خود تا چهارسوق بزرگ بازار قطع شد و بخشی از راسته شمالی شامل 8 طاق و کاروانسرای قوامی و قسمتی از کاروانسرای روغنی به ناچار تخریب شد. چندی پیش نیز اسنادی تجاری که بیش از 100 سال قدمت داشتند در بازار وکیل کشف شد در این اسناد لیست قیمت ها، خریدها و فروش ها و مواردی مربوط به بازار و تجارت وجود داشت. بازار وکیل در 17ام تیر سال 1351 ثبت ملی شد.- نقش رستماگر شش و نیم کیلومتر از تخت جمشید فاصله بگیریم چشممان به محوطه ی باستانی دیگری خواهد افتاد که #نقش رستم نام دارد و از حدود سال 1200 پیش از میلاد تا 625 میلادی مورد توجه قرار داشته است. آرامگاه‌های شاهنشاهانی مانند داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم نیز در این محوطه به چشم می خورند. آرامگاه پنجمی هم در آن وجود دارد که احتمال می رود متعلق به داریوش سوم باشد. در کنار این آرامگاه ها، در این محوطه ی باستانی یادمان‌هایی از عیلامیان، هخامنشیان و ساسانیان نیز خودنمایی می کنند. این محوطه از تاریخ 24 شهریورماه سال 1310 با شماره ی 21 در فهرست آثار ملی ایران قرار دارد.- نقش رجباز پادشاهان ساسانی نقش برجسته های بسیاری باقی مانده که اغلب آن ها در استان فارس قرار دارند. آن ها برای نمایش قدرت، بزرگداشت مراسمی چون غلبه بر دشمن، تاجگذاری و… دستور نَقر ( کوبیدن و یا حک کردن ) این صحنه ها بر دل صخره ها را صادر می کردند تا همگان بدانند و ببیند قدرت و مرتبه ی شهریاران ساسانی را. این نقوش بیشتر در حوالی تخت جمشید به تصویر در می آمد چون شاهان ابتدایی ساسانی از فارس برخاستند و در تلاش بودند تا خود را دودمان هخامنشی منسوب کنند. یکی از مناطق حاوی این نقوش، نقش رجب در56 کیلومتری شمال شرقی شیراز و در 3 کیلومتری شمال تخت جمشید می باشد. این منطقه در مسیر تخت جمشید به استخر در سمت راست جاده قرار دارد؛ مسیری که در بیست و پنج قرن پیش شاهراه ارتباطی شوش به شهر سارد ( پایتخت لیدی ) بوده است.- بارگاه شاهچراغشاه‌چراغ، نام مسجد و آرامگاهی است در شیراز که بنا بر اعتقاد شیعیان احمد بن موسی، پسر ارشد موسی کاظم و همچنین محمد بن موسی، از برادران علی بن موسی الرضا، در آن به خاک سپرده شده‌اند. او در راه پیوستن به برادر خود به سوی خراسان سفر نمود ولی در راه توسط افراد مأمون خلیفه عباسی در شهر شیراز کشته شد.- مسجد جامع عتیقمسجد جامع عتیق کهنترین مسجد شیراز می‌باشد که مسجد جمعه یا آدینه نیز نامیده می‌شود. بنای اولیه این مسجد در سال 281 هجری قمری در زمان عمرو لیث صفاری ساخته شده‌است. بعدها شاه اسحق اینجو در سال 752 هجری قمری ساختمانی در میان مسجد بنا کرد که آن را خدایخانه یا دارالمصحف می‌نامند و مکان نگهداری قرآن مجید و مکان تلاوت آن بوده‌است. کتیبه سنگی آن از نمونه‌های ارزنده هنر خطاطیبه‌شمار می‌رود. این کتیبه به خط یحیی الجمالی الصوفی خطاط نامدار زمان شاه اسحق نوشته شده و حاوی جملاتی در شان قرآن مجید است.- مسجد نصیرالملکمسجد نصیرالملک یا مسجد صورتی یکی از مساجد قدیمی شیراز است. این مسجد در محله گود عربان که در قدیم به محله اسحق بیگ معروف بوده واقع در جنوب خیابان لطفعلی‌خان زند و در نزدیکی شاه‌چراغ و در کوچه? نصیرالملک قرار دارد. میرزا حسن علی خان ملقب به نصیرالملک فرزند میرزا علی‌اکبر عوامل مؤثر حاکم وقت فارس بنای مسجد را در تاریخ 1294ه‍. ق آغاز و در تاریخ 1305ه‍. ق به پایان برسانید که به معماری میرزا محمد حسن و محمد رضا ساخته شده‌است. این اثر در تاریخ 30 خرداد 1358 با شماره? ثبت 396 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است4. موزه ها (نمایش تاریخ ایران )- موزه هفت تنان (موزه سنگ)باغ تکیه هفت‌تنان یکی از قدیمی‌ترین اماکن تاریخی شیراز است. این باغ به سده‌های پیش از عهد زندیه و عمارت آن از بناهای دوره? کریم خان زند است. این باغ در بن کوه چهل مقام و در شمال آرامگاه حافظ قرار گرفته‌است. بیشتر جهانگردانی که در چند سده? اخیر به شیراز سفر کرده‌اند باغ تکیه هفت تنان و عمارت زیبای آن را وصف کرده‌اند. مردم شیراز نیز به این مکان دلبستگی خاص دارند و سابقاً گاه در طلب باران و استجابت دعا روی بدین مکان می‌آورده‌اند.- موزه پاریس (کلاه فرنگی)موزه پارس موزه‌ای است واقع در باغ نظر شیراز که در آن اشیایی از دوران پیش و پس از اسلام نگهداری می‌گردد. این موزه در سال 1315 خورشیدی بنیاد شده‌است. آرامگاه کریم خان زند که مربوط به دوره زند است در این مکان قرار دارد. موزه پارس در شیراز، خیابان زند، باغ نظر، نزدیک ارگ کریمخان واقع شده و این اثر در تاریخ 15 آذر 1314 با شماره? ثبت 244 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.- موزه تاریخ طبیعی و تکنولوژِیموزه تاریخ طبیعی شیراز در اسفند ماه 1353 تأسیس گردید و در اسفند1356 به ساختمان کنونی آن در بلوار مدرس شیراز انتقال یافت.[1] در بخش جانورشناسی این موزه 2500 نمونه از بی‌مهرگان و مهره‌داران (شامل دوزیستان و خزندگان و پرندگان) جمع‌آوری شده است. در بخشگیاهان زینتی و دارویی بیش از 60 گونه گیاه دارویی، در بخش زمین‌شناسی فسیل ماهی با عمر70 میلیون سال، کانی‌های معدنی و انواع سنگ‌ها و فسیل‌ها قرار دارد5. جاذبه های طبیعی (جاذبه هایی از جنس طبیعت )- چشمه شش پیر شیرازچشمه شش پیر چشمه شش پیر نام چشمه ای تاریخی در 65 کیلومتری شمال غرب شیراز و در 5 کیلومتری شهر سپیدان قرار دارد این چشمه به توجه به اکو سیسم بسیار جالب یکی از مقصد های گردشگران داخلی و خارجی می باشد این چشمه در میان مردم بومی دارای احترام خاصی می باشد و در طول سال روز های خاصی در این مکان جمع و به توزیع نذورات خود می پردازند یکی از دنج ترین مکان های شش پیر در منطقه جنوبی شش پیر ( مور سوسنی) واقع شده است که{ مجموعه خان نشین شش پیر } { پیمان ناصری } زینت بخش این طبیعت می باشد (آدرس این منطقه گردشگری. کیلومتر 65 جاده شیراز سپیدان، روستای برشنه منطقه نمونه گردشگری شش پیر) چشمه شش پیر هدیه ای از زاگرس پیر.- دریاچه مهارلودر 15 کیلومتری شیراز است.یکی از پارک ها . تفرجگاه های اصلی استان فارس با داشتن نمونه هایی از پرنده ها و گیاهان و داشتن دریاچه ای زیبا برای پرندگان مهاجر- تنگ بستانکدر فاصله 120 کیلومتری از شیراز و در منطقه کامفیروز است. اینجا را بهشت گمشده ایران می خوانند. تابستانهایی خنک و سرسبز و زمستانهایی سرد و یخبندان از ویژگی های اینجاست- غار شاپوراسرار آمیز ترین غار ایران است و در نزدیکی شهر بیشاپور قرار گرفته است.در دهانه غار مجسمه ای بزرگ از شاپور اول بهمراه دو کتیبه سنگی که یکی نحوه برپاسازی مجسمه و دیگری ترجمه نقش رجب است- تنگ تیزاب90 کیلومتری شیراز است و در کنار رودخانه ای که از کوه سپیدان نشات می گیرد. طبیعت کوهپایه ای اینجا فوق العاده دیدنی است بهترین فصل برای گردش در این منطقه بهار است6. مراکز خرید و تجاری- مجتمع تجاری تفریحی خلیج فارس- مجتمع آفتاب پارس- سرای مشیر- مجتمع خلیج فارسشما دوستان عزیز با شرکت در تورهای شیراز، شرکت خدمات مسافرتی همیشه سفر میتوانید شاهد جاذبه های گردشگری شهر شیراز باشید و از آنها لذت ببرید

keyboard_arrow_up