قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

مادر خدافظ بکن حلالم

حلالم کن

حلالم کن نمی دانم اگر رنجیده خاطر هستی ازدستم اگر دینی ز تو بر گردنم مانده بدان بار سفر بستم حلالم کن که بعد از رفتنم اینجا چنان سرگشته ی تنها به این یک جمله محتاجممیرزا24/7/1394

دیر اومدم مى خوام زود برم

رباتم خدافظ.  خب همین دیگه کسى نبود .  آرمیا خدافظ تا پایان امتحانات ترم.   ❤❤❤❤❤ تو وبلاگم مگسم پر نمى زنه . خب سعى مى کنم برگشتم ى رونقى بهش بدم. Bye bye خداحافظ. .✋❤

حلالم کنید

به نام خدا این آخرین پست من قبل از سفر کربلا هست،فی الواقع این چند روزه که تاخیر شد منتظر رسیدن گذرنامه یکی از رفقا بودیم.حرف برای گفتن زیاد هست ولی من به نوشتن چند کلمه اکتفا می کنم: ادامه مطلب

گاهی چه نعمتیه آلمیزر!

چمدونش را بسته بودیم، با خانه سالمندان هم هماهنگ شده بود، کلا یک ساک داشت با یه قرآن کوچک، کمی نون روغنی، آبنات، کشمش چیزهایی شیرین، برای شروع آشنایی . گفت: "مادر جون، من که چیز زیادی نمیخورم، یک گوشه هم که نشستم ،  نمیشه بمونم، دلم واسه نوه هام تنگ میشه!" گفتم: "مادر من دیر میشه، چادرتون هم آماده ست، منتظرن." گفت: "کیا منتظرن؟ اونا که اصلا منو نمیشناسن! آخه اون جا مادرجون،  آدم دق میکنه ها،من که اینجا به کسی کار ندارم،  اصلا، اوم، دیگه حرف نمی زنم. خوبه؟ حالا میشه بمونم؟" گفتم: "آخه مادر من، شما داری آایمر می گیری،همه چیزو فراموش می کنی!" گفت: "مادر جون، این چیزی که اسمش سخته رو من گرفتم، قبول! اما تو چی؟ تو چرا همه چیزو فراموش کردی دخترم؟!" خجالت کشیدم .! حقیقت داشت، همه کودکی و جوونیم و تمام عشق و مهری را  که نثارم کرده بود،فراموش کرده بودم،اون بخشی از هویت و ریشه و هستیم بود. راست می گفت،من همه رو فراموش کرده بودم! زنگ زدم خانه سالمندان و گفتم که نمی ریم، توان نگاه کردن به خنده نشسته  برلب های چروکیده اش رو نداشتم،  ساکش رو باز کردم قرآن و نون روغنی و . همه چیزهای شیرین دوباره  تو خونه بودن! آبنات رو برداشت گفت: "بخور مادر جون، خسته شدی هی بستی و باز کردی." دست های چروکیدشو بوسیدم و گفتم:"مادر جون ببخش، حلالم کن، فراموش کن." اشکش را با گوشه رو سری اش پاک کرد و گفت:"چی رو ببخشم مادر، من که چیزی یادم نمی یاد،شاید فراموش میکنم! گفتی چی گرفتم؟ آلمیزر؟!" در حالی که با دستای لرزونش، موهای دخترم را شونه میکرد زیر لب میگفت: "گاهی چه نعمتیه این آلمیزر!!"

فرشته و مادر

#داستان_کوتاه‌مادر نابینا کنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و میگریست .فرشته ی فرود آمد و رو به طرف مادر گفت: ای مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است که فقط یکی از آرزو های ترا برآورده سازد، بگو از خدا چه میخواهـی؟مادر رو به فرشته کرد و گفت: از خدا میخواهم تا پسرم را شِفا دهد. فرشته گفت: پشیمان نمیشوی؟ مادر پاسخ داد: نه!فرشته گفت: اینک پسرت شِفا ادامه مطلب

مادر شوهر شما چه مدلی هستش

مادر شوهر شما چه مدلی هستش چگونه مادر شوهر را حرص دهیم،مادر شوهر حسود،مادر شوهر پر توقع،وظایف مادر شوهر نسبت به عروس از مادر شوهر متنفرم،مادر شوهر عزیزم تولدت مبارک،مادر شوهر چیست،مادر شما چه اخلاقی داره،مادر شوهر مادر شوهر مهربان،مادر شوهر بد ذات،مادر شوهر،مادر شوهر و عروس،مادر شوهر عروس رو دوست داره،مادر  در ادامه شما میتوانید متن کامل مادر شوهر شما چه مدلی هستش را از سایت اسپندش مطالعه نمایید و نظر بدید اسپندش - دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

اربعین سالار شهیدان تسلیت باد

    اگر چه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادرنسیم سردم و بوی خزان آورده ام مادرنیاید کس به استقبال من زیرا که می سوزدز هرُم شعله ای کز سوز جان آورده ام مادربه این بی دست و پایی بی پر و بالی نمی دانمچه باعث شد که رو در آشیان آورده ام مادراگر من زنده برگشتم ز صحرای شهادت هاز صدها مرگ تدریجی نشان آورده ام مادررهانیدم ز طوفان ستم ها کاروانی راکه اینک بی برادر کاروان آورده ام مادرحسینت را نیاوردم من و از داغ جانسوزشدل خونین و چشم خون فشان آورده ام مادربه جا از یوسفت ماندست یک پیراهن خونینکه با خون دل آن را ارمغان آورده ام مادرکمک کن زینبت را تا کنار قبر پیغمبرکه مانند تو جسمی ناتوان آورده ام مادر

اربعین سالار شهیدان تسلیت باد

 اگر چه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادرنسیم سردم و بوی خزان آورده ام مادرنیاید کس به استقبال من زیرا که می سوزدز هرُم شعله ای کز سوز جان آورده ام مادربه این بی دست و پایی بی پر و بالی نمی دانمچه باعث شد که رو در آشیان آورده ام مادراگر من زنده برگشتم ز صحرای شهادت هاز صدها مرگ تدریجی نشان آورده ام مادررهانیدم ز طوفان ستم ها کاروانی راکه اینک بی برادر کاروان آورده ام مادرحسینت را نیاوردم من و از داغ جانسوزشدل خونین و چشم خون فشان آورده ام مادربه جا از یوسفت ماندست یک پیراهن خونینکه با خون دل آن را ارمغان آورده ام مادرکمک کن زینبت را تا کنار قبر پیغمبرکه مانند تو جسمی ناتوان آورده ام مادر

پیرمرد بی انگیزه

بد عادت شدم! دیگه لپتاپ ندارم، برای همین حوصله‌ی تایپ کردن تو گوشی رو ندارم! شایدم اصن اینا همه بهونه س، واقعیت اینه که شوقی واسه نوشتن ندارم. از صب تا شب دنبال یه لقمه نون حلالم و شب هم خسته و کوفته.

علت تغییر رنگ شیر مادر

آیا تاکنون متوجه شده‌اید که شیر مادر پمپ شده شما کمی متفاوت از روز دیگر به نظر می‌رسد؟ در واقعا کاملا طبیعی است که رنگ شیر مادر در روزهای مختلف متفاوت باشد و حتی رنگ‌های مختلف مانند آبی، سبز یا صورتی داشته باشد. اما چه چیزی باعث تغییر رنگ شیر مادر می‌شود؟علت تغییر رنگ شیر مادر چیست؟بسیاری از این تغییر رنگ‌های شیر مادر مربوط به غذاهایی است که می‌خورید. برخی از غذاها، گیاهان دارویی و مواد رنگی می‌توانند رنگ شیر مادر را تغییر دهند و گرچه عجیب است اما کاملا بی‌ضرر است.برای مشاهده ادامه مطلب بروی نوشته ادامه مطلب در زیر این پست کلیک کنید.

مادر عشق بی پایان

تنها عشقی که تاریخ انقضا نداره مادر است مادر یعنی تمام دلخوشی یک انسان مادر یعنی بهونه زندگی کردن مادر یعنی تمام امید و آرزوی یک انسان کاش در این قطار زندگی که بلیط برگشتی هم نداریم مادرمان همیشه در کنارمان باشد تا برای دردهایمان آرامشی باشد

میم مثل مادر

حرف زیاد هست و گله ها و دردها و اشک ها و سوزِ دل ها و آه که در سینه نهفته اما بی هیچ کدومشون و بی هیچ مقدمه ای میدونم هرچند که رهگذری هستی و شاید به تصادف پنجره ی کلبه ی مجازآبادی من به روت باز شده اما تمنا دارم برای خوب شدن حال یک مادر دعا کن.+مادر تکه سهم زمینی فرزند آدم است از خدا.

فانوس فروزان.

                        مادر. همو که بار ها گفتیم از او و بار ها قلم زدیم از او؛ اما هیچگاه نتوانستیم کنه وجود او را درک کنیم؛ همانند کودکی که دستش به بالای طاقچه نمی رسد. مادر نه فرشته است، نه پری و نه انسان؛ مادر، مادر است؛ همو که خدایش آفرید تا فردوس برین را به پایش بریزد. مادر، فانوس فروزان آویزان بر دیوار خانه است؛ می سوزد و می سازد برای ما؛ اما به چشم نمی آید. تا هست، بودنش برای کسی تفسیر نمی شود. برای فهمیدن روشنایی و گرمای حاصل از سوختن مادر، یا باید طعم تاریکی یتیمی را چشید، یا باید به خانه های سوت و کور خالی از مادر، سری زد. مثل خانه ی عموی من.  آن اوایل، یعنی مدت کوتاهی پس از رحلت زن عمو، وقتی به دخترعمو های کم سن و سالم می نگریستم، حیران می شدم که اینان چگونه زنده مانده اند؟ مگر در هوای خالی از نفس های مادر هم میتوان نفس کشید؟ بی خود نگفته سهراب: -نفسم میگیرد، در هوایی که نفس های تو نیست. الهی هوای هیچ خانه ای از نفس های سرشار مادر، تهی نباشد.   + از نوشتن در گوشی رنج ها کشیدم که مپرس! نشد که حروف را بزرگتر کنم. پوزش :)  

مادر ! اي گوهر من نوشته پويا منصفي

در رحم مادر خداوند بچه را در آبی بسیار شور قرار داده تا جسمش تمیز بماند و مادر سنگینی بچه را کمتر احساس کند، و خداوند روزی جنین را از طریق بند ناف که به مادر وصل است به او میرساند. پس اگر مادر در غذا خوردن کوتاهی کند ، از غذای جنین چیزی کم نمیشود !  بخاطر وجود غده هایی که با گرفتن مواد لازم از دندانها و استخوان مادر غذای جنین را تأمین میکند و به همین دلیل است که مادران با پیشروی در سن ، دندان و پا و زانو درد میگیرند، و در آخر میگویند :  زن زودتر از مرد پیر میشود. اگر آدمها بدانند که مادرشان بخاطر آنها استخوانش آب میشده در این میمانند که چگونه قدردانی بکنند . 

1398/07/12

خب خب من برم کم کم وسایلامو جمع کنم که فردا عازمم.میگن که درگیری شده جا مرزا.میگن که سامرا رو زدن.اینا مهم نیست من میرم برامم مهم نیست بقیه چی میگن،20 سال صبر کردم که برم کربلا حالا که نصیبم شده نمیتونم بگذرم ازشانشالا هرچی صلاحمه اتفاق میفته خدا بخواد زنده برمیگردم شایدم که اونجام رفدیم اون دنیا کلا.خدافز.حلالم کنید. 

افکت پوتين هاي سراسيمه

قرار بود جای این زخم ها خوب شود.قرار نبود که بعد از این همه سال یک روز صبح وقتی من حوالی خیابان ولیعصر منتظر تاکسی ام،با عجله و بی حواسشانه های مردانه ات را که پوشانده ای لای پولیور سرمه ایبزنی به بازوی من،من پرت شوم روی زمین،کلاسور زوار در رفته ام پرت شود چند قدم آنطرفتر،تو تازه به خودت بیاییکلاسور را برداری، برگردی سمت من که دارم با دلخوری از روی زمین بلند میشومهمینطور که داری کلاسور را میدهی دستم بگویی: خیلی عذر میخوام خانممن سرم را بلند کنم که بگویم: آقا حواست کجاس؟!. که مات بمانم.که مات بمانی.که خیابان ولیعصر با همه آدم ها و ماشین هایش در یک آن لال شود.که صورتت مثل کچ سفید شود و آن شکستگی بالای ابروی سمت راستت که هر وقت عصبی میشدی می پرید، شروع کند به پریدنکه من تازه بفهمم در این سال ها جزئیات صورتت را فراموش کرده بودمنفسم بند بیاید. و تو با صدایی که انگار از ته چاه درمیاید بگویی: سلام.من ضربان قلبم برسد به حدی که نتوانم بگویم سلام.سرم را بیاندازم پایینچشم بدوزم به پوتین هایی که آن سال زمستان باهم از همین خیابان ولیعصر خریدیمتو این پا آن پا شویمن صدایت را بشنوم که میگویی: حلالم کنکلاسور را بدهی دستمو به آنی پوتین هایت از جلوی چشمم فرار کنند.قرار بود فقط فراموشت کنمقرار ما این نبود که بعد از این همه سالتازه از این به بعدخواب هایم از صدای کسی که میگوید حلالم کنبا افکتِ پوتین های سرآسیمهآشفته شود| پریسا زابلی پور |

دلنوشته ی مادر : مادر اسطوره تکرار نشدنی

#مادر مادر، اسوه ی تکرار نشدنی تاریخ بشریت که مانندش، بی مانند است! مادر، مبهم ترین واژه ی هستی است. واژه ای که عالمیان از یافتن معنی آن عاجز شدند، زیرا که واژه ها برای توصیفش نا چیز بودند! او اسطوره ایی بود که هیچگاه شرح کامل فدا کاری هایش ثبت نگردید و صرفا خاطره شد… ادامه مطلب

عوامل فاسد کننده شیر مادر را بشناسید!

علت فاسد شدن شیر مادر چیست ؟ شیر مادر یکی از بهترین غذاها برای کودکان است که خاصیت فراوانی در رشد فکری وجسمی کودک دارد . در دوران شیر دهی ن باید رژیم غذایی مطلوب داشته باشند تا شیرشان از کیفیت بالایی بر خوردار شود اما برخی عوامل باعث می شوند تا شیر مادر فاسد شود با این عوامل آشنا شوید. ادامه مطلب

چه فرقی بین مادر و پدر وجود؟

کسی که از زمانی که چشم باز می کنی تو را دوست دارد مادر استو کسی که دوستت دارد بدون آنکه ظاهر کند پدر است((و تو به او جفا می کنی)) مادر تو را به جهان تقدیم میکندپدر تلاش می کند که جهان را به تو تقدیم کند((به سختی می افتد)) مادر به تو زندگی می دهدپدر به تو می آموزد چگونه این زندگی را احیا کنی((به تلاش وادار می کند)) مادر تو را 9 ماه با خود حمل می کندپدر باقی عمر تو را حمل میکند((و متوجه نیستی)) مادر به وقت تولدت فریاد می کشد صدایش را نمی شنویو پدر بعد از آن فریاد می کشد((از او گله می کنی)) مادر گریه می کند وقتی بیمار می شویپدر بیمار می شود وقتی گریه می کنی((در خفا)) مادر مطمن می شود که گرسنه نیستیپدر به تو یاد می دهد گرسنه نمانی((درک نمی کنی)) مادر تو را روی سینه اش نگه می داردپدر تو را به دوش می کشد((او را نمی بینی)) مادر چشمه محبت استو پدر چاه حکمت((و می ترسی از عمق چاه)) مادر مسئولیت از دوش تو برمیداردپدر مسئولیت را در وجود تو می کارد((تو را به سختی می اندازد)) مادر تو را از سقوط نگه می داردپدر می آموزد چگونه سقوط نکنی و یا بعد از سقوط چگونه بلند شوی مادر یاد می دهد چگونه روی پای خود راه برویپدر یاد می دهد چگونه در راه های پر پیج و خم زندگی درست حرکت کنی مادر کمال و زیبایی را منعکس می کندپدر واقعیت ها و تلاشهارا منعکس می کند مهر مادری را هنگام ولادت حس می کنیمهر پدری را وقتی پدر شدی حس خواهی کردبنابراین مادر با چیزی مقایسه نمی شودو پدر تکرار نخواهد شدبا آروزی سلامتی همه ی پدر و مادر ها و شادی روح همه ی پدر و مادرای بخاک خفته 

اربعین

جهان محو تماشای قیام اربعینی‌ هاست نجف تا کربلا عرش معلای زمینی‌ هاست نجف تا کربلا، تعریف راه عاشقی این است عبای سبز عاشق انتهای راه خونین است   باسلام ان شاء الله عازم کربلای معلا هستم و به نیابت از همه عاشقان و دلسوختگان اربعین نایب ایاره هستم حلالم کنید   

یک مادر خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟ یک مادر خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

 بیشتر مادرها هر روز با یک نگرانی زندگی می‌کنند و آن را با خودشان همه جا می‌برند. اینکه مادر خوبی برای فرزندشان هستند؟ آیا کارهایی که انجام می‌دهند برای رشد و شکوفایی او کافی است؟ به اندازه کافی صبور، مهربان، آگاه و با گذشت هستند؟ آیا در حق فرزندشان کوتاهی نمی‌کنند؟ اما مادر خوب کیست؟ یک مادر چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد که در زمره مادران خوب قرار بگیرد؟ مشاهده در ادامه مطلب

سیب و دختر

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من میدی ؟  دخترک یک گاز بر این سیب زد و گازی به آن سیب ! لبخند روی لبان مادر خشکید !سیمایش داد می زد که چقدر از دخترکش نا امید شدهاما دخترک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت : بیا مامان!این یکی شیرین تره!!!!!! مادر خشکش زد .چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود .!  هر قدر هم که با تجربه باشید ، قضاوت خود را به تاخیر بیاندازید و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد .

موجودی که برای زنده موندنمون از وجودش تغذیه کردیم!

مادر اگر در دوران بارداری تغذیه درستی نداشته باشد، جنین از استخوان های مادر تغذیه می کند! این علت تراکم استخوان و خمودگی دوران کهولت مادر است.   نه تنها در روز مادر بلکه هر روز دست بوس مادرانمان باشیم  

انطباق خاطرات و اسناد

نقد مستند مادر جبهه‌ ها به کارگردانی شهرام میراب اقدم؛ مستند مادر جبهه‌ ها روایت زندگی نخستین زنی است که پس از آزادسازی خرمشهر، وارد خاک این شهر شد. در این مستند مرحومه زهرا محمودی به روزهای آغازین جنگ و اشتیاق خود برای رفتن به خط مقدم جبهه اشاره می کند. مادر جبهه‌ها» به کارگردانی شهرام میراب اقدم، مستندی کوتاه و باکیفیت است که زندگی بانو زهرا محمودیه و اقدامات این مادر ایثارگر و شجاع ایرانی در ایام دفاع مقدس را مورد بررسی قرار می‌دهد. مادر جبهه‌ها» از نخستین لحظاتش، به نحوی. ادامه مطلب

عین شین قاف

دوست داشتن حد و اندازه و مدل های مختلفی دارد و نمی شود اسم هر دوستت دارمی را عشق گذاشت. پیش از اینها فکر می کردم عاشق پدر و مادر و همسرم هستم، تا اینکه بچه دار شدم و فهمیدم هیچ دوستت دارمی و هیچ محبتی جز محبت مادر به فرزند را نمی شود عشق نامید. آنها فقط عزیزترین ها هستند، کسانی که بخش بزرگی از قلب آدمی را به خودشان اختصاص دادند ولی آن کس که خوده قلب شماست، فرزندتان است. عشق آنجاست که از همه ی همه ی همه ی چیزها برای او بگذری و همه ی بهترین ها را برای او بخواهی. من مطمئنم این گذشت و این حجم از دوست داشتن در هیچ عشقی، جز عشق مادر به فرزند حلول نمی کند و این را تا وقتی مادر یا پدر نشوید باور نمی کنید.

رئا: مادر خدایان

مادر والاتبار خدایان! مقتدر اما نیک سیرت#رئا در اساطیر #یونان باستان از تایتان ها و مادر جمع شش خواهر و برادری فرزندان #کرونوس است. او را "شهبانو" و "شیربانو" نیز لقب نهاده اند!در ادامه. توره اساطیر باستان

شعار

هیچوقت نفهمیدم فاز بعضی هارو نمیتونم بفهمم این چه دلخوشی داره که تو بیای دوتا عکس بذاری یه دوتا شعارم زیرش بدی که نمیدونم فلانه و بیساره .بعد 4تا بیکار تر بیان بگن لایک و عشقی دوستت دارم بعد جالبه این افراد رو که نگا میکنی از داخل پوچ هستن ینی هیچ پیشرفت دیگه ای در هیج جا ندارن فقط تو فضای مجازی حماسه آفرینن به قول خودم ادم باید از درون عشق حال کنه و به قول مدیری چراغ خاموش اولویت خود ادم هست نه تشویق چارتا بیکار تر از خودت البته این عقیده من بود برای این دکه تنهایی خدافظ محمد

تبدیل غذا به شیر چقدر زمان میبرد؟راههای افزایش شیر مادر

 تبدیل غذا به شیر چقدر زمان میبرد؟/ راههای افزایش شیر مادر    مادران شیرده حداقل 500 کالری بیشتر از حالت عادی در روز نیاز دارند   مادر باید به نوزاد خود اجازه دهد که هر موقع از شبانه روز، شیر او را بمکد. عمل مکیدن سبب تولید شیر بیشتر در مادر می شود. شیر مادر دارای ترکیبی منحصر به فرد از اسیدهای چرب، لاکتوز، آمینو اسید، ویتامین، ماده های معدنی، آنزیم ها و دیگر عوامل مهم، میباشد . شیر مادر هر چیزی که بچه برای هضم اسان، رشد مغز و محافظت از بیماریها و عفونت ها را احتیاج دارد را دارا میباشد . ادامه مطلب

مادر

امروز صبح مادری دیدم دست در دست پسرخود. چندخیابان امد او را همراهی کرد درراه مدرسه اش. اینقدرایستاد تا پسرک رفت داخل مدرسه بعد برگشت.این بهانه ای شد جرات کنم درمورد مادر لب بجنبانم.مادردر کدام واژه کدام جمله کدامین کتاب ونوشته معنی میشود؟اصلا حق واقعی مادر چطور ادا می شود؟چگونه می توان ؟چطور میشه مادررا تعریف کرد ومقامش را توصیف؟واقعا کلمات الفاظ وافکار دربرابرش قاصرند.جزاینکه میتوان مادر را چکیده وعصاره رحمت ، مهر ،لطف،محبت ،بخشندگی ومهربانی حضرت حقدانست.من که از دست دادمش.روحش شاد وقرین خوبان ونیکان باد.

با شوهر بچه ننه‌تان چه کنید؟

 با شوهر بچه ننه‌تان چه کنید؟    تسلیم همه‌ی خواسته‌های همسر خود نشوید   ازدواج با یک مرد بچه ننه خیلی هم بد نیست. مردی که ش خیلی صمیمی است، ویژگی بدی ندارد، بلکه مردی که انگار بدون نظر و اجازه‌ی مادرش نمی‌تواند کاری بکند، مشکل ساز است. ادامه مطلب

غزلی غوغا از استاد شهریار

چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردمچرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در توبه خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردمخیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو ترمن اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردمفشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری رازحال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردمفرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر توسرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردمصفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما راولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردمملول از نالهٔ بلبل مباش ای باغبان رفتمحلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردمتو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردیمن از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردمحراج عشق وتاراج جوانی وحشت پیریدر این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردمازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنهاکه من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردمشهریار

دخترانه :)

امروز لاک زدم! شاید برای این که به خودم و بقیه نشون بدم، غیراز مادر بودن هنوز ارکیده هستم :)   پ.ن: قبل این که خشک بشه، پارسا بیدار شد و همشون چسبید بهم :| اینم از دخترانگی های یک مادر :))

رود تجن و مادر شهید رادمهر!

  شهردار آمده بود پیش مادر شهید رادمهر و خبر داد که قرار است در همین پارک معروف ساری، تندیس پسرت را نصب کنیم و . خوشحال نشد! مادر، مادر همان شهیدی است که سه بار می خواستند از او به خاطر مجاهدت های چشمگیرش به خصوص در جریان حرب تموز لبنان، تقدیر کنند، مخالفت می کرد و می گفت: هر وقت از همه بچه های لشکر تقدیر کردید با من نیز چنین کنید.   مادر شهید محمود رادمهر در پاسخ شهردار گفت: هزینه ساخت تندیس پسرم را بگذارید برای لایروبی رودخانه تجن. این رودخانه اگر لایروبی نشود دیگر تجن نیست، لجن است! و گرفتاری اش دامنگیر مردم می شود و . یک ماه نکشید که کار لایروبی رودخانه آغاز شد. مدتی بعد سیل ویرانگری در مازندران و گلستان به راه افتاد که اگر توصیه این مادر شهید نبود، خسارت بزرگی به مردم تحمیل می شد.   به روایت حجت الاسلام محسن علیجانزاده

انشاء در مورد ماد

زیباترین انشاهای ساده و ادبی کوتاه درباره مقام مادران مهربان و دوست داشتنی که لایق بهترین ها هستند.انشا ساده و عادی در مورد مادرکلمه مادر” فقط یک کلمه نیست، مادر که می گویی می توانی مزه عشق و مهربانی را روی زبانت احساس کنی، انگار خداوند دنیایی از دلسوزی و زیبایی و فداکاری را در یک کلمه خلاصه کرده و آن مادر است!برای دیدن مطالب بیشتر به ادامه مطالب بروید. 

نو رسیده

الان یه خورده دیروقته برای بیرون بودن.   اما برای بیمارستان بودن زمان عجیبی نیست     دو سه روزیست خانمی مادر شد و آقایی پدر!   چه ذوق زده اند از فرزند اول.   اما همه چیز به همین دلخوشی نمیگذرد و سختی های خودش را دارد   مثلا ممکن است مادر مجبور به سزارین شده باشد  و حالش هم  هر روز به شکل عجیبی خوب نباشد و هر بار تمام خانواده و جمعی نگران که خدایا خدایا به حال این مادر و پدر و این بچه رحم کن  و از درگاه خداوند کریم و رحیم طلب شفا عاجل داشته باشند.  وقت و بیوقت لحظات بحرانی و تلخ که خواب و خوراک را از عزیزانشان میگیرد و بیقرارشان می کند.   کانون خانواده زن مادر همسر است     ان شاءالله همیشه سلامت باشند جمع خانوادگیتان    التماس دعا

نو رسیده

الان یه خورده دیروقته برای بیرون بودن.   اما برای بیمارستان بودن زمان عجیبی نیست     دو سه روزیست خانمی مادر شد و آقایی پدر!   چه ذوق زده اند از فرزند اول.   اما همه چیز به همین دلخوشی نمیگذرد و سختی های خودش را دارد   مثلا ممکن است مادر مجبور به سزارین شده باشد  و حالش هم  هر روز به شکل عجیبی خوب نباشد و هر بار تمام خانواده و جمعی نگران که خدایا خدایا به حال این مادر و پدر و این بچه رحم کن  و از درگاه خداوند کریم و رحیم طلب شفا عاجل داشته باشند.  وقت و بیوقت لحظات بحرانی و تلخ که خواب و خوراک را از عزیزانشان میگیرد و بیقرارشان می کند.   کانون خانواده زن مادر همسر است     ان شاءالله همیشه سلامت باشند جمع خانوادگیتان    التماس دعا

۸ سال و یه روز کم!

این پست: http://baslogh.blogfa.com/post/27 رو یک روز کمتر از ۸ سال پیش نوشتم! د نه دیگه! دقیقاً ۸ سال پیش نوشتم چون شروع نوشتنم تو ۳۰ اکتبر بود ولی بعد از ۱۲ شب Save کردم.خب حالا که چی؟که اینکه مثکه امروز هر سال روز غمناکی بوده، Facebook هم یه یادآوری کرد که یکی از Status هایی که فقط خودم میدیدم امروز بوده، حالا بازم که چی؟که اینکه از جمعه تا الان دارم رو کاغذ مینویسم، ولی یهو دلم خواست اینجا هم یکم غر بزنم، بگم چرا این هفته ی کوفتی تموم نمیشه؟حال الانم رو نبین ها! بعد از پیاده روی تا F و کلی تخلیه اینجوریم، وگرنه که فقط مشت رو کیبورد بود قضیه.دیگه همین دیگه، خدافظ.

عشق مادر

شبی، پسری نزد مادرش که در آشپزخانه در حال پختن شام بود، رفت و یک برگه کاغذ را به او داد. مادر دست هایش را با حوله ای تمیز کرد و نوشته ها را با صدای بلند خواند. پسرش با خط بچه گانه نوشته بود: 

خسته

مادر واقعا اگه پنجتا ویژگی خوب داشته باشه حداقل ۴۰تاویژگی بد داره که اون خوبارو از بین میبره.واقعا مگه مادر مانیستی.من از طلا خوشم نمیاد اما گاهی فک میکنم چرا خودش النگو میندازه دستش یا دوتاگردنبند بزرگ داره و.ولی برا دخترش که دلش میخواد میگه پول ندارم و سالها منتظر نگهش میداره.ومیگه اگه میخوایین این براشما بایه حالتی که طعنه دارهمیگه اینا مال قدیمهبزار غیبتتو کنم مادر دلم خنک شه

جشن تولد مادر

  بعضی اتفاقات نادرند. سال ها باید می آمد و می رفت تا این اتفاق می افتاد. اینکه شبی به بهانه قشنگی دور هم جمع بشیم و چه بهانه ای قشنگ تر و زیباتر از #جشن #تولد_مادر. ما بچه ها هشت نفری تصمیم گرفتیم برای مادر جشن تولد بگیریم و در شب تولد مادر کنار هم باشیم. از مادر نوشتن سخت است، #مادر ریشه وجودی فرزندان است، او کسی است که در خوشی ها و دردها و رنج ها کنار ما بوده و هست.   خاطرات و دفتر زندگی ما شروع شده و سال هاست که این جریان تداوم دارد، جریان سیالی از مهر و محبت، بودن، دور بودن، نبودن، کم بودن، خاطرات تلخ و شیرین، اشک ها و لبخندها، همه و همه در این جریان پر هیاهو هم چنان وجود دارد، اما آنچه که ثابت بوده وجود #مادر بوده. مادر سازنده زندگی هر کسی است و اولین معلم و راهنمای او برای کشف خودش و جهانش، و چه زیبا بوده کشف خودمان و کشف جهانمان در کنار تو ای مادر. زبان و قلم از نوشتن عشق مادرانه ناتوان است اما باید نوشت مادر تو را همیشه کم داشته ایم و تو را همیشه خواسته ایم، همینکه هستی خدا را شاکریم. سلامتی و بودنت برای همه ما موهبت الهی است و از خدا برای داشتنت سپاسگزاریم. ما اگرچه متفاوتیم اما شاخه های درختی هستیم که ریشه اش پابرجاست.سایه ات مستدام باد و مهربانی ات بی تمنا#امیربرات_نیا۱۸ آذر ۹۸@Amirbaratnia

یادگار مادر

به نام اوی من و تو . یادش بخیر!روز عقد آبجی منیژه، مامان خیلی ذوق زده بود. راه و بیراه اسفند دود میکرد و آیت الکرسی میخواند.یادمه، خان عمو که جعبه های میوه را آورد و چید کنار حوض، مادر دوید توی اتاق و گفت: منیره جان! پاشو مادر، پاشو بیا توی حیاط میوه هارا باهم بشوریم، وقت نیست ها. کنار حوض فیروزه نشستیم. مامان نمیتونست ذوق و شوقش را مخفی کند. مُدام حرف میزد و بی جهت لبخند میزد و دعامیکرد.بهم گفت: بعد از رفتن بابات این حوض هم انگاری دلش گرفت؛ اما امروز این حوض هم داره میخنده.بعد هم گفت: بعد از منیژه دل نگرانی ام فقط تویِ وروجکی!! . . . .پنجره را باز میکنم و خیره میشوم به حوض فیروزه ای وسط حیاط.حالا تمامش یخ زده.دلتنگ مادرم.مادر هم مثل خودم عاااااشق رنگ فیروزه ای بود. میروم سراغ سجاده ی ترمه ای که چندماه قبل از رفتنش برام خرید و کنار گذاشت.سجاده ی فیروزه ای و تسبیح فیروزه ایِ یادگارِمادر، حالا تنها دلخوشی وقتهای دلتنگیمه؛درست مثل حوض فیروزه ای یادگار آقاجون، که مرهم دلتنگی های مادر بود.

بخون خیلی قشنگه.

 ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺯ 5 ﺻﺒﺢ ﺑﺪﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺎﺭﻫﺎ ﺧﺎﻧﻪ .ﻭﻟ ﺩﺧﺘﺮﺵ لنگ ﻇﻬﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﻓﺲ ﺑﻮ ﺴﺖ ﺬﺍﺷﺖ : ﻫﻤﻪ ﻫﺴﺘ ﺍﻡ ﻣﺎﺩﺭ .!ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪ،ﺩﺧﺘﺮک ﺩﺍﺩ ﺯﺩ : ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﻔﺘﻢ ﺑ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺎ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ، ﻧﻤ ﻓﻬﻤ؟؟ﺭﺍﺳﺘ، ﺴﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﻠ ﻻ ﺧﻮﺭﺩ . ﻣﺮﺩ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺧﺎﺗﻢ ﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺯﺒﺎ ﺭﺍ ﻪ ﺧﺮﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭ ﺩﻮﺍﺭ ﻧﺼﺐ ﺮﺩ.ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻔﺖ : ﺣﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﻪ ﺑﻤﺎﺭ ﺍﺳﺖ، ﺮﺳﺪﻩ ﺍ؟ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﺖ ﻔﺖ : ﺍﻻﻥ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ.اما ! ﺭﻭ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ : ﺑﺎ ﺗﺎ ﻗﺪﺭ ﺪﺮ ﺑﺪﺍﻧﻢ»!  آیا تا بحال !ﻫ ﻓﺮ ﺮﺩﻩ ﺍﻢ ﻪ ﺷﻌﺎﺭ ﻫﺎﻤﺎﻥ ﺩﺭﺩﻧﺎ ﻣﺠﺎﺯ، ﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻣﺎﻥ ﺩﺭﻓﻀﺎ ﺣﻘﻘ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ؟؟!!!

این بار . عشق به مادر

جوانی وارد سوپر مارکت شد ومشغول خرید بود که متوجه کسی شد که سایه به سایه تعقیبش میکنه رو برگرداند زن مسنی را دید که زل زده وی را نگاه می کرد جوان پرسید: مادر چیزی شده که مرا اینطور دنبال میکنی خانم با اشک گفت: تو شبیه پسر مرحومم هستی وقتی مرا مادر صدا زدی خاطرات پسرم را تجدید کردی جوان گفت: خانم این روزگاراست وسنت حیات، یکی میره یکی میاد شما هم خودتو ناراحت نکن. ادامه مطلب

آشپز ماهر فقط مادر بود و بس !! من شاگردشم :)

وقتی همه خانواده من جمله مادر هوس حلوای محلی میکنن ، اینطور میشه که دقیقا  در غروب روز پنجشنبه ()  حلوای دوست داشتنی مادر و کل خانواده با هنرمندی :دی واران درست میشه و فاتحه ی نثار مادر و تمام اسیران خاک میشه ⚘ البته موقع پخت حلوای محلی یاد همه شما دوستان بیانی بودم :)) اینم حلوای محلی مون‌ تقدیم به شما دوستان :) فاتحه هم خوندم برای بعضی از دوستان که بهشون برسه :دی (دور از جونتون )  هرگونه سفارش و ارسال به تمام نقاط کشور :دی پذیرفته می‌ شود  :) فقط  کافی است مزه این حلوا رو بچشین ؛ شک نکنین مشتری میشین :)) + عنوان : مادر

رونمایی از پوستر جشنواره تئاتر فارس

سی‌امین جشنواره تئاتر فارس، از ۲۱ تا ۲۴ آبانماه جاری با دوازده نمایش صحنه‌ای و ۵ نمایش خیابانی برگزار خواهد شد. انتشار: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس - تئاتر فارس - باشگاه خبرنگاران جوان - هنرآنلاین - ایران تئاتر - آریابانو - ایسنا - ایکنا - هنرشیراز - رومه تماشا شماره 1954 مورخ 21 آبان 1398 صفحه 2 - رومه شیرازنوین شماره 845 مورخ 21 آبان 1398 صفحه 5 - رومه نیم نگاه شماره 6266 مورخ 21 آبان 1398 صفحه 2 - رومه طلوع شماره 2654 مورخ 21 آبان 1398 صفحه 2 - رومه خبرجنوب شماره 11241 مورخ 21 آبان 1398 صفحه 8 - ادامه مطلب

keyboard_arrow_up