قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

مداحی نترسیا

دانلود مداحی با چشمای خیسم نامه می نویسم

دانلود مداحی با چشمای خیسم نامه می نویسم  نوحه امیر کرمانشاهی با چشما خیسم نامه می نویسم برای ایام اربعین با فرمت mp3 این مداحی شنیدنی از بلاگ تونز آماده دانلود است ادامه مطلب

دانلود نرم افزار شیوش | آموزش شیوش + دانلود جدید ترین مداحی ها

دسترسی مناسب به محتوای مذهبی از قبیل مداحی، مولودی،کتاب ها و مراجع، عکس و فیلم امروزه بیش از پیش مورد نیاز می باشد. به تازگی یک نرم افزار خیلی خوب که پاسخگوی نیاز های مذهبی مردم مسلمان کشورمان باشد منتشر شده به عنوان شیوش یا sheyvash تا مردم بتوانند به جدید ترین مداحی ها و نوحه ها به سرعت دسترسی یابند. ادامه مطلب

دعوت می شوید به یک مداحی

بسم الله الرحمن الرحیم   باید رفت، باید دنبال پرچمت تا ابد رفت باید موند،باید پای این روضه ها تا ابد موند سفر به خیر،جوونی که شدی عاقبت بخیر   از اینجا دانلود کنید. یکی از مداحی های بسیار پرمحتوای حاج مهدی رسولی 

دانلود مداحی محمود کریمی ای یل خیمه ها حیدر کربلا ای علی اکبر

دانلود مداحی محمود کریمی ای یل خیمه ها حیدر کربلا ای علی اکبر شب هشتم محرم ۱۳۹۷هیئت رایة العباسنوحه زمینه   برای دانلود کلیک کنید   متن شعر مداحیای یل خیمه ها حیدر کربلا ای علی اکبرای ستاره سحر و ثمر و پسر خون خداشبه نبی سبط علی تلألوءِ نور ناموس کبریایک طرف اکبر به میدان میرود دامن کشانیک طرف بابا پریشان عمه ها مویه کنانماه تابان من جان جانان من یوسف زهرابا نبودنت می رود نور از این دیده گریان منای پسرم خون جگرم که رفتن تو زد آتش به جان منای ماه شبهای تارم خورشیدِ روزگارمعلاج تشنگی ات را به جدم می سپارمخیمه م شده عمه مضطر شده در تب و تابمای زینب بیا و ببین که حسین بی علی اکبر شدهجان دلم مشتعلم محاصنم سرخ از خونِ جگر شدهمیدرخشد چون ستاره این جسم پاره پارهمیدهم جان تا بگیری دست من را دوبارهمجنون یار

دانلود مداحی رسیدی به موکب امام رضا یادم کن کربلایی مجتبی رمضانی

دانلود مداحی رسیدی به موکب امام رضا یادم کن کربلایی مجتبی رمضانی نوحه صوتی التماس دعا زئر کربلا با صدای مجتبی رمضانی  نوحه زیبا ویژه ایام اربعین و جاماندگان اربعینپروفایل, عکس, موزیک, متن های زیبا

دانلود مداحی محمود کریمی این که گلوی بچم شده نشونه به حرف آسونه

دانلود مداحی محمود کریمی این که گلوی بچم شده نشونه به حرف آسونه شب هفتم محرم ۱۳۹۷هیئت رایة العباسنوحه زمینه   برای دانلود کلیک کنید   متن شعر مداحیاین که گلوی بچم شده نشونه به حرف آسونهحال منه مادر رو خدا میدونه به حرف آسونهحس منو آه من نمیرسونه به حرف آسونه داغ منو محال کسی بتونه به حرف آسونهوقت پر زدنش بود وقت مرد شدنش بودقبرش قد قدش بود قنداقش کفنش بودپیش آقام رو سفیدم که حالا اُم شهیدم ولی بمیرم از این که گریه مردمو دیدماین که سر یه نوزاد بره رو نیزه به حرف آسونه هی رو زمین بیفته سر رو نیزه به حرف آسونهاز سر نیزه کوچیک تره رو نیزه به حرف آسونهسنگ بخوره گل پرپر رو نیزه به حرف آسونههم آغوش بابا رفت تا آغوش خدا رفتهیچکی نیست بگه حالا اون گهواره کجا رفتنیزه خونیشو دیدم خون پیشونیشو دیدمولی مُردم برا باباش که پریشونیشو دیدماین که تنش کجا موند ندونه مادر به حرف آسونهزخم لبای خشکش آخر نشد تر به حرف آسونهجایزه بگیره قاتل برای این سر به حرف آسونهدعوا بشه کی کشتش میون لشکر به حرف آسونهداغش آبو سوزونده مرگ ما رو رسوندهاز بچم به جز این سر چیزی باقی نموندهمجنون یار

دانلود مداحی محمود کریمی گل فاطمه گشته نقش چمن

دانلود مداحی محمود کریمی گل فاطمه گشته نقش چمن شب ششم محرم ۱۳۹۷هیئت رایة العباسنوحه واحد   برای دانلود کلیک کنید   متن شعر مداحیگل فاطمه گشته نقش چمن بدن پاره تر از گل یاسمنزره گشته بر پیکرش پیرهن الهی دوباره بگوید سخنسلام علی قاسم بن الحسن حنا بسته بر کف ز خون گلوز خون گلویش گرفته وضو زند دست و پا روی دست عموندارد دگر جای سالم به تن سلام علی قاسم بن الحسنسم اسب ها بر روی پیکرش روان گشته خون از دو چشم ترشخدایا بده صبر بر مادرشتنش پاره تر گشته از پیرهن سلام علی قاسم بن الحسنروان بر زمین خون رخسار او خدا در یم خون خریدار اوحسن آمده بهر دیدار اوشده بر مه عارضش بوسه زن سلام علی قاسم بن الحسنگلی که از آن دل بهاران شده چراغ دل جمع یاران شدهچرا پیکرش سنگ باران شدهنمانده دگر چیزی از آن بدن سلام علی قاسم بن الحسنمنم یار او او بود یار من ز لطف و کرامت خریدار مننبودم که او بوده دلدار من غمش شد انیس دل زار مناز آن دم که مادر داده شیر امیری حسین و نعم الامیربه زخم جبین پیمبر قسم به رخسار خونین حیدر قسمبه محسن به زهرای اطهر قسم به سبطین و عباس و اکبر قسمبه هفتاد و دو عاشق بی نظیر امیری حسین و نعم الامیرمجنون یار

دانلود مداحی محمود کریمی ای یله کرب و بلا ای علی اکبرم ای امید نینوا

دانلود مداحی محمود کریمی ای یله کرب و بلا ای علی اکبرم ای امید نینوا شب هشتم محرم ۱۳۹۷هیئت رایة العباسنوحه واحد   برای دانلود کلیک کنید   متن شعر مداحیای علی اکبرم ای علی اکبر ای علی اکبرای یله کرب و بلا ای علی اکبرم ای امید نینواای علی اکبرم ای علی اکبر ای علی اکبرای یله کرب و بلا ای علی اکبرم ای امید خیمه هاای شبیه مصطفی ای علی اکبرمامید حیدر علی ثانی حیدر علیای علی اکبر حسین، ای علی اکبر حسینثانی حیدر حسینای نفس های حسین یار رعنای حسینماه زیبای حسین ماه زیبای حسینای علی اکبر حسین ای علی اکبر ا حسین یا حسین یا حسین یا ا حسین یا حسین یا حسین یا حسینای بدر هاشمیون ای بدر هاشمیونای مهر فاطمیون ای مهر فاطمیونای ساقی حیدر حسین ای علی اکبر حسینثانی حیدر حسین ثانی حیدر حسینای یله کرببلا ای علی اکبرم ای امید خیمه هاای شبیه مصطفی خورشید هر دو سماخون خون خدا، نور ایمان و صفاای علی اکبر حسین ، ثانی حیدر حسینای علی اکبر حسین ، ثانی حیدر حسینای علی اکبر حسین ، ثانی حیدر ا حسین یا حسین یا حسین یا ا حسین یا حسین یا حسین یا ا حسین یا حسین یا حسین یا ا حسین یا حسین یا حسین یا حسینای که در دست خود داری کلید ارش اعلی حیدراز ازل سایه ات را گستراندی به عالم بالااز روز اول عالم، در عالم قبله بودیحیدربین هر سینه ی آشفته داری حرم معلیحیدر بنگر چه بارگاهی داردایوان نجف چه صفایی داردحیدر حیدر  حیدر حیدر حیدرمجنون یار

بیچاره

بسم رب الحسن (ع)   چند سال پیش یه مطلب در یکی از وب ها خوندم با مضمونِ : هرکس یک بار کربلا بره، دیگه نمیتونه سال های بعد نره.   رفتم و نظر گذاشتم با مضمونِ : خوش به حالتون که شما حداقل یبار کربلا رفتیدولی حال همه ی اونایی که تا حالا نرفتن کربلا بدتر از حال کسایی هست که کربلا رفتن.   صاحب وبلاگ جوابمو داد : ان شاء الله قسمتتون بشه.وقتی قسمتتون شد میفهمید که چی میگم   _______________ پ.ن 1 : به حرف ایشون رسیدم 2 هفته است از کربلا برگشتم ولی همچنان دلتنگی امان مو بریده   پ.ن 2 : حالا میفهمم حاج امیر عباسی تو مداحی چی میگفت :             بیچاره اونکه حرم رو ندیده             "بیچاره تر" اونکه دید کربلاتو.   پ.ن 3 : شهادت پدرتونو تسلیت عرض میکنم آقا جانم

کربلایی حمید علیمی | دهه سوم صفر مشهد مقدس

مراسم عزاداری شب اول دهه سوم صفر 1441 - 1398 با مداحی کربلایی حمید علیمی در هیئت اراتمندان حضرت زهرا سلام الله علیها مشهد برگزار شد.   صوت: شب های جمعه میگیرم هواتو *تک روضه امام حسین علیه السلام 

تفکر به سبک مادر یک عدد نوپا

خب ما رفتیم شمال ولی اونهمه فانتزی من برای داشتن یک خلوت دبش نه تنها محقق نشد بلکه طفلکم بشدت مریض شد و ما دو روز تیمارداری میکردیم و باقی اوقات هم کان لم یکن دنبال همان طفل نوپا که فقط میدود تا فرار کند و جاهای جدید را کشف کند میدویدیم که سر و پایش به جایی نخورد و تلفات ندهیم ! میخوام اینو بگم که وقتی بچه رو دارید میخوابونید بهترین فرصت تفکره در غیر اون لحظات یا داری کتاب میخونی به زوووور یا کارخونه میکنی یا تند تند غذا بدی بهش بعدم که غش میکنی از خستگی:))) الان فهمیدم پاره کردن کتاب جزو مراحل علاقه مند شدن بچه ها به کتابه! و چه کتابی هم بهتر از کتاب کوچولوهای مداحی های پدرش! اینم نکته ای بود که به درد ایندگان میخوره بهرحال. شمال با طعم طفل نوپای سر به هوا

مراسم شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها سال 1397

ی و مرثیه خوانی مراسم شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها بعد از جلسه قرائت قرآن با مداحی آقای صاحبعلی مقدم زاده و آقای محمد چاپاری پنج شنبه بهمن ماه 1397 دریافت فایل کامل روضه خوانی و ی

مراسم شب شهادت حضرت فاطمه علیها السلام سال 1397

ی و مرثیه خوانی مراسم شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیهاشب شهادت حضرت ام ابیها علیها السلام در هبا مداحی آقای صاحبعلی مقدم زاده و آقای محمد چاپاریجمعه 19 بهمن ماه 1397 در یافت فایل کامل روضه خوانی و ی

کربلایی حمید علیمی | شب دوم ده سئم صفر98

مراسم عزاداری شب دوم دهه سوم صفر 1441 - 1398 با مداحی کربلایی حمید علیمی در هیئت اراتمندان حضرت زهرا سلام الله علیها مشهد برگزار شد.   صوت: روضه حضرت زهرا سلام الله علیها همه گهواره من رو به غنیمت ببرید *تک

دانلود آهنگ فردین به نام لجباز

دانلود آهنگ جدید فردین به نام لجباز با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music By Fardin Called Lajbaz           برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید     ادامه مطلب

دانلود آهنگ وصال امیری به نام آره

  دانلود آهنگ جدید وصال امیری به نام آره با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music By Vesal Amiri Called Are         برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید     ادامه مطلب

دانلود آهنگ ایوان باند به نام چهل گیس

دانلود آهنگ جدید ایوان باند به نام چهل گیس با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music By Evan Band Called Chehel Gis           برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید ادامه مطلب

دانلود موزیک ویدئو ایوان باند به نام چهل گیس

دانلود موزیک ویدئو جدید ایوان باند به نام چهل گیس با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music Video By Evan Band Called Chehel Gis           برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید   ادامه مطلب

دانلود آهنگ امیر خلوت به نام رویا

دانلود آهنگ جدید امیر خلوت به نام رویا با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music By Amir Khalvat Called Roya           برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید   ادامه مطلب

دانلود موزیک ویدئو رضا صادقی به نام عشق من تویی

دانلود موزیک ویدئو جدید رضا صادقی به نام عشق من تویی با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music Video By Reza Sadeghi Called Eshghe Man Toei           برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید   ادامه مطلب

دانلود آهنگ علیرضا روزگار به نام دختر ترک

دانلود آهنگ جدید علیرضا روزگار به نام دختر ترک با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music By Alireza Roozegar Called Dokhtare Turk           برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید   ادامه مطلب

دانلود موزیک ویدئو رضا یزدانی به نام تو خودم میسوزم

دانلود موزیک ویدئو جدید رضا یزدانی به نام تو خودم میسوزم با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music Video By Reza Yazdani Called Too Khodam Misoozam           برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید ادامه مطلب

دانلود آهنگ یونس عزیزی به نام آذری قیزلاری

دانلود آهنگ جدید یونس عزیزی به نام آذری قیزلاری با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music By Younes Azizi Called Azari Qizlari           برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید ادامه مطلب

دانلود آهنگ فرامرز عقلمند به نام آذری قیزلاری

دانلود آهنگ جدید فرامرز عقلمند به نام آذری قیزلاری با لینک مستقیم + پخش آنلاین Download New Music By Faramarz Aghlmand Called Azari Qizlari + متن آهنگ آذری قیزلاری از فرامرز عقلمند         برای دانلود این آهنگ ادامه مطلب رو کلیک کنید   دانلود ، موزیک ، دانلود موزیک ، دانلود آهنگ  ، دانلود آهنگ جدید  ، موزیک جدید ، آهنگ جدید ، دانلود موزیک جدید ، دانلود مداحی ، دانلود نوحه ، نوحه ، دانلود نوحه جدید ادامه مطلب

برنامه های ماه محرم هیات

سلام بر حسین علیه السلام   به لطف خدا و در سایه توجهات ائمه اطهار علیهم السلام برنامه های ماه محرم هیأت در سال 1398 به شرح زیر است:   1. دسته عزاداری قبل از اذان مغرب و عشاء 2. نماز جماعت مغرب و عشاء  3. ادامه مراسم دسته عزاداری (از محل اقامه نماز جماعت تا ه) 4. زیارت عاشورا  5. سخنرانی 6. عزاداری 7. شام   در روزهای 8 و 9 و 10 محرم، برنامه عزاداری قبل از ظهر نیز برقرار است. (عزاداری، دسته عزاداری، نماز جماعت ظهر و عصر، ناهار) زیارت عاشورا از اول محرم تا اربعین سالار شهیدان برپاست. برنامه های مناسبتی به تناسب برقرار خواهد بود: مراسم شیرخوارگان ، شهادت حضرت رقیه علیهالسلام و.   با توجه به محدودیت وقت پس از  مراسم ها برخی تصاویر و مداحی ها  پخش خواهد شد ان شاء الله

کربلایی سیدرضا نریمانی | هفتگی 2 آبان 1398

مراسم هفتگی مورخ 2 آبان 1398 هیئت فدائیان حسین (ع) با مداحی کربلایی سیدرضا نریمانی برگزار شد.   صوت: بخش دوم روضه | دیده بگشا و ببین زینبت آمد مادر بخش چهارم شور | به لطف زهرا رسیدم به خیمگات بخش اول مناجات | کوله بار معصیت دارم ببین دلواپسم بخش سوم زمینه | اگه دلبر تویی عاقل باید عاشق بشه

مداحی شهید ابراهیم هادی برای شهید شیرودی

  شب اول محرم و آبان 1359 بود، از پادگان ابوذر بی سیم زدند که برادر هادی برای مراسم به پادگان بیاید .مجلس خیلی باصفایی و بی ریایی شد، ابراهیم می خواند و رزمندگان مستقر در پادگان سینه می زدند، خلبان شیرودی و تعدادی از خلبانان هوانیروز مستقر در پادگان ، به همراه بسیجی ها و پاسدارها و ارتشی ها دور هم جمع شده بودند و بر مظلومیت سالار شهیدان اشک می ریختند. ساعت تقریبا دوازده شب بود که مجلس تمام شد، حال معنوی عجیبی ایجاد شده بود، آن شب خیلی خسته بودیم، قرار شد همانجا بخوابیم. یکی از بچه های مخابرات پادگان وارد نماز خانه شد و گفت: برادر هادی، آقای وصالی پیغام دادند که حتما امشب به سر پل برگردید. ابراهیم داشت فکر می کرد که گفتم: آقا ابرام ول کن الان هوا تاریکه و داره به شدت بارون میاد. بذار صبح می ریم. ابراهیم بلند شد و گفت: پا شو بریم، اصغر وصالی بر ما ولایت داره، او فرمانده است و امرش واجبه. راوی: مرتضی پارساییان    سلام بر ابراهیم 2، ص 99 و 100

هـــــله بیـــــکم زائـــــر

  امام ای مدظله العالی:مراسم #اربعین را هرچه می توانید و می توانیم باید #پربار تر و #معنوی تر کنیم. اهل فکر، اهل #فرهنگ، اهل اقدام فرهنگی و فکری برای این حرکت عظیم بنشینند و برنامه ریزی کنند.       از امام سجاد(ع) نقل شده است:اَشْکَرُکم لِله اَشْکَرُکم للنّاس»شکرگزارترین شما نسبت به خدا، کسی است که نسبت به مردم سپاسگزارتر باشد.عطش زائران را با لیوان آبی برطرف می کنند.عطش فرهنگی کشور زخم خورده عراق را به توصیه امیرالمومنین با کتاب برطرف میکنیم. شما هم می تونید در این امر خیر سهیم باشید.شماره کارت نذورات اربعین:۶۱۰۴۳۳۷۸۶۴۹۵۷۰۲۰     گلچینی از ناب ترین مداحی ها فارسیفارسی_عربیعربی@amireman     کانال امت در ایتا( محتوایی که در طول پیاده روی حال دل و فکرتان را خوب می‌کند.) https://eitaa.com/omatehoseini ادامه مطلب

خشت آخر

تومور مغزی داشت و رد عمیق بخیه ها از بین ابرو هاش تا فرق سرش رفته بود و سرش شبیه زرد آلو به دو قسمت تقسیم شده بود. می گفت وقتی سیل اومد ، خونه که خراب شد هیچ ، همه ی وسایلمون هم خورد شد. گفت : میخام پس فردا برم تهران گفتم : برای چی؟ میری تهران برای کار؟ گفت : ای بابا ، کار کجا بوده ، من بیکارم ، میرم دکتر تا سرمو بزارم زیر برق (نمیدونم منظورش چی بود) چون تشنج داشت نمی تونست بره سر کار ، حتی موتور هم نمی تونست سوار شه ، چون هر لحظه ممکن بود تشنج بیاد سراغش یه پسر سه ساله هم داشت که یه هدیه کوچیک بهش دادیم. مادر خانمش هم باهاشون همونجا بود ، مادر می گفت کلیه هام عفونت داره ، یکی از چشم هاش هم کور بود. بقیه در ادامه مطلب . این شرایط زندگی خانواده ای بود که ما تو اردوی جهادی خادمشون شده بودیم تا شاید مرحمی روی زخم هاشون گذاشته باشیم. برای اردو دو سه تا از بچه های کم سن و سال رو هم برده بودیم. گویا دور از چشم ما جوون های بیل به کمر خورده ی محل ، درباره بسیج بدگویی کرده بودن و به این بچه ها گفته بودن برا چی میرید بسیج . ما هم تو جمع با صدای بلند گفتیم : بسیجی تو جنگ از پدرو مادر و زن و بچش جدا میشه و جون میده برا امنیت مردم ، تو سیل و زله از کار و زندگیش میزنه و میاد رایگان کارگری میکنه برا آسایش مردم ، اونوقت همین مردم بهش فحش میدن. خدا لعنت دولت مردای لیبرال رو که فقط به فکر خوش رقصی برای کدخدا هستن و جز دشمنی با شهدا و پاک کردن اسم و عکسشون از کوچه و خیابون و حمایت از بی حجابی و فتنه و ورزشگاه رفتن خانم ها وکنسرت و . چیزی بلد نیستن و انگار نه انگار که مردم مشکل اقتصادی دارن و سیل اومده و خونه زندگی مردم داغون شده وقتی دیدم بچه ها خسته شدن یه فکری به ذهنم رسید ، با خودم اسپیکر برده بودم یه گوشه آویزونش کردم و مداحی گذاشتم. مشغول کار بودیم که صدای مداحی قطع شد با خودم گفتم حتما کار یه از خدا بی خبریه ، دستم بند بود نمیشد برم ببینم کار کیه. چند دقیقه بعد صدای بلند مداحی شور بلند شد. نگو همین بچه های خودمون اسپیکر رو  با بلوتوث وصل کرده بودن به گوشی خودشون. عشق می کردن بچه ها ، با بیل هروله می کردن. بناها کفشون بریده بود. ما بودیم و سه تا بنا و دیواری که به سرعت برق و باد میرفت بالا     اصلا فکر نمی کردم این بچه ها اینجوری کار کنن.   وقتی دیدم داره بهشون فشار میاد کار رو ول کردم و رفتم سراغشون ، گفتم : اصلا به خودتون فشار نیارید و خودتون رو اذیت نکنید ، یهو یکی از بچه ها بدون اینکه حتی سرشو بلند کنه همین طور که مشغول بود گفت : نه آقا ، باید جهادی کار کرد. وقتی میخواستیم اعزام بشیم ، پاسداره می گفت این بچه ها رو نبرید اینا نمی تونن و اذیت ، می شن. خلاصه بهمون ماشین نمی داد ، ما هم پراید خودمون رو آتیش کردیم . شاید باورتون نشه ولی هفت نفر سوار یه پراید مدل پایین کاربراتوری افتادیم تو جاده ، اونم پنجاه کیلومتر راه تا مقصد . آخر کار وقتی می خواستیم بر گردیم ، یه اومد اونجا ، خسته نباشید گفت و شروع کرد به وعده وعید الکی دادن ، بهش گفتم حاجی ،گوش ما از این وعده ها پر شده ، کار باید برای خدا باشه ، برو و نیت بچه هامون رو خراب نکن. البته خدا خیلی خوش معامله است ، اگه با خدا معامله کنی مطمئن باش ضرر نمی کنی از نظر اطرافیان من خیلی ضرر کردم چون از سر کار مرخصی گرفتم و با ماشین خودم اینهمه نفر سوار کردم و رفتیم برای کارگری کردن مفت و مجانی و کلی هم خرج کردیم اما شاید باورتون نشه در اصل همه اش سود خالص بود حتی تو همین دنیا ، گویا مدیر عامل شرکت به همه کارکنان یه پاداش قابل توجه داده بود ، چندین برابر اون پولی که  تو اردو جهادی خرج کردیم. یکی دیگه از رفقا هم برای جایی گزینش رفته بود و ردش کرده بودن. همون حین کار ، گوشیش زنگ زد و بهش گفتن بیا قبول شدی ، ما اشتباه کرده بودیم و بهت نمره اشتباهی داده بودیم فلان روز بیا کارات رو انجام بده. صبح فردای بعد از تموم شدن اردوی جهادی ، به بچه ها زنگ زدم و احوالشون رو گرفتم ، با خودم  می گفتم حتما داغون شدن و الان میگن ما دیگه نماییم اینطور جاها. اما وقتی زنگ زدم حرف هاشون شنیدنی بود. تو صداشون خستگی که نبود هیچ ، انگار بمب انرژی بودن. یکیشون گفت : آقا ما مرد کاریم ، الان هم اومدیم باغ انگور چیدن. و میگفتن اردوی بعدی کی هست؟ خبر به سایرین هم رسیده بود و چند تا از بچه ها ناراحت بودن که چرا به ما خبر ندادید.      

مداحی شهیدان

  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> حتما گوش کنید خیلی زیبا وپر مفهوم است  

کربلایی امیر برومند | شب اول شهادت حضرت رقیه(س)

مراسم شب اول شهادت حضرت رقیه (س) هیئت حسن بن علی (ع) اصفهان با مداحی کربلایی امیر برومند آماده دریافت می باشد   صوت: زمینه . شرمنده سرم پایینه با سختی چشمام میبینه سنگین . خوابیده تو خرابه با جسم خسته شور . آدم شدم به لطف نگاه رقیه شور . اگه خاکم اگه هیچم شور . شب های جمعه میگیرم هواتو شور لطمه زنی . یتیم گیر آوردنت شور . اگه قراره نوکری برای ارباب باشه شور : سیدتی رقیه صاحب غلام و سلطنتی رقیه شور لطمه زنی . داد میزنم فریاد میزنم واحد . بیخیال همه من میپرم واحد . دلبر و دلنشینی یا رقیه  

کربلایی امیر برومند | شب دوم شهادت حضرت رقیه(س)

مراسم شب دوم شهادت حضرت رقیه (س) هیئت حسن بن علی (ع) اصفهان با مداحی کربلایی امیر برومند آماده دریافت می باشد   صوت: زمینه . به چشمه دل ببین زمینه . به چشمه دل ببین سنگین . دوباره اربعین شد و گریم میگیره شور . حب الحسن اجننی شور . حرکته زندگیه ما رقیه شور . دستمو بگیرو راهی حرم کن شور . ذکر لبم حسن جان شور . یکتا و بی همتا ای قامته رعنا شور لطمه زنی . اما فیکم مسلم شور لطمه زنی . غریب گیر اوردنت شور لطمه زنی . غریب گیر اوردنت شور لطمه زنی . تو قتلگاهی ولی تو بی گناهی ولی واحد . برسر خانه بلا واحد . دلتنگی برام کابوسه

بهشت من 1؛ )❤

بهشت ، می خواهم بنویسم اما این بار متفاوت تر از همیشه این نوشته ام عطر و بوی دیگری دارد این یکی با همه ی آن درد دل های دیگر فرق می کند، این نوشته بوی بهشتی دارد بهشتی که نه تنها بهشتم بلکه همه ی زندگی ام هست ،همه ی زندگی ام انگار خدا من را با تمام مهربانی و عطوفتش انتخاب کرده بودو به دستان مبارک امام زمان سپرده بود. باید بگویم آخر منم و همین بهشت، همین بهشت زمینی، گرچه که خودم بخشی از این بهشت را در همسایگی خویش دارم اما حالا دلم هوس کرده در هوای این بهشت بال بگشاید و پرواز کند . دلم که به شبکه ی های ضریحش گره می خورد ، تازه آن گاه است که میفهمم تا آخر عمرم هم نمی توانم این گره کور را با دستانم به همین سادگی  بگشایم. از همان روز اولی که قدم به کلاس های مهدویت ( امام زمان شناسی )گذاشتم زندگی ام  جور دیگری زیبا شد. اولین و بهترین هدیه ای هم که از دستان مبارک امام زمان گرفتم همان رزق کربلایم بود و الا من کجاو بهشت امام حسین کجا ،من کجا و این همه محبت.وقتی فکرش را می کنم می بینم آنقدر به من لطف داشته اند که مرا تا پایان عمرم کفایت می کند و می اندیشم چه خوب است که من انتخاب شده ام. هنوز هم چهره ی مادرم را به یاد دارم آن زمان که در آشپزخانه بودیم و از این شگفتی حرف می زدیم که چه گونه برنامه هاجور شدند مبنی بر اینکه من با آنها بروم. هنوز به یاد دارم قطره اشکی که از چشمانش چکید و اوج احساساتش را برایم عیان کرد و گفت : عذرا ،میفهمم گویی، خود امام حسین تو را دعوتت کرده اند . آری ،آری اما با پادرمیانی امام زمانم که تا نفس می کشم مدیونشانم که تا عمر دارم نمی خواهم و نمی توانم کسی را به اندازه ی ایشان دوست بدارم وقتی فکرش را می کنم می بینم لطف و محبت این خاندان در همان  2 سال قبل که قدم به کلاس های مهدویتم نهادم احاطه ام کرد و زندگی ام را جور دیگری عوض کرد که حالا با دیدن تابلوی یا قایم آل محمد تمام غصه ها از قلبم پر می کشند. من احساس می کردم  امام زمانم را می شناسم در حالی که حقیقت این نبود .حقیقت این بود که من تا چه اندازه از ایشان دور بودم . خدا می داند این روزها قلب و دلم چگونه برای آن خستگی راه اربعین  پر می کشد برای آن ستون هایی که انگار ستون های بهشتند، برای آن لحظه ای که خستگی وجودم را در بر گرفته بود ،تنم  درد می کرد و با وجود تمام خستگی ها ناگاه چشمم به گنبد طلایی آقا گره خورد و انگار تمام انرژی از کف رفته ام باز گشت، دلم می خواست نه ساعت ها بلکه سال ها این لحظه و ثانیه را برای خود نگاه دارم . وقتی  سال گذشته نتوانستم تمام راه را پیاده بیایم دلم شکست ،به واقع دلم شکست . گمان دارم اگر اشتباه نکنم 300 عمود را پیاده آمدیم اما بقیه ی هزار و خرده ای را با ماشین، در تمام راه پتو را بر صورتم کشیدم و اشک ریختم و غصه خوردم و نگذاشتم چشمم به ستون هایی بیفتد که بی رحمانه از مقابل دیدگانم می دویدند و آنگاه که منظرگاه دیدگانم قاب گنبد امام شدند اشکهایم بیش از قبل گونه هایم را خیس کردند چرا که حال سال قبل و آن خستگی ها را نداشتم . وای وای نگویم که چه معجزه ها دیدم ذره ذره جان گرفتم و زندگی کردم ،از همان دم که من اربعین آمدم و نه از درس هایم عقب ماندم و نه لطمه ای بر نمرات خوبم وارد آمد ،گرچه اندکی با معلم هایم درگیر و از دستشان دلخور شدم اما به قیمت قدم زدن در آن بهشت حسابی می ارزید . من ، مردم و زنده شدم از آن دم که امام حسین به خواب یکی از علمای نجف آمدندو مداحی تزورونی را برایش خواندند . نمی شود که این مداحی را گوش کنم و اشک گونه هایم را نشوید ، نمی شود ، به آنجا که می گویند : خوش آمدی ای که فراموش نکردی و بر وعده حاضر می شوی . آمدی و نه گرما و نه سرما برایت مهم نبودند قسم به حق اشک بانوی گرامی و فرق شکافته ی اکبر. پیشت حاضر می شوم و وقت م رهایت نمی کنم . در وقت دیدار پیشتان می آیم و دور نمی شوم و رهایتان نمی سازم . پشتیبانتان هستم به حق حیدر پشتیبانتان هستم. دلم از شوقی بی پایان  لبریز میشود . اشک می ریزم چرا که خودم را لایق این همه محبت نمی بینم و این شوق است که انگار تنها روزنه ی خروجش از وجودم را اشک می داند و به آن قسمتش که میرسد :ای آن که قصد مرا نموده ای و اشکت جاری است . حاجتت را می دانم نیازی نیست آن را بگویی. به حق گلوی شیرخواره حاجتت را بر آورده می کنم . ای زائر عهد کرده ام هر بیماری را شفا دهم . گریه امانم نمی دهد دلم می خواهد از شوق این همه محبت بمیرم  که آخر تا چه اندازه لطف ، تا چه اندازه مهربانی و به ناگاه دلم می گیرد از ظلمت قلب بعضی از افراد که نمی دانم چه گونه می توانند تا این اندازه بی انصاف باشند  و بگویند: پولتان را خرج امام حسین نکیند به فقرا بدهید .  برای امام حسین این قدر گریه نکنید کشور ما کشور افسرده است .کسی که این حرف ها را می زند بعید هم نیست که بگوید ، بس که در جهنم خویش غرق شده نمی تواند بهشت را به نظاره بنشیند .وقتی شیرینی اش را زیر زبانش مزه مزه نکرده  نمی تواند گریه بر امام حسین را بخواهد ، نمی تواند . نمی خواهم بگویم من چه قدر عالی و خوب و بی نقص هستم ابدا چرا که هرچه دارم از لطف بی دریغ بابای مهربانم امام زمان است که در اولین سفر کربلایم به وضوح گرمای دعوتشان را احساس می کرد و تمام این حرف ها تنها بخشی بود از شوقی که این سفر نصیبم می کند و می دانم که خوب نتوانستم رنگ احساس بپاشم بر جسم بی رنگ این کلمات تا تمامی احساساتم را نقاشی کنند . با همه ی اینها هر گاه دلتنگ اربعین می شوم مداحی تزورونی را گوش می دهم و اندکی آرام می شوم . با تمام وجودم امیدوارم که درهای این بهشت بر همه گشوده شود و بتوانید حسش کنید و از آن لذت ببرید. این هم مداحی تزورونی که همین طور که گفتم امام حسین به خواب یکی از علمای نجف آمدند و این شعر را برای زوار اربعین می خواندند . تا آخرش با معنی گوش بدید سرشار از عشق امام حسین هست . با صدای ملا باسم کربلایی    متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> این هم ترجمه ی مداحی      این فیلم رو هم می گذارم چرا که حس می‌ کنم همه ی مداحی یک طرف این قسمتش یک طرف است ❤   متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. حال دلتون خوب تا آخر خوندید؟؟؛)))))،  خیلی طولانی شد پ.ن: اگر نصیبم نشود امسال باید بگویم که در حسرت یک قدمش خواهم مرد اللهم عجل الولیک الفرج آمین  

تیتر خاطرات اربعین

خاطرات اربعین نود و هشت: (تیترها) باتوجه به اینکه به مرور زمان فرصت نوشتن خاطرات اربعین امسال رو پیدا می کنم، الان تیتر خاطرات رو می نویسم تا یادم نره. به مرور می نویسم جریان کامل همشون رو: 1- ریز هزینه های اربعین امسال. و برنامه حرکت. 2- رفتن سر مزار آقاهادی همان اول. 3- اسکان نجف. خوش جا و تمیز. 4- ما و صف حموم؟! 5- پاره شدن زیپ کوله پشتی! 5- آقا سر لباسو بگیر خشکش کنیم! 6- عتبه مقدسه و غذا. 7- یک سحر فرصت نجف امسال. یک گریه نمکی قبل نماز صبح. 8- دیدن رفقا اتفاقی. 9- شروع حرکت بهتر از گذشته! 10- پای . 11- سوار سه چرخ شدن؟! / نبود موکب / خب برو! 12- یک همسفر چند ستونی! شارژر. دخترشو بده به ما! 13- تصمیمات اربعین امسال. اسرائیل ستیزی/هدیه برا کودکان عراقی 14- کولمون خالی نباشه خداروشکر زدیم یه چیز روش. 15- رسیدن به حاج مهدی و من به هم دوباره. 16- .ارد مسیر اصلی شدیم. قرا ما کجا؟ 7تا بعد اعداد رند. 16- یادم نیست شب اول کجا خوابیدیم. فقط یادمه ساعتای 1من بیدار شدم. دیگه خوابم نیومد. حاج مهدی هم 2اینا جل و پل کرد. گفتم بیداری . اگه بیداری بریم دیگه خیلی رفتیم. نماز شب هم . . 17- روز دوم ما شروع شد. نیمه شب تا نماز صبح . . از صبح تا ظهر. تاول پا . مردم . قرار ما 907. حاج مهدی لباس شست. دیدن علی اعتباری اینا. گرمی شدید هوا. عصر استراحت. من یه جا. حاج مهدی یه جا دیگه. خوب اومده بودیم. نماز مغرب غذا کوبیده عالی. خوابیدن و به آسمون نگا کردن. همون جا استراحت درست و حسابی. صبح ساعتای 3ونیم اینا به زور حرکت کردن. نماز صبح که خوندیم. مهدی خوابش میومد. من حرکت. قرار 1307. - قرار ما 1307. مهدی دیر رسید. 1307 موجود نبود! هوا گرم شدید. نتونستم با دمپاییی ادامه بدم. با جوراب. مداحی و ی و پیاده روی. 19- مهدی رسید. ماساژور داشت حسابی. 20- تجربه! مسیر سبزو ادامه بدیم یا بپیچیم طرف جایی که میره طرف جثر ها؟ پل اول نه. پل دوم سمت چپ حرم حضرت ابولافضل. اگه اون رو بری میرسی به حرم. 21- نماز ظهر. رو خوندیم. پرسیدن ادرس و گریه خانم. از اون ور می ریم. 22- کار هرکسی نیست پا اومدن. توفیق بود. 23- رفتن به حرم حضرت ابوبالفضل.قبل ورود به قبه. رفتن پای کلمن ها. یکی نشتسه بود. دلم خواست. گفتم پاشو ما هم حال کنیم. نشستم. حاج مهدی گفت بسه دیگه. رفتیم زیرات خوندیم. اشکم نمی اومد خجالت کشیدم. رفتیم داخل قبه. کم کم متوسل شدم. دیگه باید می رفتیم. تو خروجی اشک و . شکستن بغض. 24- گوشی خاموش تو کوله. 25- رفتن سمت حرم امام حسین. درمان تاول. و اینک رسیدن به حاج محسن 26- بیشتر می مونیم. حالا چکار کنیم؟ برگشتن به حرم حضرت عباس. حالا سقایی. آخرش گفت پاشو. دنبال کلمن های دیگه! 27- حاج آقای عربی فارسی. دلم تنگ شد برا حرم امام حسین. 28- شولغ. محسن بود جام داد. محسن حال و حس خودشو داشت. به قتلگاه نگا می کرد. خنده ای داشت. 29- اون پسره آبادانیه. لهجه غلیظ عربی. انگشتر نداد. 30- رفتن به سمت گاراژ. جوجه. سیب زمینی. کباب ترکی. کاروان رهپویان جا نمونی! 31- جاموندن از محسن و بقیه. 3تا شدیم. 32. یک ون پیدا کردیم. نفری 150 و 170. بچه های مشتی. 33 - مداحی 10بار گوش کردیم. 34- رسدین به مهران. سوار سه چرخ و گوشیم نیست. برگشت نبود نه! 35- رسیدن به موکب. مصدوم اوردیم! استراحت و حالا کار. 36- کامیون هندونه. 37- شیفت نونوایی. 38-ما نون می پختیم. روضه گذاشت رائچدیو حضرت رقیه. دلم شکست. خستس؟ نه بخدا . 38- بیکار بودن. واکس و اینا. 38- بیکار ب.دن. مردم رو بردن تا گیت. 39- شربت دادن تو علی اصغر. غذا دادن. 40- محمد بیا. دسشتشویی. توضیحات و این ها. حالا مشرف. 41. تمیز کردن 3تایی و خواب و در زدن مردم. تمیز کردن سری دوم و بهتر. 42. خیلی خئابم می اومد ولی موندم پاش. 43- تانکر های آب. تقریبا رفیق. اون یدونه خیلی سخت بود. آبشاری گرفتن. 44- اشتباه رفتن. چیکار کتیم؟ وایستادم. تابلو. بنر و اینها. دلخوری 45- نوش امامت اولسون نعلت اولسون. 46- بستنی دادن روز آخری. انواع بستنی دادن. 47- جمعیتی ثابت 5روزه 24 ساعته. 48- توفیق داریم باید کار کنیم. 49- ایستکاه روز آخری. بارون شددید. بیان داخل. گریه اشک. نتونستم. روضه داتش می خوند. 50- پسر استرالیایی هه. 51- کلاه موکب! 52- پاکستانی ها. 53- خراب شدن دستشویی خانوما! من؟! 54- خواب روی بلندی! 55- تعامل با عراقی ها! 56- ماست شام آخر با من! 57- کلاس آموزشی در اسکان مهندس! 58- آها! یه کوتوله دادن طرف ما! دلم شکست. 59- جلو موکب. چایی. آبدوغ خیار جلو. فاصله بذار. 60- لیوان پلاستکی. برج لیوان پلاستیکی. 61- بعضی ها بی خیال بودنو. چرا؟! 62  

مثل بیمده بمونیم.

1.دیروز ظهر شبکه پویا انیمیشن شش قهرمان رو پخش میکردنشستم نگاهش کردم.چقدررر شخصیت بیمکس/بیکمث قشنگ و خوب بود. اینم عکسش : ) عزیزممممممم چقدر مهربووووون بود‌‌‌.آخرش هم دوستشو نجات داد و خودش نابود شد : ( درسته نابود شد ، ولی زندگی کرد و نابودیش هم در کمال زندگی و رضایت بود.چقدر خوبه اینطوری. درعوض میشه سالهای سال به ظاهر زنده بود اما بدتر از یه مرده. برای خودم: کاش میشد مثل باران میشدیم.مهربان و ساده و بی ادعا. 2.یه وقتایی وقتی درگیر روزمره ها و سختی های دنیا میشی خدا میگه ببین حواسم بهت هستاااا.مثلا عصر روز عید غدیر ، خیلی یهویی هوس قورمه سبزی کردم.هنوز یه ساعت نگذشته بود که برامون قورمه سبزیِ نذری اووردن : ) 3.مرتبط با1.  برای رسیدن به چیزهای با ارزشی، مثل حال خوب خانوادت ؛  باید از تمام وجود مایه گذاشت.گاهی تو میشی نقطه ی امیدحتی اگه سختی زیادی بکشی یا چندان فرصتی برای خودت پیدا نکنی. باید یسری خوشی ها رو گذاشت کنار تا به حال خوب رسید.(حال این روزهای من) +اعیاد قشنگمون پساپس مبارک. ++روز پزشک رو به همه ی پزشکان دلسوز تبریک میگم.یادش بخیر چقدر ما این روز رو تو دبیرستان به هم تبریک می گفتیم : )) . آخرش قسمت و سرنوشت چیز دیگه ای بود که فکرکنم جزای یه شیطنتی بود که سر یه پزشک انجام دادم : ) +++مداحی زیر رو تازه شنیدمبه دلم نشست. متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

باید رفت.باید موند

بسم رب الحسین علیه السلام باید رفت باید دنبال پرچمت تا ابد رفتباید موند باید پای این روضه ها تا ابد موند جوان ناکام منم.جوونی که نتونه اربعین بره کربلا ناکامه.جوونی که نتونه کنار شادترین عزادارهای دنیا قدم بزنه ناکامه. سال گذشته وبلاگم را با پستی از شما پا گشا کردم. همین روزها بود.وقتی که دیگه کاملا ناامید شده بودم از وصال. یک سال دیگه هم‌ اومد.و من به شرط حیات باز به دلم سال دیگه رو وعده میدم. این نیومدن تو این سالها بی حکمت نیست.میدونم آخرش یه جوری میام که فکرشم نمیکردم.یه جورِ .بماند حالا :) کلا این روز ها دارم به حکمت و رحمت خدا باهم فکر میکنم شدیدا توام با همند و مدام سمت ما سرازیر میشن ای میوه دل رسول خدا فقط به سمت تو باید آمد.آمدنی توام با دویدن .فرار کردن .ففرو الی الحسین. اشک روان بر امیر کاروان که میخواندم شیخ جعفر شوشتری شمارا سریع ترین کشتی نجات خوانده بود.کل کتابش میگفت باید روی شما حساب دیگری باز کرد میگفت اگر مومن زرنگ باشد از شما لحظه ای جدا نمیشود +من کوچکترین نشونه ها رو میبینم نشونه هایی که منو به شما ذره ای وصل کنن وقتی محو گنبد سلطان بودم همون جای همیشگی دیدم دوتا خانوم پاکستانی دارن میان سمت من قبلش دیدم با چند نفر دیگه هم دارن حرف میزنندیکیشون دستمو میگیره و تند تند حرف میزنه.از حرفاش فقط اینارو میفهمم.عراقامام حسین.حرم. به گوشیم و شماره ای که تو دستشه اشاره میکنه میفهمم میخواد به یکی که تو حرم امام حگ بزنه میدونم با اینکه گوشیم پر شارژه ولی چون تماس خارج از کشوره فقط میتونه یه سلام علیک کنه و قطع میشه ولی بهش میدم. تماس برقرار میشه.باز توی حرفاش میفهمم که میگه من تو حرم امام رضام توهم تو حرم امام ؟؟ هنوز داشت صحبتش گل مینداخت که قطع میشه. ومنی که به همین خوشحال میشم که با گوشی من تماسی هر چند کوتاه از حرم سلطان به حرم ارباب رفت. ومن این رو نشونه میبینم:) نشونه دیده شدن +مداحی که هر سال این موقع گوش میدم و برای من حکم یک روضه جانسوز رو داره.   متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> دریافت معنیش رو میتونیداینجا  ببینید +یک کربلا مقابل هر انتخاب ماست. +مولای متقیان که درود خدا براو و فرزندان پاکش میفرمایند:اوصیکم به تقوی الله و نظم امرکم امام الرئوف علیه السلام میفرمایند:ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است. سومین درجه ای که امام رضا برای انسان ذکر میکنند امام علی در کنار نظم آورده اند. یعنی مرد شماره یک خدا تقوی به آن عظمت را در کنار نظم توصیه میکند! اینکه نمیتونم رو برنامه ریزی و نظم فکر کنم،کار کنم،عمل کنم به شدت داره من رو اذیت میکنه. عذاب وجدان دارم بابت این قضیه شدیدددد در حدی که واقعا خجالت میکشم پیشنهادی ؟چیزی؟ +بیشترین مدت نبودنم در وبلاگ رقم خورد.سلام عرض شد:) حالا من گفتم تا اربعین بدرود نمیشه ارفاق کنیدبهم؟ البته بنده اینجا نیام جاهای دیگه ای هست برای نوشتن و تخلیه اما هیچ کجا برای من درجستجوی عاشقی نمیشود :) +پست طولانی همانا خونده نشدنش همانا:)

بهشت من۲ ؛)❤

می دانم چرا نمی توانم دست به قلم ببرم و احساساتم را باخیال راحت بیرون بریزم. اولین دلیلش این است که اگر مدت ها ننویسی بعد آن مدت آن قدر اتفاق افتاده که نمی دانی باید از کجا شروع کنی تا چیزی از قلم نیفتد . دومینش شاید به این دلیل باشد که دفتر خاطراتم تمام شده و من مدت هاست که درست و حسابی خاطره ننوشتهام. سومینش هم این است که آخر نمی شود که همه چیز را گفت و اجازه داد از درونت به بیرون رخنه کند ، باید به اصول دورن گرایی خود ادامه داد :)))) امسال هم با پرچم مشکی یا اباعبدالله راهی جاده ی بهشت شدم و چه بگویم اصلا می شود بهشت را توصیف کرد آیا ؟ حرف مرا آن کسی میفهمد که خودش این بهشت را تجربه کرده . درست نمی گویم؟ امسال هم پر از تجربیات و حس های شیرین و جذاب متفاوت بود ، وقتی دلت می گرفت و مداحی  یا روضه گوش می دادی قوایی به پاهایت هدیه می شد که اصلا نمی فهمدی چگونه عمود ها از پس یکدیگر طی می شوند . حقیقت این است که در این راه حسابی به من سخت می گذشت و پاهایم درد می گرفت اما همیشه خود را دل داری می دادم  که اگر من درد داشتم حضرت رقیه و حضرت زینب چه کشیدند ، اصلا تمام من فدای خستگی ها و درد های شما ،این درست است که من خسته بودم اما دیگر کسی کتکم نمیزد درست است که من درد داشتم اما مجبور نبودم روی خار های بیابان پا به رهنه بدوم . هوای ما زن ها را مرد ها حسابی داشتند نه فقط مرد ها بلکه تمام خدام امام حسین حواسشان  به زوار امام حسین بود چه آنکه پاهای خسته ی زوار را در دست داشت و دلش می خواست تا می تواند خستگی اش را رفع کند ،چه آن که خالصانه فریاد می زد و زوار را به خانه اش دعوت می کرد .  سخن از خستگی به میان آمد باید بگویم ،خستگی هایش هم عجیب و شیرین بود در  این راه ،شاید خستگی و درد تا مدتی کوتاه بر جسمم آواره بود اما  روحم  چنان جلا گرفته بود که اجازه نمی داد ،خستگی بر  همه ی وجود غلبه کند ،فقط خدا می داند که این خستگی پاها گاهی جانم را به لبم می آورد اما انگار هرچه خسته تر می شدم ،شیرینی اش جوری دیگر زیر زبانم مزه می کرد. اما نه آخر مگر می شود از خستگی و درد هم سخن گفت وقتی تمام وجودت را عشق فرا گرفته که هر سال با وجود تمام سختی ها به سویش می دوی . آری عشق ،به راستی که زیباترین جلوه ها ی وجود جهان در این کلمه ی زیبا نمود پیدا میکنند. اما در این راه عشق جور دیگری معنا می شود . عشق را باید از آن کسی پرسید  که همه دارایی اش را، همه ی دارایی اش را وقف  زوار می کند ،عشق را خستگی پاهایی معنا می کنند که خستگی برایشان هیچ معنایی ندارند  و چه زیبا و دلنشین است که برق مدال عشق با آبله ی پا بدرخشد. آری ، آری حقیقت این است که ظرف کلمات کوچک تر از آن است که گنجایش این همه احساس و عشق را داشته باشند . اما . اما تمام این خستگی ها و از عشق دویدن ها بی پاسخ نمی مانند ،آن گاه که پس از سه روز در بیابان دویدن قاب از اشک شکسته ی دیدگانت منتظرگاه گنبد امام حسین و برادر با وفایش می شود تمام خستگی ها رنگ و بوی دیگری می گیرند . در یک کلام باید گفت آقا جان عشق شمایید ،عشق مسیر رسیدن به کربلاست ،عشق خدام و زوار اربعین شماست ،عشق به شما رسیدن بعد از سه روز خستگی بی پایان است و در آخر در آغوش کشیدن  و گره زدن بند قلب به شبکه های ضریح زیبایتان است می دانید از کدام گره سخن می گویم همان گره کوری که قلب همه را به خود زنجیر کرده و تا اسم شما می آید انگار کسی در قلبمان گره را محکم می فشاردش . آری آری باز هر چه قدر هم که بخواهم بگویم کم است اگر در دنیا  مزه ی شیرین این عشق را نچشیده باشی از من می پرسی ، وااا از درست هایت عقب می مانی ، دوسال دیگر کنکور داری و دیگر آنجا لحظه ها با ارزش اند و من پاسخ می دهم، که بله  اما من عقب نمی افتم چرا که من کسی را به همراه دارم که تنها گوشه چشمش تمام عقب ماندنی ها را جبران میکند ، من کسی را دارم که اگر از او بخواهم به من قول داده ، قول داده تمام حاجاتم را بر آورده می کند من سال کنکور را می آیم چرا که همان طور که شما می گویید ثانیه ها آنقدر باارزشند که نباید  اجازه داد ،عقربه ها آن قدر زود از پس یکدیگر بدوند، باید ثانیه هایی را  ثبت و ضبط کرد و دورن قلب برای همیشه نگه داشت و از آن کسی طلب کرد که همه چیز در دستان اوست .   باید گفت نذر تک تک قدم های خسته ام به واقع آن زمان ادا خواهد شد که بابای عزیز تر از جانم بیایند چرا که تک تک قدم هایم را نذر ظهورشان کرده بودم . این است تمام عشق من در این سه سال.   وقتی شب اول که از کربلا رسیدیم کتاب به سوی بهشت را که درباره ی آداب زیارت و فضیلت زوار امام حسین (علیه السلام) بود  را می خواندم و به آن قسمتش رسید که نوشته بود :(( کسی که خدا خیرش را بخواهد محبت امام حسین و زیارت آن حضرت را به دلش می اندازد و فقط کسی که در آزمون الهی موفق بوده و خدا دلش را امتحان کرده ، و او را توفیق شناخت و معرفت اهل بیت داده ، موفق به زیارت می شود.)) قطره اشکی از دریای احساساتم ، از روزنه ی دیدگانم پایین چکید و من آن شب با شوقی بی پایان از آن همه محبت خدا به خواب رفتم . خدایا هزار سجده ی شکر هم کم است می دانم اما من در یک لفظ ساده می گویم ممنونم هزاران هزار بار ممنونم که عشق و محبت امام حسین را به من ارزانی داشتی که اگر نداشتم می دانم ادامه ی زندگی ام به واقع خیلی سخت می شد . شکرت

فاضلابی به نام غزل پست مدرن

در پی ادامه افاضات اشخاصی که خود را منتسب به جریانی جعلی به نام غزل پست مدرن میپندارند و درراستای ت حصارکشی شان  به دور زمینی که هنوز بایر نشده است و بیش از ده سال است به وقاحتشان به شکل سریالی تهوع آور ادامه میدهند بر خود لازم دانستم به بی سوادان و کم سوادان از قشر تینیجر که عمدتا مجذوب هر جعل ادبی بی ذره ای مطالعه و تحقیق میشوند نکاتی را گوشزد کنم, جریانی مانند جریان پست مدرن ادبی که در اروپا و آمریکا جریان دارد و یکی از نویسندگان و منتقدان بزرگ در این زمینه ویلیام گاس میباشد که به واسطه کتاب معبد متون خود برنده جایزه ترومن کاپوتی برای نقد ادبی شده است و یکی از نظریه پردازان در این زمینه به شمار میرود در همان کتاب در مقاله ای که به نقد کتاب نهنگ توماس هابز میپردازد در اشاره به فرم به نکته ای اشاره میکند که از قضا این تیزهوشی را در ارتباط با نظریات پست مدرن هم ابراز داشته است او اشاره میکند که توماس هابز در این مجموعه به خوبی یادگرفته است چگونه نگاه کند ,عنصر نگاه در هر زمینه ای نقش عمده خود را ایفا میکند او فرم و زبان را مهمتر از قراردادهای ادبی چون طرح و کاراکتر میدانست و تاثیر فراوانی بر نویسندگان تجربی دهه شصت و هفتاد و حتی بعد از آن گذاشت هر فرمی در سایه یک نگاه شکل میگیرد نوع نگاه نویسنده است که فرم را شکل میدهد حال سوال اصلی من اینست شاعری که دم به دم با وجود مذکر بودن در اشعارش حامله میشود و این حاملگی بار هستی درایی و یا عمق فاکنری را به همراه ندارد و یا حتی نگاه فانتزی کالوینویی را با خود به یدک نمیکشد چه نگاهی را میخواهد به نمایش بگذارد که نام پست مدرن را بر خود میگذارد؟رییس قبیله بیسوادان ادبیات بی در و پیکر حامل چیست؟حامل کامیونی از فیلمهای مستهجن که از لپ تاپ شخصی اش ضبط شده اند که حاوی روابط خودش و شاگردش با چندین نفر بوده و حال در معیت شغالهای نروژی خود را ی جا زده است به سبک همتای غزلسرای در قسطنطنیه تمرگیده اش که به جرم حمل یک قالب حشیش تبدیل به ی ترین شاعر روزگار خویش شده است؟ اینها گاری را نمیتوانند صاف حرکت دهند حال خدایگان شعر و ادب شده اند؟گمان میکنم خدا باید از خدابودن شرمسار باشد وقتی این نادانان خیال دانایی میکنند شاعری که ریتم تمام اشعارش بر وزن مداحی و نوحه است ادعای کدام نوآوری را دارد؟ در حالیکه حتی در جریان شعر آزاد که شاملو توسط فریدون رهنما با آن آشنا شد آن چه که رهنما به شاملو تزریق کرد آشنا کردن او با اشعار آمریکای لاتین اسپانیولی پرتغالی و شعرای آن کشورها و استفاده از همان ریتم های متفاوت در اشعار بوده است ایشان کدام ریتم جدید را به شعر تزریق کرده که داعیه دار جریانی پوشالی و جعلیست؟ و در افاضات جدیدش هم خود را ترانه سرایی بزرگ جا زده!!!! لابد کسی در حد سرفراز منصور تهرانی زویا زاکاریان لیلا کسرا و حتی یغما گلرویی که بی شک اگر منصف باشیم در ترانه نسبت به تمام هم نسلانش چندین سر و گردن بالاتر بوده است و همین امر دلیل حسادت و بخل این قوم جاعل شیاد و تنگ اندیش نسبت به اوست با تمام نقدهایی که نسبت به یغما گلرویی داشته و دارم اما اگر هنر را بخواهیم از منظر به تصویر کشیدن نادیده ها در نظر بنگریم گلرویی تنها کسیست که به خوبی از پس سرایش این دست از ترانه ها که حتی ممکنست فانتزی جلوه کند برآمده است و نمره قابل قبولی را دریافت کرده است ولو اینکه او خود را بازتولید و ادامه ترانه پیشروی غربی ها دانسته که البته آن را به سانگ رایت غربی ها تصحیح میکنم که البته معادل فارسی آن را ترانه میدانند که از زاپا تا تام ویتس و باب دیلن و این راه را شروع کردند و حال شکل ایرانیزه شده اش را در کانسپت ایرانی میبینیم کما اینکه مگر ما از ترانه چه انتظاری داریم؟شق القمر یا تغییر سیستمانیک اوضاع ی کشور؟ تا کی میخواهیم خود را پشت عناوین پوشالی ترانه نوین و متعهد و شعر متعهد و مبارز پنهان کنیم؟این جامعه خفته چه زمانی میخواهد از رویا و خواب بیدار شود؟ دیرزمانیست که در اروپا و آمریکا دوران امر چیپی مانند شعر یا ترانه به سر آمده و مکاتب فلسفی و در راس آنها کالج سوشیولوژی فرانسه و مکتب فرانکفورت نفس شعر را باطل دانسته اند و حال در جهان سومی و کشوری نظیر ایران آن هم در قرن بیست و یکم هنوز بحث بر کشیدن طنابی پوسیده است که از قضا بر روی خود طناب حک شده مید این یو اس آ !!! و یکی از علل دیگر ضعف ما در شعر و ترانه عدم سواد آکادمیک است بیش از نود درصد ترانه سراهای ما سواد آکادمیک ندارند فرض کنید شخصی تحصیلاتش ژنتیک است اما صاحب نظر در امور ترانه!!! یا جناب نسخه پیچ میشود شاعر!!! دریغ از آنکه ذره ای مطالعه در زمینه فلسفه داشته باشند و یا کمی با مکاتب غربی آشنایی داشته باشد و صاحب علم روز دنیا باشند تنها به صرف داشتن تخیلی که در نهایت منجر به توهم میشود تصور میکند شاعرست!!! ماحصل این سیستم این میشود که غزلسرایی با غزلیات آبکی و دادن چند غزل نه ترانه آنهم به چند خواننده ناشناس که شناس ترینش را هم برایش به واسطه وقاحت غنی شده شان دردسر درست کرده اند خود را باد میکند تا توهمی حسابی بزند, سیستم شعری ایران را هم اگر با شاعرانش آشنا باشید میدانید که وقتی میبینند از این راه منفعتی نصیبشان نمیشود و نمیتوانند خرشان را از پل بگذرانند به این متوسل میشوند که چگونه آن ترانه سرا توانسته آهنگهایش را به دست خوانندگان محبوب بسپارد که آن هم به سادگی چند کلیک و ایمیل کردن میباشد و در هر صورت این جماعت آن قدر بخیل و بدبختند که هر جوابی به آنها بدهی باز هم حرفی برای گفتن دارند و تنها چیزی که در آنها دیده نمیشود قدری همت و پشتکارست و آن چیزی که به وفور در میانشان دیده میشود زبان درازست و همگی در انتظار ارسال نامه فدایت شوم یکی از خوانندگان محبوب به درب خانه شان میباشد که به پاس یک عمر دستاوردهای شعری به او ترانه ای واگذار کند چرا که حضرات پایه های شعر و ترانه جهان را تکان داده اند و تنها چیزی که در میانشان وجود ندارد کمی اراده برای معقول زیستن است, تنها در این انتظارند تا کسی میان آنها موفق شود تا دریچه های بدبینی و بخل و حسد را بگشایند و شروع به بدنامی شخص مورد نظر کنند در آن زمان حرف نسناس نئاندرتالی که زمانی به علت حرکات غیرعادی در شیراز در بیمارستان روانی بستری بوده و حتی در صفحات داخلی یکی از رومه ها هم این خبر در آن زمان کار شده بود برایشان معتبرترین خبر روز میشود!!!ما این چنین بدبختیم و تا زمانی که چرک های درونی خود را تخلیه نکنیم هیچ چیز درست نخواهد شد و اوضاعمان در کلی ترین حالت هم بهبود نخواهد یافت به تعبیر امیل چوران نه به آینده بنگر و نه به گذشته،بدون هیچ ترس یا تاسفی به خودت نگاه کن.هیچ کس، تا وقتی که در بندِ گذشته و آینده اش است،خودِ واقعی اش را به دست نمی آورد و ما خود واقعی مان سرشار از پلیدی و آلودگیست و هیچ امیدی ظاهرا به جز مرگ و رویش نسل جدیدی که اینگونه کثیف نیاندیشد نمانده است اما این شاعرنما به صرف کدام کارنامه در ترانه سرایی تصور میکند ترانه سراست؟این گاو استخوانی نه شیر درست حسابی میدهد و نه گوشتش از کیفیت مرغوبی برخوردارست و تنها تینیجرهایی که نه شناختی از شعر و جهان بینی و خاستگاه اندیشه و فلسفه دارند میتوانند به اینگونه چرندیات بی مایه دل ببندند وگرنه آن که خاستگاه اندیشه اش مشخص باشد کی این چنین جایگاه نازلی را پذیراست؟ آدمهایی به جد کوته فکر و بی عمق که طاقت کوچکترین کامنتها را ندارند و با شنیدن نقد و نظرات مخالف به طرز عجیبی مانند آدم های غیرنرمال به خودزنی دچار میشوند!!! و در نهایت بدون آنکه حتی چند خط سارتر خوانده باشند و اصلا درکی از سارتر و یا باتای داشته باشند که قطعا اگر درک دومی را داشتند که به امر چیپ و نازلی مانند شعر سرائیدن متوسل نمیشدند طرز فکر آقایان که خود را خدایگان میدانند و البته به زعم بنده مبتذل, چیپ و بی سواد هنوز در عصر حجر مانده اند و نقد را به مثابه فحاشی میپندارند و از درک این موضوعات عاجزند که نقد به مثابه تخریب به اثریست که با چرندیاتش به شعور منتقد فحاشی میکند و در پاسخ متقابل هنر فحاشی به همان اثرست,کسی نظیر ژرژ باتای ادبیات را برابر با شر و نوعی عصیان علیه گفتمان استدلالی و معنا گرایی میداند. ادبیات به تعبیر او ضمیر منسجم خواننده و خوانندگان را مغشوش می کند و از هم می پاشد. حال این شاعرک چه عصیانی بر علیه گفتمان استدلالی معنا محور  انجام داده ؟ جزآنکه عصیانهایشان در حد چس ناله های جنسی ست که به صرف به کارگیری چند واژه اروتیک بی آنکه حتی شناختی درست از مقوله جنسیت و تحلیلی از روانکاوی فرویدی داشته باشند آنها را به هم چسبانده که متناسب تینیجرهای هفتادیست که در شکل مدرن با آن خودیی کنند و از قضا یکی از دلایلش که در میان دهه هفتادیها شهرت دارد به نوشتن این چنین خزعبلات چیپ و جنسی است چرا که نیازی به صرف وقت و سرچ کردن در اینترنت نیست اشعار مضحک بی مایه و آشغال ایشان نسخه مناسبی برای خود یی مردانست آن هم در شهری که زن بودن تاوان و هزینه دارد و اصولا فاضلابی که مانیفستش را از روی مانیفست غزل پیشرو هادی خوانساری به صرف تغییر فتحه و ضمه و کسره رونویسی میکند چیزی از داخلش در نخواهد آمد یک کندذهن تری زومی بیست و یک که تصور میکند چرک ناخن هوشنگ ایرانی و شمس الدین تندرکیا و فریدون رهنما میشود بی خبر از آنکه لمپنی بیش نیست و شکوفاترین و نوآورترین نحله ادبی که بر روی حداقل سه نسل بعد از خودشان هم تاثیرگذار بودند نسل خروس جنگی بود که به لطف امثال رویایی براهنی و طرفداران صادق هدایت سرکوب شد در حالیکه خود حضرات از آن جماعت تاثیر گرفتند و با سرکوبشان به خوبی این را اثبات کردند هر نوآوری در سرزمینی که هنوز رگ و ریشه های قجری و خفتگی مطلق در آن جریان دارد محکوم به مرگست و تنها جاعلان و شیادان این چنین جریانات فاضلابی میتوانند در ادبیات بی در و پیکر جولان دهند که آن هم به واسطه شناخت و آگاهی اهل قلم از این چنین شیادانی و آگاهی روزمره ناشران و فرهنگیان رو به زوال رفته و در حال نابودی مطلق است و اینها جز شاعرانی تمام شده که با مترسک سر جالیز شدن قصد مطرح کردن خود را دارند چیز دیگری نبوده و نیستند و ذات اصیل هنر رئالیستی بی شک بدون شانه خالی کردن از مسئولیتهای گوناگون است اما این قوم متحجر و شارلاتان جز زبان دراز و وقاحت غنی شده و شارلاتانیسم چیزی در بساط نداشته و ندارند و همین امر شیپور مرگشان را نواخته است.   جهت خواندن کامل پی دی اف همراه با مشاهده عکس های بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید: http://ge.tt/93Lo6Fz2

تاریخچه مغفول جان نثاران تهران

سر جستجو درباره این هیئت ها ناچار بوسیله رخ میدانی و زبانی است و کم در آثار کتبی بوسیله آنها پرداخته شده است. بوسیله همین دلیل بخشی عمده از سرگذشت این هیئت ها به صورت ماده بی تجربه موجود برای فراهم کردن تاریخ شفاهی است که باید از دست اندرکاران آن هیئت ها تهیه شود؛ کسانی که قطعا قبیله اول و دوم نیستند و در نقل قضایا گاهی تفاوت هایی دارند. آنچه داخل اینجا درباره هیئت بزازها نمایش می شود، کوششی است برای حفظ و نگهداری بخشی از میراث فرهنگی- مدنی تهران که بی گمان به اتمام نیاز دارد. باید از اعضای هیئت جان نثاران صنف بزاز تهران» سپاسگزار بود که در تهرانگردی ایام محرم میزبان ما بودند و با لطف و صفا، این اطلاعات را در اختیارمان گذاشتند. در تهران، هیئت بزازها نخستین هیئت صنفی بود که شکل گرفت. داخل بازار بزرگ، مغازه های صنف بزازها کنار هم وجود و آشنایی عطا با هم داشتند. از پایین صومعه امام، مبدا بازار بزرگ تا بازار عباس آباد بیشتر حرفه بزاز بودند. اصلا بازار مبصر امروزی را قدیم به اسم بازار بزازها می شناختند. جست بازار هم به دست صنف بزاز وجود و آنها جزو معتمدان میدان شمرده می شدند، به طوری که می توانستند میدان را تعطیل خواه باز کنند. هیئت بزازها م از ۱۴۰سال پیش در کنیسه میرزا موسی (یا همان مسجد بزازها) آغاز به کار کرد. در آن زمان دوشنبه شب ها یعنی روز زیارتی معصوم حسن(ع) و معصوم حسین(ع) هیئت در منزل افراد می افتاد. این هیئت، داخل حدود ۱۱۰سال پیش داخل منزلی در جنوب راسته اعدام نزدیک کوچه اکبری، برگزار می شد. در زمان رضاشاه که روضه ممنوع شده بود، برگزاری هیئت حالت چرخشی جلوه گر کرد و در دوشنبه شب ها یک نفر از اعضای هیئت که کالبد فراز هم داشت و به کلمه بوسیله او درفش» می گفتند، سر محله می ایستاد و افراد را به منزل مورد نظر هدایت می کرد. روشن است که داخل این زمان، مجالس آرام و بدون جلب رویت و تا حدی مخفیانه برگزار می شد و داخل آخر کانون نیز افراد تک تک و بدون احضار توجه، آنجا را صرفنظر می کردند. حاج حیدرعلی و حاج محمداسماعیل حاجیان مدخل مؤسسان هیئت بزازها بودند. این دو برادر درون سال۱۲۸۴ش با هم برای وعده دوم بوسیله عروج حج می روانی. درون طرز مکه، حاج محمداسماعیل با عرب ها مذاکره داشته و آنها سرانجام در مکه او را خفه می کنند و جنازه او داخل همان مکه دفن شد. نگرش تدفین او با مقبره پیشگاه ابوطالب ۲قبر بور دارد. منبری های هیئت، حاج کارفرما صدرا، عالم رضا سراج، حاج کارفرما ابهت حاج حشمت، سیدقاسم شجاعی، ملا محمدفاضل کاشانی، احمد رحمانی همدانی، فلسفی واعظ، جواد مناقبی، حسین وحیدخراسانی، حسین علی راشد، اشرف کاشانی، مرتضی شاهرودی، حاج مقدس و. بودند. بعد از انقلاب، یکی از وعاظ هم آقای سخنگو نوری بود. از میان مداح ها، حاج حبیب الله ستایشگر جزء نوحه خوان های خاص بود و گاهی هم گفتگو می کرد. حاج حبیب الله شالی و فینه شیر-شکری داشت و به جای عبا، کت بلندی می پوشید. صبح مهلت سپس از نماز که چای می دادند، آقای ستایشگر به مداحی می پرداخت. از دیگر نوحه سفره های هیئت، حاج احمد ناظم بود، پس ازآن حاج محمود، سپس حاج احمد و پس ازآن از او حاج محسن و همچنین، سیدمحسن دربندی. یکی از مداحان متمایز هیئت، حاج مرزوق حیات که از سن کمینه داخل کربلا روضه می خواند. حاج احمد بابا حاج محمود ناظم در کربلا نوحه خوانی پسر بچه سیه چرده ای را می پسندد و به او می گوید: می خواهی بیایی ایران؟ و آن فرزند قبول می کند و به ایران می آید و او همان حاج مرزوق است.   بعد از حاج مرزوق و آقای ستایشگر، حاج میرزا علی جوهر و حاج میرزا علی اصغر بلورفروش و رحمت الله حاجیان و آقای سربی نیز نوحه سفره بودند و بعد اینها حاج محمد علامه تقریبا از سال ۱۳۴۰ش نوحه خوان هیئت بود؛ البته حاج محمد علامه فقط نوحه خوان نبود و گاهی مطالبی می گفت و منبری هم می شد و مجموعه شعری بوسیله نام هدیه مور داشت و سفرنامه حج را هم نوشته بودند و همینطور کتاب ۶۰سال خدمتگزاری. کارهای مالی هیئت، بر عهده حاج میرزا حسن قاضی و حاج میرزا اصغر کهنه چی و حاج سیدجواد خَلَصی بود. تو آن زمان، مبلغی که از طرف هیئت به مداحان داده می شد، حدود ۲تومن تا ۴تومن حیات و جمع نفقه ها حدود ۵۰تومان می شد. لیست های باستانی مخارج هیئت که خیلی ارزش دارد، نزد آقای مجد است. آنهایی که مخارج و امور مالی هیئت را در دست داشتند، بی حد حساس و کنجکاو بودند، به طوری که حتی اسکناس ها را هم عوض و بدل نمی کردند و همان پولی که دریافت شده بود، صرف کردن هزینه ها می شد. هیئت تو زمان های مختلف ازجمله فاطمیه، ماه محرم و پایان صفر و یا فعالیت های جشن و عزا مانند شهادت امام صادق(ع) و امام حسن عسگری(ع) استوار وجود. اول نوحه خوان علی اکبرخوانی می کرد، پس ازآن ی بود و بعد تعزیه: حضرت علی اکبر سوار اسب می شد، سپس نیزه دارها می آمدند. اسب غصه می آوردیم. دور تا دور پشت بام زن ها می نشستند و طبقه پایین غصه نصفی زوجه بودند و نصفی مرد و تو شبستان اندوه آن موقع چندان کسی نبود. زن ها به بخشی زیاد بودند که از روز هشتم به بعد از بامداد زود می آمدند تا داخل کلیسا بزازها جا بگیرند. روز هفتم، روز پیشگاه قاسم، قاسم خوانی بود و بعد تعزیه: اول حضرت قاسم خود را معرفی کردن می کرد، بعد سوار کنار اسب می شد و می ماتم و سپس از حمله سرنیزه دارها از عریضی بیرون می شد. شب هفتمین می رفتیم منزل حاج میرزا ابراهیم حاجیان و کتلی برمی داشتیم؛ این کتل یک چنگ باریکه طلایی داشت و از خود کتل بی قراری ترمه آویزان وجود. روز دوازدهم باید این کتل را مکرر سرجایش می بردیم. مدال هم نداشتیم، فقط چند درفش در ابتدا و عاقبت و وسط گروه عزا حرکت می کرد. روز نهم، روز حضرت عباس بود و روز عاشورا تیمار تعزیه معصوم حسین(ع) برگزار می شد: معصوم بوسیله بازار می آمد، پس ازآن نیزه دارها می آمدند، بعد پوست شیر وجود برای وقایع پس ازآن از عصر عاشورا. گاهی علیق هم روی صحنه می پاشیدند. روز آستان علی اصغر را تیمار داخل همان روز می گرفتند. روز یازدهم و روز دوازدهم برنامه کاروان اسرا را حاج اصغر رزاقی برگزار می کرد، به این رخساره که حدود ۱۲نفر شتر تهیه کرده بود و سپس درون تعزیه اهل بیت بچه ها را با چارقد تو کاروان اسرا بوسیله ارائه می کشید. تو تعزیه، حاج ابراهیم آزادگان نقش محضر عباس را بازی می کرد. روز درگاه عباس تو تعزیه مبدا یک نفر با علم و اسب و بقیه وسایل وارد می شد، سپس تلاطم می کردند، بعد نیزه دارها می آمدند، بعد اسب از یک در خارج می شد و اسب دیگری از در دیگری می آمد. اسب دوم خون آلود و زخمی وجود و سوار آن حضرت عباس، با فرق شکافته، که برای نمایش آن لقمه گوشت شکافته شده ای روی عادت عباس تعزیه می گذاشتند و دست های او را طوری می بستند که انگار بریده شده است، بعد عباس با آن اسب دور می گردید و شوری برپا می شد، به خصوص از صدای شیون زن ها از پشت کف اطاق تا پایین، بعد تابوتی می آوردند که آن را با کاه لبریز کرده بودند و حضرت عباس تو آن می خوابید و معصوم حسین بالای سر برادر حاضر می شد، بعد این تابوت را همراه امام حسین روی سر جمعیت و عزادار دور مجلس می گرداندند.   بعد از مصدق و کودتای ۲۸مرداد، چند نفر از بازاری ها را گرفتند، ازجمله حاج عبدالعظیم حاجیان از صنف بزازها، حاج محمود مانیان از صنف خرازی ها، شمشیری از حرفه چلوکبابی ها و پس ازآن آنها را فرستادند خارک و بعد یکی یکی آزاد شدند. روز ۱۵خرداد سال۴۲ ما در هیئت بزازها تا داخل دانشگاه رفتیم. از مسجد بزازها ساعت۸:۳۰  بامداد روز عاشورا بر سرن بلند شدیم. یکسره تا صومعه حاج ابوالفتح در میدان شاه رفتیم. حاج حسین سربی مداح هیئت تنها کسی بود که نوحه خوانی کرد و در آن شعاری راجع به فیضیه که در آن ایام مورد یورش نیروهای گارد پادشاهی فراغت گرفته بود، داد و نوحه ای مخرب تیمار راجع به آقای خمینی خواند. پس ازآن جمعیت بوسیله ما ملحق شد و رفتیم تا میدان فردوسی و بعد رفتیم دانشگاه و درون برگشت هم با جمعیت تا دژ مرمر آمدیم و از آنجا کم ناچیز متفرق شدیم و به راسته برگشتیم و اینها تقریبا تا خلط های قفا طول کشید. تو همان سال، ما بالای سر منبر عکس آقای خمینی را غم نصب کرده بودیم که هیچگاه جای دیگر این فقره را نمی کردند. حاج اشرف کاشی با اینکه ی نبود، اما وقتی می مجمع روی منبر و انباشتگی درون حال گریه بود، با مشت به عکس آقای خمینی اشاره می کرد و این اتفاق در زمانی وجود که آقای خمینی را دستگیر کرده بودند. حدود سال۴۳ پشت قاعده منبر عکسی بزرگ از آقای خمینی که از عکاسی همای قم تهیه کرده بودیم و آن عکس را با مشت کشیده بودند، نصب بود. اسدالله علم که آن حین نخست وزیر بود، به مجلس آمد و بوسیله عکس آقای خمینی خیره شد و معلوم است که نمی توانست آنجا را زین کند. تو آن زمان هیچ هیئتی جرأت چنین کار کننده نداشت. پس از انقلاب هیئت، کنیسه میرزاموسی را که از سال های دور نامی به مسجد بزازها شده بود، ترک کرد و با حمایت آقای سیداحمد خوانساری فعالیت خود را در کلیسا سیدعزیزالله میدان ادامه عدالت. خرج قندوشکر را نیز ایشان پرداخت می کردند. آن زمان فدایی از این اقلام سهمیه بندی وجود ولی ما بوسیله توصیه آقای خوانساری از سهمیه استفاده نمی کردیم. پس از متورم آقای خوانساری، صومعه سیدعزیزالله را تیمار ترک کردیم و یکی دوسالی تو پارکینگ روبه روی پاچنار سنت برگزار کردیم.  سال۱۳۶۶ ملک فعلی را خریدیم و دقیقا مطابق معماری مسجد میرزاموسی - نگرش بدوی - آن را ساختیم. برای ساخت اینجا مطلع با تغار مدیرعامل ثانیه سازمان مترو روبه رو بودیم و دستور پیدایش نمی دادند، زیرا درون طرحی که آن زمان فرانسوی ها ارائه داده بودند، آنجا به نشانی دیگری درنظر گرفته شده بود و مدیر مترو نیز با توجه به موقعیت این زمین در نزدیکی بازار، تاسیس ه را نمی پذیرفت و باور نمی کردند که عزیمت ما ایجاد ه باشد و حتی می گفتند قصد دارید داخل اینجا پاساژ بسازید! بعد از گپ های ما که می گفتیم صبر نیست اینجا پاساژ شود، بوسیله او گفتیم چوب این رفتار خویشتن را خواهی خورد و اتفاقا چند لمحه پس ازآن از آن، از مسئولیت برکنار شد و مدیر جدید (آقای هاشمی) حیات که می گفت این زمین چندان غصه بوسیله امر آنها نمی آید و بدین نظم برای خرید زمین رفتار کردیم. زمین اینجا ۱۸۰۰مترمربع بود و بعدها زمین های جنبی اینجا را همچنین خریداری و بوسیله ه افزایش کردیم. نخست بخاطر ساخت آن طرف ه به ما اجازه نمی دادند و ناچار در آنجا چادر می زدیم، اما بعدها که رئیس مترو عوض شد و سایرین آمدند، به ما اذن دادند آنجا را نیز بسازیم. سال۱۳۷۰ زمین جای فعلی را قولنامه کردیم. موقعی که اینجا خریداری شد، حاج احمد ناظم صحبتی با ما کرد و توانستیم مسکوک ۸.۵میلیون تومان در مرحله اول جمع کنیم. بعد با فروشنده های زمین با ارزش توافقی قبلی خودشان دستخوش تباین شدیم، مربوط به صاحبان زمین می گفتند: موسسه مترو خواستگار این زمین است و قیمت آن اعلی رفته است. حتی یکی از مالکان می شوق سپس از چند سال تباین بخاطر اخذ زمین کارپرداز بگیرد، ولی آقای خردمندان درون آن موقع گفت با دعوا و وکیل که نباید ه» ساخت و ۲هفته بخاطر حل مشکل وقت خواست. ایشان برای محلول تفاوت بوسیله منزل فرزند یکی از فروشندگان که از دنیا رفته بود، می رود. آقای خردمندان برخلاف معمول، با کراوات به منزل آنها می رود و می گوید: من نه بوسیله تفکر معصوم حسین(ع) آمده ام و نه بوسیله فکر خدا، بلکه قصدم حل این اختلاف است و می خواهم یک معامله بی زنجیر و بیهوشی با شما داشته باشم. برایم جالب بود که حتی مهیا نبودند بخاطر ه تیمار از امام حسین هزینه کنند. خاتمه در همان جا به ارامش رسیدند. بعد با دوستان ازجمله حاج حسن آقای سعید و آقای سیدکمال مرتضوی، آقای سیدقاسم شجاعی و آقای عالم جواد مناقبی و حاج محمد علامه مداح مصاحبت کردند و همگی در اینجا گرد آمدند. دکتر مناقبی منبر رفت و آقای شجاعی روضه خواند، آقای سعید اندوه صیغه ه را جاری کرد. اطلس ه فعلی را لرزاده مثل محل سابق هیئت، یعنی کنیسه بزازها نقشه کشی کرد و تنها تباین میان دو بنا در پهنای ستون ها بود در برابر ستون های مسجد میرزاموسی یک متر و خرده ای پهنا داشت. می گفتند تو قدیم رسم بود که استوانه ها را پهن می گرفتند تا تو مواقعی مثل نماز شب در پیاده شدن ستون ها، اشخاص یکدیگر را نبینند. درون مسجد، مداح ها و پامنبری ها کنار ستون دوم طبق منبر می نشستند و الان بی قراری همینطور است. از ساعت۱۰ به سپس مجلس خصوصی می شد و دیگر کسی منبر نمی رفت و پامنبری ها کنار استوانه دوم می نشستند هر کدام یکی دو بیتی می خواندند و روضه را به اندوه تحویل می دادند. گریه کن ها و مجتمع گرم کن ها هم بین ستون اول و دوم می نشستند. مثلا یکی از گریه کنان حاج احمد حاجیان حیات و گاهی به شوخی بوسیله او می گفتند نصف مجلس برای توست و با یاحسین گفتن تو، مجلس گرم می شود و او بی آرامی گاهی بوسیله شوخی می گفت: باید نیم پول منبری را به غلام بدهید! حلقه از صبح زود اول می شد و تا عقب ادامه داشت، ولی از ساعت۱۰ به بعد بسیاری می رفتند و بخش کوچکی می ماندند. فقط داخل روزهای تاسوعا و عاشورا سپس از مجلس ناهار می دادند. جماعت در آن روز درون منزل حاج حیدرعلی حاجیان برگزار می شد نه در کلیسا. چای هیئت تو اختیار حاج عبداللهی ها حیات و آنها چند چای را با بی آرامی ترکیب و ممزوج می کردند تا چای معطر و دلگشا رنگی به دست آید و برای چای، یکروز یک گونی زغال کاربرد می شد. متأسفانه تاریخ قدیم و معاصر ایران، تاریخ همان اشراف و دولتمردان است و اگر جایی از انسان سخن به میان می آید، باز غصه مربوط به آن طبقه نخست است. یکی از دوستانم می گفت درون ژاپن موضوع تحقیق یکی از دانشجویان واژه فارسی بایگانی و نگهداری اظهار خوانده شده در جلسات نه مذهبی تهران وجود و آن اشعار بوسیله ژاپنی ترجمه و با صوت واقعی یکجا منتشر شده حیات. درحالی که زمانی نه چندان دور در همین تهران جمع آوری و اشکوب بندی این داده ها، ترویج خرافات شمرده و چه بلوایی بوسیله پا می شد. به هر حال، امیدوارم دست کم هیئاتی که عمری والاتر از یک قرن دارند، این امر را جدی بگیرند و کتاب خود را بنویسند و اسناد قدیم و جدید خود را حفظ کردن و ثبت کنند.

keyboard_arrow_up