قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

میمیری نگه

پست نیمه شبیه 140 چنگیز سیبیل

 
ﺪوم ماه ب دنیا اومدید؟ اماده ای  دﻟﻞ ﻣﺮﺘﻮ ﺑﺪﻭنی
ﻓﺮﻭﺭﺩﻦ: ﺧﻠ ﺭﻠﺲ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺷﺎﺩ ﺳﺮﺗﻮ ﻣﺰﺍﺭ ﻣﻤﺮاﺭﺩﺒﻬﺸﺖ: ﺍﺯ بس مهربونی به خاطر عشقت ﻣﻤﺮ☺️ﺧﺮﺩﺍﺩ: از خندیدن زیاد ميميري
ﺗﺮ: ﺗﻮ ﻧﻤﻤﺮ ﻭ ﻟﻘﺐ ﻧﻤﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﻦ ﻣﺮﻣﺮﺩﺍﺩ: ﺩﻋﻮﺍ ﺮﺩﻥ ﻣﻤﺮ ﻭﻟ ﺟﺎﺕ ﺗﻮ ﺑﻬﺸﺘﻪ♥️ ﺷﻬﺮﻮﺭ: ﺍﺯ ﺑﺲ ﺧﻮﺑ ﺸﻢ ﻣﺨﻮﺭ ﻣﻤﺮ
ﻣﻬﺮ: ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻪ ﺘ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭﺳﺖ ﺣﺴﺎﺑ ﻣﻤﺮ ولی بعدا تو زنده میشی تا دیه بگیری، اصلا تو شریﺁﺑﺎن: ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺩﺳ . . .

کلمات اسیر در خودم

فرض کن می تونی همه چی رو ببینی.فرض کن فهمیدی که کدوم اتفاق ،کی ، کجا و برای کی می افته.فرض کن می فهمی که چه کسی قراره به زودی بمیره ؛ یا از بین یک دسته رفقا یکیشون می میرهو با وجود همه ی اینا ،نمی تونی هیچ کاری بکنی؟چه حسی خواهی داشت؟مث من صد بار ميميري و زنده میشی؟یا مث من هر روز می میری و یا آرزوی مرگ می کنی؟میخوای خودتو خالی کنی؟ به کی میگی ؟ وقتی که مسئله اینقدر بزرگه که نمی تونی به زبون بیاریش.یا اینکه شاهکار کردی تونستی بگی.به نظرت مسئله به . . .

مجبوری.

《ی وقتایی هست از دلتنگیش داری ميميري.》《حالت بده.》《بغض داری.》《میخوای صداشو بشنوی تا اروم بگیری.》《ولی .》《میدونی که نمیتونی.》《مجبوری تحمل کنی.!》《فقط میگی.《خدایا مواظبش باش !!!》 . . .

زندگی بدون قلب

+ فکر می کردم دارم زندگی می کنم تا اون اومد
- زندگی تو بهم ریخت؟
+ نه بهم زندگی کردن یاد داد
- عجب
+ اگه قلبت گفت: بمیر، بمیر
- چرا؟!
+ آخه فرداش می فهمی زندگی بدون قلب از مرگ بدتره
- اگه عشقت بره، اونوقت ميميري؟
+ هنوز عاشق نشدی
- چطور؟!
+ از سوالت مشخصه . . .

احتمالش هست

احتمال میدم از اساس قرار بر این بوده که من خیلی عمر نکنماین همه گلایه ای هم که از خدا داشتم بی دلیل بودهتو مایه های اینکه " تو کِ دو روز دیگه ميميري دیگه چرا اینقدر حرف میزنی " بوده!! . . .

بعد از داشتنم.!

بعد از داشتنمدست از دوست داشتنم بر ندار‌!محکم تر از همیشه دستمو بگیر،باز برام آهنگ بفرست با یه قلب زیرش که بدونم این حرفارو باید با صدای تو بشنوم نه با صدای خواننده،بازم وقت و بی وقت خبر بگیر ازم،هی بخواه که باهام وقت بگذرونی،بارون زدنی صدام کن،باز وقتی رو به روتم عکسمو نشونم بده و بگو که برای خودم هیچ برای عکسامم ميميري،بعد از داشتنم؛باز یادت بمونه تولدمو،روز دخترو،روز مادرو،هر روز دیگه ای که ربط داره و نداره به منوبرام گل بگیر؛نرگس،رز، . . .

چرا پس گریه نکردم؟

درست مثل مادری ک بهش گفتن جنین توی شکمت مرده و باید سقطش کنیهمونجور دردناک بود اما همزمان احساس سبکی هم داشت .بچه ی مرده رو ک نمیشه نگه داشت میشه ؟ باید بندازیش باید سقطس کنیوگرنه عفونت میشه تو دلت گند کل وجودتو میگیره و اخرشم ميميريرابطه ی مرده هم همینجوریه. از دلت باید سقطش کنیآبی ک رفت من نمردم. بعد اون دیگه رفتن هیشکی نمیتونه منو بکشه. با تمام وجود دلم زندگی میخواد و بی الف زندگی راحتتر و ارومتره.نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه این اخر ماجرای . . .

از وقتی از خواب بیدار شدم دارم این آهنگ رو گوش میدم

دلی رو زیر پا گذاشتی ، که قبل تو شکستگی داشت…حال من عاشق به کی به جز تو بستگی داشت!!♪♪♫♫♪♪♯ تهش واسه من و تو چی داشت؟؟ ♪♪♫♫♪♪♯یه گوشه از تمام دنیا تو قلب تو برای من بود ، کفره ولی میگم چشای تو خدای من بود!!♪♪♫♫♪♪♯ شروعت انتهای من بود ♪♪♫♫♪♪♯عشقم این روزا هوای تو هوامو بد کرده یکی برات دوباره تب کرده ، باور کن…♪♪♫♫♪♪♯ عشقم باور کن که باورم نمیشه تنهایی ، میبینمت هنوزم اینجایی ، باور کن… ♪♪♫♫♪♪♯دلتنگی یعنی تو….♫♪دلشور . . .

آشفتگی

امروز کارورزی از استرس مردم ! انقدر معلوم بود حالم بده ک سرپرست کارورزی چندبار به خنده افتاد از این همه بهم ریختگی من به خاطر کار ساده ای ک ازم خواسته بود انجام بدم و وقتی ازش خواستم ب تعویق بندازه برام و دید واقعا حالم بده قبول کرد!نمیدونم جایی که ایستادم درسته یا نه ؟ بودنم همونقدر ک باید برای دیگران مفید باشه هست یا نه ؟ و اینا نتیجه اینه ک ساده ترین کاری ک باید انجام بدم رو هنوز نتونستم به درستی از پسش بر بیام.ترس از آینده ی نامعلوم و درسای . . .

دشمن

بعضی وقتا مجبوری لبخند بزنی و از حجم دردی که میکشی هیچی نگی،چرا؟! چون عده زیادی آدم نشستن و از سر دشمنی ای که با تو دارن منتظرن زانو بزنی اونوقته که شمشیر ها رو از هر طرف تو تن و بدنت فرو میکنن، پس مجبوری دم نزنی و حتی اگر داری ميميري بایستی و بمیری.این روزا اینجا ناشناس مینویسم تا به جز اون چند نفری که منو میشناسن و از قضا دشمنم هم نیستن درد و دلی کرده باشم با غریبه ها، چون این روزا دیگه درد و دل هم نمیشه کرد.خسته شدن یعنی وقتی همه چیز بد میشه تس . . .

نکشیمون با این همه اثرگذاری!

 
کی قراره ما واقع نگر بشیم و محل واقعی اثرمون رو بشناسیم؟
کی قراره به جای گوش دادن به تحلیل های آب دوغ خیاری بعضی مثلا رسانه ها! دوزار نگاه کنیم؟
 
از یه طرف ایرانو با کشورهای غربی مقایسه میکنیم که فلان کشور مردم ده دقیقه ماشین هاشونو خاموش کردن، قیمت بنزین که بیست سنت بالا رفته بود اومد پایین، یا یه روز مردم کلا بیرون نیومدن فلان قانون رو لغو کردن.
بعد توقع دارن همین اتفاق تو ایران هم بیفته!
آخه دقیقا مردم ایران چه نقشی تو اقتصاد کشور دارن که . . .

تلنگر

دور تند زندگی برای من از ساعت پنج و نیم صبح شروع میشه، دو ساعتی که میشه به دل راحت قهوه دم کرد، طرحی زد، رنگی ریخت، کتابی خواند، به گلها رسید و دوش را بدون خستگی گرفت، بعد ریتم کند کسل زندگی شروع میشه، از صبحانه شرکت تا عصرش که هرچند از کارت متنفر نیستی ولی دوستش هم نداری، نه که دوست نداریها، در راستای هدفت نیست، حس میکنی که نُه ساعت تموم تورو از زندگی میندازه و یه کوله بار خستگی میزاره رو دوشت و غروب با لبخند پیروزمندانه راهی خونه ات میکنه ک . . .

گرتا

سوئد بیشترین امار به زن رو داره.
در کل جهان.
 
یعنی مثلا جمعیت سوئد اگه شش میلیون باشه و جمعیت هند یه میلیارد و نیم. سوئد امار ش بیشتره.
چرا؟
چون وی سوئد (خدا شاهده این واقعیه) و بسیاری از کشورای سوشال دموکرات من جمله کانادا،
اگه دختر حین بشه و به پسره بگه لطفا بسه بکش بیرون و پسره بگه چشم ویه ثانیهدیرتر بکشه بیرون،
دختره میره ازش شکایت میکنه که ایشون التش رو توی من نگه داشت و بهمن کرد.
حتی اگه از رابطه شون راضی باشن هم، . . .

رمان عاشقانه _رمان حادثه عشق قسمت چهارم. نویسنده اثر شهروز براری صیقلانی

ماوراءالطبیعه.                رمان های ممنوعه.  نویسنده اثر شهروز براری صیقلانی.  قسمت چهارم از حادثه عشق_" تو کجایی مهران؟" مهران:"بابلسرم." معلوم بود که خونه نیست چون هم خیلی شلوغ بود و هم صدای قلیون میومد. _"مهران تو داری قلیون میکشی؟" مهران:" من نه بغل دستیم داره میکشه." گفتم: باشه.پس فعلاً من برم ماشین بگیرم برم تو شهر. خداحافظی کردیمو با بچه ها رفتیم ماشین بگیریم. من از روی جدول رد میشدم.مهسا گفت: سوگند چرا ازروی جدول راه میری میوفتی تو جوب.  . . .

رمان عاشقانه نگین پارت سوم

کانون نویسندگان ایران رمان.               تابوشکنان رمان عاشقانه نگین پارت سومنویسنده شهروز براری صیقلانی ، نگین با گریه تمام قضیه را برای نیما تعریف کرد و در آخر ادامه داد: نباید گولشو می خوردم تو میگی چی کار کنم؟نیما چنگی در موهایش زد و گفت: من مطمئنم، دروغه باور کن قسم می خورم دروغه، آرش واقعا عاشق توئه، اینو از من که دوستشم بپرس. هر چی باشه ما پسرا بهتر حال هم دیگه رو میفهمیم.نگین: پس این دختره چی میگه؟ آرش و پیام رو از کجا میشناسه؟نیما: نم . . .

رمان نگین پارت ۳

رمان.  نگین. پارت. ۳ .  
 . نگین با گریه تمام قضیه را برای نیما تعریف کرد و در آخر ادامه داد: نباید گولشو می خوردم تو میگی چی کار کنم؟
نیما چنگی در موهایش زد و گفت: من مطمئنم، دروغه باور کن قسم می خورم دروغه، آرش واقعا عاشق توئه، اینو از من که دوستشم بپرس. هر چی باشه ما پسرا بهتر حال هم دیگه رو میفهمیم.
نگین: پس این دختره چی میگه؟ آرش و پیام رو از کجا میشناسه؟
نیما: نمیدونم ولی مطمئنم دروغه. خواهش میکنم از این قضیه چیزی به آرش و دوستات نگو فقط خودمو . . .

رمان نگین پارت ۳

رمان.  نگین. پارت. ۳ .  
 . نگین با گریه تمام قضیه را برای نیما تعریف کرد و در آخر ادامه داد: نباید گولشو می خوردم تو میگی چی کار کنم؟
نیما چنگی در موهایش زد و گفت: من مطمئنم، دروغه باور کن قسم می خورم دروغه، آرش واقعا عاشق توئه، اینو از من که دوستشم بپرس. هر چی باشه ما پسرا بهتر حال هم دیگه رو میفهمیم.
نگین: پس این دختره چی میگه؟ آرش و پیام رو از کجا میشناسه؟
نیما: نمیدونم ولی مطمئنم دروغه. خواهش میکنم از این قضیه چیزی به آرش و دوستات نگو فقط خودمو . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)