قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

همه داری دارنه دادا تنهای وحشی

وقتی مردم.

وقتی مردم یه درخت رو خاکم
بکارید تا عاشقا برن تو سایش
یکم تو دارم یه شب روکارم
یه شب تو خودم با که چقد رو دارم
فکرای تشنه تو کویر قلبم
و من تنها تو این مسیر خلوت
چقدر هزینه کردم واسه خبری که نبود
واسه هدفی که هنو شده اسیر عقلم
از من میشنوی کشک همش دادا
تش خنده ها اشک همش دادا
پشم همش بابا اون سوی محبت
خشم همش دادا رشک همش بابا
خدار و دیدم تو خواب ازش
پرسیدم چرا ؟ گفت داد نزن
گفتم کجا بودی بی گناهو دار زدن
گفت تو چشم اونایی که زار زدن
سپهر خلسه، قصه . . .

تکلیف ۲۲ آبان

سلامبخش و صداکشی کن.بادامآمَدآمَدَمداددادَمبامآدَماملا و روان‌خوانی از من زیر:باد آمَد.بابا آمَد.دادا آمَد.بابا با دادا آمَد.بابا آب داد.دادا بادام داد.آب دادَم.با  بابا  آمَدَم.  . . .

تکلیف ۲۲ آبان

سلامبخش و صداکشی کن.بادامآمَدآمَدَمداددادَمبامآدَماملا و روان‌خوانی از من زیر:باد آمَد.بابا آمَد.دادا آمَد.بابا با دادا آمَد.بابا آب داد.دادا بادام داد.آب دادَم.با  بابا  آمَدَم.  . . .

شلوار پلنگی

دانلود آهنگ شلوار پلنگی میلاد قربانی
♬ سردمداري ♪ مرد نبردی ♬ پهلون مردی ♬ عشق جنگی ♬ شلوار پلنگی ♬ میدون داري ته میه بنگ بنگی ♬♬ مهل داداشون می هواخاشون ♬♬ همش دست به چو ♪ می پش مثل کوهی ♬♬ مردم داري چون سالاری ♬♬ هر کی جگر در یار میر هوا داريدادا بربم کوه فقط منه و تو ♬ هموچو دادا را پلک نزن چشم نکنین خو ♬
همه شما این روزها آهنگ شلوار پلنگی که در هر مراسم و کوچه و بازاری یک نفر یافت میشود که آن را زمزمه کند شنیده ایدما در این لحظه از . . .

شلوار پلنگی

دانلود آهنگ شلوار پلنگی میلاد قربانی
♬ سردمداري ♪ مرد نبردی ♬ پهلون مردی ♬ عشق جنگی ♬ شلوار پلنگی ♬ میدون داري ته میه بنگ بنگی ♬♬ مهل داداشون می هواخاشون ♬♬ همش دست به چو ♪ می پش مثل کوهی ♬♬ مردم داري چون سالاری ♬♬ هر کی جگر در یار میر هوا داريدادا بربم کوه فقط منه و تو ♬ هموچو دادا را پلک نزن چشم نکنین خو ♬
همه شما این روزها آهنگ شلوار پلنگی که در هر مراسم و کوچه و بازاری یک نفر یافت میشود که آن را زمزمه کند شنیده ایدما در این لحظه از . . .

شلوار پلنگی

دانلود آهنگ شلوار پلنگی میلاد قربانی
♬ سردمداري ♪ مرد نبردی ♬ پهلون مردی ♬ عشق جنگی ♬ شلوار پلنگی ♬ میدون داري ته میه بنگ بنگی ♬♬ مهل داداشون می هواخاشون ♬♬ همش دست به چو ♪ می پش مثل کوهی ♬♬ مردم داري چون سالاری ♬♬ هر کی جگر در یار میر هوا داريدادا بربم کوه فقط منه و تو ♬ هموچو دادا را پلک نزن چشم نکنین خو ♬
همه شما این روزها آهنگ شلوار پلنگی که در هر مراسم و کوچه و بازاری یک نفر یافت میشود که آن را زمزمه کند شنیده ایدما در این لحظه از . . .

موزیک شلوار پلنگی

دانلود آهنگ شلوار پلنگی میلاد قربانی
♬ سردمداري ♪ مرد نبردی ♬ پهلون مردی ♬ عشق جنگی ♬ شلوار پلنگی ♬ میدون داري ته میه بنگ بنگی ♬♬ مهل داداشون می هواخاشون ♬♬ همش دست به چو ♪ می پش مثل کوهی ♬♬ مردم داري چون سالاری ♬♬ هر کی جگر در یار میر هوا داريدادا بربم کوه فقط منه و تو ♬ هموچو دادا را پلک نزن چشم نکنین خو ♬
همه شما این روزها آهنگ شلوار پلنگی که در هر مراسم و کوچه و بازاری یک نفر یافت میشود که آن را زمزمه کند شنیده ایدما در این لحظه از . . .

دادا

مادر و پدرم و خیلی از مادر و پدرهای دیگر این طرف ها پدرانشان را "دادا" صدا می زنند. تا هفت سال پیش من دو پدر بزرگ و دو مادربزرگ داشتم که جمعا می شدچهارتا ایکسبزرگ! و آن وقت ها از این بابت خوشحال بودم چون من کلا آدمی هستم که اعداد زوج را ترجیح میدهم. اما هفت سال قبل اتفاقی افتاد که باعث شد من فقط یک پدربزرگ و دو مادر بزرگ داشته باشم. اما این شاید تنها استثنا در این باره باشد که توانستم عاشق یک عدد فرد باشم! قبل از رفتن دادا، یا بهتر است بگویم سال ها ق . . .

قرار ما

زهرای بابا سلام دلبر بابانازگل بابادختر بابا دلم برای گفتن اینها تنگ شده است. چه روزهای طولانی شده است که دیگر کسی را ندارم برایش اینها را بگویم. بابا جان مدتی است تصمیم گرفته ام برایت ماهی دست کم یک بار بنویسم چه با عکس و فیلم و هر خاطره ای که دارم. تازمانی که زنده باشم. فکر کنم این قدر خاطره دارم که از پسش بربیام. وقتی این وبلاگ به روز نشود یعنی من هم دیگر نیستم. یعنی یا پیش تو هستم یا شاید هم نگذارند تو را ببینم که به نظرم ظلم بزرگی خواهد بود. . . .

قرار ما

زهرای بابا سلام
 
دلبر بابا
نازگل بابا
دختر بابا
 
دلم برای گفتن اینها تنگ شده است. چه روزهای طولانی شده است که دیگر کسی را ندارم برایش اینها را بگویم. بابا جان مدتی است تصمیم گرفته ام برایت ماهی دست کم یک بار بنویسم چه با عکس و فیلم و هر خاطره ای که دارم. تازمانی که زنده باشم. فکر کنم این قدر خاطره دارم که از پسش بربیام. وقتی این وبلاگ به روز نشود یعنی من هم دیگر نیستم. یعنی یا پیش تو هستم یا شاید هم نگذارند تو را ببینم که به نظرم ظلم بزرگی خواهد ب . . .

یک سال و پنج ماه گذشت

 مدرسه ها وا شده
همهمه برپا شده.
 
 
 
زهرای بابا سلام
 
یک سال و پنج ماه گذشت از رفتنت. اینجا نیستی که ببینی که مدرسه ها باز شده است. "دادا" امسال به مدرسه می رود و قرار بود تو هم امسال مهد بروی. برنامه داشتیم 3 سالگی بفرستیمت مهد چون می دانستیم دوست داري.همان قدر که بین بچه ها باشی و یکی دو ساعتی بیرون از خانه باشی و برگردی.  هر صبح وقت بردن "دادا" به مهدکودک بیدار بودی و بعد رفتنش از پشت آیفون صدایش می زدی. می خواستیم امسال هر دو را با هم ببریم و م . . .

یک سال و پنج ماه گذشت

 مدرسه ها وا شدههمهمه برپا شده.   زهرای بابا سلام یک سال و پنج ماه گذشت از رفتنت. اینجا نیستی که ببینی که مدرسه ها باز شده است. "دادا" امسال به مدرسه می رود و قرار بود تو هم امسال مهد بروی. برنامه داشتیم 3 سالگی بفرستیمت مهد چون می دانستیم دوست داري.همان قدر که بین بچه ها باشی و یکی دو ساعتی بیرون از خانه باشی و برگردی.  هر صبح وقت بردن "دادا" به مهدکودک بیدار بودی و بعد رفتنش از پشت آیفون صدایش می زدی. می خواستیم امسال هر دو را با هم ببریم و می دا . . .

بیست و دوم آبان ۱۳۹۸

وقتی قرار شد تو یه شهر جدید زندگی کنم با آدمای جدید با فرهنگ جدید با محیط جدید خیلی دلم بند نشد، ولی مثل خیلی از اجبارات زندگی بهش اجبارا تن دادم.تنها چیزی که منو پابند میکرد به این شهر خونمون بود.با همون نمای آجری سادهبا همون باغچه ی بزرگ با درختای گردو و آلبالو و گیلاس و انگور بزرگی که انقد پربرگ شده بود که کامل دیوار کنار باغچه رو پوشونده بود.با همون اتاق کوچیکی که اسمشو زدن به نام من و کلی خاطره ها ازش دارم.من خونمونو خیلی دوس دارم جوری که ح . . .

با گرفتن کارت غذا باعث شدم که خرجم توی هفته کمتر بشه ! مثلا که اگه قبلا یه فلافل و دوغ می‌گرفتم میشد ۹ تومن الان یا غذا میگیرم که میشه ۳۵۰۰ ! تازه می‌خوام دیگه دوغ نخورم ٬ با خودم همش آب ببرم که قبل از غذا آب بخورم ٬ یا همش آب بخورم :| دوشنبه ها هم که دیگه آژانس نمی‌گیرم و اینطوری ۸ تومن جلو میوفتم ‌‌‌. زندگی خرج داره دادا می‌دونی ؟!  . . .

دل هادامه ته ور دئووه امونت

دل هادامه ته ور دئووه امونت، هی ربابه جان ته بلاره
نکن خیانت ای بی مروت، هی ربابه جان ته بلاره
نکنه بشکنی اون عهد و پیمون، هی ربابه جان ته بلاره
ته دامون گیرمه روز قیامت، هی ربابه جان ته بلاره
 
ته چش سرمه
تو نکن برمه
من ته ره ورمه آی ربابه جان ته بلاره
 
بلبل میشکا بخون بموئه بهار، هی ربابه جان ته بلاره
کوهی ره یاد بیمو کوه کوجه بار، هی ربابه جان ته بلاره
کوهی شوننه کوه با لب خنده، هی ربابه جان ته بلاره
نا دارنه کدورت نا غم و غرصه، هی ربابه جان ت . . .

دخترک تنهای شهر

من دخترک تنهاي شهرم . دخترکی که حرف های پشتش فقط اورا میخنداند . به اخلاقم نگاه میکنند و میگویند ببینید چندین پسر را تور خود کرده ولی من دخترک تنهاي شهرم . غرورم را از دور میبینند و میگویند ببین چندین  دل را چگونه شکسته ولی من دخترک تنهاي شهرم . منه تنها خسته ام . خسته ام از تنهاي . خسته از لبخند های تلخ . خسته از .من دخترک تنهاي شهرم این یکی از دل نوشته های قدیمی منه خیلی دوسش دارمبرید ادامه مطلب و بخونیدمنتظر کامنت هاتون هستم براش  . . .

دلتنگی

خیلی زیاد دلم برای دوران کارآموزی بیمارستان تنگ شد برای همه چی برای همه و حتی کله سحر بیدار شدنا و تو سرما و گرما منتظر سرویس موندنا یخ زدن تو زمستون و آب شدن زیر آفتاب گرم خرداد اونم تو هوای بسی شرجی کنار دریا :) من عمیقا دلم برای همه ی اینا تنگ شده :((( بقول دادا دو ترم رفتم کارآموزی ولی به اندازه دنیا دنیا خاطره و دلتنگی ! . . .

جمله های عاشقانه انگلیسی

به راستی علت حضور ما در این سیاره چیست؟ بهترین پاسخی که می توان به این سوال داد این است که برای عشق ورزیدن”. سخن از عشق در کلام عرفا بسیار گفته شده مثلا حضرت حافظ می فرماید:
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند
شیخ ابو سعید ابوالخیر می فرماید:
وا فریادا زعشق وا فریادا            کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر داد من شکسته دادا دادا         ورنه من و عشق هر چه بادا بادا
عشق زیباترین، هیجان انگیزین و وصف ناشدنی ترین اح . . .

لغات ۴۵

441) وا وه ژیلک : چیزکم ارزش ، سبک و توخالی 442) قه لوخه : چنگال ،ناخن بلند 443) گول کلمس : زعفران*گل زعفران در اصل بومی منطقه کرمانشاهان بودن که به نقاط دیگر رفته است 444) گه وه ل : گسترده شدن ،پهن شدن، افزوده شدن 445) بیاز ، بیازی : صاف ، تخت ، یکدست و هموار  446) گرده نشین : کسیکه از دست و پا افتاده ، یک جا نشین شده ، افلیج شده  447) شیه چگ : دست و دلباز ، بخشنده 448) سه ر چه وک: رئیس ، فرمانده ، بزرگتر ،   449) قینی ها سه ر پا : اصطلاحی کلهریست به معنای زود عص . . .

پارسی به طبری

بنام خداوندی داتاری مهربانهر روج کی بدیدار زندگی چشم میگشایم بر من آرامشی پدیدار میگردد. بگاهی صبح کی دیگران از خواب خیزند پدرم ایشان را نوازش میکند و از گرسنگی شکمهایی تهیشان با نان و چایی سرخ میکاهد. برادرانی خوشرویی من بهمبستری با نی روستایمان توخرش میبرند و ن نیز همواره ستایشی آنان را میگویند چون پیکری مردانه دارند در این گاه روجایی دلنوازی سپید گم میشود و خورشیدی تابان بپیشوازی ما میاید و از بدیها دوریمان میدهد و چرکهایی سیاهی . . .

بایاتی طنز - رضا کاظمی اردبیلی

شعر : رضا ڪاظمی اردبیلی محاوره ای 
 
موضوع : بایاتی طنز
 
دام اوستون نَن آی باخار نار  ڪَسیلیب  قان  آخار مَنیم   بی  قای نانام  وار مین   اِئوی   بیردَن  یخار 
 
قئچی    سینان  دورامماز چیرڪین  گوزَل  اولامماز بالدیز      یخان     اِئولَری فَلَڪ       اوزو     یخامماز 
 
غُربَتدَن      اوچاغ    گَلیر گَلینین      قاچاغ      گَلیر یازیغ   نَ نَ   جانین  چون ایتیل میش   پیچاغ  گَلیر 
 
یِزنَه         گَلَندَه        آنام فیشدیریقین    . . .

برقص دردت به جونم

-چی میخوری؟-غصه دادااز کنار میز مشروب رد میشم و فکر می کنم که مزه دهن من اینا نیست. میام زیر بارون دم در تالار. دخترها حیاط رو روو سرشون گذاشتند چون عروس و داماد دارند میان اینطرفی. به آسمون نگاه می کنم که می باره. نگین و حسین می‌رسند به آتیش بازی و شروع می کنند به رقصیدن. نگاشون می کنم و لبخند می زنم. به فصل گذر فکر می کنم. فصل گذر از رنج ها. به پدر و مادری فکر می کنم که امشب نیستند. به دسته گل های رنگارنگشون نگاه می کنم و بعد لیلیوم توو ذهنم نقش می . . .

تیک تنهای خاکستری

دقت نکرده بودم که یک‌ جا وقتی پیامم دریافت می‌شود تیک سبز می‌خورد و یک جا تیک آبی، انگار زمان جایی روی ساعتی در شنبه متوقف شده، همه‌ی تیک‌ها تنها‌ و خاکستری‌اند.
به تیک تنهاي خاکستری که نگاه می‌کنم، دلم فشرده می‌شود. . . .

سیصد و یازده. بی صدایی

الان، اینجا، آخرین اتاق ساختمون ۴۰ اتاق، تا نشستم روی صندلی‌م اشک‌هام جاری شد.از ساعت ۱۱ یک پا راه رفتم تا نمایشگاهم جمع بشه، و جمع شد! تنهاي تنهاي تنها بودم و الان خسته‌ی خسته‌ی خسته‌م و بی انرژی. یعنی بی انرژی بودم، ظرف دلم سرد سرد بود. با اینکه به میم عزیز گفتم وحشي بازی نباید دربیاره، خودم وحشي بازی دراوردم و یهو حس کردم بهتره تو همون پوست "مردا گهن، گه گه گه" باقی بمونم و حرف‌های رامتین رو من جمله به فراموشی سپردم. بعد درست وقتی که فکر م . . .

غزل .   وحشي بافقي

  ز شبها ی دگر دارم تب غم بیشتر امشب وصیت میكنم باشید از من با خبر امشب مباشید ای رفیقان امشب دیگر زمن غافل كه از بزم شما خواهیم بردن درد سر امشب مگر در من نشان مرگ ظاهر شد؟ كه می بینم رفیقان را نهانی آستین بر چشم تر امشب مكن دوری خدا را از سر بالینم ای همدم كه من خود را نمی بینم چو شبهای دگر امشب شرردر جان (( وحشي)) زد غم آن یار سیمین تن ز وی غافل مباشید ای رفیقان تا سحر امشب                            وحشي بافقی . . .

گچن عشقینگ خاطره سی - نوذر استوار

کو٘ل آلتیندا قورا بنگزرگچن عشقینگ خاطره سیدادی ترش و شورا بنگزرگچن عشقینگ خاطره سی توتمیانگ یا بوینا توتانگباشینی سن اوینا توتانگایتمز ، اینجنگ گؤینه توتانگگچن عشقینگ خاطره سی گاهی ، اولماز ایشه بنگزرگاهی شیرین دیشه بنگزرگاهی سووق قیشه بنگزرگچن عشقینگ خاطره سی قالیر گؤینده عطر و ایسسیهئچ کُهنالمئیر حال و حسسیقان اولیر یادوننان ایسسیگچن عشقینگ خاطره سی دادا گلیر آغز یادونناندیرریلیر اؤلی آدوننانگچملی دَیل غم شادوننانگچن عشقین . . .

مرد تنهای انتهای افق

در دل سنگ های باوقار با فکر پوف کرده، من به دنبال گنج میگردم.گنج من اشک عاشقی باشد اشک عاشقی سفر کرده، اشک یک باوقارِ حادثه جو اشک یک بی نظیرِ شور انگیز، آه از درد غارت گنج . من به تو ای عزیز محتاجم در هوای مُشک بویِ بزمگاهت، ای لطیفِ سخت غرش! گریه میکردم چرا چشم گیرا و مُصفّایت را نمیبینم، احتیاج مرا تو باور کن . دلِ آشوب و آتشین من، کوره‌ایست دائم جوش! ناگهان خواب می دیدم، مست از ترس امید‌بخش، ماهِ دلکش و سخت چون کوهم ز بلندای افق می آید . م . . .

وطن حاققیندا

گئنه آغری گئنه آجی گئنه غمهاواخداجان چَکه جکدی بو وطنگئنه هیجران ،گئنه ظولوم،گئنه یاشهاواخداجان تؤکه جَکدی بو وطنگئنه فَلک دادا سالدی بیزلریوئران قویدی حایاتداکی ایزلریتؤودان سالیب بو طاقت سیز دیزلریهاواخداجان چَؤکه جکدی بو وطنبلالی دیر نئچه ایلدیر باشیمیزهئچ قورومور گؤزدن آخان یاشیمیزگؤزده چیخیب چاپیلیبدیر قاشیمیزدؤداغینی تیکه جکدی بو وطنسئوینجلرده کدر گئییب بو آنداتانری دیین ملک لرین هایانداوطن داغین اورکلره قویانداآغ ساچلار . . .

مرگ چقدر نزدیک است

زهرای بابا سلامیک شنبه این هفته از چشم پزشک نوبت داشتم. حدود ظهر بود رفتم گفتند بستری شده است نمی آید. پس فردایش  می رفتم جلسه ای که در محل کار بود داشتند تشییع جنازه اش می کردند از همان جایی که تو را بی سر و صدا تحویل گرفته بودم.همکارانش داشتند برای نماز جمع می شدند اما دیدم نمی توانم بایستم. لحظات سنگین آن روزها قلبم را فشار می داد. فاتحه ای فرستادم و رفتم.فردایش دوباره نوبت داشتم. دیدم زیادی شلوغ است و باز باید در نوبت دهی دوباره بایستم عصبان . . .

مرگ چقدر نزدیک است

زهرای بابا سلام
یک شنبه این هفته از چشم پزشک نوبت داشتم. حدود ظهر بود رفتم گفتند بستری شده است نمی آید. پس فردایش  می رفتم جلسه ای که در محل کار بود داشتند تشییع جنازه اش می کردند از همان جایی که تو را بی سر و صدا تحویل گرفته بودم.همکارانش داشتند برای نماز جمع می شدند اما دیدم نمی توانم بایستم. لحظات سنگین آن روزها قلبم را فشار می داد. فاتحه ای فرستادم و رفتم.
فردایش دوباره نوبت داشتم. دیدم زیادی شلوغ است و باز باید در نوبت دهی دوباره بایستم عصبا . . .

سنگتراشون

نظرنژاد_کدخدا:#چارپاره_تبری#سنگتراشون(1)هاده دلْ می حرفِ بَی شی گوشِ تِکسنگتراشون زَمْبه هَنتا دل بِئیتا تَلی باغ» اَی بِمومه خلوتییَخّه ی سَر بَزّومه اَی گل بِئی(2)تا چلا بِشنُوسّه می توو زخمه » رهبَل هِدائه عاشقی پَر ره چِتیمنتظر اِسّامه ماه ِ نالِ سَر شو کلاغ گِرنه مِه صور ِ خلوتی(3)در اِنه دیر جِه قطار دارنه مِجش اَتْکه لَنگِش هاده، هادِم دیمِ خِشهر چی اِسّمبه خیال هَسّو گِمون بِرمه نیشته خنده جارِ کیمه پِش(4)اَنده زِل بَزّومه تی صور . . .

متن اهنگ تازيانه از امير تتلو

چک شوک به هوش اومد به هوش اومدتازیانه های باد وحشي به درختای دشت دلم شده رفتن توهی میریزه هری پایین تا میبینه جای خالیتویادت نره روزا اول تو یادت نره احمق گهاسطوره بودم برا تو … خوبه بودی واسه جمع اما من میدونی همه نبودمپز خوب میدادی با اسم من اما بت فشار اومد چون کنه نبودمتا وقتی عین تو لاشی باشم آره پره زنه پهلو منتا وقتی شعورت اینقده کمه خوب منم حسم کمه معمولاهی میگیره قلبمو شده همه شبام شوم و خاکستریتویی که ادعات میشد از همه ناکس تریو . . .

قوم تاتار به توتم همای سعادت

کلمه تات به ظاهر در زبان اوستایی به معنی جاری شدن و حرکت کردن ریشه نام تاتار در زبان فارسی و ترکی است که به معنی چاپار و قاصدی است که با اسب یا کالسکه پیام حاکمان را به دور دستها می رسانده است. تات در فارسی و ترکی به راه رفتن بچه ها نیز اطلاق شده است. بر این اساس تاتار یعنی قوم صحراگرد؛ ولی با این معنی این نام قوم خاصی را مشخص نمی کرده است که مثلاً قوم تاتار صحراگرد از تبار ترکان بوده اند یا از خویشاوندان مغولی ایشان. به بیان دیگر با این معنی نام . . .

حس خوب زندگي

ز دبیر کوری سوالی داشتمکه چرا بااین وضعزندگی را دوست میداري؟پاسخم داد چرا می پرسی؟پاسخش دادم ازین زندگیدل سردم چرا میخندی؟گفتا به دلت میخندمکه خوشی را تا خوشی داري و باز دلگیریگفتم تو چطور غرق تاریکی و باز خوشحالی؟گفتا که در این تاریکی دلی پر نور دارمگفتم چه دلی بااین وضع؟گفتا تو چرا در نوری و مینالی؟گفتم نالیدن من ز حسابه زندگیستگفتا چه حسابی؟گفتم فرق بین منو توستگفتا که ندارم فرقی؟گفتم حس نابینایی رادر خودت فرق نمیدانی؟گفتا که ندارم . . .

خودنويس5

به نام خدایی که بی نهایت به او مدیونمبذار بهت بگم اگر یه دوست خوب داري،اگر دوستی داري که بهت حسادت نمیکنه، اگر دوستی داري که بدت رو نمیخواد اگر دوستی داري که نمیخواد تو پایین تر از اون باشی اگر دوستی داري برو هر روز خدات رو شکر کن،خیلی هم شکر کن.تنهايی بی کسی خیلی بده! دوست هایی که دوشمنت میشن یعنی یه روز میفهمی دشمنت بودن نه دوست.خیلی تلخهتلخه اما پذیرفتنیه.دلم یه دوست میخواد که با خاطر جمع بغلش کنم و بگم کجا بودی رفیق؟ پوسیدم،سوختم، . . .

دلها

این روزها با تنهايی هایمانتنها مانده ابمخانه ها که کوچکتر شده اند هیچچقدر دلهاو حوصله ها هم کم شده اند خودمانیم و دیوارهای خانه که چسبیده اند بهمان و حسابی بغلمان کرده اندحتی دیگر نمیتوان گفت که با همیم ولی تنهاباید گفت حسابی تنهاي تنها مانده ایمتنهاي تنها دلم روزهای تازه میخواهدپر از شور ، پر از اشتیاق برای زندگیچقدر دلم منتظر روزهای تازه است . . .

۶ مرداد

سلام.امشب اومدیم خونه دادا.اینجا می خوابیم که مواظب خونه و بزها باشیم.این خونه با آدم حرف میزنه.خاطره میگه از آدما.گاهی تولد و شادی به رخ میکشه و گاهی نبودن ‌ها رو به رخم میکشه.خاطرات ۲۱شهریور سال نود.خیلی روشن و واضح تو ذهنم میان.ترسناکه اینجا راستش همیشه ترسناک بود حیاط خیلی بزرگش و الان با حرفایی که زندایی گفته درمورد جن و اینا برا هممون ترسناک تر شده.پنجشنبه تولدم بود.۲۳ ساله شدم.الان ۲۳ سال و سه روزمه حدودا.خواهرم به خالم گفته بود ک . . .

وحشي ترين سگ هاي دنيا

شاید جالب باشد بدانید وحشي ترین سگ های دنیا چه نام دارند و چه شکلی هستند . در وب سایت ایران چاوچاو ، فرصتی پیدا کردیم که به معرفی این سگ ها بپردازیم . با ما همراه باشید.توسا اینو  – Tosa Inuیکی از حشی ترین وحشي ترین سگ های دنیا همین سگ است . توسا اینو یک سگ بزرگ است با 60 تا 90 کیلوگرم وزن و  60 تا 80 سانتی متر قد. اصولا آن را به عنوان سگ جنگجو پرورش میدهند. این سگ خطرناک محسوب میشود و نگهداري آن (از نظر قانونی) در برخی کشورها ممنوع است.توسا این . . .

319: دوستم نداشته باشید لطفا!

گفت:" اگه این اخلاق گوه و شخصیت وحشي و عصبی و ترسناک تویی ، اونی که شعر می نویسه کیه؟!"
گفتم :"لابد اون من نیستم."
گفت:" چرا اون واقعیت درونته"
گفتم:" این شخصیت وحشيِ گوه باعث میشه اون واقعیت درون باشه و دیده شه."
 
پ.ن: خط فاصله . . .

دیوان وحشی بافقی

با سلامآخرین کتابی که امروز به مجموعه کتابخانه ما اضافه شد کتاب " دیوان وحشي بافقی " تصحیح شده توسط محمدحسن سیدان است این کتاب که مشتمل بر زندگی نامه ، غزلیات ، ترجیع بند و ترکیب بندها و رباعیات و مثنوی های وحشي بافقی بوده و در مقدمه آن درباره اوضاع ی و اجتماعی زمان این شاعر سخن گفته شده است .در بین اهالی شعر و ادب این شاعر گرانقدر با ترکیب بند معروف " دوستان شرح پریشانی من گوش کنید"  شناخته شده است .امیدوارم به کتابخانه بیایید و از خوا . . .

دوست تنهای هایم با من بمان

  دوست تنهاي های آدم فقط من دیونه ی درون شه هر آدمی یه من دیونه داره که همیشه کنارشه و آرومش می کنه من خوشبختانه یا بدبختانه دوتا دیونه درونم دارم یکی دیونه ی خودم و یکیم دیونه ی رفیقم .
   نمیدونی رفیق خندهات چه لذتی داره وقتی خوابی دیدن صورتت چه لذتی داره اوج خوشبختی لحظه ی که دو تاب نشستیم تو سرمای استخون سوز آهنگ گوش می دیمو قهقهه می زنیم .
   بابت بودنت ممنونم رفیقم
ادامه مطلب . . .

گربه ی وحشی(≖︿≖✿)

امروز یه گربه ی وحشي بعد از اینکه کلی بهش کیک دادم کوفت کرد و نازش کردم مثل وحشيا دستمو چنگ گرفت ಠ益ಠمنم با اب شستم چسب زخم زدم. فک کنم تا اون موقع که رسیدم خونه و شستمش اگه عفونتی بیماری ای چیزی بوده گرفتم حتما (◕︵◕) امیدوارم تبدیل به کَت وُمَن بشم ಠ◡ಠاین چسبا هم دوستم بهم داد خیلی ناز بودن موقع پانسمان دلم نمیومد بکنمشون.  . . .

کمیل و عهد و عهد کمیل را بخوانید!

 
کتاب "عهد کمیل" شامل خاطرات همسر شهید کمیل (مصطفی) صفری تبار (از شهدای مازندرانی درگیری با پژاک) به دستم رسیدم و بخش هایی از آن را خواندم و به دلیلی کاملا شخصی درست مثل کتاب خاطرات شهید شالیکار قدرت اتمام آن را در خود نیافتم.
بابت متن زیبا و جذاب آن از نویسنده ناشناس! اثر تشکرمی کنم.
راستش را بخواهید مدتی است که چندان تمایلی به مطالعه آثار شهدایی مبتنی بر روایت همسر ندارم. دلیلش را که البته یک نظر کاملا شخصی است عرض می کنم خدمتتان.
اگر آدم می خو . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)