قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

يه تيکه ابر

Skull

چی شد ک کسایی ک پیشگام بودن در علم اناتومی (آناتومیست های اولیه) تصمیم گرفتن برا تیکه به تیکه، سوراخ به سوراخ، درز به درز اسکال اسم بزارن؟ و چیشد ک استاید اناتومی تصمیم گرفتن تیکه به تیکه، سوراخ به سوراخ، درز به درز اسکال رو درس بدن و در عاخر ازش امتحان بگیرن؟ بابا چهارتا تیکه استخون دور هم جمع شده بودن داشتن زندگیشونو میکردن:|

تصویر تکه

پامو یواش می‌ذارم رو زمین، دوباره. دور از جای خالی آینه روی دیوار روی جای پای امن بعدی‌. جایی که خرده شیشه نباشه‌.با امروز می‌شه بیست روز . درست بیست روز از اون روزی که تمام آینه‌های خونه رو شدم می‌گذره، کم کم داره تصویرم از ذهنم می‌ره. به جز چندتا تیکه تصویر. تصویرایی از بازتابی گنگ توی آینه‌های تکه تکه. یه تیکه از ریش جوگندمی‌ام - یه تیکه از گوشه‌ی قرمز چشمام. 

متن آهنگ عروسک از میثم ابراهیمی

ریمیکس عروسک–میثم ابراهیمی دستو دلم میلرزه نبینمت یه لحظه لبات اگه بخنده به گریه هام می ارزه شب شدو گیجو خستم در خونتون نشسته ام سوگلی نگاه کن من به ساز تو برقصم نگو دیره نه نگو دیره دل من آروم نمیگیره آخه بگو توی دل من کی میتونه جاتو بگیره تو چشمات یه عشقه میباره چیکه چیکه بغل کن تو دستات بشم من تیکه تیکه تو چشمات یه عشقه میباره چیکه چیکه بغل کن تو دستات بشم من تیکه تیکه آهای عروسک جون واسه منه سرگردون ناز نکن شب منو توئه خوبه حال دوتامون آهای عروسک جون واسه منه سرگردون ناز نکن شب منو توئه خوبه حال دوتامون تو چشمات یه عشقه میباره چیکه چیکه بغل کن تو دستات بشم من تیکه تیکه تو چشمات یه عشقه میباره چیکه چیکه بغل کن تو دستات بشم من تیکه تیک https://www.rosemusics.comآهنگ ایرانی

"شکست."

یه مجسمه دارم خیلی دوسش داشتمهر دفعه یکی میزد بهش و یه جایی از بدنشو میشد و هردفعه من با کلی وسواس تیکه هاشو بهم میچسبوندم تا سر و پا بشه.دیروز که دست یکی خورد بهش و شکست داغون شد امروز با کلی حوصله چسبوندمش دیدم یه تیکه هایی ازش پودر شده سمت قلبش دیگه نیست خرده تیکه هاش یا نبودن یا به درد نمیخوردن.اما با همه اینا بازم چسبوندمش.امروز وفتی نگاهش میکردم دیدم چقدر شبیه خودمههردفعه هر کسی از راه رسید یه ضربه ای زد و رفت و هربار خودم بلند شدم و تیکه های غروروم و شخصیتمو جمع کردم دوباره خودمو سروپا میکردمسخت بود ولی من انجامش میدادم.امروز صبح که زیر دستای دلبر له شدم و صبحانه کتک نوش جان کردمبازم اومدم تیکه هامو جمع کردم خواستم خودمو درست کنم ولی یه چیزایی از وجودم کم شده بود  یه چیزایی دیگه سر جاش نیست.هیچی دیگه سر جاش نیست.  

۹ مرداد

امشب و در همین لحظه عمیقا دلم میخواد دوستی رو داشتم که راحت و بدون فکر میرفتم تو صفحه چتش و مینوشتم.از هرچی که تو ذهنم میاد.متن آهنگایی که گوش میدم رو تیکه تیکه بنویسم براش و خیالم راحت باشه صبح که میبینه لبخند میزنه با دیدن اون همه پیام.

تایمینگ

  We never got the timing right, I shot him down and he did the same to me.   جملات زیبا رو دارم جمع آوری میکنم.   حقیقتش نمیدونم چرا تا این چنین جمله هایی رو میبینم سریع مینویسم.   انگار یه چیزی گوشه ذهنمه، که حتی نمیدونم چی هست و از کجا میاد.   ولی انگار یه تیکه هست توی زندگی من که هنوز دنبال اینم که اون قطعه، اون تیکه رو پیدا کنم و بذارم سر جاش.

آقا من یه چیز بگم

آقا من یه چیز بگمپست‌های قبلی وبلاگم رو که خوندم ترسیدم، یه تم عجیبی داشت توشون. یه تمی مثل مسخ شدن، مثل آدم پارانوئید. شاید به خاطر این که توضیح ندادم دقیقا چی‌ان، اینا تیکه پاره داستان‌ان در زبان محاوره خودم. جمله‌هایی‌ن که توی یه لحظه،برقشون به سرم می‌خوره، یه لحظه‌ای نازل می‌شن و ازش یه تیکه داستان در میاد. شاید اینو توی توضیحات وبلاگم یا یه جایی که جلوی چشم همه باشه بنویسم تا بدونین قضیه چیه و اینا. :)

نقشه جهان

بابا داشت رومه میخوندبچه گفت: بابا بیا بازی!بابا که حوصله بازی نداشتی تیکه از رومه رو ک نقشه دنیا بودرو تیکه تیکه کرد و گفت :فرض کن این  پازله…! درستش کن! چند دقیقه بعد بچه درستش کردبابا، باتعجب پرسید:توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟! بچه گفت: ادمای پشت رومه رو  درست کردم …دنیا خودش درست شدآدمای دنیا که درست بشن… دنیا هم درست میشه   …

حقمههههههه

سالگرد مهسا رو نمیذاره برم فردا. میگه یه ماه تموم نشده. بعد از این همه بدبختی که کشیدم.بعد این همه خونه نشینی.این حرفِ آخه؟!!  بهونه نیست؟!!!  حقمه تو یکی از مراسماش شرکت کنم.به خدا این یکی حقمه :,(((( دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار هزار تیکه شه.به جاش ماگ قشنگمو هزار تیکه کردم: (( أه :`((

صدات نمیاد

در من توانِ این هست که یه تیکه سنگ باشم.یه تیکه از یه صخره ی بزرگ!میتونم خوب نقش بازی کنم.انقد خوب که حتا در حال بگا رفتن باشم اما کسی جز خودم ندونه به مویی بندم!ازت بُریدم؟! جوابش آره س. هربار بهت نزدیک شدم سراب بودی کی خواستی و کاری کردی که واقعی بشی برام؟!خسته م.سنگا هم یه عصر پاییزی خسته میشن و به راه خودشون میرن.اگه خوشبخت باشن ته راه به باغچه و رودخونه میرسه بعضیام مث من یه سنگِ گردِ سیاه میشن رو آسفالتِِ پیاده رو وسطِ تهرون.

551- تیکه ی زخم زبونی

روزگاری فک کنم منم همین جوری بودم یا شایدم الانم ناخواسته گاهی همین جوری باشم اما آگاهانه حداقل الان این طور نیستم که بخوام کسی رو با زبونم زخمی کنم. این تیکه های زخم زبونی، خیلی عمیق توو دل آدم رد می اندازن و زخم شون به گمانم خیلی دیر خوب میشه (تازه اونم اگه بشه).حالا فک کنم می دونم سرچشمه ی این تیکه های بی پایان کجاست :-( ما کلا برا برخی آدم ها قاضی های بسیار سختگیری هستیم: نه می خوایم ببیخشیمشون نه می خوایم قبول کنیم رشد کردن و بهتر شدن. همیشه دلمون می خواد به رووشون بیاریم یه زمانی چه آدم های بدی بودن، دروغ گفتن و ما رو اذیت کردن.ماها، به راحتی خودمونو می بخشیم و میگیم خب اشتباه کردم دیگه انجامش نمیدم اما برا بقیه (یا شایدم برا برخی ها) همیشه شمشیر قضاوت دستمونه و تا فرصتی به دست میآد می زنیم و می بُریم و رد میشیم.همین

شمام خونتون مورچه داره؟

به نظرمن مورچه ها خیلی اسکلن،چون سروتهشون روهم که بزنی باید مثل خرکارکنن. اون روز دوتاشون توجهموجلب کردیه کناری،یه تیکه نون خیلییییییی کوچیک به اندازه یه نقطه،داشتن جابه جامیکردندلم سوخت یه تیکه بزرگ نون (بزرگ ازنظراونایعنی)،یعنی یه چیزی درحد ذخیره یه ماهشون گذاشتم تومسیرشون تواون قسمت که نوناشونوجمع میکردن که دیگه انقدراینوراونورنرن واسه یه تیکه نون،بازم بدوبدو رفتن اون سرشهرکه حالااون یه نقطه روباربزنن ببرن،انگاراون تیکه نسبتا بزرگه نون رو ندیدن،انگار هرچی دسترنج خودشون نباشه رواصلابه رسمیت قبول ندارن به عنوان وعده هاشون،واقعاچقدرزحمتکشنولی اون لحظه چون اون تیکه نونی که تومسیرشون قراردادم ندیدن ازدستشون حرصم گرفت ،لهشون کردمدوتابودن،جنازشونم همونجاموندالان عذاب وجدان دارمبچه که بودم فکرمیکردم اگه قرارباشه مورچه هاروبکشیم،اونوقت اگه دنیاوارونه شه،ماآدمااندازه مورچه ها میشیم اونااندازه ما میشن لهمون میکننمورچه تنها جک وجونوریه(جزومشتقات هرچی دسته بندی بشه )که ترسناک نیست اماتوابعادخیلی بزرگ مثلا اندازه خودمون تصورش یه ذره ترسناک میشه توعالم بچگی. شنیدین میگن طرف به یه مورچه هم نمیتونه آسیب بزنه؟ولی من تونستم!.

Simorgh

با یه دنیا تلاش، یه عاااالم تلاش، تیکه های گم شده و پخش وجودمو  اینور و اونور دارم می گردم و پیدا می کنم. چه هااااا کشیدم تا خودمو پیدا کنم. چه ها کشیدم.! و هنوز هم پیدا نشدم! . . . هع آه.   می گردم می گردم می گردم و باز می گردم کار ما تا آخر دنیا جست و جوهاستما آدما پاره های گمشده ی وجود همیم؟ :) چه اونچه از چند سال قبل گم کردیم و چه از ازل. تا که خود ازلیمونو یادمون بیاد. یا شاید قبل تر از اون(فک کنم که توی ازل وما یکی نبودیم اما مطمین نیستم). که همه یکی بودیم! هر کس یه تیکه ای  رو پیدا می کنه. با هم یکی می شیم. ما با هم اوج زیبایی عالمو می سازیم. :)

٤٥ عکس متن دار تیکه دار و خفن خارق العاده + عکس نوشته پروفایل سری اول

عکس متن دار یا عکس نوشته مدتی است که بهترین ابزار برای بیان احوالات و دل گفته های خاموش شده ی ماست ! به زبان ساده تر برای توصیف احساسات و افکارمان برای ارتباط به دوستان و اشنایان در اینستاگرام و تلگرام و فیس بوک و شبکه های اجتماعی به کار می بریم

وجه اشتراک

با وجود تیکه پاره شدن هم وطنام بی خانمان شدن خیلی ها تیکه پاره شدن مردم منطقه ای که ازش بیرون اومدم و توش به دنیا اومدم فقر، نداری،  ولی امید و انرژی ای که توی هم وطنام، هم زبان هام (که محدود به کشورم نیستن) و همه کسانی که از منطقه من بیرون میان، مخصوصا اونهایی که مثل خودم معمولی و عادی بزرگ شدن، دارن، از همه مردم کشورهای مرفه بیشتره. خیلی دوستون دارم.   قلبم تیکه تیکه و ریش ریش هست.   حداقل سه هفته میشه که درست نخوابیدم.   غم دوری، مهاجرت، نداری، سختی، بی کسی، و. من رو از پا ننداخت، همه چیز درست شد، زندگی بهم روی خوش نشون داد، ولی شماها باعث شدید قلب من هزاران تیکه بشه، هزاران بار تیکه و پاره بشه و باز دوخته بشه.   خیلی خیلی دوستون دارم.   خیلی. اینو از صمیم قلبم میگم.   هیچوقت فکر نکنین که کسی که اومده خارج دیگه به فکر کشورش نیست.   اتفاقا برعکسه.   اونی که بی احساسه، بی تفاوته، هر جا باشه همینه.   چه بسا باتوم و تفنگی هم برداره و توی همون کشور و شهرش بقیه رو بکشه.   خیلی دوستون دارم.                  

زنگ خونه رو ديشب ساعت 3 زدن

دیشب جاتون خالی داشتم یه لواشک ترش وخوشمزه میخوردمانداختمش تو رب اناراینقد ملچ ملوچ کردمیه تیکه ترشش رفت لای دندونم خیلی ترش بودبعدش یه آلوچه ترش،نمک زدم شور شد خیلی ملس وخوشمزه شدمدیونید اگه فکر کنید خواستم دهنتونو آب بندازم زنگ خونه رو دیشب ساعت 3 زدن.برداشتم میگم :کیه؟؟؟یکی بلند داد زد: حاااااااااااااااااااامد پهلاااااااااااااااااانهگوشیه دوس دخترمو گرفتم رفتم تو مخاطبینش گفتم رضا کیه گفت دوست اجتماعی، گفتم جواد کیه گفت همکلاسی کلاس زبانم، گفتم علی کیه گفت حکم داداشمو داره، گفتم سعید کیه گفت آدم یه همکلاسی که ندارهگفتم آرزو کیه؟؟؟؟؟گفت: تویی گذاشتم مادرم شک نکنهاین یعنی نهایت عقلخیلی چیزا هست تو دنیا که نباید آرزو کرد

میز عسلی 4 تیکه

میز جلو مبلی چهار تیکه در رنگ های طلایی و سفید و معرق طراحی شده است.روکش معرق میز جلو مبلی چهار تیکه به وسیله دستگاه لیزر برش خورده و به وسیله دست مونتاژ می شود. میز جلو مبلی چهار تیکه از چوب های راش و ام دی اف ساخته شده است که چوب راش بدلیل مقاومت بالا در برابر عوامل طبیعی طول عمر زیادی دارد.اسکلت اصلی و پایه های میز جلو مبلی چهار تیکه از چوب راش ساخته شده است. یکی از ویژگی های میز جلو مبلی چهار تیکه این می باشد که با توجه به اینکه میز ها به صورت کشویی زیر یکدیگر قرار می گیرند فضای کمی را درگیر می کند. میز جلو مبلی چهار تیکه از چهار عدد میز مجزا تشکیل شده است که با توجه به اینکه وزن سبکی دارند قابل جا به جایی می باشند و به راحتی می توان از آن برای پذیرایی از مهمان استفاده کرد. بر روی بدنه میز جلو مبلی چهار تیکه رنگ پولیشی قرار گرفته است که ضد خش می باشد و نقش نگهداری از سطوح را برعهده دارد.همچنین رنگ پولیشی باعث شفافیت میز جلو مبلی چهار تیکه می شود. همچنین از هر کدام از میز ها می توان به جای میز تلفن و . نیز استفاده کرد. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید آدرس و شماره ما را از صفحه تماس با ما داشته باشید. برای خرید اینترنتی این محصول کلیک کنید:       میز جلومبلی چهار تیکه/www.seyediwood.ir مطالب مرتبط:  ام دی اف/www.galleryparto.com معرق/www.galleryparto.com   چوب راش/www.galleryparto.com رنگ پولیشی/www.galleryparto.com چرا چوب استفاده کنیم؟/www.galleryparto.com    محصولات مرتبط   میز عسلی 3 تیکه   میز جلومبلی سه تیکه   میز جلو مبلی کشودار   میز عسلی تک کشو   میز جلو مبلی چهارتیکه معرق   میز جلو مبلی روکش کاوازینکو   میز جلو مبلی سه تیکه   میز جلو مبلی چهار تیکه گرد   میز عسلی چهار تیکه

" و پاییزی که نیومد که نیومد که نیومد. "

دلم می‌خواست برای اولین بار تو زندگیم نگم این جمله رو. نگم کم آوردم. ولی بعضی آدما آفریده شدن برای کم آوردن. منم جزو همون‌هام. دیگه تا ابد مطمئنم که هیچ‌وقت از پسش برنمیام. من اشتباهی‌ام! من باید یه تیکه سنگ آفریده می‌شدم یا تیکه ابر. دلم می‌خواست ابر باشم ولی ازون‌جایی که اصلاً برای خدا نظرم مهم نیست قطعاً با حذف گزینه‌ی سنگ رسیدم به آدم شدن! دلم می‌خواد برگردم به زمانی که خلق نشده بودم و هیچ‌وقت خلق نشم و به وجود نیام. دلم می‌خواست برمی‌گشتم به نیستی مطلق و دیگه وجود نداشتم. به وقتی که هنوز هیچی شروع نشده بود. برگردم و هیچ‌وقت شروع نشم.

یک حس خوب

چندی پیش شوهرِ خواهرزاده چند تا ماهی گرفته بود بیشتر برای تفریح. اونها رو داد به ما. میشد اونها رو سرخ کرد و شاید دو نفر رو سیر می کرد. ولی یه چند روزی تو یخچال موند. آخرش گفتم بدید من ببرم بدم به چند تا گربه که همیشه اونها رو می بینم. دو کوچه بالاتر از ما سه تا گربه ناز پشمالو همیشه تو کوچه هستن و بازی میکنن. ماهی ها رو تیکه کرده و تو نایلون گذاشتم و با خودم بردم. ابتدا اونها رو ندیدم ولی بعد دیدم رفتن زیر یه ماشین و دارن بازی می کنن. البته یکی از اونها نبود. رفتم سمت اونها. ابتدا کمی ترسیدن (خوب حق دارن). یه تیکه از ماهی رو دادم به یکی از اونها. درجا قاپید و نشست به خوردن. یه تیکه هم دادم به یکی دیگه. ابتدا کمی اون رو بو کرد و لیس زد و بعد شروع کرد به خوردن.  کنارشون نشستم و منتظر شدمتا همه رو بخورن. سپس نایلون رو هم برداشتم و انداختم سطل زباله. اینقدر احساس خوبی داشتم و لبخند روی لبم بود که اشک تو چشمم حلقه زده بود از خوشحالی. البته نخستین باری نیست که از این کارها می کنم. بعد با خودم فکر کردم که این یکی از وظایف ما هست که به حیوانات کمک کنیم. اینم یه عکس از سه تا بچه گربه ای که چند سال پیش سرپرستی اونها رو به عهده گرفتم. تو این عکس هنوز اونها رو نشستیم. کلیک کنید

116

کلمات خیلی بی رحمنبه ساده ترین شکل ممکن کنار هم قرار میگیرن ولی به بدترین شکل میتونن قلبتو به درد بیارنتیکه تیکه اش کننو بدتر از همه اینکه تا ابد ثبت شده بموننلعنت به تکنولوژی که کار کلماتو اینقدر راحت کردو همینطور مرسی از تکنولوژی که لااقل این امکانو بهمون داد که بتونیم پاکشون کنیم کاش قلب و ذهنمون هم این قابلیتو داشتیا کاش میشد امید داشت این قابلیت تو آپدیت نسل های بعدی به سیستم بدنی انسان اضافه میشه کاش کلمات اینقدر خشن نبودناصن کاش نبودنکاش همه چی مثل نقاشی بودکاش مثل انسان های غار نشین هنوز هم از نقاشی استفاده میکردیم یا کاش مثل ماهی ها حافظه ی هشت ثانیه ای داشتیم انگار که قلبمو گرفتن دارن میچلونن لعنت به کلماتلعنت به کلماتلعنت به کلماتلعنت به کلماتلعنت به کلماتلعنت به کلماتلعنت به کلماتلعنت به کلماتلعنت به کلمات   

بچه زرنگ

تو جمعی که هستیم فقط من سفت و سخت رپی ام،بقیه ته راهشون یاس.حالا این وسط یکی هم هست همش میاد تیکه های رپی رو میگه،جمع هم کف و خون قاطی می کنن حتی اکثر موقع ها متوجه هم نمی شن :))

برشی از زندگی

میرسم خونه میخوام دوش بگیرم اما مدیر برنامه هام (فرهاد کوچولو) میگه نه دیگه نشد اول به من رسیدگی کنبعد به محمدرضا میگم پس تو برو و فرهاد رو هم ببر حموم من بعد شما برم انقدر هم که عشق حموم داره اگر من قبلش برم همه ش پشت در میخواد گریه کنهخلاصه تا محمد رضا حموم بود بهش کیک دادم و بعدم باهاش رفت حمومحاضر میشیم میایم پیش مادرشوهر در نگاه اول میفرمایند ننه!!!چرا لاغر شدی؟خطاب به نوه جانمنم پشتمو میکنم بهشون و میرم اشپزخونه به همسر میگم تیکه رو داشتی؟میگه وااااا؟ اینکه فرهاد لاغر شده تیکه سمیرم تو افق و هیچی نمیگممحمدرضا میخوابهفرهاد خوابش میاد میخوابهمن میمونم و مامان و باباش و در مورد ترافیک مهر ماه گپ میزنیممادرشوهر تو آشپزخونه برای فرهاد فرنی درست میکنهاقایون حواستونو یه ذره بیشتر جمع کنید

میز عسلی چهار تیکه معرق

جنس میز عسلی چهار تیکه از چوب راش و ام دی اف می باشد. چوب راش و ام دی اف هر دو از مقاومت بالایی برخوردار می باشند.به این دلیل که چوب راش در برابر ات چوبخوار مقاوم بوده وعمر بالایی دارد و ام دی اف نیز دربرابر رطوبت وپوسیدگی مقاوم است.میز عسلی چهارتیکه از چهار عدد میز مجزا تشکیل شده است. میز عسلی چهار تیکه وزن سبک واستحکام بالایی دارد و جا به جایی آن آسان است.اسکلت اصلی میز عسلی چهار تیکه و همچنین پایه های آن از چوب راش ساخته شده است و بقیه قسمت ها را ام دی اف تشکیل داده است. در ساخت میز عسلی چهار تیکه از روکش  معرق استفاده شده است که ابتدا روکش معرق توسط دستگاه لیزر برش می خورد و سپس به وسیله دست مونتاژ می شود. همچنین برای شفافیت میز عسلی چهار تیکه از رنگ پولیشی استفاده می شود.رنگ پولیشی ضد خش می باشد و علاوه بر شفافیت باعث نگهداری از سطوح میز عسلی چهار تیکه نیز می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید از طریق صفحه تماس با ما نشانی و شماره تلفن ما را داشته باشید. برای خرید اینترنتی این محصول کلیک کنید: میز عسلی چهار تیکه/www.seyediwood.ir   مطالب مرتبط: چوب راش/www.galleryparto.com ام دی اف/www.galleryparto.com دستگاه لیزر/www.galleryparto.com معرق/www.galleryparto.com رنگ پولیشی/www.galleryparto.com چرا چوب استفاده کنیم؟/www.galleryparto.com    محصولات مرتبط   میز عسلی 3 تیکه   میز جلومبلی سه تیکه   میز جلو مبلی کشودار   میز عسلی تک کشو   میز جلو مبلی چهارتیکه معرق   میز جلو مبلی چهارتیکه   میز جلو مبلی روکش کاوازینکو   میز جلو مبلی سه تیکه   میز جلو مبلی چهار تیکه گرد

Never look back

یه عزیزی نوشته بود کاش برگردیم به دورانی که نهایت غممون شکست عشقی بود.بعد سوالی که برام پیش اومد اینه که مگه شکست عشقی آسونه؟ من سر شکست عشقیم رسما متلاشی شدمیعنی برای من اینجوری بود که انگار زنده زنده داشتم جون میدادم حالا نمیدونم شایدم من خیلی لطیف و حساسم به هر حال.طول کشید تا تیکه تیکه هامو جمع کنم و خودمو پیدا کنم.ولی انقدر اون روزها تلخن که حتی نمیخوام یادم بیاد.البته دروغ چرا.وقتی مرور میکنم که چه روزایی رو از سر گذروندم و بالاخره از اون روزا رد شدم میگم خدایا شکرت.کی فکرشو میکرد دوباره بتونم بخندم.شاد باشماز لحظه هام لذت ببرم.به جای وقت گذروندن با عشقم تفریحات جدید پیدا کنم و از همه مهمتر اینکه به حس درونم اعتماد کنمخلاصه که من شخصا حاضرم به همه دوران های ماقبلم برگردم الا دوران هایی که درد عشق کشیدم    

خوشحال

تو خیابونمون آگهی چسبونده بودن به دیوار که ۳ تیکه طلا گُم شده، مشخصاتشونم داده بود تقریبا!! بعد نوشته بود به یابنده ۵۰۰ هزار تومن میدیم! منم گفتم باش تا بهت برش گردونن !!!

برش

دلم میخواد یه چن تا تیکه از زندگیم و ببرمنه که فراموشش کنم . فراموش کردن مث دروغ گفتن ب خودت میمونهمیخوام ببرمشون . یطوری ک انگار از اول جزویی از من نبودنخجالت میکشم از خودماز ارزش گذاشتن به آدمای چند شبه بیزارماز در میون گذاشتن خودم با بقیه پشیمونمشاید هیچوقت نباید یاد میگرفتم بخشی از خودمو نشون کسی بدمحرفام از روی حس ناراحتی، درد یا عصبانیت نیساز روی منطقیه که توی گذشته برای خودم ساخته بودمو حالا چن تیکه ایش برام موندهشرمسارم از عددی ک رومهسن فقط یه عدد نیسنشون دهنده ی شخصیتیه ک باید مطابق با اون داشته باشیالان باید عاقل تر میبودم . فکرای دور نداشتم .چرا باید کمتر یا بیشتر از سنم رفتار کنهاصلا چیشدش یادم نیس . هیچجام ننوشتمش . ولی مطمئنم دست خودم بودهانتخاب اینکه میخوام کی باشم دست خودم بوده و هسشکایتی نیس فقط برام سوالهواقعا اون موقع میخواستم مثل الانم باشم؟.شاید یه هفته دور بودن از این فضا حالم و بهتر کنهنمیدونمولی تا یه هفته نمیام دیگهنمیخوام شاهد تیکه پاره شدن افکارم باشممیرم ک تقلا کنمحداقلش زودتر فرو میرم و کمتر درد و حس میکنماون فاز مثبتی ک ازش دم میزدم تا وقتی اینجا باشم بدرد نمیخورهانگار تغییرم هنوز شروع نشده.عجبببببب . فاصله بگیریم یکم از خودم ببینم بازم ب خودم میرسم یا نه ^_^ 

پنجاه از هزار

بعضیا یه جوری با اون تیکه آهنگ شایع که میگه درس نمیدین که درس نمیخونم همخوانی میکنن انگار ما نمیدونیم خود هالیدی درسشون بده باز فیزیکو باید جفت ماده بزنن ، این ادا ها چیه

Irene fact 2

      توی قسمتی از شرلوک_اخرین عهد او ، مگنوسن به ملاقات شرلوک میرود اما این قسمت حذف میشود . . .  آیرین ادلر برای دیدن شرلوک به بیمارستان آمده بود اما به دلیل زمان بندی این تیکه مانند تیکه ملاقات مگنسن حذف شد.      کارت پستالی با علامت W و عکس قسمتی از کاغذ دیواری خونه ی ایرین روی میز اتاقیه که شرلوک داخلش بستری شده به همراه یک گل رز این نشون میده که ایرین به ملاقاتش اومده W هم مخفف Woman هست یا همون ایرین ادلر THE WOMAN

یک، نه،نه

تو برای من خوب نیستی. همه اینو میگن، خودمم وقتی فکر میکنم متوجهش میشم. ولی معمولا کم فکر میکنم، فقط هم واسه اینکه فکر جدایی به سرم نزنه. چون من میترسم.من از آینده میترسم. میدونم دوسم داریا، منم دوست دارم، اونم خیلی. اما میترسم چند وقت دیگه چیزی از من برای تو یا حتی برای خودم باقی نمونه. هربار که بغلم میکنی، هزار تیکه میشم. ولی من هروز برای حس خوبی که چشمات بهم میده برمیگردم پیشت. و با این حال کنارت خوشحالم، یعنی نمیتونم خوشحال نباشم، وقتی تو کنارمی دیگه چیزی برای ناراحتی وجود نداره حتی عکسا پست شده ات با کسی دیگه. منو تو، تیکه‌های پازلی نیستیم که بهم بخوریم و بودن من با تو، باعث میشه صدمه ببینم، جفتمون هم میدونیم. نیازی نیست مدام بگمشون، فقط میخواستم بهت یادآوری کنم با همه‌ی اینا، تو و من؛ متناقض‌ترین آدم‌هایی هستیم که همدیگرو ول نمیکنیم و‌نمیدونم چرا. خودمو میدونم چون برات میمیرم#آلبالو#کهکشانی

109

عجیب بود، کلِشمث یه تیکه از جهنم بود که اومد افتاد وسط زندگیم و تکثیر شدنورمو گرفت ازم، حواسم نبودکل اون هف هشت ماه، حواسم نبودغم جهان روی دوشم بود، کمرم خم شده بودچند‌بار زانو زده باشم خوبه؟چشمام سو، پاهام نا نداشتدستام میلرزیدبه اندازه‌ی ده هزارتا آدم عزادار گریه کردم، حقارت‌ کشیدمترسیده و بی‌پناه بودم، درد کشیدمچی میشه که آدمیزاد به درد خودش معتاد میشه؟‌درموندگیِ مطلق رو تجربه کردم منبه مرتبه‌ای از بیقراری رسیدم که اعضای بدنم تمنای متلاشی شدن داشتنچی میشه که آدمیزاد به زوال خودش چنگ میزنه؟هیچوقت نفهمیدم چرا باید می‌اومد، فقط میدونم بابتِ رفتنش به اندازه‌ی کافی خدارو شکر نکردم.مث یه تیکه از جهنم بود. رفت. یِی # نوشته بودم‌ " نه حالِ بدم که تداوم حال بدم نگرانم کرده "دخترجون؟الان حالت خوبه، خیلی وقتهخیلی زیاد و خیلی طولانی‌ قوی بودیمیدونی که بهت افتخار میکنم؟ هان؟ :))

نشونی

تو اییییین همه بی خبری و بی قراری، لا اقل بذار وقتی میای اینجا و میری، یه رد پایی ازت بمونهدر حد یه نقطه هم کفایت میکنهآره خببه یه نقطه هم دلم خوشهدلم تنگه دلم تیکه پاره س .کجایی مرهم؟

آموزش دوخت کفش عروسک روسی

 مطابق الگو تیکه‌های مشخص شده رو برای دو جفت کفش برش بزنید؛ از الگوی کف پا ۶ عدد و بقیه الگوها هرکدام ۲ عدد آماده کنید.  تیکه های برش خورده را مطبق شکل به یکدیگر وصل کنید.  برای ته کفش از مقوا یا پوب استفاده کنید، به این شکل عروسک بهتر می‌ایستد.  بعد از دوختن دور کفش جای بندهای گفش را با چند بخیه بدوزید تا شیک‌تر دیده شود. شما می‌توانید از فوتر یا چرم نرم نیز برای دوخت این کفش‌ها استفاده کنید.  این کفش با نمد درست شده ولی می تونیم از چرم هم استفاده کنیم.

شبها

شبها وقتی بیدارم گلایه میکنم به خدا آخه این چه سرنوشتیه نصیب من شده یاد همسایمون میافتم که ایشون تصادف کرذ و جنازشو به چه مصیبتی کشیدند بیرون . هزار تیکه شده بود و خدا را شکر میکنم زتده ماندم .

مومیایی.:)

یعنی میشه.:)از دوس داشتن هم خجالت نکشیم.:)بقیه نیان هولم بدن توت.:)نخندن به وقتی دست همو گرفتبم.:)تیکه نندازن مبارکه.:)ایشا. بچتون.:)وقتی میخندیم شعر نگن.:)دلم .:)دوست دارم مومیایی.:)

ناهار چهارتایی

داشتم با دوتا از گربه ها ناهارمو میخوردم.یه کلاغیم اون ور تر داشت واسه خودش راه میرفت.بعد به خودم گفتم یعنی مثه این گربه ها که واسشون غذا میندازم میخورن، اگه واسه اینم بندازم ممکنه بخوره؟ بعد گفتم نه بابا اینا دستتو ت بدی فرار کردن.مثه گربه ها که اهلی نیستن بیان.گفتم حالا امتحان میکنم یه تیکه شو کندم پرت کردم.خودم که اصلااا ندیدم تیکه هه کجا افتاد چون لای چمنا افتاد و ریزم بود اما کلاغه با وجودی که دور بود قشننننننگ پیداش کرد رفت برش داشت خوردش. واااااااااای من باورم نمیشد خیلی حال کردم باهاش.مجبور  بودم اول به گربه ها غذا بدم بعد حینی که اونا سرشون پایینه واسه کلاغِ غذا بندازم چون گربه ها غذایی که واسه کلاغه مینداختمم میخواستن برن برش دارن و در نتیجه کلاغه میترسید میرفت اون ور.واسه همین باید اول گربه هارو سر گرم میکردم.خلاصه اینکه تمااااااام تیکه هایی که پرت کردمو، کلاغه پیداشون کرد خوردشون.تو این عکس پایینیم اخر نوکش یه چیزی چسبیده یه تیکه از غذای منه. ^_^ فک کننننن غذایی که پختیم کلاغِ هم خورد ازش اونم از دست خودم.نه که یه جایی بندازی خودش بره بخوره.           تو کارگاه پنجشنبه یه سوال پرسید.و من یه جوابی به ذهنم رسید که خودم تا شبش تو کفش بودم.بعد انگار یه شکاف تو مغزم خورده باشه.کلا مطمئنم یه دری از در های علم به روی اونا باز کردم.بعد به خودم گفتم اخخخخ لامصب تو چی بودی چی شدییییی؟! انگار که تازه به حقیقت وجودی خودم پی برده باشم.اینکه بیشتر بفهمم چه ظلمی در حق خودم کردم. اغراق نمیکنم اگر بگم واقعا یه نقطه عطفی بود.یه تلنگر واقعی‌.همون چیزی که مدت ها دنبالش بودم. اینکه ذهنم واقعا بپذیره به اندازه کافی، مایه‌شو دارم.چیزی که بعد از این همه شکست کمکم کنه خودمو باور کنم.به هرحال خواستم بگم بعد از مدت ها حس میکنم خودِ درونم لیاقت دوست داشته شدن رو پیدا کرده.لیاقت یه فرصت.  

نمیدونم چی باعث شد که طی یک حرکت انتحاری تمام پس اندازمو یه تیکه طلاخریدم برای خودم . و بازهم طی یک حرکت بی سابقه اکثرا هفته گذشته بیرون غذا خوردیم.+ همه این حرکات بی سابقه واکنشی بود ب فخرفروشیهای رئیس فامیل. 

وای بر غیبت کنندگان:(

چند وقت بود اینقدر غیبت می کرد که حد نداشت. اما خودشم حالش خراب بود از این همه غیبت کردن. دلش می خواست دیگه غیبت نکنه اما نمیشد نرگس بهش گفت کتاب سه دقیقه در قیامت رو میارم بخونی ،حتما اثر داره. گفت کار من از کتاب و این حرفها گذشته ،من نمی تونم اینجوری ترک کنم. گذشت .دیده شد  دیگه غیبت نمی کنه . جویا شدند چی شده که متحول شدی؟ گفت خواب دیدم. خواب دیدم یه سینی جلوم گذاشتم که چن تا کله ی آدم توشه.با یه کارد تیز این سرها رو تیکه تیکه می بریدم و مینداختم توی ماهیتابه و سرخ میکردم می‌خوردممرتب هم به خودم می گفتم دارم کار بدی میکنماااا ،اما اینقدر خوشمزه بود نمی تونستم دست بردارم وقتی از خواب بیدار میشه خوابش رو برا نرگس تعریف می کنه.نرگس میگه خب خدا هم توی قرآن میگه با غیبت گوشت برادر مرده ی خودت رو میخوری و. خلاصه بنده خدا هم خودش خیلی ترسید از این خواب هم اطرافیانش. الان همه توی ترک غیبتن :) +کاش همیشه باطن اعمالمون رو می دیدیم بلکه آدم می‌شدیم:(

غروب جمعه

دوباره غروب جمعهیادمه اون روزا بهش گفته بودم بهم قول بده تو هر شرایطی هر کجا که بودغروبای جمعه تنهام نذاره الان چند هفتست غروبای جمعه بدجور دلم میگیره دلم هواشو کرده جاش توی قلبم خالیه .کجایی عشقم .الهی دورت بگردم الهی قربونت بشم علی فدای صورت قشنگت زندگیم کجایی بیا علی داره جون میکنه . تو که اینقدر بی معرفت نبودی دلمو شکستی فدای یه تار موت عذابم دادی فدای یه تار موت تو بیا بهت قول میدم همشو فراموش کنم کاش بودیو حالو روزمو میدیدی مگه تو سنگی که ولم کردی تو این حال .به خدا قسم همیشه به یادت هستم حتی اگه تو نباشی همیشه بهت پایبندم حتی اگه تو نباشی علی چه گناهی کرد چه اشتباهی کرد که تو اینجوری خوردش کردی من که عاشقانه میپرستیدمت من که تا حد توانم برات کم نمیذاشتم مگه غیر از این بود بی انصاف بهت گفته بودم ولم کنی میمیرم کاش خدا امشب یه مرگ بده راحت شم نمیتونم دیگه نمیتونم . یادته میگفتی علی تو اگه بخوای ولم کنی من ولت نمیکنم؟  یادته؟ لعنتی نمیخوام باور کنم همش دروغ بود چرا هیچ خبری ازت نیست چرا چرا چرا . تو نیستی این دلتنگیا افتادن به جونم دارن مثل خوره وجودمو تیکه تیکه میکنن دارن عشقتو داغون میکنن تورو خدا تو این حال ولم نکن برگرد 

دانلود آهنگ فرشيد ادهمي به نام بلاي جونم متن موزيک

فرشید یکی از بهترین گیتاریست هایی هست که با خوانندگان امروزی خیلی کار کرده و خیلی صدای قشنگی داره من که خودم تا الان 6 باری هست که ترک رو گوش کرد کم نظیر هست ترانه سرا ثریا یزدانی ملودی خود خواننده و معین راهبر میکس و مستر ریکورد ضبط صدا احسان صادقیآهنگ جدید و متفاوت بلای جونم از فرشید ادهمی به صورت مستقیم و با پخش انلاین در ای وان موزیکامشب دلم هر ثانیه میره تو فکر توتو چارخونه ی پیرهنم جا مونده عطر تودستم به کم نمیره که توی خواستن توعزیز مصر هم میبره پیش تو دستاشوخود خواهمو دل خواهمه برق نگاه توآخه دلم قرصه فقط به قرص ماه توتو یک مژه بهم زدن بردی دل و دینمخدا نیاره اون روزو بزنی دست رد به سینمتکس کامل بلای جونم در ای 1 موزیکهوایی میشم بی هوا باز به هوای توتب بکنی میمیره قلب من برای توچه چشم و رویی داری تو بلای جون منتنها نرو جایی گلم دیگه بدون منتیکه کلام قلبمه همیشه اسم توگوشه ی این سینه نشست گوشه ی چشم توذره ذره آب میشه با ندیدنت جونمامشب بیا برس به داد این دل دیوونمدرد و بلات به جونم شدی بلای جونمبد حالی داره قلبم وقتی که از تو دورمدلم کرده هواتو پر میکشه براتوبه صد بهشت نمیدم حتی یه نیم نگاتو

میخونه بی شرابه

مثل تموم عالم حال منم خرابه خرابه خرابه داد میزنم که ساقی میخونه بی شرابه :))))پ.ن. اصلا از صبح که بیدار شدم این یه تیکه از آهنگ افتاده رو زبونم:| البته همچین بی ربط هم با اوضاع بی ریخت الان نیستا!!!! 

لال شو!

_بسسسس کننن!لااااال شووووو!دهنتو ببند!این رابطه رو بیشتر از این تیکه و پاره نکن+پارچه ای که سوخته باشه!دیگه نیاز به پاره شدن نداره،با یه فوت خاکستر میشه_قطع می کنم نفسی و که این رابطه رو بهم بزنه،خفه می کنمش.+دیگه تموم شد!فوت. 

9.آقای برادر

+مینا؟؟-جانم داداشی؟؟+امسال خوب خوندی یا نه؟؟-یا نه+خوب بخونیا-به تو چه؟؟+به من چه؟؟-بلی+اوکی-داداش؟؟+-داری فحش میدی؟؟+به تو چه-داری به من فحش میدی+به تو چه-به من چه؟؟+به تو چه-شکر خوردم :/+توله سگ *یدونه از این داداشا واستون ارزومندم*توله سگ تیکه کلامشه کسی رو خیلی دوست داشته باشه بهش میگه 

تیکه کتاب

---------------------------•غرور و تعصب ♡⊱تعداد آدم‌هایی که من واقعاً دوست‌شان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی درباره‌شان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم‌. هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم آدم‌ها، شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد!  

keyboard_arrow_up