قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

گوسفند زنده4

فواید و معایب پرورش گوسفند چیست ؟

فواید و مزایای پرورش گوسفند 1. گوسفند یک حیوان نسبتاً خوش بنیه ای است که آب و هوای متغییر و خشک را تحمل می کند و با فقیرترین علوفه و غذل ها را رشد خود ادامه می دهد. 2. بوسیله گوسفند می توان زمین های نا مرغوبی که برای کشت و زرع مناسب نیست با ایجاد مرتع مصنوعی مورد استفاده قرار داد. 3. گوسفند در مقایسه با سایر دام ها به جیره نگهداری کمتری احتیاج دارد و بیشتر غذایی را که دریافت می کند صرف تولید رشد و نمو خود مینماید. به همین سبب در بیشتر کشورهای دنیا از نقطه نظر اقتصادی در رتبه اول قرار دارد. 4. انواع فرآورده های گوسفند را در تمام طول سال می توان به بازار عرضه کرد، به همین جهت دامدار کمتر با مشکلات مالی مواجه می شود. 5. برگشت سرمایه نسبتاً سریع است، به عنوان مثال بره را در 3 ماهگی یعنی 8 ماه پس از آبستنی می توان فروخت. 6. عادت گوسفند از نظر دفع فضولات و به ویژه در نقاط مرتفع چراگاه و مرتع از نظر تقویت و کود دهی خاک مورد توجه و اهمیت است. 7. پشم حاصله را می توان به راحتی انبار کرد و در زمان مناسب به بازار عرضه کرد یا به مسافت های دور فرستاد. 8. چربی خالص پشم (لالولین) که از پساب حاصله از شستشوی پشم به وسیله روش های شیمیایی جدا می گردد به عنوان مخلوط کننده کرم های آرایشی و طبی استفاده می گردد. 9.قیمت گوسفند زنده در چند ماه گذشته با رشد قابل توجه ای روبه رو بوده است که می تواند سبب افزایش استقبال از شغل دامپروری نیز شود. معایب پرورش گوسفند 1. گوسفند معمولاً از نظر حیوانات مهاجم به ویژه سگ و گرگ در معرض مخاطره است. 2. گوسفند در برابر آسیب ها و بیماری ها و به ویژه عوارض انگلی نسبت به سایر دامها بیشتر حساس است. 3. حرفه چوپانی از نظر اجتماعی چندان چشمگیر نیست و به همین جهت سیستم چوپانی پرورش گوسفند معمولاً با کمبود افراد مجرب مواجه است. 4. الیاف مصنوعی که از ترکیبات شیمیایی و رزین تولید می شود می تواند به عنوان ماده جایگزین پشم با آن رقابت نماید. اگر قصد خرید و یا فروش گوسفند زنده را دارید می توانید با ما تماس بگیرید.

نکاتی در مورد گوسفندان که شما را شگفت زده خواهد کرد

امروز قصد معرفی نکاتی جالب در مورد انواع گوسنفدان را داریم که می تواند برای شما جذاب باشد . در حدود یک میلیارد راس گوسفند از حدود 900 نژاد گوناگون در سراسر دنیا وجود دارد. گوسفندان موجوداتی اجتماعی هستند و برای خود دوستانی انتخاب می کنند. گوسفندان یکی از مهم ترین حیوانات در ادیان مختلف شناخته می شود و شغل چوپانی در بین پیامبران رایج ترین شغل بوده است. در سال 2009 سال یک گوسفند به قیمت بیش از 300 هزار دلار در استکاتلند فروخته شده است گوسفند دارای حافظه ای قوی است که می تواند چهره های انسان ها را به یاد آورد. این حیوانات احساسات را درک کرده و به انواع رفتارها واکنش نشان می دهند. گوسفند در زمانی که بیمار است سعی می کند از گیاهانی خاص تغذیه کند. در مصر باستان معتقد بودند که گوسفند بسیار مقدس است و حتی زمانی که میمردند آنها را مومیایی کرده و سپس دفن می کردند. صنعت دامداری و دامپروری تقریبا قدیمی ترین صنعت شناخته شده می باشد. این حیوانات داندان های نسبتا کوتاهی دارند. سن رشد در گوسفندان تقریبا تا یک سالگی است  در حدود 5000 سال است که انسان ها توانسته اند این حیوان را اهلی کند امیدوارم این مطلب برای شما جالب بوده باشد برای اطلاع از قیمت گوسفند زنده می توانید با ما تماس بگیرید

روضه ی خوب

در یکی از روستاها، مثل خیلی جاهای دیگر، گوسفند قربانی کردند. سعید صنیعی صدایم زد و گفت: دیدی گوسفند را سر برید؟ حالا صبر کن ببین چه کار می کند.» مردی که سر گوسفند را بریده بود، بعد از جان دادن حیوان، لاشه اش را کشید و برد در حاشیۀ جاده. سعید گفت: دیدی؟ گوسفند را کشید کنار، که زیر دست و پای مردم نماند. لشکر یزید همین قدر هم معرفت نداشتند که لااقل بدن امام حسین علیه السلام را کناری بکشند. قربان امام حسین علیه السلام که برای لگدمال کردن بدن مقدسش، به اسب ها نعل تازه زدند.» سعید همان طور که یک دفعه ظاهر می شد، همان طور هم یکباره دنبال کاری دیگر می رفت. سعید که رفت، ده پانزده دقیقه نشستم گوشه ای و های های گریه کردم. تریلی می رفت و باد سرد همراه با صدای موتور برق و نوحه ای که از بلندگو پخش می شد، فرصت خوبی برایم درست کرده بود، که یک دل سیر گریه کنم. مدت ها بود روضه ای به این خوبی نشنیده بودم.   + پنجره های تشنه - مهدی قزلی

خواص عصاره قلم گوساله و گوسفند

خواص آب قلم گاو و گوسفند آب قلم دارای مواد معدنی و ویتامین هایی از قبیل کلسیم، پروتئین، منیزیم، فسفر، پتاسیم، منگنز، مس، آهن، ویتامین A، ویتامین K، ویتامین C و ویتامین های گروه B است. با توجه به مواد و ویتامین هایی که در بالا ذکر شد، برخی از خواص آب قلم عبارتند از: درمان سرماخوردگی و آنفولانزا، ژلاتین موجود در آن هضم را آسان می کند و موجب تقویت دستگاه گوارش می شود. درمان کم خونی و کمبود ویتامین در کودکان، ن باردار و شیرده، سلامت استخوان ها، رباط ها، تاندون ها و غضروف ها

نه_نوشته(جبرانِ جامانده‌ها)

در ادامه پست-نوشته‌ی قبل.بین روستای ما و روستای کناری‌اش یک جوی آب فاصله داشته ‌است. خانِ روستای آن طرفِ جوب، چندتایی گوسفند داشته و هر روز آن‌ها را بی‌اجازه،  سرِ  هر زمینی که دوست داشته، برای چرا می‌برده. مردم ِ روستا هم به ‌دلیل زوری که بالای سرشان بوده، اعتراض نمی‌کردند و می‌گذاشتند تا خان با بردن گوسفندانش روی زمین‌هاشان‌، محصولاتشان را خراب کند.اوضاع بسیار بد بوده و مردم ناراضی، قضیه به گوش حسن خان، خانِ روستای این طرف ِ جوب می‌رسد. چند ‌روزی می‌گذارد گوسفندها خوب علف و یونجه بخورند و حسابی چاق شوند؛ بعد از آن، چند نفر را شبانه سربختِ گوسفند‌ها می‌فرستد. دستور می‌دهد، گوسفندها را ذبح و بین مردم آبادی تقسیم کنند.صبح روز با بعد، مردم خوشحال و شادمان از این کار و خانی که جز سکوت حرفی برای گفتن ندارد!

انتخاب نژاد مناسب برای گاوداری

گاو یکی از مفید ترین و باارزش ترین حیوانات اهلی در بین جوامع روستایی و عشایری است.شغل دامداری و گاوداری اصولی از گذشته تا کنون جزو مشاغل نسبتا سودآور محسوب می شوداما یکی از مهم ترین نکات در این حوزه برای کسانی که می خواهند به کسب درآمد بپردازند انتخاب مناسب ترین نژاد بر اساس شرایط اقلیمی هر منطقه می باشدبرخی از نژاد ها پتانسیل بالایی در تولید شیر و برخی نیز در تولید گوشت توانایی بالایی دارندعلاوه بر این نژاد انتخابی باید قابلیت نرخ بالایی در زاد ولد نیز داشته باشد برخی از معروف ترین نژادهای گاوی عبارتند از :گاو هلشتاینگاو جرسیگاو سیمینتال   اگر قصد خرید گوسفند با مناسب ترین قیمت گوسفند زنده را دارید با ما تماس بگیرید

گوسفند زنده دامداری اطمینان

گوسفند زنده همه افراد برای خرید گوسفند زنده اطلاعات کافی را ندارند و همین موضوع باعث می شود تا انتخاب درستی نداشته باشند. معمولا افرادی که در زمینه تشخیص دام و طیور سالم تخصص کافی را ندارند قربانی افرادی می شوند برای ارائه محصولات خود، دام را سالم جلوه داده و برای آن تبلیغ بسیاری می کنند. بدین معنا که بسیاری از سودجویان برای آن که گوسفند زنده را سنگین و پر گوشت نشان دهند ، قبل از وزن کشی به آن ها آب و نمک می دهند در این صورت وزن دام افزایش یافته و مشتری بعد از مشاهده چنین وزنی اقدام به خرید می نماید.همچنین اگر خرید دام زنده بدون آگاهی لازم و از مکان و جایگاه غیرقابل اطمینان باشد می تواند موجب انتقال برخی بیماری ها به انسان شود.حتی در مورد قیمت گوسفند زنده هم متاسفانه برخی سودجو هستند که با برای افزایش سود خود قیمت هایی کلان ارائه می دهند و افرادی که از قیمت های حقیقی اطلاعی ندارند در دام این افراد گرفتار می شوند.در کنار همه این مسائل، تکنولوژی کمکی بسیاری به افراد کرده است. با یک جستجو ساده در اینترنت به راحتی میتوان از قیمت اصلی دام زنده شهرداری مطلع شد تا دیگر ضرری به افراد وارد نشود.علاوه بر این خرید اینترنتی گوسفند زنده به لحاظ زمانی برای مشتریان به صرفه بوده و از رفتن آن ها به مناطق دوردست در حاشیه شهرها جلوگیری می نماید.فروش گوسفند زنده دام اطمینان در کلیه ایام سال به خصوص اعیاد و به طور ویژه عید قربان آماده خدمت رسانی به همشهریان تهرانی و ارائه انواع دام زنده با بالاترین کیفیت و سلامت و بالاترین سرعت در محل شما عزیزان می باشد. ویژگی گوسفند زنده دام اطمینان • تمام گوسفندان ما بصورت طبیعی و ارگانیک پرورش می یابند و این موضوع باعث شده تا گوشت گوسفندان لذیذتر و طعمی بهتر به نسب دیگر مراکز ارائه دهنده دام زنده داشته باشند• تمامی گوسفندان جوان و سالم بوده و هنگام خرید این اطمینان وجود خواهد داشت که هیچگونه ضرری به مشتریان وارد نخواهد شد.• اعزام قصاب به همراه دام به محل• ارسال باسکول در هنگام تحویل به مشتری و وزن کردن دام جهت اطمینان خاطر• این مجموعه دارنده مجوز رسمی از شهرداری و اتحادیه گوشت گوسفندی بوده و تاییدیه های لازم را ا ز مراکز بهداشتی دارد.• عدم استفاده از آنتی بیوتیک و داروهای هورمونی برای افزایش وزن دام

پیروى کورکورانه

فرق انسان و حیوان در این است که حیوانات مخصوصا (گوسفندها )از هم تبعیت می کنند مثلا وقتی یک گوسفند از جوی آبی پرید بقیه هم می پرند نگاه نمی کنند کجا پرید فقط دنبالش می روند. یا اگر گوسفندی ترسید و رم کرد تمام گله از او تبعیت می کنند بعضی انسانها مثل گوسفند هستند . جوگیر  می شوند و شرائط محیط در آنها تاثیر می گذاره.   حضرت علی ( علیه السلام) می فرمایند:من لم یعرف الخیر من الشر فهو بمنزلهًْ البهیمه» هر کس خیر و شر خود را نشناسد، همانند چارپایان است.  برگرفته از: 1- بحارالانوار، ج 74، ص 288 --------------------------------------------------- در روایت دیگر اینچنین آمده است: امام کاظم علیه السلام به فضل بن یونس فرمود : خیر برسان و خیر بگو و اِمَّعه نباش. عرض کردم : امّعه یعنى چه؟ فرمود : نگو : من با مردم هستم و من هم مثل یکى از مردم. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود : اى مردم! دو راه بیشتر وجود ندارد : راه خوب و راه بد. پس نباید راه بد نزد شما دوست داشتنى تر از راه خوب باشد.   تحف العقول : 413.    

می خواهم از انسان بودن توبه کنم.

     توی این فکرم که من چرا اغلب حیوانات را اینقدر دوست دارم؟ مثلا گربه. من از تماشای خمیازه کشیدن و نگاه کردن و لم دادن یک گربه بی اندازه کیف می کنم. حتی وقتی غذایم را می د بازهم کیف می کنم. از تماشای یک بزغاله کیف می کنم. از بع بع و نگاه یک گوسفند کیف می کنم. از قد قد یک مرغ ادامه مطلب

مدیریت بهینه مخارج در شغل دامداری

۱-سعی کنید اطلاعات خود را در مورد روش های نوین و صنعتی دامداری افزایش دهید و از این روش ها در شغل خود استفاده کنید . برای اینکار می توانید از مقالات آموزشی ، افراد با تجربه و کتاب های موجود در این زمینه استفاده نمایید. ۲- در مورد سلامت دام بیاموزید و کارهایی مانند آمپول زدن ، چیدن پشم گوسفند ، کمک به تولد بره را حتما را یادبگیرد ۳-حتما گوسفندانی را که به نظر بی حال می رسند و تمایل چندانی بریا علوفه خوردن ندارند شناسایی کرده و برای درمان آنها اقدام کنید. ۴-می توانید با برخی از میوه فروش ها صحبت کنید تا میوه هایی نظیر کاهو ، ذرت ، شلغم ، سیب ، کدو تنبل ، کلم ، کرفس هایی را که قصد دور ریختن شان را دارند به شما بدهند . البته در این مورد باید به این نکته توجه داشته باشید که نباید به هیچ وجه از میوهای فاسد شده استفاده کنید ۵- آب تمیز و تازه تهیه کرده و در دسترس گله خود قرار دهید ، آب ارزان ترین و با ارزش ترین منبع غذایی است که باید همواره از آن استفاده کنید. در زمستان از آب یخ زده و در تابستان از آب گرم استفاده نکنید زیرا باعث بیماری و بی حالی گوسفندان و دام هایتان می شود. ۶-همواره سعی کنید در فصول بهار ، تابستان و حتی الامکان پاییز گوسفندان خود را در کوه و صحرا بچرانید تا هزینه های مربوط به خوراک دام کاهش یابد. ۷-حتما با استفاده از یک برنامه گوسفندان گله خود را واکسینه کنید و از دکتر دامپزشک م بخواهید تا خسارت تلفات گوسفندان به شما وارد نشود سخن آخر :  علاوه بر استفاده از روش های بالا اگر به تازگی وارد شغل دامپروری شده اید حتما از افراد با تجربه بخواهید تا به شما کمک کنند و برای انتخاب بره و گوسفندان از نژادهای گوسفندان ایرانی متناسب با محیط و آب و هوای محل خود استفاده نمایید. تهیه شده توسط بازار گوسفند عرضه کننده بهترین قیمت گوسفند زنده

مرکبِ ضریح

به روستای زالیان که رسیدیم، مردم پنج شش گوسفند قربانی کردند. در همین روستا بود که پیرمردی رو به روی تریلی ایستاد، چوب دستی اش را زد زیر بغل، و کاپوت تریلی را بوسید. بعد هم پیشانی اش را روی کاپوت گذاشت و سیر گریه کرد. اولش فکر کردیم پیرمرد را جو گرفته و نمی تواند ضریح و تریلی را از هم تشخیص دهد؛ ولی بعد متوجه شدیم چون تریلی مرکب ضریح است، آن را بوسیده.   + پنجره های تشنه - مهدی قزلی

طرز تهیه کله پاچه” فوق العاده لذیذ و خوشمزه

مواد مورد نیاز برای پختن کله پاچه کله پاچه گوسفند 1 دست نخود 100 گرم پیاز 2 عدد درشت زرد چوبه 1 ق چ نمک و فلفل سیاه به میزان لازم آب ا لیتر یا بیشتر سیر  4 تا 5 حبه ادامه مطلب

قربانی

  بدانید که خداوند بجای قربانی کردن اسماعیلتان  دیگر گوسفند نمی فرستد.  بلکه اینبار بجای قربانی کردن اسماعیلتان  متخصصان تعلیم و تربیت می فرستد.  چون در دوران حضرت ابراهیم  متخصصان تعلیم و تربیت فرزندان  همانند امروز وجود نداشتند.  در این دوران حتی گوسفندان را نیز  نبایست قربانی کنیم  ،  بلکه جهل و خرافه پرستی و فقر  و بیسوادی را باید قربانی کنیم .  ولاغیرطبیعت طریقت

برک بافی

بَرَک نوعی پارچهٔ نرم و چسبان و کلفت است که در خراسان از پشم شتر یا این که کرک بز با دست می‌بافند و از آن جامهٔ زمستانی می‌دوزند . برک از لطافت و استحکام خاصی برخوردار‌است و از آن عمدتاً برای تهیه و تنظیم و دوخت کت مردانه به کارگیری مینمایند . گرمای پارچه‌های فراوان کلفت و نرم برک , دردهای عضلانی را کاهش میدهد و برای دردهای مفاصل نیز التیام‌بخش است .برک به‌طور معمول خودرنگ بوده و در رنگ‌ها قهوه‌ای , سیاه , سفیده , شیری و شکری و خاکستری ایجاد می شود .در قدیم , بیشتر درویشان بودند که از برک قبا و کلاه می‌ساختند و ابعاد با بهبود کیفیت آن , پادشاهان و فرمانروایان نیز قبا و جبه جنس برک به‌تن می‌کردند . برای تنظیم این پارچه , کرک بز را بعداز کمان زدن و نوار کردن با چرخ می‌ریسند و آن را تبدیل به نخ می نماید و در دستگاه تن‌بافی آن را به پارچه برک تبدیل میکند .پارچه درشت برک را برای مدتی در مغز گوسفند و آب ولرم می گذارند و با گز روی آن می کشند و با استخوان به آن می زند , موهای بیش از آن بیرون می گردد و آن گاه پارچه‌ای نرم و گرم , به‌دست می‌آید .

پول ها

جالبه   هر وقت گفتم وضع کانادا خرابه یکی پیدا شد و گفت وای مگه کشور خودت عالیه؟!   کسخل اوکی کشور من داغون اصلا مشنگ چه ربطی داره؟! چرا همه چی رو با همه چی مقایسه میکنی گوسفند؟ مگه من گفتم ایران بهتره؟   برین اینو گوگل کنین: ontario teachers strike   اوضاع خرابه داگ فورد زده همه چی رو کات کرده بودجه ها قطع شده میخوان تعداد معلم ها رو ده هزار تا کم کنن   مردم انتاریو ریختن بیرون   اعتراض شده   دوشنبه احتمالا کل مدارس انتاریو تعطیلن.   خدا رو شکر ازونجا اومدم بیرون!   من بهتون گفته بودم که کسانی که توی کانادا بچه به دنیا میارن واقعا ریسک بزرگی میکنن.   یادتونه؟!   برام عجیبه اینقدر پول ی و کثیف کاری وارد این کشور میشه   این همه ثروتمنده این کشور   چرا پس اینقدر فقیرن؟ این پول ها کجا میره؟!   این همه پول شو با اسمای حسابدار و اقتصاددان و فایننس و انالیزگر و کوفت و زهرمار پول میخورن و درامدای بهتر دارن   این پولها کجا میره؟!      

پرورش و تغذیه میش

مراتع و علوفه جزء ارزانترین منابع خوراکی برای تغذیه گوسفندان محسوب می شوند . در سیستم چرا ذخیره علوفه گونه های مانند : مخلوط علوفه شبدر و علوفه غلات مانند : علوفه چاودار، یولاف و جز به منظور رفع نیاز مواد خوراکی در زمستان کاهش می یابد. در سیستم های چرای گیاهان فرصت بیشتری برای تغذیه گوسفند زنده وجود دارد . چرای بیش حد می تواند بیشتر احتیاجات انرژی و پروتئین میش ها را فراهم کند وعنوان تامین کننده انرژی برای تولید ، نگهداری و رشد جایگزین غلات شود . در بسیاری از سیستم های مرسوم چرا، حیوانات در تمام سال در منطقه ای خاص از مراتع نگهداری می شوند. درچنین سیستم هایی باید تعادل صحیح بین دام و مرتع حفظ شود. در فصل زمستان باید علوفه خشک با کیفیت بالا و کنسانتره مناسب در جیره غذایی میش ها منظور شود . میش های خشک می توانند در مرتع به تنهایی نگهداری شده و هنگامی که با علوفه تغذیه می شوند ممکن است طی 4 هفته آخر از بره زایی به مکمل های افزودنی احتیاج پیدا کنند . اگر میش ها به منظور حد اکثر شیر و افزایش سرعت بره زایی پرورش داده می شوند لازم است در تغذیه آنها علوفه خشک همراه با یک برنامه غذایی  مناسب با توجه به وضعیت بدنی آنها منظور شود. نمک یددار باید در طول پرورش به صورت قابل دسترس در اختیار میش ها قرار گیرد . در سیستم پرورش میش ها به منظور سهولت و صرفه اقتصادی در امر شیر دوشی ، باید دستگاهای شیر دوشی در سالن های شیر دوشی وجود داشته باشد. اهمیت تاثیر جیره متعادل در تغذیه گوسفند: میش هایی که به خوبی رشد کرده و از بره های خود تا پایان مرحله از شیرگیری پرستاری می کنند به یک جیره متعادل برای نگهداری نیاز دارند . علوفه به تنهای نمی تواند تمام مواد مغذی ضروری را برای عملکرد مطلوب تامین نماید. لذا به منظور افزایش کیفیت درامر تولید ، مواد مغذی ضروری موردنیاز است .  مطالعه ای به منظور تعیین تاثیره جیره متعادل بر رشد و کیفیت پشم میش ها بعد از سن 365 روزگی انجام شده است .در این تحقیق از 46 میش در مناطق مختلف نژاد گوسفند سر سیاه لیتوان در یک مزرعه واقع در لیتوا استفاده شده است . طی این مطالعه گوسفندان شاهد با یک غذای استاندارد حاوی افزودنی های معدنی تغذیه شدند و خوراک گوسفندان سایر گروه هایی آزمایشی مشابه گروه شاهد بوده است اما دراین جیره آنها خوراک جو با مقدار مشابه آن بدون پوشینه جایگزین شده است. نتیجه آزمایش نشان داد که وزن در هر 24 ساعت به طور معنی داری افزایش داشته و ترکیب جیره دراین آزمایش برجعد تار پشم و کیفیت آن بی تاثیر ولی وزن زنده میش ها ،جعد تار پشم را تحت تاثیر قرار داده است . نتایج حاصل از این آزمایش نشان می دهد که جو بدون پوشینه به دلیل بالا بودن ارزش غذایی آن می تواند به عنوان منبع مناسب پروتئین در جیره غذایی گوسفند و دیگر نشخوار کنندگان استفاده شود .    توصیه های عمومی برای تغذیه میش ها  1-میش های خشک و میش های در آغاز آبستنی :  -علوفه لگومینه یا علوفه مرتع با کیفیت بالا و به مقدار جزیی غلات .  -علوفه خشک لگومینه با کیفیت مناسب به میزان ۶.۱تا 2 کیلو گرم در روز .  -یونجه و علوفه خشک شبدر به میزان ۱.۶کیلو گرم در روز .  سیلوی ذرت یه میزان ۲.۷تا ۳.۱کیلو گرم ، مکمل پروتئینی ۰.۰۹تا ۰.۱۳کیلو گرم سنگ آهک ۰.۰۱۸کیلو گرم و سیلوی ذرت به میزان ۱.۳تا ۱.۸کیلو گرم .    میش ها در اواخر آبستنی ( 4 تا 6 هفته آخر آبستنی )  این مراحل جزء مراحل حساس برای میش هل محسوب می شود و تامین مواد مغذی در این زمان امری حیاتی به شمار می آید . به طوری که اگر مواد مغذی مورد نیاز تامین نشود ممکن است بیماری آبستنی که نوعی از بیماری کتوز است ایجاد شود که در این صورت می توان به میزان زیادی با بالا بردن مصرف انرژی به وسیله افزایش تدریجی مصرف کنسانتره در 6 هفته آخر آبستنی از بروز این بیماری پیشگیری کرد . جیره های غذایی در این مرحله همانند جیره های اشاره شده در توصیه شماره 1 است که باید ۰.۲تا ۰.۳کیلوگرم غلات به جیره آنها افزوده شود .    میش هایی که از بره ها پرستاری می کنند  مواد مغذی مورد نیاز میش ها به طور قابل توجهی در دوره شیر دهی به ویژه هنگامی که از چند بره پرستاری می کند افزایش می یابد و نیاز میش به پروتئین ، انرژی و مواد معدنی بالا می رود . موارد ذیل نمونه هایی از جیره میش هایی است که از بره ها پرستاری می کنند :  علوفه لگومینه با کیفیت بالا یا چرا در مراتع علوفه غلات به طور محدود و نیز تغذیه به میزان ۰.۴کیلو گرم غلات در روز به ازای هر راس میش.  علوفه لگومینه با کیفیت بالا یا علوفه خشک لگومینه به میزان ۰.۴تا ۰.۶کیلو گرم در روز به ازای هر راس میش .  -سیلوی ذرت به میزان ۲.۷تا ۳.۶کیلو گرم ، مکمل پروتئینی ۰.۱۳تا ۰.۱۸کیلو گرم ، غلات ۰.۴ تا ۰.۶کیلو گرم و غلات خرد شده ۰.۰۱۸کیلو گرم  در روز به ازای هر راس میش  - علوفه خشک لگومینه با کیفیت بالا به میزان ۰.۹کیلو گرم ، سیلوی ذرت به میزان  ۱.۸ تا ۲.۲کیلو گرم ،مکمل پروتئینی ۰.۰۹کیلو گرم و غلات ۰.۴کیلو گرم در روز به ازای هر راس میش .    مدیریت تغذیه در میش ها  مشکلات تغذیه در میش ها در خیلی از موارد کمتر از سایر نشخوار کنندگان است زیرا در مدیریت تغذیه میش ها در مقایسه با سایر نشخوار کنندگان از علوفه خیلی بهتری استفاده می شود . تغذیه قبل از فصل جفتگیری ممکن استتاثیرقابل توجهی در تعداد بره های متولد شده داشته باشد .  در این خصوص استفاده از سیستم فلاشینگ با افزایش مواد کنسانتره ای در زمان جفتگیری مفید است که در این صورت درصد دوقلو زایی در میش ها افزایش می یابد .    مدیریت تغذیه بره ها  مواد ذیل نمونه ای از جیره بره ها است :  -غلات یا علوفه غیر لگومینه .  -ذرت زرد آسیاب شده 76یا 83 درصد .  -کنجاله سویا (با 50 درصد پروتئین)12 یا 15 درصد .  -نمک یک درصد و پودر یونجه 10 درصد .  -سنگ آهک آسیاب شده یک درصد .  -پروتئین خام ۱۵.۱۰تا ۱۵.۵۶درصد .  مخلوط ویتامین ( ویتامین  آ و ویتامین دی  و ویتامین ای  در هر تن غذا ) که به مشکلات بره ها که گاهی اوقات با شروع از شیر گیری دارند و جیره آنها در این مدت نباید تغییر پیدا کند .  هزینه تغذیه به ازای هر 45 کیلو گرم خوراک به میزان ۸.۱۲تا ۸.۹۶دلار است .  فروش بره ها هنگانی که وزن آن به 54 تا 59 کیلو گرم می رسد باید صورت گیرد .    خوراک دهی گله میش  مدیریت تغذیه یکی از مهمترین کارهای مدیریتی است که باید مورد توجه دامداران قرار گیرد . میش های که با رژیم مناسب تغذیه می شوند ، دارای باروری بیشتر و شیر بهتری بوده ، تعداد بره های بیشتری را شیر می دهند که سریعتر رشد می کنند . میش های که خوب تغذیه شده باشند نه تنها هر سال بره های زیادی تولید می کنند بلکه نسبت به میش های که تحت استرس تغذیه ای نبوده اند ، سالمتر و در برابر عفونت ها و بیماری ها مقاومتر هستند . اگر شما در زمینه گوسفنداری تجارت می کنید ، مدیریت تغذیه را باید مورد توجه قرار دهید .  بیشترین هزینه در دامداری های پرورش گوسفند مربوط به غذا است . بنا بر این ضروری است که دامدار منابع غذایی در دسترس را ارزیابی کرده و آنها را طوری تنظیم کند که جیره مناسبی در اختیار میش ها قرار گرفته وبه ازای هر میش درآمد خوبی کسب نماید . پنج ماده مغذی که برای دام ها فراهم می سازیم عبارتند از : آب ، انرژی ، پروتئین ، ویتامین ها و مواد معدنی . معمولا عامل محدود کننده در دامداری ها ، انرژی است . انرژی در جیره روزانه مخلوط دانه غلات و علوفه بدست می آید . معمولا هر گاه به گله ای کنسانتره کافی داده نشود ، کم بودن جذب مواد مغذی بصورت بیماری بروز می کند . این مورد در نتیجه عدم ارزیابی کافی منابع غذایی و عدم محاسبه وضعیت بدن دام روی می دهد . در گوسفنداری ، این بیمار گونی عامل اصلی کاهش سوددهی است .    چگونه دامدار می تواند از تامین شدن مواد غذایی مورد نیاز دام های خود آگاه گردد؟  1-آزمایش کیفی خوراکی  2-اطلاع از تغییر نیاز های غذایی در طول چرخه تولید  3-محاسبه جیره روزانه  4-اندازه گیری وضعیت بدن دام  5-کافی بودن فضای آخور  6-مطمئن بودن از منابع آب پاکیزه

روش شستن فرش پوست

روش‌های شستشوی فرش ها بسته به جور آن ها و میزان ظرافتشان متفاوت است و شستشوی درست و اصولی آن‌ها در مراقبت کیفیت و ارتقاء طول عمرشان زیاد اثر گذار می باشد .  بهترین قالیشویی در مشهد برای نمونه فرش ماشینی ابریشم تصنعی و مصنوعی به استدلال ظرافتش بایستی بوسیله قالی‌شویی‌های مطمئن شسته شود . منش شستن فرش پوست نیز مانند انواع دیگر فرش مختص و ویژه است تا زیبایی ظاهری‌اش محافظت شود و دچار زخم نشود . فرشپوست چیست؟ پیش از توضیح منش شستن فرش پوست ، کمی از فرش پوست خوا هیم بیان کرد . فرش پوست یا این که همان فرش چرم ارگانیک مشتمل بر فرش‌هایی از پوست گوسفند ، بز ، آهو ، گاو ، گوساله و… هست . فرش پوست گاوی در رنگ‌های سپید و سیاه ، قرمز‌رنگ ، قهوه‌ای ، خال‌دار و… و سایر فرش‌های پوستی در میزان ، طرح ، برش و رنگ‌های متنوع برای تزئین خانه‌ها به عمل می روند . ادغام این فرش ها با اشکال سرامیک و پارکت جلوه زیبایی به منزل می دهد و هم اکنون و هوای طبیعت را به چینش خانه‌ها می آورد . فرش‌های پوست بسیار شیک ، مدرن و لاکچری هستند و زیبایی ارگانیک ، گرما ، روح و جذابیت به خانه‌ها می بخشند . روششستن فرش پوست در راه و روش شستن فرش پوست و حفظ از اینگونه فرش ها می بایست توجه و نازکی کافی داشته باشید . فرش‌های پوست در مقایسه با فرش‌های عادی دیرتر آلوده می گردند . یکی از طرق محافظت از این فرش‌ها و محافظت جلا و کیفیت آنها این می باشد که از جاروبرقی برای تمیزکاری و نگهداری به کارگیری فرمایید و البته درجه بالا را برای جارو کردن به کار گیری نکنید . ( درجه کم و در جهت موهای فرش) . بهتر هست فرش پوست را در منزل همیشه مرطوب نکنید و تنها در صورت آلودگی با استعمال از ادغام تعدادی قطره سرکه سپید با یک لیتر آب آن را با ملایمت و ظرافت بوسیله پارچه‌ای قابل انعطاف تمیز نمایید . شستن فرش پوست در خانه بایستی به آرامی ، با ظرافت و اصولی انجام شود تا آسیبی به فرش پوست وارد نگردد . هرگز از وسایل گرمایشی برای خشک‌کردن اینگونه فرش‌ها استفاده نکنید . در صورت کثیفی و نیاز به شستشوی بخش اعظم به طبع به یک قالی‌شویی مطمئن و با تجربه مراجعه فرمایید . روندشستن فرش پوستپروسهشستن فرش پوست روششستن فرش پوست به رویه پایین می باشد :نخستین با یاری برس نرمی به آرامی پشم‌های روی فرش پوست را شانه نمائید تا آراسته شود و گره‌های احتمالی‌اش (گره‌ها را نم‌دار کنید) بازشوند .بهترین منش شستن فرش پوست با دست میباشد ؛ هیچوقت آن ها را در خودرو لباس‌شویی نیندازید زیرا باعث جراحت به آنها خواهد شد .آب را ولرم نمایید ، نمک را هم پا با میزان کمی مایع شوینده ملایم بر فرش بریزید (هرگز از پودر لباسشویی استعمال نکنید) و آن را به آرامی و ملایمت ماساژ دهید (شستن را طولانی نکنید) .در منش شستن فرش پوست ، مرحله آب‌کشی دوچندان با اهمیت می‌باشد ؛ بایستی با نازکی ، ملایمت و فارغ از فشار انجام شود و مواد شوینده و آب به طور کامل از آن خارج گردد .فرش را سوای هیچ مدل وسیله گرمایشی پهن نمایید تا کم آب گردد و پیش از کم آب شدن کامل مجددا آن را برس بکشید تا آراسته و نرم شود .قرائتمقاله

گزارش (دو) هفتگی!

 ۱) دیروز از حرف چند تا از بچه‌ها فهمیدم کیفیت نسبتا خوب فیلم جوکر اومده، ازشون گرفتم و شب نشستم دیدم. آقا خیلی خوب بود. خیلی خوب و اعصاب خورد کن بود! شصت بار وسط فیلم اشکم دراومد :/ آخرشم خیلیی جالب تموم شد! کلی هیجان‌زده شدم از دیدنش. حیف که می‌خوام اسپویل نکنم! ‌ ۲) دوشنبه یه امتحان میانترم دادم که باعث شد کلا نسبت به درسای مرتبطش از ترم سه کارشناسی تا الان شک کنم که چطور اینا رو پاس می‌کردم :/ ‌ ۳) ترکیبی از حس حسادت و خوشحالی دارم برای دوستم. خیلی هم حسادت یا غبطه یا حسرت نیست، نمی‌دونم چیه. همیشه از نظرم خیلی موفق بوده و حالا یه چیز خوب دیگه هم براش اتفاق افتاده. البته من تازه فهمیدم و متعجبم چطور این همه مدت هیچی نگفته بود. قبلا بیشتر حسادت می‌کردم بهش. متاسفانه بعضی آدما ناخودآگاه پز چیزایی که دارن رو میدن. می‌فهمی از عمد نیست ولی بازم ناراحت میشی. اون چیزی که بهش میگم حسادت شاید از اینجا میاد، از این زیاد اشاره کردن به بعضی چیزا از جانب خودش، اسم مناسب‌تری پیدا نکردم براش. ولی دیگه یاد گرفتم کی توجه کنم کی نه. این که به جایی رسیدم که می‌تونم بگم براش خوشحالم، خوبه. ‌ ۴) شما تو جیب کاپشناتون پول پیدا می‌کنین واقعا؟ من صبح یه نصفه آدامس پیدا کردم، هنوز خر کیفم! ‌ ۵) چند روز پیشا تو نمازخونه داشتم سعی می‌کردم بخوابم، سر و صدا زیاد بود و فکرم هم مشغول. گفتم بذار گوسفند بشمارم :دی بعد یهو با این واقعیت روبرو شدم که چون به پهلو خوابیدم راستای حرکت گوسفندا عوض شده :/ ببینید، فرض کنید گوسفنده داره اینطوری می‌پره و رد می‌شه. من اگه صاف نشسته باشم اینطوری می‌بینمش. ولی اگه کج باشم راستای زمین و حرکت گوسفنده، نسبت به راستای خط بین چشمای من زاویه پیدا می‌کنه! بعد من دیدم چون خودم به پهلواَم، اینا رم دارم تو مغزم کج می‌بینم نسبت به زمین. خیلی مسخره‌س و خودمم نفهمیدم چی شد. ولی اون موقع حس کردم گردنم درد گرفته از این فکر :/ و طبیعتا خوابم هم نبرد دیگه :| ‌ ۶) یه دوستی هم دارم فاخرترین کنسرتی که تا حالا رفته کنسرت بهنام بانی بوده. بعد چند شب پیش لایو گذاشته بود از کنسرت شیلر تو تهران :(( ‌ ۷) چند تا از دوستای دانشگاهم هفته‌ی پیش منو با لطایف‌الحیلی کشیدن پارک لاله (البته اگه از خودشون بپرسین می‌گن با بدبختی آوردیمت!) و سورپرایزم کردن. شب جالبی بود (البته پارک لاله شب‌ها اصن مناسب نیست :/) مخصوصا اون قسمتش که یه گوشه پیدا کردیم نشستیم زمین، جعبه‌ی کیک رو باز کردیم به عنوان بشقاب و همه ریختیم سر کیک :دی همینقدر لاکچری! تو روزای بعد از دهن دو تاشون پرید که کادوت مونده هنوز و چون فلانی می‌خواست برگرده اصفهان سورپرایزتو زودتر برگزار کردیم. الان یه هفته‌س منتظر کادوام، خب چرا می‌گین به آدم؟ :))

طب اسلامی آیت‌الله عباس تبریزیان-دوره یکم-جلسه یازدهم

صوت: URL دروس آقای تبریزیان قسمت ۱۱: علیت گناه برای بیماری: دومین علت غیر مستقیم بیماری گناه است اگر چیزی را شرع واجب کرده این استکه برای انسان خوب است و اگر شرع چیزی را حرام کرده است به این معنی استکه  برای انسان ضرر دارد و موجب بیماری انسان است. روایت: سوال شد چرا خداوند خمر و مردار و خون و گوشت خوک را حرام کرده است؟ معصوم پاسخ میدهد: خداوند انسان ها را خلق کرده و میداند که چه چیزی برای بدن انسان خوب است، ان راکه برای او صلاح است حلال کرده است  و میداند چه چیزی برای او ضرر داردو  آن موارد را برای او حرام کرده است. و مواردی که برای بدن او ضرر دارد در زمانی که حیاط بدن به آن نیاز دارد آن را حلال کرده است روایت: خداوند نوشیدنی ای را حلال نکرده مگر اینکه منفعت دارد برای بدن و برعکس مثل: مثل زهر و سم و مردار و خون و گوشت درنده ها و پرنده هایی که چنگال دارد و قانوسه ندارد و تخمی که دوطرف آن همسان باشد و ماهی که پولک ندارد. قانوسه: معده اول در مرغان یا چینه دان نکته: تمامی محرمات برای انسان آسیبی دارد گناهانی که سبب بیماری می‌شود: 1-همبستر شدن در حال حیض  سبب میشود که فرزند ناقص و معلول بدنیا بیاید و با ظاهر زشت بدنیا بیاید این گناهی است که همه باید رعایت کنند و عرب جاهلیت هم برای ن حیض اتاقی جداگانه قرار میداد سوال: آیا در حال حیض حمل محقق میشود یا خیر؟ امروزی ها میگویند که در حال حیض حمل محقق نمیشود نکته:۱۲ تا ۱۸  ام روز قاعدگی ماهانه خانم ها ، زمان احتمال انعقاد نطفه است نکته:روز اول قاعدگی میشود روز یکم  نکته: اسپرم دوروز بیشتر زنده نمیمان و میگویند که  تخمک هم یک روز بیشتر زنده نمیماند-برخی میگویند برعکس است و یعنی اسپرم یک روز و تخمک دو روز نکته: شب ۱۴ تخمک میاید پایین -درروایت: کسیکه در حیض همبستر شود فرزند او زشت خواهد شد و نفرموده که نطفه در آن هنگام منعقد شود هرزمان که منعقد شود زشت خواهد شد وقتی که در حین حیض همبستر شده باشد در آن ماه وگرنه در ماه بعدی احتمال ضعیف است ۲- خوردن هر خمر و مسکر:  روایت : خداوند خمر را حرام کرد بخاطر فساد بدن کسی که بخورد سبب لرزش بدن میشود و احتمال ابتلا به پارکینسون را افزایش داده و جرعت ارتکاب به گناه و را افزایش میدهد نور و رنگ صورت از بین میرود و رنگ صورت مات میوشد سبب بسیاری از بیماری ها میشود عقل انسان را دگرگون و ازبین میبرد و احتمالا در دراز مدت بطور کامل ازبین ببرد و سبب مرگ میشود بخصوص اگر بیماری خمر را بخورد اگر بیمار خمر بخورد او را میگشد حتی یک قطره آن ممکن است سبب مرگ شود  تشنگی را بیشتر میکند همچون آب دریا سبب جرعت به به محارم میشود. قساوت قلب میشود و دندان ها را سیاه میکند و سبب بدبویی دهان میشود و انسان را از خداوند دور میکند و عقوبت خداوند را نزدیک میکند و خمر شراب شیطان است. ۳-: حرامی که خیلی از شرایع آسمانی آن را حرام کرده اند سبب فساد و پیدایش بیماری و معلولیت است امام علی ع: مبادا گنید  که ۶ عقوبت دارد و سه تا در دنیا و سه تا در آخرت:  دنیا: 1-طراوت و نور صورت را ازبین می برد 2- سبب قطع روزی میشود 3-عمر را کوتاه میکند. رفتن به آتش جهنم را سریع میکند نکته: در آمیزش جنسی قلب خیلی پرکار خواهد شد. رسول خدا ص: اگر زیاد و علنی شد بعد از من مرگ ناگهانی زیاد می‌شود. روایت: کسی که کمتر از ۱۴ روز بیمار شود و از دنیا برود به مرگ ناگهانی از دنیا رفته است. موت الفُجْعِه: مرگ ناگهانی در اثر بیماری سبب بیماری ایدز و بیماری‌های دیگر می‌شود. نکته: بدن انسان طوری تنظیم شده است که عمر خوبی کند 4-خوردن مردار روایت: کسی از مردار نمی‌خورد مگر اینکه بدنش سست و ضعیف شود و نیروی او به تحلیل می‌رود و نسلش قطع می‌شود و نمی‌میرد مگر با مرگ ناگهانی. بافت بدن ظعیف میشود و استقامت خود را ازدست میدهد و نیروی او ضعیف میشود(همه نیروها نظیر جنسی و تفکر و قلب و .)  نسلش قطع میشود و مقدار اسپرم کم میشود و فعالیت جنسی ضعیف می‌شود. مرگ ناگهانی: سکته قلبی  و مغزی بیماری خوره: اعضای بدن خورده میشود. روایت: خوردن میت موجب مرگ ناگهانی و خوره و قساوت قلب می‌شود. گوشت میته گوسفند و دیگر حیوانات به این دلیل حرام است که خون در بدن او میماند و منجمد شده ولی در ذبح خون از بدن آن خارج می‌شود. خون است که موجب تمام موارد بالا میشود. گوشت میته سنگین است. به جهت ماندن خون در مردار گوشت سنگین می‌شود و قابل هضم نیست. چون گوشت به همراه خون خورده میشود. میته موجب قساوت قلب می‌شود گناه اثر وضعی حتما می‌گذارد. ولی در صورت توبه عقوبت نمی‌شود.

گبه بافي دور از بازار

ن عشایری دارنده هنرهای دستی زیادی می باشند قالیشویی در مشهد که یکی از آن ها گبه بافی می باشد ولی متاسفانه روز جاری این هنر ن عشایر به سمت آامیر می رود به دلیل این‌که دیگر دختران تمایلی به یادگیری این رشته مادر ها خویش ندارند . یاسوج:یک عدد از هنرهای دستی خانم های عشایر بخش ها کهگیلویه و بویراحمد جاجیم و «گبه» بافی می باشد . ولی متاسفانه امروزه این هنرها دیگر ناچیز کم به دست آامیر سپرده خواهند شد چرا که دختران عشایری دیگر تمایلی برای یادگیری این هنر ندارند .   عشایری ها در بافته های خودشان آرزوهایشان را به تصویر می کشند به بیانی دیگر : هنرهای دستی این ن عشایری تجلی آرمان های آن ها می باشد . آنها خواسته ها و آرمان های خود را در قالب «گبه» و «قالی» … . به تصویر در می آورند . طرحو نقش هایی نظیر موارد پایین در «گبه»و دیگر صنعت های دستی آن‌ها مشاهده گردیده می‌باشد :شمسی را که از اسمان راز برمی‌آورد، چشمه‌ای که می‌جوشد، گل‌هایی که می‌رویند، دشتی که لبریز از علوفه‌های جدید است، مردی که از اسمان می‌آید، دختری که به منزل اقبال می‌رود، گله‌ای با هزاران گوسفند که در دشت می‌چرند، کبکی که میخواند و آهویی که می‌خرامد . همزیستی عشایر با طبیعت و تأثیر طبیعت بر زندگی آن ها باعث گردیده نقوش دست بافته‌ها از طبیعت الهام گرفته شود و بر این اساس است که گلیم‌ها، گبه‌ها، قالی‌ها و جاجیم‌های عشایر لبریز از نقش‌مایه‌های حیوانی و گیاهی و نقش‌های ستارگان، ماه و خورشید میباشد . دختران ایل از کودکی با بافتن آشنا می گردند و یار ها بر دار قالی گره میزنند . در ایل رسم بر این می‌باشد که هر دختری یک جاجیم برای جهیزیه‌اش می‌بافد و با خود به خانه شوهر میبرد . این دست بافته در عمده نقاط روستایی و عشایری کهگیلویه و بویراحمد ترویج داراست . «گبه» یک عدد از مهم ترین دست بافته‌های عشایر بویراحمد و قشقایی میباشد که زیبایی خاصی دارااست و برای زیرانداز در مجالس از آن به کار گیری می نمایند . گبه پرزهای بلند داراست و در بافت آن شمار پود بیشتری به فعالیت می رود که تأثیر چشمگیری بر نرمی گبه می‌گذارد . تعداد پود بعضا از گبه‌ها گهگاه به سه تا هشت پود در هر رجوع کنید و بلندی پرزها گهگاه تا یک سانتی‌متر هم می‌رسد . در اوایل گبه‌ها معمولی و فارغ از نقش بافته می‌شدند . بافندگان اکثر زمان ها از محیط و طبیعت فضا الهام می‌گرفتند و طرح‌های فرضی خود را روی گبه‌ها می‌بافتند . طرح ایلیاتی گبه برگرفته از طبیعت گوشه و کنار عشایر بوده و کاملاً فرضی می باشد و عمده در در بین قاب‌های لوزی، دایره، مربع، مستطیل و بیضی قرار می‌گیرد که هر یک از آن‌ها با طرح‌های با اصالت ایرانی مزین شده‌اند . رنگ‌آمیزی گبه معمولاً ارگانیک و گیاهی است . رنگرزی سنتی و رنگ‌های گیاهی ویژگی حساس گبه می‌باشد . مهم ترین واصلی‌ترین وسایل بافت گبه، دار می باشد . دار گبه در اندازه‌های گوناگون می‌باشد که به‌صورت افقی و در سطح زمین قرار می‌گیرد . اکثر وقت ها از محصول چوب یا این که ف میباشد و شامل شانه، چاقو و قیچی هست . اصالت نقش، رنگ، مواد نخستین و نوعی خودجوشی و خویش انگیزشی بافندگان و تولیدکنندگان، گبه را به یکی از دست بافته‌های خوشگل و کم‌نظیر عشایر بدل و شهرت آن را جهانی کرده میباشد . یکی از بافندگان کهن جاجیم و گبه به خبرنگار مهر می‌گوید: تا وقتی که زندگی عشایری داشتیم هرسال یک گبه می‌بافتم البته پس‌ازآنکه به شهر آمدیم، دیگر مجال بافتن ندارم . سودابه نادری در پاسخ به این سؤال که چرا دیگر جاجیم و گبه نمی‌بافد، ابلاغ می‌کند: الآن بازار لبریز از فرش‌های ماشینی می‌باشد و به‌صورت غیر نقد نیز داده می‌گردد و تامل نکنم دیگر گبه مشتری داشته باشد . از او سؤال میکنم که به دخترانش این هنر را یاد داده یا این که نه؟ می‌گوید: آنان دیگر با معاش شهری عجین شده‌اند و رغبتی به بافتن نشان نمی‌دهند . این بافنده عشایر تصریح می‌کند: دلم برای بافتن گبه و جاجیم لک می‌زند اما چه کنم که زندگی شهرنشینی دیگر این اجازه را به من نمی‌دهد . ولی این صرفا بی‌بی سودابه نمیباشد که دست از بافتن دست بافته‌های اصیل عشایری کشیده میباشد . به گفته مدیرکل امور عشایر استان، ن عشایر کهگیلویه و بویراحمد دیگر رغبتی به بافتن نشان نمی‌دهند . مجید علی پور در این خصوص به خبر نگار مهر می‌گوید: ن عشایر از گذشته‌های به دور اصلی‌ترین تولیدکنندگان صنایع‌دستی بوده‌اند ولی حالا از تولید صنایع‌دستی مسافت گرفته‌اند . وی ادله این موضوع را کمبود تضمینی برای خرید تولید ها صنایع‌دستی آن‌ها میداند و اظهار می‌کند: متأسفانه در نبود بازاری برای عرضه، دلالان دسترنج آن‌ها را به یغما میبرند . علی پور بابیان اینکه عشایر حدود 12 درصد از جمعیت این استان را مشتمل بر می‌شوند، بیان می‌کند: این میزان نزدیک به 70 هزار نفر از جمعیت استان را مشتمل بر می شوند . او عنوان می‌کند: بیش از 30 هزار نفر از جمعیت استان را ن تشکیل می‌دهند ولی از کمترین امکانات رفاهی محروم می‌باشند . علی پور حمایت از جامعه ن عشایر با ارائه مواد اولیه و تضمین خرید محصول ها آنها را راهکاری با اهمیت برای احیای دست بافته‌ها عشایری می داند . به گزارش خبر نگار مهر، جاجیم و گبه فرآورده قرن‌ها تجربه معاش عشایری بوده و ویترینی از هنر بومی عشایر زاگرس می باشد که این روز ها در زیر سایه دست بافته‌های صنعتی در درحال حاضر فراموشی‌اند . مدیریت حمایتی از هنرمندان این میدان و زندگی عشایری و بازاریابی برای فروش این محصولات در میدان بین‌المللی می تواند هم این هنر را به دنیا معرفی نماید و هم با پررنگ‌تر کردن نقش آن در اقتصاد خانواده، قضیه گرایش اعضای دیگر خانواده را به سمت ایجاد این دست بافته‌ها آماده نماید .    امتیازکاربر 5 (1 رای)امتیازنظرها 0 (0 امتیاز دهی) 90%عالیDesign

ازدواج

ازدواج ، اتفاقی فوق العاده خوب برای هر فردی که به بلوغ می رسه و متاسفانه این روزها و حتی این سال ها حال خوشی نداره ! چه روزهای خوشی بود وقتی که هر از مدتی خبر ازدواج اقوام رو می شنیدیم و دعوت می شدیم ، با این وجود که زیاد اهل مراسم نبودم ولی از ته دلم خوشحال می شدم که این پیوند مبارک اتفاق افتاده و دو تا جوون سر و سامون گرفتن :) علت های مختلفی در این که آمار ازدواج کم شده وجود داره و قطعا اکثرش بر می گرده به کم لطفی و بی تدبیری مسئولا اما نمی شه همه چی رو هم انداخت گردن اونها و خود ما مردم و خانواده ها هم مقصریم ،، این مطلب رو که می نویسم ممکنه به مزاج برخی خوش نیاد ولی از بس مسئله مهمی هست دوست داشتم در موردش یکم بگم و از نحوه تشکیل زندگی خودم هم مختصر خاطراتی رو بیان کنم . خیلی از جوان های علاقه مند به علم و دانش به مدارک پایین تر قناعت نمی کنن و تصمیم به ورود به دانشگاه رو می گیرن ، تا قبل از دانشگاه کنار خونواده هستیم و سختی زیادی رو متحمل نمی شیم اما تشنه های علم که کم هم نیستن حاضرن به هر شهر و دیاری برن تا مدرک دانشگاهی بگیرن ، از یالقوز آباد سفلی بگیر تا پایتخت ، اما این دانشجوی تشنه ی علم نیاز به جای خواب داره تا بتونه با خیالی راحت درسش رو بخونه ؛ تا جایی که می تونه دنبال خوابگاه دانشگاه می گرده و در مراحل بعد می ره سراغ خوابگاه های شخصی و حتی سوئیت های کوچیک موچیک !! حداقل 4 سال تموم با شرایط سختی مثل غربت ، کوچیک بودن محیط خوابگاه ، سر و کله زدن با جانورانی عجیب و غریب در یک اتاق سه در چهار ، صدای خر و پف ، خوردن هفته ای هفت بار تخم مرغ آب پز و خیلی موارد دیگه سر می کنه تا بالاخره موفق می شه لیسانسش رو بگیره با مدرک لیسانس بر می گرده شهر خودش و دنبال کار می گرده ، با اوضاع نه چندان مناسب اقتصادی کشور ، شاید نتونه کاری رو مرتبط با مدرک دانشگاهیش پیدا کنه و دل رو می زنه به دریا تا بره سراغ کاری که به رشته ش مربوط نیست ، بر خلاف میلش یه جای دیگه مشغول به کار می شه و درآمدی بین یک و نیم تا دو میلیون به دست میاره ! ( در این که در رشته خودش کار پیدا نکرده حرف های زیادی هست ولی مرتبط با بحث نیست ) خب به سن و سال خودش که نگاه می کنه می بینه وقت زن گرفتنش هست ، اما نه خودش و نه خانوادش هیچ تلاشی نمی کنن برای برداشتن قدم مهمی به نام ازدواج ! یه سری از علت هایی که وقتی بهش فکر می کنم حرصم می گیره رو می نویسم : اول خواسته های عجیب و غریب خانواده دختر ، دقیقا همون دختری که 4 سال با شرایط بالا زندگی کرده می گما ، توقع دارن مرد خونه ، ماشین ، درآمد بالا داشته باشه و مجلس عروسی تووووپی هم برگزار کنه ! دوم استدلال های عجیب و غریب مرد ، به طرف می گی چرا زن نمی گیری ؟ می گه نمی خوام یکی دیگه رو بدبخت کنم ،، خب بگو نه خیلی اون دختر خونه باباش که هست داره تو ناز و نعمت زندگی می کنه !! سوم انتظاری که طرفین از زندگی مشترک دارن اینه که همه چیز باید آماده باشه تا اون وقت برن سر خونه و زندگی ، خب بگو عزیز وقتی همه چی رو داشته باشی اونوقت هر چیز دیگه ای هم که وارد زندگیت بشه برات لذت بخش نیست ولی وقتی که با کمک هم و همراه هم به یه خواسته هاتون می رسین خیلی خیلی لذت بخش هست . چهارم تاکید بر برپایی مجلس عروسی ، طرف فکر می کنه اگه مجلس نگیره ستون زندگیش محکم نمی شه ! پنجم بدون تعارف خیلی ها هم خدا رو می خوان هم خرما ، طرف می خواد هم عشق و حالش رو کنه و هم زن و بچه داشته باشه ، خب عزیز من بالاخره ازدواج با خوبی هایی که داره یه سری محدودیت هایی رو هم ایجاد می کنه که البته اگه با چشم باز نگاه کنی همین محدودیت ها هم به نفعت هست . مطمئنم دلایل خیلی زیادی هست که این پیوند مبارک شکل نمی گیره ولی فعلا همین ها به ذهنم می رسه اما الان وقت اینه که یکم از ازدواج خودم بگم . من مرداد سال 95 ازدواج کردم ، با دخترِ خانواده ای که از نظر مالی تقریبا مثل هم بودیم ، هر 2 مون سخت نگرفتیم حقیقتش ، برای مجلس عقد اقوام نزدیک رو توی محضر دعوت کردیم ، 6 ماه بعدش هم توی شیراز خونه ای رو اجاره کردیم و جهیزیه ها رو بردیم خونه جدید ، از نظر جهیزیه خداییش سخت نگرفتیم و یخچال الانمون از مدل ساده های قدیمی هست ، هزینه عروسی رو نداشتیم و حتی ماه عسل هم که دوست داشتیم بریم مشهد نرفتیم ، با رضایت همسرم ماه عسل رو رفتیم شاه چراغ و زندگیِ زیر یک سقف رو با توکل به خدا و عنایت اهل بیت در کنار آقا شاه چراغ شروع کردیم تا این که یک سال بعد خدا فرصت داد و رفتیم مشهد و جبرانش کردیم . باز بنا به دلایلی اواخر سال 96 به شهر خودمون رفتیم و الان هم همون جا ساکن هستیم ! این رو هم بگم که تصور نشه که نفسم از جای گرم بلند میشه ، خدا می دونه آخرین باری که رفتم قصابی و گوشت گوسفند خریدم وقتی بود که خونمون شیراز بود ، یعنی طرفای برج 9 سال 96 و بعد از اون فقط گوشت مرغ خریدیم و گاهی اوقات کسی نذری داشت گیر ما هم میومد . الان هم خونه ای از خودم ندارم و تازگیا تصمیم گرفتم یه وصیت نامه بنویسم بعد نگاه که می کنم می بینم همش باید قرض و بدهی از خودم برای خانواده بجا بذارم :| اما خدا رو هزار مرتبه شکر ، خیلی راضیم بعضی وقتا شرمنده می شم ، بعضی وقتا دلم می گیره که چرا نمی تونم یه سری وسایل رو برای خانمم و یا خونه بخرم ، چند ماهه که جاروبرقی سوخته و نتونستیم یکی دیگه بخریم اما وقتی به همسرم می گم و ازش عذرخواهی می کنم بخاطر نداشتن یک سری وسایل ، چنان بهم اطمینان می ده که واقعا می فهمم دنیا اونجوری که همه می گن هم نیست ، خیلی از خانم ها هستن که براشون مسائل مادی مهم نیست و دوست دارن مردشون دوستشون داشته باشه و بهشون آرامش بده ، دوست دارن کسی رو داشته باشن که بتونن بهش تکیه کنن ! نمی دونم این کارم درست بود یا نه و باور کنید خودستایی نیست ، از خودم پرسیدم که چرا خیلی از افرادی که از زندگی مشترکشون راضی هستن یکم از خصوصیات مثبتی که وارد زندگیشون شده حرفی نمی زنن ؟!؟ آدم پرسشگری هستم و خیلی هم از خودم می پرسم که چرا شرایط کشور باید طوری باشه که حسرت خیلی چیزها به دلم بمونه ؟ چرا باید همش با استرس سرم رو بالش بذارم و بخوابم ؟؟ ولی خب چه کنم که در کنار دیدن این مسائل ، بچه های مظلومی رو می بینم که از سوء تغذیه شدن پوست و استخون ، کشورهایی که امنیتی داخلشون وجود نداره و تعرض به ناموس شکل می گیره ، افرادی رو می بینم که بخاطر دو قدم راهی که من مثل آب خوردن می رم ، به سختی و با ویلچر عبور می کنن و خیلی های دیگه که شرایط سخت تری رو نسبت به من و امثال من دارن !! امیدوارم روزی برسه که همه جوونا ازدواج کنن و با کمترین داشته ها هم به بالاترین آرامش برسن کل مطلب رو بخوام خلاصه کنم اینه ، سخت نگیریم خدا هم کمک می کنه و همه چی به خوبی درست میشه :)

پنج شنبههه

توی مود یک نوشتن طولانی ام اما الان مهمونی ام شاید بعد نوشتم. خونه مادرجونیشونیم. -- امروز تقریبا اصلا درس نخوندم. صبح با مامان رفتیم دنبال انتخاب عینک برای من و کار سختی بود و انتخاب نکردم، اما مامان خمیردندون، شامپو و یه زنجیر طلا خرید، برای منم یه ساک ورزشی گرفت و بعدش کباب خوردیم؛ تو یه کبابی که واقعا وقتی واردش میشدی انگار وارد گذشته ها میشدی. خیلی خیلی فضاش قدیمی بود و انگار از زمان های بسیار دور اصلا دستخوش تغییری نشده بود. روی دیوار هاش کاشی کاری نقاشی دختر هایی که سوار اسب هستند و گنجشک داشت و روی دیوارش عکس اجزای حرام گوسفند ها طبق رساله رو زده بودند. یک ردیف دراز از میز ها اون وسط به هم چسبیده بودند که فکر کنم در زمان های خیلی دور مردم دور اون میز مینشستند، عرق میخوردن و ورق بازی میکردن. چای هم داشتند و توی این قوری های استیل سرو میشد و اصلا خبری از این قرتی بازی های کافه ها نبود. خیلی جالب بود خیلی. صبح قبل این که بریم بیرون اصلا درس نخوندم. بابا از صبح رفته بود دانشگاه و هماهنگ کردیم که عصر که از گرگان میاد منو ببره عینک بگیریم چون ظهر انتخاب نکردم و قرار شد یه جای دیگه که بابا بلد بود رو هم بریم. عصر دوباره برای همین عینک تباه پاشدم رفتم گند. با تاکسی رفتم. توی راه یه پاراگراف خوندم در مورد هپاتوتوکسیسیته بعضی دارو ها. فکر کنم تنها درسی که امروز خوندم همون بود. دور میدون بسیج از تاکسی پیاده شدم و یه ذره منتظر بابا شدم. اومد، رفتیم اون عینک فروشی که ظهر رفتیم. سلیقه عینکی بابا بد هم نیست! دو تا انتخاب کردیم و آخرش باز بین اون دو تا شک داشتم. میدونی هم برام مهمه هم اصلا نیست و اینجور موقع ها رو دوست ندارم. قرار شد بریم اون جای دیگه که بلد بود و رفتیم. به نظرم جای قبلی چیز های بهتری داشت و دوباره رفتیم اونجا. باورت میشه بازم نخریدیم؟ این دفعه باز من فکر کردم شیشه قبلی بهتر بود و این قابش بهتره و بریم اونجا از شیشه اون عکس بگیریم که روی قاب این درش بیاره. رفتیم بیرون نشستیم توی ماشین که بابا یهو گفت اصلا تو پیش چه دکتری رفتی این عینکو برات نوشته؟ چرا پیش بینایی سنج رفتی چرا پیش دکتر نرفتی؟ و این داستان همیشگی که منم سن تو بودم هزار تا دکتر تو مشهدو رفتم و از 0.25 تا 1.5 بهم شماره عینک دادن، بعدشم چون دیدم هر کی یه چیزی میگه گفتم اینا همه حالیشون نیست و عینک نزدم! الانم مشکلی ندارم و این داستان که الان دکتر ملکان میگه اگه اون موقع میزدی الان شماره چشمت 4 بود(من که اصلا اونو قبول ندارم! آخه مرد حسابی هزار سال درس خوندی دکتر بشی بعد میری طب سنتی علف به خورد مردم بدی؟) و اینا. بعد گفت بزار زنگ بزنم به دکتر انارکی که چشم پزشکه و ببینم اون نظرش چیه. دو بار زنگ زد و اشغال بود. دوباره زنگ زد گرفت براش داستانی که بینایی سنجه واسم ردیف کرده بود رو توضیح داد و اونم گفت که سر دخترت کلاه گذاشته و از خودش در آورده و اصلا چیزی به اسم این که رفلکس های چشمت با تاخیره و ملانینت کمه و این حرفا نداریم اصلا و بیار خودم معاینه کنم ببینم و این حرفا. بله دیگه بابا هم گفت صب کن دفعه بعد اومدی برو پیش این دوستش که حرفشو قبول داره ! و این جوری. منم کفری شدم از این که اینقدر گشتیم و آخرشم نگرفتم. دور زدیم و برگشتیم و یه عینک آفتابی گرفتم که حرصم در نیاد که وقت هدر دادم. البته لازم هم داشتم دیگه چون عینک قبلیمو که خیلی هم خفن بود تو دانشکده گم کردم و اون یکی هم به در و دیوار خوردم شکست:))) بدون هیچ سخت گیری ای اولین چیزی که زدم رو خریدم و برگشتیم مینودشت. توی راه famous blue raincoat گوش دادیم و من فکر کردم که به خاطر درد دل هایی که دیروز مامان کرد بابا رو کمتر دوست دارم. برای همین توی راه هر حرفی که میزد من دهنم بود که اونم حرف میزد نه خودم. فکر کردم که این عقیده ام که عشق دروغه خیلی درسته و فکر کردم این عشق های آتشین همشون توهم یک یا دو انسان جوگیره که فقط دارن به خودشون تلقین میکنن و هیچ انسانی اونقدر که ما جادویی شاید ببینیمش جادویی نیست. و همه این احساسا توی اصطکاک زندگی تغییر میکنند. و فکر کردم واقعا زندگی مشترک چه معنی  ای داره؟ و فکر کردم بچه داشتن و همه این ها چقدر پیچیده است. ولی به این هم فکر کردم که زندگی خوب و بد داره و بالا و پایین داره و تو الان زوم کردی روی یک قسمتش. و این که مردم کلا تمایل دارند از بد ها حرف بزنند و خودشون رو تخلیه کنند و از خوب هاش نمیگند چون بد ها پررنگ تزند و آدم به بد ها عادت نمیکند و توی ذهنش می ماند اما خوب ها همیشه تاریخ ماندگاری شان در ذهن کمتر است و تو همه چیز رو نمیدونی. و شایدم اگزجره کنن بعضی احساسات رو. از گنبد که اومدیم شام گالیکش دعوت بودیم. امیرعلی و مامان رو گرفتیم،‌ یه سری وسیله رو گذاشتیم خونه و رفتیم خونه مادرجانیشون. امیرعلی توی راه بهم گفت تو که هستی کتاب شادیم باز میشه ولی الانا که میخوای بری کم کم داره بسته میشه و تموم میشه. گفت که یه کارکن هایی هستند که نمیزارن کتاب شادیش باز بشه و وقتی من برم دیگه بسته میشه. بهش گفتم نمیتونه همیشه آدم هایی رو که دوست داره کنار خودش نگه داره و باید یاد بگیره همیشه کتاب شادیشو باز نگه داره. گفت دست خود اون کارکن هاست و دست خودش نیست. خونه مادرجانیشون غم انگیز شدم چون آقاجانی غم انگیز به نظر میرسید و فکر کردم چه فایده که نشیمن خونه شون رو بزرگ کردند ولی دیگر اون گلخونه نازنین و زنده اونجا نیست و به جاش یک دیوار سفید خشن هست؟ سعی کردم چیزایی بگم که آقاجانی بخنده و موفق شدم. فکر کردم توی فامیلمون من از همه بیشتر شبیه آقاجانی ام و احساس مینم خیلی درکش میکنم و کاش میتونستم باهاش تنها حرف بزنم. فکر کردم چقدر عمیقا ناراحتی اش را میفهمم و فکر کردم اگر احساساتی باشم منم درجاتی این طوری خواهم شد. چای نوشیدیم، غذای چرب خوردیم و بعدش اناردون و پرتقال های درخت توی حیاط رو خوردیم. دایی شون اومدن و خونه شلوغ شد. فکر کردم وقتی همه با هم بریم شاید ناراحت بشند چون تغییر خیلی سیگنیفیکنته. فشار مادرجانی رو گرفتم که 13 بود. برگشتیم و توی راه حواسم نبود که اهنگ بزارم و امیرعلی کل راه رو ادای مرتاض های هندی رو درآورد. من فکر کردم یک مرز باریکی بین خیلی احساساتی بودنم و اصلا کلا بی حس بودن به همه چیز دارم و بین این ها در نوسانم و فکر کردم که احساسات قراردادی اند و ما کلا بازیچه دست خداییم و واقعا داره بازیمون میده و ما هم جدی گرفتیم. امیرعلی گفت پیشم بخواب. کنارش دراز کشیدم تا خوابش برد. از حیاط همسایه پشتی صدای ترقه طوری اومد. یک صداهای تق تقی از کوچه میاد و نمیدونم چیه. چمدونم هنوز گوشه حاله. خوب درس نخوندم و فکر میکنم زمان خیلی خیلی خیلی خیلی سریع میگذره و درسام مونده و باید کمتر وقت هدر بدم و نگران چیزی ام که barely میدونم چیه. نوشتن تسکین میده.

برای بدست اوردن حجم و توده عضلانی چه مواد غذایی رو بخوریم ؟

سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان و همراهان همیشگی وبلاگ پرورش اندام تیم فیتنس پرو fitnesspro :   خیلی خوشحالم که موقعیتی پیش اومد تا در خدمت شما دوستان عزیز باشم ، خیلی از دوستان هستند که می خوان زودتر به نتیجه ورزشی برسند ولی باید بدونید که همیشه رسیدن به یک هدف با ارزش در طول زمان و با پشتکار فراوان هست ، همه دوستانی که در زمیته فیتنس و بدنسازی مشغول هستند می دونند که تو ورزش برای رسیدن به حجم عضلات راه های میانبر زیادی وجود داره ولی هدف اینه که ما بتونیم با تمرینات مداوم و در بازده زمانی به هدف تناسب اندام برسیم با ادامه مقاله همراه باشید تا به مواد غذایی که خودشون یک مکمل هستند بیشتر شناخت پیدا کنیم.   بدست اوردن توده عضلانی همیشه برای بیشتر افراد خیلی سخت بوده و هست ، شاید برخی از شماها به دلیل اینکه دارای استعداد و یا میشه گفت ژنتیک هستید زودتر بتونید به حجم و عضله دلخواه برسید ولی هستند برخی از افرادی که به مدت طولانی در باشگاه تمرین می کنند ولی تا کنون نتوانستند به وزن و حجم دلخواه خودشون برسند. در این میان میشه گفت فقط تلاش و پشتکار زیاد تو تمرینات در باشگاه میتونه این مشکل رو حل کنه ، به نظر خودم استعدادی وجود نداره بلکه هر کسی تمرین منظم و برنامه غذایی کاملی داشته باشه و به اون پایبند بمونه میتونه در مدت زمان مشخصی به هدف ورزشی خودش یعنی توده عضلانی حجیم دست پیدا کنه ، و اگر شما دوست دارید زودتر به نتیجه برسید باید نکاتی را رعایت کنید با ادامه مقاله با ما همراه باشید.   در زیر به 10 ماده غذایی اشاره می شود که در بدست اوردن توده عضلانی و حجم بدنی میتونه خیلی به شما کمک کنه البته برای افرادی که از تغذیه مناسبی برخودار نیستند میتونند از مکمل های غذایی استفاده کنند که در تامین مواد مغذی و ویتامین های بدن خیلی کارساز خواهد بود.   ماهی : ماهی ها که هم می توان به ماهی سفید یا قزل الا و یا انواع تن ماهی اشاره کرد به دلیل اینکه دارای منابع خوبی از پروتئین هستند و سرشار از اسید های چرب امگا 3 و 6 بوده کمک می کنند که بافت های عضلانی و ماهیچه ها دچار تحلیل نشده و نیز در سلامتی سیستم قلبی و عروقی و بالا بردن تعادل بدنی به افرد خیلی کمک می کنند پس در سبد غذایی خودتون داشته باشید.   گوشت قرمز: گوشت گاو یا گوسفند که سرشار از پروتئین خالص بوده و به دلیل اینکه دارای مقادیر زیادی از ویتامین ها و فیبر بالایی دارند و در تامین مواد معدنی و ویتامین های بدن از گروه خانواده B با اهمیت هستند ، نیز سرسار از پتاسیم ، اهن و روی بوده و در رشد و حجم سازی بدن خیلی موثرمی باشند.   تخم مرغ : تخم مرغ ها یکی از بهترین و ساده ترین منابع پروتئینی هستند که برای تغذیه کامل ماهیچه ها گزینه خوبی بوده و نوع پروتئین که در یک عدد تخم مرغ وجود دارد با سایر مواد غذایی کاملا متفاوت هست ، برای اینکه این نوع پروتئین کامل شده هست و شامل تمامی اسید امینه های ضروری بدن برای رشد و حجم عضلات بدنی هستند.   برنج : خدار و شکر ما ایرانی ها در هر وعده غذایی که در روز مصرف می کنیم فک کنم حداقل یک وعده بایستی برنج وجود داشته باشه که همیشه مصرف می کنیم مخصوصا خانم های خونه دار عزیز که خیلی راحت برنج رو همیشه در هر وعده غذایی میل می کنند پس اگه به فکر افزایش وزن و حجم بدنی هستید یک وعده برنج رو بخورید مخصوصا برنج قهوه ای که سرشار از کربوهیدرات های ساده هست و به علت سرعت بالایی که در هضم مواد غذایی داره گزینه خوبی محسوب میشه.   لوبیا قرمز : برای افراد لاغری که دوست دارند زودتر به وزن خودشون برسند توصیه می شود ، لوبیا دارای پروتئین بالایی هستش و تا حدودی میشه گفت با پروتئین گوشت قرمز برابری میکنه ولی هر کدوم جای خودشون رو دارند ، یک منبع گیاهی عالی از پروتئین بوده و دارای اسید امینه ضروری برای رشد ماهیچه ها می باشد که به عنوان یک منبع گیاهی سرشار از اهن ، منیزیم ، فیبر که تمامی برای رشد عضلات ضروری هستند. سبزیجات : همیشه باید تعادل رو در برنامه غذایی خودتون حفظ کنید علاوه بر پروتئنی و کربوهیدرات از میوه ها و سبزیجات تازه نیز استفاده کنید تا اینکه بدن به اندازه کافی تمامی مواد غذایی مورد نیاز را جذب کند و در این میان از سبزیجات تازه مثل کاهو ، کلم ، کرفس ، اسفناج که سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی هستند مصرف کنید.   اسفناج : در مقاله های قبلی نیز از خواص و نکات تغذیه ای استفناج نوشته شده ، قبلا تو کارتون ملوان زبل یادم میاید ایشون یک قوطی رو بر می داشت و همشون رو میخورد اوایل نمی فهمیدم چی میخوره بعدش که این کارتون رو نشون داد فهمیدم که قوطی اسفناج داره میخوره پس اسفناج از خیلی وقت ها خوب و مفید بوده که ما ازش بی خبر بودیم ، بیشتر مواد مغذی بدن رو تامین می کنه و یک نوعی پروتئین گیاهی به حساب می اید میشه گفت برای افرادی که به دنبال چربی سوزی و افزایش رشد بافت های عضلانی هستند خیلی موثر هست.   عدس : از قدیم ایام عدس به عنوان یک منبع پروتئینی خوب در میان خانواده ها شناخته شده ، یادم میاد می گفتن که عدسی خون سازه ، واقعا در بین منابع گیاهی میشه گفت که عدسی یک پروتئین عالی هستش ، عدسی برای تامین انرژی و سوخت بدن گزینه خوبی به حساب می اید و سرشار از ویتامین ها ضروری بدن بوده پس اگه به دنبال رشد ماهیچه ها هستید این منبع پروتئینی گیاهی رو نیز در برنامه غذایی خودتون داشته باشید.   ماست یونانی : همیشه ماست تو سفره ایرانی ها هست ، وعده غذایی هم فرقی نداره یا ناهار و یا شام ، در بین ماست ها ، یونانی به دلیل اینکه دارای پروتئین دو برابر نسبت به سایر هم گروه های خودش رو داره و طعم خوبی و خامه ای بوده دارای محبوبیت بیشتری هست ،ماست یونانی سرشار از ویتامین D بوده که در تامین کلسیم و نیر مستحکم کردن استخوان های بدنی کمک کرده و در عملکرد سنتز پروتئینی بدن خیلی میتونه برای افراد مناسب باشه.   بادام زمینی :برای اون دوستانی که علاقمند هستند در روز از میان وعده های غذایی کوچک استفاده کنند بادام زمینی میتونه خیلی مفید باشه ، اجیل ها کلا برای بدن مناسب هستند و سرشار از فیبر و ویتامین ، منیزیم ، پتاسیم بوده ، و پروتئین خوبی دارند و اجیل ها نیز در سوخت و ساز بدن موثر بوده و عملکرد سنتز پروتئینی بدن نقش مهمی را دارند اگر توانستید روزانه مقداری بادام زمنی را میل کنید.   منبع وبسایت باشگاه تخصصی فیتنس     www.fit7.ir نتیجه گیری پایانی مقاله : در پایان اشاره کنم که بدست اوردن حجم و توده عضلانی برای هر شخصی که دوست دارد به حجم برسد امکان پذیر هست فقط به دلیل اینکه افراد با توده بدنی و تیپ متفاوتی هستند زمان بر می باشد و اگر شما برنامه غذایی و برنامه تمرین را اصولی و هماهنگ رعایت کنید به وزن و رشد عضلات خود خواهید رسید.

تغذيه افراد بالاي 65 سال_شرکت خدماتي پرستاري شکوفايي

تغذیه افراد بالای 65 سال نیازهای تغذیه ای با توجه به سن و جنس افراد متفاوت هستند. در حال حاضر که شما پیرتر شده اید، غذاها و نوشیدنی هایی که یک رژیم غذایی سالم را تشکیل می دهند، ممکن است نیاز به کمی تغییر نسبت به زمانی که جوان تر بوده اید، داشته باشد. به طور کلی، شما به بعضی از مواد غذایی، بیشتر از قبل، و به بعضی غذاها، کمتر از قبل نیاز خواهید داشت.بستگی به جنس شما، به عنوان یک فرد سالمند، چگونگی غذا خوردن شما هم متفاوت خواهد بود. مردان سالمند نیاز به تغذیه متفاوت تری نسبت به ن سالمند دارند.اما خوردن غذا به روش سالم و بهداشتی با بالا رفتن سن چندان تغییر نمی کند، به خصوص که اگر شما رژیم غذایی مناسبی داشته باشید. شما باید از شرایط خاص تغذیه خود آگاهی داشته باشید و غذاهای  انتخابی خود را تنظیم کنید تا بدن شما دقیقا همان چیزی را که برای سلامتی مناسب است، بدست آورد.اگر برای انتخاب یا تهیه یک رژیم غذایی سالم به کمک نیاز دارید، با یک عضو خانواده، متخصص مراقبتهای بهداشتی، متخصص تغذیه کارآزموده، صحبت کنید.در مورد تغییرات عمده تغذیه یا الگوهای ورزشی با پزشک، داروساز و متخصص تغذیه صحبت کنید. هر گونه داروئی که مصرف می کنید ممکن است نیاز به تنظیم داشته باشد.زمانی که به سن 65 سالگی رسیدید چه غذاهایی را باید مصرف کنید؟ برای فردی که به دنبال رژیم غذایی سالم است بهترین مبدا، دستورالعمل های رژیم غذایی استرالیا است. این دستورالعمل توسط شورای تحقیقات بهداشت ملی و پزشکی، با ورود بسیاری از متخصصان مواد غذایی و تغذیه، و نیز اعضای جامعه، تهیه شده است.آنها بر اساس بهترین دانش موجود در مورد انواع و مقادیر الگوهای تغذیه ای و رژیمی قرار داده شده اند که ممکن است سلامت و بهداشت فرد را ارتقاء دهند و خطر ابتلا به بیماری های مزمن و رژیمی را کاهش دهند.شما احتمالا می دانید که رژیم غذایی سالم، از لحاظ جسمی، ذهنی و اجتماعی نیز مفید است. بدون انتخاب مواد غذایی و نوشیدنی سالم، شما بیشتر در معرض خطر بیماری های مزمن مانند بیماری های قلبی عروقی، دیابت نوع 2، برخی از سرطان ها و حتی مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی هستید. رژیم غذایی سالم نیز از لحاظ اجتماعی نیز، به شما کمک می کند تا با برقرای ارتباط منظم با دیگران، بتوانید از تنهایی و انزوا رهایی یابید.بنابراین، دستورالعمل ها چه پیشنهادی می دهند؟ به طور خلاصه، آنها به هر استرالیایی توصیه می کنند به:خوردن انواع غذاهای مختلف از پنج گروه مواد غذایی: مقدار زیادی از سبزیجات رنگارنگ، حبوبات / لوبیا؛ میوه؛ غلات، اغلب گندم سبوس دار و با انواع فیبر بالا؛ گوشت لخم و مرغ، ماهی، تخم مرغ، توفو، آجیل و دانه ها؛ شیر، ماست، پنیر و یا جایگزین آنها، که بیشتر باعث کاهش چربی می شوند.نوشیدن مقدار زیادی آب در طول روز – شش تا هشت لیوان، در روز. محدود کردن غذاهایی که دارای میزان بالایی چربی اشباع شده هستند مانند بیسکویت، کیک، شیرینی، کلوچه ، گوشت فرآوری شده، همبرگر، پیتزا، غذاهای سرخ شده، چیپس سیب زمینی، چیپس و سایر تنقلات خوش طعم.مواد غذایی که حاوی چربی های اشباع نشده و چربی تک اشباع نشده را جایگزین غذاهای چرب که حاوی چربی اشباع شده هستند، کنید. روغن کره، خامه، روغن جامد برای پخت و پز، روغن نارگیل و روغن نخل خرما را جایگزین روغن های چرب غیر اشباع( مربا، روغن، کره هایی که روی نان می مالند)، میوه ها و پاستا و آووکادو شود.محدود کردن غذاها و نوشیدنی های حاوی نمک.  نمک را به غذایی که  در حال پختن است یا روی میز قرار گرفته و آماده برای خوردن است، اضافه نکنید.محدود کردن غذاها و نوشیدنی های حاوی قند اضافی مانند شیرینی قنادی ها، نوشابه ها و نوشیدنی های شیرین شده با شکر و نوشابه های گازدار، آب میوه ها، ویتامین های آبکی، نوشیدنی های ورزشی و انرژی زا.محدود کردن الکل. بیشتر از دوبار در روز مشروبات الکلی را ننوشید.اضافه یا غذاهای گاهی وقتی را به حداقل برسانید. آنها بخش منظمی از یک رژیم سالم نیستند. اضافه ها، غذاهایی هستند با قند بالا، چربی بالا، غذاهای نمکی که در بالا ذکر شده است، مانند همبرگرهای ، پیتزا، الکل، نوشیدنی ها، کیک ها و بیسکویت ها، غذاهای سرخ شده و آبمیوه ها و نوشیدنی ها و مشروبات میوه ای.از لحاظ جسمی فعال باش. حداقل به مدت 30 دقیقه فعالیت بدنی شدید داشته باشید ??مانند پیاده روی روزانهتوصیه های ویژه بیشتر برای سالمندان :حفظ وزن سالم و قدرت عضلانی، از طریق فعالیت بدنی، که شامل پیاده روی سالمندان می شود و نشان داده شده است افرادی که بیش از 65 سال دارند اغلب سلامت بیشتری دارند اگر کم وزن خود را کاهش دهند و شاخص توده بدن بالایی داشته باشند. در صورت نیاز به کاهش یا افزایش وزن با متخصص مراقبت های بهداشتی خود صحبت کنید.اگر شما از لحاظ مالی در مضیقه هستید، به سادگی با انتخاب غذای خود، بهترین کار را انجام دهید. به خوبی برنامه ریزی کنید، از آنچه در دسترس دارید استفاده کنید و فقط آنچه را که لازم دارید بخرید. به دنبال دستورالعمل های سریع و آسان سالم برای یک یا دو نفر باشید و سعی کنید در صورت امکان به طور مرتب، در کنار خانواده و دوستان، غذا بخورید.مراقب دندان هایتان باشید. اگر برای جویدن آجیل، غلات و میوه ها و سبزیجات سخت برای شما کمی دشوار است، سعی کنید غلات آسیاب شده، میوه ها و سبزیجات نرم، پخته شده و کنسرو شده، خمیر و کر? آجیل ها را استفاده کنید.آماده سازی و ذخیره غذای سالم و بهداشتی. طرز تهیه مواد غذایی ایمن و بهداشتی را برای جلوگیری از بیماری های مضر مواد غذایی که می تواند به خصوص برای افراد مسن بسیار مضر باشد، دنبال کنید.مصرف غذاهای حاوی چربی اشباع شده و چربی های ترانس را محدود کنید. مصرف این غذاها را به حداقل برسانید. غذاهایی مانند کیک، شیرینی، غذاهای چرب و سرخ شده، چیپس ها و شکلات به طور کلی دارای چربی اشباع هستند و ممکن است دارای چربی های ترانس خطرناک باشند. این غذاها را گاهی اوقات مصرف کنید. میوه تازه با ماست کم چرب یک گزینه خوب برای دسر است، و یا کیک و انواع پای که با غلات سبوس دار مثل جو تهیه شده را مصرف کنید.با پزشک خود در مورد نیازهای بهداشت شخصی خود، به ویژه در مورد چگونگی بهترین دستورالعمل رژیم غذایی که می چربی های اشباع شده، نمک اضافه شده و قندهای اضافه را محدود میکند، صحبت کنید. برخی از افراد مسن ممکن است در خطر سوء تغذیه ناشی از محدود کردن مصرف غذای خود و همچنین مواد مغذی و کیلوژول مورد نیاز برای سنشان باشند.مقدار زیادی فیبر بخورید و مقدار زیادی مایعات بنوشید. آب برای آبرسانی کردن، هضم و حجم خون ضروری است، اما در حال حاضر شما مسن تر شده اید، حتی زمانی که بدن شما نیاز به مایعات دارد، ممکن است که شما احساس تشنگی نکنید. سعی کنید در حدود 6-8 لیوان و مایعات در طول روز  بخورید و در آب و هوای گرم و زمانی که ورزش می کنید بیشتر آب بنوشید. آب بهترین گزینه برای آبرسانی است، اما چای، قهوه، آب معدنی و آب گاز دار و شیرهای کم چرب نیز، جزء این دسته محسوب می شوند. غذاهای حاوی فیبر بالا و مقدار زیاد مایعات به حرکت آهسته روده کمک میکنند.از نمک کمتری استفاده کنید. هر فردی، به مقداری نمک نیاز دارد، اما استفاده بیش از حد از آن، می تواند خطر ابتلا به فشار خون بالا و بیماری های قلبی را افزایش دهد. مراقب مصرف غذاهایی که نمک زیادی دارند مانند گوشت های فرآوری شده ( گوشت ران خوک، گوشت گوساله نمک زده، گوشت خوک نمک زده، کالباس و غیره)، غذاهای میان وعده (چیپس سیب زمینی و شیرینی های طعم دار و غیره) و سس ها (مثلا سس سویا) باشید. در هنگام خرید، مواد غذایی کم نمک را انتخاب کنید و غذاهای خود را به جای نمک، با گیاهان و ادویه جات طعم دار کنید.مراقب مصرف الکل خود باشید. در صورت نوشیدن الکل، از دستورالعمل استرالیایی پیروی کنید: بیش از دو بار نوشیدن الکل در هر روز برای مردان و ن سالم ممنوع است.ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز بدن خود را دریافت کنید. اگر کمتر غذا می خورید یا مشکل گوارشی دارید، ممکن است کمبود برخی از ویتامین ها و مواد معدنی مهم را، داشته باشد. با پزشک خود در مورد سطوح خود صحبت کنید و همیشه غذاهای مختلفی را از پنج گروه غذایی که قبلا بیان کردیم، انتخاب کنید.ماهی دوست شما است. مصرف ماهی به طور منظم، ممکن است خطر ابتلا به بیماری قلبی، سکته مغزی، زوال عقل و تباهی لکه زرد (نوعی از دست دادن بینایی) را کاهش می دهد. خوردن ماهی دو بار در هفته قابل توصیه است.وقتی که شما بیش از 65 سال دارید، باید چقدر غذا بخورید؟در طول زندگی، مردان نسبت به ن، معمولا نیاز به انرژی بیشتری دارند (کالری یا کیلو ژول). این به این دلیل است که جثه و عضلات مردان نسبت به ن، اغلب بزرگتر و بیشتر است.مقدار انرژی مورد نیاز شما در هر روز بستگی به سن، قد و فعالیت شما دارد. اما چون شما به مرور گرایش به از دست دادن توده عضلانی دارید و سطح فعالیت با سن کاهش می یابد، کیلوژول نیز باید کاهش یابد. این به این معنا نیست که شما نیاز به مواد مغذی کمتری دارید. در واقع، نیاز شما به مواد مغذی (کربوهیدرات، چربی، پروتئین، ویتامین ها، مواد معدنی، فیبر، آب، و غیره) تقریبا به همان اندازه خواهد بود. اگر نه، باید سطح آن را  بالا برد.کلسیم یک مثال خوب است. نیاز شما به کلسیم برای داشتن استخوان ها و دندان های قوی افزایش می یابد. بنابراین مصرف شیر کم چرب، ماست و پنیر، بسیار ضروری است. سایر منابع خوب کلسیم عبارتند از ماهی قزل آلا، ساردین، سبزیجاتی مانند اسفناج، کلم و باک چوی، دانه کنجد و بادام.اندازه و مقدار غذایی که شما نیاز به مصرف آن داریدهنگامی که صحبت از غذا می شود، خوب است بدانیم که اندازه و مقدار آن برای سن شما چقدر باید باشد.  برای پنج گروه مواد غذایی، هدف آنها  این است:مقدار و اندازه برای هر گروه غذایی عبارتند از:سبزیجات: اندازه استاندارد سبزیجات، حدود 75 گرم (100-350 کیلو ژول) است. به عنوان مثال، ½ فنجان سبزیجات سبز یا نارنجی و یا ½ فنجان لوبیا، نخود فرنگی یا کنسرو لوبیای خشک شده یا کنسرو شدهمیوه: اندازه و مقدار استاندارد برای میوه 150 گرم (350 کیلوژول) است. برای مثال، یک سیب متوسط ??یا موز، یا دو کیوی یا آلو. سعی کنید خود میوه را بخورید، نه آب میوه.غذاهای حاوی غلات: اندازه و مقدار استاندارد برای غذاهای حاوی غلات، یک  قاشق غذاخوری  یا 500 کیلوژول است؛ به عنوان مثال، یک تکه نان یا ½ فنجان فرنی پخته شده. حداقل دو سوم غذای انتخابی، باید انواع مختلفی از غلات سبوس دار را، داشته باشندگوشت گوسفند و مرغ، ماهی، تخم مرغ، توفو، آجیل، دانه ها و غلات، حبوبات، لوبیا: اندازه استاندارد 500-600 کیلوژول است؛ به عنوان مثال، 65 گرم گوشت قرمز گوسفندی یا دو تخم مرغ بزرگشیر، ماست و پنیر یا جایگزین آنها: اندازه استاندارد 500-600 کیلوژول است؛ برای مثال، یک فنجان شیر یا ¾ فنجان ماست.اهمیت وعده های غذایی سالم، هنگامی که شما بیش از 65 سال سن داریددر حال حاضر شما مسن تر هستید و ممکن است برای رفتن به فروشگاه و خرید مواد غذایی، کمی دچار مشکل شوید یا ممکن است احساس کنید که اشتهای شما کاهش یافته یا کلا اشتهای خود را از دست داده اید. مسائل و مشکلات سلامتی و بهداشت شما، همچنین ممکن است خوردن غذا یا لذت بردن از آن را برایتان دشوار کرده باشد.حتی الامکان سعی کنید هر وعده غذایی و میان وعده را به عنوان فرصتی برای دریافت حداکثر مواد مغذی مورد نیاز بدنتان ببینید(مانند ویتامین ها، مواد معدنی و فیبر) و به عنوان یک فعالیت اجتماعی می توانید در صورت امکان غذای خود را با دیگران میل کنید و از خوردن غذای خود لذت ببرید.در صورت نیاز برای خرید رفتن و یا تهیه غذا، از خانواده و دوستان، گروه های اجتماعی، مراقبین و یا دکتر خود، درخواست کمک کنید.موارد زیر را برای رعایت بهداشت، به خاطر داشته باشید.استخوان ها و دندان های سالماگر شما در حال استراحت در رختخواب هستید یا عادت ندارید زیاد ورزش کنید، ممکن است از بین رفتن عضلات( که می تواند منجر به افتادن و شکستن استخوان ها شود) را تجربه کنید. پروتئین برای ساخت، ترمیم و نگهداری استخوان ها و عضلات سالم ضروری است.منابع عالی پروتئین عبارتند از انواع گوشت، ماهی، تخم مرغ و غذاهای دریایی. تمام انواع لبنیات (در مصرف خامه و کره زیاده روی نکنید)؛ و محصولات سویا مانند نوشیدنی های سویا و توفو. سایر منابع خوب عبارتند از لوبیا و حبوبات، مانند لوبیای پخته، تمام آجیل ها و دانه ها و تمام  غلات سبوس دار.سعی کنید به جای اینکه پروت?ین مورد نیاز بدن را تا زمان صرف عصرانه که بدن  خیلی به آن نیاز ندارد، نگه دارید مصرف پروتئین خود را در طول روز گسترش دهید تا بدن شما شانس دریافت آن را در حالی که مشغول هستید، داشته باشد. اگر خیلی گرسنه نیستید، ابتدا سعی کنید قسمتی از غذا را میل کنید که پروت?ین داشته باشد .شما ممکن است بخواهید این ایده های تغذیه را برای افزایش پروتئین مورد نیاز بدنتان، امتحان کنید:صبحانه: ماست و شیر را به غلات اضافه کنید؛ یا تخم مرغ، ساردین ها و گوشت قرمز را امتحان کنید یا پنیر را روی نان تست بمالید.ناهار: مقداری پنیر با ژامبون،بخورید. یک ساندویچ باز درست کنید با کنسرو ماهی یا ساردین. یک لیوان شیر یا اسموتی بنوشید.شام: گوشت، مرغ، ماهی یا تخم مرغ با سبزیجات مانند بروکلی یا گل کلم با پنیر ذوب شده میل کنید؛ از بستنی، ماست یا خردل با میوه برای دسر، لذت بریدویتامین D نیز برای سلامتی استخوان ها، ضروری است. بهترین منبع ویتامین دی، خورشید است. اما شما هر روز برای دریافت این مقدار ویتامین، نیاز دارید تا زمان کوتاهی را در معرض نور آفتاب قرار بگیرید. اگر در استرالیا زندگی می کنید، 10 تا 30 دقیقه نیاز به نور آفتاب دارید. اما میزان ویتامین دی مورد نیازتان را در منطقه خود بررسی کنید.اگر به توصیه پزشک خود نباید در معرض نور خورشید قرار بگیرید، می توانید  ویتامین دی مورد نیاز بدنتان را از زرده تخم مرغ، کره، مارگارین، شیر خالص، ماست، پنیر، شیر مالت دار،گوشت گوسفند بریانی، جگر، ماهی تن، ساردین و یا مکمل ها دریافت کنید. با توجه به نیازهای بدنتان با پزشک خود صحبت کنید.تمرینات تحمل وزن، مانند پیاده روی یا ورزش سبک، برای سلامتی استخوان نیز ضروری است.آرتروزاگر از آرتروز رنج می برید، روغن ماهی ممکن است برای شما مفید باشد. حداقل دو بار در هفته، ماهی مصرف کنید. یا با پزشک خود درباره مصرف مکمل صحبت کنید.روده سالمبرای فعال نگه داشتن روده خود، مقدار زیادی فیبر را در رژیم غذایی خود جای دهید. غلات سبوس دار، نان سبوس دار، انواع میوه ها، میوه خشک شده، نخود فرنگی، لوبیا و عدس همه اینها منابع عالی هستند. اطمینان حاصل کنید که برای جلوگیری از یبوست به اندازه کافی آب می نوشید. به یاد داشته باشید که بیشتر افراد مسن هر روز 6-8 فنجان آب و  مایعات نیاز دارند.دندان سالمدندانها و دندان های مصنوعی خود را به طور منظم بررسی کنید تا بتوانید از انواع غذاهای مختلف لذت ببرید. هر وقت که برای دندان ها، لثه ها یا دندان مصنوعی تان مشکلی پیش آمد به دندانپزشک خود مراجعه کنید.چگونه می توان یک غذای سریع و ساده را تهیه  کرداگر برای خرید رفتن دچار مشکل هستید، انباری خود را با مواد غذایی که ماندگاری طولانی مدت دارند، پر کنید. اگر شما برخی از مواد مصرفی که ماندگاری زیادی دارند را در دست داشته باشید، راحت تر می توانید غذای سالمی تهیه کنید. برخی از مواد غذایی مناسب برای ذخیره سازی عبارتند از:میوه کنسرو شده و آب میوه کنسرو شده یو اچ تی(با حرارت بالا )سبزیجات کنسرو شده (در صورت امکان کم نمک)لوبیا پخته شده و لوبیای مخلوطبرنج، اسپاگتی، ماکارونی، آرد، نان جو و غلات صبحانهکنسرو، شیر کم چرب فرادما (یو اچ تی) و کستار(نوعی شیرینی)گوشت و ماهی کنسرو شدهسوپ های کنسرو شدهسس ها (مانند سس کم نمک سویا) و کره  (مانند کره بادام زمینی کاهش یافته)روغن سبزیجات مانند روغن زیتون و روغن کانولا.شما ممکن است بخواهید این گزینه های ساده وعده غذایی و میان وعده را نیز امتحان کنید:مرغ کبابی یا پخته شده، نان و کره یا مارگارین، به علاوه میوه و سبزیجات کنسرو شدهیک تکه ماهی کبابی و یک سالاد سبزیجات، به علاوه یک سطل ماست میوه ایپای چوپان با سبزیجات پخته شده خرد شده، به همراه یک سالاد میوهلوبیای پخته شده یا اسپاگتی بر روی نان تست، به علاوه یک لیوان شیر و موزکره بادام زمینی (یا یک کره دیگر) و موز، و مقداری  ماست یخ زدهخاگینه پنیری، املت، تخم مرغ با گوجه کبابی و قارچتخم مرغ آب پز با نان تست، به علاوه یک لیوان شیر و مقداری میو? تازهسوپ کنسرو شده مقوی،  با یک قرص نان، به همراه میوه و سبزیجاتخوراک گوشت و پنیر و اسفناج  با سالاد یا سبزیجات پخته شده خرد شده، به همراه میوه و ماست تازهپنیر و میوه کنسرو شدهاسموتی هایی که  با شیر، ماست یا بستنی و میوه تهیه شده.ساردین یا تن در تستپنیر و کراکر.کانال بهداشت بهتر، اطلاعاتی در مورد خوردن غذا در تمام مراحل زندگی، دوران پیری سالم و فعال و همچنین حفظ ذهن سالم همزمان با بالا رفتن سن شما ارا?ه خواهد داد.به یاد داشته باشیدهمزمان با بالا رفتن سن شما، غذاها و نوشیدنی هایی که یک رژیم غذایی سالم را تشکیل می دهند ممکن است کمی متفاوت تر از زمانی که شما جوان بودید باشد.دستورالعمل های رژیم غذایی استرالیا، نیازهای غذایی خاصی را برای افراد سالمند ارائه می دهد. اندازه ها و مقدار غذای مصرفی متناسب با سن خود را می دانیداگر برای انتخاب یا آماده شدن یک رژیم غذایی سالم به کمک نیاز دارید، از یک عضو خانواده، متخصص مراقبت های بهداشتی، مراقب یا متخصص درخواست کمک کنید.در مورد نیازهای بهداشتی خاص خود با پزشک خود صحبت کنید شرکت خدماتی پرستاری شکوفایی با دو شعبه در شیراز - ارائه کلیه خدمات پرستاری و مراقبت از کودک و سالمند در تمامی مناطق شهر شیرازشماره ی ثبت 19349 / با مجوز رسمی و تحت پوشش اتحادیهبا قریب از 15سال سابقه کاری با کادری مجربشرکت خدماتی نظافتی شکوفایی شیراز با خدماتی نظیر:کلیه خدمات نظافتی منزل - نظافت آپارتمان ها - نظافت مجتمع های مسی - نظافت راه پله ها - خانه تکانی و .نظافت شرکت ها - ادارات - فروشگاه ها و .نگهداری و مراقبت از کودک به صورت نیمه وقت و شبانه روزیپرستاری و مراقبت از سالمند به صورت نیمه وقت و شبانه روزیتمامی امور منزلاعزام مراقب به بیمارستانکلیه ی نیروهای اعزامی این شرکت تحت پوشش بیمه حوادث می باشندشعبه 1 : شیراز ، شهرک گلستان ، فلکه ی دوم ، جنب بانک صادرات ، ورودی آپاداناتلفن : 07136204302 - 07136222100همراه : 09170227071 - 09300027071شعبه 2 : شیراز ، ملاصدرا ، نبش کوچه 4 ، طبقه ی چهارم مجتمع پزشکی ملاصدراتلفن : 07136472790 - 07132332544 - 07132356569همراه : 09304995570 – 09039407071شماره ارسال پیام کوتاه به صورت شبانه روزی : 30003405000051پشتیبانی از طریق واتس اپ و تلگرام : 09303008829 آدرس سایت شرکت خدماتی مراقبتی شکوفایی شیراز : www.shekufaee.com  

سیری در تاریخ رنگهای طبیعی و قالی بافی

طبیعتما را با رنگهای گوناگونش احاطه کرده می‌باشد .پس از این که بشر متوجه این پدیده شگرف وزیبای طبیعت شد عملکرد کرد که با انقطاع کردن رنگ از طبیعت وسایل رنگی صحیح کند و بهترین قالیشویی درمشهد یااینکه خودش را با این رنگها آرایش و پیرایش دهد .در سالیان ما قبل مورخ که بشر از پوست به تیتر پوشش و پرهیز از نفوذ سوز و سرما استعمال می کرد کارایی می نمود که آن را ملون کرده و چه بسا گاهی طرح مشخصی را نیز برای رنگ آمیزی آن انتخاب می نمود . ازدیر باز بشر از مواد مختلف موجود در طبیعت برای رنگرزی استعمال می کرد . ابتدایی ترین رنگ برای آدم اولیه سیاه و قرمز‌رنگ بوده هست که به دنبال این آشنایی بشر از خاک زرد رنگ به عنوان رنگ رنگ زرد و از خاک سرخ به تیتر رنگ سرخ و از ذغال به عنوان رنگ سیاه به کار گیری می کرده میباشد . پیشینهرنگسازی در جمهوری اسلامی ایران قدمت تعدادی هزار ساله دارد که نگارگری های ابنیه تاریخی و منسوجات بدست آمده از دیر باز گواه این مدعاستبه احتمال قریب به یقین تهیه پارچه از بازه زمانی مامان شاهی آغاز شده هست در آن دوران مردان به شکار و مبارزه با سایر قبایل اشتغال داشتند . زن در دور و اطراف چادر خویش زراعت می کرده میباشد و به حیوان ها اهلی می رسیده است .در این هنگام بوده که آغاز ریسمان و سپس پارچه را ابداع کردند و به این ترتیب سایر هنرهایی مثل کوزه گری ، سبد بافی و درودگری و خانه سازی را هم به زن نسبت می دهند . ن جزیره الئوسین بای بافتن پارچه یک جامه یک سال وقت صرف می کردند . هندیان آمریکای شمالی روپوش ها و جامه هایی می بافتند و اطراف آن را با گیسو و فن های پی حیوان‌ها حاشیه می دهند که با عصاره آلبالو به آن رنگ گیرایی داده اند و به عهد کشیش تئودور درخشندگی این رنگ ها به میزان ای هست که رنگ های کارخانه ما هیچ وقت به پای آن می برسد . آنجا که طبیعت توقف می نماید هنر آغاز می‌گردد . آدم با استخوان پرنده ها و ماهیان و نی های باریک خیزران توانست سوزن هایی بسازد و یا این که از رشته پیه جانوران نخ هایی صحیح نماید که از رخنه‌ کوچکترین سوزن هایی که امروز داریم می گذرد . با پوست درختان فرش و رخت خواب تنظیم کرد و پوست حیوان‌ها را خشکاند و از آن خرقه و کفش تولید و از تابیدن الیاف ارگانیک به یکدیگر طنابهای محکمی به اختیار خویش درآورد . با شاخه های نازک و الیاف رنگ گردیده سبد هایی تولید به مراتب زیباتر از آنچه که امروز هم می سازند… . زیرا انسان تنها به این خشنود بود که با پوست حیوانات خود را بپوشاند با پشم گوسفند و الیاف گیاهی لباسهایی برای خود تنظیم کرد و همین لباس ساده است که جامه مرد هندی و شنل یونانی و لنگ مصری قدیم و سایر اقسام گوناگون و دیدنی لباس آدم را در عهدهای متفاوت تشکیل داده هست .پس از آن از عصاره گیاهان یا خاک های ملون موادی به دست آوردند و خرقه را با آن رنگ کردند و به این ترتیب لباس های رنگین مختص برای دستور روایان و شاهان درست کردند . از مدتی انسان کشف کرد که رنگ های استخراج گردیده از خاک مواد معدنی که معمولا زرد و قرمز و قهوه ای و مشکی هستند برای این فعالیت به واسطه عدم تمایلشان نسبت به جذب شدن زیاد مطلوب نیستند به این برهان کوشید که رنگهای زمینه احتیاج خویش را در دنیای گیاهان و جانوران پیدا نماید .پیشرفت انسان در این مورد حقیقتاّ غیر قابل تصور می باشد . اکثر این رنگ های طبیعی قدیمی خیر فقط دارای ماده رنگی کافی بودند بلکه ثبات آنان نیز در اکثر موردها از رنگهای تصنعی نو بخش اعظم بود . این رنگهای طبیعی را آدم آن دوره با راه هایی به عمل می موفقیت که تا یک‌سری صد هزار سال تغییر‌و تحول بیشتر ای نکرد . در این که رنگرزی از ابتدای استارت فرهنگ و تمدن و مورخ در جامعه ها متفاوت بشر آن عصر وجود داشته می‌باشد شکی نمی‌باشد . محتملاّ سه تا پنج رنگ طبیعی در آن زمان مورد استعمال قرار می گرفتند . این تعداد پس از گذشت صد ها هزار سال به سی عدد رسید و از وسط قرن نوزدهم میلادی که تجسسات و ترقی های بشر در دانش شیمی سبب ساز ایجاد هزار ها رنگ مصنوعی شوید که حتی شمارش آن کار ساده ای نمی باشد . و این تغییر و تحول و تحولات که فقط در طی یکصد سال رخ گرفت به میزان ای بیصدا و بی اعتنا گذر کرد که حتی درایت تبدیل درشگه به رویکرد آهن از آن بیشتر و لبریز سروصداتر بود . خوبتر می باشد که نگاه مختصری به قبل رنگهای طبیعی و تاریخ به کار گیری از آنان بیفکنیم . ما نمیدانیم چه موقع و چه کسی آنان را کشف کرده می باشد .رنگ های استاندارد و مهم طبیعت یعنی قرمز،زرد ، آبی از اولین روز های کشف شده مورخ و ماقبل آن وجود داشته اند .قرمز به وسیله ریشه روناس ،ه قرمز دانه و یک جور صدف دریایی به اسم صدف ارغوان و عصاره درختانی نظیر آلبالو ، فرمان روا توت ، توت قرمز رنگ و رنگ آبی‌رنگ به وسیله گیاه وسمه و نیل و زرد از زعفران ، برگ توت ،اسپرک ، برگ چنار و برگ مو و چوب زردرنگ گرفته می شدند . پیشینه رنگ سازی در ایران قدمتی تعدادی هزار ساله دارااست .کاشیهای لعابدار سربازان جاوید مکشوفه در تخت جمشید که در موزه لوور نگهداری می شود، بیان کنده این نکته میباشد که ایرانیان از دیر باز به رمز دستیابی این رنگهای جادویی پی برده اند . رنگهای براق و دلپذیر این کاشیها شایسته ترین نمودار سلیقه و ذوق ی ایرانیان در تهیه و تنظیم گونه های رنگها و طریقه به فعالیت بردن آنهاست . کاشیهایی که در و دیوار ابنیه ی تاریخی اصفهان و کاخهای حکمرانان صفوی را زینت بخشیده، از زیبایی چشمگیری برخوردار می‌باشد . رنگهای روح نواز ، همنوایی و توازن در به ارگیری این رنگها در کنار یکدیگر، هر تماشاچی ای را به فکر وا می دارااست که چگونه این رنگها ، هنوز پس از گذر کرد سیصد و اندی سال ، کماکان سحر آمیز و چشم نوازند .حرفه ی لعاب سازی به استدلال انجام کارهای فنی و فایده مندی از دانشی پنهان که سایر افراد را امکان دستیابی به آن نبوده است، همواره در هاله ای از اسرار و ابهامات پنهان بوده می‌باشد . راز ساختن رنگهای جادویی تنها در صورتی که فرزندی رشته ی پدرش را دنبال می کرد به او منتقل می شد و در غیر این صورتبا مرگ لعابکار دیرین سال به گور می رفت . رنگرزیقالی نیز ، به علت داشتن گزیده از همین دانش نهفته، و به عمل بردن مهارتها و شگرد های سابق در ارایه رنگهای زیبا و دلپذیر ، امروزه هم علی رغم ورود رنگهای شیمیایی به درون مرز و بوم ، علتی تفکیک ناپذیر از ساختار و مخلوط کلی فرش ایران می‌باشد . گرچه در نقاط گوناگون مرزوبوم نحوه تنظیم ی این رنگها به شیوه سنتی یکسان نیست، البته ساختمان کلی در تنظیم ی آنان از گیاهان ساکن یکسان می‌باشد . این رنگها در مقابل روشنایی خورشید و یا این که به هنگام شستشو رنگ نمی بازند .ثبات رنگهای سنتی در پیش‌رو فروغ و روشنایی خورشید و مواد قلیایی به هنگام شستشو، در صورتیکه چه در قالی قدری زمختی ایجاد می‌کند، البته سبب ساز می شود قالی برای مقطع وقتی طولانی رنگ خویش را حفظ کرده ویکباره رنگ نبازد .فقط مرور تدریجی بازه و تاثیر آهسته مواد قلیایی بر قالی سبب می شود تابه تدریج و در خلال مدتی طولانی ناچیز ناچیز رنگ باخته و رنگهایش ملایم خیس شوند و به نیز در آمیزند و هم موزیک با یکدیگر ، درخشندگی طبیعی و چشمگیر در انها به وجود آید ،در این وضعیت رنگها دیگر تند و نپخته نیستند ، و رنگ باختگی یکسان آنان تداخل و هم نوایی خاصی را پدید می آورد که علی رغم قلمرو هر رنگ ، مرز خاصی برای انها نمی بضاعت جستجو کرد .اینجاست که فرش علی رغم داشتن طرح و نقشه مختص اقلیمی از زادگاه نخستین ، و حتی کشورش، پا را بالاتر نهاده و لحاظ هر تماشاچی ای را از هر خویشان و فرهنگ ، به رنگهای جادویی خود جلب می نماید ، و می رود تا با مهر صادراتی که بر پیشانی داراست ، در ارتفاع چند دهه زینت بخش موزه های معتبر جهان شود . اگربخواهیم راجع به مورخ رنگ و رنگرزی مطالبی جمع آوری کنیم باید به مورخ مردم اول که برای اول توشه در کنار رودهای عظیم سکنی گزیدند نظری بیفکنیم ، در فی مابین انها چینی ها در کنار رود زرد و مردمان کلده و اشور در بین دجله و فرات ، هندی ها در کنار رود گنگ و مصریان در کنار نیل و همینطور همسایگان قدیمشان نظیر ایرانیان و سومری ها را باید اسم برد . از این تمدنها و عاقبت رنگرزی در دربین انها به ترتیبیاد خواهیم کرد .

سفر به برلین وآشنایی با برلین

قبل از سفر به برلین سعی کنید با کسب اطلاعات کامل در مورد جاذبه های دیدنی این شهر و البته شرایط آب و هوایی به همراه دوستان و عزیزان خود یک سفر به یاد ماندنی داشته باشید . در طول اقامت خود در این شهر به آسانی می توانید با در نظر گرفتن برخی موارد هزینه های سفر را کاهش دهید . راهنمای سفر به برلین اگر قصد سفر به برلین را در پیش دارید به شما پیشنهاد می کنیم قبل از سفر سعی کنید اطلاعات کافی در مورد شهر برلین، جاذبه های دیدنی و بهترین زمان سفر را کسب کنید در این صورت می توانید یک سفر دلپذیر را برای خود رقم بزنید . ما در این بخش سعی داریم با ارائه ی اطلاعات کامل در مورد راهنمای سفر به برلین شما را یاری کنیم تا با شناخت هر چه بیشتر بتوانید برنامه ریزی خوبی برای سفر داشته باشید . تور برلین بلیط برلین هتل های برلین شهر برلین با داشتن جاذبه های بی نظیر همواره توانسته است مورد توجه گردشگران در سراسر جهان باشد ، به همین دلیل هر سال گردشگران مختلفی از سراسر جهان برای دیدن زیبایی این شهر به آنجا سفر می کنند تورهای بسیاری نیز برای بازدید از برلین در اختیار توریست ها است . به همراه عزیزان و دوستان خود می توانید یک سفر رویایی به این شهر داشته باشید به شرط آنکه بتوانید با برنامه ریزی دقیق در مدت زمان اقامت خود در این شهر بیشترین بازدید را از مکان های دیدنی برای خود فراهم کنید . البته شکم گردی در برلین را نیز از یاد نبرید . در ادامه به نکات مفیدی در این زمینه اشاره شده است با ما همراه باشید . سفر به برلین :موقعیت جغرافیایی برلین مساحت کلی شهر برلین 899 کیلومتر می باشد این شهر علاوه بر اینکه پایتخت کشور آلمان است در بین بزرگترین شهرهای این کشور نیز در نظر گرفته می شود  . جالب است که 25 درصد این شهر را جنگل و بوستان های مختلف تشکیل داده است این امر سبب شده است، جاذبه های تفریحی و جاذبه های طبیعی در آن بسیار باشد . اگر قصد آن را دارید که در مدت زمان حضور خود در برلین به دل طبیعت بروید و از زیبایی های آن لذت ببرید این فرصت را از دست ندهید . وجود کشورهایی از جمله، دانمارک ، اتریش ، فرانسه و بلژیک در نزدیک آلمان،  برای افرادی که قصد سفر به برلین را دارند فرصت بی نظیر برای بازدید از شهرهای زیبای دیگر نیز فراهم ساخته است .به همین دلیل تورهای ترکیبی برای سفر به این شهر همواره از محبوبیت بیشتری برخوردار است . سفر به برلین : آب و هوای برلین قبل از سفر به برلین بهتر است اطلاعاتی در مورد آب و هوای شهر برلین نیز کسب کنید این امر سبب می شود که مناسب ترین زمان برای سفر به این شهر را با در نظر گرفتن شرایط آب و هوایی دلخواه بدانید . ماه ژانویه سردترین ماه سال برای شهر برلین است و ماه ژوئیه گرمترین ماه سال می باشد . در فصل تابستان فستیوال های مختلفی در این شهر برگزار می شود که علاوه بر مردم بومی این ناحیه همواره در نظر گردشگران نیز از محبوبیت ویژه ای برخوردار است در فصل زمستان به ویژه با نزدیک شدن کریسمس می توانید در بازار های فصلی حضور یافته و از تماشای آتش بازی های ویژه ی کریسمس لذت ببرید .  سفر به برلین و جاذبه های دیدنی برلین در سفر به برلین سعی کنید از بیشترین مکان های تفریحی و تاریخی این شهر دیدن کنید . جاذبه های دیدنی و تفریحی و تاریخی بسیاری در این شهر در دسترس شما است . در این بخش سعی کرده ایم با معرفی برخی از آنها شما را در بازدید از جاذبه های دیدنی این شهر یاری کنیم . از مهمترین جاذبه های دیدنی شهر برلین : دروازه‌ی براند نبرگ (Brandenburg) جزیره‌ی موزه یادبود دیوار برلین و چک‌پوینت چارلی (Checkpoint Charlie) پارک و کاخ شارلوتنبورگ خیابان Unter den Linden میدان Gendarmenmarkt ساختمان رایشس‌تاگ کلیسای یادبود قیصر ویلهلم کلیسای جامع برلین کلیسای جامع فرانسوی باغ‌های جانورشناسی برلین موزه و باغ گیاهشناسی Berlin-Dahlem محله‌ی نیکولای (Nikolaiviertel) جنگل Grunewald باغ وحش (Grosser Tiergarten) و ستون پیروزی   اشاره کرد . همانطور که مشاهده می کنید،  لیست عظیمی از مکان های دیدنی در سفر به برلین در اختیار شما است . اگر فرصت کافی برای بازدید از همه ی آنها برای شما موجود نیست سعی کنید بازدید از مکان های دیدنی را متناسب با سلیقه ی خود اولویت بندی کنید به عنوان مثال اگر به آثار تاریخی علاقه مند هستید  بازدید از جاذبه های تاریخی را در انتخاب اول خود قرار دهید . هزینه های سفر به برلین هزینه های سفر به برلین با توجه به نوع کلاس بلیط پروازی ، نوع محل اقامتی شما و البته مدت زمانی که قرار است در این شهر حضور داشته باشید متغیر است .در ادامه به برخی از مهمترین راهکارها برای کاهش هزینه های نهایی اشاره کرده ایم . البته اگر قصد خرید از مراکز مدرن این شهر را نیز دارید به شما توصیه می کنیم بودجه جداگانه ای برای این امر اختصاص دهید .به آسانی قبل از سفر می توانید با فراهم ساختن برنامه ی سفر هزینه های آن را پیش بینی کنید و در صورت نیاز تغییرات لازم را در برنامه ی سفر انجام دهید . بهترین زمان برای سفر به برلین بهترین زمان برای سفر به برلین همه ی ماه های سال است . متناسب با سلیقه ی فردی می توانید هر زمان که بخواهید به این شهر سفر کنید . اگر شما فردی هستید که آب و هوای سرد برای شما مشکلی ایجاد نمی کند می توانید ماه ژانویه را برای سفر به برلین  انتخاب کنید و در جشن های باشکوه برای کریسمس در طول اقامت خود شرکت کنید ولی اگر شرایط آب و هوایی برای شما موضوع مهمی در طول سفر است توصیه می کنیم فصل بهار را در اولویت خود برای سفر به این شهر قرار دهید . صرفه جویی در هزینه های سفر به برلین هزینه های سفر به برلین را می توانید به آسانی با در نظر گرفتن برخی از شرایط به طور قابل ملاحظه ای کاهش دهید و این امر سبب می شود که با هر بودجه ای بتوانید اقامات سفر به برلین را فراهم کنید . در طول اقامت خود در این شهر می توانید برای بازدید از بخش های مختلف شهر از تورهای پیاده روی رایگان بهره مند شوید ، این امر سبب می شود که بدون صرف هزینه های بسیار از مکان های تاریخی و تفریحی  به همراه سایر گردشگران دیدن کنید . ومی نیست همه ی وعده های غذایی خود را در رستوران های شیک و مدرن میل کنید . اگر فرصت پخت و پز برایتان در محل اقامتی که انتخاب کرده اید فراهم است سعی کنید از آنها بهره مند شوید این امر به طور قابل توجهی می تواند به شما کمک کند در هزینه های سفر صرفه جویی کنید . در انتخاب مکان اقامتی می توانید مکان هایی را در اولویت قرار دهید که هم هزینه های معقول را از شما درخواست می کنند و هم به مراکز اصلی شهر نزدیک هستند در این صورت می توانید به راحتی پیاده روی کنید و در هزینه های جابه جایی و بهره مندی از وسایل نقلیه صرفه جویی کنید.  شکم گردی در برلین در سفر به برلین شکم گردی را فراموش نکنید در رستوران های شیک و مدرن این شهر نه تنها می توانید از غذاهای بین المللی لذت ببرید بلکه تنوع وسیعی از غذاهای محلی و مختص به این ناحیه را از دست ندهید . برای یک بار هم که شده طعم غذاهای متفاوتی که آلمانی ها میل می کنند احساس کنید. از جمله محبوب ترین غذای این ناحیه می توان به اشنیتزل اشاره کرد که مواد غذایی اصلی آن را گوشت گوسفند تشکیل می دهد. معمولا سر آشپزهای ماهر رستوران های برلی با تجربه و تخصصی که در این زمینه دارند توانسته اند همواره رضایت همه  را به دست آورند . مالتا شن از دیگر غذاهای بی نظیر این ناحیه است که نباید بدون امتحان آن برگردید ، این غذا طعم فوق العاده ای دارد و معمولا برای افراد مختلف با هر سلیقه ای غذایی دلخواه خواهد بود . اگر از دوستان شما کسی است که غذاهای گوشتی را دوست ندارد او را حتما با این غذا آشنا کنید . در طول سفر به برلین سعی کنید انواع پنیرهای تهیه شده در این شهر را نیز امتحان کنید آلمانی ها به درست کردن پنیرهای بی نظیر و خوشمزه شهرت دارند .  سفر به آلمان درباره آلمان ویزای آلمان شهر برلین   شهر برلین بزرگترین شهر آلمان و پایتخت آن علاوه بر موقعیت ی خود همواره به دلیل داشتن جاذبه های دیدنی و تفریحی بی نظیر توانسته است در بین گردشگران از جایگاه ویژه ای بهره مند شود. در طول تاریخ این شهر همواره شاهد حوادث پر فراز و نشیب بوده ولی امروزه به دلیل آثار هنری و تاریخی بی نظیر توانسته است نه تنها در نظر گردشگران بلکه برای تاریخدان ها و باستان شناسان نیز محبوب باشد . هر سلیقه ای که داشته باشید در این شهر می توانید جاذبه های دیدنی دلخواه را پیدا کنید ، علاوه بر مکان های دیدنی در این شهر ، مراکز خرید بسیاری نیز موجود است که می توانید بهترین برندهای دلخواه را خریداری کنید در این شهر می توانید به آسانی سبک و بافت قدیم و مدرن را در یک جا مشاهده کنید . اطلاعات اصلی : اختلاف ساعت با تهران :  آلمان ۲ و نیم ساعت از تهران عقب‌تر است. زبان رسمی: آلمانی واحد پول: یورو  

طب اسلامی آیت‌الله عباس تبریزیان-دوره یکم-جلسه 31

خلاصه جلسه 31 ادامه ششمین علل مستقیم ابتلا به بیماری: جنّ کلمه شیطان د رلغت هر چیزی که از راه مخفی به انسان آسیب می‌رساند نکته: در روایت‌ها هم از کلمه جن استفاده شده و هم از کلمه شیطان. پس برای موارد یاد شده از بابت آسیب به انسان مقصود هم جن هست و هم شیطان دشمنی شیطان با انسان مُحرز است ولی دشمنی جن با انسان مُحرز نیست مصلحت انسان و جن با هم در تضاد نیست و هرکدام مسئولیت‌های جداگانه خود را دارند و دارای جریانات خودشان است در موارد خاصی جن هم می‌توند به انسان آسیب برساند در مواردی انسان هم می‌تواند به جن آسیب برساند. ریختن آب جوش در چاه و ادرار در آب و اسنتجا با استخوان (تطهیر بول و غائط در اصطلاح فقه استنجا نامیده می‌شود) موجب آسیب رساندن به جن خواهد شد.  ممکن است انسان ندانسته به جن آسیب بزند . مثلا یک ماری پیدا میکند و میکشد و معلوم می‌شود که از جن است. تقریبا می‌توان گفت دشمنی بین جن و انسان همانند دشمنی انسان با انسان است. روایت از حضرت رسول ص: یا علی ع در شب اول و نیمه و آخرماه با خانم خود همبستر نشو، این ترس هست که فرزند مبتلا به خُل شدن شود زیرا جن در این اوقات زیاد با همسر خود همبستر می‌شوند روایت: آیا ندیدی که کسانیکه جنون دارند در اول و وسط و آخر ماه به جنون می‌رسند(کتاب کافی ولی ضعیف السند) روایت: در اول و وسط و آخر ماه همبستر نشوید زیرا فرزند مبتلا به جنون و موارد دیگر می‌شود روایت از امام صادق ع: نیست خانه ای که در آن کبوتر باشد مگر اینکه به اهل آن خانه از طرف جن آفت به آسیب نخواهد رسید. سفیهان جن در خانه عبث یا بازی کنند و با کبوترها عبث کرده و با آن مشغول می‌شوند و انسان را رها می‌کنند روایت: زمانی که پیامبر در فتح مکه وارد مکه شدند جن‌ها آمدند که به پیامبر آسیب برسانند(یا آتش پرتاب کنند)، پس جبرئیل به پیامبر فرمود: پناه ببر به خداوند با کلمات: و جن‌ّها هم مغلوب شدند روایت رسول خدا ص: کسی که یک خانه می‌خواند و یک گوسفند را بکشد و گوشت آن را به مساکین بدهد و سپس بگوید خداوندا از من یاغیان جن وانس را دور کن آنگاه خداوند آن را دور خواهد کرد روایت: هر کسیکه این آیه را زیاد بخواند مشکلی از طرف چشم زدن جن و نَّف(خارج کردن مایع با هوا-همان کاری که شیطان انجام می‌دهد و در بدن انسان می‌ریزد و موجب می‌شود انسان بیمار شود) جن به انسان نمی‌رسد جن بعضی انسان‌ها را می‌رباید روایت: حمام را در خانه قرار بدهید تا از اذیت و آزار جن‌ها در امان باشید روایت: زمان قدیم برای آب زمزم دو حوض بود. کسی آمد از آب زمزم استفاده نماید در آن حال کسی به او گفت از این حوض ننوش و از دیگری بنوش. شخص به پیش امام رفت و امام فرمود او برادر جنّی شما بود و تورا نصیحت کرد و آن حوض مشترک بین جن و انسان است و از حوض دیگر فقط انسان‌ها استفاده می‌کنند پس معلوم می‌شود که جن‌هم آب می‌نوشد روایت: از استخوان‌ها استفاده ننمایید زیرا این غذای جنّ برادر جنی شما هست فرضیه‌هایی در بابت جن هست: روایت: استخوان و پشکل غذای جن‌ها هست و این همان چیزی است که بر پیامبر شرط و عهد بستن و پیامبر فرمود که کسی درست نیست که با استخوان و پشکل استنجا نماید روایت از رسول خدا ص: با پشکل و استخوان استنجا نکنید زیرا غذای برادران جنی شما هست رسول خدا ص:  جنیان از پیامبر خواستند که غذای آنها را معرفی کنند.  پیامبر فرمود: هر استخوانی که اسم خدا بر آن برده شده و در دست شما می ‌افتد و یا یک تکه گوشت و یا هر پشکلی رواست: تمام گوشت استخوان را پاک نکنید و سهمی برای جنیان قرار بدهید رسول خدا ص :‌گروه جن منطقه ای در شام بنام "نسیبین" نزد من آمدند و چه جن‌های خوبی بودند: و از من توشه خواستند و من هم از خدا خواستم که از استخوانی و عبوری نکنند مگر اینکه در آن سهمی برایشان باشد. روایت: خوردن استخوان کراهت دارد. روایت: غذای جن را فاسد نکنید. یکی از بیماری‌های گاو جنون گاوی است زیرا استخوان را خورد می‌کنند وسبز می‌کنند و به گاو می‌دهند و گاو مبتلا به جنون گاوی می‌شود. گاو وقتی استخوان را می‌خورد جن وارد بدن گاو می‌شود و مبتلا به دیوانگی می‌شود نکته: انسان وقتی تکه استخوانی را که در آن تکه گوشتی باشد را کنار می‌گذارد پس از چند دقیقه بعد خشک خشک می‌شود زیرا جنیان آن را می‌لیسند بعید نیست بین استفاده از استخوان و بیمار شدن باشد روایت: بیماری طاعون از جن است.  که همان سوزن زدن جن هست. و انسان مبتلا به طاعون می‌شود گزند زدن برخی پشه هم از جن است روایت: کسی که صدای جن و حرف زدن جن گوش بدهد تب می‌کند روایت: اگر صدای جن را بشنوی یک سال تب خواهی کرد روایت: کسی از امام می‌پرسد: آیا جن انسان را خفه می‌کند و امام فرمود اگر این کلمات را بگویی نمی‌تواند توسط جن خفه شود. در صبح و شب بگوید. پس معلوم می‌شود که جن انسان را ممکن است بیماری خفگی به انسان برساند. خفگی در خواب و یا آسم و موارد دیگر رابطه‌ای بین جن و شتران است. روایت : اگر زمان نماز رسد و شما در آغل شتران باشید و پس از آن خارج شوید آیا نمیبینید وقتی شتر عصبانی شود دماغش را چگونه بالا می‌برد روایت: از وسط قطار شتر (که به شکل قطار به هم می‌بندند) عبور نکنید زیرا مابین هر شتر با شتر دیگر جن یا شیطان وجود دارد روایت :‌خوردن گوشت شتر از دین ابراهیم و از دین حنیف است مابین سگ و جن رابطه هست. زیرا هم جن و هم سگ استخوان می‌خورد روایت از رسول خدا ص: هر سگی که رنگ یک‌دست باشد (نقطه رنگ دیگری نداشته باشد) از جن است. - در باره گربه هم همینطور روایت: سگ‌ها از جن‌ است ولی از جن ضعیف و اگر شخصی از شما غذا بخورد و یک سگی در نزدیکی باشد به او غذا بدهید ویا اینکه آن را دور کند زیرا اینها نفس بدی دارند. روایت از رسول خدا ص: هروقت لباس را از خود کندید بسم‌الله بگوید تا جن ها این لباس‌ها را نپوشند زیرا اگر بسم ‌الله نگوید جن‌ها این لباس ها را می‌پوشند. پوشیدن لباس توسط جن به انسان ضرر دارد زیرا پیامبر  انسان را بر حذر می‌دارد. حتما انسان را آلوده می‌کنند وارد شده که آهن زینت جن و شیطان است و زیور آلات جن آهن است و به آهن ولع دارند. پس نباید با آهن پخت وپز کرد و از آن النگو و زیور آلات درست کرد به عقیده تبریزیان بیماری  ام اس از وقتی آمده که انسان روی تنور آهنی نان پخت می‌کند و این موضوع زیاد شده است روایت: دست به آهن می‌زنی دست خود را بشور جن و شیطان به آهن ولع دارند جن سه قسمت است و یک قسمت از جن با ملائکه است و یک قسمت از آن پرواز می‌کند و قسمت دیگر هم به شکل سگ هست و مار قرآن: حضرت موسی وقتی عصا را انداخت به مار تبدیل شد و زمانی که مار را دید میلرزید همانند اینکه جن را دیده است ضعیف السند بیان و گفته شده است که پیامبر از کشتن مار در خانه نهی کرده است.  روایت از حضرت رسول ص: مار ها مسخ شده جن است. یعنی جن بوده و به مار تبدیل شده است. سوال: آیا جن ذاتا قابل رویت نیست و یا اینکه چیزی مانع رویت او است: از روایت برداشت می‌شود که جن ها چیزی را برای خودشان پیدا کرندند که خودشان را نامرئی می‌کند بشر یعنی پوست و انسان بخاطر اینکه پوست او ظاهر هست به او بشر گفته می‌شود نَوَسَ یعنی چیزی که حرکت می‌کند - انسان بخاطر ریشه این لغت انسان نامیده شده است روایت:  چرا به جن، جنّ گفته شده: امام فرمود: زیرا این‌ها مخفی شدند و دیده نمی‌شوند. کلمه آورده شده در روایت یعنی پوشش(اِستِجَنَّ) یعنی مابین دو چیز پوششی باشد در زمان خلق حضرت آدم ع جن در زمین بودند و آنها ظاهر بودند و در زمان نازل آدم جنیان توسط پوشش نامرئی شدند. پوششی درست کردند که دیده نشوند. لایه ای وجود دارد برای نامرئی شدن آنها روایت : مُفَضَل از امام صادق ع سوال کرد: آیا در آخر امان و جن برای مردم ظاهر می‌شوند و ایشان می‌فرماید آری قسم به خدا و هم صحبت می‌کنند همانطور که انسان با اطرافیان  و خانواده خود صحبت می‌کنند. سوال شد آیا با هم راه می‌روند و امام فرمود آری قسم به خدا جنیان ابتکاری پیدا کردند یا خداوند این ابتکار را در اختیار ایشان گذاشته است که پوششی برای خودشان قرار دهند و روزی خواهد آمد که انسان با علم به این پوشش دست پیدا کند و پرده را پاره کند و این موجودات را به راحتی مشاهده نماید(برآمده از روایت بالا) از بعضی روایت ها برداشت می‌شود که جن در هر خانه یافت می‌شود و بودن آنها در خانه نفع دارد. (جنّ مفید) و ممکن است که این جنیان از خانه بروند و جنیان بد جایگزین شوند. روایت: استخوان‌ها را کامل نکنید و کامل نلیسید و در این استخوان‌ها سهمی برای جن است و اگر استخوان‌ها را کردید از خانه خارج می‌شود چیزی که بودن آن و نفع آن بهتر است از نفع لیسیدن استخوان بودن جن مفید موجب می‌شود که جن بد و شیطان طرد شود زیرا جن شیطان و جن بد را می‌بیند و آن را طرد میکند ولی انسان آن را نمی‌بیند اگر جن استخوان را نلیسد میکروب می‌آید و از آن استفاده می‌کند و سبب بیماری میشود اگر این جن‌های خوب برود برای خانه ضرر دارد روایت: استخوان‌هارا نلیسید و مختصر بگذارید بماند زیرا زمانی که سفره پهن می‌شود آنها محترمانه از سقف می‌آیند پایین و در سفره مینشینند و با اهل خانه میخورند و غذایشان هم استخوان‌ها و لیزه‌ای که روی استخوان است می‌باشد و اگر  شما استخوان را کردید آنها چیزهایی را از خانه می‌ند و اگر فایده نداشت آن خانه را رها می‌کنند. و بودن آن برای خانه نفع دارد هفتم علل مستقیم ابتلا به بیماری:  حسد و چشم زخم یکی از اسباب مهم و عمده بیماری چشم زخم است در خارج از کشور به مسئله چشم زخم اعتقاد دارند همین که انسان صاحب مال و مقامی شد دیگر مردم به او توجه خواهند کرد و چشم مردم اورا چشم می‌زنند و ناکار و بیمار و می‌کشند و رشد او موجب مرگ او می‌شود- مردم مرتبه بالایی برای او فرض خواهند کردو چشم خواهند زد. انسان با چشم زخم افسرده می‌شود پشه تا وقتی که خوب می‌خورد باد می‌کند و دیده شده و مردم او را می‌کشد وگرنه ریز خواهد بود و دیده نخواهد شد و زنده خواهد ماند روایت: مردم نگاه‌هایشان را بسوی چیزی بالا نبرند(فرض در نفس خود از این بابت که آن چیز بالاتر از خود بوده از لحاظ مقام و نفع و غیره) مگر اینکه این را پایین ‌می‌آورند روایت از رسول خدا ص: مردم کلمه  (خوش بحالش) (به) به چیزی نگویند مگر اینکه رویداد بدی برای این شیء پنهان می‌کند راه چشم زخم :  نگاه خوش آمدن از عمل یا شیء یا صفت یا مقام یا مال و . آسیب دیدن زمانی تشدید می‌شود که بر زبان جاری نماید اگر از قلب آرزو کند که چیزی که انسان دارد از بین برود تأثیر 100٪ خواهد شد برخی از چشم ها شور است و برخی شور نیست قرآن: آیه داریم که یعقوب به فرزندان می‌فرماید: وقتی وارد مصر می‌شوید از یک در وارد نشوید و از درب‌های متفاوت وارد شوید(مفسرین این را بخاطر چشم زخم عنوان می‌کنند) آیه : من شر حاسد اذا حسد تفاوت حسد  با چشم زخم: در  حسد طرف آرزوی قلبی میکند که نعمت دیگران ازبین برود -  در چشم زخم طرف با چشم و زبان اندوه می‌خورد روایت از رسول خدا ص: اگر چیزی باشد که از قضا و قدر سبقت بگیرد چشم زخم است روایت: نزدیک است حسد از قَدَر سبقت بگیرد پیامبر امام حسن و امام حسین را با معوظتین محفوظ می‌داشتند کسی که حسود است باعث می‌شود که کاری کند که طرف اذیت شود. امام رضا ع: انسان اگر با یک حالی خارج شد که خودش از خودش خوشش بیاید، (مثلا لباس نو یا ماشین خوبی دارد) پس وقتی از منزل خارج می شود معوذتین را بخواند کسی که خودش از خودش خوشش بیاید: چشم زخم مطرح می‌شود پس انسان خودش خودش را می‌تواند چشم بزند چشم زخم اثرات زیادی و مرگ دارد بیشتر مرگ و بیماری و بلایا از چشم زخم است روایت از رسول خدا ص: چشم و چشم زخم قله کوه را می‌کند و پایین می‌آورد- این بخاطر شدت قدرت اخذ(خداوند در قرآن جاهاییکه میخواهد انتقام سخت بگیرد (مثلا با صیحه و غیره) از کلمه اخذ استفاده می‌کند) و شدت قدرت سرکوب و نابود کردن‌آن است چشم زخم قدرتی دارد که انسان را پخش زمین می‌کند روایت: اگر قبر‌ها شکافته شود خواهید دید که بیشتر مرده ها بوسیله چشم زخم است زیرا چشم زخم واقعیت است چشم زخم باعث بیشتر مرگ‌ها است چشم زخم اثرش در بدن باقی ‌می‌ماند حتی بعد از مرگ (درخاک قبر در  کنار ژن‌ها ،‌چشم زخم هم باقی می‌ماند) روایت از رسول خدا ص: چشم زخم مرگ را وارد قبر کرده و شتر را وارد دیگ می‌کند روایت: چشم زخم حق است امام حسن ع و امام حسین ع بخاطر چشم زخم بیماری شده اند اگر کسی از کسی دیگر چیزی ببیند که خوشش بیاید ماشاءالله بگوید و خدا برگت بدهد بگوید و برادرش را نکشد زیرا چشم زخم حق است  مثلا عطری برایتان آوردند روی آن معوذتین را بنویسید زیرا می‌شکند و می‌پرد چشم  زخم در بسیاری از روایت ها عنوان شده که حق است و واقعیت دارد  

حضرت سلیمان علیه السلام

  حضرت سلیمان فرزند و وارث حضرت داود علیه السلام، یکی از پیامبران بزرگی است که هم دارای مقام نبوت بود و هم دارای حکومت بی ‎نظیر و بسیار وسیع. خداى تعالى ملکى عظیم به او داد، جن و طیر و باد را برایش مسخّر کرد و زبان مرغان را به وى آموخت. یکی از دعاهای حضرت سلیمان در قرآن، توفیق شکرگزارى در برابر نعمت های خداوند بوده است. وجه تسمیه سلیمان مراد از نام سلیمان که از ریشه سلیم است، فردى است که از صحت و سلامت برخوردار است و یا سلیمان از مداوایى که براى پدرش حاصل شد در سلم و امان باقى ماند ولذا سلیمان نامیده شد. شیخ صدوق مى فرماید: سلیمان از آنجا که قلبى سلیم داشت، لذا نام او مشتمل بر سلامت است و از آنجا پدرش حضرت داود علیه السلام جراحت خود را با محبت و ود پروردگار مداوا نمود و به کمال رسید و داود نام گرفت و خداوند اراده کرد که در نام سلیمان حرفى از حروف نام او باشد تا شاید از نظر درجه کمال به او ملحق شود، پس (الف) به نام او (سلیم) افزوده شد و براى تکمیل ترکیب و درستى آن نون نیز در آخر آن اضافه شد (سلیم الف ن سلیمان) وگرنه همان سلیم براى دلالت بر سلامت قلب او کفایت مى کرد.[۱] نسب حضرت سلیمان علیه السلام سلیمان بن داود بن ایشا بن عوید بن عابر بن سلمون بن نحشون بن عمینا داب بن ارم بن حصرون بن فارص بن یهوذا بن یعقوب بن إسحاق بن إبراهیم.[۲] حضرت سلیمان در قرآن حضرت سلیمان یکی از پیامبران بزرگی است که هم دارای مقام نبوت بود و هم دارای حکومت بی ‎نظیر و بسیار وسیع که نام مبارکش هفده بار در قرآن در سوره های: سوره بقره/ سوره نساء/ سوره انعام/ سوره انبیاء/ سوره نمل/ سوره سبا/ سوره ص آمده است.     وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ نِعْمَ العَبْدُ إِنَّهُ أَوّابٌ»: و به داود سلیمان را بخشیدم که نیک بنده اى است و بسیار به سوى خدا توبه مى کند. (سوره ص، آیه ۳۰)     وَ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ إِذْ یَحْکُمانِ فِى الحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِیهِ غَنَمُ القَوْمِ وَ کُنّا لِحُکْمِهِمْ شاهِدِینَ × فَفَهَّمْناها سُلَیْمانَ وَکُلّاً آتَیْنا حُکْماً وَ عِلْماً»: و داود و سلیمان را یاد کن، هنگامى که درباره آن کشتزار × که گوسفندان مردم شب هنگام در آن چریده بودند. × داورى مى کردند و شاهد داورى آنان بودیم. پس آن داورى را به سلیمان فهماندیم و به هر یک از آن دو حکمت و دانش عطا کردیم. (سوره انبیاء، آیات ۷۸- ۷۹)     وَلَقَدْ آتَیْنا داوُدَ وَ سُلَیْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِى فَضَّلَنا عَلى کَثِیرٍ مِنْ عِبادِهِ المُؤْمِنِینَ»: و به راستى به داود و سلیمان دانشى عطا کردیم، و آن دو گفتند: ستایش خدایى را که ما را بر بسیارى از بندگان باایمانش برترى داده است. (سوره نمل، آیه ۱۵) آنچه در قرآن از داستان او آمده در قرآن کریم از سرگذشت آن جناب جز مقدارى مختصر نیامده، چیزى که هست دقت در همان مختصر، آدمى را به همه داستان هاى او و مظاهر شخصیت شریفش راهنمایى مى کند.     یکى این که: آن جناب فرزند و وارث حضرت داود علیه السلام بود که در این باره فرمود: وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ». سوره ص، آیه ۳۰» و نیز فرموده: وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ». سوره نمل، آیه ۱۶» یکى دیگر این که خداى تعالى ملکى عظیم به او داد، جن و طیر و باد را برایش مسخّر کرد و زبان مرغان را به وى آموخت، که ذکر این چند نعمت در کلام مجیدش مکرر آمده است، در سوره بقره آیه ۱۰۲، در سوره انبیاء، آیه ۸۱، در سوره نمل، آیه ۱۶ تا ۱۸، در سوره سبا، آیه ۱۲ تا ۱۳ و در سوره ص، آیه ۳۵ تا ۳۹. قسمت سوم، آن است که به مساله انداختن جسد، بر روى تخت وى اشاره مى کند، که در سوره ص، آیه ۳۳ واقع است. قسمت چهارم، آیاتى است که به مساله داورى او در مساله افتادن گوسفند در زراعت پرداخته و این آیات در سوره انبیاء، آیه ۷۸ تا ۷۹ آمده است. قسمت پنجم، اشاره به داستان مورچه است، که در سوره مورد بحث، آیه ۱۸ و ۱۹ آمده. قسمت ششم، آیات مربوط به داستان هدهد و ملکه سبأ است، که در همین سوره، آیات ۲۰ تا ۴۴ آمده. قسمت هفتم، آیه مربوط به کیفیت درگذشت آن جناب است که در سوره سبا آیه ۱۴ واقع شده است.     آیاتى که آن جناب را مى ستاید در قرآن کریم، در پانزده - شانزده - مورد نام آن جناب را آورده و ثناى بسیارى از او کرده، بنده اش خوانده، اوابش نامیده و فرموده: نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ». سوره ص، آیه ۳۰» و به علم و حکمتش ستوده و فرموده: فَفَهَّمْناها سُلَیْمانَ وَ کُلًّا آتَیْنا حُکْماً وَ عِلْماً». سوره انبیاء، آیه ۷۹» و نیز فرموده: وَلَقَدْ آتَیْنا داوُدَ وَ سُلَیْمانَ عِلْماً». سوره نمل، آیه ۱۵» و باز فرموده: یا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ». سوره نمل، آیه ۱۶» و او را از انبیاء مهدى و راه یافته خوانده، فرموده: وَ أَیُّوبَ وَ یُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَیْمانَ». سوره نساء، آیه ۱۶۳» و نیز فرموده: وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ». سوره انعام، آیه ۸۴»     سلیمان علیه السلام در عهد عتیق داستان آن جناب در کتاب ملوک اول آمده و بسیار در حشمت و جلالت امر او و وسعت ملکش و وفور ثروتش و بلوغ حکمتش سخن گفته. لیکن از داستان هایش که در قرآن ذکر شده، جز همین مقدار نیامده که: وقتى ملکه سبأ خبر سلیمان را شنید و شنید که معبدى در اورشلیم ساخته و او مردى است که حکمت داده شده، بار سفر بست و نزدش آمد و هدایایى بسیار آورد و با او دیدار کرد و مسائل بسیارى به عنوان امتحان از او پرسید و جواب شنید، آنگاه برگشت. تورات، اصحاح دهم از ملوک اول، ص ۵۴۳» عهد عتیق بعد از آن همه ثناء که براى سلیمان کرده در آخر به وى اسائه ادب کرده و تورات، اصحاح یازدهم و دوازدهم از کتاب سموئیل دوم» گفته که: وى در آخر عمرش منحرف شد و از خداپرستى دست برداشته به بت پرستى گرایید و براى بت ها سجده کرد، بت هایى که بعضى از نش داشتند و آن ها را مى پرستیدند. و نیز مى گوید: مادر سلیمان، اول زن اوریاى حتى بود، پدر سلیمان عاشقش شد و با او کرد و در همان فرزندى حامله شد ناگزیر داود (از ترس رسوایى) نقشه کشید تا هر چه زودتر اوریا را سر به نیست کند و همسرش را بگیرد و همین کار را کرد، بعد از کشته شدن اوریا در یکى از جنگ ها، همسرش را به اندرون خانه و نزد سایر ن خود برد، در آنجا براى بار دوم حامله شد و سلیمان را بیاورد. و اما قرآن کریم ساحت آن جناب را مبرا از پرستش بت مى داند، همچنان که ساحت سایر انبیاء را منزه مى داند و بر هدایت و عصمتشان تصریح مى کند و در خصوص سلیمان مى فرماید: وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ». سلیمان کافر نشد». (سوره بقره، آیه ۱۰۲) و نیز، ساحتش را از این که از متولد شده باشد منزه داشته است و از او حکایت کرده که در دعایش بعد از سخن مورچه گفت: "پروردگارا، مرا به شکر نعمت ها که بر من و بر پدر و مادر من ارزانى داشتى ملهم فرما". سوره نمل، آیه ۱۹» که در تفسیرش گفتیم از این دعا برمى آید که مادر او از اهل صراط مستقیم بوده، یعنى از کسانى که خداوند بر آنان انعام کرده، از نبیین و صدیقین و شهداء و صالحین.     روایاتى که در این داستان وارد شده اخبارى که در قصص آن جناب و مخصوصا در داستان هدهد و دنباله آن آمده، بیشترش مطالب عجیب و غریبى دارد که حتى نظائر آن در اساطیر و افسانه هاى خرافى کمتر دیده مى شود، مطالبى که عقل سلیم نمى تواند آن را بپذیرد و بلکه تاریخ قطعى هم آن ها را تکذیب مى کند و بیشتر آن ها مبالغه هایى است که از امثال کعب و وهب نقل شده است. و این قصه پردازان مبالغه را به جایى رسانده اند که گفته اند: سلیمان پادشاه همه روى زمین شد و هفتصد سال سلطنت کرد و تمامى موجودات زنده روى زمین از انس و جن و وحشى و طیر، لشکریانش بودند. و او در پاى تخت خود سیصد هزار کرسى نصب مى کرد، که به هر کرسى یک پیغمبر مى نشست، بلکه هزاران پیغمبر و صدها هزار نفر از امراى انس و جن روى آن ها مى نشستند و مى رفتند. و مادر ملکه سبأ از جن بوده ولذا پاهاى ملکه مانند پاى خران، سم دار بوده و به همین جهت با جامه بلند خود، آن را از مردم مى پوشاند، تا روزى که دامن بالا زد تا وارد صرح شود، این رازش فاش گردید. و در شوکت این ملکه مبالغه را به حدى رسانده اند که گفته اند: در قلمرو کشور او چهارصد پادشاه سلطنت داشتند و هر پادشاهى را چهارصد هزار نظامى بوده و وى سیصد وزیر داشته است، که مملکتش را اداره مى کردند و دوازده هزار سرلشکر داشته که هر سرلشکرى دوازده هزار سرباز داشته، و همچنین از این قبیل اخبار عجیب و غیرقابل قبولى که در توجیه آن هیچ راهى نداریم، مگر آن که بگوییم از اخبار اسرائیلیات است و بگذریم. و اگر کسى بخواهد به آن ها دست یابد، باید به کتب جامع حدیث چون الدرالمنثور و عرائس و بحار و نیز به تفاسیر مطول مراجعه نماید.[۳] حضرت سلیمان در روایات     امام کاظم علیه السلام: در عهد سلیمان بن داود علیه السلام مردم گرفتار خشکسالی سختی شدند. پس به آن حضرت شکایت برده از ایشان خواستند که طلب باران کند. سلیمان علیه السلام فرمود: بعد از نماز صبح برای طلب باران بیرون خواهم رفت. چون نماز صبح را خواند به همراه مردم بیرون رفت. در راه مورچه ای را دید که بر دو پای خود ایستاده دست به آسمان برداشته است و می گوید: پروردگارا ما نیز از آفریدگان تو هستیم و از روزی تو بی نیاز نیستیم. ما را به سبب گناهان آدمیان هلاک مفرما. در این هنگام سلیمان علیه السلام به مردم گفت: برگردید که به سبب موجوداتی جز شما باران داده شدید. پس در آن سال چنان بارشی داده شدند که هرگز مانند آن را به خود ندیده بودند.[۴]     امام علی علیه السلام: اگر بنا بود کسی برای بالا رفتن به سوی جاودانگی نردبانی بیابد یا برای دور کردن مرگ از خود راهی پیدا کند، بی گمان آن کس سلیمان بن داود علیه السلام بود که افزون بر مقام نبوت و منزلت والا، سلطنت بر جن و انس نیز در اختیار او نهاده شد. اما چون روزی خود را به طور کامل دریافت کرد و مدت عمرش بسر آمد، کمان های نابودی او را آماج تیرهای مرگ کردند و خانه ها از او خالی گشت و مسکن ها بی صاحب ماند و گروهی دیگر وارث آن ها شدند.[۵]     در حدیث معتبر از حضرت امام صادق علیه السلام منقول است که: حضرت سلیمان علیه السلام به سبب پادشاهى دنیا، بعد از همه پیامبران داخل بهشت خواهد شد.[۶]     امام صادق علیه السلام: روزی سلیمان بن داود به اطرافیان خود گفت: خداوند تبارک و تعالی سلطنتی به من بخشید که پس از من شایسته هیچ کس نیست؛ باد و انس و جن و مرغان و ددان را به تسخیر من درآورد و زبان پرندگان را به من آموخت و از هر چیزی به من عطا فرمود. اما با همه سلطنتی که به من داده شده یک روز نشد که تا شب شاد و مسرور باشم. بنابراین، دوست دارم فردا به کاخ خود اندر شوم و بر بام آن روم و به قلمرو خوش بنگرم. بنابراین، به احدی اجازه ندهید بر من وارد شود تا مبادا مطلبی برایم بیاورد که روزم را بر من تلخ و منغض سازد. اطرافیان گفتند: اطاعت می شود. روز بعد، سلیمان عصایش را برداشت و به بلندترین نقطه بام قصر خود رفت و بر عصای خویش تکیه داد و شادمان از آن چه به او داده شده بود شروع به نگریستن به قلمرو پادشاهی خود کرد. ناگاه چشمش به جوانی خوب روی و خوش پوش افتاد که از یکی از گوشه های قصرش پیش او آمده بود. سلیمان چون او را دید گفت: چه کسی تو را به این کاخ درآورد، در حالی که من می خواستم امروز را در آن تنها بگذرانم؟ با اجازه چه کسی وارد شدی؟ آن جوان گفت: خداوند این کاخ مرا به آن درآورد و با اجازه او وارد شدم. سلیمان گفت: البته خداوند این کاخ به آن از من سزاوارتر است. تو کیستی؟ گفت: من ملک الموت هستم. سلیمان گفت: برای چه آمده ای؟ گفت: آمده ام جانت را بگیرم. سلیمان گفت: مأموریت خود را انجام بده که امروز روز شادی من است و خداوند عزوجل نخواسته است که مرا شادی و سروری جز دیدار او باشد. پس، در حالی که سلیمان به عصای خود تکیه داده بود ملک الموت جان او را گرفت و سلیمان مدت ها همچنان مرده بر عصایش تکیه داشت و مردم او را می دیدند و خیال می کردند زنده است. پس از مدتی درباره او دچار تردید و اختلاف شدند. بعضی گفتند: روزهای زیادی است که سلیمان همچنان بر عصای خود تکیه داده است و نه خسته شده و نه خوابیده و نه چیزی آشامیده و نه چیزی خورده است. او همان خداوند ماست که باید عبادتش کنیم. عده ای گفتند: سلیمان جادوگر است و با جادو کردن چشمان ما چنین وانمود می کند که به عصایش تکیه داده اما چنین نیست. مؤمنان گفتند: سلیمان بنده خدا و پیامبر اوست و خداوند کار او را به دلخواه خود تدبیر و اداره می کند. پس، چون این اختلاف نظرها درباره سلیمان پیدا شد، خداوند عزوجل موریانه ای فرستاد و او عصای سلیمان را از درون خورد و عصا شکست و سلیمان علیه السلام از فراز کاخ خود به رو درافتاد.[۷] اخلاق و فضائل و ویژگی های حضرت سلیمان علیه السلام     با این که این پیامبر عالی قدر، صاحب قدرت و پادشاهى بود، اما لباسى از مو مى پوشید، و چون تاریکى شب همه جا را فرامى گرفت، دست ها را به گردن خود مى بست و تا صبح از (ترس خدا) گریست، و غذایش را از فروش حصیر و بوریایى که با دست خود مى بافت، تهیه مى نمود و اگر درخواست قدرت از خدا کرد، صرفا براى غلبه بر پادشاهان کافر بود، و گفته شده که منظور از طلب قدرت» قناعت بوده است.[۸]     حضرت سلیمان در برابر نعمت ها، از خداوند توفیق شکرگزارى خواست. رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ». (سوره احقاف، آیه ۱۵) و نعمت ها را وسیله ى آزمایش مى دانست. هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ». (سوره نمل، آیه ۴۰) و جذب هدایاى بیگانگان نشد. أَتُمِدُّونَنِ بِمالٍ». (سوره نمل، آیه ۳۶) و از فهم علمى مخصوص برخوردار بود. فَفَهَّمْناها سُلَیْمانَ». (سوره انبیاء، آیه ۷۹) و با زبان پرندگان آشنا بود. عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ». (سوره نمل، آیه ۱۶) و از لشکریانش سان مى دید. وَ حُشِرَ لِسُلَیْمانَ جُنُودُهُ». (سوره نمل، آیه ۱۷) و پرندگان در خدمت او بودند. وَ تَفَقَّدَ الطَّیْرَ». (سوره نمل، آیه ۲۰) و از همه ى امکانات براى تبلیغ دین استفاده مى کرد. (فرستادن نامه به وسیله ى پرنده) اذْهَبْ بِکِتابِی هذا». (سوره نمل، آیه ۲۸) و دست اندرکاران او طى الأرض داشتند. قالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ». (سوره نمل، آیه ۴۰) و حکومت بى نظیر داشت. هَبْ لِی مُلْکاً لایَنْبَغِی لِأَحَدٍ». (سوره ص، آیه ۳۵) و به حسن عاقبت و مقام والا نزد خداوند رسید. وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ» (سوره ص، آیه ۲۵) و جن در خدمت او بود. وَالشَّیاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ». (سوره ص، آیه ۳۷)[۹] پی نوشتها قصص الأنبیاء (قصص قرآن) (فاطمه مشایخ)، ص۵۲۵. البدایة والنهایة (ابن کثیر دمشقى)، ج۲، ص۱۸. ترجمه المیزان (موسوى همدانى سید محمد باقر)، ج۱۵، ص۵۲۳. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۶۱، ص۲۶۰. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۱۴، ص۷۰. حیوة القلوب (علامه مجلسى)، ج۲، ص۹۶۶. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۱۴، ص۱۳۶. ارشاد القلوب (ترجمه سلگى)، ج۱، ص۴۲۰. تفسیر نور (قرائتى محسن)، ج۹، ص۴۲۸.

پروفسور اسماعیل حسین زاده، باور یک اراده

بیوگرافی مختصر  پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو الگویی علمی، سخت کوش، وطن دوست اسماعیل در سال ۱۳۲۵ در یکی از مراتع ییلاقی روستای بوانلو، به نام صفرآقا، واقع در منطقه کوهستانی بین شیروان (ایران) و عشق آباد (ترکمنستان)، در یک چادر مشکی گله داری که از موی بز درست شده بود، متولد شد. در آن زمان، گله داری سنتی، یعنی چادر نشینی و مهاجرت بهمراه دام بین مراتع ییلاقی (واقع در نواحی کوهستانی بجنورد و شیروان و قوچان) در تابستان و مراتع قشلاقی (واقع در مراوه تپه و دیگر نواحی نسبتا گرم شرق دریای خزر) در زمستان شیوه عمده فعالیت اقتصادی خیلی از کردهای نوار مرزی بین ایران و ترکمنستان بود. بر این روال، خانواده اسماعیل هم در آن موقع مانند دیگر گله داران بوانلو و نواحی اطراف هر سال بین مراتع ییلاق و قشلاق کوچ میکرد. از این رو وقتی که اسماعیل به سن مدرسه رسید، مهاجرتش به همراه کوچ نشینان به مراوه تپه متوقف شد زیرا که والدینش او را در روستای بوانلو پیش پدر بزرگ و مادر بزرگش گذاشتند تا بتواند به مدرسه برود. البته چون در آن روزها بوانلو (مانند اکثر روستاهای ایران) مدرسه نداشت، اسماعیل و دیگر بچه مدرسه ای های بوانلو مجبور بودند به تنها مدرسه موجود در منطقه که در روستای اوغازواقع بود بروند. استثنایات خیلی نادر به کنار، شش سال آموزش ابتدایی حد اکثر تحصیل در آن زمان (مخصوصا در نقاط غیر شهری) بود. خیلی از بچه ها هم یا اصلا مدرسه نمی رفتند ویا اگر هم میرفتند پس از دو سه سال، یعنی به محض اینکه سواد خواندن و نوشتن را در حدی مقدماتی کسب میکردند، ترک تحصیل کرده و به ادامه کار آباو اجدادی دامداری یا کشاورزی میپرداختند. (البته نا گفته نماند که اکثریت قریب به اتفاق خانواده های ایرانی در آن موقع، مخصوصا خانواده های روستایی و عشیره ای، دخترانشان را اصلا به مدرسه نمی فرستادند.) طبق این سنت، وقتی اسماعیل دوره شش ساله تحصیلات ابتدایی را به پایان رسانید، خانواده اش انتظار داشت که او هم مثل دیگر بچه های هم سن و سال خودش به روال دیرینه شیوه زنگی و کمک به خا نواده به زندگی گله داری و عشیره ای ادامه دهد. ولی اسماعیل قصد ادامه آن شیوه زندگی را نداشت. درعوض، او مصمم بود که به تحصیلاتش تا سطح دیپلم ادامه دهد تا بتواند بعد از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان معلم بشود. گر چه به دلیل تنگنا های مالی پدرش با این تصمیم اسماعیل موافق نبود، معذالک بر اثر خواهش و پا فشاری وی و نیز توصیه دو تن از معلم هایش در مدرسه اوغاز راضی شد که او را به دبیرستان بفرستد (دبیرستان نادر شاه باجگیران). منتها بعد از کلاس اول دبیرستان به خاطرعدم بضاعت مالی اسماعیل مجبور شد که به مدت دو سال (دو سال تحصیلی۴۱-۱۳۴۰ و ۴۲-۱۳۴۱) ترک تحصیل کند. خوشبختانه، بعد از دو سال ترک تحصیل، یعنی در اواخر تابستان سال ۱۳۴۲، فرصتی پیش آمد که با استفاده بموقع از آن اسماعیل توانست دو باره به مدرسه برگشته وبه ادامه تحصیلاتش (از سال دوم دبیرستان) بپردازد. داستان آن فرصت از این قرار است: در شهریور ماه ۱۳۴۲ رییس دبیرستان باجگیران، بنام آقای پاکزاد، که از مدارس روستاهای حوزه باجگیران بازدید میکرد، توقف کوتاهی هم درروستای بوانلوداشت. طی این توقف از کد خدای روستا میپرسد: دو سال پیش دانش آموزی از ده شما بنام اسماعیل حسین زاده در دبیرستان باجگیران داشتم که با وجود اینکه دانش آموز ممتازی بود پس از اتمام کلاس هفتم دیگر به دبیرستان برنگشت. میدانی او الان کجاست، چه کار میکند، و چرا ترک تحصیل کرد؟” کدخدا هم (پس از پرس و جو از حاجی غلام حسین، عموی اسماعیل، که در آن جمع حضور داشت) جواب میدهد که: اسماعیل در روستا است ولی امروز پیش گوسفند ها به چوپانی مشغول است. علت ترک تحصیلش هم عدم بضاعت مالی خانواده اش میباشد.” آقای پاکزاد به وی سفارش میکند که از قول من به خانواده اسماعیل بگوکه اگر بتوانید فقط خرج خوراک و پوشاک او فراهم بکنید، بقیه مخا رج تحصیلی اش (مانند مسکن، شهریه، کتاب، نوشت افزار، و غیره) را من قول میدهم که از اداره آموزش و پرورش برایش بگیرم.” به محض شنیدن این خبر، اسماعیل در عین حال که سعی میکند پدرش را متقاعد کند که با ادامه تحصیلش موافقت کند، تصمیم به رفتن با باجگیران میگیرد. ولی وقتی میبیند که پدرش بازهم مردد است، صبح روز بعد، قبل از اینکه کسی از خواب بیدار شده باشد، یواشکی از خانه در رفته و تک و تنها با پای پیاده از طریق مرز زیلان راهی باجگیران میشود. عصر آنروز وقتیکه به باجگیران میرسد، مستقیما پیش آقای پاکزاد میرود. ایشان هم به قولش مبنی بر فراهم کردن مسکن برای وی وفا کرده و اتاقی را در گوشه ای ازحیاط دبیرستان در اختیار او میگذارد تا بتواند در آن ست اختیار کند. البته آن شب، یعنی شب اول پس از رسیدن به باجگیران را در منزل یکی از دوستانش بنام ر. کرد (که از دو سال قبل می شناخت) خوابید. روز بعد، پدر اسماعیل مقداری خواروبار و وسایل مورد وم او را بار اسبشان کرده و برایش به باجگیران میبرد. به این ترتیب اسماعیل موفق میشود دوباره به مدرسه برگشته و به تحصیلا تش ادامه دهد. او پس از اتمام دوره سیکل اول در دبیرستان نادرشاه باجگیران، سیکل دوم را در دبیرستان جوینی قوچان تحصیل میکند. در سال آخر دبیرستان اسماعیل به فکر رفتن به دانشگاه می افتد. منتها به دلیل کمبود امکانات مالی این فکر بیشتر از حد یک رویا بنظر نمیرسد. تا اینکه روزی یکی از دبیرهای او بنام آقای م. پهلوانی بهش میگوید من فکر میکنم شانس قبول شدن تو در امتحان ورودی دانشگاه (کنکور) خوبست و از اینرو قویا پیشنهاد می کنم که در کنکور شرکت بکنی.” وقتی اسماعیل در جوابش میگوید که بضاعت مالی خانواده اش بهش اجازه نمیدهد به دانشگاه برود، آقای پهلوانی میگوید حالا امتحان کنکور را بدی اگر قبول شدی بعد نگران هزینه دانشگاه رفتن باش.” شرکت در امتحان کنکور در آن روزها مستم رفتن به تهران بود. ولی چون اسماعیل پول لازم برای این سفر را نداشت، به ناچار از خیر شرکت در کنکور گذشت—نکته ای که روش نشده بود به آقای پهلوانی بگوید. در این موقع اسماعیل در اطاق کوچکی که در منزل خانواده محمدزاده در قوچان اجاره کرده بود زندگی میکرد. سرپرستی خانواده محمدزاده را مادر خانواده بنام زیور خانم، که اسماعیل او را خاله زیور صدا میکرد، به عهده داشت (پدر خانواده فوت شده بود). خاله زیور یک پسر (محمدرضا) و یک دختر (منور) داشت–محمدرضا همکلاس اسماعیل بود. وقتی زیور خانم از طریق محمدرضا متوجه میشود که اسماعیل نمیتواند در امتحان کنکور شرکت کند چون پول رفتن به تهران را ندارد، ایشان داوطلبانه پول لازم را به اسماعیل قرض میدهد. اسماعیل چیزی را که خاله زیور در آن لحظه بهش گفت هنوز خوب بخاطر دارد: این پول سفرت. ومی هم ندارد به خانواده ات بگویی. در پس دادنش هم عجله ای نیست. مطمعنم روزی آن را پس خواهی داد.” به این ترتیب اسماعیل توانست به تهران مسافرت کرده و در امتحان کنکور شرکت نماید بدون اینکه به خانواده اش بگوید. حدود دو هفته بعد وقتیکه رومه های کیهان و اطلاعات نتیجه امتحانات کنکور را منتشرکردند، معلوم شد که اسماعیل در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران قبول شده است. دوستان و همکلاسی های او در قوچان این خبر را جشن گرفتند. اسماعیل خوب به یاد دارد که چطور خانواد او از خبر قبولی اش هم خوشحال و هم متأثر شده بود. خوشحال، از این نظر که قبولی یکنفر در دانشگاه تهران در آن زمان نه تنها ازبوانلو بلکه از تمام آن منطقه موفقیت نسبتا نادری بود. متأثر، از این نظر که کمبود منابع مالی به آنها اجازه نمیداد که او را به دانشگاه بفرستند. در این موقع آقای حاجی ق. رضائیان، یکی از مردان با سخاوت و دانشدوست کرد (باجگیرانی) که هم با سابقه تحصیلی اسماعیل (به خاطر هم دوره و همدرس بودن او با بچه های فامیلها یش) آشنایی داشت، و هم از وضع مالی خانواده اش آگاهی داشت، به او میگوید که نگران رفتن به دانشگاه نباشد، چون ایشان با کمال میل حاضر است هزینه تحصیلی دانشگاهی او را تقبل نماید. منتها غرور پدر و برادر اسماعیل مانع قبول کردن این پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه آقای رضائیان میشود. از قضا، در خلال همین روزهای استیصال و دست بسربودن اسماعیل و خانواده اش، آقای ب. محمدزاده اوغازی، که در آن زمان افسر (همافر) نیروی هوایی بود و برای مرخصی از تهران به روستا آمده بود، وقتی که از خبر قبولی اسماعیل در دانشگاه و از درماندگی او بخاطر کمبود مخارج تحصیلی مطلع میشود، به دیدن او در بوانلو میرود. در این دیدار، ایشان به اسماعیل میگوید: اگر بتوانی فقط حدود هزار یا هزار و دویست تومان برای رسیدن به تهران و مخارج یکی دو ماه اول زندگی در آنجا را فراهم بکنی، پس از آن میتوانی کار پیدا کرده و مخارج تحصیلی خودت را فراهم بکنی.” این خبر اسماعیل و خانواده او را خیلی خوشحال میکند. خانواده اش بزودی مبلغ هزار تومان (از طریق فروش چند راس گوسفند ومقداری هم قرض) را برای سفرش فراهم کرده وبه اینترتیب اسماعیل راهی دانشگاه میشود. حدود دو ماه پس از رسیدن به تهران، یعنی اواسط ترم اول دانشگاه، اسماعیل شروع به کاریابی میکند. در همین راستا و از طریق دوستان سابقش در باجگیران متوجه میشود که کسی از حوالی باجگیران بنام آقای شمخالی در تهران موسسه آموزشی شبانه ای (بنام موسسه آموزشی مشعل دانش، واقع در میدان خراسان) دارد که اگر احتیاج به معلم داشته باشد، ممکن است او را بعنوان معلم استخدام نما ید. اسماعیل این خبر را به فال نیک گرفته و بی درنگ سراغ آقای شمخالی میرود. پس از مصاحبه نسبتا مختصری، آقای شمخالی به او پیشنهاد همکاری یعنی تدریس شبانه در موسسه اش را میدهد. تدریس اسماعیل در مشعل دانش (اکثرا بصورت نیمه وقت، گاهی هم بصورت تمام وقت) تا موقع فارغ التحصیلی او از دانشگاه ادامه پیدا کرده و به اینترتیب مشکل تامین هزینه تحصیلی او بر طرف میشود. البته، طی سالهای دانسجویی در تهران اسماعیل گاهگاهی تدریس خصوصی هم میکند. از اوایل سال چهارم دانشگاه اسماعیل به فکر ادامه تحصیل تا مقطع دکترا می افتد تا بتواند پس از احراز این مدرک در سطح دانشگاه تدریس کند. منتها چون مدرک دکترای اقتصاد در آن زمان در ایران داده نمیشد، لازمه تحصیل در این مقطع و اخذ مدرک مربوطه رفتن به خارج بود. از این نظر باز هم اسماعیل با مشکل تامین هزینه لازم برای ادامه تحصیل مواجه میشود. ولی وقتی متوجه میشود که اگر بتواند به آمریکا برود، میتواند هزینه تحصیلی خود را از طریق کار در آنجا فراهم کند، در پیش بردن هدفش برای ادامه تحصیل در خارج مصمم تر میشود. در این راستا، پس از فارغ التحصیلی از دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و طی خدمت سربازی (بعنوان افسر وظیفه، در فرح آباد” تهران) به سا عات کاری خود در مشعل دانش افزوده و به این ترتیب پول لازم برای بلیت پرواز به آمریکا را پس انداز میکند. منتها گرفتن ویزای دانشجویی از کنسولگری آمریکا در آن موقع مستم شرایط مالی دیگری هم بود که فراهم کردن آنها برای اسماعیل مقدور نبود. مشکل ترین این شرایط از نظر اسماعیل داشتن حساب بانکی با موجودی حد اقل معادل هفت هزار دلار آمریکایی بود. خوشبختانه، یکی از دوستان اسماعیل در تهران (بنام آقای ح. غلامی) با قرض دادن چند روزه مبلغ مورد وم به او این مشکل را بر طرف کرده، و لذا اسماعیل موفق به گرفتن ویزای دانشجویی به مقصد آمریکا میشود. (او هنوز خوب یادش هست که فقط با هفتاد و سه دلار پول به آمریکا آمد. وی برای ادامه تحصیلات بیشتر در رشته اقتصاد در سال 1354 به آمریکا رفت و توانست دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه کویین کالج و دکترای تخصصی (P.h.d) را در دانشگاه New school نیویورک دریافت کند. او سپس  به عنوان استاد وارد دانشگاه Drake (دریک) در ایالت ایووا در شهر مرکزی دموین (deef-moames) شد و به تدریس دوره هایی در زمینه اقتصاد ی، سیستم های اقتصاد تطبیقی، اقتصاد بین المللی و توسعه اقتصادی پرداخت و توانست در مدت کوتاهی یکی از استادان برجسته دانشگاه های آمریکا شود.وی دارای پژوهش های ارزشمندی در زمینه علم اقتصاد هم چون موج های طولانی توسعه و تنزل اقتصاد، بحران های اقتصادی، ت های سازماندهی مجدد، خرید و فروش ارز، NAFTA (قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی)و تولید، بدهی(کشورهای)جهان سوم، تعیین ت های اقتصادی ریاست جمهوری است. وی هم چنین استاد ارشد دانشگاه دریک از 1988 تاکنون، دانشگاه لانگ آیلند و کالج هایی هم چون جورجیا، منهتن وپیترز در نیوجرسی بوده است و به دلیل پژوهش ها و مقالاتش در دانشگاه دریک و دیگر دانشگاه های ایالات متحده جوایز متعددی دریافت کرده است. اسماعیل حسین زاده در دانشگاه drake در ایالت Iowa آمریکا اقتصاد تدریس می کند. آثار منتشر شده ایشان عبارت است از سه کتاب و دهها مقاله مختلف در زمینه های گوناگون اقتصاد ی. یکی ازسه کتاب ایشان، که تحت عنوان اقتصاد ی نظامی گری آمریکا” به فارسی ترجمه شده است، اخیرا توسط نشر نی در تهران به چاپ رسیده است. سرانجام در مهرماه 1398 زندگی فانی را به درود حیات گفت. روحش شاد.   وبلاگ ایشان:http://www.bowan.blogfa.com/ نخبه علمی ایران پرفسور حسین زاده بوانلو درگذشت (باشگاه دانش پژوهان جوان) به گزارش گروه استان های باشگاه خبرنگاران جوان از بجنورد ، اسماعیل حسین زاده در دانشگاه drake در ایالت Iowa آمریکا اقتصاد تدریس میکرد. آثار منتشر شده ایشان عبارت است از سه کتاب و ده‌ها مقاله مختلف در زمینه‌های گوناگون اقتصاد ی. یکی ازسه کتاب ایشان، که تحت عنوان اقتصاد ی نظامی گری آمریکا” به فارسی ترجمه شده است، اخیرا توسط نشر نی در تهران به چاپ رسیده است. دکتر حسین زاده از کرد‌های شمال خراسان، متولد روستای بوانلو، از روستا‌های شهرستان شیروان، بود. او ۴۲ سال در آمریکا زندگی و تدریس کرد، اما در این دو سه سال اخیر به وطنش بازگشته بود ، درگذشت و طبق خواسته وی در روستای زادگاهش بوانلو، در کنار مزار پدرومادرش به خاک سپرده شد.   Ismael Hossein-zadeh An Iranian born Kurd, Drake professor Ismael Hossein-zadeh came to the United States in 1975 as a foreign student to pursue his college education in economics. After completing his graduate work at the New School for Social Research in New York City he joined Drake University faculty in the fall of 1988, where he taught classes in political economy, comparative economic systems, international economics, history of economic thought and development economics until his retirement in 2011. His published work, consisting of three books and numerous scholarly articles, covers significant topics such as financial instability, economic crises and restructuring policies, currency-trade relations, globalization and labor, economics of war and military spending, and the roots of conflict between the Muslim world and the West. He is the author of the following books: - Beyond Mainstream Explanations of the Financial Crisis: Parasitic Finance Capital (Routledge 2014); ISBN 978-1-136-19000-1 - The Political Economy of U.S. Militarism (Palgrave–Macmillan 2007); - Soviet Non-capitalist Development: The Case of Nasser’s Egypt (Praeger Publishers 1989). More information on Professor Hossein-zadeh can be viewed on his personal Website  رئوس فعالیت های علمی  Ismael Hossein-zadeh Professor Emeritus of Economics Menu Home Publications Bio CV Links Contact CVEducation: • Ph. D., Economics, Graduate Faculty, New School for Social Research (1988) • M. A., Economics, Queens College (City University of New York) • B. A., Economics, Tehran University (Iran) • High School: Juveini High School, Quchan (Iran) • Middle School: Nader Shah-e Afshar High School, Bajgeeran (Iran) • Elementary School: Oghaz Roodaki Public School, Oghaz (Iran) Languages: Kurdish and Persian, Fluent; Arabic, reading ability Areas of Teaching and Research Interests: • International Political Economy/International Trade/International Finance • Development Economics • Comparative Economic Systems • Economic History • History of Economic thought • Macroeconomics Professor Hossein-zadeh taught economics at Drake University (Des Moines, Iowa) from the fall of 1988 until the spring of 2011. Before that (and while doing his graduate work in New York City) he taught (on a part-time/adjunct basis) in a number of economic departments in New York metropolitan area, including Lehman College, Manhattan College, Long Island University (the Brooklyn Campus), La Guardia Community College, and St. Petersburg College (Jersey City, New Jersey).   Honors and Awards )جوایز: • Harry I. Wolk Research Award/CBPA Outstanding Faculty Scholar Award (2008-09) • Drake University Faculty Research Grant (June 2008-May 2009) • Drake University Faculty Research Grant (June 2006-May 2007) • Faculty Development Fund, College of Business and Public Administration, Drake University, June 2006-May 2007 • Center for the Humanities (Drake University), Research Leave Grant, Fall 2004 • Drake University Faculty Research Grant (June 2003-May 2004) • Faculty Development Fund, College of Business and Public Administration, Drake University, June 2003-May 2004 • Drake University Faculty Research Grant (1999-2000) • Elsworth and Sylvia Woods Fund for the Study of International Relations (Spring 2000) • Center for the Humanities (Drake University) research grant (Summer 1998) • Drake University Faculty Research Grant (1994-95) • Center for the Humanities (Drake University) research grant (fall 1994) • Drake University Faculty Research Grant (1991-92) • The Stanley Foundation Middle East Studies Grant (spring-summer 1991) • Drake University Faculty Development Award (fall 1990) • Drake University Faculty Research Grant (1989-90) • John D. and Catherine T. McArthur Foundation research grant (summer 1988) • Graduate Faculty Dissertation Grant, New School for Social Research (1985-86)   Publications: for publications please click here.   Book Reviews: A. Long Reviews: • Arise Ye Mighty People! Gender, Class and Race in Popular Struggles, by Terisa E. Turner with Bryan J. Ferguson (eds.), reviewed in: Third World Quarterly, Vol. 16, No. 4 (1995). •  Islamic Economic Systems, by Farhad Nomani and Ali Rahnema, Zed Books, 1994; reviewed in: CIRA Newsletter (CIRA stands for Center for Iranian Research and Analysis), Vol. 10, No. 1 (Fall 1994). • On the Dynamics of Growth and Debt, by Casper van Ewijk, NY: Oxford University Press, 1991; reviewed in: Southern Economic Journal (Fall 1993). • Reforming the Ruble: Monetary Aspects of Perestroika, edited by Josef Brada and Michael P. Claudon, NY: New York University Press, 1990; reviewed in: Southern Economic Journal (Spring 1992). • Perestroika in Perspective:  The Design and Dilemmas of Soviet Reform, by Padma Desai, Princeton, NJ:  Princeton University Press, 1989; reviewed in: Southern Economic Journal (Fall 1990). • Gorbachev’s Economic Strategy in the Third World, by Giovanni Graziani.  NY:  Praeger, 1990; reviewed in: Comparative Economic Studies, Vol. XXXII, No. 3 (Fall 1990).   B. Short Reviews (for CHOICE  Magazine): • After War: the Political Economy of Exporting Democracy, by Coyne, Christopher J. (Stanford, 2008), reviewed in the August 2008 issue of CHOICE. • Economic Sanctions Reconsidered, by Gary Clyde Hufbauer, et al. 3rd ed. (Peterson Institute for International Economics, 2007), reviewed in the June 2008 issue of CHOICE. • The Elgar Companion to Development Studies, ed. by David A. Clark (E. Elgar, 2006), reviewed in the August 2007 issue of CHOICE. • Reform and Growth: Evaluating the World Bank Experience, ed. by Ajay Chhibber, R. Kyle Peters, and Barbara J. Yale (Transaction Books, 2006), reviewed in the June 2006 issue of CHOICE. • The Economics of Microfinance, by Beatriz Armend D́ariz de Aghion and Jonathan Morduc (Cambridge, MA: MIT Press, 2005), reviewed in the February 2006 issue of CHOICE. • Rethinking Development Economics (ed.), by Ha-Joon Chang (Anthem Press, 2003), reviewed in the March 2004 issue of CHOICE. • The Next Crisis? Direct and Equity Investment in Developing Countries, by David Woodward (London and New York: Zed Books, 2001), reviewed in the March 2002 issue of CHOICE. • Frontiers of Development Economics: The Future in Perspective, ed. by Gerald M. Meier and Joseph E. Stiglitz (World Bank/Oxford: 2001), reviewed in the September 2001 issue of CHOICE. • The Political Economy of Imperialism: Critical Appraisals, ed. by Ronald H. Chilcote (Rowman & Littlefield, 2000), reviewed in the June 2001 issue of CHOICE. • Global Poverty, Democracy and North-South Change, by Steven Langdon (Garamond Press, Ont. Canada, 1999), reviewed in the March 2000issue of CHOICE. • Development and Underdevelopment: the Political Economy of global inequality, ed. by Mitchell A. Seligson and John T. Passe-Smith, 2nd ed.  L. Rienner, 1998, reviewed in the January 1999 issue of CHOICE. • The West and the Third World: Trade, Colonialism, Dependence and Development, by D. K. Fieldhouse, Blackwell, 1999, reviewed in the July/August 2000 issue of CHOICE. • Globalization and the Postcolonial World: the New Political Economy of Development, by Ankie Hoogvelt, Johns Hopkins, 1997, reviewed in the February 1998 issue of CHOICE. • Developing Countries and the Multilateral Trading System: From the GATT to the Uruguay Round and the Future, by Srinivasan, T.N.  Westview Press, 1998, reviewed in June 1998 issue of CHOICE. • Handbook on the Globalization of the World Economy, ed. by Amnon Levy-Livermore, E. Elgar, 1998, reviewed in the November 1998 issue of CHOICE. • Society, State and Market: A Guide to Competing Theories of Development, by John Martinussen, Zed Books, 1997, reviewed in the September 1997 issue of CHOICE. • Determinants of Economic Growth: A Cross-Country Empirical Study, by Robert J. Barro, MIT Press, 1997, reviewed in the November 1997 issue of CHOICE. • Development in the Third World: From Policy Failure to Policy Reform, by Kempe R. Hope, M.E. Sharpe, 1996, reviewed in the July/August 1996 issue of CHOICE. • Paradigms in Economic Development: Classic Perspective, Critiques, and Reflections, edited by Rajani Kanth, M.E. Sharpe, 1994, reviewed in the September 1994 issue of CHOICE. • Islamic Development Policy: the Agrarian Question in Iran, by Asghar Schirazi (translated by P.J. Ziess-Lawrence), L. Rienner, 1993, reviewed in the March 1994 issue of CHOICE. • The Rocky Road to Reform: Adjustment, Income Distribution, and Growth in the Developing World, edited by Lance Taylor, The MIT Press, 1993, reviewed in the December 1993 issue of CHOICE.   Scholarly Papers Presented at Professional Conferences: • Making Sense of this Economic Crisis,” paper presented at the annual conference of American Economic Association, Atlanta, GA, 3-5 January 2010. • Are They Really Oil Wars?” Annual Conference of the Global Studies Association, Pace University, June 6-8, 2008. • Hidden Costs of War and Military Spending,” Faculty Colloquium Series (College of Business and Public Administration) and Center for Global Citizenship, Drake University, December 7, 2007. • Domestic Imperialism: How recent U.S. wars of choice, driven largely by war profiteering, are plundering not only the conquered and the occupied abroad, but also the overwhelming majority of U.S. citizens and their resources at home,” Annual Conference of the Global Studies Association, UC Irvine, May 17-20, 2007. • Escalating U.S. Military Spending: Income Redistribution in Disguise,” Annual Conference of the Left Forum, The Cooper Union, New York City, March 9-11, 2007. • Making Sense of the Recent U.S. Wars of Choice,” International Affairs Program, New School for Social Research, New York City, March 15, 2007. • Origins of the Recent Wars of Choice—and Their Impact on U.S. Global Markets,” Annual Symposium of the Center for Global Trade and Development, Chapman University, CA, April 6-8, 2006. • Social vs. Military Spending: How the Pentagon Budget Crowds out Public Infrastructure and Aggravates Natural Disasters—the Case of Hurricane Katrina,” Conference of the American Society of Business and Behavioral Science, Los Vegas, February 23-25, 2006. • Military Spending, Supply-Side Economics, and Destruction of New Orleans,” Rethinking Marxism 2006 Conference, University of Massachusetts at Amherst, October 26-28, 2006. • Destruction of New Orleans: Natural or Policy Disaster,” Faculty Colloquium Series, College of Business and Public Administration, Drake University, February 17, 2006. • The Muslim World and the West: The Roots of Conflict,” Faculty Colloquium Series, College of Business and Public Administration, Drake University, April 2, 2004. • Economic Forces and Implications of the U.S. Drive to War,” Faculty Colloquium Series, College of Business and Public Administration, Drake University, October 25, 2002. • The Development of Capitalism and the Emergence of Centrist Politics in the Power Struggle in Iran,” Faculty Colloquium Series, College of Business and Public Administration, Drake University, November 16, 2001. • Making Sense of the Current US Economic Expansion—A Long Wave Approach and a Critique.” (Co-authored with Anthony Gabb of St. Johns University), Allied Social Science Associations, Boston, January 7-9, 2000. • Long Waves of Capitalist Development and the Future of Capitalism.” Allied social Science Associations, New York, January 4-6, 1999. • Globalization and the Need for International Labor Solidarity.” Allied Social Science Associations, Chicago, January 3-5, 1998. • Determinants of Presidential Economic Policies: the Case of Clintonomics.” Allied Social Science Associations, New Orleans, January 3-6, 1997. • Structural Adjustment Program and Inflation Controversy in Iran–Domestic Money Supply or Balance of Payments Problems?” Eastern Economic Association, New York City, March 17-19, 1995. • Labor and NAFTA: A Global Strategy for the Global Economy.” Eastern Economic Association, Boston, MA, March -20, 1994. • How Finance Capital Cripples Industrial Capital.” Allied Social Science Associations, Anaheim, CA, January 5-7, 1993. • The Political Economy of the Persian Gulf War.” Allied Social Science Associations, New Orleans, January 3-5, 1992. • Glasnost and the Contemporary Cultural Life in the Soviet Union.” Paper presented to the Symposium, Between Spring and Summer: Soviet Conceptual Art in the Era of Late Communism,” Des Moines Art Center, February 23, 1991. • A Balance Sheet of the Gulf War.” paper presented to a Symposium on Background to the Current Conflict in the Middle East,” sponsored by the Iowa Peace Institute, The Stanley Foundation, the Area Education Agency, and the Iowa Global Education Association; Fort Dodge: Iowa Central Community College, February 25, 1991. • Gorbachev’s Economic Reforms in Crisis.” Allied Social Science Association, Washington, D. C., December 28-30, 1990. • Behind the Invasion of Kuwait.” Paper presented to the workshop on Background to Contemporary Middle Eastern Issues,” sponsored by the Loess Hills Area Education Agency, the Iowa Peace Institute, the Stanley foundation and the Iowa Global Education Association (Loes Hills Area Education Agency, Council Bluffs, Iowa), October 29, 1990. •”Economic Determinants of Glasnost and Perestroika.” Allied Social Science Association, Atlanta, GA, December 28-30, 1989. •”The Crisis of Third World Debt: Is There a Way Out?” Allied Social Science Association, New York City, December 28-30, 1988. •”East-West Economic Relations and the Evolution of the Soviet Theory of Third World Development.” Symposium on Third World Economic Development in the Context of US/USSR Relations, Peace Studies Center, Cornell University, May 1-2, 1987. • David Ricardo and Modern Monetarists.” Paper presented at the annual educational conference of Union for Radical Political Economics (Summer 1985). •”An Evaluation of the Modeling of Production in Light of Time and Sequencing Factors.” Paper presented to a seminar on Production Models at the Graduate Faculty of the New School for Social Research (May 1984).   Further (Miscellaneous) Scholarly/Professional Activities: • Invited Speaker, Effects of Economic Sanctions on the Iranian Economy—and Society,” Progressive Coalition of Central Iowa, Drake University, 101 Meredith Hall, June 24, 2009. • Invited Speaker, Economic Effects of Wall Street Rescue/Bailout Plans,” Iowa Treasury Management Association” (Courtyard by Marriott, Ankeny, Iowa), January 8, 2009. • Invited Speaker, Making Sense of the Current Energy Price Hikes,” Des Moines Kiwanis Club (at Westminister Presbyterian Church), July 10, 2008. • Invited Speaker, The Impact of War and Military Spending on Non-Military Public Spending,” Women for Stronger America (Des Moines, Iowa), May 8, 2008. • Learning about Iran and Avoiding War,” a presentation (along with Dr. David Drake) and discussion on ways to promoting diplomacy and/or negotiation with Iran in the hope of preventing war with that country, sponsored by the American Friends Service Committee and the Iowa Task Force to Prevent the Bombing of Iran, Des Moines Public Library, February 21, 2008. • Skyrocketing oil prices and the economy,” Commentary, The Des Moines Register (November 3, 2007), p. 2D. • Presentation/discussion and book signing, Ames Public Library (Ames, Iowa), October 20, 2007. • Presentation/discussion and book signing, Borders Bookstore (West Des Moines, Iowa), September 29, 2007. • Invited Speaker, The Roots of the Continuing Conflict between Iran and the United States,” Ames Public Library, Ames, Iowa, April 22, 2007. • Invited Speaker, Parasitic Militarism: Waging Wars to Appropriate the Lion’s Share of Tax Dollars,” Cedar Rapids Peace Center, Cedar Rapids, April 20, 2007. • Invited Speaker, Making Sense of the Recent U.S. Wars of Choice,” International Affairs Program, New School for Social Research, New York City, March 15, 2007. • Invited Speaker, Making Sense of the Iran Controversy,” Central Presbyterian Church, May 20, 2006 (sponsored by the Iowa United Nations Association, Des Moines Chapter). • Invited Speaker, The Rise of Islamic Fundamentalism,” sponsored by the American Friends Service Committee, Central Region Office, 4211 Grand Ave, May , 2006. • Guest Speaker, Is Islam Incompatible with Modernization?” Central Presbyterian Church, May 29, 2004 (sponsored by the Iowa United Nations Association, Des Moines Chapter). • Guest Speaker, Understanding the Muslim Rage,” Robert Ray Friends of Drake, Drake University (233 Meredith Hall), April 1, 2004. • Discussant, Issues in Marxian theory,” Allied Social Science Association conference, San Diego, CA, January 3-5, 2004. • Invited Speaker, An Unholy Alliance and a Proxy War,” National Lawyers Guild (Midwest Regional Conference), Held at Drake University, April 11-12, 2003. • Invited Speaker, Understanding the Middle Eastern Conflict(s),” Des Moines Human Rights Commission, 16th Annual Human Rights Symposium, May 2, 2002. • Guest Speaker, Understanding the Roots of Terrorism,” All Iowa Anti-War Convergence, Drake University, April 13, 2002. • Invited Speaker, September 11th and the War on Terrorism: an Alternative view,” a public lecture, Iowa State University, April , 2002. • Discussant, The Future Demise of the Social Structure of Accumulation in East Asia,” American Economic Association Meetings, New Orleans, January 5-7, 2001. • Principal Speaker, Understanding this Economic Expansion?” presented to Omicron, Delta, Epsilon, Economics Honor Society, April 10, 2000, Aliber 101. • Discussant, Social Conflict and Economic Development in the Middle East,” Allied Social Science Associations, New York City, January 5-7, 2000. • Discussant, Trade, Distribution, and Unequal Exchange,” Allied Social Science Associations, Washington, DC, January 6-8, 1995. • Guest speaker, The Oil and the Gulf War,” The Energy and Self-Reliance Center (Des Moines, Iowa) January 11, 1991. • Principal Speaker, Is There a Peaceful Solution to the Gulf Crisis?” Des Moines Area Community College, Des Moines Campus, February 21, 1991. • Discussion moderator, Open Forum on the War in the Persian Gulf,” Drake University, January 25, 1991. • Guest Speaker, who Are the Kurds?” Urbandale Kuwanis Club, Urbandale, IA, July 10, 1991. • Guest speaker, Limits to Gorbachev’s Reforms,” Des Moines High Twelve Club No.4 (Park Inn, Des Moines), July 27, 1990. • Participant, Round Table Discussion on the Middle East Crisis,” Iowa Peace Institute, Grinnell College, August 31, 1990. • Principal Speaker, Perestroika and the Future of Socialism,” Drake University, April , 1990. • Discussant, Marxism Now: Traditions and Differences,” University of Massachusetts at Amherst, November 30—December 2, 1989.   Interviews With and News Analyses for the Media: • October 3, 2014, interview with George Maurer of KWG Radio (Key West, FL) on the impact of US economic sanctions on the Iranian economy/government. • August 26, 2014, interview with Richard Estes, producer of Speaking in Tongue” on KDVS 90.3 FM, UC Davis (CA), on the Iran Nuclear negotiations. • February 15, 2012, interview with Troy Williams, producer of RadioActive” on KRCL in Salt Lake City, on the US/Israeli move toward war against Iran. • February 24, 2012, interview with Richard Estes, producer of Speaking in Tongue” on KDVS 90.3 FM in Davis (CA), on the globalization of militarism.” • July 26, 2010, interview with Ed & Lynn Fallon (Fallon Forum), 98.3 WOW-FM Talk Radio, on the governments finance reform bill 2010.” • July 12, 2010, interview with Michele Paris of alternotzie.org, an online Italian magazine, on the occasion of the anniversary of the controversial 2009 Presidential election in Iran. The interview was published in the July 16, 2010, issue of NewNotizie.it. • July 10, 2010, Interview with M. Amirian of IRNA (Islamic Republic News Agency) on the reasons and the likely consequences of the tightening of economic sanctions on Iran by the U.S. and its allies. The interview was published in the July 14, 2010, issue of IRNA. • May 21, 2010, Interview with Richard Estes of KDVS 90.3 FM Radio in Davis, California, on the ongoing financial Turbulence in Europe, especially in Greece. • February 5, 2010, Interview with Roya Tahzibi of IRNA (Islamic Republic National News Agency) on the Obama administration’s policy toward Iran. • July 3, 2009, interview with Katherine Perkins of Iowa Public Radio on the role of economics in the presidential election in Iran. • June , 2009, interview with Reid Forgrave of The Des Moines Register on the Presidential Election in Iran. The interview was featured in the Register, pp. 1A & 13A. • February 3, 2009, interview with George Maurer of KWG Radio (Key West, FL) on how/why government’s misguided plans to rescue/bailout the insolvent mega banks are prolonging this recession. • November 12, 2008, Interview with C. S. Soong of KPFA 94.1 Radio (Berkeley, CA) on the role of sub-prime lending in the current financial meltdown. • October 15, 2008, interview with George Maurer of KWG Radio (Key West, FL) on the competing economic/financial recovery plans.” • October 14, 2008, Interview with Sabastian Moll, Correspondent for the German Newspaper Frankfurter Rundschau, on the impact of the current financial crisis on international relations.” • July 26, 2008, Interview with Chuck Mertz of WNUR 89.3 FM radio (Chicago) on various aspects of the economic consequences of military spending. • May 22, 2008, Interview with Christina Palladino of Channel 5 TV (local ABC affiliate) on the factors behind the rising price of oil/gasoline.” • March , 2008, Interview with Jeneane Beck on Iowa Public Television (The Iowa Journal program) on the impact of war and military spending on Iowa.” • March 17, 2008, Interview with Emily Price of Channel 8 TV (local CBS affiliate) on the real estate melt-down.” • February 21, 2008, interview with Roger Yeardley, Curved Air WAIF 88.3 FM, Cincinnati, OH. • February 11, 2008, interview with Scott Hall, KAXE Radio, NPR Affiliate, Grand Rapids, MN. • February 6, 2008, interview with Bruce Wadzeck, Transitions New Jersey Networks Radio (syndicated NPR), New Jersey (broadcast in Trenton, Berlin, Susfix, Ridgeton, Atlantic City, Manahocken, and Cape May). • February 1, 2008, interview with Laurel Blankinship-Avalon, Peace and Social Justice-KZFR Radio, Chico, CA. • January 29, 2008, KAOS 89.3 FM Olympia Community Radio, The Evergreen State College, WA, John Ford (host). • January 15, 2008, KVMR 89.5 FM Radio, Nevada City, CA, Mike Thornton (host). • January 14, 2008, KVON 1440 AM Radio, Late Mornings, Napa, CA, Jeff Shechtman (host). • January 14, 2008, WWW OZNET KSU Radio, Perspectives,” Richard Baker (host). • January 12, 2008, WFNY, Free Forum, WFNY-FM, New York, Bob Salter (host). • January 12, 2008, WXXM, The Mic 92.1, Madison’s Progressive Talk, Wisconsin (WI), Sunday Journal with Stu Lavitan as host. • January 11, 2008, Voices of Our World Radio, nationally syndicated to over 100 stations, Michael Jones (host). • January 11, 2008, LibRadio, Black Star Media, Inglewood, CA, Keidi Obi Awadu (host). • January 10, 2008, KSFR 90.7 FM, Santa Fe Radio Café, Mary-Charlette Domandi (host). • January 9, 2008, WRIF-FM, WCSX-FM, WMGC-AM, Detroit, The Peter Werbe Show. • January 9, 2008, WPFW 89.3 FM Radio, What’s at Stake,” Washington, D. C., Verna Avery Brown (host). • January 8, 208, KWMV Radio, America Off-Line,” Point Reyes, CA, Jonathan Row (host). • January 8, 2008, WBAI Radio, New York City, Andrea Sears (host). • January 8, 2008, WORT 89.9 FM, Madison, WI, Stan Woodard Show. • January 7, 2008, KPHX, Air America Phoenix,” The Jeff Farias Show. • January 7, 2008, KPOJ 620 AM, Tom Harman Show,” Portland, OR, Carl Wolfson  (Host). • January 7, 2008, WWRL-AM, Drivetime Dialogue,” New York’s Air America affiliate, Jeff Haveson (producer/host). • January 1, 2008, KUCI 88.9 FM, Weekly Signals, Irvine, CA—Nathan Callahan and Mike Kaspar (hosts). • December 3, 20007, interview with Bill Resnik of KBOO 90.7 Radio, Portland, OR, on the impact of U.S. economic sanctions on Iran, and the potential consequences of a U.S. military action against that country. • November 6, 2007, interview with Sloan Woodward of the local (Des Moines) ABC News on the causes and economic consequences of the rising energy costs. • March 20, 2007, interview with Lenny Charles (Producer) of INN World report television station, New York City, on the opportunity costs of US military spending in terms of forgone non-military public spending. • December 27, 2006, interview with Lenny Charles (Producer) of INN World report television station, New York City, on the infrastructural reconstruction in Iraq. • November 24, 2006, interview with Hassen Inayat of Channel Islam International television, South Africa, on the intellectual and modernization challenges of the Muslim world. • November 4, 2006, interview with Reza Shirazi of Fairfax Public Access TV Channel 30, Virginia, on the impact of war on US global markets. • November 3, 2006, interview with Mike Hassibi of Channel One television, Los Angeles, about my book, The Political Economy of U.S. Militarism. • October 1, 2006, interview with Bill Resnik of KBOO 90.7 Radio, Portland, OR, on the controversy surrounding Iran’s nuclear technology. • September 14, 2006, interview with Michelle Anderson of Times Delphic, student newspaper at Drake University, on various issues discussed in my book. The interview was featured in the September , 2006 issue of TD. • August 31, 2006, interview with Reza Shirazi of Fairfax Public Access TV Channel 30, Virginia, on the impact of the Iraq war on the price of oil. • August 30, 2006, interview with Bill Nicholson of USA Today on the ongoing dispute over Iran’s nuclear energy program. Segments of the interview were published in the August 31, 2006 issue of the paper. • September 6, 2004, interview with KPFA Radio, 94.1 FM, San Francisco, on the economic impact of the Iraq war. • February 17, 2003, interview, with Bill Resnik of BKOO Radio, Portland, OR, on the driving forces behind the rush to war against Iraq. • October 25, 2002, interview, Radio Iowa Network, on the Muslim World reaction to the 9/11 attacks. • January 7, 2000, interview with Louis Uchitell of the New York Times on the status of the U.S. economy; part of the interview was quoted in the January 16th issue of the New York Times. • February 6, 1991, interview with George Clifford III, The Register Staff Writer, on the Role of Iran in the Gulf War. The text of the interview was published in the February 7, 1991 issue of The Register, pp. A1 & M4, under the title, Iran `Playing Cards Wisely’ Against Pair of Bitter Enemies.” • January 16, 1991, interview with Steve Perry, Editor of City Pages, on the Gulf Crisis. The text of the interview was published in the January 23, 1991 issue of the paper, p. 13, under the headline Why We Are in the Gulf.” • January 12, 1991, interview with Kathy Bergstrom, Staff Writer of The Messenger; on the war in the Persian Gulf. Excerpts of the interview were subsequently published in the Paper. • January 10, 1991, interview with Kevin Potter, Chief Staff Writer, The Times Delphic, on the future of the Gulf war. The text of the interview was published in the January 17, 1991 issue of the paper, p. 1, under the headline Professor Talk of War Concerns.” • January 11, 1991, interview with WHO Radio. Portions of the interview were broadcast on Saturday, January 12, and Sunday, January 13, 1991. • December 28, 1990, interview with Jim Wishner of WOI Radio on the Crisis in the Middle East. The interview was broadcast live, 10:00-10:30 A.M. • In addition, I am occasionally consulted by the local media outlets for comment analysis of the major international events related to both the Middle East and the former Soviet republics.   Faculty Committee Appointments: • Honors Advisory Board, 2002–2007 • Campus Advisory Board, Center for Global Citizenship, 2002-2006 • Undergraduate Curriculum Committee, College of Business and Public Administration, 2002-2004 • Arts and Sciences Council, College of Arts & Sciences, Drake University, 1999-2001 • Ad Hoc Committee to draft peer evaluation guidelines for the faculty of the College of Arts & Sciences, 1998-99 • Ad Hoc Committee to draft peer evaluation guidelines for the faculty of the College of Arts & Sciences, 1997-98 • Committee on Academic Integrity (Chair), College of Arts & Sciences, 1993-94 • Curriculum Committee, College of Arts and Sciences, Drake Univ., 1991-1993 • Faculty Senate, Drake University, 1991-92 • Faculty Cabinet, College of Arts & Sciences, Drake Univ., 1990-91 • Arts and Sciences Council, College of Arts & Sciences, Drake University, 1989-91Blog at WordPress.com.  Prof. Ismael Hossein-Zadeh - Archive https://www.globalresearch.ca/author/ismael-hossein-zadeh

سفرنامه پیاده رووی اربعین

بالاخره امام حسین ما رو هم طلبید و با پراید یکی از رفقا راهی مرز مهران شدیم. توی راه ماجراها داشتیم ، توی ماشین هیئت  شور می گرفتیم و سینه می زدیم وقتی ترافیک میشد همه توجهات به ما جلب میشد. مرز مهران جمعیت خیلی زیاد بود ولی خیلی روان و بدون مشکل از مرز رد شدیم و یه ماشین گرفتیم برای سامرا و کاظمین و سید محمد. بقیه در ادامه مطلب . سامرا عکس شهدا حشدالشعبی رو زده بودن و عکس شهید هادی ذوالفقاری هم بود. سامرا حس غربت عجیبی داشت و کاشی های شکسته در دیوار حرم بدجوری بغض آدم رو می شکست. بعد سامرا رفتیم امام زاده سید محمد که حس خوبی داشت و چایی صلواتی که جلوی امام زاده میدادن خیلی خوشمزه بود و همین چایی تا آخر سفر برای ما ماجرا شد. طعم چایی سید محمد رفته بود زیر زبونمون و تا آخر سفر نوحه (مگه چی تو چایی های روضته آقا جون / گمونم رقیه یک کم تربت میریزه ) رو می خوندیم. راننده با اخلاق و خوبی داشتیم که خودشون موکب داشتن که نماز ظهر رو رفتیم موکب اونا بعد رفتیم کاظمین و تو کاظمین با راننده خدا حافظی کردیم و کرایشو دادیم. نزدیک حرم کیف هامون رو به نرده ها آویزون کردیم و رفتیم زیارت ، تا آخرین ساعتی که تو کاظمین بودیم کیف ها همون جا آویزون بود و ما می رفتیم حرم و میومدیم و هیچ کس به کیف ها دست نمی زد. یه پیر مردی تو کاظمین خانومش رو گم کرده بود و از کاروان جا مونده بود ، کمکش کردیم که راه و چاه رو پیدا کنه. توی حرم یه سری دفترچه بود که روش عکس شهدا دفاع مقدس بود ، من عکس شهید باکری رو دیدم ، توی دفترچه یک سری اعمال نوشته شده بود مثلا صدتا صلوات که هدیه می کردی به اون شهید اما نکته جالب اینجاست که اینها شهدای جنگ ایران و عراق بودن (البته درستش ایران و رژیم بعث صدام) و الان توی عراق عکسشون رو تو حرم گذاشتن و به روحشون هدیه معنوی میفرستن ، این معجزه ی شهداست. شب اطراف حرم می چرخیدیم که یه عراقی اومد سراغ رفیق ما که معمم بود ، خلاصه شب ما روبا ماشین خودش برد خونشون ، تویوتا داشت، اسمش عمار بود. ما سه تا شیخ همراهمون بود و عربی رو مشکلی نداشتیم. تو راه صحبت می کردیم درباره تظاهرات عراق ازش پرسیدیم ، گفت اصلا به ایران ربطی نداره و به خاطر نبود امکانات و برق و آب و فساد دولت و این چیزاست. رفتیم خونشون داداشش اسمش یاسر بود و پلیس بود می گفت چون پلیسه اجازه نداره بیاد ایران ولی عمار ایران اومده بود. یاسر من رو خیلی بد نگاه می کرد. بعدا بچه ها گفتن بهت شک کرده بوده میگفته این رفیقتون داعشیه خلاص حمام و شام مفصل و خواب و صبح هم ما رو با ماشینش دوباره آورد تا نزدیک حرم. از همون کاظمین پیاده روی رو شروع کردیم به طرف کربلا توی خیابون های بغداد راه می رفیتیم در حالی که پرچم ایران رو به کوله پشتی وصل کرده بودیم . همونجا به رفقا گفتم که زمان جنگ با صدام که همه آرزوی زیارت کربلا رو داشتن هیچ کس حتی توی خواب هم نمیدید که با پرچم ایران تو خیابون های پایتخت عراق قدم بزنه و عراقی ها براش آب و چایی و غذا آماده کنن و اینقدر تحویلش بگیرن. همه ی این ها رو ما مدیون خون شهدا هستیم که راه کربلا رو برامون باز کردن و حالا تا قدس چند قدم بیشتر فاصله نداریم مگر نه اینکه راه قدس از کربلا می گذرد. ماشین هایی که تو خیابون حرکت می کردن گاهی کنار ما می ایستادن و التماس دعا داشتن ، یکیشون جوراب بهمون داد و التماس دعا داشت و رسمشون اینطوری بود که گوشه ی شال یا پرچم ما رو گره می زدن. توی راه از کار فرهنگی هم غافل نبودیم و علاوه بر عکس های پشت کوله پشتی با بچه ها و جوون ها هم صحبت میشدیم ، یه پسر بچه عراقی رو یه هدیه کوچیک بهش دادیم که از ایران آورده بودیم مخصوص بچه ها ، حدود یک کیلومتر کنارمون پیاده اومد و باهامون حرف می زد ، عکسای پشت کوله پشتی من رو نمشناخت و دونه دونه براش معرفی کردم و توضیح دادم. داخل شهر بغداد کنار خیابون تو یه موکب که چایی میدادن نشستیم تا خستگی بگیریم. وقتی کنار هم نشستیم بهش گفتم بیا باهم عکس بگیریم بعد پرچم رو آوردم و گفتم یه طرفش رو بگیر ، وقتی پرچم رو دید اول پرچم ایران رو بوس کرد و بعد پرچم عراق رو و بعد هم با هم عکس گرفتیم. تو همین موکب دوتا جوون عراقی بودن که خودشون گفتن بیایید عکس بگیریم و یکیشون ازمون عکس گرفت توی راه یه جا توی کارتن آب معدتی گذاشته بودن کنار جاده و یه سرباز هم اونجا بود. باهاش سلام تعارف کردم و ازش پرسیدم : وین المرافق ، به زبان محلی عراقی یعنی دستشویی کجاست گفت همین جا و به داخل ساختمون اشاره کرد. رفیقمون کوله پشتیش رو داد به من و رفت داخل و تا برگشتنش کلی طول کشید. چند تا نظامی دیگه هم دم ساختمون بودن توجهشون به عکس های کوله پشتی جلب شد و جلو اومدن و نگاه کردن . فقط رهبر و آیت الله سیستانی رو از تو عکسا شناختن و بقیه رو براشون دونه دونه توضیح دادم یکیشون فکر می کرد شیخ زکزاکی فوت شده اما براش گفتم که زنده است و بچه هاش شهید شدن و خودش در زندانه یکیشون به عکس بالای ساختمون اشاره کرد ، عکس مقتدی صدر بود. تابلو رو که دیدم تازه فهمیدم اینجا دفتر یکی از احزاب ی وابسته به مقتدی صدره ، اومده بودیم لونه زنبور رفیقمون که اومد ما رفتیم داخل و یکی از سرباز ها هم اومد. کمی جلو تر ، از ورودی بازرسی ما رو رد کرد و داخل ساختمون شدیم و رفتیم دستشویی ، تازه فهمیدم چرا کار رفیقم طول کشیده بود.موقع خداحافظی بهشون گفتم با هم عکس بگیریم اما گفتن غیر قانونیه و ممنوعه. کنار مسیر پیاده روی داخل شهر نظامی زیاد بود و زائر کم. همینطور که راه میرفتیم دوتا نظامی عراقی کنار نشسته بودن و با هم بحث می کردن ما رو که دیدن یهو یکیشون گفت چرا شما ایرانی ها از ما عراقی ها بدتون میاد. من گفتم نه ، کی گفته، گفت قناس ایرانی تو تظاهرات عراقی ها رو کشته. کلی باهاش بحث کردیم و پرچم(ایران و عراق) رو از پشت کوله برداشتم و نشونش دادم و گفتم ما مردم عراق رو دوست داریم و گفتم اینها فتنه سعودی و آمریکایی هست تا بین ما تفرقه بندازن و آخر سر هم گفتم ایران و العراق لا یمکن الفراق و رفتیم ، هرچی من می گفتم اون یکی نظامیه تایید می کرد. داستانشون اینطوری بود که یکیشون طرفدار ایران بود و یکیشون درگیر شایعات شده بود و مثل اصلاح طلبای خودمون بود و میخاست روی اون یکی رو کم کنه که در نهایت خودش ضایع شد. توی مسیر داشتیم پیاده می رفتیم که یهو چندتا از این ماشین خفن های نظامی آژیر کشون از کنار ما رد شدن و رفتن. وقتی جلو تر رفتیم دیدیم یکی از شخصیت های ی عراق اومده اون طرف خیابون و کلی صندلی چیده بودن. این طرف خیابون هم نظامی زیاد بود ، داشتیم رد میشدیم که یکی از نظامی ها به من گیر داد و گفت : بنگلادشی؟؟ گفتم : لا ، ایرانی ، بعد پرچم رو از کوله پشتی برداشتم و با دست صاف گرفتم و نشونش دادم و گفتم ایران ، یکم به پرچم نگاه کرد و گفت ایران و العراق . ، هوممم ، خندید و گفت انت شریف . آخه پرچم همراه ما یه طرفش پرچم ایران بود و یه طرفش پرچم عراق و بین دو پرچم نوشته الحسین. بعد از چند کیلومتر پیاده روی ، یه ون سوار شدیم و بیشتر از یک ساعت توی ترافیک سوار ون بودیم. تا بریم محمودیه. کرایمون رو هم یه جوون خوش برخورد عراقی که خودشم مسافر بود حساب کرد و چند دقیقه بعد پیاده شد. شیش نفر بودیم که کرایه ما رو از بغداد به محمودیه حساب کرد نفری یک و نیم دینار یعنی 9 دینار کرایه داد به پول ما میشه حدود 90 هزار تومن. توی راه بیکار بودیم همش از پنجره بیرون رو نگاه می کردیم. از جلو یه ایستگاه اتوبوس رد شدیم که با اسپری روش شعار نوشته بودن ، ایران بره بره. (ضد ایران ) اما توی بلوار ها و میدون های شهر چندین مورد عکس امام ای رو دیدم که زده بودن ولی چون سوار ماشین تو حرکت بودیم نشد که عکس بگیرم در عوض توی مسیر پیاده روی  تا کربلا چند مورد تونستم از نصاویر امام ای که عراقی ها نصب کرده بودن عکس بگیرم. توی مسیر کاظمین تا کربلا حتی یه دونه موکب ایرانی هم نبود بطور کلی ایرانی ها خیلی کم میان این طرف.       روی این تابلو که عکسش پایین هست نوشته مثلی لا یبایع مثله و روی عکس   قرمز زده ، این حدیث از امام حسین (ع) هست که خطاب به یزید می فرماید :مثل من ، هیچ گاه با مثل تو بیعت نمی کند. از این تابلوها تا دلت بخواد به تیر برق های توی مسیر نصب شده بود. الحمد لله انگار فرهنگ شهادت تو عراق هم نهادینه شده و تقریبا همه جا عکس شهدای جهاد با داعش روی و دیوار شهر دیده میشد و این روند تا آخر سفر ما ادامه داشت و همه جای عراق پر از تصاویر شهدا بود و زیر عکس ها می نوشتن شهید البطل یعنی شهید قهرمان توی ون یه نوجون هم جلوی ما نشسته بود که باهاش کلی رفیق شدیم اسمش احمد بود. توی کمر بندی نزدیک شهر محمودیه راننده نگه داشت و پیادمون کرد تقریبا نزدیک محمودیه بودیم ولی بخاطر ترافیک اینجا پیادمون کرد. مادر احمد یه چیزی در گوشش گفت و احمد برگشت به سمت ما و با صدای آهسته به عربی گفت : توی این راه ایرانی ها رو می کشن. اولش نفهمیدیم چی میگه بعد که تکرار کرد من فهمیدم چی می گه و برا رفیقم ترجمه کردم رفیق ما هم با صدای بلند گفت اللهم الرزقنا شهاده فی سبیلک. از اونجا رسما پیاده روی شروع شد. از ستون 70 این مسیر هر چقدر به کربلا نزدیک بشی شماره ستون کم میشه و ستون 1 نزدیک شهر کربلاست. سر ظهر تو اوج گرما تو جاده پیاده شدیم و چند صد متر راه رفتیم تا یه جا برای نماز پیدا کنیم. رفتیم تو یه موکب وضو گرفتیم و نماز خوندیم . عراقی ها همش با هم همه می کردن و می گفتن ایرانی . ایرانی. وقتی یه نفرشون تو موکب نماز خوند فهمیدیم سنی هستن. خلاصه تو این مسیر غیر از ما هیچ ایرانی نبود و حضور ما برای عراقی ها هم عجیب بود البته وقتی به کربلا نزدیک شدیم تک و توک ایرانی هم دیده میشد. حقیقتش توی سی چهل تا ستون اول حسابی احساس غریبی می کردیم اما کم کم یخمون آب شد. تا دلتون بخواد نوشیدنی فراوان بود آب معدنی و انواع آب میوه یعنی آب لیموی عراقی ، آب انار ، آب پرتغال ، شیر موز ، دوغ ، شیر کاکائو و . توی مسیر فراوان بود. قدم به قدم یا کباب ترکی میدادن یا کوبیده ،نخود پخته و باقالی پخته هم زیاد بود. بعضی جاها هم فلافل میدادن ، کله پاچه هم زیاد میدادن ، یه جا نشسته بودیم استراحت کنیم که چند تا جوون اومدن و حدود صد و پنجاه الی دویست متر از مسیر پیاده روی رو موکت قرمز انداختن و روش سفره یه بار مصرف انداختن و هفت هشت تا میز چیدن وسط مسیر پیاده روی ، بعدش تو سفره دلستر قوطی و پرتغال و موز گذاشتن ، ما که نمیدونستیم داستان چیه فقط نگاه می کردیم ، بعد تو سفره ها و روی میز ها یه سری سینی بزرگ گذاشتن که توش یه چیزی شبیه نون تیلیت شده تو آبگوشت بود. بعد هم کنار سفره روی زمین خانومها نشستن و مرد ها هم سرپا کنار میزها ایستادن و با دست از تو سینی ها غذا بر میداشتن و می خوردن ، نزدیک تر که شدیم فهمیدیم کله پاچه است. همین طور کنار سفره چند ده متریشون راه می رفتیم که یه مرد جا افتاده ای زد رو شونم و گفت آقا. با ایما و اشاره گفت خذ الصوره . و به سفره اشاره گرد و گفت ل. منظورش این بود که عکس بگیر و نشون بده . (تا چشمش دربیاد). خلاصه خبر گند زدن های به مردم عراق هم رسیده و تا آخرسفر چندین مورد داشتیم که حسابی برای سلام و درود برعکس فرستادن. تو مسیر یه جور آش عراقی هم بود معروف به شوربه که خوشمزه هم بود. توی این مسیر دیدن قربانی کردن گاو و گوسفند و شتر در کنار خیابون برامون عادی شده بود. واقعا هیچ کجای دنیا که چه عرض کنم توی تاریخ بشریت حماسه اربعین نظیر نداره ، بعد معنویش که به کنار ، ما در حدی نیستیم که ازش حرف بزنیم اما همین بعد مادیش هم معجزه است. صدها کلیومتر رستوران شبانه روزی رایگان کجای تاریخ ثبت شده؟؟؟ میلیارد ها عدد غذا که پخته و پخش میشه. میلیارد ها لیوان آب آشامیدنی و آب میوه ، میلیارد ها عدد نان ، میلیون ها جای خواب و پتو و تشک و بالش ، میلیارد ها استکان چای و قهوه ، حتی این طرف توی ایران پارکینگ میلیونی ماشین های زائران امام حسین (ع) ماها تو برگزاری یه هیئت یا نه ، اصلا تو برگزاری یه مهمونی با  سی تا مهمون کم میاریم و خسته میشیم اما چه کسی میتونه این حرکت عظیم رو مدیرت کنه جز حضرت صاحب امان (عج) ، کدام نیرویی میتونه میلیون ها نفر رو به حرکت وادار کنه جز مغناطیس عشق حسین ، کسی که تا سر کوچه حال نداره پیاده بره تو اربعین ده ها کیلومتر رو با پای پیاده راه میره ، تو دنیایی که همه چیز شده پول و مردم به لاکچری هاشون افتخار میکنن توی اربعین تاول پاها میشه مایه افتخار . توی دنیایی که اگه پول نداشته باشی از گشنگی باید بمیری ، تو اربعین التماس می کنن تا بهت غذا و نوشیدنی و جای خواب رایگان بدن. ولله اربعین معجزه است . اربعین گوشه کوچکی از دنیای بعد از ظهور امام زمانه اصلا اربعین مانوری برای ظهوره ، خدا داره مردم دنیا رو برای ظهور آماده میکنه پس حواسمون رو جمع کنیم که از این قافله جا نمونیم و سرمون بی کلاه نمونه   تو اربعین هر کس هر جوری که میتونه به زائر امام حسین خدمت میکنه . طرف هر چی پول داره خرج اطعام زوار میکنه ، اونی که پول نداره دستمال کاغذی میده و یا با یه لیوان و یه پارچ آب خودش رو به این قافله ی مهدوی پیوند میزنه تا اسمش رو به عنوان خادم الحسین ثبت نام کنن چراکه خادم الحسین بودن شرط مهدی یاور بودنه حتی یه جا توی کربلا دو سه تا جوون بودن که یه تیکه کارتون گرفته بودن دستشون و زائر ها رو باد می زدن ، توی راه بعضیا با شلنگ آب و بعضیا با سم پاش به زائر ها آب میپاشیدن تا خنک بشن. یه دختر بچه عراقی توی مسیر ایستاده بود و به زائر ها آب خنک میداد و فریاد می زد : زایر . ، زایر. ، مای بارد . (آب خنک) وقتی دقت کردم دیدم که یکی از دست هاش از مچ قطع شده و با یک دست آب  ها رو دونه دونه برمیداره و به زوار میده. وقتی فهمید دارم ازش عکس میگیرم با این لبخند زیباش ما رو میهمان کرد. توی مسیر هر جا بچه های عراقی رو میدیدم ، باهاشون یه خوس و بش کوتاه می کردیم و بهشون یه هدیه کوچیک میدادیم ، بچه ها خیلی خوشحال می شدن. توی مسیر پیاده روی اربعین یه پسر بچه رو دیدم که خواهر کوچیک تر از خودش رو ، کول گرفته بود و با سرعت حرکت می کرد و دنبال مادرش می رفت ، اونقدر تند می رفت که حتی نتونستم یه عکس درست و حسابی ازش بگیرم.  بچه ای که توی خونه اگه یه لیوان آب بخواد باید مادرش براش بیاره ، این بار سنگین رو حمل میکنه تا خواهرش رو ببره زیارت امام حسین(ع)  این معجزه ی عشقه ، عشقی که کوچیک و بزرگ نمیشناسه و داره پیر و جوون رو برای ظهور منتقم خون پاکش آماده میکنه. سر ظهر رفتیم تو یه موکبی برای استراحت طبق معمول جوون های عراقی جمع شدن دور ما و کلی حرف زدیم تو همین حال یه نوجوون عراقی اومد و شروع کرد مثل بلبل فارسی حرف زدن ، گفت عموم خونشون خوزستانه ، بعد از کلی حرف زدن و بحث با جوون های عراقی رفتم از انتهای موکب پتو و بالش بیارم که استراحت کنیم ، دیدم یه نفر از پشت به کمرم دست زد ، وقتی پشت سرم رو نگاه کردم دوتا دختر بچه عراقی همزمان با هم گفتن خوش آمدید من چهار میخ مونده بودم . خندیدم و گفتم احسنت . فک کنم اون نوجوونه که فارسی بلد بود بهشون یاد داده بود. جوون های عراقی بعضیاشون خیلی اهل فوتبال بودن ، به فوتبال میگن کره القدم ، خصوصا پرسپولیس اونجا معروف  بود به خاطر بشار رسن . باهاشون که حرف میزدیم خیلی خون گرم و صمیمی بودن و دو سوته پسرخاله میشدن ، بچه هاشونم همینطور بودن و فوری صمیمی میشدن تو یکی از موکب ها یک پسر بچه ای بود که دیونمون کرد از بس که از سر و کولمون رفت بالا تو یکی از موکب ها هم با پسر موکب دار رفیق شدیم . اسمش محسن بود بهش یه هدیه دادیم ، باباشم تو عکس هست. دوتاشون خوش برخورد و با مرام بودن. توی بحث هایی که داشتیم تنها ایرادشون این بود که بینشون شایعه کرده بودن که تو تظاهرات تک تیرانداز ایرانی مردم رو می زنه. و تقریبا همه جا درباره ی این مسئله صحبت شد و ما میگفتیم این فتنه ی سعودی و آمریکایی هاست تا بین مردم ایران و عراق اختلاف بندازن مثل فیلم مختار (آخه عراقیا فیلم مختار رو خیلی دوست دارن و کنار خیابون چندین مورد دیدم که ویدئو پرجکتور گذاشته بودن و مختار پخش می کردن و مردم هم جمع میشدن و نگاه می کردن ،  بعضی جاها عکس فریبرز عرب نیا رو زده بودن و نوشته بودن موکب مختار سقفی ، یا مثلا جلوی موکب مسلم بین عقیل عکس امین زندگانی زده بودن ، فیلم یوسف پیامبر رو هم بعضی جاها پخش می کردن) تو یکی از موکب ها بحثمون بالا گرفت ، چند تا عراقی بودن که یکیشون مثل اصلاح طلبای خودمون حرف حق تو مغزش نمیرفت ، به من گفت تو اصلا بلدی قرآن بخونی ،  منم از حفظ براش خوندم با تجوید ، انتظارش رو نداشت میخواست ضایع کنه اما خودش ضایع شد ، بعدا فهمیدیم معلم قرآنه ، بحث تک انداز ایرانی ادامه داشت ، آخرش رفیقم گفت : آره آقا جون اصلا تک تیر انداز ایرانی بوده ، ایرانی ها منافق توشون زیاد هست و همه که مثل هم نیستن ، همین مجاهدین خلق که تو پادگان اشرف بودن هفده هزار نفر از ایرانی ها رو ترور کردن ، شما عراقی ها هم همین طور ، همتون که مثل هم نیستین ، سنی دارین ، وهابی دارین ، بعثی دارین ، داعشی دارین .   عراقیه آخرش گفت حشد ایران علی راسی (یعنی  ایران رو سر ما جا داره) و گرفت خوابید. بین عراقیا جوون های بابصیرت و آگاه هم کم نبودن و چند مورد داشتیم که اونا ما رو نصیحت می کردن که سعودی و آمریکا می خوان بین شیعه های ایران و عراق تفرقه بندازن. یکی از همین جوون ها که خیلی آگاه و با بصیرت بود ، سی و پنج سالش بود و پنج تا بچه داشت ، میگفت مغازه داشتم که آمریکایی ها با بمب تردنش ، میگفت الان خدا چند برابرش رو بهم داده ، وسط راه یه گدا نشسته بود ، به گدا میگن علی بابا ، این بنده خدا می گفت شیعه ها همشون علی بابا هستن ، می گفت مناطق سنی نشین آب و برقش و امکاناتش بیشتره اما به مناطق شیعه نشین رسیدگی نمیشه. توی مسیر هر صد تا ستون با هم قرار داشتیم و هر از گاهی که بین ما فاصله می افتاد ، در محل قرار همدیگه رو پیدا می کردیم و بعد مسیر رو ادامه می دادیم  ، رفیق ما که هست همراهمون بود ، تو عراق خیلی تحویلیش می گرفتن و به زور بهش آب و غذا می دادن. تو مسیر پیاده روی رسیدیم به جایی به نام ام الحسنین ، یه مرد میانسال اومد سراغ حاج آقا و به زور ما رو برد خونشون ، با این حساب دیگه نمی تو نستیم بریم سر قرار ، به همین دلیل ما اومدیم تو مسیر پیاده روی و همونجا ایستادیم تا بقیه دوستان رو به حاج آقا ملحق کنیم. یهویی فکری به سرمون زد و عطر گل سرخ که از قم خریده بودیم رو از جیب خارج کردیم و می زدیم به زائر ها و بلند بلند با لهجه عربی می گفتیم " زایر ، زایر ، حلاویکم زایر" و براشون عطر می زدیم. اونا هم می گفتن معجورین  یعنی خدا اجرت بده . بلکه با این خدمت ناچیز ، ملائک اسم ما رو هم تو لیست خادمان امام حسین بنویسن. بالاخره همدیگه رو یافتیم و یه وعده غذایی مهمان این خونه بودیم. می گفت دوسال پیش چند تا ایرانی اومده بودن خونمون و خیلی خوشحال شده بود که ما مهمونش بودیم. از تصویر پشت کوله پشتی قبلا براتون گفته بودم ، توی مسیر که پیاده می رفتیم به دفعات بسیار زیاد صدای صحبت کردن افراد پشت سرم رو میشنیدم که درباره عکس پشت کوله پشتی صحبت می کردن مثلا اونی که شخصیت های تو عکس رو میشناخت برای رفیقاش تعریف می کرد. بعضیاشون از پشت میومدن و میگفتن ایرانی صلوات یا میگفتن آقا آقا صلوات از ایرانی آقا رو بلد بودن و از دور صدا می کردن آقا آقا و اگه نگاه می کردی میفهمیدن ایرانی هستی. یه جوون صدام کرد و به عکس کوله پشتی اشاره کرد و گفت " ماکو مقتدا " منظورش این بود که چرا عکس مقتدی صدر تو این شخصیت ها نیست ، (تو مسیر کاظمین به کربلا پر از عکس های مقتدی صدر بود و عکس آیت الله سیستانی ، عکس مقام معظم رهبری هم به چشم میومد و تعداد بسیار کمی هم عکس صادق شیرازی ملعون وجود داشت که اونها هم فقط یه طرح بود که نزدیک کربلا به تیر برق وصل کرده بودن و در طول مسیر اصلا خبری از صادق شیرازی نبود.) بهش گفتم که عکس مقتدا رو ندارم اگه تو داری بهم بده یکی دیگه هم بهم همینو گفت ، گفتم تو خودت عکس مقتدی رو داری؟ دیگه هیچی نگفت. یه جوون دیگه اومد و کلی تحویلمون گرفت و گفت مرجعش امام ایه. توی مسیر بازرسی بدنی زیاد بود ، یه جا به من گیر داد و منو فرستاد که کوله پشتیم رو بگردن ، کوله پشتی رو گذاشتم روی میز تا بازرسی بشه ، وقتی عکس آیت الله سیستانی رو روی کوله پشتی دید ، اشاره کرد که برو ، کوله پشتی رو هم نگشت. با اینکه پرچم ایران رو به کوله پشتی زده بودم ، اغلب منو با عراقی ها اشتباه می گرفتن و فکر می کردن من عربم . ما با حاج آقا دو نفری وسایلمون تو یه کوله پشتی بود چون حاجی کوله نداشت و نوبت به نوبت کوله رو حمل می کردیم ، وقتی نوبت حاجی میشد و من کوله نداشتم داستان های جالبی پیش میومد ، تقریبا همه فکر می کردن من عراقیم و از من آدرس می پرسیدن ، بعضیا شروع می کردن به تعریف کردن به عربی و من فقط لبخند می زدم و سر ت میدادم و سه چهار تا کلمه ای که به لهجه محلی بلد بودم رو می گفتم ، تو یکی از موکب ها یه پسر بچه گیر داده بود و می گفت انت عراقی و باورش نمیشد من ایرانیم. خصوصا که به خاطر اینکه آفتاب سوخته نشم یه چفیه عربی خریدم و مینداختم رو سرم. تو یکی از موکب ها که ظهر رفته بودیم برای استراحت با بچه ها ی عراقی خیلی رفیق شدیم. موقعی که خدا حافظی کردیم و راه افتادیم چند قدمی رو که رفتیم بچه ها با عجله از پشت سر نزدیک شدن و بلند بلند ما رو صدا می زدن ، وقتی رسیدن یه گوشی دستشون بود ، گوشی یکی از رفقای ما تو موکبشون جا مونده بود و بچه ها برامون آوردنش. یه جای دیگه هم یکی از رفقا موقع وضو گرفتن انگشترش رو جا گذاشته بود ، وقتی فهمید از یه جوون عراقی که اونجا ایستاده بود پرس و جو کرد ، عراقیه مشخصات انگشتر رو پرسید و بعد از تو جیبش انگشتر رو خارج کرد و داد به رفیق ما نزدیک کربلا که شدیم ایرانی ها هم تعدادشون بیشتر شده بود و تک و توک ایرانی هم پیدا میشد. من چون تند تر راه می رفتم از بقیه جلوتر بودم و باید نزدیک ستون محل قرار منتظر می موندم تا بقیه بیان ، کوله پشتی رو کنار میذاشتم و رو این صندلی پلاستیکی ها مینشستم ، وقتی یه نفر از جلوم رد میشد که شبیه ایرانی ها بود می گفتم آقا آقا ، ایرانی ؟ و باهاش شوخی میکردم اولش باورشون میشد من عربم بعد که یکم طول میکشید و لهجه ایرانیم لو می رفت می فهمیدن و کلی با هم می خندیدیم. با یه جوون ایرانی تقریبا همینطوری آشنا شدم ،  و کلی با هم حرف زدیم و بحث ی کردیم و خبر دستگیری زم مدیر آمد نیوز رو اون بهم داد و خیلی خوشحال شدم. تو اون چند روزی که عراق بودیم اینترنت نداشتیم و کلا از همه چیز بی خبر بودیم اما این بنده خدا اینترنت گرفته بود و این خبر خوش رو به ما داد. دولت لیبرال کدخداپرست اینترنت رو خیلی گرون کرده بود ، اگه اشتباه نکنم 100mb میشد  بیست هزار تومن اگه این سه چهار  میلیون ایرانی که اربعین رفتن کربلا هر کدوم چهار تا عکس با هشتک تو اینستا گذاشته بودن ، کل دنیا از این حماسه بی نظیر با خبر میشد و عظمت تمدن شیعه رو دنیا میدید اما این از خدا بی خبر ها کاری کردن که دسترسی به اینترنت حداقل باشه ، اینا نوکران شیطان هستند.   ایرانی ها اغلب پشت کوله پشتی هاشون عکس رهبر و عکس نوشته تک تک قدم هایم را نذر ظهورت میکنم زده بودن.  تو یکی از موکب ها یه گروه مشهدی رو دیدم که تصویر اومدن مقتدی صدر به بیت رهبری رو چاپ کرده بودن که کنار رهبر رو زمین نشسته و پرس کرده بودن و زده بودن پشت کوله پشتی ، تو این موکب بچه زیاد بود و ما بهشون بادکنک دادیم و سر صدای بازی کردن بچه ها بلند شد. مشهدی ها هم نمک تبرک حرم امام رضا آورده بودن و به خادم ها میدادن.   رسیدیم کربلا و یه موکب نزدیک حرم امام حسین پیدا کردیم. کوله پشتی ها رو گذاشتیم و رفتیم حرم و قرار ملاقات رو گذاشتیم بعد نماز صبح تو موکب و از هم جدا شدیم. بچه ها از قبل تجربه داشتن به همین خاطر یه تیکه نخ پیدا کردیم و نزدیک حرم دمپایی هامون رو به نرده ها گره زدیم. (جلوی حرم ها کوهی از دمپایی وجود داره.) نزدیک حرم حضرت عباس روی این کوه دمپایی نشسته بودیم کنار یه پاکستانی و صحبت می کردیم ، که یه افغانستانی اومد کنارمون و بعد هم یه لبنانی اومد که فارسی هم بلد بود. بهشون گفتم ببینید الان ما چهار نفر از چهار کشور مختلف تو کشور پنجم یعنی عراق جمع شدیم و با هم رفیق شدیم به معنای واقعی کلمه عشق امام حسین ما رو اینجا جمع کرده ، (الحسین یجمعنا( یه جوون عراقی تو سرداب حرم امام حسین (ع) در حال خوندن نماز بود، پشت لباس سیاهش با خط خوش نوشته شده بود الموت الاسرائیل (مرگ بر اسرائیل) توی کربلا از همه جای دنیا زائر دیده میشد من خودم از ایران بودم و تو کشور عراق از گرجستان و افغانستان و پاکستان و لبنان و نیجریه و ترکیه و هند و آذربایجان ، زائر دیدم. بعضی پرچم ها رو اصلا نمیدونستم مال کدوم کشوره . موقع برگشت هم از کربلا با تریلی صلواتی رفتیم نجف پابوس مولا علی (ع) ، از جایی که پیاده شدیم تا نزدیک حرم یه موتور سه چرخ ما رو صلواتی آورد ، وقتی باهاش حرف زدیم فهمیدیم مثل خودمون بسیجیه یعنی عضو حشدالشعبی عراق بود. قبلا نمیدونستم که مزار شهید هادی ذوالفقاری تو وادی السلام نجف هست و وقتی دیدمش تعجب کردم ، خدا وکیلی شهدای مدافع حرم خیلی گل بودن که خدا اینطوری عزیزشون کرد. قبر آیت الله قاضی هم تو وادی السلام بود. تو وادی السلام زیاد چرخیدیم بعضی جاها یه در وجود داشت که پله میخورد میرفت زیر زمین و داخلش تاریک بود. من سیم مفتول دور دستگیره رو باز کردم و رفتم داخل ، وقتی من رفتم چند تا برادر افغانستانی هم ما رو دیدین و جرات کردن اومدن داخل ، خیلی تاریک بود ، توی دیوار مثل غار های کوچیک دو ردیف قبر وجود داشت که دوتاش پر شده بود و سنگ داشت و بقیش خالی بود یعنی جنازه رو هل میدن داخل و درش رو تیغه می کنن و خاکی در کار نیست.   از نجف با اتوبوس رایگان رفتیم تا خارج شهر و بعد هم با یه اتوبوس رایگان دیگه دو ساعتی رو رفتیم و بعد هم با تریلی رفتیم تا کوت و اونجا کلی تحویلمون گرفتن و غذا بهمون دادن و از کوت با اتوبوس رایگان رفتیم تا مرز مهران چند تا خانوم هم بودن که مرد همراشون نبود و یه عالمه هم اسباب و اساس داشتن که تو همه ی این جابجایی ها با ما بودن و کمکشون وسایل رو حمل می کردیم. از مرز هم به راحتی رد شدیم و برگشتیم به ایران. چیزی که تو این سفر جالب توجه بود اعتماد و ایثار و احترام بود و از همه مهم تر اینکه به ما میگفتن زایر ، و اصلا مهم نبود که شما کارگری یا کارمندی یا پول داری یا فقیری یا سیاهی یا سفیدی یا نماینده مجلسی ، تو زائر امام حسین هستی و همه ی این تکریم ها بخاطر اینه که تو خودت رو به امام حسین وصل کردی و منتظر ظهور منتقم خون  امام حسین هستی .   التماس دعا یاعلی

keyboard_arrow_up