قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

por fin fuera delhospital چ زبانی

زبان GO چیست؟

زبان برنامه نویسی GO که به گولنگ یا GoLang نیز معروف می باشد, که در سال 2009 توسط Ken Thompson و Rob Pike و Robert Grieseme در شرکت گوگل ایحاد و به صورت اوپن سورس منتشر شد. علاوه بر گوگل, شرکت هایی مانند SoundCloud , BBC, YouTube از این زبان برای طراحی سیستم های Back-end استفاده می کنند. می توان گفت که GO با ظرافت فراوان قدرت و سرعت زبانی مثل C را سادگی و راحتی زبانی مثل پایتون یک جا جمع کرده. وبه همین دلیل قادر است بخش بسیار زیادی از برنامه هارا پوشش دهد, از برنامه های سیستمی تا برنامه های ساده چند خطی:)) این زبان همه منظوره با امکانات پیشرفته و دستور زبان شفاف می باشد. به خاطر پشتیبانی از گستره بسیاری از پلتفرم ها و کتابخانه های قدرتمند مستند سازی شده و تمرکز روی اصول مهندسی نرم افزار , GO یکی از ایده آل ترین زبان ها برای یادگیری به عنوان اولین زبان برنامه نویسی می باشد. گو به زبان ساده در نوشته های بعدی مطالب بیشتری درباره ی گولنگ می نویسم :)

بارم فارسي

الف_روخوانی درست ودقیق با توجه به  رعایت لحن وآ هنگها5نمره ب_درک مطلب وباز گردانی متون نظم ونثر کهن به زبان فارسی معاصر5 نمره ج_شناخت واژگان در جمله: یعنی مترادف ،مخالف ،هم خانواده ،شبکه معنایی3نمره د_ حفظ شعر 2نمرهلازمبهذکراستکهدرهرنوبتبهدلخواهدانشآموزانفقطیکشعر حفظیخواستهشود . ه_دانش های زبانی ودستور2نمره و_ دانش های ادبی وآ رایه ها 2نمره ز_ تاریخ ادبیات 1نمره

لذت وبگردی با Google Go را تجربه کنید!

گوگل همواره در تلاش بوده تا سریعترین وبگردی را در حین سادگی برای کاربران فراهم کند. اپلیکیشن Google Go دستاورد همین تلاش هاست که به محبوبیت زیادی رسیده است. این اپلیکیشن که توسط گوگل توسعه یافته است نمونه کاملی از مرورگر اینترنتی را برای گوشی های هوشمند فراهم آورده است. جستجوی سریع و بی نقص در کنار امکانات بی حد و مرز در این اپ گرد هم آمده تا کاربران را شگفت زده کند.برای کار با Google Go تنها کافیست تا به اینترنت متصل باشید و موضوع مورد نظرتان را در کادر موجود در صفحه جست و جو کنید تا تمامی نتایج در سریع ترین زمان ممکن به نمایش در آیند. بر خلاف حالت جست و جو توسط مرورگر ها دقت این نرم افزار بسیار بالاتر است و حتی هنگام به نمایش در آمدن تصاویر و گیف های جست و جو شده خواهید توانست که آن ها را به گونه ای فوق العاده با سازماندهی همگام با صفحه نمایش مشاهده کنید. مهم نیست که شما به چه زبانی صحبت می کنید و یا اینکه موراد جست و جو شده را با چه زبانی تایپ کرده اید بلکه کافیست تا یک بار گزینه موجود را لمس نمایید تا زبان مورد نظرتان در لحظه سوییچ شود. همچنین لازم به ذکر است که در این برنامه سیستم نمایش نتایج پیشنهادی بسیار سریع تر عمل کرده و یک تجربه فوق العاده را در اختیارتان می گذارد. این برنامه را میتوانید فروشگاه رسمی گوگل دریافت کنید.

کتاب .

کتــــاب ای همــــدم تنهـایــــی مابه دنیــــــا بـــاعــــث دانـایـــی ماگل لبخنـــــــد پنهـان اســـت در توهـــــزاران پنــد پنهـان اسـت در توتــو از بستــــان دانش ها نسیمیریاضی دان و شـــاعـــر یا حکیمیحکایــت می کنی از دیـــن و تاریخهم از خورشید و هم از ماه و مریختــــو از پیشینیـــان داری اثــــرهــاز هـــر بــرگ تـــو می چینم ثمرهاز مطلب هـــای خــوبــت استفادهکند هـــر شخص بــا روی گشادهبه ما دادی تـو درس خــوب بودنمفیــد و عـــاقـل و محجوب بودنتو یــــار و همـدم پیــــر و جوانیسخن گویی اگــر چه بی زبانیکنـــار دانش آموزان تــو هستیکه یــار دانش آموزان تو هستینکات تلخ و شیرین تــو پند استچراغ راه هر چه هوشمند است تــو هستی ارمغــان ایـــــزد ماکه درگیتی نمی خواهی بد ماالهی یــــار ما پیوستــه باشیکلید قفل های بستـــه باشی.

جشن بزرگ برکه

جشن بزرگ برکه : داستان غدیرخم به زبان شیرین رنگ آمیزی…   جشن بزرگ برکه : علی باباجانی، نشر بهاردلها معرفی: داستان غدیر خم را اینبار با رنگ آمیزی…روایتی ساده و صمیمی از عید غدیر با زبانی کودکانه و تصویر های شاد و جذاب بریده کتاب: پرنده جلو آمد و گفت : یک خبر خوب دارم، پیامبر مهربان قرار است این جا نماز بخواند و سخنرانی کند…

با چه زبانی بگویند به قرآن اعتقاد ندارند،برای دفاع از عمر قرآن را تکذیب میکنند

بسم الله الرحمن الرحیم یا ابالفضل ادرکنی ​​​​​​با وقاحت تمام برای دفاع از جنایات عمر و ابابکر قران را هم تکذیب می‌کنند با کفر تمام گفت در زمان پیامبر در وجود نداشته است تا که حضرت زهرا سلام الله علیها به شهادت برسد و آیه قرآن را تکذیب کرد که در مورد خانه های که کلید دارند صحبت میفرماید. در اسلام عمر قرآن جایگاهی ندارد  

به زبان خودت دوستت دارم

هرکسی باید یکیو داشته باشه تا بتونه به زبان خودش باهاش حرف بزنه، به زبان خودش باهاش درد دل کنه و به زبان خودش باهاش بخنده. شبیه این مکالمه ی من با آرشیدای ۵ ساله که از وقتی که برادر ۱۴ سالش آیفون ۱۰ دار شده گوشی قبلیش رسیده به اون (!) و می تونه دایرکت بده و ساعت ها باهم حرف بزنیم؛ به زبانی که مخصوص خودمونه + شک نکن اگه آدمی رو داری که زبان مخصوص حرف زدن خودتونو دارید، یکی از آپشنای خوشبختی رو داری

تست سرعت تايپ با يک نرم افزار عالي

اگر به دنبال یک روش عالی برای تست سرعت تایپ هستین می تونید از بخش تست تایپ تایپو استفاده کنید. در این بخش به راحتی و با چند کلیک می تونید سرعت تایپتون رو تست کنید. تست سرعت تایپبرای شروع ابتدا به این لینک بروید https://typeo.top/classسپس از منوی بالا بر روی گزینه رقابت تایپ کلیک کنید. در قسمت رقابت تایپ شما می توانیدعلاوه بر شرکت در رقابت تایپ لیست افرادی که قبلا در رقابت تایپ شرکت کرده اند را نیز مشاهده کنید.برای شرکت در رقابت تایپ بر روی گزینه شرکت در رقابت کلیک کنیدبعد از کلیک کردن بر روی گزینه شرکت در رقابت تایپ زبانی که می خواهید سرعت تایپ خود را در آن بسنجید انتخاب کنیددر حال حاضر دو زبان فارسی و انگلیسی در دسترس می باشند. 

دانلود منیجر IDM Internet Download Manager 6.33 Build 3 + Portable

دانلود منیجر IDM را می توان قوی ترین ابزار جهت دانلود از اکثر پروتوکول های اینترنتی دانست. در نسخه جدید ۶٫۳۲ نرم افزار دانلود منیجر IDM شاهد بهبود رابط کاربری می باشیم! به صورتی که پشتیبانی کامل از کاراکترهای یونیکد برای تمامی نسخه های ویندوز به این نرم افزار اضافه شده است. این امر باعث می شود تا بتوانید نرم افزار IDM را به هر زبانی که تمایل دارید ترجمه نمایید و محدود به زبان های پیشین نباشید. در کنار این قابلیت جدید، باگ های گوناگون نرم افزار نیز برطرف شده اند.Internet Download Manager معروف به IDM را سریعترین دانلود منیجر یا نرم افزار مدیریت دانلود می دانند و به حق نیز اینچنین است.   ۩۞۩ نارسیس سرزمین دانلود ۩۞۩

کتاب راهی به آسمان

کتاب راهی به آسمان : حسن محمودی     معرفی: چرا باید برای امام زمانمان دعا کنیم؟ بریده کتاب(۱): عبدالحمید واسطی به امام باقر علیه السلام عرض کرد:ما در انتظار امر فرج همه زندگی خود را وقف کردیم به گونه ای که برای بعضی از ما مشکلاتی را به همراه داشته است.امام در پاسخ فرمود:ای عبدالحمید: آیا گمان می کنی که خداوند راه رهایی را برای آن بنده ای که خود را وقف خداوند کرده باشد قرار نداده است. خداوند رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده دارد.فکر نمی کنی دعای من و تو می تواند راه گشا باشد در احیای امر اهل بیت و راه را برای زنده کردن امرشان هموار سازد. بریده کتاب(۲): پیامبر گرامی (ص) فرمودند:کسی که کار خوب برای شما انجام داده آن را تلافی کنید ولی اگر چندی نیافتید…. برای او دعا کنید.”حالا که تمام نعمتها به واسطه ولی عصر(عج) روزی ما شده است و ما از تلافی آن ها عاجزیم، حداقل می توانیم زبانی بچرخانیم و دعایی برای آن گوهر یگانه بکنیم.

کلیپ آموزشی درس اول پیام های آسمان هشتم

کلیپ آموزشی درس اول پیام های آسمان پایه هشتم متوسطه اول(آفرینش شگفت انگیز) کلیپ دوماین کلیپ کوتاه، عظمت و بزرگی الله تعالی به اختصار و با زبانی ساده و پر محتوا بیان گردیده، و شکوه و جلالش در مقایسه با هفت طبقۀ آسمان و زمین، کرسی و عرش الهی را به تصویر می کشد؛ گرچه قلم از بیان عظمت و کبرایی اش قاصر و ناتوان است!

قاصدک انقلاب

قاصدک انقلاب : بیان دستاوردهای بزرگ انقلاب با زبانی ساده و داستانی   قاصدک انقلابنویسنده: ابوالفضل هادی منشانتشارات زمزم هدایت معرفی: متاسفانه یک خود کم بینی و بدبینی نسبت به خودمان و انقلاب مان به وجود آمده که این بدبینی پیامد های ناخوشایندی خواهد داشت.طبق نظریه گام دوم انقلاب باید به مردم امید داد و مهم ترین وظیفه ما امید دادن به مردم است اما نه امید بی اساس و بی پایه بلکه امیدی بر اساس واقعیت های موجود در کشور.مجموعه قاصدک های انقلاب به بیان دستاورد های عظیم و بزرگ انقلاب مان به زبان ساده و داستانی و همچنین شیرین و زیبا پرداخته است و اطلاعات دقیقی از وضعیت کنونی کشور می‌دهدکودکان نخبه وطن دوست پر اراده اینکتاب را از دست نمی دهندنام کتاب های مجموعهمرد کوچکآرزوی پروازامید آسمانیبلیط قطارهزارتا بچه ماهیداس خوش دستماشین هاکوله پشتیرویانا بریده کتاب(۱): ایران در بین کشور های اسلامی، به عنوان اولین کشور تولید کننده ی موتور ملی تولید داخل شناخته شده است…»مادر با لبخندی به پدر گفت:بفرما مسعود خان! باز هم میگی خودروی خارجی؟»سپهر هم با خوشحالی فریاد کشید:یوهو! زنده باد معلم ما! زنده باد موتور ملی خودمان».   ادامه مطلب

آموزش جوملا راي راه اندازي وب سايت

وب سایت، تعاریف اولیه و مفاهیم پایهوب سایت اصطلاحا به مکانی در اینترنت گفته می شود که یک صفحه یا تعداد بیشتری از صفحات را در خود جای داده است. به بیان دیگر به مجموعه ای از صفحات در اینترنت که متعلق به مکان خاصی هستند، اصطلاحا وب سایت گفته می شود.محتویات وب سایت ها عموما بر روی کامپیوتری به نام سرور قرار دارد و مجموعه ای از سرورها، شبکه جهانی وب را تشکیل می دهند. هر سرور می تواند یک یا تعداد بیشتری از سایت ها را درون خود جای دهد.همانند دنیای واقعی که هر انسانی برای خود یک نام منحصر به فردی دارد در دنیای مجازی یا اینترنت نیز اوضاع به همین منوال است. هر سرور ( یا کامپیوتر) برای آن که از سرورهای دیگر متمایز شود و نیز هر وب سایت برای آن که از وب سایت های دیگر متمایز شود، توسط یک شماره شناسایی منحصر به فرد یا IP مشخصی می شود. سرور :همان طور که گفته شد، یک سایت از چندین صفحه تشکیل می شود. تنها سوالی که در اینجا مجهول است آن است که یک صفحه از چه چیزی تشکیل می شود و چطور می توان آن را ساخت؟در حالت عمومی، یک صفحه اینترنتی، چیزی فراتر از یک فایل کامپیوتری که در کامپیوتر سرور قرار گرفته است، نمی باشد. این فایل برای آنکه به درستی روی مرورگر شما نشان داده شود، نیاز دارد تا از قوانینی تبعیت کند. و آن قوانین، همان کدهای HTML می باشند. کدهای HTML، سنگ بنای هر صفحه اینترنتی می باشد و سوای از اینکه واقعا از چه زبانی برای برنامه نویسی و طراحی صفحه صفحه اینترنتی استفاده شده باشد، بر ماهیت وجودی و محوری زبان HTML تاثیری نمی گذارد. جوملا، سیستمی برای مدیریت محتواجوملا یک نرم افزار مدیریت محتوای متن باز و رایگان است که تحت اجازه نامه GNU/GPL منتشر می شود. جوملا به زبان PHP نوشته شده و از یک فریمورک مبتنی بر MVC بهره می گیرد و برای ذخیره سازی داده ها از پایگاه داده MySQL استفاده می کند.جوملا از امکانات کافی برای راه اندازی یک سایت برخوردار است. وجود یک بستر مناسب برای توسعه باعث شده تاکنون بیش از 8000 افزونه برای جوملا ساخته شود که اکثر آنها رایگان است. جوملا در سال اول انتشار، بیش از 2?5 میلیون بار دریافت شد و بسیاری از سایت‌ های معتبر دنیا و ایران از جوملا استفاده می‌ کنند.

مسئله مونتی‌هال یا دو بز و یک ماشین+کامنت منطق ریاضی!

اگر فیلم 21 را دیده باشید احتمالا این مسئله را هم شنیده‌اید: در یک مسابقه شما باید از بین سه در یکی را انتخاب کنید، پشت یکی از درها یک ماشین گران‌قیمت قرار دارد و پشت دو در دیگر دو بز قرار داده شده (البته با توجه به قیمت‌های امروزی بُز خودش جایزه‌است :)) ) مجری مسابقه می‌داند پشت هر در چیست. فرض کنید مثلا شما در 1 را انتخاب می‌کنید، مجری برنامه در شماره 3 را باز می‌کند و نشان می‌دهد که پشت در شماره 3 بز بوده، حالا از شما می‌پرسد: آیا حاضرید در 1 را که ابتدا انتخاب کرده بودید با در 2 عوض کنید؟ سوال اصلی این است که آیا احتمال حضور ماشین پشت در 2 بیشتر از 1 است یا نه؟ شهود اولیه ما می‌گوید که بعد از حذف در شماره 3 دو گزینه وجود دارد: یا ماشین پشت در شماره 1 است یا در شماره 2 و احتمال هر کدام مساوی است و پنجاه درصد است بنا بر این قوانین احتمال به شما کمکی نمی‌کند که بدانید ماشین پشت کدام در قرار دارد. اما در واقع جواب مسئله همان طور که استیو اسِلوین اولین بار مطرح کرده این است که احتمال وجود ماشین پشت در شماره 2 دو برابر بیشتر از انتخاب اول شما یعنی در شماره 1 است بنا بر این باید انتخاب‌تان را عوض کنید! اما چرا؟ جواب مسئله در واقع این گونه است، فرض کنید ماشین از ابتدا پشت در شماره 2 قرار دارد، سه حالت با احتمال مساوی وجود دارد: . شما در 1 را انتخاب می‌کنید و مجری در 3 را پوچ می‌کند (در این حالت باید انتخاب‌تان را عوض کنید)  شما در 3 را انتخاب می‌کنید و مجری در 1 را پوچ می‌کند (در این حالت هم باید انتخاب‌تان را عوض کنید)   شما در 2 را انتخاب می‌کنید و مجری در 1 یا 3 را پوچ می‌کند (در این حالت نباید انتخاب‌تان را عوض کنید) می‌بینید که از این سه حالت با احتمال مساوی، فقط یک حالت وجود دارد که در آن نباید انتخابتان را عوض کنید و در دو حالت دیگر باید عوض کنید بنا بر این ماشین به احتمال 66 درصد پشت دری است که انتخاب نکرده‌اید! اگر همچنان به این جواب مشکوک هستید نگران نباشید، معروف است که حتی ریاضی‌دان برجسته، پل اردوش، هم قبل از این که شبیه‌سازی کامپیوتری را ببیند متقاعد نشد که چنین جوابی صحیح است! اما دقیقا تلاش برای شبیه سازی این مسئله شما را قانع می‌کند که این جواب درست است: فرض کنید می‌خواهید این بازی را شبیه سازی کنید، دو بازی‌کن وجود دارد: یکی مردی است با اعتقاد حرف مرد یکیه» بنا بر این هرگز انتخاب اول خود را عوض نمی‌کند. دیگری زنی است که به این جواب ایمان آورده و انتخاب خود را همیشه عوض می‌کند. بازی دو قسمت دارد: 1: بازی‌کن دری را انتخاب می‌کند. 2: مجری دری که پوچ بوده را باز می‌کند (همیشه می‌تواند این کار را بکند). سپس مرد انتخابش را عوض نمی‌کند ولی زن عوض می‌کند. اگر این ادعا صحیح باشد که احتمال هر دو گزینه مساوی است بنا بر این با تکرار بازی به دفعات زیاد تعداد دفعاتی که مرد برنده شده با تعداد دفعاتی که زن برنده شده برابر است، اما این ادعا به وضوح درست نیست: شما همیشه در انتخاب اول یک سوم یا 33 درصد احتمال دارد که ماشین را انتخاب کنید، با توجه به این که مرد حرفش را عوض نمی‌کند (حتی بعد از باز شدن دری دیگر) بنا بر این باز شدن دری دیگر تفاوتی در وضعیت مرد ایجاد نمی‌کند و مرد همیشه به احتمال 33 درصد برنده خواهد شد، اما خانم با توجه به جواب قبلی 66 درصد احتمال برنده شدن دارد. اما سوال اول هنوز سر جایش است: اشکال استدلال اول که منجر به نتیجه 50 درصد می‌شد دقیقا کجاست؟ شاید بشود گفت ایراد اینجاست که ما مسئله را بعد از پوچ شدن یکی از گزینه‌ها دوباره بازتعریف می‌کنیم و تبدیل می‌کنیم به یک سوال دو گزینه‌ای با احتمال برابر و فراموش می‌کنیم که مجری در هر صورت مجبور است دری را باز کند، اگر شما قبل از انتخابتان از مجری بخواهید دری را باز کند آن وقت حتما احتمال انتخاب شما 50 درصد است اما بعد از این که شما انتخاب می‌کنید مجری مجبور است دری را باز کند که پشت آن ماشین نیست و 66 درصد احتمال دارد که شما دری اشتباه را انتخاب کنید بنابر این 66 درصد مواقع مجری هیچ آزادی برای انتخاب ندارد و باید دری مشخص را پوچ کند که ماشین پشت آن نیست بنا بر این 66 درصد مواقع مجری با زبان بی‌زبانی به شما می‌گوید دری دیگر را انتخاب کنید! اما 33 درصد مواقع هم شما درست انتخاب کرده‌اید و مجری آزادی کاملی دارد که یکی از گزینه‌های پوچ را باز کند. به زبان نظریه احتمال شما نباید احتمال شرطی را این گونه مطرح کنید: احتمال حضور ماشین بین در 1 و 2 اگر در 3 پوچ باشد» چون در 3 به صورت تصادفی پوچ نشده بلکه بعد از انتخاب شما پوچ شده (یعنی مجری در پوچ کردن آزادی ندارد و انتخاب شما در این که کدام در را پوچ کند نقش بازی می‌کند، بنا بر این احتمال حذف شده توسط مجری به طور یکسان بین انتخاب شما و انتخاب دیگر پخش نمی‌شود چون شما با انتخاب اول خود تقارن گزینه‌ها را به هم زده‌اید) واقعیت این است که از یک دیدگاه این مسئله شبیه پارادکس آشیل و لاکپشت است! در این مورد هم به سختی می‌توان گفت اشتباه استدلال کجاست، این نکته است که نشان می‌دهد استدلال‌های صرفا منطقی وقتی شهود کافی روی مسئله وجود ندارد و زبان مناسبی برای توصیف مسئله انتخاب نشده می‌توانند گمراه کننده باشند. این وضعیت در منطق ریاضی نظیر جالبی دارد: بسته به زبان توصیفی شما، می‌توانید چیزهای یکسانی را متفاوت ببینید: برای مثال در فرازبانی که اثبات‌های منطق ریاضی انجام می‌شود، نظریه مجموعه‌ها مدل شمارا دارد در حالی که درون زبان نظریه مجموعه‌ها، اثبات می‌شود که مجموعه ناشمارا حتما وجود دارد: به عبارتی اعداد اصلی یا کاردینال (شمارایی یا ناشمارایی) مفاهیمی هستند که می‌توانند با تغییر زبان عوض شوند: یک مجموعه با یک زبان شمارا و در زبانی دیگر ناشماراست! یا حتی نظریه اعداد طبیعی در یک زبان کامل است به هر سوالی پاسخ می‌دهد و در زبانی دیگر ناتمام است و گزاره‌های درست تصمیم‌ناپذیر یا اثبات ناپذیر دارد. اَکنالجمِنت: ویت اِسپشیال تَنکث تو سارا که جواب این مسئله مونتی هال را وقتی خودم درست فهمیدم که تلاش کردم برای سارا توضیح بدهم. پ.ن منطق ریاضی: شاید بگویید ربط این موضوع به منطق ریاضی زوری بود و ربطی نداشت: در این مسئله ما پیشفرض پنهانی داشتیم و اما موضوع زبان در منطق ریاضی این طور بیشتر مربوط به نمادهایی که انتخاب می‌کنیم است، واقعیت این است که کمی راست می‌گویید اما در واقع تفاوت زبان‌ها خیلی اوقات در همین پیشفرضهای پنهان است. پ.ن اینستاگرام: آیا این‌ها را استوری کنم؟ چرا که نه؟ چرا که بله؟ دفعه پیش یک مجموعه استوری رفتم راجع به اساطیر هفته که دروغ چرا، از واکنش مثبت ملت خوشم آمد! حالا هم از خوشی آن واکنش قبلی دارم فکر می‌کنم که استوری کنم یا نه، قطعا می‌توانم بهانه جور کنم که بله ملت آگاهی‌شان بالا می‌رود و چه و چه اما به نظر می‌رسد ته دلم اثر همان خوشی قبلی است که وادارم می‌کند اینها را استوری کنم. چند وقت پیش توی اینتساگرام بحث این را راه انداختم که هویت ما با نیمچه شوآف‌هایی که در اینستاگرام می‌کنیم شکل می‌گیرد و آن موضوع در ذهنم ریشه دواند که حواسم باشد چطور هویت خودم را شکل می‌دهم.

خاطره : قرص نیرو زا !!!

خاطره قرص نیرو زا خاطره : قرص نیرو زا !!!   خاطره تدبیر خدا و قرص نیرو زا !!! چند روزی که به صورت داوطلبانه و جهادی در نمایشگاه کتابی که آن موقع در جمکران کار می کردیم برایم خیلی جالب بود، آخر در خانه اگر یک دهم این مقدار کار کنم خسته می شوم و نیاز به استراحت دارم.اما نمی دانم نیروی غیبی ما را تامین می کرد یا شاید در خانه ارباب جو زده شده بودم که این مقدار می توانستم تلاش کنم.آقا جان ممنون از توانایی جسمی که در آن چند روز به من عنایت کردید. پسر ۶ ساله دوستم، رضا، گیر داده بود که باید به من میز فروش بدهید،اصرار اصرار!!!دو روز سرش شیره مالیدیم، اما روز سوم نشد. نشاندیمش پشت میزهای کودک و ما فاصله ۳ متری­ اش ایستادیم که دست گل آب ندهد. هر چند که دسته گل­ بچه ­ی معصوم شیعه، پر از عطر محبت امام و خالص خالص و دور از گناه است. رضا با تسلط نشست و شروع کرد با آن حرف زدن توک زبانی اش که: نصف قیمت، نصف قیمت…هر کس می ­آمد طرف میز کودک تا کتاب ببیند و بخرد.بین ۲ تا ۱۰ بار این ذکر نصفِ نصفِ را می ­شنید و البته می ­خندید و… رضا با اعتماد به نفس بعضی از کتاب­ها را توضیح می­ داد. البته به زبان و بیان خودش دیگر.هر جا هم کم می­ آورد با صدای بلند داد می ­زد: مامان، مامــــان، مامــــــان… این کتاب چیه؟ این کتاب چنده؟ نصفش چنده؟ رو هم چنده؟و می ­برد به مشتری می­ داد و پول هم که می­ گرفت. جرأت نداشتیم پولش را در دخل بگذاریم، یک لیوان کاغذی برداشته بود، خرج و دخل خودش را سوا کرده بود.پول را می­ گرفت اگر نمی­ دادیم هم بلند می­ گفت: بده، بده برای منِ، کتاب رو خودم فروختم و …. و در لیوان می­ گذاشت. خیلی­ ها ذوق می­ کردند، و ما هم پشت سر می­ خندیدیم. کم کم تسلط­ش هم بیشتر می ­شد. جالب بود:به خانمی که دختر کوچک داشت می­ گفت: کتاب رنگ­ آمیزی دخترانه بگیر و بهشان داد. یکی هم که داشت کتاب را می­ آورد تا پیش ما حساب کند با اعتراض بلند رضا مواجه شد که: کتاب را نبر، پولش را بده. خلاصه ما تدبیر کرده بودیم که ۲ تا خانم با سن بالا بیایند کتاب کودک بفروشند .تقدیر خدا این بود که همین کودکان بیشتر بدرد امام­شان می­ خورند.

امان از دست پدر

سال ها بود که به پدر اصرار می کردیم بره کربلا ، اما مرغش یه پا داشت و هیچ وقت نرفت که نرفت تا این که بازنشسته شد ارادت ویژه ای به حضرت ابوالفضل داره و هر بار حرمش رو می دید دل و جونش می لرزید اما اصراری هم به رفتن نداشت !نمی دونم چی شد امّا بهرحال امسال طلبیده شد و همین امروز عازم کربلا شد برای پیاده روی اربعین . پدر محترم مثل هر پدر دیگه ای اخلاقیات خاص خودش رو داره و یکم تو بیان احساسات مغروره ! یعنی واقعا با معرفت هستا هر وقت هرچیزی که ازش بخوایم بنده خدا نه نمی گه و دوست داشتنش رو به هر نحوی اثبات می کنه الّا زبانی و احساسی ! چند سالی هست که سنش بالاتر رفته یکم با هم روبوسی می کنیم وگرنه قدیما شاید عید تا عید این اتفاق می افتاد . القصّه امروز که به اتفاق خانواده رفتیم خونه پدر تا بدرقه ش کنیم ، هنگام وداع که رسید با همه اهل خونه روبوسی کرد از بچه ها بگیر تا داماد و عروس و نوه اما نوبت به مادرم که رسید روش نشد مادرم رو ببوسه با این وجود که مادرم اون رو بوسید ! همه می دونستیم که حضور ما باعث این شده که از بوسیدن مادرم اجتناب کنه اما تو دلم خدا خدا می کردم که این بار این کار رو انجام بده و مادرم رو ببوسه ، همش به خودم می گفتم این بار دیگه فرق می کنه و داره به سفر می ره اون هم خارج از کشور و تو منطقه تقریبا ناامنی مثل عراق که همین ها امیدی شده بود برام تا این لحظه زیبا رو ببینم امّا متاسفانه ندیدم و خیلی رنجیده خاطر شدم ! ای کاش پدر محترم تو سنین جوانی که بود نمی گذاشت این عادتِ بد تا این حد تو وجودش نهادینه بشه تا توی چنین روزی خیلی راحت احساس خودش رو به همسرش بروز بده ، ای کاش خیلی از مردها درک کنن که وجود یه زن نیازمند جملات عاطفی و احساسی و حتی بوسه های روزانه هست ، ای کاش خیلی از مردها بفهمن که احساسات زن ها از اهمیت ویژه ای برخورداره که پول هم نمی تونه جاشو بگیره !! با همه این تفاسیر عاشق پدرم هستم و براش آرزوی سلامتی می کنم ، امیدوارم هر کس می ره کربلا و بر می گرده امام حسین هدیه ای ویژه نصیبش کنه و پدر من هم از این قضیه بی نصیب نمونه و دلش نرم بشه !! قدر لحظه های زندگیتو بدون ، مهربون باش ، هیچکس از فردای خودش خبر نداره !!

چرا وحدت بین شیعه وسنی ضروری است؟؟؟

وحدت شیعه و سنی به ما حمله‌ی نظامی هم شد، تحریم هم شدیم، نفوذ عوامل جاسوسی هم اتّفاق افتاد، شهید هم دادیم، امّا ملّت ایران مثل کوه ایستاد و توانست خود را مستحکم و پایدار کند! امروز این شجره‌ی طیّبه -شجره‌ی طیّبه‌ی جمهوری اسلامی و ملّت ایران- شجره‌ی طیّبه‌ای است که اَصلُها ثابِتٌ وَ فَرعُها فِی السَّماء». روز‌به‌روز به فضل الهی ما پیشرفت کردیم، روز‌به‌روز قوی‌تر شدیم؛ بعد از این هم همین خواهد بود؛ و این نسخه‌ِی حرکت مسلمین و پیشرفت مسلمین در دنیای اسلام است. رحمت خدا بر امام بزرگوار ما که او این راه را جلوی پای ما باز کرد، و رحمت خدا بر شهیدان عزیز ما که آنها بودند که جان خودشان را در این راه گذاشتند و توفیقات را برای ملّت ایران به وجود آوردند؛ ان‌شاءالله در آینده هم همین خواهد بود. [اگر] برادران مسلمان، وحدت را، اتّحاد را، یک‌زبانی را، یکدلی را در همه‌ی منطقه‌ی اسلامی در نظر بگیرند، بر همه‌ی این توطئه‌ها ان‌شاءالله غالب خواهند شد به فضل الهی.۱۳۹۷/۰۹/۰۴ رهبر انقلاب اسلامی با تشکر صمیمانه از رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و دیگر مسئولان و ملت عراق به دلیل میهمان‌نوازی کم‌نظیر در ایام اربعین، به رنج و محنت مردم عراق در دوران‌های گذشته اشاره کردند و گفتند: اکنون که ملت عراق بعد از دوران‌های استبدادی، صاحب کشور است و استقلال و حق رأی و انتخاب دارد، برخی دولت‌ها و کشورهای بدخواه به دنبال آن هستند تا مردم عراق طعم این پیروزی و دستاورد بزرگ را نچشند و عراق و منطقه، رویِ آرامش را نبینند.حضرت آیت‌الله ‌ای تأکید کردند: تنها راه مقابله با این توطئه‌ها، حفظ و تقویت اتحاد میان گروه‌های عراقی اعم از عرب و کُرد و شیعه و سنی است. ادامه مطلب

برترین نعمت معنوی

  در سراسر جهان هستی، همه نعمت‏های مادی و معنوی از سوی خدای سبحان است؛ (ومابکم من نعمةٍ فمن اللّه)[نحل: 53]. نعمت‏هایی که انسانهای عادی هرگز توان شمارش آن را ندارند: (وإن تعدّوا نعمة اللّه لاتُحْصوها)[نحل: ].   خدای سبحان در قرآن کریم گاهی از نعمت‏های مادی و روزی‏ های ظاهری مانند آسمان، زمین، آفتاب وماه یاد می‏ کند و گاهی از نعمت‏های معنوی و باطنی؛ چنان‏که به عیسای مسیح می‏فرماید: به یاد نعمت‏هایی باش که به تو و مادرت مریم دادم، آن‏گاه که تو را به روح القدس تأیید کردم که در گهواره و نیز در میانسالی با مردم سخن گفتی وآن‏گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و آنگاه که به اذن من از گِل پرنده می‏ساختی، پس در آن می ‏دمیدی و به اذن من پرنده‏ای می‏ شد و کور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا می‏دادی و آن‏گاه که مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بیرون می‏آوردی (مائده: 110) درباره بنی‏ اسرائیل نیز نعمت‏های محدودی را یادآوری کرده، می‏فرماید: به یاد نعمت‏هایی باشید که به شما دادم؛ (بقره: 47)   نعمت‏های معنوی مراتب و درجاتی دارد که برترین آن‏ها نعمت رسالت و امامت است. از این رو، در قرآن کریم از هر دو نعمت به منّت» (نعمت سنگین و توان فرسایی که حمل و هضم آن دشوار باشد، نه منّت زبانی) یاد می‏کند؛ درباره رسالت و بعثت پیامبران می‏فرماید: (لقد منّ اللّه علی المؤمنین إذ بعث فیهم رسولاً من أنفسهم)[ آل عمران: 164] و درباره امامت نیز می‏فرماید: (ونرید أن نمنّ علی الذین اسْتُضعفوا فی الأرض ونجعلهم أئمّةً ونجعلهم الوارثین)[قصص: 5]؛ زیرا پیامبران و امامان تأمین کنندگان سعادت ابدی انسان هستند.   در قرآن کریم تنها درباره جریان غدیر خم و ولایت امیرمؤمنان(علیه‌السلام) تعبیر منحصر به فرد اتمام نعمت» آمده است: (الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی)[مائده: 3]. سخن از أنعمت علیکم» نیست، بلکه خداوند می‏فرماید: (أتممت علیکم نعمتی)؛ نعمتم را بر شما تمام کردم»؛ یعنی همان طور که نبوت و رسالت پیامبر اکرم‏(صلی الله علیه و آله و سلم) کامل‏ترین نبوّت و رسالت است و پس از آن نبوّتی نیست، ولایت و امامت علی و اولاد علی(علیهم‌السلام) نیز کامل‏ترین ولایت و امامت است و پس از آن امامتی نیست.   از منظر قرآن کریم در غدیرخم که عید بزرگ ولایت است، نعمت‏های معنوی الهی به برترین حدّ وبالاترین نصاب خود رسید. حال چون نعمتی برتر از ولایت علی و اولاد علی(علیه‌السلام) نیست، عید غدیر برترین اعیاد امّت اسلامی است.   منبع: شمیم ولایت، آیت الله جوادی آملی، صفحه 112 - 114

مورال دیلما !

آدم وقتی از قبل تصمیم میگیره یه چیزی رو به خودش سخت نگیره گند میزنه توش.مغز انگار به صورت دیفالت اون موضوع رو میذاره تو بخش غیر مهم و غیر ضروری و بعد باعث میشه آدم تمام تلاشش رو نکنه. به قول یکی از دبیرای راهنماییمون که با زبانی در حد فهم و شعور یه بچه دوازده سیزده ساله یه رو بهمون گفت شما میخونید و 20 نمیشید!میدونین چرا ؟!چون هدفتون 20 گرفته به خاطر همون هیجده میشید !باید هدفتون 22 باشه تا 20 بگیرید ! نرسیدن به برنامم و کم کاریم نسبت به فرجه ی ازمون قبل یکم انگیزه م رو کم کرده بود و درست مثل فیدبک مثبت این کمبود انگیزه باعث درس نخوندن میشه و اون درس نخوندن هم خودش دوباره انگیزم رو کم میکنه و میوفتم توی یه چرخه ی معیوب.  صبح امروز ساعت 8 بیدار شدم. برخلاف بقیه روزها که هفت و نیم سر درسم بودم امروز 8 و 45 دقیقه شروع کردم و علاوه بر یال و دمی که دیروز از شیر ازمون ماززده بودم ،کل هیکلش رو هم گذاشتم کناروبا بی حوصلگی قید درس های تلنبار شده ی زیست رو زدم و ساعت 11و نیم نشستم ازمون بدم. گفتم به جهنم سوالا رو بعد تموم کردن فصل ها جواب میدم و تحلیل میکنم و برای ازمون هفته ی بعد میترم.  ذره ای عذاب وجدان نداشتم. ساعت 10 شب نرگس زنگ زد بهم. گفت رتبه ی 2 ماز شده و مطمئنه من یک شدم و زنگ زده تبریک بگه !گفتم نه بابا من اصلا مباحث رو تموم نکردم و من نیستم و اینا و گند زدم .گفت بروچک کن!وقتی من اینجوری اوردم قطعا تو بهتر اوردی.  فاز نرگس رو درک نمیکنم اصلا.ازمون قبلی رتبه ش از من بهتر شد و واقعا یه حسی بهم میگه امشب زنگ زده بود حرف بکشه و اینا . خیلی دوست خوبیه برام و از بهترین دوستام .ولی بالاخره آدمه دیگه . همه ی ما ها هم ازین خاله زنک بازی ها داریم :/خلاصه اینکه مونده بودم بین اینکه واقعا فکر میکرد که من یک شدم یا اینکه زنگ زده بود نسبت به خودش حس خوب پیدا کنه.  رفتم سایت رو چک کردم. رتبه ی 12 شدم (نمیگم تو چی 12:) خاک بر سرم واقعا! اگه یکم بیشتر میخوندم غیرتم بر انگیخته شد و انگیزه م برگشت . هفت روزو هفت تا 13ساعت دیگه درس خوندن! گزینه دوی قبلی رو زیر پونصد و نزدیک به چهارصد شدم !این یکی زیر 200 باید بشه! + ساعت دوازده شب صدای بالا رفتن در پارکینگ اومد و احتمال دادم پسرک (نمیدونم اکسترنه یا اینترن) طبقه ی اول از خانه خارج شده. خوب که چی ؟! هان ؟! فکر کنم دیوونه شدم !!! دوست دارم برم بهش بگم راهم بده تو خونه ش و بذاره اونجا درس بخونم:/ خل وضع به همین وضعیت من میگن نه ؟! از لحاظ روحی احتیاج دارم یه دانشجوی پزشکی کنارم درس بخونه و من از روی غیرتم عععععععنگیزه بگیرم :/ پاک خل شدم:/ + پسره ی لامصب شیش ماهه تو ساختمونه من حتی "یک بار " هم ندیدمش!!!!!! چنین زندگی ارام و غرق در درسیم آرزوست! +کامنت ها رو دیروز وا گذاشتم و فقط دو نفر برام نوشتن.به این زودی اینجا متروکه شد :)  +برمیگردیم به سکوت :)

وطن نامه!

گزیده هایی از کتاب "بر جاده های آبی سرخ" نادر ابراهیمی: ◊◊◊◊◊ گوش کن عبدلله گوش کن و فراموش مکن! خدام خائنان، کثیفتر از خود خائنان هستند . بازویی که از مغز اطاعت میکند ، اگر نباشد ، مغز ، فقط فرمان عربده جویی خواهد داد. دهان هم اگر نباشد چه بهتر. عبدالله! این حکام نیستند که به ملت ها خیانت می کنند ، این آمران حکام هستند که از ملت اند و پشت کرده به ملت . یک ستاره ی دریایی بدون آن همه بازو یک لاشخور بدون آن بالها و منقار ، یک تیرانداز بدون تیر . اینها هیچ نیستند و هرگز چیزی نخواهند شد. اگر میخواهی ظالم را ذلیل کنی ، ایادی ظلم را ذلیل کن! ◊ آنچه ما می کشیم ، نه مستقیماً از جانبِ اجانب ، که از جانب سرسپردگان ایشان است . ارباب اگر نوکر خوش خدمتِ حلقه به گوش نداشته باشد ، چگونه می تواند اربابی کند؟ چگونه می تواند خانه به خانه ، سیه بختی و درماندگی را صاحبخانه کند و صاحبخانه های راستین را آواره و درمانده کند و به تکدّی و خفّت بکشاند؟ این بیگانه پرستانند که می کوشند سلطه ی ننگین بیگانه را بر این بهشتِ خدایی ، این آب و خاک منحصر ، تثبیت کنند و دوام ببخشند و خود سر در آخور اجانب ، به علوفه ی چند روزه رضا بدهند . این مزدبگیران و خود فروختگانِ نامردند که در هر نهضتی نفوذ می کنند و آن را به اضمحلال می کشانند و آنگاه بر مُرده ی لگدمال شده ی آن نهضت بشکن می زنند و می رقصند و شادی می کنند. ((امان از نفوذ و نفوذی! . به قول دکتر یونس ، پشگل های تخمه نما!)) ◊ میرمهنا یکباره برگشت و فریاد کشید: آهای دیلماج بدنهاد! به اربابانت بگو که بعد از این اگر میخواهند با ما حرف بزنند بروند فارسی یاد بگیرند . چشمشان کور ! ما بعد از این با جمیع بیگانگان به زبانی که می دانیم حرف می زنیم _بدون واسطه_ و هیچ زبانی هم جز فارسی نمی دانیم . بگو. ((روحت شاد میرمهنا ! کجایی که ببینی نمایندگان ملت ما افتخارشون اینه که با بیگانگان به زبان انگلیسی صحبت می کنند و نه فارسی!!! )) ◊ بند هفت از مقاوله نامه ی هیات مشترک سران شرکت هند شرقی انگلیس و حکام هلندی جزایر ایرانی خارگ و خارگو و خرده جزایر دیگر : ایرانی ها غالبا آدمهای بسیار متعصبی هستند و همین هم ما را دائما در معرض مخاطره نگه می دارد . ما باید سوای پیک و پیک فرستادن ، از طُرُق مختلف استفاده کنیم و به ایرانی ها بفهمانیم که تعصب چیز بسیار احمقانه ای هست . ایرانی ها تا زمانی که نسبت به مملکتشان ، ناموسشان و مذهبشان دارای تعصب هستند، ایجاد رابطه ی صحیح با آن ها دشوار است . ما باید به آنها بفهمانیم که مثل اروپایی ها شدن و متمدن و صاحب ثروت و قدرت شدن یعنی نداشتن تعصب ، و پیشرفت فقط در سایه ی تمدن ممکن می شود ◊  فان هاوزن فرمانده ی هلندی خارک : اگر می خواهید این واژه در زبان فارسی بشکند و از اعتبار بیفتد باید واژه هایی مانند "خر" را به اول کلمه ی "تعصب" اضافه کنید ، مثلا بگویید :" ایرانی ها "خر متعصب" هستند . ((خب! به آقای فان هاوزن تبریک میگم! موفق شده اند!! )) ◊ ما باید فرهنگ ایرانی را عوض کنیم ؛ یعنی همان کاری را بکنیم که با هندی ها کردیم . ما باید حتی اگر هزار سال هم طول بکشد ، یک قشر با سواد اهل کتاب ، در ایران و همه ی سرزمین های مورد علاقه ی خود در آسیا به وجود بیاوریم ؛ قشری که نسبت به واژه های تعصب آمیز مثل میهن ، ملت، مردم ، ناموس ، شرف و این حرف ها ، هیچ حساسیتی نداشته باشد و حتی به صراحت می گویم ، ایرانی بودن ، آسیایی بودن و شرقی بودن را شرم آور تلقی کند و در عین حال بفهمد و اعتقاد پیدا کند که ما اروپایی ها نمونه ی انسان واقعی هستیم این قشر باید زبان خودش را لهجه و گویش خودش را فرهنگ خودش را موسیقی و صنایع دستی خودش را هنرها و آداب و رسوم خودش را ، به راستی شرم آور و احمقانه تلقی کند و همه جا با توسل به سواد و دلائل کافی ، از درستی اعتقاداتش دفاع کند . . ما باید این انسان های باسواد و متفکر را بسیار عزت بگذاریم و هر جا ممکن باشد افراد شایسته ی این گروه شبه غربی اما سطحی و ظاهرگرا را وارد حکومت کنیم . ((خب! تو این مورد هم تلاششون قابل تقدیره ! لشگر سلبریتی ها و تمداران باسواد!!!! و متفکر!!!! ِ بی وطن و بی .! )) ◊ لرد ویلینگتن حاکم هلندی جزایر خلیج فارس(26 سال در جنوب ایران بود و به 32 لهجه ی جنوبی آشنا بود ) : ترکهای عثمانی و عرب ها به شاخه های خشک درختان می مانند ؛ اما ایرانی ها عین ترکه ی تر هستند . نرم و انعطاف پذیر _ تا بخواهی . البته به ظاهر . ترک ها و عرب ها را به راحتی میتوان شکست و خرد کرد_ گر چه نمای پرقدرتی دارند ؛ اما ایرانی ها هرقدر بیشتر زیر فشار بگذارید ، امکان کشتن شان کمتر می شود . با ظرافت تمام حلقه می زنند ، در درون خود می پیچند ، خم و راست می شوند . نرم و مطیع اند - تا زمانی که رهایشان کنید . آن وقت باز می گردند به حالت اولشان . ◊ تُرکان عثمانی را چنان بکوب _در سراسر جنوب _ که دیگر هرگز جرأت نکنند وارد سرزمین آذرآبادگانِ ایران شوند و خود را صرفاً به بهانه ی شباهت های زبانی ، به آذربایجانی های شجاع وطن پرست ما نزدیک کنند . ((امان از پان ترکیست ها و پان عربیست ها و آریایی شعارانِ احمقِ نفوذی!!)) ◊ شما که مسلمانید و مؤمن بدانید که ایمانِ شما در گرو ایرانِ شماست و تا ابد نیز چنین خواهد بود. اینکه دوریم از دریای قزوین یا از آذرآبادگان یا خراسان هیچ مستمسکی نیست که کوتاهی ما را توجیه کند . ◊ به ایمان قسم ، به عشق ، به آزادی ، به حقیقت ، به شرف و به خدایی خدا قسم که در قلب آنکس که خانه اش را می خواهد ، زادگاهش را دوست دارد و حُبّ وطن فراوان دارد، همیشه نوری هست ، همیشه چراغی، همیشه شعله ای ، آفتابی ، روشنایی بی پایانی . در قلبش، همیشه در تاریکترین لحظه های ناامیدی ، امیدی هست . در متن سنگین ترین دردها ، برایش راهِ درمانی هست . در اندوه و عذاب بی پایان ، سبکبالی و نشاطی هست . در فقر ثروتی هست ؛ در اسارت ، عطر نجاتی هست ، در دم مرگ ، روشنایی توکلی هست . به فرزندان خود اگر به راستی خواهان خوشبختی عمیق آنها هستید و اگر می خواهید که در قلب های شان همیشه مهری باشد ، عطوفتی ،  صفایی ، شوقی و سلامت آرامش بخشی ، حُبّ الوطن را بیاموزید . شما اگر می دانید "ایمان" چیست ، بدانید که مهر به میهن ، از اوج ایمان سرچشمه می گیرد و اگر نمی دانید چیست بدانید که ایمان همان چشمه ی آب حیات است ، همان علت زیستن، کوشیدن، رفتن، جنگیدن ، فریاد کشیدن ، آواز خواندن ، خوردن ، نوشیدن و تنها علت راستین حضور. میرمهنای شما به جمیع مقدساتش قسم می خورد که در قلب آن کس که این مهر عظیم و لطافت بی کران و عِطر نامیرا را نمی شناسد هیچ چیز نیست الّا کینه و نفرت و شهوت ، بخل و حسد و دنائت ، تنگ چشمی و فساد و حقارت . دل هایشان از سرب است . بدکردارند، بدرفتارند و بدگفتار . لدتشان در آزار رساندن به دیگران است . از آزادی بیطارند و از رهایی از امید از طهارت از نشاط . چیزی جز عذاب و خشم و درد و شکست برای دیگران نمی خواهند و جز سلطه ی شیطان بر روان خویش . شما ای کسان که مرا پذیرفتید و راه مرا! بدانید که بر پیشانی بلند این راه ، با نور آفتاب نوشته شده: هر کس که عشق به وطن ندارد ، قلبش از ایمان خالی خالی ست ؛ و آنکس که قلبش از ایمان خالی ست ، روحش زنجیری دائم دنائت است . ◊ مغول ها در برابر اروپایی ها، واقعا آقا بودند و نجیب . مغولها هیچ چیز را نَبُردند ؛ سهل است که بسیاری چیزها هم ساختند و افزودند . مغول ها در سرزمین ما ، حل شدند ، آب شدند ، فرو رفتند و برنیامدند ؛ اما هلندی ها چطور ؟ انگلیسی ها فرانسوی ها پرتقالی ها؟ . اینها غارت کردند . غارت .

زبان بدن قسمت دوم

زبان بدن قسمت دوم زبان بدن قسمت دوم با زبان بدن می آموزید که در دیگران اثر مثبت ایجاد کنید .در موقع مصاحبات انتخاب شغل به موفقیت خود کمک کنید .در موقعیتهای اجتماعی احساس دلگرمی کنیدوافکار دیگران را به اهداف خود نزدیک کنید.عقاید خود را به دیگران بهتر منتقل کنید وبا دیگران روابط حسنه برقرار کنید وبرای انجام مسئولیتها از تمام قوای خود بهره گیری کنید وبه افکار واقعی دیگران دست یابید .خصومت دیگران را نسبت به خود تشخیص دهید وبا آن مقابله کنید،علائم محبت وبازیهای قدرت را تشخیص دهید،در هر برخوردی سعی کنید ذهن خود را باز کنید ودر مورد آنچه که خواهید دید تصدیق بلا تصور نکنید.بیش از اندازه به چهره ها توجه نکنید .هر چند که نکات ارزشمندی می توان از آنها دریافت کرد،زیرا علائم گفتاری بیصدای آنها به راحتی قابل جعل سازی است.برای اینکه در تشخیص اضطراب دچار مشکل نشوید به صورت طرف مقابل نگاه نکنید ،به جای آن به پاها ودست های او دقت کنید توجه کنید اگر می بینید دست وپای او با لرزش های مختصر توام است ،این حرکات همان تنش های درونی او است که به طور نا خود آگاه می خواهد انها را کنترل کند .ولی انها ازاد می شوند. در واقع طرف مقابل خود را بدین ترتیب لو می دهند.     این که چه عرضه می کنید هیچ فرقی نمی کند ،اگر طرف مقابل بخواهد با شما معامله ای داشته باشد.از طریق علائم گفتار بیصدا شما را مطلع می سازد.علائم کلیدی که باید به دنبال آن باشید .عبارتند از : تخفیف تنش،افزایش ارتباط چشمی ،نزدیکی بیشتر وگذاشتن دست برروی چانه. برای امتحان خالص بودن ابراز صمیمیت طرف مقابل به چین های گونه او دقت کنید . در صورت مشاهده چنین چین هائی می توان اطمینان حاصل کرد که خنده او گرم وبی ریاست. تماس دستی بیشتر ،تقلید نا اگاهانه از حالات چهره و وضعیت شما وکجی گردن در هنگام صحبت کردن از جمله مواردی می باشند که می توانید در طرف مقابل جستجو کنید.     بعنوان یک مشاورانتخاباتی و سالها است روی الگوهای زبان بدن در حال تحقیق و مطالعه هستم و متوجه اهمیت حیرت انگیز و باورنکردنی نقش زبان رفتاری شدم و این سلسله مقالات اشاره ایی به نکاتی پیرامون زبان بدن دارد. لطفا فیلم زبان بدن حرفه ای در آپارات https://www.aparat.com/v/L0AHz مشاهده فرمایید.   زبان بدن یا زبان بی زبانی به کلیه رفتارها زستها و حالتهایی اطلاق می شود که از کل بدن ما بروز می کند به عبارت دیگر رفتارهای ما همگی زبان بدن ما را تشکیل می دهند این زبان قدیمی ترین و در عین حال پیشرفته ترین زبان جهان است که از این پس به صور ت حرفه ایی به آن در سلسله مقالات زبان بدن خواهیم پرداخت . یکی از مهم ترین خصوصیات انسان که او را نسبت به سایر موجودات برتری می دهد قدرت تکلم و سخن گفتن اوست. او می تواند با به کارگیری کلمات و جملات احساسات و نیات درونی اش را بیان کند و دیگران را از آن آگاه نماید. از طرفی خواسته یا ناخواسته در فضایی که آن را سکوت و خاموشی می نامیم و با زبان بی زبانی تنها با آنچه body language» یا زبان حرکات بدن و اجزای آن خوانده می شود، می تواند به خوبی احساسی را انتقال داده یا معنای کلامی را تغییر دهد. زبان بدن شامل دو قسمت است . یکی زبان حرکات بدن و دیگری زبان آرایش و ظاهر بدن است . باید اذعان نمود قدرت سخنوران بزرگ تمدارن و سوپر استارهای جهان امروز در هر رشته و صنفی بستگی معنی داری به زبان بدن دارد و موفقیت فردی و سازمانی به نوعی با زبان بدن افراد عجین شده است.   اما بهتر است پس از این مقدمه بسیار کوتاه بپردازیم به الفبای زبان بدن الفبای بی‌صدا (عبارت‌های غیرکلامی) به چهار دسته مهم و برتر تقسیم بندی می‌شوند. که عبارتند از: ۱-نشانه‌ها   ۲- روشنگرها     ۳- تنظیم‌ گرها        ۴- منطبق‌گرها ۱-نشانه‌ها، آن دسته از الفبای ی بی‌صدا هستند که در میان کشورها، قبیله‌ها، ادارت و… استفاده دارند و گاه برداشتی که از معنی آن می‌شود متفاوت است. بعضی اوقات به تنهایی و گاه به صورت ترکیبی باهم استفاده می‌شوند مانند علامت پیروزی، موفق باشی، خوب است، مخ ندارد و… . اگر نشانه‌های موجود در فرهنگ خود را بشناسید و از طرز استفاده‌ی آن آگاهی کافی داشته باشید خیلی بهتر می‌توانید به شگردهای معمول در بین دیگران پی ببرید و درک بهتر و صحیح تری از رفتار آنان داشته باشید. ۲- روشنگرها، در راستای سخن گفتن عمل می‌کنند و در موارد متعددی مانند: تاکید بر کلمات و عبارات، نشان دادن نوع روابط بین افراد و اعمال وزن در کلمات به کار می روند و بیشتر در قالب دست و بازو ظاهر می‌شوند. در فرهنگ‌های مختلف روشنگرها از تنوع و گوناگونی برخوردارند. برقراری ارتباط بین صدا و عضلات برای یک ارتباط موفق نقش مهمی‌دارد. گاهی اوقات روشنگرها از بازتاب روشنگرهای طرف مقابل ناشی می‌شوند. منع علائم گفتار بی‌صدای مقابل یکی از قوی‌ترین و ارزشمندترین مهارت‌ها محسوب می‌شود…   بعنوان یک محقق و تحلیلگر زبان بدن به شدت معتقد هستم که باید از دریچه و زوایای دیگری به افراد پیرامون نظر کرد تا بهتر و همه جانبه دیده شوند. هیچ چیزو هیچکس هیچ رفتار و گفتار و کرداری آنگونه که به نظر می رسد نیست. برگرفته از کتاب زبان بدن ایرانی اگر علا قه مند هستید با اصول علمی ارتباط موثر آشنا شوید اگر می خواهید به پشت نقاب چهره ها نفوذ کنید و اگر می خواهید واقعیت انسانها را بیشتر درک کنید و اگر علاقه مند هستید در مذاکره و تجارت و کسب و کارتان موفق تر ظاهر شوید لطفا کتاب زبان بدن ایرانی را مطالعه فرمائید و یا با ما در دوره های تخصصی زبان بدن همراه شوید مازیار میر مشاور وتحلیلگر

آموزشگاه زبان انگليسي براي يادگيري زبان و مطالعه کتاب زبان

زبان انگلیسی یکی از زبان هایی است که بسیاری از افراد به خوبی با آن آشنا هستند زیرا در کلاس های درس و یا مطالعه شخصی و. توانسته اند یادگیری را برای خود آسان تر کنند و می توانند از آن استفاده نمایند. یکی از علت های آن این است که آموزش این زبان از سنین پایین در دوران نوجوانی برای افراد آغاز می گردد تا بتوانند آن را بیاموزند و متوجه بسیاری از اصطلاحات و ضرب المثل ها شوند.یادگیری زبان انگلیسی کار دشواری نمی باشد، اما لازم است که شما در ابتدا یک آزمون تعیین سطح انجام دهید تا بتوانید بهترین متد آموزشی و کتاب های آموزشی را برای خود انتخاب نمایید تا دوره شما برای شما موثر واقع گردد که این روش موثر و توصیه شده است و برای یادگیری می توانید به https://dialolanguage.com/english-speaking-class/ مراجعه و کلاس خود را شروع نمایید.برخی از زبان آموزان در دستور زبان انگلیسی با دشواری مواجه اند و برخی دیگر نمی توانند به خوبی مفهوم اصطلاحات و عبارت های را متوجه شوند که البته می توان گفت که موضوعی رایج می باشد و کلیه زبان آموزان از آن ها در جملات خود استفاده کنند و یا آن ها را به خاطر بسپارند که اهمیت دارد و لازم است به آن توجه کافی صورت گیرد.به همین منظور شما می توانید در کلاس های با کیفیت زبان انگلیسی آموزش زبان دایلو با انجام فعالیت های آموزشی مناسب و گوش دادن و یادداشت برداری از نکات و جملات و ساختار هایی که توسط مدرسین با تجربه ارائه می گردد به صورت آموزش های کلاسی و همچنین یادگیری از زبان آموزان که هم کلاسی شما هستند، پیشرفت زیادی در مدت زمان کوتاه داشته باشید.آموزش زبان دارای روش های و سبک های متنوع می باشد که برخی از زبان آموزان تنها قادر اند با تعداد محدودی از این روش ها زبان بیاموزند که بی حاصل نمی باشد و درواقع می تواند در صورت مناسب بودن بسیار ثمر بخش نیز باشد و در نتیجه به طور بهتری متوجه آن شوند. همچنین لازم است یک برنامه مطالعه مناسب برای خود درست کنید و بر اساس سطح فعلی زبان خود به صورت روزانه به انجام تمرین و مطالعه منابع آموزشی زبان انگلیسی بپردازید که با تمرین مرتب بتوانید بهتر شدن زبان خود را به صورت پیوسته مشاهده نمایید که البته راهنمایی نیز نیاز خواهد داشت.مترجم را وارد کنید که آیا این ترجمه به معنای واقعی کلمه است یا خیر و لازم است با مدرس خود به بررسی معنی عبارت ها نیز بپردازید.اصطلاحات و افعال انگلیسی را بیاموزید. چندین جنبه از زبان انگلیسی وجود دارد که شما همیشه نمی توانید تنها در یک کتاب درسی یا دانشگاهی پیدا کنید و لازم است با استفاده از کتاب های گوناگون که در آن ها چیزهایی مانند اصطلاحات و افعال اصطلاحاتی در مکالمات روزمره انگلیسی بسیار رایج است نیز باشد استفاده نمایید.اگر موفق به یادگیری این موارد شوید، صحبت کردن و درک مکالمات با افراد بومی بسیار ساده تر خواهد بود. اگرچه این نوع زبانی نیست که احتمالا در مقاله علمی از آن استفاده کنید، اما برای شما بسیار مهم است و زبان عامیانه محسوب می گردد. لازم است در چنین شرایطی به مطالعه بیشتر بپردازید و تنها بر اساس یک کتاب یا جزوه آموزشی تصمیم گیری نکنید.هر روز بنویسید و نوشتن که در زبان انگلیسی به آن رایتینگ گفته می شود را تمرین کنید.نوشتن یک روش عالی برای استفاده از واژگان جدید و گرفتن ایده های جدید در مورد گرامر یا دستور زبان است. هر روز با استفاده از کلمات و دستور زبان جدیدی که آموخته اید، چیزی بنویسید و این تمرین را ادامه دهید. حتی اگر فقط چند جمله باشد، بسیار مهم است که به انجام این کار عادت کنید و به این صورت ادامه دهید.این تمرینات همچنین یک روش خوب برای مقایسه پیشرفت شما در هنگام بهبود دانش خود در مورد زبان انگلیسی است. اگر به دوستانی که مایل اند مکالمه انگلیسی را بیاموزند یا معلمی دسترسی دارید، می توانید از آن ها بخواهید که به نوشتار شما نگاه کنند و برخی از نشانگرها را برای شما نشان دهند و در واقع آن ها می توانند در بهتر شدن کیفیت نوشتن و سبک نوشتاری شما تاثیر خوبی بگذارند.آن چه را که می خواهید یاد بگیرید با معلم و راهنمای خود درمیان بگذارید.اگر زبان انگلیسی را در یک مدرسه زبان یا موسسه زبان انگلیسی یاد می گیرید و یا دروس خصوصی می گیرید، ممکن است همیشه آنچه را که می خواهید یاد بگیرید. با این وجود، ممکن است دشوار باشد که دقیقا معلم شما آنچه را که می خواهید بیاموزید بداند، مگر اینکه به آن ها بگویید. برای مثال اگر فکر می کنید که آن ها به شما بیش از حد تمرینات نوشتن ارائه می دهند و نیاز به مکالمه بیشتر دارید، پس باید به آن ها بگویید تا آموزش به شکل بهتری انجام گردد که آموزش موثر از نکات موفقیت زبان آموزان می باشد.اشتباهات خود را به خاطر بسپارید و بدانید کهشما اشتباه خواهید کرد و این کاملا طبیعی می باشد و همه زبان آموزان در یادگیری با آن مواجه شده اند. این احتمال وجود دارد که شما به صورت مکرر همان اشتباهات را انجام دهید، و با یادداشت برداری بتوانید میزان آن ها را کاهش دهید. دفعه دیگر که توسط یک معلم تصحیح شدید، چه این کتبی باشد و چه به صورت شفاهی، لازم است اشتباهات خود را یادداشت کنید و پیش بروید.شاید شما فراموش کرده باشید که چه زمانی از مقاله صحیح استفاده کنید یا دستور زبان گذشته ساده و گذشته کامل را با هم مخلوط کرده اید. به این نکته توجه داشته باشید و روی اشتباهات خود کار کنید تا کیفیت جمله سازی خود را بهتر نمایید.واقع بین باشید و میزان زمان مطالعه خود را در نظر بگیرید.این بسیار شایع است که زبان آموزان می خواهند زبان انگلیسی خود را با سرعت غیرواقعی بهتر کنند. اهداف خود را تعیین کنید اما بر اساس برنامه آموزشی و تمرینات خود تلاش کنید که تمرین های مناسب و بر اساس دشواری های خود انجام دهید.

از تولید مقوا و چاپ مقوا چه می دانیم؟

از مقوا چه می دانید؟ مقوا چگونه ساخته می شود؟ مقوا چه نقشی در چاپ و نشر دارد؟ چه عامل و بازیگر هایی در چاپ و تولید مقوا دخیل و سهیم هستند؟ در این یادداشت قصد داریم به تحلیل محور های یاد شده ی بالا بپردازیم. با این حال پیش از هر چیز لازم است به تحلیل و بررسی پیشینه و البته تاریخ تولید و تهیه ی مقوا بپردازیم. آلمان زادگاه مقوا مقوا برای نخستین بار در کشور آلمان تولید شد. در سال 85، شیمی دانی آلمانی، اقدام به ساخت و تولید مقوا کرد. این شیمی دان توانست با استفاده از روش خمیر سازی چوب، راه کاری برای تولید و ساخت مقوا بیابد. پس گام نخست در تولید مقوا، ایجاد خمیر چوب است. کرافت در گام بعدی تولید مقوا قرار دارد. کرافت کرافت از جمله ابزار و سازه های مهم و موثر صنعت چاپ است که نقش مهمی در تولید و فرآوری دیگر سازه های چاپی دارد و از اهمیت زیادی برخوردار است. حال ممکن است این پرسش ایجاد شود که کرافت چه نقش و جایگاهی در چاپ و تولید مقوا دارد؟ همان گونه که پیش از این یاد شد، در تولید مقوا ابتدا خرده چوب (خمیر چوب) را تهیه می کنند. سپس به کمک کرافت، این خرده چوب ها به کاغذ تبدیل می شوند. با این حال می دانیم که مقوا سازه ای مستحکم است. پس لازم است تا کاغذ تولید شده، از قدرت و استحکام کافی برخوردار باشد. به همین دلیل، در این مقطع و پس از ساخت کاغذ، به کمک مواد شیمیایی از جمله سولفات سدیم، آن را پایدار تر و البته محکم تر می نمایند. با این حال نباید فراموش کنیم که قدرت و استحکام مقوا ها با هم تفاوت دارد و البته این نیز بی دلیل نیست. خمیر کاغذ از دیگر عامل هایی است که در ساخت مقوا به کار گرفته می شود و بد نیست کمی درباره ی آن بدانیم. خمیر کاغذ چیست؟ خمیر کاغذ یا پالپ، فرآورده ای است که از خرده چوب و فرآورده های بازیافتی پدید می آید و سپس به کاغذ تبدیل می شود و در ساخت مقوا کاربرد دارد. قدرت و کیفیت مقوا به چه عامل هایی بستگی دارد؟ قدرت و کیفیت مقوا با نوع فیبری که از آن تولید می شود، پیوند مستقیمی دارد. حال باید پرسید که چه عاملی در تعیین کیفیت نوع فیبر موثر است؟ نوع فیبر به کار رفته در تولید مقوا، به جنس درخت و گیاه هایی که چوب مورد استفاده از آن ها تامین می گردد وابسته است و به زبانی دیگر، این کیفیت و جنس درخت و گیاه به کار رفته است که در نهایت کیفیت و مقاومت مقوا را تعیین می کند. جنس برخی از درخت ها به گونه ای است که می توان از آن ها کاغذ هایی نازک، شفاف و صیقلی ایجاد کرد، جنس برخی دیگر از درخت ها نیز به گونه ای است که از آن ها برای تولید و ایجاد مقوا های ضخیم و البته مات به کار می رود. پخت چوب پخت چوب فرآیندی است که نقش مهمی در تولید مقوا دارد. در این فرآیند شیمیایی، خمیر چوب را در محلولی از سولفات قرار و پس از آن حرارت می دهند. در این مقطع است که با استفاده از ماده ای به نام لیگنین، فیبر چوب به دست آمده را جدا می کنند. از دیگر دستاورد های پخت چوب، می توانیم به تغییر رنگ خمیر چوب از قهوه ای سوخته به کرم روشن تغییر می کند. پس از آن خمیر کاغذ را درون گودالی بزرگ می ریزند و آن را صاف و فشرده می کنند. سپس مقوای ایجاد شده را درون دو لاینر قرار می دهند و با افزودن مقداری ماده های بازیافتی، آن را به شکل نهایی ایجاد می کنند. پس از این مقوا به کارخانه و کارگاه های مورد نظر صادر و برای کاربرد های مختلف، مورد استفاده قرار می گیرد. بسته بندی و نقش حیاتی آن در سلامتی مصرف کننده تا پیش از این، بیشتر به کاربرد و کارکرد های بازرگانی و بازاریابی بسته بندی پرداختیم و به لحنی دیگر، بر مزیت، فایده و کارکرد های مادی و درآمد زای آن تمرکز کردیم. در این یادداشت نگارنده می کوشد تا از لنز سلامتی مصرف کننده و دغدغه های این چنینی بسته بندی را مورد بررسی قرار دهد.   برای دانلود فایل مقاله ی از تولید مقوا و چاپ مقوا چه می دانیم؟»، بر لینک زیر کلیک کنید. فایل مقاله ی از تولید مقوا و چاپ مقوا چه می دانیم؟».

ترجمه مقاله

چهارنکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!   ایراکا (مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان)، ترجمه مقالات شما را به صورت تضمینی در سطح معتبرترین مجلات بین المللی بر عهده میگیرد. کافی است در وب سایت Iraca.ir، ترجمه مقاله یا ویرایش مقاله را انتخاب و فایل خود را برای ما ارسال کنید تا پیش فاکتور سریعا برای شما ایمیل شود.   خلاصه: ترجمه مقاله و همچنین ویرایش مقاله با دانستن یک زبان، دو مقوله‌ی جدا از هم هستند. تسلط بر زبان انگلیسی توانایی ما برای ترجمه مقاله‌ ISI یا حتی ترجمه از فارسی به انگلیسی را تضمین نمی‌کند. ترجمه یک مهارت است و با تمرین و جمع‌آوری اطلاعات مناسب می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم و کیفیت ترجمه‌هایمان را بالا ببریم. برای ترجمه مقاله و ترجمه مقاله برای ژورنال‌های ISI نیاز به مهارت و دانش داریم و این ۱۰ نکته طلایی می‌تواند شروع خوبی برای یادگیری و ارتقا سطح ترجمه‌هایمان باشد، یا حتی اگر خواستید ترجمه این مقالات را به موسسه ای سفارش دهید، نکات زیر را به خاطر داشته باشید. کلمات کلیدی: ترجمه، ترجمه مقاله، ترجمه مقاله ISI، تضمین کیفیت ترجمه   ۱) باید زبان مبدا را به خوبی بلد باشید. شاید این مورد بیش از حد واضح باشد؛ اما توانایی صحبت کردن یک زبان برابر با دانستن سطوح مختلف آن برای ترجمه مقاله نیست. حتما شما هم در اینترنت عکس‌های منو‌ها و تابلوهایی را دیده‌اید که با ترجمه دست و پا شکسته و اشتباه‌شان موجب خنده همه شده‌اند، برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلاتی در ترجمه مقاله‌های تخصصی باید به خوبی به زیر و بم اصطلاحات آن رشته وارد باشید. توجه داشته باشید که نویسنده‌های مقاله‌های ژورنالی و ISI، قشر تحصیل کرده با توانایی‌های زبانی سطح بالای زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری هستند. یک مترجم باید به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط باشد و زبان سطح بالا و دانشگاهی را بشناسد و بفهمد تا بتواند ترجمه مقاله ISI انجام دهد. یک مترجم قوی، زبان مبدا را مانند زبان مادری خود باید بشناسد به علاوه ترجمه شما باید روان و خوانا باشد و در زبان مقصد خوش ساخت جلوه کند. کیفیت ترجمه‌ی شما مستقیما تحت تاثیر تسلط هرچه بیشتر به زبان مبدا و مقصد است.   ۲) به دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها مسلط باشید. حتی اگر در زبان مادری خود با این موارد مشکل دارید، برای تولید ترجمه قابل قبولی از یک مقاله و تضمین کیفیت ترجمه خود، باید اطلاعات خود را از دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد بالا ببرید. اطلاعات شما باید از علائم نگارشی هم به زبان مبدا و هم به زبان مقصد کامل باشد از ساختار جمله‌های مقاله در ترجمه مقاله خودتان تقلید نکنید. ترجمه‌های خوب را بررسی کنید، هنگام خواندن متن زبان اصلی به علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها دقت کنید و یاد بگیرید که یک ترجمه‌ی حرفه‌ای هرکدام از ساختار‌ها را چگونه به زبان مادری شما برمی‌گردانند.   ۳) برای ترجمه مقاله، از نرم افزار‌ها کمک بگیرید اما فقط زمانی که درمانده شدید! استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه همیشه بد نیست همه‌ی ما با گوگل ترنسلیت و بلایی که به اسم ترجمه سر متن‌ها می‌آورد آشنا هستیم؛ اما این به این معنی نیست که نرم افزار‌های ترجمهنمی‌توانند به ما کمک کنند. وقتی خیلی گیج شده‌ایم یا با تعداد زیادی کلمه تخصصی روبرو هستیم، می‌توانیم از جمله‌های دست و پا شکسته ترجمه شده در نرم افزارها کمک بگیریم و انرژی‌مان را صرف نوشتن جمله‌های بهتر کنیم. شاید دیدن همان ترجمه اشتباه و بی‌کیفیت ذهن ما را از گیجی در بیاورد و برای ترجمه‌ی بهتر کمک‌مان کند.   ۴) مراقب لحن نوشتن تان باشید. سعی کنید متوجه لحن متن اصلی و ترجمه تان باشید. مقاله‌های ژورنالی لحن علمی و خشکی دارند و از حکم صادر کردن پرهیز می‌کنند. در ترجمه مقاله باید این مورد را رعایت کنید و در عین حال طوری بنویسید که نوشته‌تان به نظر خواننده ماشینی و عجیب نیاید. برای بهتر شدن لحن نوشته‌های خودتان هیچ چیز مانند خواندن متن‌های درجه یک در زبان فارسی کمک‌تان نمی‌کند. حتی رومه خواندن هم اینجا به کمک مترجم‌ها می‌آید زیرا ذهن‌مان را با ساختار‌های رسمی و خشک زبان خودمان آشنا می‌کند.   همچنین شما اگر یک مترجم درجه یک فارسی به انگلیسی و یا ویراستار تخصصی هستید میتوانید صفحه استخدام مترجم ایراکا را مشاهده فرمایید.

ترجمه مقاله

چهارنکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!   ایراکا (مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان)، ترجمه مقالات شما را به صورت تضمینی در سطح معتبرترین مجلات بین المللی بر عهده میگیرد. کافی است در وب سایت Iraca.ir، ترجمه مقاله یا ویرایش مقاله را انتخاب و فایل خود را برای ما ارسال کنید تا پیش فاکتور سریعا برای شما ایمیل شود.   خلاصه: ترجمه مقاله و همچنین ویرایش مقاله با دانستن یک زبان، دو مقوله‌ی جدا از هم هستند. تسلط بر زبان انگلیسی توانایی ما برای ترجمه مقاله‌ ISI یا حتی ترجمه از فارسی به انگلیسی را تضمین نمی‌کند. ترجمه یک مهارت است و با تمرین و جمع‌آوری اطلاعات مناسب می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم و کیفیت ترجمه‌هایمان را بالا ببریم. برای ترجمه مقاله و ترجمه مقاله برای ژورنال‌های ISI نیاز به مهارت و دانش داریم و این ۱۰ نکته طلایی می‌تواند شروع خوبی برای یادگیری و ارتقا سطح ترجمه‌هایمان باشد، یا حتی اگر خواستید ترجمه این مقالات را به موسسه ای سفارش دهید، نکات زیر را به خاطر داشته باشید. کلمات کلیدی: ترجمه، ترجمه مقاله، ترجمه مقاله ISI، تضمین کیفیت ترجمه   ۱) باید زبان مبدا را به خوبی بلد باشید. شاید این مورد بیش از حد واضح باشد؛ اما توانایی صحبت کردن یک زبان برابر با دانستن سطوح مختلف آن برای ترجمه مقاله نیست. حتما شما هم در اینترنت عکس‌های منو‌ها و تابلوهایی را دیده‌اید که با ترجمه دست و پا شکسته و اشتباه‌شان موجب خنده همه شده‌اند، برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلاتی در ترجمه مقاله‌های تخصصی باید به خوبی به زیر و بم اصطلاحات آن رشته وارد باشید. توجه داشته باشید که نویسنده‌های مقاله‌های ژورنالی و ISI، قشر تحصیل کرده با توانایی‌های زبانی سطح بالای زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری هستند. یک مترجم باید به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط باشد و زبان سطح بالا و دانشگاهی را بشناسد و بفهمد تا بتواند ترجمه مقاله ISI انجام دهد. یک مترجم قوی، زبان مبدا را مانند زبان مادری خود باید بشناسد به علاوه ترجمه شما باید روان و خوانا باشد و در زبان مقصد خوش ساخت جلوه کند. کیفیت ترجمه‌ی شما مستقیما تحت تاثیر تسلط هرچه بیشتر به زبان مبدا و مقصد است.   ۲) به دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها مسلط باشید. حتی اگر در زبان مادری خود با این موارد مشکل دارید، برای تولید ترجمه قابل قبولی از یک مقاله و تضمین کیفیت ترجمه خود، باید اطلاعات خود را از دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد بالا ببرید. اطلاعات شما باید از علائم نگارشی هم به زبان مبدا و هم به زبان مقصد کامل باشد از ساختار جمله‌های مقاله در ترجمه مقاله خودتان تقلید نکنید. ترجمه‌های خوب را بررسی کنید، هنگام خواندن متن زبان اصلی به علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها دقت کنید و یاد بگیرید که یک ترجمه‌ی حرفه‌ای هرکدام از ساختار‌ها را چگونه به زبان مادری شما برمی‌گردانند.   ۳) برای ترجمه مقاله، از نرم افزار‌ها کمک بگیرید اما فقط زمانی که درمانده شدید! استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه همیشه بد نیست همه‌ی ما با گوگل ترنسلیت و بلایی که به اسم ترجمه سر متن‌ها می‌آورد آشنا هستیم؛ اما این به این معنی نیست که نرم افزار‌های ترجمهنمی‌توانند به ما کمک کنند. وقتی خیلی گیج شده‌ایم یا با تعداد زیادی کلمه تخصصی روبرو هستیم، می‌توانیم از جمله‌های دست و پا شکسته ترجمه شده در نرم افزارها کمک بگیریم و انرژی‌مان را صرف نوشتن جمله‌های بهتر کنیم. شاید دیدن همان ترجمه اشتباه و بی‌کیفیت ذهن ما را از گیجی در بیاورد و برای ترجمه‌ی بهتر کمک‌مان کند.   ۴) مراقب لحن نوشتن تان باشید. سعی کنید متوجه لحن متن اصلی و ترجمه تان باشید. مقاله‌های ژورنالی لحن علمی و خشکی دارند و از حکم صادر کردن پرهیز می‌کنند. در ترجمه مقاله باید این مورد را رعایت کنید و در عین حال طوری بنویسید که نوشته‌تان به نظر خواننده ماشینی و عجیب نیاید. برای بهتر شدن لحن نوشته‌های خودتان هیچ چیز مانند خواندن متن‌های درجه یک در زبان فارسی کمک‌تان نمی‌کند. حتی رومه خواندن هم اینجا به کمک مترجم‌ها می‌آید زیرا ذهن‌مان را با ساختار‌های رسمی و خشک زبان خودمان آشنا می‌کند.   همچنین شما اگر یک مترجم درجه یک فارسی به انگلیسی و یا ویراستار تخصصی هستید میتوانید صفحه استخدام مترجم ایراکا را مشاهده فرمایید.

ویرایش مقاله

چهارنکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!   ایراکا (مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان)، ترجمه مقالات شما را به صورت تضمینی در سطح معتبرترین مجلات بین المللی بر عهده میگیرد. کافی است در وب سایت Iraca.ir، ترجمه مقاله یا ویرایش مقاله را انتخاب و فایل خود را برای ما ارسال کنید تا پیش فاکتور سریعا برای شما ایمیل شود.   خلاصه: ترجمه مقاله و همچنین ویرایش مقاله با دانستن یک زبان، دو مقوله‌ی جدا از هم هستند. تسلط بر زبان انگلیسی توانایی ما برای ترجمه مقاله‌ ISI یا حتی ترجمه از فارسی به انگلیسی را تضمین نمی‌کند. ترجمه یک مهارت است و با تمرین و جمع‌آوری اطلاعات مناسب می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم و کیفیت ترجمه‌هایمان را بالا ببریم. برای ترجمه مقاله و ترجمه مقاله برای ژورنال‌های ISI نیاز به مهارت و دانش داریم و این ۱۰ نکته طلایی می‌تواند شروع خوبی برای یادگیری و ارتقا سطح ترجمه‌هایمان باشد، یا حتی اگر خواستید ترجمه این مقالات را به موسسه ای سفارش دهید، نکات زیر را به خاطر داشته باشید. کلمات کلیدی: ترجمه، ترجمه مقاله، ترجمه مقاله ISI، تضمین کیفیت ترجمه   ۱) باید زبان مبدا را به خوبی بلد باشید. شاید این مورد بیش از حد واضح باشد؛ اما توانایی صحبت کردن یک زبان برابر با دانستن سطوح مختلف آن برای ترجمه مقاله نیست. حتما شما هم در اینترنت عکس‌های منو‌ها و تابلوهایی را دیده‌اید که با ترجمه دست و پا شکسته و اشتباه‌شان موجب خنده همه شده‌اند، برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلاتی در ترجمه مقاله‌های تخصصی باید به خوبی به زیر و بم اصطلاحات آن رشته وارد باشید. توجه داشته باشید که نویسنده‌های مقاله‌های ژورنالی و ISI، قشر تحصیل کرده با توانایی‌های زبانی سطح بالای زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری هستند. یک مترجم باید به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط باشد و زبان سطح بالا و دانشگاهی را بشناسد و بفهمد تا بتواند ترجمه مقاله ISI انجام دهد. یک مترجم قوی، زبان مبدا را مانند زبان مادری خود باید بشناسد به علاوه ترجمه شما باید روان و خوانا باشد و در زبان مقصد خوش ساخت جلوه کند. کیفیت ترجمه‌ی شما مستقیما تحت تاثیر تسلط هرچه بیشتر به زبان مبدا و مقصد است.   ۲) به دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها مسلط باشید. حتی اگر در زبان مادری خود با این موارد مشکل دارید، برای تولید ترجمه قابل قبولی از یک مقاله و تضمین کیفیت ترجمه خود، باید اطلاعات خود را از دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد بالا ببرید. اطلاعات شما باید از علائم نگارشی هم به زبان مبدا و هم به زبان مقصد کامل باشد از ساختار جمله‌های مقاله در ترجمه مقاله خودتان تقلید نکنید. ترجمه‌های خوب را بررسی کنید، هنگام خواندن متن زبان اصلی به علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها دقت کنید و یاد بگیرید که یک ترجمه‌ی حرفه‌ای هرکدام از ساختار‌ها را چگونه به زبان مادری شما برمی‌گردانند.   ۳) برای ترجمه مقاله، از نرم افزار‌ها کمک بگیرید اما فقط زمانی که درمانده شدید! استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه همیشه بد نیست همه‌ی ما با گوگل ترنسلیت و بلایی که به اسم ترجمه سر متن‌ها می‌آورد آشنا هستیم؛ اما این به این معنی نیست که نرم افزار‌های ترجمهنمی‌توانند به ما کمک کنند. وقتی خیلی گیج شده‌ایم یا با تعداد زیادی کلمه تخصصی روبرو هستیم، می‌توانیم از جمله‌های دست و پا شکسته ترجمه شده در نرم افزارها کمک بگیریم و انرژی‌مان را صرف نوشتن جمله‌های بهتر کنیم. شاید دیدن همان ترجمه اشتباه و بی‌کیفیت ذهن ما را از گیجی در بیاورد و برای ترجمه‌ی بهتر کمک‌مان کند.   ۴) مراقب لحن نوشتن تان باشید. سعی کنید متوجه لحن متن اصلی و ترجمه تان باشید. مقاله‌های ژورنالی لحن علمی و خشکی دارند و از حکم صادر کردن پرهیز می‌کنند. در ترجمه مقاله باید این مورد را رعایت کنید و در عین حال طوری بنویسید که نوشته‌تان به نظر خواننده ماشینی و عجیب نیاید. برای بهتر شدن لحن نوشته‌های خودتان هیچ چیز مانند خواندن متن‌های درجه یک در زبان فارسی کمک‌تان نمی‌کند. حتی رومه خواندن هم اینجا به کمک مترجم‌ها می‌آید زیرا ذهن‌مان را با ساختار‌های رسمی و خشک زبان خودمان آشنا می‌کند.   همچنین شما اگر یک مترجم درجه یک فارسی به انگلیسی و یا ویراستار تخصصی هستید میتوانید صفحه استخدام مترجم ایراکا را مشاهده فرمایید.

تضمین کیفیت ترجمه

چهارنکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!   ایراکا (مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان)، ترجمه مقالات شما را به صورت تضمینی در سطح معتبرترین مجلات بین المللی بر عهده میگیرد. کافی است در وب سایت Iraca.ir، ترجمه مقاله یا ویرایش مقاله را انتخاب و فایل خود را برای ما ارسال کنید تا پیش فاکتور سریعا برای شما ایمیل شود.   خلاصه: ترجمه مقاله و همچنین ویرایش مقاله با دانستن یک زبان، دو مقوله‌ی جدا از هم هستند. تسلط بر زبان انگلیسی توانایی ما برای ترجمه مقاله‌ ISI یا حتی ترجمه از فارسی به انگلیسی را تضمین نمی‌کند. ترجمه یک مهارت است و با تمرین و جمع‌آوری اطلاعات مناسب می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم و کیفیت ترجمه‌هایمان را بالا ببریم. برای ترجمه مقاله و ترجمه مقاله برای ژورنال‌های ISI نیاز به مهارت و دانش داریم و این ۱۰ نکته طلایی می‌تواند شروع خوبی برای یادگیری و ارتقا سطح ترجمه‌هایمان باشد، یا حتی اگر خواستید ترجمه این مقالات را به موسسه ای سفارش دهید، نکات زیر را به خاطر داشته باشید. کلمات کلیدی: ترجمه، ترجمه مقاله، ترجمه مقاله ISI، تضمین کیفیت ترجمه   ۱) باید زبان مبدا را به خوبی بلد باشید. شاید این مورد بیش از حد واضح باشد؛ اما توانایی صحبت کردن یک زبان برابر با دانستن سطوح مختلف آن برای ترجمه مقاله نیست. حتما شما هم در اینترنت عکس‌های منو‌ها و تابلوهایی را دیده‌اید که با ترجمه دست و پا شکسته و اشتباه‌شان موجب خنده همه شده‌اند، برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلاتی در ترجمه مقاله‌های تخصصی باید به خوبی به زیر و بم اصطلاحات آن رشته وارد باشید. توجه داشته باشید که نویسنده‌های مقاله‌های ژورنالی و ISI، قشر تحصیل کرده با توانایی‌های زبانی سطح بالای زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری هستند. یک مترجم باید به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط باشد و زبان سطح بالا و دانشگاهی را بشناسد و بفهمد تا بتواند ترجمه مقاله ISI انجام دهد. یک مترجم قوی، زبان مبدا را مانند زبان مادری خود باید بشناسد به علاوه ترجمه شما باید روان و خوانا باشد و در زبان مقصد خوش ساخت جلوه کند. کیفیت ترجمه‌ی شما مستقیما تحت تاثیر تسلط هرچه بیشتر به زبان مبدا و مقصد است.   ۲) به دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها مسلط باشید. حتی اگر در زبان مادری خود با این موارد مشکل دارید، برای تولید ترجمه قابل قبولی از یک مقاله و تضمین کیفیت ترجمه خود، باید اطلاعات خود را از دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد بالا ببرید. اطلاعات شما باید از علائم نگارشی هم به زبان مبدا و هم به زبان مقصد کامل باشد از ساختار جمله‌های مقاله در ترجمه مقاله خودتان تقلید نکنید. ترجمه‌های خوب را بررسی کنید، هنگام خواندن متن زبان اصلی به علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها دقت کنید و یاد بگیرید که یک ترجمه‌ی حرفه‌ای هرکدام از ساختار‌ها را چگونه به زبان مادری شما برمی‌گردانند.   ۳) برای ترجمه مقاله، از نرم افزار‌ها کمک بگیرید اما فقط زمانی که درمانده شدید! استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه همیشه بد نیست همه‌ی ما با گوگل ترنسلیت و بلایی که به اسم ترجمه سر متن‌ها می‌آورد آشنا هستیم؛ اما این به این معنی نیست که نرم افزار‌های ترجمهنمی‌توانند به ما کمک کنند. وقتی خیلی گیج شده‌ایم یا با تعداد زیادی کلمه تخصصی روبرو هستیم، می‌توانیم از جمله‌های دست و پا شکسته ترجمه شده در نرم افزارها کمک بگیریم و انرژی‌مان را صرف نوشتن جمله‌های بهتر کنیم. شاید دیدن همان ترجمه اشتباه و بی‌کیفیت ذهن ما را از گیجی در بیاورد و برای ترجمه‌ی بهتر کمک‌مان کند.   ۴) مراقب لحن نوشتن تان باشید. سعی کنید متوجه لحن متن اصلی و ترجمه تان باشید. مقاله‌های ژورنالی لحن علمی و خشکی دارند و از حکم صادر کردن پرهیز می‌کنند. در ترجمه مقاله باید این مورد را رعایت کنید و در عین حال طوری بنویسید که نوشته‌تان به نظر خواننده ماشینی و عجیب نیاید. برای بهتر شدن لحن نوشته‌های خودتان هیچ چیز مانند خواندن متن‌های درجه یک در زبان فارسی کمک‌تان نمی‌کند. حتی رومه خواندن هم اینجا به کمک مترجم‌ها می‌آید زیرا ذهن‌مان را با ساختار‌های رسمی و خشک زبان خودمان آشنا می‌کند.   همچنین شما اگر یک مترجم درجه یک فارسی به انگلیسی و یا ویراستار تخصصی هستید میتوانید صفحه استخدام مترجم ایراکا را مشاهده فرمایید.

استخدام مترجم در ایراکا

چهارنکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!   ایراکا (مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان)، ترجمه مقالات شما را به صورت تضمینی در سطح معتبرترین مجلات بین المللی بر عهده میگیرد. کافی است در وب سایت Iraca.ir، ترجمه مقاله یا ویرایش مقاله را انتخاب و فایل خود را برای ما ارسال کنید تا پیش فاکتور سریعا برای شما ایمیل شود.   خلاصه: ترجمه مقاله و همچنین ویرایش مقاله با دانستن یک زبان، دو مقوله‌ی جدا از هم هستند. تسلط بر زبان انگلیسی توانایی ما برای ترجمه مقاله‌ ISI یا حتی ترجمه از فارسی به انگلیسی را تضمین نمی‌کند. ترجمه یک مهارت است و با تمرین و جمع‌آوری اطلاعات مناسب می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم و کیفیت ترجمه‌هایمان را بالا ببریم. برای ترجمه مقاله و ترجمه مقاله برای ژورنال‌های ISI نیاز به مهارت و دانش داریم و این ۱۰ نکته طلایی می‌تواند شروع خوبی برای یادگیری و ارتقا سطح ترجمه‌هایمان باشد، یا حتی اگر خواستید ترجمه این مقالات را به موسسه ای سفارش دهید، نکات زیر را به خاطر داشته باشید. کلمات کلیدی: ترجمه، ترجمه مقاله، ترجمه مقاله ISI، تضمین کیفیت ترجمه   ۱) باید زبان مبدا را به خوبی بلد باشید. شاید این مورد بیش از حد واضح باشد؛ اما توانایی صحبت کردن یک زبان برابر با دانستن سطوح مختلف آن برای ترجمه مقاله نیست. حتما شما هم در اینترنت عکس‌های منو‌ها و تابلوهایی را دیده‌اید که با ترجمه دست و پا شکسته و اشتباه‌شان موجب خنده همه شده‌اند، برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلاتی در ترجمه مقاله‌های تخصصی باید به خوبی به زیر و بم اصطلاحات آن رشته وارد باشید. توجه داشته باشید که نویسنده‌های مقاله‌های ژورنالی و ISI، قشر تحصیل کرده با توانایی‌های زبانی سطح بالای زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری هستند. یک مترجم باید به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط باشد و زبان سطح بالا و دانشگاهی را بشناسد و بفهمد تا بتواند ترجمه مقاله ISI انجام دهد. یک مترجم قوی، زبان مبدا را مانند زبان مادری خود باید بشناسد به علاوه ترجمه شما باید روان و خوانا باشد و در زبان مقصد خوش ساخت جلوه کند. کیفیت ترجمه‌ی شما مستقیما تحت تاثیر تسلط هرچه بیشتر به زبان مبدا و مقصد است.   ۲) به دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها مسلط باشید. حتی اگر در زبان مادری خود با این موارد مشکل دارید، برای تولید ترجمه قابل قبولی از یک مقاله و تضمین کیفیت ترجمه خود، باید اطلاعات خود را از دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد بالا ببرید. اطلاعات شما باید از علائم نگارشی هم به زبان مبدا و هم به زبان مقصد کامل باشد از ساختار جمله‌های مقاله در ترجمه مقاله خودتان تقلید نکنید. ترجمه‌های خوب را بررسی کنید، هنگام خواندن متن زبان اصلی به علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها دقت کنید و یاد بگیرید که یک ترجمه‌ی حرفه‌ای هرکدام از ساختار‌ها را چگونه به زبان مادری شما برمی‌گردانند.   ۳) برای ترجمه مقاله، از نرم افزار‌ها کمک بگیرید اما فقط زمانی که درمانده شدید! استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه همیشه بد نیست همه‌ی ما با گوگل ترنسلیت و بلایی که به اسم ترجمه سر متن‌ها می‌آورد آشنا هستیم؛ اما این به این معنی نیست که نرم افزار‌های ترجمهنمی‌توانند به ما کمک کنند. وقتی خیلی گیج شده‌ایم یا با تعداد زیادی کلمه تخصصی روبرو هستیم، می‌توانیم از جمله‌های دست و پا شکسته ترجمه شده در نرم افزارها کمک بگیریم و انرژی‌مان را صرف نوشتن جمله‌های بهتر کنیم. شاید دیدن همان ترجمه اشتباه و بی‌کیفیت ذهن ما را از گیجی در بیاورد و برای ترجمه‌ی بهتر کمک‌مان کند.   ۴) مراقب لحن نوشتن تان باشید. سعی کنید متوجه لحن متن اصلی و ترجمه تان باشید. مقاله‌های ژورنالی لحن علمی و خشکی دارند و از حکم صادر کردن پرهیز می‌کنند. در ترجمه مقاله باید این مورد را رعایت کنید و در عین حال طوری بنویسید که نوشته‌تان به نظر خواننده ماشینی و عجیب نیاید. برای بهتر شدن لحن نوشته‌های خودتان هیچ چیز مانند خواندن متن‌های درجه یک در زبان فارسی کمک‌تان نمی‌کند. حتی رومه خواندن هم اینجا به کمک مترجم‌ها می‌آید زیرا ذهن‌مان را با ساختار‌های رسمی و خشک زبان خودمان آشنا می‌کند.   همچنین شما اگر یک مترجم درجه یک فارسی به انگلیسی و یا ویراستار تخصصی هستید میتوانید صفحه استخدام مترجم ایراکا را مشاهده فرمایید.

ترجمه مقالات شما به صورت تضمینی

چهارنکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!   ایراکا (مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان)، ترجمه مقالات شما را به صورت تضمینی در سطح معتبرترین مجلات بین المللی بر عهده میگیرد. کافی است در وب سایت Iraca.ir، ترجمه مقاله یا ویرایش مقاله را انتخاب و فایل خود را برای ما ارسال کنید تا پیش فاکتور سریعا برای شما ایمیل شود.   خلاصه: ترجمه مقاله و همچنین ویرایش مقاله با دانستن یک زبان، دو مقوله‌ی جدا از هم هستند. تسلط بر زبان انگلیسی توانایی ما برای ترجمه مقاله‌ ISI یا حتی ترجمه از فارسی به انگلیسی را تضمین نمی‌کند. ترجمه یک مهارت است و با تمرین و جمع‌آوری اطلاعات مناسب می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم و کیفیت ترجمه‌هایمان را بالا ببریم. برای ترجمه مقاله و ترجمه مقاله برای ژورنال‌های ISI نیاز به مهارت و دانش داریم و این ۱۰ نکته طلایی می‌تواند شروع خوبی برای یادگیری و ارتقا سطح ترجمه‌هایمان باشد، یا حتی اگر خواستید ترجمه این مقالات را به موسسه ای سفارش دهید، نکات زیر را به خاطر داشته باشید. کلمات کلیدی: ترجمه، ترجمه مقاله، ترجمه مقاله ISI، تضمین کیفیت ترجمه   ۱) باید زبان مبدا را به خوبی بلد باشید. شاید این مورد بیش از حد واضح باشد؛ اما توانایی صحبت کردن یک زبان برابر با دانستن سطوح مختلف آن برای ترجمه مقاله نیست. حتما شما هم در اینترنت عکس‌های منو‌ها و تابلوهایی را دیده‌اید که با ترجمه دست و پا شکسته و اشتباه‌شان موجب خنده همه شده‌اند، برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلاتی در ترجمه مقاله‌های تخصصی باید به خوبی به زیر و بم اصطلاحات آن رشته وارد باشید. توجه داشته باشید که نویسنده‌های مقاله‌های ژورنالی و ISI، قشر تحصیل کرده با توانایی‌های زبانی سطح بالای زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری هستند. یک مترجم باید به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط باشد و زبان سطح بالا و دانشگاهی را بشناسد و بفهمد تا بتواند ترجمه مقاله ISI انجام دهد. یک مترجم قوی، زبان مبدا را مانند زبان مادری خود باید بشناسد به علاوه ترجمه شما باید روان و خوانا باشد و در زبان مقصد خوش ساخت جلوه کند. کیفیت ترجمه‌ی شما مستقیما تحت تاثیر تسلط هرچه بیشتر به زبان مبدا و مقصد است.   ۲) به دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها مسلط باشید. حتی اگر در زبان مادری خود با این موارد مشکل دارید، برای تولید ترجمه قابل قبولی از یک مقاله و تضمین کیفیت ترجمه خود، باید اطلاعات خود را از دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد بالا ببرید. اطلاعات شما باید از علائم نگارشی هم به زبان مبدا و هم به زبان مقصد کامل باشد از ساختار جمله‌های مقاله در ترجمه مقاله خودتان تقلید نکنید. ترجمه‌های خوب را بررسی کنید، هنگام خواندن متن زبان اصلی به علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها دقت کنید و یاد بگیرید که یک ترجمه‌ی حرفه‌ای هرکدام از ساختار‌ها را چگونه به زبان مادری شما برمی‌گردانند.   ۳) برای ترجمه مقاله، از نرم افزار‌ها کمک بگیرید اما فقط زمانی که درمانده شدید! استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه همیشه بد نیست همه‌ی ما با گوگل ترنسلیت و بلایی که به اسم ترجمه سر متن‌ها می‌آورد آشنا هستیم؛ اما این به این معنی نیست که نرم افزار‌های ترجمهنمی‌توانند به ما کمک کنند. وقتی خیلی گیج شده‌ایم یا با تعداد زیادی کلمه تخصصی روبرو هستیم، می‌توانیم از جمله‌های دست و پا شکسته ترجمه شده در نرم افزارها کمک بگیریم و انرژی‌مان را صرف نوشتن جمله‌های بهتر کنیم. شاید دیدن همان ترجمه اشتباه و بی‌کیفیت ذهن ما را از گیجی در بیاورد و برای ترجمه‌ی بهتر کمک‌مان کند.   ۴) مراقب لحن نوشتن تان باشید. سعی کنید متوجه لحن متن اصلی و ترجمه تان باشید. مقاله‌های ژورنالی لحن علمی و خشکی دارند و از حکم صادر کردن پرهیز می‌کنند. در ترجمه مقاله باید این مورد را رعایت کنید و در عین حال طوری بنویسید که نوشته‌تان به نظر خواننده ماشینی و عجیب نیاید. برای بهتر شدن لحن نوشته‌های خودتان هیچ چیز مانند خواندن متن‌های درجه یک در زبان فارسی کمک‌تان نمی‌کند. حتی رومه خواندن هم اینجا به کمک مترجم‌ها می‌آید زیرا ذهن‌مان را با ساختار‌های رسمی و خشک زبان خودمان آشنا می‌کند.   همچنین شما اگر یک مترجم درجه یک فارسی به انگلیسی و یا ویراستار تخصصی هستید میتوانید صفحه استخدام مترجم ایراکا را مشاهده فرمایید.

ایراکا مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان

چهارنکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!   ایراکا (مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان)، ترجمه مقالات شما را به صورت تضمینی در سطح معتبرترین مجلات بین المللی بر عهده میگیرد. کافی است در وب سایت Iraca.ir، ترجمه مقاله یا ویرایش مقاله را انتخاب و فایل خود را برای ما ارسال کنید تا پیش فاکتور سریعا برای شما ایمیل شود.   خلاصه: ترجمه مقاله و همچنین ویرایش مقاله با دانستن یک زبان، دو مقوله‌ی جدا از هم هستند. تسلط بر زبان انگلیسی توانایی ما برای ترجمه مقاله‌ ISI یا حتی ترجمه از فارسی به انگلیسی را تضمین نمی‌کند. ترجمه یک مهارت است و با تمرین و جمع‌آوری اطلاعات مناسب می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم و کیفیت ترجمه‌هایمان را بالا ببریم. برای ترجمه مقاله و ترجمه مقاله برای ژورنال‌های ISI نیاز به مهارت و دانش داریم و این ۱۰ نکته طلایی می‌تواند شروع خوبی برای یادگیری و ارتقا سطح ترجمه‌هایمان باشد، یا حتی اگر خواستید ترجمه این مقالات را به موسسه ای سفارش دهید، نکات زیر را به خاطر داشته باشید. کلمات کلیدی: ترجمه، ترجمه مقاله، ترجمه مقاله ISI، تضمین کیفیت ترجمه   ۱) باید زبان مبدا را به خوبی بلد باشید. شاید این مورد بیش از حد واضح باشد؛ اما توانایی صحبت کردن یک زبان برابر با دانستن سطوح مختلف آن برای ترجمه مقاله نیست. حتما شما هم در اینترنت عکس‌های منو‌ها و تابلوهایی را دیده‌اید که با ترجمه دست و پا شکسته و اشتباه‌شان موجب خنده همه شده‌اند، برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلاتی در ترجمه مقاله‌های تخصصی باید به خوبی به زیر و بم اصطلاحات آن رشته وارد باشید. توجه داشته باشید که نویسنده‌های مقاله‌های ژورنالی و ISI، قشر تحصیل کرده با توانایی‌های زبانی سطح بالای زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری هستند. یک مترجم باید به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط باشد و زبان سطح بالا و دانشگاهی را بشناسد و بفهمد تا بتواند ترجمه مقاله ISI انجام دهد. یک مترجم قوی، زبان مبدا را مانند زبان مادری خود باید بشناسد به علاوه ترجمه شما باید روان و خوانا باشد و در زبان مقصد خوش ساخت جلوه کند. کیفیت ترجمه‌ی شما مستقیما تحت تاثیر تسلط هرچه بیشتر به زبان مبدا و مقصد است.   ۲) به دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها مسلط باشید. حتی اگر در زبان مادری خود با این موارد مشکل دارید، برای تولید ترجمه قابل قبولی از یک مقاله و تضمین کیفیت ترجمه خود، باید اطلاعات خود را از دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد بالا ببرید. اطلاعات شما باید از علائم نگارشی هم به زبان مبدا و هم به زبان مقصد کامل باشد از ساختار جمله‌های مقاله در ترجمه مقاله خودتان تقلید نکنید. ترجمه‌های خوب را بررسی کنید، هنگام خواندن متن زبان اصلی به علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها دقت کنید و یاد بگیرید که یک ترجمه‌ی حرفه‌ای هرکدام از ساختار‌ها را چگونه به زبان مادری شما برمی‌گردانند.   ۳) برای ترجمه مقاله، از نرم افزار‌ها کمک بگیرید اما فقط زمانی که درمانده شدید! استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه همیشه بد نیست همه‌ی ما با گوگل ترنسلیت و بلایی که به اسم ترجمه سر متن‌ها می‌آورد آشنا هستیم؛ اما این به این معنی نیست که نرم افزار‌های ترجمهنمی‌توانند به ما کمک کنند. وقتی خیلی گیج شده‌ایم یا با تعداد زیادی کلمه تخصصی روبرو هستیم، می‌توانیم از جمله‌های دست و پا شکسته ترجمه شده در نرم افزارها کمک بگیریم و انرژی‌مان را صرف نوشتن جمله‌های بهتر کنیم. شاید دیدن همان ترجمه اشتباه و بی‌کیفیت ذهن ما را از گیجی در بیاورد و برای ترجمه‌ی بهتر کمک‌مان کند.   ۴) مراقب لحن نوشتن تان باشید. سعی کنید متوجه لحن متن اصلی و ترجمه تان باشید. مقاله‌های ژورنالی لحن علمی و خشکی دارند و از حکم صادر کردن پرهیز می‌کنند. در ترجمه مقاله باید این مورد را رعایت کنید و در عین حال طوری بنویسید که نوشته‌تان به نظر خواننده ماشینی و عجیب نیاید. برای بهتر شدن لحن نوشته‌های خودتان هیچ چیز مانند خواندن متن‌های درجه یک در زبان فارسی کمک‌تان نمی‌کند. حتی رومه خواندن هم اینجا به کمک مترجم‌ها می‌آید زیرا ذهن‌مان را با ساختار‌های رسمی و خشک زبان خودمان آشنا می‌کند.   همچنین شما اگر یک مترجم درجه یک فارسی به انگلیسی و یا ویراستار تخصصی هستید میتوانید صفحه استخدام مترجم ایراکا را مشاهده فرمایید.

چهار نکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!

چهارنکته طلایی که برای ترجمه مقاله تخصصی باید رعایت شود!   ایراکا (مرجع ترجمه مقاله و ویرایش مقاله دانشگاهیان)، ترجمه مقالات شما را به صورت تضمینی در سطح معتبرترین مجلات بین المللی بر عهده میگیرد. کافی است در وب سایت Iraca.ir، ترجمه مقاله یا ویرایش مقاله را انتخاب و فایل خود را برای ما ارسال کنید تا پیش فاکتور سریعا برای شما ایمیل شود.   خلاصه: ترجمه مقاله و همچنین ویرایش مقاله با دانستن یک زبان، دو مقوله‌ی جدا از هم هستند. تسلط بر زبان انگلیسی توانایی ما برای ترجمه مقاله‌ ISI یا حتی ترجمه از فارسی به انگلیسی را تضمین نمی‌کند. ترجمه یک مهارت است و با تمرین و جمع‌آوری اطلاعات مناسب می‌توانیم در آن پیشرفت کنیم و کیفیت ترجمه‌هایمان را بالا ببریم. برای ترجمه مقاله و ترجمه مقاله برای ژورنال‌های ISI نیاز به مهارت و دانش داریم و این ۱۰ نکته طلایی می‌تواند شروع خوبی برای یادگیری و ارتقا سطح ترجمه‌هایمان باشد، یا حتی اگر خواستید ترجمه این مقالات را به موسسه ای سفارش دهید، نکات زیر را به خاطر داشته باشید. کلمات کلیدی: ترجمه، ترجمه مقاله، ترجمه مقاله ISI، تضمین کیفیت ترجمه   ۱) باید زبان مبدا را به خوبی بلد باشید. شاید این مورد بیش از حد واضح باشد؛ اما توانایی صحبت کردن یک زبان برابر با دانستن سطوح مختلف آن برای ترجمه مقاله نیست. حتما شما هم در اینترنت عکس‌های منو‌ها و تابلوهایی را دیده‌اید که با ترجمه دست و پا شکسته و اشتباه‌شان موجب خنده همه شده‌اند، برای جلوگیری از به وجود آمدن چنین مشکلاتی در ترجمه مقاله‌های تخصصی باید به خوبی به زیر و بم اصطلاحات آن رشته وارد باشید. توجه داشته باشید که نویسنده‌های مقاله‌های ژورنالی و ISI، قشر تحصیل کرده با توانایی‌های زبانی سطح بالای زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری هستند. یک مترجم باید به همان اندازه به زبان انگلیسی مسلط باشد و زبان سطح بالا و دانشگاهی را بشناسد و بفهمد تا بتواند ترجمه مقاله ISI انجام دهد. یک مترجم قوی، زبان مبدا را مانند زبان مادری خود باید بشناسد به علاوه ترجمه شما باید روان و خوانا باشد و در زبان مقصد خوش ساخت جلوه کند. کیفیت ترجمه‌ی شما مستقیما تحت تاثیر تسلط هرچه بیشتر به زبان مبدا و مقصد است.   ۲) به دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها مسلط باشید. حتی اگر در زبان مادری خود با این موارد مشکل دارید، برای تولید ترجمه قابل قبولی از یک مقاله و تضمین کیفیت ترجمه خود، باید اطلاعات خود را از دستور زبان، علائم نگارشی و ساختار جمله هم در زبان مبدا و هم در زبان مقصد بالا ببرید. اطلاعات شما باید از علائم نگارشی هم به زبان مبدا و هم به زبان مقصد کامل باشد از ساختار جمله‌های مقاله در ترجمه مقاله خودتان تقلید نکنید. ترجمه‌های خوب را بررسی کنید، هنگام خواندن متن زبان اصلی به علائم نگارشی و ساختار جمله‌ها دقت کنید و یاد بگیرید که یک ترجمه‌ی حرفه‌ای هرکدام از ساختار‌ها را چگونه به زبان مادری شما برمی‌گردانند.   ۳) برای ترجمه مقاله، از نرم افزار‌ها کمک بگیرید اما فقط زمانی که درمانده شدید! استفاده از نرم‌افزارهای ترجمه همیشه بد نیست همه‌ی ما با گوگل ترنسلیت و بلایی که به اسم ترجمه سر متن‌ها می‌آورد آشنا هستیم؛ اما این به این معنی نیست که نرم افزار‌های ترجمهنمی‌توانند به ما کمک کنند. وقتی خیلی گیج شده‌ایم یا با تعداد زیادی کلمه تخصصی روبرو هستیم، می‌توانیم از جمله‌های دست و پا شکسته ترجمه شده در نرم افزارها کمک بگیریم و انرژی‌مان را صرف نوشتن جمله‌های بهتر کنیم. شاید دیدن همان ترجمه اشتباه و بی‌کیفیت ذهن ما را از گیجی در بیاورد و برای ترجمه‌ی بهتر کمک‌مان کند.   ۴) مراقب لحن نوشتن تان باشید. سعی کنید متوجه لحن متن اصلی و ترجمه تان باشید. مقاله‌های ژورنالی لحن علمی و خشکی دارند و از حکم صادر کردن پرهیز می‌کنند. در ترجمه مقاله باید این مورد را رعایت کنید و در عین حال طوری بنویسید که نوشته‌تان به نظر خواننده ماشینی و عجیب نیاید. برای بهتر شدن لحن نوشته‌های خودتان هیچ چیز مانند خواندن متن‌های درجه یک در زبان فارسی کمک‌تان نمی‌کند. حتی رومه خواندن هم اینجا به کمک مترجم‌ها می‌آید زیرا ذهن‌مان را با ساختار‌های رسمی و خشک زبان خودمان آشنا می‌کند.   همچنین شما اگر یک مترجم درجه یک فارسی به انگلیسی و یا ویراستار تخصصی هستید میتوانید صفحه استخدام مترجم ایراکا را مشاهده فرمایید.

قطعات ـ سوز ـ مفردات ـ متفرقات

شب ضربت امیرالمومنین علیه السلام مسجد  لہو  لہو  ہے  مصلی  لہو لہو ہے  آج  قلب   شاہ   مدینہ   لہو  لہو اپنے لہو میں تر ہوئے یوں شیر کردگار ہوتا  ہے  جیسے  کوئ  ذبیحہ  لہو لہو ـــــــــــــــــــــ حقانیت کا  ایک  نگر   جنت   البقیع باطل کے سورماؤں کا ڈر جنت البقیع ہر اک  مکان کا ہے  جگر  خانہ  خدا پر  خانہ خدا  کا جگر  جنت  البقیع ــــــــــــــــــــــ امام حسین (ع) اور قرآن *باطل جو چاہتا تھا وہ کرنے نہیں دیا* *اسلام کو حسین نے مرنے نہیں دیا* *ٹکڑوں میں خود تو بٹ گیا زہرا کا لاڈلا*  *قراں کی آیتوں کو بکھرنے نہیں دیا* ـــــــــــــــ ـــــــ  *دوستی اور محبت کا ادارہ ہے وطن* *آسمانِ دلِ مومن کا ستارہ ہے وطن* *سر کٹا سکتے ہیں ہم اپنے وطن کی خاطر* *ہم ہیں ہمیں جان سے پیارا ہے وطن* ـــــــــــــــــــــــ : مجھے خدا کا حسیں انتخاب لگنے لگا جو ڈوبتا نہیں وہ آفتاب لگنے لگا تھا جس کے پاتھ پر خیبر کا در غدیر میں وہ نبی کے ہاتھ پر آ کر گلاب لگنے لگا ـــــــــــــــــــــــ : الفت رکھے گا ہر اک انسان عسکری سے جلتا رہے گا لیکن شیطان عسکری سے کیا شانِ عسکری ہے یہ تم خدا سے پوچھو اور خود خدا کی پوچھو تم شان عسکری سے ــــــــــــــــــ : ملک  ایران   کا   کوئ   دشمن سامنے آ کے  لڑ نہیں   سکتا جسکی نصرت کرے خدائے قدیر اس کا کچھ بھی بگڑ نہیں سکتا ــــــــــــــــــــ *یہ   بھی  انداز   عبادت   کا    جداگانہ   ہے* *آنکھ  میں  اشک  عزا  دل  میں عزاخانہ  ہے* *جسم کے ساتھ جہاں روح بھی پاتی ہے شفا* *کربلا   دنیا   کا   اک   ایسا  شفا خانہ   ہے* ـــــــــــــــــــــــ فاطمہ بنت محمد ! آپ کے جانے کے بعد بے سہاروں کا سہارا ! بے سہارا ہوگیا ــــــــــــــــــــــــــــ سن کے بیٹوں کی شہادت کی اذاں ام البنین (ع) گریہ کرنے کی جگہ ہیں شادماں ام البنین (ع) فاطمہ (ع) کے صبر اور ایثار کی آتی ہے بو آپ کی سنتا ہوں جب بھی داستاں ام البنین (ع) صبر و وفا و عزم کے عکاس کی ہیں ماں کرب و بلا کے جوہر و الماس کی ہیں ماں کافی یہی ہے ان کی فضیلت کے واسطے ام البنین (ع) حضرت عباس (ع) کی ہیں ماں ـــــــــــــــــــ : *علی (ع)  کا  چاہنے  والا علیِّ خامنہ ای* *اگر  عدو   کے  مقابل  نہ  اڑ گیا  ہوتا* *دیار شام میں بنت علی (ع) کا  روضہ بھی* *مثالِ  روضہ  زھرا (ع)  اجڑ گیا  ہوتا* شب 9  رجب 28 مارچ  ــــــــــــــــــــ *علی بھی دینے لگے تجھکو داد طرز کلام* *تو بے زبانی میں ایسے کلام کرتا ہے* *حجاب غیب سے اصغر (ع) ترے تبسم کو* *امام عصر ( ع ) کا گریہ سلام کرتا ہے* 9 رجب 27 مارچ 20 ـــــــــــــــــــــ : کیا سمجھ پائے گا کوئ انتہائے فاطمہ  آج تک سمجھے نہیں جب ابتدائے فاطمہ اے خدا کیسی گرانی پلہ عصمت میں ہے وزن پیغمبر بھی اٹھتا ہے برائے فاطمہ ــــــــــــــــــ : *دیکھنا ہو تو ذرا حر کا مقدر دیکھئے* *ایک قطرہ میں فضیلت کا سمندر دیکھئے* *شہ کے قدموں میں جھکا تھا جو ندامت کے سبب* *فخر سے اٹھا ہوا ہے اب وہی سر دیکھئے* ـــــــــــــــــــــــ : *مسلم بن عقیل حقیقت کا آفتاب* *صبر و رضا کا ایک رخشندہ ماہتاب* *ہاشم کے گلستاں کا مہکتا ہوا گلاب* *مظلوم کربلا نے کیا جس کا انتخاب* *دونوں جہاں میں کیوں نہ وہ عالی مقام ہو* *کیونکر نہ اس سفیر  پہ لاکھوں سلام ہو* *مسلم بن عقیل سفیر شہ ہدی* *صبر و شجاعت شہ والا کا آئینہ* *عباس با وفا کی وفاوں کا حاشیہ* *جو بن گیا شہیدوں کی خاطر مقدمہ* *آغاز کربلا کا وہ پہلا شہید ہے* *مسلم کے نام پہلی شہادت کی عید ہے ـــــــــــــــــــــــــــــــ انبیاء آتے ہیں سلطان عرب آتے ہیں عرش والے بھی بصد خلق و ادب آتے ہیں ہاں نجس خون ہیں جنکے وہ نہیں آ سکتے جشن حیدر میں فقط پاک نسب آتے ہیں اے مومنو یہ جشن ولائے امیر ہے یہ جشن دو جہاں میں عدیم النظیر ہے کوئ بھی عید اس کے برابر نہ ہو سکی سوچو کہ کتنی قیمتی عید غدیر ہے 17 ذی الحجہ شب ۔۔1439 ــــــــــــــــــــ  جو بھی ہیں اربعین کے دشمن اصل میں ہیں وہ دین کے دشمن بوئے جنت نہ سونگھ پائینگے کربلا کی زمین کے دشمن ـــــــــــــــــــــ : خدا یا مجھ پہ ایسی ہو نگاہ فاطمہ زھرا کہ مرجاوں مگر چھوٹے نہ راہ فاطمہ زھرا ولایت کے تحفظ کی جہاں تعلیم دی جائے حقیقت میں وہی ہے درسگاہ فاطمہ زھرا ــــــــــــــ  ـــــــــ  *ہر وار سے بے شیر ترا وار الگ ہے* *مسکان میں رکھی ہوئ تلوار الگ ہے* *اعداء نے کہا وار بہت دیکھے ہیں ہم نے* *اس ننھے مجاہد کا مگر وار الگ ہے* ــــــــــــ ــــــــ ـــــــــــ  سجاد ذی وقار نے زندان شام کو میدان بندگی کا مجاہد بنا دیا شان سجود سید سجاد دیکھٕے زنداں کے ذرے ذرے کو ساجد بنا دیا ـــــــــــــــــــــــــــ اترے گا بھلا اس ذات کے معیار پر جسکے در سے لے گیا ہے فطرس لاچار پر ساری دنیا فخر کرتی ہے نمازوں پر مگر فخر کرتی ہیں نمازیں عابد بیمار پر ــــــــــــــــــــــــــــ *لشکر میں سب حسین کے عالی ہِمَم رہے* *بچوں کے  حوصلے بھی کسی سے نہ کم رہے* *نبیوں کے جس زمیں پہ قدم ڈگمگائے ہیں* *اصغر بھی اس زمین پہ ثابت قدم رہے* ــــــــــــــــــــ  اللہ یہ کیسی قیامت ہے درِ بنت پیمبر جلتا ہے قرآں کے گلے میں رسی ہے اور سورہ کوثر جلتا ہے کیا حال بیاں ہو زہرا کا پستی ہے در و دیوار کے بیچ پہلو پہ گرا ہے دروازہ اور پیکر اطہر جلتا ہے

10 جمله مهمي که بايد هر روز به کسي که دوستش داريد بگوييد

قرار گرفتن در یک رابطه، یا ازدواج با یک شخص، میتواند یک اتفاق بسیار خوشایند و مهم باشد. روابط معمولا در ابتدا بسیار گرم و خوب پیش میروند. اما به مرور زمان ممکن است دچار مشکلاتی شود. مشکل اینجا است که برخی افراد فکر می‌کنند تنها زمانی باید از برخی جملات استفاده کنند، که قصد ورود به رابطه را دارند. و همین که وارد رابطه شدند بسیاری از این جملات را فراموش می کنند. جملاتی وجود دارد که اگر هر روز آن ها را به زبان بیاورید و به شریک زندگی خود بگویید، تا سالیان سال زندگی شما گرم و صمیمی باقی خواهد ماند. وبسایت نسخه در این مقاله 10 جمله جادویی و بسیار ساده را آورده است، که باید هر زوجی روزانه آن ها را روبروی همسرش به زبان بیاورد و زندگی مشترک خودشان را گرمتر نگه دارند. 1 . من بهت اطمینان دارماعتماد یک عنصر حیاتی در هر رابطه است. زمانی که اعتمادی بین دو نفر ایجاد میشود زندگی کردن بسیار شیرین تر میشود. اگر به همسر خود بگویید که من به تو اعتماد دارم، او به راحتی احساس خوبی پیدا می‌کند و از بودن در رابطه با شما احساس رضایت خواهد کرد. از سوی دیگر با گفتن این جمله، میتوانید اعتماد بنفس او را تا حد زیادی افزایش دهید. 2 . دلم برات تنگ شدهاگر شاغل هستید و هر روز ساعات زیادی دور از خانه هستید، گوشی خود را بردارید شماره او را بگیرید و به او بگویید “عزیزم دلم برات تنگ شده”. اصلا نیازی نیست زیاد صحبت کنید و وقت خود یا او را بگیرید. همین که دلتنگی خود را به او بگویید، و او بفهمد که شما به یادش هستید کافی است. قدرت این جمله را زمانی درک میکنید که برای یک مدت طولانی از این جمله هر روز استفاده کرده باشید. 3 . عزیزم متاسفم!تنها کسانی متوجه تاثیر قدرت این دو کلمه میشوند که در مواقع حساس آن ها را بر زبان آورده باشد. هنگامی که کدورتی یا اتفاقی بین شما پیش می آید، اولین نفری باشید که میگوید ببخشید. اگر با کاری همسر خود را از خود رنجانده اید، گفتن کلمه ببخشید بسیاری از تنش ها را کم خواهید کرد. هیچوقت گفتن این کلمه را به انتهای یک مشاجره موکول نکنید. اینکه بعد از چند روز متوجه اشتباه خود شوید، سپس عذرخواهی کنید ارزش چندانی ندارد. همان ابتدا گره از کار خود بگشایید. 4 . من برات احترام زیادی قائل هستمبه شریک زندگی خود بگویید “فارغ از ظاهر و زیبایی، جذابیت و یا موقعیت شغلی و اجتماعی ات ارزش و احترام زیادی برای تو قائل هستم” هنگامی که تصمیمی میگیرد یا قصد انجام کار خاصی دارد، حتما به او بگویید که کار شما یا تصمیم شما با ارزش است و من به آن احترام میگذارم. آن ها نظرات خود را دارند و وقتی تصمیمات و نظرات خود را با شما به اشتراک میگذارند به آن‌ها توجه کنید. اینکه شما یک شنونده فعال باشید یعنی برای او واقعا ارزش قائل هستید. 5 . تو عالی و فوق العاده‌ایبه یاد داشته باشید شما با ازدواج با یک شخص، قید دیگران را میزنید. تنها همسر شما است که شایسته تقدیر و نظاره کردن است. حتی اگر زیبا نیست همیشه به او بگویید که تو فوق  العاده زیبا و دوست داشتنی هستید. او برای شما تمام چیزی است که میخواهید. همسر شما اگر یک خانم باشد هیچوقت از شنیدن این جمله سیر نمیشود. هیچوقت این جمله برای او تکرای نخواهد شد. به او بگویید “به زیبایی تو افتخار میکنم.” 6 . مرسی که هستی!شریک زندگی شما در مجموع باعث میشود که زندگی کنید. تمام تلاشی که میکنید برای او است. انگیزه و نیرو ی محرکه شما شادی خاطر او است. دیدن لبخند های او شاید بزرگترین نعمتی باشد که تاکنون دریافت کردید. آیا وجود چنین فرشته ای در زندگی شما، ارزش سپاسگزاری ندارد؟ هر روز مستقیم در چشمان او نگاه کنید و با صدای بلند به او بگویید “مرسی که هستی” 7 . من همیشه ازت حمایت می‌کنم و پشتت هستمشما انسان هستید و همه انسان ها هر روز چالش هایی را تجربه می‌کنند. تفاوت شما با یک شخص مجرد، این است که در مواجهه با چالش و دشواری شما کسی را دارید که همیشه پشت شما را می گیرد. همسر شما دلخوش به حمایت همیشگی شما است. بنابراین هر روز به او بگویید که هر چه شود من حامی تو هستم. به او بگویید اگر زندگی سخت شود، شما نیز محکمتر از قبل پشتش را می گیرید. به شما قول میدهم که همسرتان نیز درست مثل شما حامی شما خواهد بود. 8 . همسرم ازت سپاسگزارمسپاسگزاری بهترین چیزی است که یک انسان می‌تواند به آن فکر کند. شما و شریک زندگی خود، روزانه برای این زندگی مشترک تلاش های زیادی می کنید. همه این تلاش ها، شاید با نام وظیفه یا مسئولیت شناخته شود، اما نیازمند تشکر است. آن هم نه یک تشکر خشک و خالی. با ابراز قدردانی زبانی از همسر خود، کاری خواهید کرد که خستگی ناشی از کار و یا تلاش او، در بروز و احساس بهتری داشته باشد. در ثانی عشق و علاقه اش به شما بیشتر می شود. زیرا می داند که شما او را می‌بینید و قدر او را می‌دانید. 9 . نظرت چیه بریم فلان جا؟!روابط باید دارای هیجان باشند. حتی اگر مجرد هستید یک زندگی یکنواخت و کسل کننده شما را تا مرز دیوانگی می‌کشاند. زندگی دو نفره ای که باید تا سالیان سال ادامه پیدا کند، بدون هیجان و تنوع، چند سال بیشتر دوام نمی‌آورد و سردی باعث فروپاشی آن خواهد شد. گشت و گذار خود را تنها محدود به دوره عقد و نامزدی نکنید. پس از داشتن ماه عسل حتما بطور منظم ساک های خود را ببندید و به یک مسافرت مفرح بروید.  قرار هم نیست هر روز به مسافرت بروید! کافی است به همسرتان بگویید که تا سر کوچه بروید و یا با هم گل های باغچه را آب بدهید. 10 . عزیزم من تو رو دوست دارمزندگی عاشقانه ای که در آن روزی حداقل یک بار جمله دوستت دارم شنیده نشود، آنقدرها هم عاشقانه نیست. گفت این جمله به هیچ عنوان وظیفه نیست و از روی عادت هم نیست. این جمله باید از اعماق وجود شما ادا شود. خواه تنها یک ماه از ازدواج شما می گذارد 70 سال، گفتن این جمله پر مفهوم عشق، شادابی و طراوت زندگی شما را بیشتر می کند و شریک زندگی را به شما متمایل تر خواهد ساخت.

تولید محتوا منظم چیست؟

تفاوت تولید محتوا منظم و اعتیاد به محتوا همانطور که از اسمش پیدا است اعتیاد کلا چیز مخربی است. در امر طراحی سایت، تولید محتوا، لینک سازی و . هر گونه تکرار بی قاعده می تواند ضربه های سنگینی به سایت شما بزند. بعد از ۷ سال تجربه در این زمینه خدمت شما عرض می کنم که امروز روز دیگر نمی توان با محتوای گالنی به رتبه ها و حتی صفحه یک گوگل فکر کرد. از این بابت مطمئن باشید چون کاری نیست در زمینه محتوا و سئو تیم همراه با من نکرده باشیم. نظم در محتوا اساسا به نظمی گفته می شود که می توان تا سالیان سال روی آن حساب کرد. اینکه شما امروز استراتژی محتوا سایت خودتان را برای مثال با ۳۰ مقاله در ماه و با تعداد ۲۰۰۰ کلمه بچنید و ماه اول به آن عمل کنید و با کیفیت کارهایتان انجام شود ولی در ماه دوم این تعداد به ۲۰ مقاله در ماه با تعداد ۱۰۰۰ کلمه برسد یک اتفاق بسیار مضر برای سایت شما خواهد بود. دلیل این مضر بودن می دانید چیست؟ در واقع شما به زبان بی زبانی به گوگل می گویید من یک وظیفه ای در ماه دارم و می خواهم به آن عمل کنم ولی در ماه دوم شما به وظایف خود عمل نکردید. پس نتیجتا شما کراولر گوگل (‌ ربات خزنده در سایت ) را بد عادت کرده اید. زیرا در ماه اول به آن تغذیه لازم را رسانده اید اما در ماه دوم از تغذیه کم کرده اید. طبیعی است که گوگل به ما اعتنای کمتری بکند و طبیعتا دیر تر شما را ایندکس کند. برای تولید محتوا منظم چه کار کنیم؟ یک برنامه تنظیم کنید. برنامه ریزی و اجرایی کردن استراتژی دقیق محتوا در هر زمانی به شما کمک می کند تا بهترین برداشت را بکند. بنده مکررا پروژه هایی را دیده ام که فقط با قدرت تولید محتوا و تولید محتوا منظم توانسته اند حجم عجیبی از ترافیک را به سمت سایت خود روانه کنند. شاید برای شما عجیب باشد ولی کافیست تا محتوای به درد بخور برای کاربر تولید کنید و در اختیارش بذارید مطمئن باشید با رعایت اصول محتوایی شما به راحتی تو کلمه های نیمه رقابتی و غیر رقابتی در صفحه اول گوگل نمایش داده خواهید شد. بذارید با شما خوانندگان این مقاله راحت باشم. گوگل سئو کارها را دوست ندارد، همیشه ترجیح میدهد که افراد غیر حرفه ای را در نتایج نشان دهد. فقط یادتون باشه شما برای گوگل باید آدم غیر حرفه ای باشید ولی در ورای ماجرا همه کارها رو حرفه ای انجام بدید. معنی حرفه ای چیه؟ یعنی اینکه کارهایی که گوگل دوست دارد را بکنید. مطمئن باشید کارهایی که گوگل دوست دارد از یک آدم سئو کار بر نمی‌آید زیرا در صورت تشخیص داده شدن سئو کار بودن شما برای گوگل رقیبی جدی خواهید بود. حتما می پرسید چرا و چگونه؟ خوب قطعا ترجیح شرکت گوگل فروش ادورز است و شما دارید توی کار آن اختلال ایجاد می کنید. نتیجتا به راحتی شما را از نتایج یا حذف یا به صفحات مرده خواهد فرستاد. نتیجه صحبت هام برای این بخش این هست که برنامه ریزی دقیقی از توانمندی خودتان در زمینه تولید محتوا بکنید این تصمیم n مقاله در ماه می‌زنیم خیلی تصمیم مهمی هست که باید بگیرید خواهشا به راحتی بیان نکنید، تحقیق، تحقیق و تحقیق کنید. فقط به یاد داشته باشید این حجم تولید محتوا را برهم نزنید و اگر می گویید ۱۰ مقاله در ماه تولید می کنیم ماه بعد به هیچ عنوان تبدیل به ۸ مقاله نشود. این یعنی نظم محتوایی و تولید دقیق محتوای کاربر پسند. بعد از نظم محتوایی چه اتفاقی می افتد؟ حالا که تصمیم بر این گرفتید که نظم محتوایی خودتان را حفظ کنید و تا همیشه به آن پایبند باشید بهتر است که بدانید که چه وقایعی بعد از گذشت مدتی برای شما اتفاق می افتد. در درجه اول ربات های گوگل را عادت خواهید داد که در وقت هایی که می خواهید اقدام به انتشار مقاله کنید به سایت شما سر بزنند و دیرتر یا زودتر این اتفاق نیوفتد. حال در صورتی که ربات ها سر موقع به سایت شما سر بزنند چه می شود؟ اینجا نقطه پیروزی محتوا شما نسبت به رقبای بی نظم شما خواهد بود. نتیجه کار به این صورت می شود که بلافاصله بعد از انتشار مقاله شما در نتایج گوگل می توانید خود را بیابید و از سرعت ایندکس مطالب خود در گوگل لذت ببرید. در درجه دوم اعتبار شما نزد گوگل به شدت تقویت می شود و وقتی سوابق سایت شما را مرور می کند می داند که سایتی کاربردی و با نظم هستید. این خود باعث اعتبار دادن برای کسب جایگاه بهتر شما می شود. در نتیجه می بینید که بعد از چند هفته رشد خوبی را در کلمه های کلیدی خود داشته اید. این تکنیک علل خصوص در رابطه با لانگ تیل کیورد ها به شدت خوب عمل می کند. کلمه های غیر رقابتی شما که ترافیک هر چند کمی هم دارند ناخود آگاه دارای رتبه های برتر خواهند شد. در ادامه تصویر یکی از پروژه هایی که داشتیم را برای شما به نمایش گذاشته ایم که ببنید قدرت نظم در محتوا چقدر است و برای شما چه کارهایی را می تواند بکند. ادامه مطلب را اینجا بخوانید: تولید محتوا منظم چه تاثیری دارد؟

آموزش ایلوستریتور 20

یک پوستر به سبک یکپارچهسازی با سیستمعامل با شکل ها ، الگوهای و عقاب ها در آموزش ایلوستریتور 20 ایجاد کنیدتوسط Simona Pfreundner25 ژوئیه 2008 سطح سختی: متوسط ​​متوسط ​​طول: متوسط ​​زبانهای زبانی:DesigningVectorAdobe Illustratorدر این آموزش ، به هنرمند الهام گرفته Adobe Illustrator نحوه ایجاد یک پوستر به سبک یکپارچهسازی با سیستمعامل را نشان خواهیم داد. ما می آموزیم که چگونه با استفاده از ابزارهای Pathfinder ، با پیوستن به مسیرها و با استفاده از الگوهای گرافیکی ، اشکال ایجاد کنیم. ما همچنین از پالت Appearance استفاده خواهیم کرد و با اعمال چندین ضربه روی اشیاء سرگرم کننده خواهیم بود. پیش نمایش تصویر نهاییبرای شروع ، اجازه دهید نگاهی به تصویری که ایجاد خواهیم کرد داشته باشیم. مرحله 1بیایید با باز کردن یک سند جدید شروع کنیم و تصویر عقاب را که ردیابی می کنیم قرار دهیم. من به عنوان یک تصویر منبع برای عقاب ، عکسی از Stock.xchng انتخاب کردم. اگر روی عکس قرار داده اید ، روی لایه دوبار کلیک کنید. سپس گزینه Layer of Dim Images را روی 50٪ تنظیم کنید. سپس بر روی OK کلیک کرده و لایه را قفل کنید. تبلیغاتگام 2یک لایه جدید در بالا ایجاد کنید و نام آن را "عقاب" بگذارید. سپس راهنماهای افقی و عمودی را بر روی صفحه هنر بکشید. این یک نکته اصلی به ما می دهد. ما فقط باید یک طرف عقاب را بکشیم و سپس آن را منعکس و تکثیر کنیم. سپس یک سر اضافه خواهیم کرد و به تمام مسیرها با هم می پیوندیم. بیا شروع کنیم. با ردیابی سمت راست بالها و دم عقاب با ابزار قلم شروع کنید. می توانید دقیقاً همانطور که در عکس است ، آنرا ردیابی کنید یا با قلم ابزار آزادتر باشید. این قسمت هرگز نمی تواند به اشتباه انجام شود ، زیرا شما به عنوان یک هنرمند این آزادی را دارید که سبک خود را بگنجانید. مرحله 3پس از آنکه سمت راست را ردیابی کردید ، آن را با Black Arrow Tool (V) انتخاب کنید و Reflect Tool (O) را انتخاب کنید. یک بار در قسمت پایین مسیر کلیک کنید ، کلیدهای Shift + Alt را نگه دارید و 0 درجه را خلاف جهت عقربه های ساعت بکشید. کلید ماوس را رها کنید. اکنون سمت چپ عقاب را داریم. هر دو طرف را به هم نزدیک کنید. مرحله 4اکنون نقاط پایین را بزرگتر کنید و هر دو با آن ملاقات کنید و با ابزار Arrow White (A) هر دو نقطه را انتخاب کنید. سپس Ctrl + Alt + J را نگه دارید و محور افقی را از پالت متوسط ​​انتخاب کنید. Ctrl + J را کلیک کنید و از پالت Join (عضویت پالت) گزینه عضویت در گوشه ها را انتخاب کنید. مرحله 5اکنون گوشواره عقاب را ردیابی کرده و مرحله 2 را تکرار کنید. برای تراز کردن نقاط پیوست باید مسیرهای خود را بکشید و تغییر دهید. مرحله 6همانطور که انجام دادیم تا سر را به بدن بپیوندید ، میانگین ابزار و ابزار پیوست را تکرار کنید (به مرحله 2 مراجعه کنید). مرحله 7به منظور ایجاد بخش های بال ، خطوط را در یک بال بکشید. مرحله 8همانطور که در مرحله 3 انجام دادیم خطوط را بازتاب و کپی کنید. این شکل متقارن به ما می دهد. مرحله 9تمام خطوط و لایه "عقاب" را انتخاب کنید. سپس از قسمت Pathfinder Palette گزینه Divide را انتخاب کنید. این با خطوط عقاب به خطوط ما می پیوندد. مرحله 10حالا شکل ها را با ابزار Direct Selection Tool (A) انتخاب کرده و آنها را با رنگ پر کنید. من مطابق شکل زیر سیاه و سفید را انتخاب کردم. مرحله یازدهمیک لایه جدید زیر لایه "عقاب" بسازید و آن را "نماد" بنامید. مانند تصویر زیر چند ضلعی بکشید. شما فقط باید یک طرف را بکشید. سپس دوباره از روش بازتاب و تکرار استفاده کنید. مرحله 12دو نقطه اتصال را انتخاب کنید و بر روی Ctrl + Alt + J کلیک کنید تا میانگین پالت باز شود. محور Horizontal را انتخاب کنید و OK را بزنید. مرحله 13با انتخاب نقاط هنوز ، روی Ctrl + J کلیک کنید و گزینه عضویت را به عنوان Corner انتخاب کنید. مرحله 14شکل چند ضلعی را انتخاب کرده و Stroke Palette را باز کنید. 9pt را به عنوان وزن انتخاب کرده و Stroke را به سمت خارج تراز کنید ، همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید. مرحله 15سپس یک دایره بکشید و با چند ضلعی آن را مرکز کنید. سپس آن را به سمت بالا حرکت دهید تا مرکز آن با سکته مغزی تراز شود. مرحله شانزدهماکنون هر دو شکل را انتخاب کرده و شکلهای حالت اضافه کردن به شکل واقع در پالت پینگر را انتخاب کنید. این به هر دو شکل می پیوندد. سپس رنگ پر را به صورت سفید تنظیم کنید. مرحله 17چند ضلعی را انتخاب کنید ، به Object> Path> Offset Path بروید و -8pt را انتخاب کنید. سپس اشکال را جدا کنید. مرحله شکل داخلی جدید را انتخاب کرده و Stroke را روی 4pt و Align in to the Out قرار دهید. مرحله 19حالا به پالت Appearance بروید و روی پیکان کوچک در سمت چپ بالای صفحه کلیک کرده و Add New Stroke را انتخاب کنید. 6pt را انتخاب کنید و آنرا به قسمت داخلی تراز کنید. من یک رنگ آبی انتخاب کردم. در انتخاب هر رنگی که دوست دارید ، احساس راحتی کنید. مرحله 20یک لایه جدید در زیر لایه "emblem" ایجاد کرده و آنرا "bg" بنامید. دایره ای با پر کردن بژ و یک سکته آبی ایجاد کنید و کمی آن را به سمت بالا قرار دهید. مرحله 21یک لایه جدید در بالا ایجاد کنید و آنرا "eaglebg" بنامید. سپس یک کپی از شکل عقاب درست کرده و آنرا 55٪ مقیاس دهید. می توانید این کار را با دوبار کلیک کردن بر روی Scale Tool (S) انجام دهید. اطمینان حاصل کنید که در پالت مقیاس یکنواخت را انتخاب کرده و گزینه های Stroke Strokes & Effects را بررسی کنید. عقاب کوچکتر کوچکتر را با مرکز عمودی تراز کنید و آن را به سمت بالا حرکت دهید. مرحله 22اکنون در حالی که هنوز انتخاب شده اید ، Rotate Tool (R) را انتخاب کنید. سپس یک بار در مرکز دایره کلیک کنید ، کلید Ctrl + Alt را نگه دارید و 45 درجه را در جهت عقربه های ساعت بکشید. سپس کلید ماوس را رها کنید. Ctrl + D شش بار کلیک کنید. این کار دایره را با عقاب های کوچکتر پر می کند. همه عقاب های کوچک را انتخاب کرده و Opacity را در پالت شفافیت 30٪ تنظیم کنید. مرحله 23حلقه بزرگ را در قسمت "bg" انتخاب کنید https://maktabtv.com/Courses/illustrator/  

نامه‌ای به گذشته

سلام خودم! می‌دونم اینقدر کتابای تخیلی خوندی که الان باورش خیلی برات سخت نیست اگه بگم این نامه‌ی الکترونیکی نه تنها از ده سال بعد برات اومده، بلکه نویسنده‌ش هم خودتی! از طرفی خوب می‌شناسمت (ناسلامتی خودمی‌ها!) و می‌دونم احتمالش کمه این حرفا رو جدی بگیری، ولی حالا که این فرصت پیش اومده و ماشینی ساخته شده که می‌تونه کلمات رو در زمان انتقال بده، خودم رو موظف می‌دونم که این نامه رو برات بنویسم و همراه با نامه‌هایی که دیگران دارن برا خودِ جوون‌ترشون می‌نویسن بفرستم به گذشته. ‌ احتمالا الان که این نامه بهت می‌رسه اول دبیرستانی، وارد یه محیط جدید شدی و می‌دونم تو این محیط از بُعد مذهبی خوب رشد می‌کنی. ولی می‌خوام بگم مواظب باش دچار افراط نشی! تو این محیط اکثرا نظرای یکسانی خواهند داشت، ولی سعی کن در مورد هر چیزی که دارن تکرار می‌کنن مطالعه هم بکنی. اگه کسی بهت گفت وااای فلان چیزو نمی‌دونی یا فلان شخصو نمی‌شناسی؟ بخند و رد شو. ضمنا وقتی تو اون جو دوستی‌های مسخره بهت گفتن بی‌احساسی، بازم بخند و اهمیت نده. (یه اصطلاحی بعدا می‌شنوی که تو این مواقع استفاده می‌شه ولی من قرار نیست از الان حرفای بد یادت بدم! :دی) از حدود هفت هشت سال دیگه می‌بینی اونایی که الان اینقدر با هم صمیمی‌ان چطور از هم فاصله گرفتن در حالی که دوستی‌شون با تو حفظ شده! پس کمتر حساس باش و حسادتای بیخود نکن! تا قبل از این یه سری فعالیت‌ها داشتی که هم به خاطر به نسبت سنگین‌تر شدن درس‌هات هم شاید به خاطر جو دبیرستان، اونا کمرنگ می‌شن. ولی ولشون نکن! سعی کن بیشتر بنویسی و بخونی، دنبال یه هنر برو هرچند غیرحرفه‌ای، و کلاس زبانی رو که چند ماه پیش به خاطر به حد نصاب نرسیدن ول کردی، ادامه بده! امیدت به زبان ترمیک دبیرستان نباشه چون جای کلاس رو نمی‌گیره. (گرچه با همین هم دو سه سال دیگه یه مدرک نسبتا خوب می‌گیری! ولی اینو نشنیده بگیر و برگرد به کلاس زبان!) ‌ برا ورزش مدرسه، تکواندو رو بذار از سال بعد برو، امسال برو اسکیت! چون آخرش که به هر حال تکواندو رو ول می‌کنی، حداقل بذار اسکیت هم یاد بگیری! به حرفای خاله‌ت (که هر بار می‌بیندت تکرار می‌کنه و میره رو اعصابت!) گوش کن؛ هم در مورد اینکه ورزش کنی، و هم (اینو از چند سال دیگه می‌شنوی) در مورد اینکه اگه می‌خوای اپلای کنی از ارشد بری. چند وقت دیگه یه مانتوی خاکستری جلو بسته می‌بینی؛ بخرش! وگرنه تا ده سال بعد هنوز تو فکرش خواهی بود و هیچ‌جا هم شبیهش رو پیدا نمی‌کنی! (می‌خوای آدرسم بدم؟ :/ هر وقت ببینی می‌فهمی دیگه!) اگه حس کردی مشکلی داری مطرحش کن یا برو دکتر! می‌دونم مخصوصا تو خونه خیلی این حرفو می‌شنوی که ولش کن خودش خوب میشه، ولی اون برا سرماخوردگیه :دی ترس از اینکه نکنه چیزیت باشه خیلی مخرب‌تر از اینه که بفهمی چیزیته! کلا سعی کن چیزی که ذهنت رو مشغول می‌کنه رو مطرح کنی. وزن‌شون که زیاد بشه آزاردهنده میشن، حرفمو باور کن! ‌ لطفا چند سال بعد که کنکور دادی، همون تابستون برو کلاس رانندگی و بعدشم که گواهی‌نامه گرفتی اینقد نترس از پشت فرمون نشستن. می‌دونم بخشی از این ترس از خونواده‌ت منتقل میشه ولی مجبوری به روی خودت نیاری و قوی باشی. (این یکی رو جدی بگیر لطفا! الان که این نامه رو می‌نویسم، چند روز دیگه می‌شه ۵ سال که گواهینامه گرفتم و شاید سر جمع ۵ بار نشسته باشم پشت فرمون!) بعد از کنکور وقتی مشاورت بهت پیشنهاد داد با بچه‌های سال پایینی بعضی درسا رو کار کنی، پیشنهادشو قبول کن. می‌دونم دلایلت اون موقع به نظر خودت توجیه‌کننده‌ن. حتی می‌دونم بعدتر از اون جو بدت میاد و پیش خودت میگی همون بهتر که زودتر از اون فضا اومدم بیرون. حق داری، ولی تا قبل از اینکه اون حس بد به وجود بیاد، یه مدت کوتاهم شده بمون اونجا و این کار رو تجربه کن. اگه این توصیه‌ها رو گوش کنی، برا دوران دانشگاهت حرف خاصی نمی‌مونه جز اینکه سعی کن بیشتر درگیر اون مباحثی که دوست داری بشی و فعالیت‌های علمیت رو بیشتر کنی. فقط دنبال این نباش که از هر درس نمره‌شو بگیری و تموم شه. (البته هنوزم موافقم این که ترجیح می‌دی وارد انجمنای ی نشی، انتخاب خوبیه!) ‌ فک کنم اون ویدیوی دنیاهای موازی رو هنوز ندیده باشی، پس الان ببینش. (البته اگه ده سال پیش این لینک کار بکنه!) شاید اون باعث بشه منظورم رو از این جمله بهتر بفهمی: می‌خوام بگم حتی اگه به نصف این چیزایی که بهت گفتم هم عمل کنی، ده سال بعد با خیلی فاصله از الانِ من ایستادی. هرچند نمی‌تونم مطمئن باشم چقدر بهتره، شاید عوضش حسرت‌های دیگه‌ای داشته باشی. ولی می‌ارزه. کسی چه می‌دونه، سرعت پیشرفت تکنولوژی اینقدر زیاد شده که شاید یه وقت جای اینکه نامه‌ای از خودِ ده سال بعدت دریافت کنی، خودِ بیست سال بعدت رو ملاقات کنی! یا شاید یه روز بتونیم با خودمون از یه دنیای موازی که انتخاب‌های متفاوت باعث ایجادش شدن ملاقات کنیم! چه بشه چه نه، کاری که الان ازمون برمیاد اینه که بهترین ورژن خودمون باشیم :) ‌ قربانت فاطمه مهر ماه ۱۳۹۸ ‌ پ.ن. این چالش از وبلاگ سکوت شروع شده. ممنون از آقای محمدرضای سربه‌هوا و آقا حمید آبان بابت دعوتشون :) من هم دعوت می‌کنم از مهناز، الهه، و آقایون مهدی، علیرضا و محال. (نفر آخرو الان شک کردم آقا باشه :دی) ‌ پ.ن۲. پست بعد: نامه‌ی دوم (بی‌جنبه :|)

متن هاي غمگين و عاشقانه

متن و جمله های غمگین و گریه آور + جمله های کوتاه گریه دار + متن های زیبای غمگین برای همسر و عشق زندگیجملات غمگینتکرار مسواک زدن در همه شبها ، دندانها را سفید میکندو تکرار خاطرات در همه شبها ،موها رامجموعه ای از جملات تنهایی و غمناکبه مانند شیشه شکستنم آسان بودولی….دیگر به من دست نزن این بار زخمیت خواهم کردمتن های غمگینمن هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماندو تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنیچه بلاتکلیفند خاطراتمانغمگیننه اینکه حرفی نباشههست، خیلی هم هستامادل شکسته ها خوب می دانندغم که به استخوان برسهمیشود سکوتجمله های احساسی و غمگیناو رفت و انتظارش باقیستپشت قدمش عبور اشکم جاریستای کاش بداند که پس از او عمریدر خلوت من همیشه جایش خالیـــــستپیام های تنهایی و غمگینخیلی سختهکه برای دیگران مثل کوه استوار باشی اماتو خودت آروم آروم بشکنیجملات غمناکصندوق صدقات نیست دل منکه گاهی سکه ای محبت در آن بیندازیدو پیش خدای دلت فخر بفروشی که مستحقی را شاد کرده ایمتن غم انگیزفراموش کردن هیچ کس سخت نیستکافیست کمی صبر کنیآدم ها خودشان ثابت میکنن که لایق فراموشی اندچه سخت است در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستنبه چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستنمتن غمگین تنهاییحرف های من بماند برای بعددلخوری هایمدلتنگیهایم…و تمام اشک هایمتو از خودت بگوبا او چگونه میگذرد که با من نمیگذشتپیامک های غمگین تنهاییتنهایی یعنیدوسش داری ولی نمی تونی بهش زنگ بزنیچون اون دیگه …متن غمگینیک نفر نیستبی من بودن را به یادت بیاوردگوش غرورت را بپیچاندبزند سر شانه ی دلتوآرامش صدایت رابه حال پریشان من برساندیک نفر نیستبیادت بیاورد تنهایمبیادت بیاورد تنهاییجملات غمگین تنهاییآدمی که تنهاست از بی عرضگیش نیستخسته شده از بس برای دیگران جنگیده و فهمیده ارزشی ندارنمتن های جدید و زیبا مخصوص دلشکسته هاتنهایی ما غمگین استدرد دوری به دلم سنگین استیاد ایام گذشته به دلمزنده بادا که چقدر رنگین است

آموزش ایلوستریتور مقدماتی

Icon Design: Adobe Illustrator در مقابل طراح Affinity در آموزش ایلوستریتور مقدماتیتوسط Andrei Stefan30 اوت 2019 طول: زبانهای زبانی:طراحی آی TheoryGraphic DesignDesign TheorySoftwareAdobe IllustratorAffinity Designer Vectorتصویر محصول نهاییآنچه شما ایجاد خواهید کردمن به عنوان یک طراح آی ، من به طور مداوم به دنبال ابزارهای جدیدی هستم که بتواند به من کمک کند تا خلاقیت خود را گسترش دهم ، در حالی که درهم و بره کمتری به من می پردازد. سالهاست که Adobe به عنوان پادشاه مجموعه های خلاق دیجیتال در نظر گرفته می شود ، اما اخیراً گزینه های بیشتر و بیشتری شکل گرفته اند و غول را در این روند به چالش می کشند. امروز می خواهم یکی از محبوب ترین محصولات Adobe را بردارم و آن را در برابر Affinity Designer جمع کنم ، رقیبی که تعداد بیشتری از مردم راجع به آن تعجب می کند که آیا زمان پرش کشتی و آغوش تغییر است. بنابراین ، اگر شما در حال طراحی آی هستید و می خواهید نحوه ساخت آی ها را بیاموزید ، خواه از طراحی حداقل آی مانند نماد چک یا آی وبلاگ یا نمایش تصاویر پیچیده تر باشد ، این مقاله باید به شما کمک کند تا بفهمید که چه نرم افزاری ممکن است بهتر باشد متناسب با شما گفته می شود ، اجازه دهید مقایسه شروع شود. 1- پشتیبانی از Artboard چیست؟وقتی نوبت به ایجاد آی ها می رسد ، شما احتمالاً به کار روی پروژه هایی که تعداد بیشتری دارایی را در بر می گیرد ، بدین معنی است که نرم افزاری که شما استفاده می کنید باید بتواند از چندین پرونده پروژه Artboard استفاده کامل کند. با استفاده از Illustrator ، Adobe موفق شده است اجرای بسیار خوبی از این ویژگی را در کنار هم قرار دهد ، زیرا یک پروسه ساده و شهودی دارد ، که در آن می توانید چندین Artboard را از ابتدا با استفاده از سریع پنجره New Document خود تنظیم و تعریف کنید. این رویکرد هنوز بهترین روش ممکن است ، زیرا با هر پرونده پروژه جدید ، می توانید درمورد تعداد Artboards که قرار است از آنها استفاده کنید ، تصمیم بگیرید ، به جای این که بعداً این کار را انجام دهید. با فراتر رفتن از اجرای اولیه Artboard ، Illustrator به شما امکان می دهد کنترل کاملی را در دست بگیرید: تعداد Artboards: از هم اکنون ، این نرم افزار حداکثر از 1000 Artboard را پشتیبانی می کندروش ترتیب: Grid by Row ، Grid by Column ، Arrange by Row ، Arrange by Columnتعداد Artboards در هر سطرجهت بندی طرح بندی: چیدمان راست به چپ یا چپ به راستفاصله: فاصله بین هر Artboardستون ها: تعداد ستون هایی که Artboards در آنها پشته خواهد شدنمونه اجرای مقوا در تصویرگربا طراحی Affinity Designer ، Serif مسیری متفاوت را طی کرده است که در این حالت بسیار ناامیدکننده است ، زیرا پشتیبانی Artboard آن فاقد برخی از ویژگی های پیشرفته موجود در Illustrator است. وقتی به این ویژگی ها عادت کردید ، واقعاً نمی توانید بدون آنها پیش بروید. اگر ما با استفاده از نسخه خاص خود از New New Window روند کار را طی کنیم ، سریع می بینیم که در حالی که به ما امکان می دهد از Artboard برای قرار دادن دارایی های خود استفاده کنیم (که به طور پیش فرض برطرف نشده است). همه چیز را از لحاظ گزینه های Artboard می گیریم. این بدان معناست که ، اگر شما امیدوار هستید که به همان میزان کنترل فاصله ای را که در Artboards شما ، شماره ستون آنها و غیره پیدا کرده اید ، به دست بیاورید ، شانس ندارید ، زیرا مجبورید به صورت دستی وارد شوید و این کار را انجام دهید خودت اجرای مقوا در طراح میلروند راه اندازی چندین Artboard به خودی خود بسیار آزار دهنده است ، به خصوص هنگام برخورد با یک پروژه بزرگتر ، زیرا لازم است که هر Artboard را به صورت دستی اضافه کنید. برای این کار ابتدا باید Artboard Tool را انتخاب کرده و سپس از دکمه Insert Artboard استفاده کنید که همیشه یک Artboard جدید را در سمت راست موجود موجود اضافه کنید. این می تواند به سرعت به یک منبع بزرگ ناامیدی تبدیل شود ، زیرا گزینه ای برای تنظیم ردیف دوم وجود ندارد ، به این معنی که شما به یک ردیف طولانی از Artboards پایان خواهید یافت که باید آن را به صورت دستی انتخاب کرده و دوباره تنظیم کنید. مثال اضافه کردن یک artboard جدید در طراح میلوقتی بیشترین تعداد Artboards را که Affinity به شما اجازه می دهد تنظیم شود ، می توانم یک مقدار رسمی پیدا نکنم ، بنابراین چند دقیقه روی دکمه Insert Artboard کلیک کردم و یکبار که به 999 رسیدم ، تحت تأثیر قرار گرفتم. که هنوز ادامه داشت حال ، چرا کسی واقعاً به 1000 Artboard احتیاج دارد فراتر از من است https://maktabtv.com/Courses/illustrator/ ، اما خوشحالم که ببینم این نرم افزار هنگام ورود به این ویژگی خاص خودش را دارد. 2. راهنماهای هوشمند چگونه رفتار می کنند؟در هنگام کار بر روی آی ها ، امکان ترسیم دستی و / یا قرار دادن اشکال در ترکیب با یکدیگر نسبت به یکدیگر می تواند به سرعت از نظر میزان ابزار و دکمه مورد نیاز برای استفاده شما تفاوت ایجاد کند و این منجر به یک گردش سریعتر می شود. به طور پیش فرض ، هر دو برنامه با نسخه های راهنماهای هوشمند خود همراه هستند ، که کاملاً متفاوت رفتار می کنند ، همانطور که در لحظه های بعدی خواهیم دید. در حالی که اجرای راهنماهای هوشمند Illustrator از منظر بصری کمی اساسی تر است ، این کار به ما کمک می کند تا مرکز و لبه های بیرونی هر نوع انتخاب نشده را ردیابی کنیم ، به ما این امکان را می دهد تا به سرعت شکل فعال خود را در رابطه با آنها قرار دهیم. به عنوان مثال ، اگر ما نیاز به ایجاد یک دایره به لبه سمت چپ یک مربع زیرین بزرگتر داشتیم ، می توانیم با انتخاب اول به راحتی این کار را انجام دهیم

اس ام اس گريه آور و غمگين

جمله های غمگین قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردندگِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدنند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند… جمله های غمگین و گریه آور جای زخم هاتون رو به دوستان صمیمی تون هم نشون ندین چون فقط کسی می‌تونه به اون زخم لگد بزنه که جاشو بلده! جمله های غمگین در زندگی خود هیچ وقت چهارچیز را نشکنید اعتماد قول ارتباط قلبشکسته شدن آنها صدایی ندارند ولی دردناک است  جملات عاشقانه خدایا به‌ جهنمت‌ دیگر نیازی‌ نیست ما آدمها همدیگر را بهتر میسوزانیم   جملات گریه آور میگن درد رو از هر طرف بخونی   میشه درد!ولی درمان رو از اخر بخونی  میشه "نامرد!مواظب باش واسه دردت به هردرمانی تن ندی.   بیشتر بخوانید: دلنوشته هایی عمیق و تکان دهنده جمله های غمگین و گریه آور چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کندگاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی… جملات عاشقانه زیبا یکی بود ، یکی نبودمن موندم و اون نموندمن دیدم و اون ندیدمن خواستم و اون نخواستمن التماس کردم و اون نشنیدمن هستم و اون رفته !من خستم و اون … جمله های غمگین و گریه آور کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” … عکس های عاشقانه وقتی کسی در کنارت هست ، خوب نگاهش کن :به تمام جزئیاتشبه لبخند بین حرف هایشبه سبک ادای کلماتشبه شیوه ی راه رفتنش ، نشستنشبه چشم هاش خیره شودستهایش را به حافظه ات بسپارگاهی آدم ها آنقدر سریع میروند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند … جمله های غمگین یک افسانه‌ قدیمی می‌گه وقتی انسانی روی زمین می‌میره و کسی نیست برای گریستنش، یک انسان دیگر تعیین می‌شه برای غمگین شدن. برای همین هم هست که گاهی دلمون بی‌نهایت می‌گیره بدون اینکه بدونیم  جملات عاشقانه برای مردم زندگی نکنتباه میشویغمگین ترین آدم هاکسانی هستند کهبرداشتِ دیگرانبرایشان زیادی مهم است اس ام اس عاشقانه آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود …آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه … جمله های غمگین و گریه آور به من گفت برو گورِت رو گم کن …و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :“زبانم لال !” جملات زیبا و کوتاه پیشانى ام ، چسبیدن به سینه اى را میخواهدو چشمانم ، خیس کردن پیراهنى را …عجب دل پر توقعى دارم من !خـــــــــــدا …اینقدر تو خودم ریختم ،که از سرمم گـذشــت…دارم غـــــــرق میشم …دسـتت کــــــجاست!!!::::چـقـدر بـالایـیچـقـدر پـایینـَمنــمیــرســد دسـتـم بـه دستــهـایــت…مخاطبِ خــاص دارد : خــُدا::::خـــوبـــممثــل پــدربـــزرگکــه خـــوب بـــودومـُــــرد !!::::بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند ! بس که استفاده شده اند .دکمه های : ک ا ش ب و د ی::::تــــو خاص نبودی گلماحساس من یه تــــوخاص بود::::بعضی مواقعدنبال یک کلید”Shift” میگردمبرای دیدن اون روی آدمــــهــــا!.::::داغـــونی اَم از آنجـــا شــــروع شُـــــدکــــه فَهمیـــــدَم . . .از میـــان ایـــــن همــــه “بـــود”مَــن در آرزوی یکــــی اَم کـــه ” نَبــــود “::::تـمـام قلـّه هـای تـنـم را هـم کـه فـتـح کـنـیایـن سـرزمـین هـمـچـنـان مـبـهـم مـی مـانـدو هـنـوزدارَدحـرف هـایـی بـرای گـفـتـنفـقـط حـواسـت را جـمـع کـندخترک ،شـهـوت مـمـنـوع . .::::دلم میخواست یکی رو داشتم بعضی وقتا که مردم خستم میکنن میومدکنارمو دستاشو می گذاشت دوطرف صورتم زل میزد تو چشاممیگفت ؛ بیبین تو من و داری …::::وقتی زنی دیوانه وار باتو بحث میکنه خوشحال باش…!!چون سکوت زن, نشانه پایان توست…!!::::میدانم ؛دیگر برای من نیستی !اما ….دلی که تنگ باشد این حرفها را نمیفهمد::::دوست داشتن خوبان همیشه گفتنی نیست…گاه سکوت است و گاه نگاه و گاه یک پیام…::::مــــا قشنگـــ ترین ضمیـــر میشـــد :اگـر میمانـــدی. . .::::دکتر راست می گفت ؛که “روی” ، برای ِ سلامتی ِ مو مفید است از من که روی برگرداند ،موهایم ، همه سفید شدند !!!::::مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـمیـکی بـــود ، یـکی …بـی خیال……!!خــلاصـه اش میشود اینــکـه :دوستـت دارم ، لعـنتـی . . . !::::دندانپزشک آخرین دندان گرگ را کشید!نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زدگرگ زیر لب گفت:بخند…….اینست عاقبت گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد!::::پاهایـم را کــه در آب میزنـم ، ماهــی ها جمـــع میشـــوند ،شــــاید اینهــــا هــم فهمیــده اند کــه یک عمــره طعمـه یروزگــار بــوده ام !::::عاشقت می شومدقیقه ای86 بار !!!!!!::::چه قدر تلخ شده ای …آنقدر که حتی وقتی صدایت را می شنوم احساس می کنم …دیگر دلم برایت نمی لرزد…::::نیت میکنم و صدایت میکنمبا جواب تو فال میگیرماگر گفتی “بله ” روز خوبی خواهم داشتاگر گفتی “جانم ” تمام خوبیها رابرای تو میسازم::::تنــها یک عاشــق میفهمـدتفـــاوت میــانِآغــوش نـرم و آغــوش اَمــن را::::هزار بار گفته اماگر قدرتش را نداری مرد باشی‌دورِ سه چیز را خط بکشزنعشقمستی::::خیلی ها مترسک رو دوست ندارنچونپرنده ها رو میترسونه.امامن دوستش دارمچونتنهایی رو درک میکنه::::چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه !::::دوسـت دارم این رو نوک پنجـه بلند شدن ها رو و بوسـیدن لب های تـــو راهمان لحظه هایی که تو یک عالمه مـَـرد می شی و مـن یک عالمه زن !!::::لحظه ی قشنگیه وقتی صبح با نوازشِ دست های کسی از خواب بیدار می شیکه دیشب هزار بار بهش گفتی : دوست دارمولی اون تا خود صبح کنارت بیدار بوده و تو رو نوازش می کرده … !::::به سلامتی اونایی که هزارتا خاطرخواه دارن ولی دلشون اسیر یه بی معرفته!::::مثـل ِ این صدا خفـــه کن ها میمونهکه میـذارن سر هفت تیـــــــــر !خیانت رو میگم …بی صــــدا می کشتت ::::گاهی عکسی را می سوزانیمگاهی عکسی ما را می سوزاندگاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیمگاهی سالها با یک عدگی می کنیم!::::گــریان شده دلـــــم….همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز…پا به زمین می کـــوبد…تـــو را میـــخواهد…. فقط “ تـــــــــو ” را…::::زنـــــها مثل ســـکوت هستند… با کوچکترین حـــــرفی میشکنند…!مًــــردها مثل « باران بهاری » هستند .هیچوقت نمیدانید کی می آیند ، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود…!::::گفتند حکم؟ورق دست گرفتیم و خندیدیمقرار شد حکم دل باشد…تمام سر ها دست تو بودروزگار دست از ما گرفت…دو به دو، دل دادیمزندگی آس ِ مان را بریددو به تک باختیمبازی روبروی چشم های تو عاقبت ندارد…!::::1 …2 … 3…آمـاده ایـــد!؟چیک …لای عکسها دنبال عکسمان میگردم همان دیگر همان که یادت نیست؟!مگر میشود؟!فراموش کرده ای؟!اینجاست پس تو کجایی؟؟!!نیستی چرا؟!عکسمان که دونفری بود!میبینی گلم عکاس از منو تــو فاصله را بهتر میفهمد .!::::تکثیر شده ام در این شهر؟؟یاقلب توست که مدام شعبه های جدید افتتاح میکنند؟این روزها…جمعیتی مخاطب حرفهای عاشقانه ات شده اند!!!::::چی بگم ؟؟؟؟؟…. …. …. ….…. …. …. …. ….…. …. …. …. …. ….کی به غیر از تو می دونه این نقطه ها چقدر حرف تووشونه. . . که واسهمنبع : متن گریه دار

فرق بین سیم و کابل چیست ؟

پرسشی بظاهر ساده که گاهی فکر ما رو به خودش مشغول میکنه و در نهایت با جواب ذهنی سیم و کابل عین همن به سرانجام میرسه! اما چرا امروز تو این پست از وبسایت مبین صنعت به این موضوع میخوام بپردازم ؟ همین چند روز پیش بود که در یکی از مطالب اینستاگرام با پستی مواجه شدم که صاحب صفحه سعی داشت فرق بین سیم و کابل رو توضیح بده. کنجکاو شدم و فیلم و تا آخر دیدم. اما چیزی که در آخر دیدم چیزی جز یک اشتباه رایج و همیشگی نبود. خب! حالا که ذهنتونو آماده خوندن مطلب کردم. ابتدا به چند تعریف اشتباه در حوزه تفاوت بین سیم و کابل اشاره می کنم تا تو قدم اول ذهنتونو از این تعاریف کلیشه ای فاصله بدم و در قدم بعد به تعریف اصلی تفاوت این دو ( سیم WIRE و کابل CABLE ) بپردازم.  تعریف اشتباه شماره 1 : سیم یک رشته است و کابل چند رشته !   اولین تعریفی که خیلی ها شاید از تفاوت بین سیم و کابل در ذهنشون تداعی میشه. چند رشته ای بودن کابل در مقایسه با تک رشته ای بودن سیمه. اما باید بهتون بگم که این یه تعریف اشتباهه ! فرق بین سیم و کابل واقعا این نیست ! شاید هر مجموعه سیم چند رشته یک کابل باشه اما وما هر هادی تک رشته یک سیم نیست ! کابل های فشار قوی تک رشته، کابل های هوایی تک رشته و حتی کابل های فشار ضعیف آرمور دار یا شیلد دار مثال های نقضی از این تعریف در فرق بین سیم و کابل هستند. تصویر زیر که یک کابل 240×1 افق البرز رو نشون میده، توضیح واضحی برای رد این تعریفه!   تصویر 1 : کابل افق البرز سایز ۱ در ۲۴۰ ، دور هادی های مفتولی استرند شده ( تابانده شده دور هم ) ، دو لایه روکش کشیده شده که یکی روکش عایقی و دیگری ژاکته – هادی کابل هم از نوع نیمه افشانه ( زمینی یا خشک ) – توجه : مفتولی تنها یک رشته است، اما اینجا چند رشته مفتول مسی دور هم تابیده شدند = نیمه افشان   تعریف اشتباه شماره 2 : هر هادی سایز پایین سیم و سایز های بالاتر کابل هستند !   شاید تعریف گفته شده در بعضی مواقع درست باشه اما مثلا سیم ارت 150×1 با روکش سبز/زرد هم داریم ! یا سیم نیمه افشان 70×1 با روکش پی وی سی PVC تصویر زیر که یک سیم 150×1 افق البرز رو نشون میده، توضیح مناسبی برای رد تعریف دومه! تصویر 2 : سیم افق البرز سایز ۱ در 150 – همون طور که در تصویر هم مشخصه، دور هادی های مفتولی افشان ، تنها یک لایه روکش عایقی کشیده شده   خب. حالا که دو مورد بالا رو خوندین و موارد مستثنی شده از اون تعاریف هم دیدیم نوبت به تعریف بهتر از تفاوت بین سیم و کابل میرسه :   تعریف درست : فرق بین سیم و کابل   همونطور که تو سایر مطالب سایت به این مورد اشاره شده، برای محافظت از هادی در برابر نشتی، برق گرفتگی، محافظت فیزیکی و سایر موارد، هادی مسی جز در مواردی مانند ارتینگ ( استفاده به عنوان سیم ارت برای حفاظت در برابر برق گرفتگی ) استفاده نمیشه و برای عموم استفاده ها لایه ای تحت عنوان عایق برای جلوگیری از موارد گفته شده روی اون کشیده میشه که ساختاری به اسم سیم برق رو تشکیل میده. حالا اگه بر اثر نیاز، بر روی سیم به لایه هایی مثل شیلد، آرمور، اسکرین احتیاج داشتیم و یا خواستیم چند سیم رو روی هم قرار بدیم ( و با فیلر فضای خالیشون رو پر کنیم ) به لایه دیگه ای نیاز پیدا میکنیم که به اون شیت بیرونی ( غلاف بیرونی ) یا ژاکت میگن که روی لایه های ذکر شده و یا چند سیم هم بندی شده قرار بگیره و ساختاری منسجم رو درست کنه. اسم ساختار جدید کابل برق ! ( البته ممکنه دلایل دیگه ای هم به جز موارد یاد شده برای نیاز داشتن هادی به ژاکت باشه که در این مطلب به اون ها نمی پردازیم. ) به طور مثال وقتی روی لایه نهایی یک هادی برق کلمه NYY و یا N2XY رو دیدین شک نکنین که ساختار فوق کابله! چرا ؟ N اول مشخص کننده هادی مسیه، Y و 2X بعد بترتیب کابل های با عایق PVC و XLPE رو نشون میدن، و Y آخر نشون دهنده ژاکت PVC – این ساختار کابله چون علاوه بر لایه عایقی ژاکت نهایی رو هم داره. به زبان خیلی خیلی ساده تر، فرق بین سیم و کابل : الف) هادی با یک لایه روکش عایقی : سیم  ب) هادی با دو روکش ( عایق+ژاکت) : کابل ( برای مشاهده اطلاعات بیشتر در زمینه کدینگ کابل های قدرت و نحوه کدگذاری و معانی هر یک از اون ها اینجا کلیک کنید. )   اما وایسین ! توجه به چند نکته در این مورد ضروری بنظر میاد :   1- نکته اول : این تعریف در سطح فشار ضعیف مطرح می شود. همونطور که گفته شد، تعریف فوق (فرق بین سیم و کابل) دامنه کاربردی در حد سطح فشار ضعیف LV داره و معمولا در سطح فشار متوسط و فشار قوی به هر نوع ساختاری اعم از هادی هوایی یا روکش دار، کابل میگن ! 2- نکته دوم : ACSR یک استثنا است. ACSR ها در واقع هادی های آلمینیوم با مغز فولاد هستند (Aluminium conductor steel-reinforced) که بصورت هوایی مورد استفاده قرار می گیرند. این هادی ها هم در سطح ولتاژ ضعیف ( لو ولتاژ Low voltage ) و هم در سطح ولتاژ متوسط ( مدیوم ولتاژ Medium voltage ) کاربرد دارند. , و عموما به چند شکل از جمله ، تک روکشه و سه روکشه تولید می شند. اما نکته جالب در مورد اون ها اینه که در هر سه ساختار و در هر دو نوع ولتاژ از اون ها به عنوان کابل یاد میشه! – البته در بعضی موارد هم در حالت به اون ها سیم میگن ! این مورد رو به صورت یک استثنا گفتم تا در صورتی که جایی برای اِی سی اِس آر ها اسم کابل یا سیم رو شنیدین شوکه نشین. چون فارغ از تعریف کلی اولیه هر دوشون رو به کار میبرن ! شکل زیر تصویر یک کابل ( یا سیم ) ACSR افق البرز در سطح مقطع نامی 120 میلی متر مربع رو نشون میده تصویر 3 : کابل یا سیم (mm2) – 1×120  آلمینیوم با مغز فولاد (ACSR) افق البرز – جالب بدونید اسم این کابل با این سطح مقطع نامی هم میتونه هاینا باشه و هم داگ، اما در واقعیت داگ نسبت به هاینا سطح مقطع کمتری داره ( هاینا یا Hyena دارای سطح مقطع واقعی 126.5 – داگ یا Dog دارای سطح مقطع واقعی 1.6 ) مینک(70×1)، هاینا (120×1)، داگ (120×1) و … چند مدل از کابل های ACSR هستند ( جالبه بدونین هر سایز از کابل های آلمینیوم ACSR به اسم یک حیوون نام گذاری شده – رابیت (Rabbit خرگوش) – هاینا (Hyena کفتار ) – مینک ( Mink سمور یا راسو ) – داگ ( Dog سگ ) کت ( Cat گربه ) و … !!! )   نکته آخر : امروز تمام سعیمونو کردیم تا در قالب یک مطلب ساده و به زبانی راحت تفاوت بین سیم و کابل رو به شما مخاطبای عزیزمون آموزش بدیم، امیدوارم واقعا کمکتون کرده باشه. سوال یا نکته ای در مورد فرق بین سیم و کابل یا سایر مسائل مرتبط داشتین حتما مطرح کنید. خوشحال میشیم بتونیم کمکتون کنیم.   منبع

برخی نکات مهم در تنظیم قراردادهای تجاری

  با گسترش و پیچیده شدن روابط تجاری ، وم مکتوب بودن توافقات و تعهدات طرفین هر رابطه تجاری نسبت به یکدیگر ، بیش از پیش افزایش یافته و اهداف مورد نظر از انعقاد قراردادها عمدتا مکتوب شدن توافقات طرفین به گونه ای است که حداقل موارد مشروحه زیر در آن به روشنی و صراحت تبیین شده باشند : _ خواسته ها و انتظارات هر یک از طرفین از طرف دیگر . _ تکالیف و تعهدات هر یک از طرفین نسبت به طرف دیگر . _ حقوق و اختیارات هر یک از طرفین . _ به حداقل رساندن اختلافات ناشی از سوء تفاهمات و تعبیر و تفسیرهای یک جانبه .   وم انعقاد قرارداد منحصر به نوع خاصی از روابط همچون خرید و فروش کالا یا خدمات نیست و تقریبا همه انواع روابط تجاری اعم از سرمایه گذاری و تولید مشترک ، تولید تحت لیسانس ، اخذ نمایندگی های انحصاری و غیر انحصاری ، عملیات اجرایی و فنی و غیره را نیز شامل می شود و بدین دلیل صدها نمونه قرارداد مختلف وجود دارد که تشریح همه آن ها امکان پذیر نیست و در این مقاله صرفا به بیان موارد مهمی که صرف نظر از ماهیت رابطه ، باید در همه قراردادهای تجاری قید شده باشند می پردازیم . این موارد عبارتند از : * عنوان قرارداد : بر اساس ماهیت موضوع مورد نظر و همچنین اامات قانونی مربوطه تعیین می شود . به عنوان مثال اجرای عملیات نوسازی تاسسیات سرمایش و گرمایش یک ساختمان ، در رده بندی قراردادهای پیمانکاری قرار می گیرد و بر این اساس عنوان قرارداد نیز قرارداد پیمانکاری خواهد بود . * مشخصات طرفین قرارداد : صرف نظر از این که هریک از طرفین شخص حقیقی یا حقوقی باشند ، مشخصات شناسایی آن ها اعم از نام و نشانی و اطلاعات تماس آن ها باید در قرارداد قید شود . * موضوع قرارداد : عبارت است از ماهیت خواسته یک طرف از طرف دیگر قرارداد . به عنوان مثال در مورد شخصی که قصد دارد تهیه نرم افزار حسابداری خود را به یک متخصص برنامه نویسی بسپارد ، موضوع قرارداد تهیه نرم افزار حسابداری خواهد بود . در تعیین موضوع قرارداد ، اصل بر توافق طرفین است ولی موضوع قرارداد نمی تواند مغایر قوانین و مقررات عمومی باشد . موضوع قرارداد باید به وضوح و روشنی مشخص شود و در تبیین آن از واژه ها و عبارات مبهمی که هر کسی می تواند به رای خود آن ها را تعبیر و تفسیر کند خودداری شود . * تاریخ انعقاد قرارداد . * مدت و تاریخ شروع و پایان قرارداد . * محل اجرای قرارداد . * مبلغ قرارداد و نحوه پرداخت آن . * کسور قانونی مترتب بر مبلغ قرارداد ( نظیر مالیات ، حق بیمه و غیره ) و تعیین این امر که هر یک از کسور ، بر عهده کدام یک از طرفین قرارداد است . * حقوق و اختیارات تفکیکی هر یک از طرفین : مثلا اختیار ( یا عدم اختیار ) کارفرما به تعلیق یک جانبه قرارداد یا اختیار (یا عدم اختیار) پیمانکار به واگذاری موضوع قرارداد به غیر . * تعهدات و مسئولیت های هر یک از طرفین نسبت به طرف مقابل . * تعهدات و مسئولیت های هر یک از طرفین نسبت به اشخاص ثالث : مثلا در یک قرارداد احداث ساختمان ، باید تکالیف و تعهدات هر یک از طرفین در خصوص پوشش بیمه ای کارگران مجری و همچنین خسارات احتمالی وارده به ساختمان های همجوار ( اعم از خسارات جانی و مالی ) صراحتا در قرارداد قید شده باشد . * مرجع تشخیص خسارات وارده به هر یک از طرفین از حیث عدم پایبندی طرف مقابل به تعهدات خود : اعم از خسارت تاخیر در انجام مفاد قرارداد ، خسارت تاخیر در پرداخت مبلغ قرارداد ، خسارت ناشی از قصور و تقصیر هریک از طرفین و غیره . * نحوه وصول خسارت از طرف مقصر . * نوع و مبلغ تضمین یا سپرده حسن انجام کار و ایفای تعهدات .   * نوع و مبلغ گارانتی کیفیت انجام موضوع قرارداد : فرضا در قرارداد احداث یک ساختمان ، مجری متعهد می شود که مسئولیت و هزینه های رفع عیوب ساختمان اعم از عیوب سازه ای و تاسیساتی و غیره و خسارات احتمالی وارده به مالکین از حیث عدم کیفیت موارد یاد شده ، تا مدت مثلا ده سال بر عهده وی خواهد بود و بابت این تعهد نیز وثیقه مورد توافق از هر نوع که باشد ( وثیقه ملکی ، چک ، سفته ، سپرده نقدی و . . . ) را با مبلغ مورد توافق ، به کارفرما تسلیم می کند . * نحوه عمل هنگام بروز عوامل غیر مترقبه خارج از حیطه اراده و خواست طرفین ( فورس ماژور ) : نظیر جنگ ، زله و سیل . * نحوه عمل در صورت بروز اختلاف بین طرفین قرارداد : مرجع رسیدگی به اختلافات احتمالی طرفین باید در متن قرارداد مشخص شوند تا در مواردی که اختلاف نظر طرفین در نحوه تعبیر و تفسیر هر یک از مفاد قرارداد از طریق مذاکره و مصالحه حل و فصل نشود ، موضوع به مرجع مشخص شده ( داور مرضی الطرفین یا مراجع قضایی ) ارجاع داده شود . * قانون حاکم بر قرارداد و مرجع رسیدگی قضایی : این موضوع به ویژه در قراردادهای بین المللی اهمیت زیادی دارد و در متن قرارداد باید قید شود که قرارداد ، ذیل قوانین کدام کشور قرار منعقد شده و مرجع قضایی رسیدگی کننده به اختلافات نیز ، مراجع قضایی کدام کشور خواهند بود. ( بدیهی است که هر یک از طرفین به علت آشنایی با قوانین کشور و سهولت دسترسی به مراجع قضایی خود ، تمایل داشته باشد که قوانین کشور خود حاکم بر قرارداد بوده و مرجع قضایی نیز در داخل کشور خود باشد ) . * نحوه فسخ قرارداد . * اقامتگاه قانونی طرفین : نشانی رسمی محل کار یا ست هر یک از طرفین که مکاتبه و ارسال شکوائیه و اظهار نامه و احضاریه و اخطاریه های قانونی و نظایر آن ها به آن نشانی از طریق ضابطین قضایی یا پست دو قبضه ، بدون نیاز به اقدام دیگری ، ابلاغ شده تلقی شود . * در مورد اسناد و مدارکی که جزو قرارداد هستند ولی به عللی مستقیما در متن قرارداد قید نشده و توافق شده که پیوست قرارداد شوند ( مثلا اطلاعات کلیه کالاهای موضوع یک قرارداد نمایندگی فروش ) باید تعداد و نام ( یا شماره ) برگ های پیوست با قید این عبارت که ” پیوست ها جزء لاینفک قرارداد هستند ” ، در متن قرارداد تصریح شوند . * زبان قرارداد : زبانی که قرارداد با آن تحریر شده ، باید در متن قرارداد قید شود . این موضوع در مورد قراردادهای بین المللی اهمیت بسیار بیشتری دارد و چنانچه قرارداد به بیش از یک زبان تحریر شده است ( مثلا به فارسی و انگلیسی ) باید قید شود که در صورت بروز اختلاف نظر بین طرفین ، مفاد قرارداد با کدام زبان ، مورد تعبیر و تفسیر قانونی قرار خواهند گرفت . * تعداد مواد و تبصره های قرارداد . * تعداد نسخ قرارداد و تصریح این امر که همه نسخ به هر تعداد که باشند ، حکم واحد را دارند . از آن جا که قراردادها جنبه های مختلف فنی و تخصصی و تبعات گوناگون قانونی و حقوقی دارند ، یاد آور می شویم در این مقاله صرفا به نکات کلی حائز اهمیت در تنظیم قرارداد ها اشاره شده و یک قرارداد تا زمانی که تمامی نکات مورد نظر مشاورین فنی و حقوقی ، در آن ها مد نظر قرار نگرفته باشد ، معقول و مفید و جامع و کامل نخواهد بود .

جملات گریه دار و ناراحت کننده

جمله های غمگین   قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…   جمله های غمگین و گریه آور   جای زخم هاتون رو به دوستان صمیمی تون هم نشون ندین چون فقط کسی می‌تونه به اون زخم لگد بزنه که جاشو بلده!   جمله های غمگین   در زندگی خود هیچ وقت چهارچیز را نشکنید  اعتماد  قول  ارتباط  قلب شکسته شدن آنها صدایی ندارند ولی دردناک است    جملات عاشقانه   خدایا به‌ جهنمت‌ دیگر نیازی‌ نیست  ما آدمها همدیگر را بهتر میسوزانیم     جملات گریه آور   میگن درد رو از هر طرف بخونی    میشه درد! ولی درمان رو از اخر بخونی   میشه "نامرد! مواظب باش واسه دردت به هر درمانی تن ندی.     بیشتر بخوانید: دلنوشته هایی عمیق و تکان دهنده   جمله های غمگین و گریه آور   چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…   جملات عاشقانه زیبا   یکی بود ، یکی نبود من موندم و اون نموند من دیدم و اون ندید من خواستم و اون نخواست من التماس کردم و اون نشنید من هستم و اون رفته ! من خستم و اون …   جمله های غمگین و گریه آور   کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه گریه کن” …   عکس های عاشقانه   وقتی کسی در کنارت هست ، خوب نگاهش کن : به تمام جزئیاتش به لبخند بین حرف هایش به سبک ادای کلماتش به شیوه ی راه رفتنش ، نشستنش به چشم هاش خیره شو دستهایش را به حافظه ات بسپار گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند …   جمله های غمگین   یک افسانه‌ قدیمی می‌گه وقتی انسانی روی زمین می‌میره و کسی نیست برای گریستنش، یک انسان دیگر تعیین می‌شه برای غمگین شدن.  برای همین هم هست که گاهی دلمون بی‌نهایت می‌گیره بدون اینکه بدونیم    جملات عاشقانه   برای مردم زندگی نکن تباه میشوی غمگین ترین آدم ها کسانی هستند که برداشتِ دیگران برایشان زیادی مهم است   اس ام اس عاشقانه   آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد  ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد  و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود … آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه …   جمله های غمگین و گریه آور   به من گفت برو گورِت رو گم کن … و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد ! کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی : زبانم لال !”   جملات زیبا و کوتاه   ﻴﺸﺎﻧﻰ ﺍﻡ ، ﺴﺒﻴﺪﻥ به ﺳﻴﻨﻪ ﺍﻯ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﺸﻤﺎﻧﻢ ، ﺧﻴﺲ ﺮﺩﻥ ﻴﺮﺍﻫﻨﻰ ﺭﺍ … ﻋﺠﺐ ﺩﻝ ﺮ ﺗﻮﻗﻌﻰ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ ! خـــــــــــدا …اینقدر تو خودم ریختم ،که از سرمم گـذشــت…دارم غـــــــرق میشم …دسـتت کــــــجاست!!! :::: چـقـدر بـالایـیچـقـدر پـایینـَمنــمیــرســد دسـتـم بـه دستــهـایــت…مخاطبِ خــاص دارد : خــُدا ::::خـــوبـــممثــل پــدربـــزرگکــه خـــوب بـــودومـُــــرد !! :::: بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند ! بس که استفاده شده اند .دکمه های : ک ا ش ب و د ی :::: تــــو خاص نبودی گلماحساس من یه تــــوخاص بود :::: بعضی مواقعدنبال یک کلید”Shift” میگردمبرای دیدن اون روی آدمــــهــــا!. ::::داغـــونی اَم از آنجـــا شــــروع شُـــــدکــــه فَهمیـــــدَم . . .از میـــان ایـــــن همــــه بـــود”مَــن در آرزوی یکــــی اَم کـــه ” نَبــــود :::: تـمـام قلـّه هـای تـنـم را هـم کـه فـتـح کـنـیایـن سـرزمـین هـمـچـنـان مـبـهـم مـی مـانـدو هـنـوزدارَدحـرف هـایـی بـرای گـفـتـنفـقـط حـواسـت را جـمـع کـندخترک ،شـهـوت مـمـنـوع . . :::: دلم میخواست یکی رو داشتم بعضی وقتا که مردم خستم میکنن میومدکنارمو دستاشو می گذاشت دوطرف صورتم زل میزد تو چشاممیگفت ؛ بیبین تو من و داری … :::: وقتی زنی دیوانه وار باتو بحث میکنه خوشحال باش…!!چون سکوت زن, نشانه پایان توست…!!:::: میدانم ؛دیگر برای من نیستی !اما ….دلی که تنگ باشد این حرفها را نمیفهمد:::: دوست داشتن خوبان همیشه گفتنی نیست…گاه سکوت است و گاه نگاه و گاه یک پیام…:::: مــــا قشنگـــ ترین ضمیـــر میشـــد :اگـر میمانـــدی. . . :::: دکتر راست می گفت ؛که روی” ، برای ِ سلامتی ِ مو مفید است از من که روی برگرداند ،موهایم ، همه سفید شدند !!! :::: مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـمیـکی بـــود ، یـکی …بـی خیال……!!خــلاصـه اش میشود اینــکـه :دوستـت دارم ، لعـنتـی . . . ! :::: دندانپزشک آخرین دندان گرگ را کشید!نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زدگرگ زیر لب گفت:بخند…….اینست عاقبت گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد!:::: پاهایـم را کــه در آب میزنـم ، ماهــی ها جمـــع میشـــوند ،شــــاید اینهــــا هــم فهمیــده اند کــه یک عمــره طعمـه یروزگــار بــوده ام ! :::: عاشقت می شومدقیقه ای۸۶ بار !!!!!! :::: چه قدر تلخ شده ای …آنقدر که حتی وقتی صدایت را می شنوم احساس می کنم …دیگر دلم برایت نمی لرزد… ::::نیت میکنم و صدایت میکنمبا جواب تو فال میگیرماگر گفتی بله ” روز خوبی خواهم داشتاگر گفتی جانم ” تمام خوبیها رابرای تو میسازم :::: تنــها یک عاشــق میفهمـدتفـــاوت میــانِآغــوش نـرم و آغــوش اَمــن را :::: هزار بار گفته اماگر قدرتش را نداری مرد باشی‌دورِ سه چیز را خط بکشزنعشقمستی ::::خیلی ها مترسک رو دوست ندارنچونپرنده ها رو میترسونه.امامن دوستش دارمچونتنهایی رو درک میکنه ::::چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه !چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه !چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن !چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه !اصلا چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه ! :::: دوسـت دارم این رو نوک پنجـه بلند شدن ها رو و بوسـیدن لب های تـــو راهمان لحظه هایی که تو یک عالمه مـَـرد می شی و مـن یک عالمه زن !! ::::لحظه ی قشنگیه وقتی صبح با نوازشِ دست های کسی از خواب بیدار می شیکه دیشب هزار بار بهش گفتی : دوست دارمولی اون تا خود صبح کنارت بیدار بوده و تو رو نوازش می کرده … !:::: به سلامتی اونایی که هزارتا خاطرخواه دارن ولی دلشون اسیر یه بی معرفته! :::: مثـل ِ این صدا خفـــه کن ها میمونهکه میـذارن سر هفت تیـــــــــر !خیانت رو میگم …بی صــــدا می کشتت :::: گاهی عکسی را می سوزانیمگاهی عکسی ما را می سوزاندگاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیمگاهی سالها با یک عدگی می کنیم!:::: گــریان شده دلـــــم….همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز…پا به زمین می کـــوبد…تـــو را میـــخواهد…. فقط تـــــــــو ” را… ::::زنـــــها مثل ســـکوت هستند… با کوچکترین حـــــرفی میشکنند…!مًــــردها مثل باران بهاری » هستند .هیچوقت نمیدانید کی می آیند ، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود…! ::::گفتند حکم؟ورق دست گرفتیم و خندیدیمقرار شد حکم دل باشد…تمام سر ها دست تو بودروزگار دست از ما گرفت…دو به دو، دل دادیمزندگی آس ِ مان را بریددو به تک باختیمبازی روبروی چشم های تو عاقبت ندارد…!::::۱ …۲ … ۳…آمـاده ایـــد!؟چیک …لای عکسها دنبال عکسمان میگردم همان دیگر همان که یادت نیست؟!مگر میشود؟!فراموش کرده ای؟!اینجاست پس تو کجایی؟؟!!نیستی چرا؟!عکسمان که دونفری بود!میبینی گلم عکاس از منو تــو فاصله را بهتر میفهمد .!::::تکثیر شده ام در این شهر؟؟یاقلب توست که مدام شعبه های جدید افتتاح میکنند؟این روزها…جمعیتی مخاطب حرفهای عاشقانه ات شده اند!!!::::چی بگم ؟؟؟؟؟…. …. …. ….…. …. …. …. ….…. …. …. …. …. ….کی به غیر از تو می دونه این نقطه ها چقدر حرف تووشونه. . . که واسه منبع : متن گریه دار

175. دو روز

سلام. این پست خیلی طولانیه ها. گفته باشم.   پنج شنبه شب ادامه پست قبل:   شمام وقتی ویس میفرستین خودتون فوری بعدش گوش میکنین ش و تعجب میکنید از شدت نا آشنا و زشت بودن صدا و حرف زدنتون؟یا فقط من اینطوریم؟:))   +وقتی فک میکنم مغز گیرنده درد نداره و تغییرات خون رسانی به مغز و عوامل آسیب زننده به پرده مننژ هست که ایجاد درد در گیرنده های دردی مننژ میکنه و به عنوان سر درد ازش یاد میکنیم؛ مواقعی مثل الان که از شدت سردرد حالت تهوع میگیرم با این فکرا خودمو مشغول به فحش دادن به هر چی گیرنده درد تو کل بدن از جمله مننژ هست میکنم. و کلی خیالبافی در مورد وضعیت متاستازای تو مخم! :| خاک تو سر همشون اصن.زبانو میخوام بیفتم. به درک. برم بکپم اگه بشه!   __________________ ساعتی بعد ش:   بابام 20 تومن وام گرفته. البته کلی هم وام قبلا خودش و مامانم گرفتن. اینو من گرفتم بابام ضامنم شده. وقتی بابا قسطش رو میده اون گرفته دیگه. :|    + قبلیا که همش رفت برا هزینه دارو و درمان من :| و اینم میره به همین راه یحتمل. :|    + نبودم به صرف تره :(   + اگه شیمی ها و پرتوها جواب نداده باشن، چجوری جواب خانوادمو بدم؟ جواب اسنپ کار کردن بابام تا 1 شب و نشستن و خوابیدن های مادرم تو حیاط بیمارستان ( وقتایی ک من قرنطینه یا بدون همراه باید میبودم)و جواب تنهایی های خواهری و توجه و محبت هایی که به خاطر من آشغال ازش دریغ شد ولی اون فقط لبخند زد و آرامش و دلداری داد.    + شب امتحانسردرررردددبیخوابیاسترسفکر و خیالخلینگی (بخوانیدkholinegi)   ___________________ و ترکیدن و ناامیدی از شدت استرس:   اگه منفی پسند و هدایت پستد نیستی و میتونی به خودت اجازه بدی که به من حق ندی ناراحت و خسته باشم(ناامید نشدم) این پست رو نخون!  ***********  در رخت خوابم می غلتم، یادداشت های خاطره ام را به هم می زنم، اندیشه های پریشان و دیوانه مغزم را فشار می دهند.پشت سرم درد می گیرد، تیر می کشد، شقیقه های ام داغ شده، به خودم می پیچم. لحاف را جلوی چشم ام نگه می دارم، فکر می کنم. خسته شدم. خوب بود می توانستم کاسه ی سر خودم را باز کنم و همه ی این توده ی نرم خاکستری ی پیچ پیچ کله ی خودم را در آورده بیندازم جلو سگ. هیچ کس نمی تواند پی ببرد. هیچ کس باور نخواهد کرد به کسی که دست اش از همه جا کوتاه بشود می گویند: برو سرت را بگذار بمیر. اما وقتی که مرگ هم آدم را نمی خواهد، وقتی مرگ هم پشت اش را به آدم می کند، مرگی که نمی آید و نمی خواهد بیاید.! همه از مرگ می ترسند من از زندگی سمج خودم. چه قدر هول ناک است وقتی که مرگ آدم را نمی خواهد و پس می زند! تنها یک چیز به من دلداری می دهد؛ دو هفته پیش بود، در رومه خواندم که در اتریش کسی سیزده بار به انواع گوناگون قصد خودکشی کرده و همه ی مراحل آن را پیموده: خودش را دار زده، ریسمان پاره شده. خودش را در رودخانه انداخته، او را از آب بیرون کشیده اند و غیره بالاخره برای آخرین بار خانه را که خلوت دیده با کارد آشپزخانه همه ی رگ و پی خودش را بریده و این دفعه ی سیزدهم می میرد. این به من دلداری می دهد! نه، کسی تصمیم خودکشی را نمی گیرد، خودکشی با بعضی ها هست. در خمیره و سرشت آن هاست. نمی توانند از دست اش بگریزند. این سرنوشت است که فرمان روایی دارد ولی در همین حال این من هستم که سرنوشت خودم را درست کرده ام. حالا دیگر نمی توانم از دست اش بگریزم، نمی توانم از خودم فرار بکنم. باری چه می شود کرد؟ سرنوشت پر زورتر از من است. نه ، نمی توانم از سرنوشت خودم بگریزم. این فکرهای دیوانه ، این احساسات ، این خیال های گذرنده که برای ام می آید آیا حقیقتی نیست؟ در هر صورت خیلی طبیعی تر و کم تر ساختگی به نظر می آید تا افکار منطقی من. گمان می کنم آزادم ولی جلو سرنوشت خودم نمی توانم کم ترین ایستادگی بکنم. افسار من به دست اوست، اوست که مرا به این سو و آن سو می کشاند. پستی، پستی زندگی که نه می توانند از دست اش بگریزند ، نه می توانند فریاد بکشند، نه می توانند نبرد کنند. زندگی احمق. حالا دیگر نه زندگانی می کنم و نه خواب هستم، نه از چیزی خوش ام می آید و نه بدم می آید. من با مرگ آشنا و مانوس شده ام. یگانه دوست من است. تنها چیزی که از من دلجویی می کند. قبرستان منپارناس به یادم می آید. دیگر به مرده ها حسادت نمی ورزم. من هم از دنیای آن ها به شمار می آیم. من هم با آن ها هستم، یک زنده به گور هستم سطر هایی از داستان زنده به گور نوشته ی صادق هدایت     ____________________ پنج شنبه شب. شب امتحان زبان قبل از خواب و کمیش جمعه ظهر بعد از امتحان:   تو خیلی از کانالا بحث گرونی بنزینه!  من نه خوشحالم نه ناراحت. اصلا برام فرقی نمیکنه. اصلا. دلیلش؟ شاید حماقت! چرا حماقت؟؟چون مسلما باید خیلی نگران و ناراحت باشم. چون بزرگترین تاثیری که این تغییر روی زندگی حداقل من و خانوادم داره اینه که برای دارو هایی که تا الان هزینه میکردم باید حدود 3 برابر شاید هزینه کنم. دارو یکی از اون اقلامیه که حتی بدون تغییر نرخ خاصی از موارد پایه ای؛ مثل نفت، دلار، طلا، بنزین و حتی با کوچکترین تلاطم و تغییرات ی و اجتماعی و مرزی و حتی تغییرات داخل سازمانی قیمتش می زنه بالا. کاش فقط بالا رفتن قیمت ها بود، یا عدم پوشش دهی بیمه ها به صورت مودی و حالتی! فاجعه وقتیه که داروهای تولید خارج که چه عرض کنم، حتی دارو های تولید داخل هم محو و ناپدید میشن. کمیاب نه ها. محو!! :|   + امروز ناراحتم از این بابت.   + امتحان بد نبود.   + سردرد دارم هنوز. :(   +بگم غبطه خوردم، حسرت کشیدم یا حسودیم شد؟! به کسایی که دغدغه هزینه های درمانی رو ندارن اقلا. اونم برای بیماری های سخت خاص و صعب العلاج!دغدغه شون مثلا خرید یه سری وسایل و لباس و ماشین و این چیزاست، یا مثلا سفر!   + دعا کنید برای امثال من تو این راه!    + درد بالای درد همین هزینه های دارو و درمانه. خدا رحم کنه.   +یه کاری میکنن که آدم بره بمیره. حتی سالم هاش. چه برسه به یکی مثل من ک قاچاقی زنده ام. :|   +به جز سر درد و این تلاطمات فکری حول گرونی دارو؛ شنگول شنگولم. من بد قول نیستم   + روز پر از فعالیت و انرژی و زندگی من تازه الان از پس اتمام کلاس زبان داره شروع میشه.   + دنیا و روزگار و چی و چی. بذار کار خودشونو کنن. منم کار خودمو میکنم. من ک نباید به بدی هاشون و سختی هاشون کمک کنم و خودمو برده ی دستشون کنم. من قدرت روحم فراتر از این حرفاست. یه زندگی که حداقل بتونه ذهن منو راضی کنه، مطمئنا به دست خودم و قدرت روحم قابل ایجاده.   + بزن بریم.   __________________ جمعه عصر ساعت 5 و 6 اینا:   منی که تونستم تو چند ساعت نصف زبانی رو بخونم که همش هم غیبت داشتم و میانترم رو در حد خوب بدم؛ حتما میتونم برا امتحان ترمیمی فردا هم در عرض 4 ساعت 100 صفحه بخونم و خوب امتحان رو بدم! حتما. ها جون عمم!! :))   + نمیخوام استرسشو داشته باشم. هر چیشو شد میخونم. 5 نمره است از 20 کلا. به درک عاموو :))   + خنده های عصبی :)))))   + سرم به شدت درد میکنه. کلا نمیدونم چرا این سردرد خوب نمیشه! فقط از یه شقیقه به شقیقه دیگه میره :|   + کل کارای امروزم رو انجام دادم. به جز همین درس خوندن و تنظیم منتور و منتی ها! :| (مهماش)   + ممبرای جدید؛ خیلی خوش آمدید :)   __________________ جمعه دو سه ساعت بعدش: . خوردم. :|از شدت استرس میزان سر دردم داره میل میکه به شدتی که شاید بتونه باعث کوری یا حداقل کم بیناییم بشه! و ضربانم احتمالا رفته بالای 100 و منتظرم که الانا دستگاهم بهم شوک بده و بکوبونه زمین منو!    + خاک تو سر امتحان و خاک تو سر سردرد و خاک تو سر هر چی شوک و icd و پیس میکره ! :|   + ها چیه؟!   +چرا امروز و امشب اینقدر حال همه تو حقیقی و مجازی بده؟؟!!    ___________________ دیشب آخر شب :   آآآآآآآآآآآیییییییی ملت.  الان یک لیوان نسکافه غلیظ خوردم و ضربانمو به صورت قطعی به بالای 100 رسوندم. ولی شوک موک خبری نیست. :))   + بله ما اینگونه تکنولوجی را دور میزنیم نیز :))   + از نیم ساعت پیش به طرز عجیبی مست گشته ام. :))   + سردرد انگار محو شده . شکرت خدا. نصف جزوه رو خوندم. الان تند تند بقیشم بخونم.    + و از پوست کلفتی خود به غایت در عجبم و مسروووورررر :)) زیادی مست شدم اونی ک تا الان خوندم برا امتحان نبوده :))اون نصفه ای ک نخوندم برا امتحانه.    + مشنگی چه عالمی میباشد؟؟!! :))) _____________________   و بالاخره امروز صبح شنبه :   دیشب تا 2 بیدار بودم. بازم جزوه آخر موند. کلاس صبح که تشکیل نشد و فقط مجبور شدم زود بیدار شم و بیام دانشکده. الانم اومدم اون یه جزوه رو بخونم. یه خط میخونم ده دقیقه مثل نشئه ها چرت میزنم. آخه این رواست؟    + شنبه زیبای من اینگونه آغاز شد. ایشالا برا شما بهتر باشه.    + 11 امتحانمه. هر چه بادا باد :))   + بیاین هر چی شد بازم خوب باشیم. اقلا الکی. حتی الکیش هم بهتر از بد بودنه حالمونه. خب؟ ______________________ امروز غروب:   امروز شیرااازمثل یه دختر خوشگلی بود که.انگار روش اسید پاشیده بودن. همه جاش داشت میسوختو هر چی تقلا میکرد هیچ فایده ای نداشت. :(   + غمگینم برای همه کسایی که از صبح دارن داد میزنن. برا اونایی که الان تو خیابونن. برا اونایی که مریض بودن و نتونستن برسن دکتر و بیمارستان. برا اونایی که امروز نتونستن نون در بیارن. مثل بابای خودم. برا اونایی که نگرانن که چی میشه.   + امتحانم خوب بود.    + از دانشگاه مجبور شدیم کلی پیاده برگردیم. ماشین نبود تاکسی نبود اتوبوس نبود. مجبور شدیم تا ایستگاه مترو پیاده برگردیم. تو راه محبوبه گفت بریم این پارکه من برم wc. من نشستم رو نیمکت منتظرش. یه گربه اومد کنارم. گفتم "خوبی گربههه؟ :) "اومد رو نیمکت . اومد روپام نشست و هی خودش رو برد زیر دستام و من با تعجب خودمو کشیدم عقب و دستام هم باز. :))حدود 10 دقیقه تو بغلم مچرخید و خودشو میمالید به من که یعنی نازم کن. و نازش ک کردم بد تر چسبید بهم. حالا این همه وقت محبوبه چرا کارش تموم نمیشد نفهمیدم . :|تمام مدت استرس داشتم نکنه چنگم بزنه. و اونجوری که باید از اون لحظه لذت نبردم. محبوبه اومد و جیغ زد و اونم قهر کرد رفت! :(حالا مثل کسی که هی لحظه دیدار براش فلش بک میخوره؛ هی اون لحظه میاد جلو چشمم. همون لحظه یاد مجید افتادم. حیف ک گوشیم خاموش بود وگرنه فیلم میگرفتم.    + بعد از پیاده شدن از مترو بازم تاکسی و اتوبوس نبود. کلی پیاده اومدم تا برسم خونه. همه خیابونا بسته است و یک مشعل لاستیکی! :(   +فردا دانشگاه ها و مدارس شیراز تعطیله! و من هیچ کار پروتزم رو انجام ندادم.    + چرا زورمون نمیرسه ؟! :(   + ممبر جدید خیلی خوش آمدی! :)   + حال جسمیم ؟ .     __________________ دارم میمیرم از خواب. بخوابم. دوستانم. ببخشید نظراتتون رو به زودی جواب میدم. دوستتون دارم:)

آیا به دیگران ربطی ندارد که ما چه باوری داریم؟

بخاطر صدای کبود شدگی طبل ها و افرادی که برقرار ظهر پنجرۀ دفترم داخل دانشگاه آواز می خوانند می نویسم. دانشجویان تحصیلات تکمیلی داخل اعتصاب هستند، و من از صف تظاهرات گذر کرده ام تا به دفترم برسم. امروز دوباره هم از میان آن ها گذر خواهم کرد تا بوسیله کلاسی که باید داخل آن تدریس بدهم برسم. بسیاری از دانشجویان تو کلاس مجهز نمی شوند، بعضی از آن ها شاید تو صفوف تظاهرات باشند. ولی ما رفتاری اجتماعی داریم: آنان به صورت فیزیکی عایق از ورود من بوسیله ساختمان ها نمی شوند، و من هم به حق اعتراض آنان جاه می گذارم. بعد از اعتصاب حزن آموزش از سر خمود خواهد شد. این تصادف در مورد مفهوم مدنیت که رفتار ما گویی حاکی از آن است چیزهایی بخاطر گزارش دادن دارد. بخاطر نمونه، مدنیت نمی تواند صرفاً مساوی با مؤدب بودن باشد. فریان و پا کوبیدن مؤدبانه نیست؛ من هم در خاصیت به آن چندان خوش برخورد نیستم. همچنین، اگر مدنیت به معنای اقدام دوستانه و پذیرندگی بود، باز هم تعامل ما مدنی بوسیله حساب نمی آمد: آنان به من لبخند نمی زنند، من اندوه به آنان لبخند نمی زنم. مدنیت از مؤدب بودن، اقدام دوستانه، یا پذیرندگی عمیق تیز است. به نظرم نیت ما از مدنیت این است: احترام گذاشتن به دیدگاه متفاوت یک فرد دیگر. چنین دیدگاهی غصه منشأ خاصیت است -سرچشمه ای بخاطر ایده های نو- و هم سدّی است داخل مقابل جور کردن: هم سخن شما نسبت به دیدگاهش صاحب حق است. شما می توانید استدلالتان را عرضه کنید، اما قاعده عاقبت اوست که باید تصمیم بگیرد تو ذهنش چه چیزی را بپذیرد. مدنیت درون آزادی فکر ذات دارد، که مورد تک ما را فرمانروای مطلق قلمرو خصوصی ذهن هایمان می نرم. آزادی فکر کردن یعنی بتوانیم بوسیله توافق برسیم که با غم توافق نداشته نباشیم. شاید بوسیله رویت آید که مدنیت در این معنا هیچگاه ایرادی ندارد، اما واقعش اینکه یک نفر به آن ایراد می گیرد: سقراط. خوانندگان آثار افلاطون اغلب بوسیله این حس می رسند که سقراط انسان پرخاشگر، متخاصم، فریبکار، بی رحم، سفسطه گر و متکبری است. تا اینکه وقتی خوب برخورد می درنگ اندوه این تصور خلق می شود که در ادا و بوسیله رخساره مخفیانه می خواهد طعنه بزند، دورویی کند، و دست بیندازد. به عنوان یکی از مدافعان سرسخت روش سقراطی، به هرحال باید اذعان کنم که این حس منفی چندان هم خالی از حقیقت نیست: رخصت فقره گفت وگوییِ سقراط به طرز نامعمولی تهاجمی است. مدنیت ما را وسوسه می بطی ء گفت وگو را مثل آن مهمانی هایی ببینیم که هر کسی در آن غذای خودش را می آورد. اگر شما محاجه خودتان را روی میز بگذارید، و من هم استدلال خودم را بیاورم، هر کدام از ما چیز ارزشمندی برای ارائه خواهیم داشت. تا اینکه چنانچه کسی نظرش عوض حزن نشود، خویشتن این مواجهه بوسیله حیثیت کافی لذت بخش خواهد بود: هیچگاه کس تلاش نمی بطی ء چیزی را بوسیله حلقوم کسی فروکند؛ به تناظر هر کسی هم نسبت بوسیله آنچه رگه می کند مؤدب است: من ژلۀ گوشت نمی خورم، ممنون!». چیز جالب داخل تک ایده ها این است که چیزی که شما از من می گیرید را من از مشت نمی دهم، پس هر چه بیشتر به اشتراک بگذاریم بهتر است. اگر چنین مبادلۀ جمعیِ مثبتی را غبطه داشته باشید، تلاش های سقراط برای اینکه شما را استرداد استدلال هایش بکند خشونت صرف کردن به نظر می رسد. برای نمونه، در نظر بگیرید وقتی پروتاگوراس می کوشد از تفسیر کردن اینکه آیا قسط دین دارانه هست یا نه امتناع کند چه اتفاقی می افتد: چه فرقی می کند؟ اگر تو بخواهی، می گذاریم عدالت مذهب دارانه باشد و دین داری عادلانه». سقراط به شدت تغار می کند: این امر را با من نکن! مسئلۀ من که ’اگر تو بخواهی‘ و ’اگر تو قبول کنی‘ زدودن. قضیه ای که وسط گذاشته ایم من و درون هستیم، و بوسیله نظرم چنانچه در این استدلال ’چنانچه ‘ را کنار بگذاریم خیلی بهتر بررسی خواهد شد». سقراط به شما رخصت نمی دهد انتخاب کنید که چه چیزی شیوه میز بیاورید. همچنین اذن نمی دهد انتخاب کنید که چه چیزی بخورید. ردّیه های او طوری است که بشقاب را از جلوی همسخنش برمی دارد و غذایی که با دقت آماده کرده و روی میز گذاشته را بوسیله خاشاک تبدیل می کند. محاورۀ گرگیاس با فهرستی از همۀ باورهایی خاتمه علنی می یواش که سقراط از قبل پروگرام داشته که در حلقوم هم سخنش بریزد. چرا سقراط نباید بخواهد که آدم ها نتیجه های خودشان را بگیرند؟ آنچه حرکتی پرخاشگرانه به دید می رسد - اشعار ستاندن و مواجه کردن آنان با شکستشان- درواقع یک جور شرکت است. تلاش بخاطر همکاریِ شناختی امکان پذیر است این نعوظ برداشت شود که داخل آن فضای خصوصی شما مورد تعرض قرار گرفته است، بوسیله اختصاص اگر ذهنتان را در مقایسه با بدنتان فضایی مخصوص تیز به حساب بیاورید. تکذیب کمال ذهنی از لفظ سقراط بوسیله خاص وقتی آشکارتر از ابد است که مسائل موردبحث بیش رادیکال باشند. بعد از اینکه سقراط محکوم به مرگ می شود، یک روز قبل از اعدام، دوستش کریتون نومیدانه تلاش می کند او را به گریختن شادمان کند. سقراط در پاسخش می گوید: دوست عزیزم، بیا این سئوال را با غصه بررسی کنیم، و چنانچه توانستی ایرادی درون صحبت های من پیدا کنی آن را بیان کن و من به درون گوش می دهم، اما اگر ایرادی روشن نکردی، کریتون عزیزم، دیگر این جاه این حرف را نزن که من باید اینجا را به رغم خواست آتنی ها ترک کنم. به نظرم مهم است که تو را قبل از رفتار قانع کنم، و برخلاف آنچه می خواهی مربوط به طبقه کارگر و زحمتکش نکنم. سقراط تخیل می بطی ء که یا باید کریتون را قانع درنگ یا اینکه دست افزار های کریتون او را قانع بطی ء. و برعکس: در سرتاسر این محاوره، سقراط تکرار می درنگ که کریتون یا باید قانع شود یا باید قانع بکند. این ها تنها گزینه هایی هستند که به نظر سقراط هر کسی قدیم دارد. می توانیم با سقراط موافق باشیم که عرصه هایی هستند که این طور فقره می کنند. بخاطر نمونه، اگر با هم در یک کلاس پرورش کنیم، من نمی توانم عاری رایزنی با شما سرفصل هایدرس را تغییر دهم؛ اگر با هم یک ماشین بخریم، باید تو تک پولی که می گذاریم به اصلاح برسیم؛ اگر با اندوه بازی می کنیم، باید در مورد قواعد ورزش تصمیم بگیریم. در این جور موارد، غلام خودمختاری تمام ندارم؛ به جایش من و شما باید بر مبنای توافق پیش برویم. در یک سطح کلی، دموکراسی ها بسیاری از محدودیت های عمر جمعی را از طریق شکلی از مصالحه گلچین می کنند. بااین حال، ما معمولاً بر این نظریم که این اصلاح ها یک سپهر آزاد خفیه ایجاد می کنند که در آن دستور داریم آن طور که بوسیله نظرمان مناسب است ایفا کنیم، بدون اینکه از کسی اجازه بگیریم؛ به علاوه، برای گپ کردن به نحوی که فکر می کنیم مفت است به ندرت اجازه می گیریم؛ و بخاطر فکرکردن به نحوی که از نظرمان مناسب است هرگز اجازه نمی گیریم. فلسفۀ سقراطی همین سپهر درونی را تیر خویشتن قرار می دهد. آزادی خیال را به چالش می کشد، او می گوید اصلاح فقط برای (برخی) اعمال نیست، بلکه در (همۀ) سخن ها و تامل ها نیز باید شیوۀ کار ما باشد. هیچ یک از ما اجازه ندارد باوری تو مورد موضوعی داشته باشد چنانچه نتواند سایرین را در تک آن اعتقاد بازنشسته بطی ء. قانع کن، یا اقناع شو، فقط همین دو گزینه را داریم. حالا خود سقراط تعرض می بطی ء که به او برچسب مشاجره با مدنیت زده است. سقراط قدیم رجحان می دهد میزهای زبانی را بچرخاند: ابرام می کند که رویکرد خرمگسی اش همانا مدنیت حقیقی است. مقدور است اشاره درنگ که از دید جوهر شناسی کلمۀ مدنیت» [civility] از کلمۀ لاتینی civis -شهروند- آمده و اینکه بگوییم کسی برحسب سازش خیال کند ربطی به شهروندتر وجود داشتن ندارد: مدنیت یعنی اینکه همۀ پرسش ها با روشی که مناسب پرسش های ی است حل وفصل شوند. حالا کی متین می گوید؟ مدنیت اصلی کدام است، مدنیت مد نظر او یا ما؟ از طرف مدنیت سقراطی» از طریق رد و انکار ارتکاب می کند، افراد را عصبانی می درنگ. احساس می کنند کاری که سقراط با آن ها می نرم بی احترامی است و ناراحت می شوند، و درنهایت به همین دلیل او را می کشند. امکان پذیر است کسی، برضد سقراط، بگوید اینکه کاری به حکم کسی نداشته باشیم و دیگران هم مفید به ما نداشته باشند بیشتر بوسیله مدنیت حقیقی نزدیک است. مشکل وقتی پدیدار می شود که نتوانید این کار را بکنید: سقط وعده. حراست بهداشتی جهانی. مهاجرت. عوارض. حریم مخصوص داخل فیسبوک. جنسیت زدگی. نژادپرستی. تراجنس هراسی. زندان ها. نیازمندی. آموزش. اتحادیه ها. وقتی یکی از تفاوت های دیدگاهی ما به پرسشی با بار ی تبدیل می شود، ایدۀ سازش به خشکی امدن سر اصلاح نداشتن دیگر جواب نمی دهد. اگر همۀ ما بپذیریم که در پایان روز نمی توانیم ذهن یکدیگر را تغییر دهیم، و همه تیمار اندیشه کنیم که در این مورد امور باید به شیوۀ من پیش برود، درگیر یک ابتلاء جدی می شویم. این ابتلاء غلام است. از طرف انجمن طلبیدن شده ام که برای هماهنگی با اعتصاب کلاس را باطل کنم. اما، به نظر خودم، این یعنی مصرف از آسیب آموزشی بوسیله دانشجویان کارشناسی برای برآوردن اهداف دانشجویان تحصیلات تکمیلی. از دیدن من این طور کاری غیراخلاقی است، به دلایلی که کانت آن ها را بیان کرده است: دستور ندارید از مردم ها صرفاً بوسیله مثابۀ ادوات استفاده کنید. اما چنانچه پیاده شدن خطا باشم چه؟ اگر دیدگاهم نادرست باشد چه؟ ایمیل هایی از دانشجویان بی حد مرا متقاعد کرده که آن ها غم سرگردان هستند. فکر کردم: بیایید به این روانی به صورت فلسفی نگاه کنیم، در یک کلاس جمع شویم، یک روز عصر تو این هفته، و درباره اخلاق اعتصاب بحث کنیم. برای اولین مرحله داخل یک دهه تدریسی که درون دانشگاه شیکاگو داشته ام، با مقاومت درون طبق یک رخداد دانشگاهی پیشنهادی بوسیله دلیل محتوایش مواجه شدم. به من گفتند که باید با بالادستی ها این موضوع را سیلی کنم. به من گفتند که لحظه مناسبی برای چنین گفت وگویی نیست، بمنظور سطح تنش ارتفاع است. اعتصاب خودش گفت وگوست». اگر این طور برداشت شود که من دارم فعالیت اتحادیه را تضعیف می کنم چه؟ اگر این حکم رابطۀ من با دانشجویان تحصیلات تکمیلی را زشت بطی ء چه؟ اگر با این کار کنیه مجموعه رخدادهایی که برگزار می کنم بد درون رفت چه؟ من خوشبختم که در یکی از روشنفکرترین جاهایی که جهان بوسیله خود دیده امر می کنم. این فشارها آن قدر پرعضله نیستند که بتوانند مانع برگزاری رخدادم بشوند. اما بوسیله هرحال وجود دارند. رازِ تاریکِ مدنیتِ غیرسقراطی این است که نمی تواند مانع ذخیره شدن نیرو بشود. این نیرو ممکن است فیزیکی باشد؛ مقدور است شامل سخنان مخرب باشد؛ ممکن است دربرگیرنده اِعمال فشارهای مدنی برای طرد یک دیدگاه نامطلوب باشد. به هر طریق، از شنیدن دست می کشیم. مدنیتِ غیرسقراطی مشابه آفتاب است و لبخند می زند، اما فقط تا وقتی که هست. به محض اینکه تصمیم بگیریم که این وعده واقعاً عمده است» امکان پذیر است ما را به قعر تاریکی پرتاب کند. مدنیت سقراطی، بوسیله سبب همۀ بی رحمی ها و ظلم های پرخاشگرانه اش، این مزیت را دارد که نمی گذارد حرکات خشن ما بیان غیرگفت وگویی پیدا کنند. سقراط بوسیله دیدگاه معترضان پشت پنجره اش قدر نمی گذاشت. او می مراد بداند که چه کسی پایدار می گوید و چه کسی نادرست، و تا ازبین بردن تفاوت بین دیدگاه ها مشت از حرف کوفتن با آن ها نمی کشید. قانع کن یا قانع شو. پی نوشت ها: • این پیغام را اگنس کالارد دانشیار فلسفه دانشگاه شیکاگو داخل تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۱۹ با عنوان Persuade or Be Persuaded» داخل وب سایت پوینت منتشر کرده؛ و وب سایت ترجمان علوم انسانی آن را با ترجمۀ محمدابراهیم باسط باز نشر داده است .

11 روش براي تعمير لپ تاپ شما

تفاوتی نمی کند که شما یک انسان دائما در حال پرواز باشید , یا لپ تاپ خود را در خانه از اتاقی به اتاق دیگر ببرید , دستگاه قابل حمل شما نسبت به کامپیوتر رومیزی در معرض آسیب های خیلی بیشتری قرار می گیرد. با داشتن این نکته درذهن , سازندگان نوت بوک به گونه ای سیستم هایشان را می سازند تا در برابر هر چیزی از تکان های شدید و سخت تا پرت شدنهای گاه به گاه مقاومت کنند.با وجود تشکیلات و سازو کارهای نسبتا قوی , لپتاپها اغلب بسرعت علائمی از فرسودگی در داخل و خارج را نشان می دهند. هر کدام از این مشکلات و معضلات ,می تواند برای شما صرف وقت و هزینه را , نه تنها در بهروری از دست رفته , بلکه در تماسهای پشتیبانی فنی و برچسب های حمل و نقل به همراه داشته باشد. خوشبختانه , دردهای مزمن و مشکلات نوت بوک شما می تواند غالبا با تعمیر کامپیوتر و لپ تاپ سریع درمان شود. برای اشاره دقیق به متداولترین مشکلات , ما از دانش مقامات ارشد پشتیبانی فنی در آلینور , دل , لنووا , و توشیبا استفاده کرده ایم. و برای حمایت و پشتیبانی از تعمیر لپ تاپ شما و راه اندازی آن بوسیله کارهای جزئی , راه حلهایی را ارائه  کرده ایم.1 .گرم شدن بیش از حدعلایم : سقوط  کامپیوتر , از کار افتادنراه حل : دریچه های هوا را تمیز کنید , روی دریچه هوا , مواد فیلتر شده بگذارید یا BIOS را به روز رسانی کنید.گرم شدن بیش از حد می تواند باعث شود عملکرد کامپیوتر شما از بین برود یا باعث ایجاد وقفه هایی مثل سقوط یا از کارافتادن کامپیوتر شود. هرکامپیوتری مقدارزیادی گرما تولید می کند اما لپ تاپها بخاطر اندازه کوچکشان و نبود تهویه هوا ,  به صورت ویژه در معرض گرم شدن زیادی هستند. گرد و غبار اضافی می تواند دریچه های هوا را مسدود کند و مانع از ورود هوای خنک برای خنک شدن سیستم پردازش مرکزی شود. شما غالبا می توانید مشکلات گرم شدن بیش از حد را با تمیز کردن دریچه های هوا با تمیز کننده صفحه کلید یا یک دستمال حل کنید.برای پیشگیری از ایجاد گردو غبار اضافی , یک تکه پارچه دارای فیلتر را روی دریچه هوا قرار دهید. اما روی دریچه خروج هوا دستمال نگذارید ,چرا که در آنجا ,هوای داغ بسرعت از سیستم خارج می شود. اگر این دستمال کار نمی کند , شما باید BIOS سیستم تان , که سخت افزار لپ تاپ را کنترل می کند  را به روز رسانی کنید . بیشتر سازندگان لپ تاپ فایل های نصبی پیشنهاد می کنند که به صورت خودکار فایل BIOSS , که اغلب مدیریت گرما را مشخص می کند ,را به روز رسانی می کند . حتما اطمینان حاصل کنید که نت بوک شما بهنگام به روز رسانی شدن BIOS ,  به منبع تامین نیرو متصل است. راهنمای برای تعمیر لپ تاپ2 .هارد دیسک کندعلایم : زمانهای زیادی برای بارگذاری برنامه ها لازم است , و انتقال فایل بکندی صورت می گیرد.راه حل : دیفرگ کردن دیسکاطلاعات سازماندهی نشده روی هارد شما می تواند عملکرد را ضعیف کند چون کامپیوتر برای انتخاب کردن از میان قطعه های داده و بخشهای بد روی یک درایو به زمان بیشتری نیاز دارد . این مشکل به آسانی با ابزار توکار ویندوز که Disk Defragmenter نامیده می شوند قابل حل است. شما می توانید از طریق منوی برنامه ها در پوشه ابزار سیستم ها یا موارد قابل دسترسی به این برنامه دسترسی پیدا کنید.بسادگی روی کلید آنالیز کلیک کنید تا ببینید که آیا درایو دیسک شما نیازمند دیفرگ کردن هست یا نه . و سپس برای شروع کردن روی دیفرگ کردن کلیک کنید.گزینه های دیگرشامل free Power Defragmenter و Diskeeper 2007 می شود که ویژگیهای بیشتری مثل اتوماسیون کامل , دیفرگ کردن زمان واقعی و فناوری InvisiTasking را نیز ارائه می کنند که به Diskeeper امکان می دهد تا بدون تخلیه منابع در پس زمینه اجرا شود .3 .باتری شارژ نگه نمی دارد .علایم : نوت بوک شما وقتی به برق متصل نیست , تنها چند دقیقه کار می کند.راه حل : تعویض باتریباتریهای لیتیومی در طول مدت عمرشان توانایی نگهداری شارژ را از دست می دهند. بعد از چند سال , برخی باتریها تنها در کسری از زمان کار ارزیابی شده , شارژ خواهند داشت. تعویض باتری نسبتا ساده است و اغلب از از پشت یا پایین لپ تاپ برداشته می شود.در هر حال , بسیاری از خرده فروشی ها برای یک باتری جدید , چند صد دلار هزینه می کنند. سایتهایی مثل باتری  دات کام در تخفیف باتری های لپ تاپ متخصص است و باعث می شود با پس انداز هزینه باتری جدید برای لپ تاپ خود بگیرید. برای مثال , باتری لیتیومی D620 دل , 139 دلار در وب سایت دل و 83?999 دلار در وب سایت باتری دات کام قیمت دارد . ( علاوه بر این , این شرکت یک ضمانت دو ساله و یک تضمین عودت پول 45 روزه را در همه سفارشات باتری لپ تاپ ارائه می کند. )4 .نیاز به حافظه بیشترعلایم : بهنگام استفاده از چندین نرم افزار , یا نصب عملکرد کند می شود و زمان راه اندازی زیاد است.راه حل : رم (RAM) خود را به روز رسانی کنید و یک درایو USB فعال سازی شده توسط ReadyBoost را امتحان کنید.اگر مدت زمان زیادی , زمان لازم است تا لپ تاپ شما راه اندازی شود , شما باید برنامه های آغاز به کار کامپیوتر خود را  بررسی کنید. برای انجام این کار , نشانه گر را روی ای ها در نوار وظایف  در گوشه سمت راست صفحه قرار دهید . اگر شما بندرت از هر یک از این برنامه ها استفاده می کنید , راست کلیک کرده و آنها را غیر فعال کنید. برای اینکه کنترل داشته باشید که وقتی شما راه اندازی می کنید , کدام برنامه ها بارگذاری می شوند , System Suite 7 Professional که شامل 60 ابزار قدرتمند , یک مدیر اغاز به کار و یک بهینه ساز می شود را دانلود کنید.اگر نیاز داری که یک تراشه حافظه جدید بخرید , کینگ استون و کروشیال ابزاری را در وب سایت هایشان ارائه می کنند که تعیین می کند که کدام محصولات با نوت بوک شما سازگار است. همچنین می توانید به www.4allmemory.com مراجعه کنید. کاربران ویستا می توانند از ابزار تشخیص حافظه جدید در Windows Vista استفاده کنند , تنها در نوار جستجو کلمه " حافظه " را تایپ کنید , و در صورت وم ,  OS حافظه فیزیکی شما را برای مشکلات و تعویض موارد توصیه شده اسکن خواهد کرد.ممکن است کاربران ویستا درایو USB فعال سازی شده توسط ReadyBoost را از مواردی مثل Corsair, Kingston, Lexar, or SanDisk اتخاذ کنند.این دستگاه ها می توانند با استفاده از فضای آزاد در درایو USB به عنوان مخزن موقتی حافظه ,زمانهای آغاز به کار برخی برنامه ها را بهبود بخشند.5 .خرابی هارد دیسک برای تعمیر لپ تاپعلایم : صداهای بلند کلیک کردن در هر زمان که کامپیوتر به داده هایی از هارد درایو دسترسی پیدا می کند.راه حل : مکانهای پشتیبانی آنلاین , تعویض هارد دیسکبدیهی است , بهترین دفاع علیه خرابی هارد دیسک , راه حل پشتیبانی خوب است. این روزها , بسیاری از گزینه ها وجود دارند , اما از میان راه حلهای نرم افزاری , ما بخاطر استفاده آسان , Norton Save & Restore 2.0 را دوست داریم. اگر شما بخواهید به صورت آنلاین از داده هایتان پشتیبانی کنید , وارد موزی .دات کام (Mozy.com ) شوید که به صورت خودکار از سیستم شما پشتیبانی می کند و تغییرات در پس زمینه را بدون تنش منابع سیستم تغییر می دهد.حتی اگر شما وارد مسیر آنلاین شوید , خرابی هارد دیسک باعث افت نوت بوک شما می شود. خوشبختانه , تعدادی از ابزارها می توانند درایو شما را برای وجود مشکلات تست کنند. مثلا هیتاچی در بخش پشتیبانی وب سایتش برخی از این ابزارها را ارائه می کند. اگر تعویض هارد درایو لازم باشد , تا هر چه از داده ها را که می توانید پشتیبانی کنید ( بک آپ بگیرید ) و سپس هارد درایو را خاموش کنید. شما می توانید برای شیوه تعویض از راه حلهای گام به گام دربیشتر سایتهای پشتیبانی تولید کنندگان استفاده کنید. برای مثال لنووا راهی طولانی را می پیماید و ویدئوهایی را ارائه می کند که فرآیند تعویض را نشان می دهند , در آدرس www.lenovo.com , کلمه " فیلم تعویض " یا " replacement movie " را تایپ کنید تا این فیلم را بررسی کنید.اگر شما بخواهید داده ها را در یک درایو قدیمی نگه دارید , و بدون هیچ رنجی یک درایو جدید را انتخاب کنید , ما ابزار Bundle   EZ Upgrade Universal & Hard Drive Upgrade را توصیه می کنیم.این ابزار در 40 , 80 , 100 و 120 گیگابایت موجود است و قیمت آن از 109 تا 149 دلار می باشد , این کیت شما را قادر می سازد تا در سه مرحله درایو خود را ارتقا دهید. این بسته شامل نرم افزار جمع بندی و پشتیبانی می باشد و به شما امکان می دهد تا برای اهداف پشتیبانی از درایو قدیمی تان استفاده کنید – و فرض کنید که این درایو هنوز کار می کند.6 .صفحه کلید خراب علایم : کلیدهای مفقود یا شل شدهراه حل : تعویض کلیدهادر هر لپ تاپی , صفحه کلیدها, خواه با تایپ کردن یا پاشیدن قهوه روی آنها ,درهجمه استفاده غلط قرار می گیرند. در نتیجه ,اغلب دکمه ها از جایشان درآمده یا تکه تکه می شوند. خوشبختانه , سازندگان لپ تاپ , راهنمایی های سریع و آنلاینی را برای تعویض صفحه کلید در صفحات حمایتیشان فراهم می کنند , در نوار جستجو کلمه " تعویض صفحه کلید " را تایپ کنید یا بخش اطلاعات سازنده را بررسی کنید.برای مثال , مجموعه داده اسناد " Ask Iris " توشیبا , رهنمودهای تعویض سخت افزار را ارائه می کند. برای عوض کردن صفحه کلید قدیمی , نوعا شما باید فقط برخی اتصالات را از کلیدهای لپ تاپ بردارید و با یک کلید یا مکانیسم ضربه گیر, کهصفحه کلید را در قالب خودش مطمئن و ایمن می سازد , قفل صفحه کلید را باز کنید , معمولا تعویض صفحه کلید ضمانت نامه دارد یا می توانید ان را به قیمت نسبتا ارزانی خریداری کنید. برای مثال شرکت دل , صفحه کلید را به قیمت 15 تا 255 دلار می فروشد. همچنین این شرکت محافظان پلاستیکی صفحه کلید را به قیمت 10 تا 15 دلار در وب سایتش به فروش می رساند. و این سایت CompuCover محافظان صفحه کلید را برای انواعی از لپ تاپهای دیگر ارائه می کند.7 .نمی توانید به شبکه بیسیم متصل شوید.علایم : اتصال اینترنت ندارید , اغلب به هنگام وب گردی زمانتان تمام می شود.راه حل : مطمئن شوید که دستگاه بیسیم , ابزار نرم افزار هوشمند روشن است ,  مطمئن شوید که مسیریاب نام شبکه را پخش می کند .یکی از دلایل اینکه لپ تاپتان را همه جا با خود می برید , خواه در فرودگاه , کافی شاپ یا هتل , این است که انتظار دارید به هر شبکه بیسیمی متصل شوید. اما این شبکه ها , بخاطر ماهیتشان , حیوانات فانتزی هستند. برخی از لپ تاپ ها یک کلید یا دکمه بیرونی , جدا از تنظیمات نرم افزاری دارند , که اتصال بیسیم را ممکن می سازد. همیشه اطمینان حاصل کنید که این ضامن بیسیم روشن باشد. همچنین مطمئن شوید که شبکه ای که شما به آن متصل می شوید نام شبکه یا SSID را پخش می کند.اگر شما ترجیح می دهید که به سلامت از معضلات شبکه عبور کنید , یا ابزاری را می خواهید که بدون اجبار برای یادگیری هیچ زبانی , به شما در مشکلاتتان کمک کند , یک تسهیلات همه کاره مثل شبکه رویایی یا NETWORK MAGIC را دانلود کنید. این ابزار به شما کمک می کند که به آسانی سیستم خود را تنظیم کرده و شبکه را ایمن سازید , این ابزار با یک نقشه جامع شبکه , تکمیل می شود و همچنین اتصالات شکسته اینترنت بیسیم را تعمیر می کند. رهروان راه باید JiWire"s Hotspot Helper را در نظر داشته باشند , چون نه تنها نشان می دهد که شما در چه مکانی می توانید از طریق وای فا متصل شوید بلکه وقتی شما به صورت بیسیم , وب گردی می کنید , امنیت شما را نیز تضمین می کند. علاوه بر این , این تسهیلات انتقال مطمئن ایمیل, درست مثل اینکه شما به دفتر خودتان بر می گردید را نیز ارائه می کند.بیشتر: Best Windows 8.1 Browser: Chrome vs. Firefox vs. Internet Explorer8 .پیکسلهای به هم پیوسته و چگونگی تعمیر لپ تاپعلایم : نقطه های سبز یا قرمز روی صفحه نوت بوکراه حل : ماساژ پیکسل های مردهپیکسلهای به هم پیوسته یا ناهماهنگ می توانند مایه رنجش و آزار در روی LCD هر لپ تاپ کاربردی باشند. معمولا پیکسلها  بدون روشن شدن به صورت مناسب با دیگر پیکسلهای روی صفحه نمایش, به رنگ قرمز یا سبز باقی می مانند .متاسفانه , سازندگان لپ تاپ بخاطر یک یا دو پیکسل به هم پیوسته , LCD را تعویض نمی کنند و تعمیر لپ تاپ را به عهده نمیگیرند , در حقیقت , برخی از این سازندگان قبل از هر اقدامی وجود 10 تا پیکسل مرده نیاز را لازم می دانند.با این وجود , راه حلی تعمیر لپ تاپ وجود دارد . یک ماده نرم مثل یک پارچه لطیف را انتخاب کنید و به آرامی به صورت  دورانی در اطراف پیکسلهای به هم پیوسته بمالید. انجام این فن معمولا پیکسل را می رباید تا به طور مناسب روشن شوند. وقتی شما محل درست را پیدا می کنید و فشار می دهید تا پیکسل روشن شود ,انگشت خود را حداکثر به مدت 2 ثانیه در آنجا نگه دارید و دیگر هیچ پیکسل به هم پیوسته ای نخواهد بود.9 .خرابی سیستمعلایم : نوت بوک راه اندازی نخواهد شدراه حل : هارد دیسک را در بیاورید , و آن را بیرون بگذارید. و Checkdisk را بررسی کنید.بیشتر افراد وقتی کامپیوترهایشان راه اندازی نمی شود , به وحشت می افتند. بیشتر اوقات , مشکل به سادگی یک فایل ناموجود سیستم یا یک بخش بد در هارد دیسک است. برای تعیین اینکه کدام مورد وجود دارد و تعمیر لپ تاپ شما می توانید با استفاده از دستورالعملهای سازنده هارد دیسک را جدا کنید و درایو را در محل USBB قراردهید , خانه های بیرونی برای سخت افزار داخلی وجود دارد. بیشتر این ابزار در خرده فروشهایی مثل Best Buy, Staples, or Newegg به قیمت کمتر از 40 دلار یافت می شوند.سپس , کابل محل USB را به ورودی باز USB در یک کامپیوتر در حال کار متصل کنید. اگر هنوز سیستم فایل سالم باشد , هارد دیسک باید مثل یک درایو خارجی نشان داده شود و به شما امکان می دهد تا داده ها را از درایو و به آن , منتقل کنید. سپس , سعی کنید با باز کردن یک DOS prompt و تایپ کردن X , چک دیسک را راه اندازی کنید :در اینجاX , حرف درایو خارجی است. سپس اینتر را فشار دهید. حالا "chkdsk /f." را تایپ کنید. ممکن است سیستم شما از شما بخواهد که دیسک را از حالت نصب خارج کنید , مشکلی نیست , پس Y را تایپ و اینتر را فشار دهید .اکنون نوت بوک شما برخی اطلاعات درباره دیسک را نمایش خواهد داد  و سپس دیسک را اسکن می کند و با هر خطایی که مواجه می شود , آن را تعمیر می کند. یک گزارش خطا چاپ خواهد شد , بنابراین شما می توانید آن تغییراتی که در دیسک ایجاد شده را ببینید.اگر همه چیز خوب پیش رفت , می توانید ادامه داده و دوباره هارد دیسک را در نوت بوک خراب گذاشته و آن را روشن کنید.10 . آلودگی ویروسی یا هجوم جاسوس افزارها برای تعمیر لپ تاپعلایم : پنجره های باز زیاد یا دانلودهای کندراه حل : نصب برنامه های ضد جاسوس افزار , استفاده از اسکن های رایگان ویروس و تعمیر لپ تاپهیچ چیزی به اندازه بدافزار نمی تواند سیستم شما را فلج کند.همیشه اولین مسیر یا خط دفاعی پیشگیری است. بهتر است تعهد خدماتی مثل Norton 360  را دارا باشید. نوترون با این مجموعه امنیتی نامحدود که حفاظت از جاسوس افزار و آنتی ویروسها و پشتیبانی فایل و تنظیم عملکرد بدون واسط پیچیده کاربر را ارائه می کند , ما را تحت تاثیر قرار داده است. همچنین مجموعه نوترون یک گزینه فایروال را ارائه می کند که به صورت آرام و بیصدا , بیشتر تهدیدها را مسدود می کند , درحالیکه به کاربر درباره برنامه های دوستانه که نیازمند دسترسی به اینترنت است هشدار می دهد.اگر شما بخواهید هیچ پولی خرج نکنید و تعمیر لپ تاپ را خودتان انجام دهید شما می توانید با ابزار رایگانی مثل Ad-aware and Spybot: Search and Destroyy , دفاع خود را تقویت کنید. درحالیکه هر دوی این ابزارها , ابزارهای خوبی هستند , هر کدام نقاط ضعف و قوت خود را دارا می باشند , Spybot در ردیابی کدهای مخرب مثل پنجره های باز بهتر است , درحالیکه Ad-Aware , کوکی های حذف شغل را دارد . ما اسکن کردنهای دوره ای برنامه ریزی شده با هر دوی این ابزارها را برای ایمن بودن توصیه می کنیم.اگر این ابزارها در دفع ویروس شکست بخورند , باید Trend Micro"s free House Call را در housecall.trendmicro.com امتحان کنید که گاهی اوقات در شناسایی ویروسها نسبت به دیگر برنامه ها , ماهرتر است. همچنین اگر راه حلهای خودکار با شکست مواجه شود , این ابزار , یک مجموعه داده رایگان از ویروس ها و پیشنهادهای حدف دستی را ارائه می کند.11 . درایو ویدئویی قدیمی برای تعمیر لپ تاپعلایم : ویدئو خراب یا تحریف شدهراه حل : دانلود کردن جدیدترین درایوهامشکلات ویدئو یک شکواییه معمول در میان کاربران نوت بوک هستند. این مشکل اغلب از بازیها و نرم افزارهای جدیدتری نشات می گیرد که برای کار کردن و تعمیر لپ تاپ نیازمند جدیدترین درایوهای کاردت ویدئو می باشند.با وجود اینکه بیشتر لپ تاپ ها مجهز به آخرین فایلهای درایور هستند , برخی سیستم ها همان حدودی که سیستم فروخته می شود , قدیمی می شوند .به همین دلیل است که باید درایوهای کارت ویدئو را به روز رسانی کنید – گاهی اوقات ممکن است درایوهای شبکه و صدا نیز نیازمند به روز رسانی باشند.بیشتر سازندگان نوت بوک بسته های نصبی را ارائه می کنند که آخرین درایوها را پیشنهاد می کند و ابزار خودکاری را برای به روز رسانی بقیه نوت بوک و تعمیر نوت بوک شما ارائه می کند. برای مثال لنوو , فایلهای درایو خود را در lenovo.com/support ارائه می کند. شرکت آلینور , درایورهای جدید را برای همه دستگاه هایش تست می کند و در قسمت پشتیبانی وب سایتش آنها را ارائه می کند. هر چند که اگر شما , درایورها را در سایت سازنده نوت بوکتان پیدا نکنید , می توانید به سازنده کارت ویدئو رجوع کنید که معمولا ATI یا Nvidia است. اگر سیستم شما از شرکت با تراشه گرافیک منسجم می آید , بهترین گزینه برای شما وب سایت سازنده لپ تاپ است , با وجود اینکه می توانید صفحه دانلودها و  پشتیبانی شرکت را نیز امتحان کنید.

نقش تربيتي قصه هاي شب در روند شکل گيري شخصيت کودک

ما کودکی خود را با افسانه و قصه های کودکانه به یاد می آوریم. قصه ها، بی آن که آگاه باشیم، نطفه و نهاد شخصیت آینده و سرنوشت ها را پی ریزی می کنند، صورت و ظاهر این قصه ها شاید به مرور زمان به فراموشی سپرده شوند، اما جوهره ی نمادین آن ها همواره از کانون هستی ما حضوری فعال و قدرتمند دارد و می تواند چشمه ی خلاقیت و سر زندگی کودک در سال های آتی زندگی باشد. رسم زیبای قصه خوانی در شب و در وقت خواب علاوه بر ایجاد و تحکیم رابطه ی عاطفی با کودک، جزئی از اصول تربیت سنتی در تمام جهان است و فلسفه ی انجام آن، آماده ساختن کودک برای زندگی با رمز و راز و تأثیر گذاشتن بر ناخودآگاه اوست. چون وقتی کودک در حال خواب است، محتویات قصه به زیان شما، خود به خود به ضمیر ناخودآگاه وی منتقل می شود. رمزهای قصه در ضمیر ناخودآگاه او جایگزین می شوند تا در زمان لازم، ذهن و تخیل کودک را برای مواجهه با واقعیت آماده کنند و در عین حال او را در برابر اضطراب، ترس ها و ناشناخته های معمول در زندگی، مصون نگه دارند. بنابراین قصه های شب جنبه ی پالایش و درمانی دارند و کودک را در برابر هزار و یک پرسش و نکته ی گنگ و مهمی که ممکن است در طول روز برایش پیش آمده باشد، محافظت می کنند و این کار را با زبان نماد و رمز انجام می دهند. این سنت زیبا و تأثیر گذار، متأسفانه در جامعه ی پرتنش، پیچیده و پر شتاب امروزی، به تدریج رو به فراموشی می رود و امروز، کمتر مادری را می بینیم که قبل از خواب برای کودکش، قصه ای نقل کند و به ویژه در خانواده های شهری، تلویزیون، ویدئو، ماهواره و به ویژه کامپیوتر، به تدریج جای قصه گویی شبانه را گرفته اند، غافل از اینکه جوهره ی عاطفی و کارکرد تربیتی درمانی قصه های شب، قابلیت جایگزینی با هیچ شیوه و رسانه ی دیگری را ندارد. چرا که زبان قصه های شب، زبان نماد و رمز و راز است و تنها نماد است که می تواند در ناخودآگاه کودک تأثیری ماندگار بگذارد و او را از وحشت مواجهه با واقعیت بیرحم و عریان حفظ کند و در عین حال نوعی تصفیه و تزکیه ی عاطفی – هیجانی در او پدید آورد. به طوری که با هم ذات پنداری با قهرمان قصه (خود را جای قهرمان انگاشتن) بتواند بر اضطرابهای موهوم خود غلبه پیدا کند و به نوعی تخلیه هیجانی دست یابد و بتواند در برابر ترس های بی دلیل خود، از قوه ی هدایت شده ی تخیل در قصه های جن و پری کمک بگیرد.حال ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا از «قصه های شب» سخن می گوییم چرا سنت قصه خوانی و کتابخوانی در طول روز نمی تواند چنین تأثیری در روند شکل گیری شخصیت کودک داشته باشد؟واقعیت این است که قصه صوتی کودکانه گویی و قصه خوانی در هر ساعت شبانه روز، می تواند به کودک در فهم واقعیت پرورش قوه ی تخیل، هنجاریابی و درک ارزش ها و مواجهه با استعدادهای شخصی کمک کند اما تأکید بر قصه های شب یا قصه های قبل از خواب که سنتی رو به زوال است، دقیقاً به دلیل تأثیر دوگانه و مضاعف قصه در زمان خواب صورت می گیرد. چرا که اولاً بافت، ساختار و فضای قصه های شب، باید با قصه های روز متفاوت باشند و دقیقاً بر مبنای ساختار قصه های عامیانه ی، مادربزرگان (یا به زبان تئوریک قصه شناسی بر مبنای قصه های جن و چری) استوار باشند و ثانیاً درست قبل از خواب کودک برای او خواند و یا نقل شوند، به طوری که بعد از آن، کودک به خواب رود و مجال القاء مفاهیم قصه به ناخودآگاه کودک فراهم آید.حال باید دید که چرا قصه های شب، باید فضایی متفاوت از قصه های روز داشته باشند، و یا همان گونه که گفتیم از الگوی قصه های مادربزرگان و افسانه های جن و پری تبعیت کنند؟اصلاً قصه های جن و پری جنسیت و قصه های مادربزرگان چه ویژگی خاصی دارد که آن ها را در روند شخصیت پردازی کودک، در موقعیت ممتازی قرار می دهد. این ویژگی را در عوالم زیر می توان خلاصه کرد. 1– تاکید بر تخیل به عنوان رکن اصلی 2- ایجاد فضای امن و مصون برای مواجهه با تخیل و واقعیت 3- استفاده از نظام نمادین برای تأثیربر ناخودآگاه و وحدانیت اجزای وجودی انسان. همان گونه که اشاره شد، قصه های شب معمولاً از فرهنگ عامیانه ی ما نشأت می گیرند و از گذشته های دور، نسل به نسل به ما رسیده اند و گویی در حافظه ی جمیع، جاودانه شده اند و به همین دلیل، خاصیتی تربیتی درمانی و شفابخش دارند.این قصه ها به جای بازگویی صرف واقعیت، با ایجاد رمز و راز و هدایت تخیل کودک، حس کنجکاوی، خودانگیختگی و توانایی احساس کردن را برای کودک به ارمغان می آورند. توانایی درک تمام احساسات بشری مثل عشق، ترس، نفرت، امید و حتی سوگ و جدایی. اما جهان قصه در عین مطرح کردن تمام احساسات بشری، برای کودکان جای امنی است. چرا که همه ی این ها در مزان غیر واقعی «یکی بود و یکی نبود» یا «روزی روزگاری» اتفاق می افتد. پس اتفاقات آن به «خود راستین» کودک لطمه نمی زند و کودک در برابر عریانی خشن واقعیت احساس سرما و برهنگی نمی کند، این جهان با جهان قصه های واقع گرایانه و سراسر پند و اندرز افراد بالغ تفاوت دارد. چرا که جهان قصه های واقع گرایانه و اخلاقی، می توانند برای کودک تهدیدی محسوب شود. اما در قصه های عامیانه، یا قصه های جن و پری هر اتفاقی که بیفتد، کودک احساس خطر نمی کند، چرا که این اتفاق در جهان قصه رخ داده است و به همین دلیل کودک به عنوان یک شاهد، نظاره گر، از این قصه ها خود انگیختگی طبیعی، شور و شوق و مواجهه با احساسات بشری را می آموزد، بی آن که احساس کند شخصیتش لطمه دیده است. در واقع قصه های عامیانه فضایی آزاد و رها برای جولان تخیل و کشف و شهود را برای کودکان به همراه می روند.عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد برالعجب من عاشق این هر دو ضداما این فضای آزاد، کنترل نشده و وحشی نیست، بلکه دقیقاً از ساختار و الگوی واحد قصه های عامیانه که در آن شر محکوم به شکست است و نیکی در نهایت پیروز می شود، تعبیت می کند، اما جدال بین خیر و شر در قصه های عامیانه دلهره آور نیست، چرا که به زبان رمز که مناسب ترین زبان برای بیان مسائل ناخودآگاه است، به نمایش گذاشته می شود و این راز اثر بخشی و خاصیت درمانی قصه های شب است که مسائل مشترک نوع بشر و طریقه ی راه حل و فصل آن ها را به زبانی نمادین بیان می کند. در این مورد دکتر برونو بتلهایم، روان شناس معروف کودک که تحقیقات مفصلی بر جنبه های درمانی و تربیتی افسانه ها انجام داده است، به تفصیل در کتاب معروف خود تحت عنوان «کاربرد افسانه ها» که در ایران به نام «کاربرد افسون» ترجمه شده است، صحبت کرده است. دکتر بتلهایم اشاره می کند که هدف روان درمانی قصه ها، هماهنگ کردن هشیاری و ناهشیاری کودک و یا در واقع خودآگاه و ناخوداگاه اوست. فرد در صورتی می تواند تمامیت شخصیتی خود را پیدا کند که بین وجه هشیاری و ناهشیاری فردی و جمعی وی، مناسبات درستی برقرار شود. در قصه ها این مناسبات به صورت ازدواج دختر شاهزاده با پسر سلطان صورت می گیرد. دختر سلطان یا شاهزاده خانم بیانگر جلوه ای از ناهشیار است که باید از راه ازدواج و شویی با جنبه هشیار روان در آمیزد و این اتصال و اتحاد، به گونه ای نمادین، بیانگر هماهنگی و سازشی میان هشیاری و ناهشیاری بشر و درو اقع بیانگر تمامیت اجزاء وجودی اوست، تا بتواند نهاد (غرایز) را با «خود» (جنبه ی هشیار وجودش) و فراخود (وجدان و باید و نبایدهایش) هماهنگ کند و تنها در این صورت است که می تواند شاد و طبیعی و خودانگیخته باشد و همه ی توان و قدرت خود را در راه کمال و شکوفایی وجود خود به کار اندازد.این همان وظیفه ای است که شهرزاد قصه گو در هزار و یک شب با قصه های پریان خود انجام می دهد، در واقع قصه گویی شهرزاد، وسیله ای برای روان درمانی شهریار بیمار و پالایش روانی اوست و البته شهرزاد این کار را با یک قصه و در طول یک شب انجام نمی دهد. چرا که نظام نمادین قصه باید به تدریج بر ناخودآگاه تأثیر کند. به همین دلیل، قصه گو شهرزاد به هزار و یک شب، یعنی زمانی معادل سه سال طول می کشد تا شهریار از طریق قصه های پیاپی، از افسردگی، بدبینی و ناراحتی روحی نجات یابد و بار دیگر تمامیت شخصیت خود را پیدا کند. پس توجه به خاصیت درمانی قصه در بطن فرهنگ شرق نهفته است و نکته ای است که امروزه روان شناسان غرب به عنوان یک تز پژوهشی، بر روی آن کار می کنند و اصلاً اصطلاح مفهوم «قصه درمانی» که از نیمه ی دوم قرن بیستم در غرب رواج یافت، از توجه به واقعیت درمانی نهفته در هزار و یک شب و قصه های شرقی، ناشی شده است. بتلهایم معتقد است که افسانه های جن و پری و افسانه های عامیانه که پدربزرگ ها و مادربزرگ ها تعریف می کردند، به ما کمک می کنند تا خویشتن را بهتر بشناسیم. چون ارزش های دوگانه و دوقطبی وجود ما در این قصه ها از هم جدا شده اند و هر کدام در وجود چهره ای متفاوت، تجلی یافته اند. و به همین علت، این قصه ها از قصه های پند آمیز معمولی که در کتب درسی و سیستم آموزشی واقع گرایانه وجود دارند، قدرت تأثیرگذاری بیشتری دارند و عملاً در جریان تکوین شخصیت پردازی به یاری کودک می شتابند. چرا که این قصه ها بر اساس خیال پردازی پرورش پیدا می کنند. برخی سیستمها و یا مربیان به غلط تصور می کنند که پرورش قوه ی تخیل، کودک را از واقعیت اطرافش دور می کند و این نوع ادبیات و قصه پردازی را برای او مفید نمی دانند، در صورتی که رویدادهای تخیلی، اساس شفای روحی هستند. چرا که ذهن کودک خردسال از دیدگاه بتلهایم دارای مجموعه ی در حال گسترش وسیعی است که اغلب از یک رشته نقوش ذهنی بی تناسب تشکیل شده است که فقط برخی از آن ها تکمیل شده اند. کودک با ذهن خود، فقط برخی جنبه های واقعیت را در می یابد و قوه ی تخیل، نقاط ضعفی را که در عدم درک کودک از جهان پیرامونش موجود است پر می کند. این نقاط ضعف بر اثر عدم رشد فکری و فقدان اطلاعات درست پدید می آید و همچنین فشارها و استرسهای درونی در هنگام مواجهه با واقعیت نیز باعث عدم درک مسائل و یا تحریف واقعیت می شود.اما خیال پردازی نیز در همه حال، خالی از خطر نیست، ایجاد نوعی نظم و ساختار، از خطر خیال پردازی لجام گسیخته می کاهد، چرا که خیال پردازی غیر کنترل شده، خود می تواند باعث اضطراب و یا دور شدن از واقعیت شود. کودک طبیعی، خیال پردازی را با مشاهده ی قسمت هایی از واقعیت آغاز می کند. اگر خیال پردازی نظم و کنترلی نداشته باشد، ممکن است اشیاء در ذهن کودک چنان درهم آمیزند که به هیچ رو، قادر به نظم دادن و کنترل آن ها نباشد. برای این که کودک بتواند از عالم خیال به واقعیت بازگردد، وجود نوعی نظم ضروری است و افسانه های جن و پری این نظم را ایجاد می کنند. چرا که همانند ذهن کودک عمل می کنند، یعنی مثل خیال پردازی های کودک، معمولاً با بخشی از واقعیت آغاز می شوند (دختری که می خواهد به دیدار مادربزرگش برود، دختری که مادرش را از دست می دهد، مرد فقیری که یک شب هیچ غذایی با خود به خانه نمی آورد) اما در نهایت نتیجه ی این خیال پردزای ها، چندان روشن نیست. وقتی کودک با افسانه های جن و پری آشنا باشد، می داند که این افسانه ها به زبان اشارات یا نمادها با او سخن می گویند، نه به زبان واقعیت روزمره. در واقع از همان ابتدای داستان، مخاطب متوجه می شود که آن چه اتفاق می افتد، یک رشته واقعیت محسوس با اشخاص و مکان های واقعی نیست. کودک نیز با مفهومی که به نماد می دهد، از آن قصه ها برداشت خاص خود را دارد. از دیدگاه یونگ، بیماری روانی زاییده ی کمبود و یا ضعف کارکرد نمادین ذهن است. یعنی خودآگاهی نمی تواند با غرایز هماهنگ شود (فراخود با نهاد) و ذائقه غریزی به صورت خام ظاهر می شود و زبان حال نمادینی در خودآگاهی نمی یابیم. همین واژه «روزی روزگاری»، «در سرزمین دور» یا در «سرزمینی هزار سال پیش تر از این» ، یا «زیر گنبد کبود» و . به کودک می فهماند که آنچه بیان خواهد شد، ربطی به اینجا و اکنون ندارد و سپس حوادثی روی می دهد که در آن ها منطق عادی و رابطه ی علت و معلولی وجود ندارد. چنانچه در رویا و کلیه جلوه های ناخودآگاه نیز چنین فضایی حاکم است. اما چرا بی زمانی قصه، می تواند بر ناخودآگاه ما تأثیر بگذارد؟ چون فرد به جای فردیت، با دنیای خارج قطع رابطه می کند و رفتاری ضد اجتماعی پیدا می کند. محتوای ناخودآگاه، پنهان ترین و در عین حال مبهم ترین حیطه برای انسان است و شدیدترین دل نگرانی ها و هم چنین عظیم ترین امیدواری ها را به وجود می آورد. حیطه ی ناخودآگاه محدود به زمان و مکان خاص یا توالی منطقی رویدادها نیست. ناخودآگاه ، بی اطلاع ما، ناگهان ما را به دورترین زمانهای زندگی مان بر می گرداند. به حیطه ی رویاهای اجدادمان – به رویاها و تصاویر ازلی بنابراین، عجیب ترین، کهن ترین، دورترین و درعین حال آشناترین جاهایی که افسانه ی جن و پری از آنها سخن می گوید، نمایشگر سفری به درون ذهن ما و به درون قلمروهای بی خبری و ناخودآگاه است (آنچه یونگ از نماد می بیند، منحصراً قدرت تألیف کننده و هماهنگی بخش آن، یعنی متعارف ترین و اخلاقی ترین عمل نماد است).افسانه ی جن و پری اگرچه از همان شروع ساده ی خود وارد حوادث تخیلی می شود، اما با وجود پیچ و خمهای، طولانی، پیشرفت حوادث قصه از دست نمی رود و اگرچه قصه، کودک را به سفری در جهان شگفتی ها می برد، در پایان، با اطمینان بخش ترین شیوه، او را به عالم افسار تخیل برای مدتی کوتاه، خطری در بر ندارد، به شرطی که به طور دائم گرفتار آن نشویم. همان گونه که در پایان قصه، قهرمان به عالم واقع باز می گردد و سرنوشتی خوش، اما معمولی و بدون جادو پیدا می کند.همانطور که ما از رویای خویش، شاد و سرحال بر می خیزیم تا بهتر، آماده ی مقابله با فشارهای واقعیت باشیم، در پایان قصه ی جن و پری نیز، قهرمان یا شخصاً یا بر اثر جادو به عالم واقع باز می گردد، در حالی که به مراتب بهتر از ابتدای داستان، قادر به در درست گرفتن زندگی خویش است. در اینجا بی مناسبت نیست که از دیدگاه زبان شناسان نیز نگاهی مسئله داشته باشیم، زبان شناسان معتقدند که زبان مفهوم سلبی است و نه ایجابی، و در واقع ما ماهیت را آنگونه که هست نمی فهیمم، بلکه از طریق مجرای زبان بهتر می فهمیم، به همین دلیل اشاره شد که این قصه ها باید قبل از خواب خوانده و یا گفته شوند چون خواب ادامه ی خیال پردازی و به نظم کشیدن تخیلات کودک را از طریق خیال پردازی به عهده می گیرد و انرژی ذهنی لازم را برای شروع یک روز جدید در اختیار او قرار می دهد. پژوهش هایی که اخیراً درباره ی رویا انجام شده است، نشان داده است که هرگاه کسی از رویا و خواب دیدن محروم باشد، حتی اگر بخوابد، ولی به مرحله ی خواب سبک یا رویابینی نرسد، دچار افسردگی می شود در زندگی واقعی، از نظر کنترل واقعیت دچار مشکل می شود. علت مشکل این است که فرد، فرصت آن را پیدا نمی کند که در عالم رویا، خود را از ید مسائل ناخودآگاه که به او هجوم می آورند رها سازد.باید در نظر داشت که رویاهای کودک به اندازه ی رویای بزرگسال پیچیدگی ندارد. بنابراین به قصه های جن و پری بیشتر نیاز دارد.بسیاری از روانشناسان معتقدند که اگر کودکی با افسانه های جن و پری آشنا شده باشد، ممکن است رویاهایش از نظر محتوا و مفهوم کم مایه تر باشد و در نتیجه در راه تسلط بر مشکلات زندگی چندان کمکی به او نمی کند، این مهمترین دلیل نیاز کودک به قصه های شب قبل از خواب است.اما ممکن است برای بسیاری این پرسش پدید بیاید که چرا نباید شب هنگام قصه های منطبق با واقعیت برای کودک گفته شود؟ بسیاری از کسانی که تکیه بر واقعیت گرایی دارند، از عنصر خیال پردازی از قصه های عامیانه ایراد می گیرند. پاسخ به این سوال این است که اگر کودک همواره با قصه های واقع گرایانه مواجه باشد، ممکن است چنین نتیجه بگیرد که بخش عمده ی واقعیت درونی او و خیال پردازی هایش مورد قبول پدر و مادر نیست. از این رو خود را نسبت به زندگی درونی و ذهنی بیگانه می سازد و در نتیجه به سوی غنای فکری گام بر نمی دارد و بعدها ممکن است در سنین نوجوانی و جوانی که دیگر تحت سلطه ی عاطفی پدر و مادر قرار ندارد، از جهان ملموس و منطقی متنفر شود و از هرگونه روابط علت و معلولی بگریزد و تماماً به درون عالم خیال پناه ببرد. گویی که درصدد جبران چیزی است که در کودکی از دست داده است و این ممکن است در سنین بالاتر به جدایی کامل فرد از واقعیت منجر شود که پیامدهای خطرناکی را دربر دارد و آغاز سایکوز یا روان پریشی است. چنین شخصی حس می کند که هرگز در عالم واقع احساس رضایت کامل نمی کند وچون با فعالیتهای ناخودآگاه بیگانه می شود، قادر نیست توان ناخودآگاه خود را در جهت غنای زندگی خویش به کار ببرد. در این صورت زندگی دیگر نه خوشایند است و نه مزیتی عزیز و بی همتا که به انسان هدیه داده شده است.به محض آن که فشارهای درونی کودک بر او چیره شود، تنها چیزی که او را آرام می کند و به او امید می بخشد، تجسم بخشیدن به آنها در عالم خارج است. اما مسئله ی مهم چگونگی این تجسم بخشیدن است. بی آن که این کاربر وجود کودک غالب گردد. کودک به تنهایی هنوز قادر به برقراری نظم در فراگردهای درونی خود و درک آنها نیست. افسانه های جن و پری مادربزرگان به کودک نشان می دهد که چگونه می تواند آرزوهای ویرانگر خود را در وجود یک شخصیت مجسم سازد و یا از شخصیت دیگر، به رضایت خاطر برسد و اصولاً چگونه با دغدغه های مخرب خود، سازگاری پیدا کند و آنها را پالایش کند.وقتی آرزوهای کودک در وجود فرشته ای مهربان تجسم یافت، و انگیزه های ویرانگرش در وجود جادوگری پلید، و هراسهایش در وجود گرگی درنده و توقعات وجدانش در وجود پیری خردمند مجسم شد، آن زمان کودکی سرانجام قادر خواهد بود که گرایشهای متضاد خود را منظم سازد و از این هنگام است که شخصیت او به تدریج شکل می گیرد و در آینده، در برخورد با مسائل و مشکلات کمتر دچار اضطراب، از خود بیگانگی و آشفتگی درونی و مهتر از همه کمتر دچار احساس تناقض می شود.

موسیقی درمانی یکی از روش های درمانی برای کودکان مبتلا به اوتیسم

موسیقی درمانی یکی از روش های درمانی برای کودکان مبتلا به اوتیسم بیماری اوتیسم، نوعی بیماری با طیف های مختلف است    یکی از روش های درمانی برای کودکان مبتلا به اوتیسم، موسیقی درمانی است. موسیقی به این کودکان کمک می کند به هماهنگی یا یکپارچگی بین احساسات خود دست پیدا کنند؛ یعنی بین حس شنوایی و سایر احساسات با شنیدن موسیقی هماهنگی به وجود می آید که می تواند در روند درمان این کودکان بسیار موثر باشد.نکته دیگری که درباره موسیقی وب چه های مبتلا به اوتیسم مطرح می شود، این است که استعدادهای نهفته ای در زمینه موسیقی پرورش بدهند. در این مطلب با توصیه هایی برای پرورش استعدادهای نهفته کودکان مبتلا به اوتیسم آشنا خواهیدشد.واقعیت این است که برخی بچه های مبتلا به اوتیسم، جزایر کشف نشده ای از هوش و استعداد دارند؛ یعنی ممکن است نبوغی در زمینه های مختلف مانند موسیقی، ریاضی، بویایی و. نشان بدهند و به طول کلی، یکی از حس ها آنها به صورت خاصی، قوی عمل کند. با این حال، باید بدانیم که این بچه ها، به قدری نشانه های آشکاری از نبوغ بروز می دهند که نیازی به سعی برای کشف استعدادهایشان نداریم؛ مثلا در فیلم مرد بارانی»، ما با یک شخصیت مبتلا به اوتیسم مواجه هستیم که می تواند در مدت کوتاهی، تمام شماره تلفن های شهر را حفظ کند. برخی بچه های مبتلا به اوتیسم حتی می توانند متن هایی با زبانی غیر از زبان مادری خود بخوانند، بدون اینکه درکی از مفهوم این لغات داشته باشند.اما همان طور که گفته شد، برز و چنین استعدادهایی در گروهی از این بچه ها، به قدری آشکار است که نیاز چندانی به صرف هزینه برای کشف آنها نیست. برای کشف استعدادهای بچه های عادی یا کودکان مبتلا به اوتیسم صرفا به خانواده ها توصیه می کنیم سد راه آنها نشوند؛ یعنی نیازی به هل دادنشان نیست، ومی ندارد آنها را به زور به سمت و سوی دلخواه خودمان بکشیم؛ یعنی رفتن به کلاس های مختلف و آموزش های فشرده برای کشف استعداد بچه های مبتلا به اوتیسم را راه مناسبی برای برخورد با این گروه از کودکان نمی دانیم و نیازی نیست که والدین با توسل به آموزش های فشرده، کودکان خود را آزار بدهند.حواستان به رابطه بین بچه ها باشدیکی از مشکلاتی که گاهی برخی خانواده ها با آن مواجه می شوند، این است که نمی توانند روابط بین بچه های سالم و کودکان مبتلا به اوتیسم خود را مدیریت کنند. این خانواده ها، گاهی بیش از حد به فرزند بیمار و گاهی هم بیش از حد به فرزند سالم خود توجه می کنند که در هر دو صورت، مشکلاتی به وجود می آید. بچه های مبتلا به اوتیسم در موارد زیادی به مراقبت و گاهی کار و توجه بیشتری نیاز دارند. والدین باید به خواهر یا برادر این بچه ها بگویند که خواهر یا برادر آنها به دلیل بیماری و مشکلی که دارد، باید تحت مراقبت بیشتری قرار بگیرد.والدین نباید بار نگهداری و مراقبت از بچه های مبتلا به اوتیسم را گردن بچه های سالم بیندازند زیرا آنها اجباری برای کشیدن جور بیماری خواهر یا برادرشان ندارند. البته می توانید گاهی از بچه های دیگر کمک بخواهید اما نباید بار مسئولیت فرزند بیمارتان را بر دوش آنها بیندازید. در غیر این صورت، خشمی نهفته در وجود بچه های سالم نسبت به کودک مبتلا به اوتیسم پدید می آید. حالا اگر نوع شخصیت بچه های سالم به گونه ای باشد که حسادت هم درون آنها باشد، این خشم و کینه، شدیدتر هم خواهدشد. والدین باید به فرزندان سالم بگویند که رفتن به کلاس های ویژه یا طی درمان های خاص، به دلیل بیماری و نیاز بیشتر خواهر یا برادر آنهاست تا بتوانند هیجان های بچه ها را کنترل کنند.هزینه بی فایده نکنیدگاهی برخی خانواده هایی که کودک مبتلا به اوتیسم دارند، بیش از اندازه و بی فایده برای این بچه ها هزینه و آنها را در کلاس هایی مانند زبان، ریاضیات و موسیقی ثبت نام می کنند اما در حال حاضر، بحث هزینه- اثربخشی برای این بچه ها مطرح است. یعنی والدین باید ببینند در ازای هزینه ای که برای این بچه ها می کنند، چه سودی دریافت خواهند کرد. هزینه هایی که برای این بچه های می شود باید به روند درمان آنها کمک کند. بچه های مبتلا به اوتیسم، جزایر کشف نشده ای از هوش و استعداد دارند  کار اضافه نخواهیدگاهی اضافه کاری بیش از اندازه برای این کودکان، تاثیر منفی هم دارد. بیماری اوتیسم، نوعی بیماری با طیف های مختلف است. مثلا برخی از کودکان مبتلا به اوتیسم از عقب ماندگی ذهنی هم رنج می برند و خانواده آنها، هزینه های زیادی برای سوادآموزی آنها می کنند در حالی که باید این هزینه را صرف آموزش شیوه زندگی و کارهای پایه ای کنند. مثلا راه های نظافت شخصی، غذاخوردن، ارتباط با دیگران. باید چگونگی انجام کارهای شخصی را به جای آموزش های بی فایده به آنها بیاموزند تا زندگی راحت تری داشته باشند.انتظارهایتان را روی دیگر سوار نکنیددرنهایت باید به این نکته هم اشاره کنم که برخی والدین می خواهند آرزوهایی را که در مورد بچه های مبتلا به اوتیسم بر باد رفته است، در بچه های سالمشان محقق کنند و همین مساله باعث می شود که بار اضافی و بیشتری بر دوش بچه های سالم از نظر آموزش بیفتد اما پدر و مادر، مسئول حفظ، نگهداری، سلامت و آموزش دادن به بچه ها هستند و نباید فراموش کنند که هرکدام از بچه ها، هویت مستقلی دارند. ما مالک بچه ها نیستیم که بخواهیم تصمیم بگیریم چه کار کنند و چه کار نکنند. باید با هوشیاری مناسب، حواسمان باشد که بچه های سالم و کودک بیمار را به نحوی بار بیاوریم که هم مهارت های لازم را در زندگی بیاموزند و هم بار اضافی بر دوششان نیفتد.جایگاه موسیقی درمانی در کنترل اوتیسمبرای بسیاری از افراد دچار اوتیسم، موسیقی قلمرویی از لذت های خاص است و موسیقی درمانی راهکار مشهوری برای درمان خردسالان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم به شمار می رود. متاسفانه تعداد بسیار کمی از مربیان موسیقی برای کار با افراد دارای اختلال های ناشی از اوتیسم تربیت شده اند. بنابراین یافتن مربی ای که علاقه و توان آموزش صحیح خواندن یا نواختن را به کودکان مبتلا به اوتیسم علاقه مند به موسیقی داشته باشد، دشوار است؛ دشوارتر از آن، یافتن مربی برای نوجوان یا فرد بزرگسال دچار اوتیسم است.مزایای آموزش موسیقی به کودکان اوتیسمی بسیار زیاد است؛ در حدی که امروزه برخی از کارشناسان معتقدند آموزش موسیقی می تواند توانایی های شناختی و حرکتی این کودکان را تقویت کند. خواندن یا نواختن در یک گروه موسیقی نیز می تواند باعث تقویت مهارت های اجتماعی و ارتباطی، اعتماد به نفس، دوستی و احترام به خود و دیگران شود.پسر من تام» بیش از 7 سال درس هایی با ساز کلارینت گرفت و 4 سال هم پیانو نواخت. تمام مربیانش نقطه مشترکی داشتند؛ هیچ کدام هرگز با شخص دچار اوتیسم کار نکرده بودند. هرچند همه آنها میل به تلاش در این زمینه داشتند. با گذشت زمان، تام از مرحله فروکردن اسباب بازی هایش در انتهای شیپوری کلارینت و اجرای قطعه نان شیرینی مخصوص عید پاک» روی پیانو تا حضور در گروه موسیقی جاز پیشرفته و گروه موسیقی کمپ تابستانی و نواختن قطعات مشهوری از بتهوون رشد کرد.شاید بپرسید معلمان تام چگونه موفق شدند او را به این درجه از مهارت در موسیقی برسانند؟ مانند تمام معلم های خوب، آنها از مجموعه متنوعی از وسایل، بردباری زیاد، شوخ طبعی و میزان قابل توجهی انعطاف استفاده کردند. اما این تکنیک ها هم بسیار موثر بودند:آموزش چندحسیبه نظر می رسد ترکیبی از تکنیک های آموزشی چندحسی» [درگیر کردن حواس مختلف در یک زمان] به خوبی عمل کند. ضربه های ریتمیک، دست زدن های ریتمیک، استفاده از لوازم کمکی بصری برای آموزش ارزش زمانی نتها، حتی حرکت دور اتاق برای انجام حرکات موزون با نت های سیاه و سفید و چنگ می تواند موثر باشد.   یکی از روش های درمانی برای کودکان مبتلا به اوتیسم، موسیقی درمانی است  هوش شنواییاز آنجا که کودکان مبتلا به اوتیسم اغلب توان شنوایی موسیقی کامل را دارند، اگر کودکتان توانایی غیرعادی در نامیدن نت ها بدون ارجاع به مرجع صوتی دارد، بسیار ارزش دارد و باید این مورد را بررسی کنید. همچنین بسیاری از کودکان دچار اوتیسم توانایی اجرا براساس گوش را دارند. معلمان تام از قابلیت نواختن با گوش استفاده و او را وادار به تکرار عبارت های موسیقی می کردند بدون آنکه نگران باشند که کدام نت در حال نواخته شدن است.همراهی نت و صداهمراه کردن نام نت ها با صداها می تواند شروع بهتری نسبت به همراه کردن نام نت ها و نشانه های نوشتاری آنها باشد. هنگامی که هنرجو نت ها و نام هایشان را بداند، راحت تر می تواند نت خوانی [از روی کاغذ] خود را ارتقا دهد.تاکید بر علاقهانتخاب قطعات براساس علاقه هنرجو روشی عالی برای پیشرفت است. پسر ما عاشق هر آن چیزی بود که در فیلم فانتزی» یا حتی در مجموعه کارتون کودکان اینشتین کوچک» می شنید.حس آمیزیبرخی از افراد مبتلا به اوتیسم دارای حس آمیزی یا سینستزی هستند؛ توانایی ای در مرتبط کردن نت های موسیقی با رنگ ها، شکل ها و. خوب است که از شاگردتان بپرسید چه رنگ ها و اَشکالی را در تصور خود با شنیدن نت های مشخص می بیند. پسر ما نت ها را مانند رنگ های درون طیف رنگین کمان می بیند (قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و بنفش) بنابراین نت دو»: قرمز، نت ر»: نارنجی و.توجه به استعدادهابرای معلمان مهم است که بدانند کودکان مبتلا به اوتیسم، حتی با اختلال های کلامی، ممکن است استعداد قابل توجهی داشته باشند و ترس از صحنه شان کم باشد یا اصلا ترس از صحنه نداشته باشند. معلمان باید جدی به آماده سازی کودکان مبتلا برای اجرای رسیتال توجه کنند. با وجود این، نه فقط تمرین موسیقی، بلکه فرآیند اعلام برنامه، به صحنه رفتن، اجرای قطعه موسیقی و نهایتا ترک مناسب صحنه دارای اهمیت است.آماده کردن فرد مبتلا به اوتیسم برای یک کنسرت گروهیاگر به حضور فرزندتان در یک گروه موسیقی از هر نوعی امیدوار هستید، آماده کردن او بسیار اهمیت دارد. موسیقی با پایه گروه نوازی که قابل پیش بینی و تکرارشدنی است، روشی خوب برای مبتلایان به اوتیسم در همکاری با دیگر افراد، بدون فشار ناشی از تعاملات جدید است. به بیان دیگر، این شیوه باعث درک سکوت هاست و توانایی ساکت ماندن را هنگامی که دیگران می خوانند یا می نوازند به فرد می دهد. علاوه بر این، یک بَند، ارکستر یا گروه کر، بزرگ و پرصداست و چراغ های صحنه پرنور و همه این موضوعات حسی می توانند نگران کننده باشند. واضح است که قرار دادن یک فرد دچار اوتیسم که در سطح دیگر اعضا اجرا نمی کند در گروه فکر خوبی نیست. در ادامه نکته هایی درباره آماده سازی این افراد برای اجرای گروهی ذکر خواهد شد:• همراهی برای او انتخاب کنید: افراد دچار اوتیسم ممکن است در دنبال کردن یک مسیر کلامی دچار مشکل شوند. یک رهبر گروه، دستیار، حامی یا دوست می تواند کنار هنرجو بنشیند و او را در یافتن نقطه دقیق در صفحه یاری کند. با توجه به نیازهای فرد مبتلا به اوتیسم، آن فرد همراه یا دوست می تواند در صورت نیاز در یافتن محل نشستن نوازنده و ورود و خروج به صحنه هم کمک کند.• همه چیز را ضبط کنید: مطمئن شوید که هنرجویتان می داند چه زمانی و چه مدت باید میان عبارت ها سکوت کند. برای کمک می توانید کار گروه را ضبط کنید و از هنرجو بخواهید که بخش خودش را با آن تمرین کند.• تمام مراحل کار را پیش بینی و تمرین کنید: تمام مراحل آمدن به روی صحنه، نواختن و خروج از صحنه را تمرین کنید. اگر نیاز به جا به جایی پایه های نت یا دیگر وسایل موسیقی روی صحنه وجود دارد، مطمئن باشید که این کار باید جزئی از تمرین باشد. اگر چراغ ها قرار است روشن شوند، چراغ ها را هم در تجربه تمرینی وارد کنید.• کودک را در جای درست بنشانید: به جایگاه کودک در گروه توجه کنید. برخی افراد دچار اوتیسم به صدا حساس هستند بنابراین نشاندن این بچه ها کنار سازهای پرسروصدایی مانند ساکسیفون یا شیپور می تواند انتخاب نامناسبی باشد.•  تمرین بیشتر، موفقیت بیشتر: همه به تمرین نیاز دارند، اما افراد دچار اوتیسم نه تنها باید تمرین کنند، بلکه باید در صورت نیاز آموزش های بیشتری ببینند، در این صورت است که موسیقی به شکل دقیق فراگرفته می شود. برای این افراد، از یاد بردن آموخته نادرست موسیقیایی می تواند بسیار سخت باشد.حرف آخرهمان طور که گفته شد، موسیقی می تواند سلاح موثری برای تقویت توانایی های شناختی و حرکتی کودکان مبتلا به اوتیسم باشد. اما در عین حال، مشکلاتی نیز در این میان وجود دارد. اما توجه به این نکته ضرورت دارد که مشکلاتی که مبتلایان به اوتیسم عموما با آن مواجه اند، به تولید موسیقی مربوط نیست بلکه از توانایی خواندن و درک علائم نت نگاری و مدیریت مسائل احساسی مربوط به گروه نوازی ناشی می شود.این افراد در یادگیری اطلاعات پایه ای- نت نویسی، دینامیک ها، کشش های زمانی و.، ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشند. هرچند در اغلب موارد بردباری، کار سخت و فداکاری مربی، پاداش باارزشی خواهد داشت. برای ثبت آگهی رایگان به سایت شهر24 مراجه کنید سایت شهر24 مرجع آگهی های رایگان.با سایت شهر24 دیده شوید

تاریخچه مغفول جان نثاران تهران

سر جستجو درباره این هیئت ها ناچار بوسیله رخ میدانی و زبانی است و کم در آثار کتبی بوسیله آنها پرداخته شده است. بوسیله همین دلیل بخشی عمده از سرگذشت این هیئت ها به صورت ماده بی تجربه موجود برای فراهم کردن تاریخ شفاهی است که باید از دست اندرکاران آن هیئت ها تهیه شود؛ کسانی که قطعا قبیله اول و دوم نیستند و در نقل قضایا گاهی تفاوت هایی دارند. آنچه داخل اینجا درباره هیئت بزازها نمایش می شود، کوششی است برای حفظ و نگهداری بخشی از میراث فرهنگی- مدنی تهران که بی گمان به اتمام نیاز دارد. باید از اعضای هیئت جان نثاران صنف بزاز تهران» سپاسگزار بود که در تهرانگردی ایام محرم میزبان ما بودند و با لطف و صفا، این اطلاعات را در اختیارمان گذاشتند. در تهران، هیئت بزازها نخستین هیئت صنفی بود که شکل گرفت. داخل بازار بزرگ، مغازه های صنف بزازها کنار هم وجود و آشنایی عطا با هم داشتند. از پایین صومعه امام، مبدا بازار بزرگ تا بازار عباس آباد بیشتر حرفه بزاز بودند. اصلا بازار مبصر امروزی را قدیم به اسم بازار بزازها می شناختند. جست بازار هم به دست صنف بزاز وجود و آنها جزو معتمدان میدان شمرده می شدند، به طوری که می توانستند میدان را تعطیل خواه باز کنند. هیئت بزازها م از ۱۴۰سال پیش در کنیسه میرزا موسی (یا همان مسجد بزازها) آغاز به کار کرد. در آن زمان دوشنبه شب ها یعنی روز زیارتی معصوم حسن(ع) و معصوم حسین(ع) هیئت در منزل افراد می افتاد. این هیئت، داخل حدود ۱۱۰سال پیش داخل منزلی در جنوب راسته اعدام نزدیک کوچه اکبری، برگزار می شد. در زمان رضاشاه که روضه ممنوع شده بود، برگزاری هیئت حالت چرخشی جلوه گر کرد و در دوشنبه شب ها یک نفر از اعضای هیئت که کالبد فراز هم داشت و به کلمه بوسیله او درفش» می گفتند، سر محله می ایستاد و افراد را به منزل مورد نظر هدایت می کرد. روشن است که داخل این زمان، مجالس آرام و بدون جلب رویت و تا حدی مخفیانه برگزار می شد و داخل آخر کانون نیز افراد تک تک و بدون احضار توجه، آنجا را صرفنظر می کردند. حاج حیدرعلی و حاج محمداسماعیل حاجیان مدخل مؤسسان هیئت بزازها بودند. این دو برادر درون سال۱۲۸۴ش با هم برای وعده دوم بوسیله عروج حج می روانی. درون طرز مکه، حاج محمداسماعیل با عرب ها مذاکره داشته و آنها سرانجام در مکه او را خفه می کنند و جنازه او داخل همان مکه دفن شد. نگرش تدفین او با مقبره پیشگاه ابوطالب ۲قبر بور دارد. منبری های هیئت، حاج کارفرما صدرا، عالم رضا سراج، حاج کارفرما ابهت حاج حشمت، سیدقاسم شجاعی، ملا محمدفاضل کاشانی، احمد رحمانی همدانی، فلسفی واعظ، جواد مناقبی، حسین وحیدخراسانی، حسین علی راشد، اشرف کاشانی، مرتضی شاهرودی، حاج مقدس و. بودند. بعد از انقلاب، یکی از وعاظ هم آقای سخنگو نوری بود. از میان مداح ها، حاج حبیب الله ستایشگر جزء نوحه خوان های خاص بود و گاهی هم گفتگو می کرد. حاج حبیب الله شالی و فینه شیر-شکری داشت و به جای عبا، کت بلندی می پوشید. صبح مهلت سپس از نماز که چای می دادند، آقای ستایشگر به مداحی می پرداخت. از دیگر نوحه سفره های هیئت، حاج احمد ناظم بود، پس ازآن حاج محمود، سپس حاج احمد و پس ازآن از او حاج محسن و همچنین، سیدمحسن دربندی. یکی از مداحان متمایز هیئت، حاج مرزوق حیات که از سن کمینه داخل کربلا روضه می خواند. حاج احمد بابا حاج محمود ناظم در کربلا نوحه خوانی پسر بچه سیه چرده ای را می پسندد و به او می گوید: می خواهی بیایی ایران؟ و آن فرزند قبول می کند و به ایران می آید و او همان حاج مرزوق است.   بعد از حاج مرزوق و آقای ستایشگر، حاج میرزا علی جوهر و حاج میرزا علی اصغر بلورفروش و رحمت الله حاجیان و آقای سربی نیز نوحه سفره بودند و بعد اینها حاج محمد علامه تقریبا از سال ۱۳۴۰ش نوحه خوان هیئت بود؛ البته حاج محمد علامه فقط نوحه خوان نبود و گاهی مطالبی می گفت و منبری هم می شد و مجموعه شعری بوسیله نام هدیه مور داشت و سفرنامه حج را هم نوشته بودند و همینطور کتاب ۶۰سال خدمتگزاری. کارهای مالی هیئت، بر عهده حاج میرزا حسن قاضی و حاج میرزا اصغر کهنه چی و حاج سیدجواد خَلَصی بود. تو آن زمان، مبلغی که از طرف هیئت به مداحان داده می شد، حدود ۲تومن تا ۴تومن حیات و جمع نفقه ها حدود ۵۰تومان می شد. لیست های باستانی مخارج هیئت که خیلی ارزش دارد، نزد آقای مجد است. آنهایی که مخارج و امور مالی هیئت را در دست داشتند، بی حد حساس و کنجکاو بودند، به طوری که حتی اسکناس ها را هم عوض و بدل نمی کردند و همان پولی که دریافت شده بود، صرف کردن هزینه ها می شد. هیئت تو زمان های مختلف ازجمله فاطمیه، ماه محرم و پایان صفر و یا فعالیت های جشن و عزا مانند شهادت امام صادق(ع) و امام حسن عسگری(ع) استوار وجود. اول نوحه خوان علی اکبرخوانی می کرد، پس ازآن ی بود و بعد تعزیه: حضرت علی اکبر سوار اسب می شد، سپس نیزه دارها می آمدند. اسب غصه می آوردیم. دور تا دور پشت بام زن ها می نشستند و طبقه پایین غصه نصفی زوجه بودند و نصفی مرد و تو شبستان اندوه آن موقع چندان کسی نبود. زن ها به بخشی زیاد بودند که از روز هشتم به بعد از بامداد زود می آمدند تا داخل کلیسا بزازها جا بگیرند. روز هفتم، روز پیشگاه قاسم، قاسم خوانی بود و بعد تعزیه: اول حضرت قاسم خود را معرفی کردن می کرد، بعد سوار کنار اسب می شد و می ماتم و سپس از حمله سرنیزه دارها از عریضی بیرون می شد. شب هفتمین می رفتیم منزل حاج میرزا ابراهیم حاجیان و کتلی برمی داشتیم؛ این کتل یک چنگ باریکه طلایی داشت و از خود کتل بی قراری ترمه آویزان وجود. روز دوازدهم باید این کتل را مکرر سرجایش می بردیم. مدال هم نداشتیم، فقط چند درفش در ابتدا و عاقبت و وسط گروه عزا حرکت می کرد. روز نهم، روز حضرت عباس بود و روز عاشورا تیمار تعزیه معصوم حسین(ع) برگزار می شد: معصوم بوسیله بازار می آمد، پس ازآن نیزه دارها می آمدند، بعد پوست شیر وجود برای وقایع پس ازآن از عصر عاشورا. گاهی علیق هم روی صحنه می پاشیدند. روز آستان علی اصغر را تیمار داخل همان روز می گرفتند. روز یازدهم و روز دوازدهم برنامه کاروان اسرا را حاج اصغر رزاقی برگزار می کرد، به این رخساره که حدود ۱۲نفر شتر تهیه کرده بود و سپس درون تعزیه اهل بیت بچه ها را با چارقد تو کاروان اسرا بوسیله ارائه می کشید. تو تعزیه، حاج ابراهیم آزادگان نقش محضر عباس را بازی می کرد. روز درگاه عباس تو تعزیه مبدا یک نفر با علم و اسب و بقیه وسایل وارد می شد، سپس تلاطم می کردند، بعد نیزه دارها می آمدند، بعد اسب از یک در خارج می شد و اسب دیگری از در دیگری می آمد. اسب دوم خون آلود و زخمی وجود و سوار آن حضرت عباس، با فرق شکافته، که برای نمایش آن لقمه گوشت شکافته شده ای روی عادت عباس تعزیه می گذاشتند و دست های او را طوری می بستند که انگار بریده شده است، بعد عباس با آن اسب دور می گردید و شوری برپا می شد، به خصوص از صدای شیون زن ها از پشت کف اطاق تا پایین، بعد تابوتی می آوردند که آن را با کاه لبریز کرده بودند و حضرت عباس تو آن می خوابید و معصوم حسین بالای سر برادر حاضر می شد، بعد این تابوت را همراه امام حسین روی سر جمعیت و عزادار دور مجلس می گرداندند.   بعد از مصدق و کودتای ۲۸مرداد، چند نفر از بازاری ها را گرفتند، ازجمله حاج عبدالعظیم حاجیان از صنف بزازها، حاج محمود مانیان از صنف خرازی ها، شمشیری از حرفه چلوکبابی ها و پس ازآن آنها را فرستادند خارک و بعد یکی یکی آزاد شدند. روز ۱۵خرداد سال۴۲ ما در هیئت بزازها تا داخل دانشگاه رفتیم. از مسجد بزازها ساعت۸:۳۰  بامداد روز عاشورا بر سرن بلند شدیم. یکسره تا صومعه حاج ابوالفتح در میدان شاه رفتیم. حاج حسین سربی مداح هیئت تنها کسی بود که نوحه خوانی کرد و در آن شعاری راجع به فیضیه که در آن ایام مورد یورش نیروهای گارد پادشاهی فراغت گرفته بود، داد و نوحه ای مخرب تیمار راجع به آقای خمینی خواند. پس ازآن جمعیت بوسیله ما ملحق شد و رفتیم تا میدان فردوسی و بعد رفتیم دانشگاه و درون برگشت هم با جمعیت تا دژ مرمر آمدیم و از آنجا کم ناچیز متفرق شدیم و به راسته برگشتیم و اینها تقریبا تا خلط های قفا طول کشید. تو همان سال، ما بالای سر منبر عکس آقای خمینی را غم نصب کرده بودیم که هیچگاه جای دیگر این فقره را نمی کردند. حاج اشرف کاشی با اینکه ی نبود، اما وقتی می مجمع روی منبر و انباشتگی درون حال گریه بود، با مشت به عکس آقای خمینی اشاره می کرد و این اتفاق در زمانی وجود که آقای خمینی را دستگیر کرده بودند. حدود سال۴۳ پشت قاعده منبر عکسی بزرگ از آقای خمینی که از عکاسی همای قم تهیه کرده بودیم و آن عکس را با مشت کشیده بودند، نصب بود. اسدالله علم که آن حین نخست وزیر بود، به مجلس آمد و بوسیله عکس آقای خمینی خیره شد و معلوم است که نمی توانست آنجا را زین کند. تو آن زمان هیچ هیئتی جرأت چنین کار کننده نداشت. پس از انقلاب هیئت، کنیسه میرزاموسی را که از سال های دور نامی به مسجد بزازها شده بود، ترک کرد و با حمایت آقای سیداحمد خوانساری فعالیت خود را در کلیسا سیدعزیزالله میدان ادامه عدالت. خرج قندوشکر را نیز ایشان پرداخت می کردند. آن زمان فدایی از این اقلام سهمیه بندی وجود ولی ما بوسیله توصیه آقای خوانساری از سهمیه استفاده نمی کردیم. پس از متورم آقای خوانساری، صومعه سیدعزیزالله را تیمار ترک کردیم و یکی دوسالی تو پارکینگ روبه روی پاچنار سنت برگزار کردیم.  سال۱۳۶۶ ملک فعلی را خریدیم و دقیقا مطابق معماری مسجد میرزاموسی - نگرش بدوی - آن را ساختیم. برای ساخت اینجا مطلع با تغار مدیرعامل ثانیه سازمان مترو روبه رو بودیم و دستور پیدایش نمی دادند، زیرا درون طرحی که آن زمان فرانسوی ها ارائه داده بودند، آنجا به نشانی دیگری درنظر گرفته شده بود و مدیر مترو نیز با توجه به موقعیت این زمین در نزدیکی بازار، تاسیس ه را نمی پذیرفت و باور نمی کردند که عزیمت ما ایجاد ه باشد و حتی می گفتند قصد دارید داخل اینجا پاساژ بسازید! بعد از گپ های ما که می گفتیم صبر نیست اینجا پاساژ شود، بوسیله او گفتیم چوب این رفتار خویشتن را خواهی خورد و اتفاقا چند لمحه پس ازآن از آن، از مسئولیت برکنار شد و مدیر جدید (آقای هاشمی) حیات که می گفت این زمین چندان غصه بوسیله امر آنها نمی آید و بدین نظم برای خرید زمین رفتار کردیم. زمین اینجا ۱۸۰۰مترمربع بود و بعدها زمین های جنبی اینجا را همچنین خریداری و بوسیله ه افزایش کردیم. نخست بخاطر ساخت آن طرف ه به ما اجازه نمی دادند و ناچار در آنجا چادر می زدیم، اما بعدها که رئیس مترو عوض شد و سایرین آمدند، به ما اذن دادند آنجا را نیز بسازیم. سال۱۳۷۰ زمین جای فعلی را قولنامه کردیم. موقعی که اینجا خریداری شد، حاج احمد ناظم صحبتی با ما کرد و توانستیم مسکوک ۸.۵میلیون تومان در مرحله اول جمع کنیم. بعد با فروشنده های زمین با ارزش توافقی قبلی خودشان دستخوش تباین شدیم، مربوط به صاحبان زمین می گفتند: موسسه مترو خواستگار این زمین است و قیمت آن اعلی رفته است. حتی یکی از مالکان می شوق سپس از چند سال تباین بخاطر اخذ زمین کارپرداز بگیرد، ولی آقای خردمندان درون آن موقع گفت با دعوا و وکیل که نباید ه» ساخت و ۲هفته بخاطر حل مشکل وقت خواست. ایشان برای محلول تفاوت بوسیله منزل فرزند یکی از فروشندگان که از دنیا رفته بود، می رود. آقای خردمندان برخلاف معمول، با کراوات به منزل آنها می رود و می گوید: من نه بوسیله تفکر معصوم حسین(ع) آمده ام و نه بوسیله فکر خدا، بلکه قصدم حل این اختلاف است و می خواهم یک معامله بی زنجیر و بیهوشی با شما داشته باشم. برایم جالب بود که حتی مهیا نبودند بخاطر ه تیمار از امام حسین هزینه کنند. خاتمه در همان جا به ارامش رسیدند. بعد با دوستان ازجمله حاج حسن آقای سعید و آقای سیدکمال مرتضوی، آقای سیدقاسم شجاعی و آقای عالم جواد مناقبی و حاج محمد علامه مداح مصاحبت کردند و همگی در اینجا گرد آمدند. دکتر مناقبی منبر رفت و آقای شجاعی روضه خواند، آقای سعید اندوه صیغه ه را جاری کرد. اطلس ه فعلی را لرزاده مثل محل سابق هیئت، یعنی کنیسه بزازها نقشه کشی کرد و تنها تباین میان دو بنا در پهنای ستون ها بود در برابر ستون های مسجد میرزاموسی یک متر و خرده ای پهنا داشت. می گفتند تو قدیم رسم بود که استوانه ها را پهن می گرفتند تا تو مواقعی مثل نماز شب در پیاده شدن ستون ها، اشخاص یکدیگر را نبینند. درون مسجد، مداح ها و پامنبری ها کنار ستون دوم طبق منبر می نشستند و الان بی قراری همینطور است. از ساعت۱۰ به سپس مجلس خصوصی می شد و دیگر کسی منبر نمی رفت و پامنبری ها کنار استوانه دوم می نشستند هر کدام یکی دو بیتی می خواندند و روضه را به اندوه تحویل می دادند. گریه کن ها و مجتمع گرم کن ها هم بین ستون اول و دوم می نشستند. مثلا یکی از گریه کنان حاج احمد حاجیان حیات و گاهی به شوخی بوسیله او می گفتند نصف مجلس برای توست و با یاحسین گفتن تو، مجلس گرم می شود و او بی آرامی گاهی بوسیله شوخی می گفت: باید نیم پول منبری را به غلام بدهید! حلقه از صبح زود اول می شد و تا عقب ادامه داشت، ولی از ساعت۱۰ به بعد بسیاری می رفتند و بخش کوچکی می ماندند. فقط داخل روزهای تاسوعا و عاشورا سپس از مجلس ناهار می دادند. جماعت در آن روز درون منزل حاج حیدرعلی حاجیان برگزار می شد نه در کلیسا. چای هیئت تو اختیار حاج عبداللهی ها حیات و آنها چند چای را با بی آرامی ترکیب و ممزوج می کردند تا چای معطر و دلگشا رنگی به دست آید و برای چای، یکروز یک گونی زغال کاربرد می شد. متأسفانه تاریخ قدیم و معاصر ایران، تاریخ همان اشراف و دولتمردان است و اگر جایی از انسان سخن به میان می آید، باز غصه مربوط به آن طبقه نخست است. یکی از دوستانم می گفت درون ژاپن موضوع تحقیق یکی از دانشجویان واژه فارسی بایگانی و نگهداری اظهار خوانده شده در جلسات نه مذهبی تهران وجود و آن اشعار بوسیله ژاپنی ترجمه و با صوت واقعی یکجا منتشر شده حیات. درحالی که زمانی نه چندان دور در همین تهران جمع آوری و اشکوب بندی این داده ها، ترویج خرافات شمرده و چه بلوایی بوسیله پا می شد. به هر حال، امیدوارم دست کم هیئاتی که عمری والاتر از یک قرن دارند، این امر را جدی بگیرند و کتاب خود را بنویسند و اسناد قدیم و جدید خود را حفظ کردن و ثبت کنند.

نقش تربیتی قصه های شب در روند شکل گیری شخصیت کودک

ما کودکی خود را با افسانه و قصه های کودکانه به یاد می آوریم. قصه ها، بی آن که آگاه باشیم، نطفه و نهاد شخصیت آینده و سرنوشت ها را پی ریزی می کنند، صورت و ظاهر این قصه ها شاید به مرور زمان به فراموشی سپرده شوند، اما جوهره ی نمادین آن ها همواره از کانون هستی ما حضوری فعال و قدرتمند دارد و می تواند چشمه ی خلاقیت و سر زندگی کودک در سال های آتی زندگی باشد. رسم زیبای قصه خوانی در شب و در وقت خواب علاوه بر ایجاد و تحکیم رابطه ی عاطفی با کودک، جزئی از اصول تربیت سنتی در تمام جهان است و فلسفه ی انجام آن، آماده ساختن کودک برای زندگی با رمز و راز و تأثیر گذاشتن بر ناخودآگاه اوست. چون وقتی کودک در حال خواب است، محتویات قصه به زیان شما، خود به خود به ضمیر ناخودآگاه وی منتقل می شود. رمزهای قصه در ضمیر ناخودآگاه او جایگزین می شوند تا در زمان لازم، ذهن و تخیل کودک را برای مواجهه با واقعیت آماده کنند و در عین حال او را در برابر اضطراب، ترس ها و ناشناخته های معمول در زندگی، مصون نگه دارند. بنابراین قصه های شب جنبه ی پالایش و درمانی دارند و کودک را در برابر هزار و یک پرسش و نکته ی گنگ و مهمی که ممکن است در طول روز برایش پیش آمده باشد، محافظت می کنند و این کار را با زبان نماد و رمز انجام می دهند. این سنت زیبا و تأثیر گذار، متأسفانه در جامعه ی پرتنش، پیچیده و پر شتاب امروزی، به تدریج رو به فراموشی می رود و امروز، کمتر مادری را می بینیم که قبل از خواب برای کودکش، قصه ای نقل کند و به ویژه در خانواده های شهری، تلویزیون، ویدئو، ماهواره و به ویژه کامپیوتر، به تدریج جای قصه گویی شبانه را گرفته اند، غافل از اینکه جوهره ی عاطفی و کارکرد تربیتی درمانی قصه های شب، قابلیت جایگزینی با هیچ شیوه و رسانه ی دیگری را ندارد. چرا که زبان قصه های شب، زبان نماد و رمز و راز است و تنها نماد است که می تواند در ناخودآگاه کودک تأثیری ماندگار بگذارد و او را از وحشت مواجهه با واقعیت بیرحم و عریان حفظ کند و در عین حال نوعی تصفیه و تزکیه ی عاطفی – هیجانی در او پدید آورد. به طوری که با هم ذات پنداری با قهرمان قصه (خود را جای قهرمان انگاشتن) بتواند بر اضطرابهای موهوم خود غلبه پیدا کند و به نوعی تخلیه هیجانی دست یابد و بتواند در برابر ترس های بی دلیل خود، از قوه ی هدایت شده ی تخیل در قصه های جن و پری کمک بگیرد. حال ممکن است این سوال پیش بیاید که چرا از قصه های شب» سخن می گوییم چرا سنت قصه خوانی و کتابخوانی در طول روز نمی تواند چنین تأثیری در روند شکل گیری شخصیت کودک داشته باشد؟ واقعیت این است که قصه صوتی کودکانه گویی و قصه خوانی در هر ساعت شبانه روز، می تواند به کودک در فهم واقعیت پرورش قوه ی تخیل، هنجاریابی و درک ارزش ها و مواجهه با استعدادهای شخصی کمک کند اما تأکید بر قصه های شب یا قصه های قبل از خواب که سنتی رو به زوال است، دقیقاً به دلیل تأثیر دوگانه و مضاعف قصه در زمان خواب صورت می گیرد. چرا که اولاً بافت، ساختار و فضای قصه های شب، باید با قصه های روز متفاوت باشند و دقیقاً بر مبنای ساختار قصه های عامیانه ی، مادربزرگان (یا به زبان تئوریک قصه شناسی بر مبنای قصه های جن و چری) استوار باشند و ثانیاً درست قبل از خواب کودک برای او خواند و یا نقل شوند، به طوری که بعد از آن، کودک به خواب رود و مجال القاء مفاهیم قصه به ناخودآگاه کودک فراهم آید. حال باید دید که چرا قصه های شب، باید فضایی متفاوت از قصه های روز داشته باشند، و یا همان گونه که گفتیم از الگوی قصه های مادربزرگان و افسانه های جن و پری تبعیت کنند؟ اصلاً قصه های جن و پری جنسیت و قصه های مادربزرگان چه ویژگی خاصی دارد که آن ها را در روند شخصیت پردازی کودک، در موقعیت ممتازی قرار می دهد. این ویژگی را در عوالم زیر می توان خلاصه کرد. ۱– تاکید بر تخیل به عنوان رکن اصلی ۲- ایجاد فضای امن و مصون برای مواجهه با تخیل و واقعیت ۳- استفاده از نظام نمادین برای تأثیربر ناخودآگاه و وحدانیت اجزای وجودی انسان. همان گونه که اشاره شد، قصه های شب معمولاً از فرهنگ عامیانه ی ما نشأت می گیرند و از گذشته های دور، نسل به نسل به ما رسیده اند و گویی در حافظه ی جمیع، جاودانه شده اند و به همین دلیل، خاصیتی تربیتی درمانی و شفابخش دارند. این قصه ها به جای بازگویی صرف واقعیت، با ایجاد رمز و راز و هدایت تخیل کودک، حس کنجکاوی، خودانگیختگی و توانایی احساس کردن را برای کودک به ارمغان می آورند. توانایی درک تمام احساسات بشری مثل عشق، ترس، نفرت، امید و حتی سوگ و جدایی. اما جهان قصه در عین مطرح کردن تمام احساسات بشری، برای کودکان جای امنی است. چرا که همه ی این ها در مزان غیر واقعی یکی بود و یکی نبود» یا روزی روزگاری» اتفاق می افتد. پس اتفاقات آن به خود راستین» کودک لطمه نمی زند و کودک در برابر عریانی خشن واقعیت احساس سرما و برهنگی نمی کند، این جهان با جهان قصه های واقع گرایانه و سراسر پند و اندرز افراد بالغ تفاوت دارد. چرا که جهان قصه های واقع گرایانه و اخلاقی، می توانند برای کودک تهدیدی محسوب شود. اما در قصه های عامیانه، یا قصه های جن و پری هر اتفاقی که بیفتد، کودک احساس خطر نمی کند، چرا که این اتفاق در جهان قصه رخ داده است و به همین دلیل کودک به عنوان یک شاهد، نظاره گر، از این قصه ها خود انگیختگی طبیعی، شور و شوق و مواجهه با احساسات بشری را می آموزد، بی آن که احساس کند شخصیتش لطمه دیده است. در واقع قصه های عامیانه فضایی آزاد و رها برای جولان تخیل و کشف و شهود را برای کودکان به همراه می روند. عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد برالعجب من عاشق این هر دو ضد اما این فضای آزاد، کنترل نشده و وحشی نیست، بلکه دقیقاً از ساختار و الگوی واحد قصه های عامیانه که در آن شر محکوم به شکست است و نیکی در نهایت پیروز می شود، تعبیت می کند، اما جدال بین خیر و شر در قصه های عامیانه دلهره آور نیست، چرا که به زبان رمز که مناسب ترین زبان برای بیان مسائل ناخودآگاه است، به نمایش گذاشته می شود و این راز اثر بخشی و خاصیت درمانی قصه های شب است که مسائل مشترک نوع بشر و طریقه ی راه حل و فصل آن ها را به زبانی نمادین بیان می کند. در این مورد دکتر برونو بتلهایم، روان شناس معروف کودک که تحقیقات مفصلی بر جنبه های درمانی و تربیتی افسانه ها انجام داده است، به تفصیل در کتاب معروف خود تحت عنوان کاربرد افسانه ها» که در ایران به نام کاربرد افسون» ترجمه شده است، صحبت کرده است. دکتر بتلهایم اشاره می کند که هدف روان درمانی قصه ها، هماهنگ کردن هشیاری و ناهشیاری کودک و یا در واقع خودآگاه و ناخوداگاه اوست. فرد در صورتی می تواند تمامیت شخصیتی خود را پیدا کند که بین وجه هشیاری و ناهشیاری فردی و جمعی وی، مناسبات درستی برقرار شود. در قصه ها این مناسبات به صورت ازدواج دختر شاهزاده با پسر سلطان صورت می گیرد. دختر سلطان یا شاهزاده خانم بیانگر جلوه ای از ناهشیار است که باید از راه ازدواج و شویی با جنبه هشیار روان در آمیزد و این اتصال و اتحاد، به گونه ای نمادین، بیانگر هماهنگی و سازشی میان هشیاری و ناهشیاری بشر و درو اقع بیانگر تمامیت اجزاء وجودی اوست، تا بتواند نهاد (غرایز) را با خود» (جنبه ی هشیار وجودش) و فراخود (وجدان و باید و نبایدهایش) هماهنگ کند و تنها در این صورت است که می تواند شاد و طبیعی و خودانگیخته باشد و همه ی توان و قدرت خود را در راه کمال و شکوفایی وجود خود به کار اندازد. این همان وظیفه ای است که شهرزاد قصه گو در هزار و یک شب با قصه های پریان خود انجام می دهد، در واقع قصه گویی شهرزاد، وسیله ای برای روان درمانی شهریار بیمار و پالایش روانی اوست و البته شهرزاد این کار را با یک قصه و در طول یک شب انجام نمی دهد. چرا که نظام نمادین قصه باید به تدریج بر ناخودآگاه تأثیر کند. به همین دلیل، قصه گو شهرزاد به هزار و یک شب، یعنی زمانی معادل سه سال طول می کشد تا شهریار از طریق قصه های پیاپی، از افسردگی، بدبینی و ناراحتی روحی نجات یابد و بار دیگر تمامیت شخصیت خود را پیدا کند. پس توجه به خاصیت درمانی قصه در بطن فرهنگ شرق نهفته است و نکته ای است که امروزه روان شناسان غرب به عنوان یک تز پژوهشی، بر روی آن کار می کنند و اصلاً اصطلاح مفهوم قصه درمانی» که از نیمه ی دوم قرن بیستم در غرب رواج یافت، از توجه به واقعیت درمانی نهفته در هزار و یک شب و قصه های شرقی، ناشی شده است. بتلهایم معتقد است که افسانه های جن و پری و افسانه های عامیانه که پدربزرگ ها و مادربزرگ ها تعریف می کردند، به ما کمک می کنند تا خویشتن را بهتر بشناسیم. چون ارزش های دوگانه و دوقطبی وجود ما در این قصه ها از هم جدا شده اند و هر کدام در وجود چهره ای متفاوت، تجلی یافته اند. و به همین علت، این قصه ها از قصه های پند آمیز معمولی که در کتب درسی و سیستم آموزشی واقع گرایانه وجود دارند، قدرت تأثیرگذاری بیشتری دارند و عملاً در جریان تکوین شخصیت پردازی به یاری کودک می شتابند. چرا که این قصه ها بر اساس خیال پردازی پرورش پیدا می کنند. برخی سیستمها و یا مربیان به غلط تصور می کنند که پرورش قوه ی تخیل، کودک را از واقعیت اطرافش دور می کند و این نوع ادبیات و قصه پردازی را برای او مفید نمی دانند، در صورتی که رویدادهای تخیلی، اساس شفای روحی هستند. چرا که ذهن کودک خردسال از دیدگاه بتلهایم دارای مجموعه ی در حال گسترش وسیعی است که اغلب از یک رشته نقوش ذهنی بی تناسب تشکیل شده است که فقط برخی از آن ها تکمیل شده اند. کودک با ذهن خود، فقط برخی جنبه های واقعیت را در می یابد و قوه ی تخیل، نقاط ضعفی را که در عدم درک کودک از جهان پیرامونش موجود است پر می کند. این نقاط ضعف بر اثر عدم رشد فکری و فقدان اطلاعات درست پدید می آید و همچنین فشارها و استرسهای درونی در هنگام مواجهه با واقعیت نیز باعث عدم درک مسائل و یا تحریف واقعیت می شود. اما خیال پردازی نیز در همه حال، خالی از خطر نیست، ایجاد نوعی نظم و ساختار، از خطر خیال پردازی لجام گسیخته می کاهد، چرا که خیال پردازی غیر کنترل شده، خود می تواند باعث اضطراب و یا دور شدن از واقعیت شود. کودک طبیعی، خیال پردازی را با مشاهده ی قسمت هایی از واقعیت آغاز می کند. اگر خیال پردازی نظم و کنترلی نداشته باشد، ممکن است اشیاء در ذهن کودک چنان درهم آمیزند که به هیچ رو، قادر به نظم دادن و کنترل آن ها نباشد. برای این که کودک بتواند از عالم خیال به واقعیت بازگردد، وجود نوعی نظم ضروری است و افسانه های جن و پری این نظم را ایجاد می کنند. چرا که همانند ذهن کودک عمل می کنند، یعنی مثل خیال پردازی های کودک، معمولاً با بخشی از واقعیت آغاز می شوند (دختری که می خواهد به دیدار مادربزرگش برود، دختری که مادرش را از دست می دهد، مرد فقیری که یک شب هیچ غذایی با خود به خانه نمی آورد) اما در نهایت نتیجه ی این خیال پردزای ها، چندان روشن نیست. وقتی کودک با افسانه های جن و پری آشنا باشد، می داند که این افسانه ها به زبان اشارات یا نمادها با او سخن می گویند، نه به زبان واقعیت روزمره. در واقع از همان ابتدای داستان، مخاطب متوجه می شود که آن چه اتفاق می افتد، یک رشته واقعیت محسوس با اشخاص و مکان های واقعی نیست. کودک نیز با مفهومی که به نماد می دهد، از آن قصه ها برداشت خاص خود را دارد. از دیدگاه یونگ، بیماری روانی زاییده ی کمبود و یا ضعف کارکرد نمادین ذهن است. یعنی خودآگاهی نمی تواند با غرایز هماهنگ شود (فراخود با نهاد) و ذائقه غریزی به صورت خام ظاهر می شود و زبان حال نمادینی در خودآگاهی نمی یابیم. همین واژه روزی روزگاری»، در سرزمین دور» یا در سرزمینی هزار سال پیش تر از این» ، یا زیر گنبد کبود» و . به کودک می فهماند که آنچه بیان خواهد شد، ربطی به اینجا و اکنون ندارد و سپس حوادثی روی می دهد که در آن ها منطق عادی و رابطه ی علت و معلولی وجود ندارد. چنانچه در رویا و کلیه جلوه های ناخودآگاه نیز چنین فضایی حاکم است. اما چرا بی زمانی قصه، می تواند بر ناخودآگاه ما تأثیر بگذارد؟ چون فرد به جای فردیت، با دنیای خارج قطع رابطه می کند و رفتاری ضد اجتماعی پیدا می کند. محتوای ناخودآگاه، پنهان ترین و در عین حال مبهم ترین حیطه برای انسان است و شدیدترین دل نگرانی ها و هم چنین عظیم ترین امیدواری ها را به وجود می آورد. حیطه ی ناخودآگاه محدود به زمان و مکان خاص یا توالی منطقی رویدادها نیست. ناخودآگاه ، بی اطلاع ما، ناگهان ما را به دورترین زمانهای زندگی مان بر می گرداند. به حیطه ی رویاهای اجدادمان – به رویاها و تصاویر ازلی بنابراین، عجیب ترین، کهن ترین، دورترین و درعین حال آشناترین جاهایی که افسانه ی جن و پری از آنها سخن می گوید، نمایشگر سفری به درون ذهن ما و به درون قلمروهای بی خبری و ناخودآگاه است (آنچه یونگ از نماد می بیند، منحصراً قدرت تألیف کننده و هماهنگی بخش آن، یعنی متعارف ترین و اخلاقی ترین عمل نماد است). افسانه ی جن و پری اگرچه از همان شروع ساده ی خود وارد حوادث تخیلی می شود، اما با وجود پیچ و خمهای، طولانی، پیشرفت حوادث قصه از دست نمی رود و اگرچه قصه، کودک را به سفری در جهان شگفتی ها می برد، در پایان، با اطمینان بخش ترین شیوه، او را به عالم افسار تخیل برای مدتی کوتاه، خطری در بر ندارد، به شرطی که به طور دائم گرفتار آن نشویم. همان گونه که در پایان قصه، قهرمان به عالم واقع باز می گردد و سرنوشتی خوش، اما معمولی و بدون جادو پیدا می کند. همانطور که ما از رویای خویش، شاد و سرحال بر می خیزیم تا بهتر، آماده ی مقابله با فشارهای واقعیت باشیم، در پایان قصه ی جن و پری نیز، قهرمان یا شخصاً یا بر اثر جادو به عالم واقع باز می گردد، در حالی که به مراتب بهتر از ابتدای داستان، قادر به در درست گرفتن زندگی خویش است. در اینجا بی مناسبت نیست که از دیدگاه زبان شناسان نیز نگاهی مسئله داشته باشیم، زبان شناسان معتقدند که زبان مفهوم سلبی است و نه ایجابی، و در واقع ما ماهیت را آنگونه که هست نمی فهیمم، بلکه از طریق مجرای زبان بهتر می فهمیم، به همین دلیل اشاره شد که این قصه ها باید قبل از خواب خوانده و یا گفته شوند چون خواب ادامه ی خیال پردازی و به نظم کشیدن تخیلات کودک را از طریق خیال پردازی به عهده می گیرد و انرژی ذهنی لازم را برای شروع یک روز جدید در اختیار او قرار می دهد. پژوهش هایی که اخیراً درباره ی رویا انجام شده است، نشان داده است که هرگاه کسی از رویا و خواب دیدن محروم باشد، حتی اگر بخوابد، ولی به مرحله ی خواب سبک یا رویابینی نرسد، دچار افسردگی می شود در زندگی واقعی، از نظر کنترل واقعیت دچار مشکل می شود. علت مشکل این است که فرد، فرصت آن را پیدا نمی کند که در عالم رویا، خود را از ید مسائل ناخودآگاه که به او هجوم می آورند رها سازد. باید در نظر داشت که رویاهای کودک به اندازه ی رویای بزرگسال پیچیدگی ندارد. بنابراین به قصه های جن و پری بیشتر نیاز دارد. بسیاری از روانشناسان معتقدند که اگر کودکی با افسانه های جن و پری آشنا شده باشد، ممکن است رویاهایش از نظر محتوا و مفهوم کم مایه تر باشد و در نتیجه در راه تسلط بر مشکلات زندگی چندان کمکی به او نمی کند، این مهمترین دلیل نیاز کودک به قصه های شب قبل از خواب است. اما ممکن است برای بسیاری این پرسش پدید بیاید که چرا نباید شب هنگام قصه های منطبق با واقعیت برای کودک گفته شود؟ بسیاری از کسانی که تکیه بر واقعیت گرایی دارند، از عنصر خیال پردازی از قصه های عامیانه ایراد می گیرند. پاسخ به این سوال این است که اگر کودک همواره با قصه های واقع گرایانه مواجه باشد، ممکن است چنین نتیجه بگیرد که بخش عمده ی واقعیت درونی او و خیال پردازی هایش مورد قبول پدر و مادر نیست. از این رو خود را نسبت به زندگی درونی و ذهنی بیگانه می سازد و در نتیجه به سوی غنای فکری گام بر نمی دارد و بعدها ممکن است در سنین نوجوانی و جوانی که دیگر تحت سلطه ی عاطفی پدر و مادر قرار ندارد، از جهان ملموس و منطقی متنفر شود و از هرگونه روابط علت و معلولی بگریزد و تماماً به درون عالم خیال پناه ببرد. گویی که درصدد جبران چیزی است که در کودکی از دست داده است و این ممکن است در سنین بالاتر به جدایی کامل فرد از واقعیت منجر شود که پیامدهای خطرناکی را دربر دارد و آغاز سایکوز یا روان پریشی است. چنین شخصی حس می کند که هرگز در عالم واقع احساس رضایت کامل نمی کند وچون با فعالیتهای ناخودآگاه بیگانه می شود، قادر نیست توان ناخودآگاه خود را در جهت غنای زندگی خویش به کار ببرد. در این صورت زندگی دیگر نه خوشایند است و نه مزیتی عزیز و بی همتا که به انسان هدیه داده شده است. به محض آن که فشارهای درونی کودک بر او چیره شود، تنها چیزی که او را آرام می کند و به او امید می بخشد، تجسم بخشیدن به آنها در عالم خارج است. اما مسئله ی مهم چگونگی این تجسم بخشیدن است. بی آن که این کاربر وجود کودک غالب گردد. کودک به تنهایی هنوز قادر به برقراری نظم در فراگردهای درونی خود و درک آنها نیست. افسانه های جن و پری مادربزرگان به کودک نشان می دهد که چگونه می تواند آرزوهای ویرانگر خود را در وجود یک شخصیت مجسم سازد و یا از شخصیت دیگر، به رضایت خاطر برسد و اصولاً چگونه با دغدغه های مخرب خود، سازگاری پیدا کند و آنها را پالایش کند. وقتی آرزوهای کودک در وجود فرشته ای مهربان تجسم یافت، و انگیزه های ویرانگرش در وجود جادوگری پلید، و هراسهایش در وجود گرگی درنده و توقعات وجدانش در وجود پیری خردمند مجسم شد، آن زمان کودکی سرانجام قادر خواهد بود که گرایشهای متضاد خود را منظم سازد و از این هنگام است که شخصیت او به تدریج شکل می گیرد و در آینده، در برخورد با مسائل و مشکلات کمتر دچار اضطراب، از خود بیگانگی و آشفتگی درونی و مهتر از همه کمتر دچار احساس تناقض می شود.

keyboard_arrow_up